از آغاز طلوع فجر قرآن، دوستداران هدایت و سعادت برگرد هدایت آن جمع شده اند و بر آستان ارجمندش اعتکاف ورزیده و گاه به منظور یافتن گوهری، خود را در این دریای ژرف غوطه ور ساخته اند.نخستین مفسر واقعی قرآن خود رسول رحمت و پیام آور انسانیت بود. او هنگام نزول وحی ناچار به شرح و توضیح مفهوم و هدف اصلی آن می پرداخت، و به مصداق « وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ »؛ « قرآن را بر تو نازل کردیم تا آن چه را بر آنان نازل شده است بیان و روشن نمایی ». او مسئولیت توضیح و تفسیر قرآن را داشت.پس از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) پیشوایان معصوم و مسلمانان در حفظ شئون قرآن و حراست از صورت و سیرت آن، کوشش و فعالیت مستمر داشته اند. مفسران قرآن کاوش گران همیشه جاوید آیات تشریعی و تکوینی، مدام در تلاش فهم و توسعه دادن مفاهیم آیات الهی بوده اند. آن ها سرشار از آموزش ها، حکمت ها و تجربه های پربار و آموزنده بوده و در طول پانزده قرن از حیات قرآن در تلاش و کوشش فهم آیات آن بوده اند، تا با اخذ توشه ای برای زندگی خویش مشعل دار و روشن گر راه حق جویان دیگر نیز باشند.عموم حرکت های اجتماعی جوامع اسلامی، وابستگی کاملی به حرکت تفسیر و شتاب و کندی آن داشته است. مفسران عالی قدر قرآن در طول تاریخ با الهام از دانش و بینش عصر، به سراغ قرآن رفته و با گشودن نقاب از چهره حقایق قرآن، تجربیات و معلوماتی کسب کرده و در اختیار جامعه انسانی قرار داده اند.مصطفی رافعی می گوید:از آن زمانی که تاریخ به وجود آمده در همه ی تاریخ عالم، کتابی شناخته نشده است که به اندازه قرآن، یا نزدیک به آن، شرح و تفسیر بر آن نگاشته یا تألیف و تصنیف درباره اش نوشته شده باشد، مثلاً ابوعلی اسواری قرآن را به تواریخ و سیره ها و وجوه تأویلات تفسیر کرد، او از سوره بقره شروع نمود و ۳۶ سال در این کار پی در پی کوشید تا از دنیا رفت و این سوره به آخر نرسید. (۱)صاحب کشف الظنون برخی از تفاسیری را که تا زمان او نوشته شده است تا سیصد و چند تفسیر نام برده و گفته است: « بعضی از این تفسیرها در چندین مجلد است که گاهی تعداد مجلدات از صد تجاوز می کند و از جمله ابوبکر ادخوی ( متوفای ۳۸۸ هـ ) تفسیر الاستغناءِ را در صد جلد نوشته است ». (2) و شعرانی در کتاب المنن تفسیری را در یک هزار جلد نامبرده است. (۳)یکی از نویسندگان معاصر حجاری تعداد کتاب هایی را که درباره ی قرآن و علوم آن، اعم از اهل سنت و امامیه، نوشته اند به نام معجم مصنفات القرآن الکریم فراهم آورده است. در آن کتاب که در ۴ جلد است تعداد ۳۲۸۱ جلد کتاب را در مورد قرآن کریم گردآورده و معرفی کرده است. (۴)محقق توانا مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی در الذریعه تعداد ۴۵۰ تفسیر از تفاسیر شیعه را با نام و مشخصات اجمالی یادآوری می کند. (۵)نگارنده با توجه به تتبع اجمالی که در مورد تفاسیر شیعه انجام داده است، تعداد ۱۵۰۰ مورد از تفاسیر شیعه و مفسران نامدار آن را با نگرش به کتاب ها در آیه، حدیث، بیوگرافی، تذکره ها و تراجم استخراج کرده و در اختیار دانشجویان و طلاب عزیز قرار داده است. (۶)دارالقرآن الکریم در قم که هم اکنون سمینار قرآن کریم از سوی آن مرکز برگزار می گردد بیش از ۳۰۰۰ مجلد از تألیفات شیعه را تحت عنوان معجم