جناب آقای دکتر پیمان در حال حاضر شیعیان در قبال مسئله افغانستان چه وظیفهای دارند؟
آنچه در افعانستان رخ داده است و در جریان است ، مصداق دقیق یک فتنه پیچیده و مبهم آمریکایی و انگلیسی با مشارکت اتباع و اشیاع آنها است ، ما باید مطابق آموزه های دینی موضع گیری کنیم نه بر اساس احساسات و هیجانات عاطفی.
دستور حکیمانه امیرالمومنین در آن حکمت معروف برای همچنین جایی و همچنین وقایعی است .
فرمود : در فتنه مثل بچه ی شتر باشید ، نه پشتی که برآن سوار بشوند و نه پستانی که از آن شیر بدوشند
این سخن امام به معنای بی تفاوتی نیست ، بلکه به این معنی است که اگر شخصی حق را دقیقاً بشناسد و توانایی آن را داشته باشد که با زیرکی و کیاست وارد سیاست شود، وظیفه او است که در میدان حاضر شده و به دفاع از حق بپردازد، اما اگر نتواند مرزبندی دقیقی بین حق و باطل در ذهن خود مجسم کند ، ممکن است به همین دلیل این امکان وجود داشته باشد که مورد سوء استفادۀ دیگران قرار گیرد ، پس باید مطابق امر مولای متقیان تا شناسایی کامل حق و باطل، خود را درگیر فتنه نکند.
– کسانی که طالبان کنونی را با طالبان ۲۰ سال پیش مقایسه میکنند و یکی میدانند در اشتباه هستند .
– کسانی که طالبان کنونی و داعش را یکی میدانند و موضع ایران را در مورد سوریه و عراق با افغانستان دوگانه میخوانند اشتباه بزرگتری میکنند .
– کسانی که احمد مسعود و طایفه اش را با دیگر جریانات نیروهای مقاومت یکی میدانند اشتباهشان خیلی غلیظ است و قیاس مع الفارق میکنند .
سیاست کنونی جمهوری اسلامی درست است و مطابق آن وظیفه ای است که در فتنه از ما خواسته اند .
امام امیر مؤمنان علی علیه السلام در ضمن نامه ای به فرزند گرامی اش امام حسن مجتبی علیه السلام نیز فرموده است: … فَکُنْ عِنْدَ ذَلِکَ یَا بُنَیَّ کَابْنِ اللَّبُونِ لاَ ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ وَلاَ وَبَرٌ فَیُسْلَبَ وَلاَ ضَرْعٌ فَیُحْلَب، فرزندم در چنین شرایطی که (آتش فتنه ها شعله ور است) همچون شتر کم سن و سال باش نه پشتی دارد که سوار شوند و نه پشمی که بچینند و نه پستانی که بدوشند… ( نهج البلاغه صبحی صالح، 1414: 469)
فتنه، از ماده «فَتن» (بر وزن مَتن) در اصل به معنای قرار دادن طلا در کوره است تا خالص از ناخالص جدا شود سپس به معنای هرگونه آزمایش و امتحان و بلا و عذاب و حتی شرک و بت پرستی و آشوبهای اجتماعی آمده است و در اینجا منظور همان آشوبهای اجتماعی است.
از اینجا روشن میشود که هدف امام این است که انسان به هنگام شورشهای اهل باطل و فتنه های ناشی از خصومت آنها با یکدیگر ، نباید آلت دست این و آن شود، باید خود را دور نگه دارد و به هیچ یک از دو طرف که هر دو اهل باطل هستند کمک نکند. در این گونه موارد معمولاً هر کدام از طرفین به سراغ افراد بانفوذ و شخصیت ها می آیند تا از نفوذ و قدرت آنها برای کوبیدن حریف استفاده کنند. در این هنگام باید این افراد بلکه تمام افراد، خواه ضعیف باشند یا قوی نهایت مراقبت را به خرج دهند که در دام فتنه گران و غوغا سالاران نیفتند مبادا دین و یا دنیای آنها آسیب ببیند.
غرض اصلی از فتنه گری از نوع سیاسی آن ، غالباً رسیدن به مقاصد سیاسی و به دست آوردن قدرت و مناصب اجتماعی است. نمونه این فتنه ها در صدر اسلام و قرون نخستین فراوان بود که امامان اهلبیت و یارانشان همواره از آن کناره گیری میکردند حتی در داستان قیام ابو مسلم خراسانی بر ضد بنی امیه گرچه در ظاهر برای کوبیدن باطلی بود ولی در باطن برای تبدیل باطلی به باطل دیگر و به حکومت رساندن بنی عباس به جای بنی امیه بود. به همین دلیل هنگامی که ابو مسلم به وسیله نامه ای پیشنهاد حکومت و خلافت را به امام صادق علیه السلام کرد امام آن را نپذیرفت ، زیرا میدانست در پشت پرده این قیام ، چه اشخاصی کمین کرده اند و به تعبیر دیگر ، امام میدانست این یک فتنه است که دو گروه باطل به جان هم افتاده اند و نباید به هیچ کدام امتیازی داد.

















هیچ نظری وجود ندارد