مصنّفات الشیعه حول القرآن الکریم را اعم از تفسیر و علوم قرآنی با کامپیوتر آماده ی چاپ و نشر دارد که در اختیار محافل علمی و قرآنی قرار خواهد داد. (۷)این آمار و ارقام، مربوط به جهات کمّی و سیر تاریخی توجه به قرآن کریم در طول قرن های گذشته بود. یقیناً این اعداد و ارقام بازگوکننده ی مجموع آن چه صورت پذیرفته است نخواهد بود، چون هر عالم دینی، هر ادیب نکته سنج، هر مفسر قرآن شناس، هر تاریخ نگار سنت گرا، هر فیلسوف متأله و هر عارف خداجو، سرچشمه معارف و منبع علوم و دانش های حقیقی خود را قرآن کریم دانسته و معلومات خود را با آن کتاب سنجیده و آزمایش می نمود. از این رو به تعداد هر محقق، مفسر، فقیه، ادیب، مورخ، فیلسوف متأله، عالم خداشناس، کتاب تفسیر یا کنکاشی درباره ی قرآن کریم وجود خواهد داشت؛ هر چند کتاب خانه های فعلی جهان هم اکنون فاقد آن تحقیقات و بررسی های ارزشمند و مفید می باشند.در این مقاله تلاش بر آن است که بخشی از توجه به جنبه های کیفی و کمّی قرآن مورد بحث و بررسی قرار گیرد و آن بازگویی و عنایت و دقت مفسران در طول پانزده قرن به این کتاب کریم می باشد که ضمن مطرح ساختن پانزده مفسر نامدار و پانزده تفسیر مهم، گوشه ای از تلاش های مسلمین را در این زمینه، بازگو می نماییم:
۱٫ علی (علیه السّلام) امام المفسرینمحققان علوم قرآنی، وحدت نظر دارند که علی (علیه السّلام) نخستین مفسر قرآن مجید است و جایگاه بلند و شامخ او در انس و آشنایی با حقایق و معارف قرآن انکارناپذیر است.سیوطی می نویسد:خلفای اربعه نخستین مفسران قرآن هستند ولی روایاتی که از سه تن از خلفای راشدین است بسیار اندک می باشد و اما آن چه از علی نقل شده بسیار است و از ابن مسعود نقل می کند که قرآن ظاهری دارد و باطنی و باطن و ظاهر آن نزد علی است. (۸)محمد عبدالعظیم زرقانی، مدرس علوم قرآن در دانشکده اصول دین مصر، در کتاب مناهل العرفان گوید:امام علی که- رضوان خدا بر او باد- بیش از دیگر خلفا زیست و با وسعت و گسترش یافتن مناطق اسلامی در زمان او نیاز مسلمانان به فهم علوم صحابه بیشتر از پیش گردید، از این رو منقولات از علی، بیشتر از دیگران است. افزون بر آن، غنای فکری و امتیاز علمی و اشراق و نورانیت قبلی آن حضرت را دیگران نداشتند، سایرین پیش از هر کاری به امور حکومتی پرداختند ولی او به علم قرآن پرداخت… (۹).او می افزاید:وهب بن عبدالله بن ابی الطفیل نقل می کند که به هنگام ایراد خطبه علی (علیه السّلام) حضور داشتم که می فرمود: « سَلونی فواللهِ لا تَسألونی عن شیء إلّا أخبرتُکم، و سَلونی عن کتابِ اللهِ، فواللهِ ما من آیهٍ إِلّا و أنا أعلمُ أبلیلٍ نَزَلت أم بنهارٍ؟ أفی سهلٍ؟ أم فی جَبَلٍ؟ » و فی روایه عنه قال: « واللهِ ما نَزَلَت آیهٌ إلّا و قد علمتُ فیم أنزِلَت؟ و أینَ أَنزِلَت؟ إنّ ربِّ وهَب لی قلباً عقولاً، و لساناً سَؤلاً. (۱۰)از من سؤال کنید، به خدا قسم از هر چیزی سؤال کنید پاسخ آن را می دهم. از من در مورد قرآن سؤال نمایید، به خدا قسم آیه ای در قرآن وجود ندارد که مگر این که این شأن نزول و وقت نزول آن را می دانم. و می دانم که روز نازل شده است یا شب، در زمین هموار یا کوه و تپه؟ و نیز در روایتی آمده است. به خدا سوگند آیه ای نازل نشده است مگر آن که می دانم در چه موردی و در کجا نازل گشته است؟ زیرا پروردگار به من دلی اندیشمند و زبانی پرسش گر عطا نموده است.ابونعیم در حلیه الاولیاء از ابن مسعود چنین نقل کرده است:قرآن بر اساس حروف هفت گانه نازل گشته است، حرفی در آن وجود ندارد مگر آن که ظاهر و باطنی دارد، و ظاهر و باطن حروف در پیشگاه علی بن ابی طالب (علیه السّلام) حضور دارد. (۱۱)با توجه به اعترافات فوق و ده ها نشان و شاهدی که وجود دارد، نخستین کسی که پس از پیامبر خدا به تفسیر قرآن و گردآوری آن پرداخت و روایات فراوانی از او به یادگار ماند، علی (علیه السّلام) بود. نویسندگان اهل سنّت به او لقب « امام المفسرین » یا اعلم اصحاب پیامبر داده اند. (۱۲)مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار و مرحوم سیدحسن صدر در تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام روایات متعددی را در شأن علی (علیه السّلام) و احادیث تفسیری او آورده اند. که طالبان تفصیل به آن دو کتاب مراجعه نمایند. (۱۳)
روش تفسیری امام (علیه السّلام)روش تفسیری آن حضرت با توجه به نزدیک بودن به سرچشمه زلال وحی و تغذیه از آن چشمه سار زلال، تفسیر مأثور و منقول بوده است.در روزگار امیرالمؤمنین تفسیرها از محدوده نقل روایت و تبیین مختصر لغت فراتر نمی رفته است. و تفسیر در حقیقت شعبه ای از حدیث به شمار می آمد، چون یکی از مصادیق بارز « الراسخون فی العلم » بوده، علم ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، مطلق و مقید، مجمل و مبین، ظاهر و باطن، تفسیر و تأویل پیش او بوده است، علاوه بر آن عالم ترین افراد به تفسیر و تأویل قرآن بود.
۲٫ ابن عباس، صحابی مفسرعبدالله بن عباس بن عبدالمطلب بن هاشم، پسرعموی پیامبراسلام سه سال قبل از هجرت متولد گردید، او هفت سال در دوران طفولیت عصر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را درک کرده است، ولی بیشترین بهره و استفاده را از مکتب تفسیری امام علی بن ابی طالب (علیه السّلام) برده و از رسول الله روایت کرده است.عطاء بن ابی رباح نیز در تفسیر قمی، آیه « فَهَلْ یَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَهَ » را از او روایت کرده است. دانش وسیع و اندوخته های کامل او موجب شد که وی را « ترجمان القرآن » یا « حبر أمت » و اعلم الناس عصر خود یا « صدرالمفسرین » بنامند.اهل نظر و تحقیق، او را وارث علوم پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) معرفی نموده اند و مشهور است که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در حق او با این لفظ دعا کرد: « اللهمّ فَقِهّهُ فی الدینِ، وَ عِلّمهُ التأویلَ؛ (۱۴) خدایا او را فقیه در دین و عالم و آشنا به تأویل قرآن قرار بده ».پیداست که دعای پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در حق او مستجاب و پذیرفته شد، چون تعداد زیادی از احادیث مربوط به معانی و تفاسیر قرآن از او منقول و او در حل معضلات قرآنی یکی از استوانه ها و محورهاست.علامه حلی در بخش اول از خلاصه در باب حرف عین گفته است:عبدالله بن عباس از اصحاب و یاران رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) محب و دوستدار و شاگرد علی (علیه السّلام) بود، شأن او در جلالت و اخلاص نسبت به علی (علیه السّلام) مشهورتر از آن است که مخفی و ناپیدا باشد.کشّی در رجال خود احادیثی را که متضمن قدح او می باشد روایت کرده است، ولی شأن و عظمت او بالاتر از آن است. (۱۵)صاحب معجم رجال الحدیث در پایان نقل آرا و نظرات گوناگون، می نویسد: « او فردی جلیل القدر و مدافع علی (علیه السّلام) و حسنین (علیه السّلام) بود و تمام مطالب مربوط به قدح و تضعیف او مخدوش است ». (16)ابن الندیم در الفهرست، تفسیر او را پس از تفسیر امام باقر (علیه السّلام) نام می برد و می گوید: در کتاب هایی که در تفسیر قرآن تألیف شده، نخست کتاب الباقر محمد بن علیّ بن الحسین (علیه السّلام) به روایت ابوالجارود زیاد بن منذر … و کتاب ابن عباس به روایت مجاهد و حمید بن قیس از مجاهد و عیسی بن میمون از ابونجیح از مجاهدت را روایت کرده اند. (۱۷)مرحوم آقابزرگ تهرانی در الذریعه گوید: دو تفسیر به ابن عباس نسبت داده شده است:۱٫ تفسیر ابن عباس عن الصحابه، تألیف ابواحمد عبدالعزیز بن یحیی بن احمد بن عیسی جلودی، ( متفوای ۳۳۲ هـ ).۲٫ تفسیر تنویر المقیاس من تفسیر عبدالله بن عباس. این تفسیر نیز که در چهار جزء قرار دارد و دربرگیرنده بخشی از آیات کریم است. نه همه آیات، و اخیراً در مصر در سال ۱۲۹۰ چاپ شده است و فرید وجدی و دیگران آن را از تألیفات ابن عباس شمرده اند. (۱۸)در این دو تفسیر می توان روایات منقول از ابن عباس را مشاهده کرد، اما این که تألیف مستقل یا اثر مستقیم او باشد، بعید به نظر می رسد، چون در کتاب الضوء اللامع تألیف حافظ شمس الدین محمد بن عبدالرحمان سخاوی، آن را به محمد بن یعقوب فیروزآبادی، صاحب قاموس ( متوفای ۸۱۷ هـ ) نسبت داده و از ابن عباس روایت کرده با آن چه در این تفسیر در بولاق در سال ۱۲۹۰ هـ ق یا آن چه در بمبئی هندوستان چاپ شده، سند روایت کتاب به عمار بن عبدالحمید هروی می رسد که روایت گر از علی بن اسحاق سمرقندی ( متوفای ۲۳۷ ) بوده است و سمرقندی از محمد بن مروان ( سدی صغیر، متوفی ۱۸۶ هـ ) روایت می کند و او از محمد بن سائب کلبی ( متوفای ۱۴۶ هـ ) و او نیز از ابوصالح میزان بصری و او نیز از ابن عباس روایت می نمود. (۱۹)چون سیوطی در کتاب الاتقان ضمن نقل دعای « اللهمَّ عَلَّمهُ الحکمهَ » یا « اللهمّ بارک فیه وَانشُر منه » راه های منتهی به ابن عباس را نقل می کند و می گوید: « سند کلبی از أبی صالح میزان بصری ضعیف ترین سندها است ». (20) ولی ابن عبدی در الکامل می گوید:کلبی احادیث شایسته و خاصی از ابوصالح میزان بصری دارد و آن معروف به تفسیر است و تفسیری طولانی تر و پرمایه تر از آن وجود ندارد و پس از او مقاتل بن سلیمان تفسیری دارد ولی تفسیر کلبی برتر از آن است، چون در تفسیر مقاتل مسلک های ردی و نیز وجود دارد. (۲۱)خلاصه آن که در پیشگامی یا ترجمان القرآن بودن ابن عباس شک و تردیدی نیست و احادیث تفسیری متعددی از او در زمینه آیات قرآن و احکام فقهی نقل شده است، ولی تفسیر تنویر المقیاس که منتسب به ابن عباس است و معمولاً شرح لفظی و لغوی آیات می باشد و گاهی نیز شأن نزول آیات را نقل می کند و در چهارصد صفحه بزرگ قرار دارد که در چاپخانه « الاستقامه » مصر در سال ۱۳۸۰ تجدید چاپ شده و در آغاز سوره ها آمده است: « و من السوره التی تذکر فیها البقرهَ » یا « یذکر فیها النحل » نمی تواند اثر تألیفی ابن عباس باشد.ابن عباس پس از عمری تلاش و کوشش در راه احیای دست آوردهای رسالت در سال ۶۸ هـ در طائف درگذشت.
۳٫ سدّی، مفسر قرن دومقرن دوم اسلامی، علم تفسیر از توسعه و گسترش نسبتاً بیشتری برخوردار بوده است، این قرآن که دوره ی تابعان یا تابعان تابعان به شمار می آید، در تفسیر قرآن، علاوه بر اتکای به قرآن و کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آرا و اقوال صحابی ها نیز مدنظر قرار می گیرد. در این دوره با گسترش فتوحات اسلامی و مهاجرت برخی از محدثان به نواحی گوناگون، حوزه های اسلامی متنوعی به وجود آمد؛ مانند حوزه مکه، مدینه، عراق و غیره.ابومحمد اسماعیل بن عبدالرحمان کوفی معروف به سدّی ( متوفای ۱۲۷ ) از مفسران عهد تابعین و از اصحاب امام سجاد و امام صادق (علیه السّلام) می باشد. او قرشی، تابعی، کوفی و منتسب به « سده ی » مسجد کوفه می باشد. سدی صغیر محمد بن مروان بن عبدالله بن اسماعیل سدی از نوادگان او است. او روایت گر تفسیر ابن عباس از محمد بن سائب کلبی می باشد.سیوطی در الإتقان گوید:اسماعیل سدی تفسیر خود را با اسناد به ابن مسعود و ابن عباس نقل می کند و از پیشوایان تفسیر مانند سفیان ثوری و شعبه، روایت می نماید تفسیر سدی یکی از بهترین و کامل ترین تفاسیر می باشد. (۲۲)او در پایان می افزاید: « محمد بن جریر طبری اغلب از تفسیر سدی، نقل می کند ». (23) مرحوم آقابزرگ تهرانی در الذریعه إلی تصانیف الشیعه درباره ی تفسیر سدی چنین می نویسد:مؤلف آن أبومحمد أسماعیل بن عبدالرحمان بن ابی کریمه القرشی التابعی الکوفی معروف به « سدی کبیر » منتسب به سده ی مسجد کوفه، مفسر معروفی است که در سال ۱۲۷ از دنیا رفته است. او از اصحاب و یاران امام علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد (علیه السّلام) بوده و از نوادگان سدی صغیر محمد بن مروان بن عبدالله بن اسماعیل متوفای ۱۸۶ می باشد؛ همان فردی که روایت گر تفسیر ابن عباس از طریق محمد بن سائب کلبی است که در سال ۱۴۶ از دنیا رفته است و گاهی به علت مصاحبت و مجاورت با کلبی او را محمد بن مروان کلبی نیز می گویند؛ آن چنان که در تاریخ بغداد آمده است… (۲۴)علامه سیدهاشم کتکانی در تصانیف خود از تفسیر سدی چنین نقل می کند: « سدی مفسر معروف، معاصری نیز دارد که در اسم، لقب و مذهب با او اشتراک دارد ولی او مفسر نیست؛ بلکه اسماعیل بن موسی فزاری سدی کوفی است که در سال ۱۴۵ هـ فوت کرده است و ابن حجر عسقلانی در کتاب التقریب شرح حال او را می نگارد آن چنان که شرح حال سدی مفسر را نیز آورده و تصریح به تشیع او نموده است. (۲۵)
سبک تفسیریسدی با توجه به دوره تدوین آن می بایست تفسیر به مأثور و منقول باشد.طبری مورخ و مفسر معروف، فراوان از او نقل می کند، ولی کتابی با نام خاص او به نظر نگارنده نرسیده است. معلوم می شود که قبلاً چنین تفسیری وجود داشته، لیکن به دست ما نرسیده است.
۴٫ طبری، مفسر قرن سوم و چهارمقرن چهارم نسبت به دو قرن پیش، از بالندگی و شکوفایی بیشتری برخوردار است. در این قرن، مباحث متنوع کلامی، وارد مباحث تفسیری گردیده است. آثار فکری اشاعره، معتزله، صفاتیه، حشویه، کرّامیه و امامیه در آن ها پیداست. مجادله های کلامی مانند: قدم و حدوث قرآن، مخلوق بودن یا عدم خلقت آن، ندامت از گناهان کبیره و پذیرش توبه یا عدم پذیرش آن، احیاناً با نتیجه گیری های سیاسی و اجتماعی، به تفاسیر موجود آن قرن رنگ و جلای ویژه خود را داده است.در قرن سوم و چهارم هجری روش تدبّر، تعمّق در قرآن و گزینش های عقلی همراه روش نقلی، شور و شوق در مردم ایجاد نموده و مقدمات یک رنسانس و تحول فرهنگی را در جهان اسلام به وجود آورده است. خلفای عباسی که خود را حامی و مشوق فراگیری علوم قرآن معرفی می نمودند در برابر امواج خروشان اصلاح طلبان و اندیشمندان اسلامی نتوانسته اند مقاومت نمایند، آنان نیز هم رأی با مردم به ایجاد کتاب خانه ها و روی آوردن به مفاهیم قرآنی و انس و آشنایی با تفسیر، جلسات بحث و مناظره تشکیل داده اند.تفسیر جامع البیان فی تفسیر القرآن تألیف محمد بن جریر یکی از مهم ترین و ارزشمندترین تفسیرهای قرن سوم و اوائل قرن چهارم می باشد که آن را « امّ التفاسیر » نامیده اند.سیوطی در الإتقان می گوید:تفسیر طبری یکی از پرارزش ترین و بزرگ ترین تفسیرهایی است که به نقل اقوال و ترجیح برخی از آن ها به برخی دیگر، و اِعراب گذاری و استنباط اقوال می پردازد، از این نظر بالاتر از تفسیرهای پیشینیان می باشد. تفسیر طبری گسترده ترین و کهن ترین تفسیر مدوّن می باشد که بسیاری از مفسران از سفره ی علم و فضل آن بهره جسته اند، ابوحامد اسفراینی گفته است: اگر فردی در راه به دست آوردن تفسیر طبری به « چین » مسافرت کند، کار بزرگی انجام نداده است… (۲۶)کتاب با خطبه ای در ستایش خداوند و درود بر پیامبر اسلام آغاز و سپس شرحی درباره ی ویژگی های قرآن مجید، بلاغت، فصاحت و اعجاز ارائه کرده است. پس از آن در ضمن فصولی از مقدمات تفسیر قرآن سخن به میان آورده؛ از قبیل: وحدت در ضمن فصولی از مقدمات تفسیر قرآن سخن به میان آورده؛ از قبیل: وحدت معانی قرآن یا معانی زبان عربی، تبیین حدیث، نزول قرآن به هفت حرف، شیوه هایی که با آگاهی به آن ها می توان به تأویل قرآن پرداخت، اخبار منع تأویل به رأی و … » (27)
روش تفسیریتفسیر طبری را گرچه می توان از « تفاسیر مأثور » شمرد ولی نویسنده در عین حال از پرداختن به علوم و معارف زمان خود هم غفلت نداشته است. طبری در تفسیر خود بیش از فراء ( متوفای ۲۰۷ هـ ) و ابوعبیده معمربن مثنّا ( متوفای ۲۱۰ هـ ) مؤلف مجازالقرآن از بلاغت قرآن بحث کرده. و به برخی از تفاوت های کلمه ای قرآن اشاره دارد.تفسیر طبری یکی از گسترده ترین و کهن ترین تفسیرهای کامل روایی است که مفسران زیادی از محتوای غنی آن سود جسته اند. این تفسیر به زبان فارسی، فرانسه و انگلیسی نیز ترجمه شده است.محمد بن جریر طبری از مورّخان، محدثان و مفسران بزرگ اسلامی است. او در سال ۲۲۴ هجری در آمل مازندران ( طبرستان ) متولد گردید و در پایان روز شنبه ۲۶ شوال ۳۱۰ هجری در بغداد از دنیا رفت. وی از خردسالی به قرآن و آموختن آن عشق می ورزید به همین جهت قرآن را حفظ کرد. در اوان جوانی برای تحصیل به بغداد رفت و از آن جا به قصد توسعه معلومات خود و سیر در آفاق به جهان گردی پرداخت. او گرفتار مظالم و تعدیات حنبلیان شد و بالأخره در خانه خود در بغداد محبوس و پس از مرگ همان جا مدفون گردید. (۲۸)
پی نوشت ها :
۱٫ مصطفی رافعی، اعجازالقرآن، ص ۱۲۴٫۲٫ حاج خلیفه، کشف الظنون، ج۱، ص ۴۲۴، ایضاح المکنون، ج۱، ص ۳۰۲٫۳٫ مجله حوزه، شماره ۲۴، شناسایی برخی از تفاسیر عامه.۴٫ دکتر علی شواخ اسحاق، معجم مصنفات القرآن الکریم.۵٫ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ج۴، ص ۲۳۱-۳۴۶٫۶٫ بخشی از این مجموعه از سوی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز در سال ۱۳۶۷ تکثیر و در اختیار دانشجویان معارف قرار گرفته است.۷٫ از اظهارات شفاهی دکتر طالقانی، مسئول محترم دارالقرآن الکریم قم.۸٫ سیوطی، الاتقان، ج۴، ص ۲۳۳٫۹٫ عبدالعظیم زرقانی، مناهل العرفان، ج۱، ص ۴۸۳٫۱۰٫ همان.۱۱٫ سیوطی، الإتقان، ج۴، ص ۲۳۳٫۱۲٫ إحقاق الحق، ج۴، ص ۹۵-۱۵۳٫۱۳٫ بحارالانوار، ج۹۲ و ۹۳، ص ۱-۳۸۵ و ۳۹۴ و تأسیس الشیعه، ص ۳۱۶-۳۱۸٫۱۴٫ ابن ندیم، الفهرست، ص ۵۱٫۱۵٫ معجم رجال الحدیث، ج۱۰، ص ۲۲۹-۲۳۰٫۱۶٫ همان، ج۱، ص ۲۳۹٫۱۷٫ الفهرست، ص ۵۹ ترجمه فارسی.۱۸٫ الذریعه، ج۴، ص ۲۴۴٫۱۹٫ ابوطاهر محمد بن یعقوب الفیروزآبادی شافعی، تنویرالمقیاس من تفسیر ابن عباس.۲۰٫ الاتقان، ج۴، ص ۲۳۴-۲۳۹٫۲۱٫ الذریعه، ج۴، ص ۲۴۴٫۲۲٫ الاتقان، ج۴، ص ۲۳۸٫۲۳٫ الذریعه، ج۴، ص ۲۷۴٫۲۴٫ تاریخ بغداد، ج۳، ص ۲۹۳٫۲۵٫ پیش گفتار جامع البیان، ص ۱٫۲۶٫ مجله حوزه شماره ۲۴، شناسایی برخی از تفاسیر عامه، ص ۴۱٫۲۷٫ جامع البیان، ج۱، ص ۴۶ در مورد نکته های بلاغی تفسیر طبری به مقاله آقای دکتر علوی مقدم، در کیهان اندیشه شماره ۲۵، ص ۱۰۰، مراجعه شود.۲۸٫ در مورد شناخت تفسیر طبری به کیهان اندیشه ویژه نامه طبری شماره ۲۵ و ۲۷ مقاله آقای دکتر حجتی مراجعه شود.منبع مقاله :صاحبی، محمدجواد؛ (۱۳۹۲)، شناخت نامه ی تفاسیر: مقالاتی در شناخت تفاسیر قرآن کریم، قم: بوستان کتاب ( مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه ی علمیّه قم )، چاپ اول
مقالات مرتبط :
مفسران نامدار قرآن (۲)مفسران نامدار قرآن (۳)مفسران نامدار قرآن (۴)مفسران نامدار قرآن (۵)
















هیچ نظری وجود ندارد