تسلیم بودن
امام مهربانیها، حضرت حجة بن الحسن(عج) وارث جد بزرگوارش {رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ} از همان ابتدا که به سبب ظلم بشریت در پس پرده غیبت قرار گرفت، همواره در پی هدایت عالمیان برای درک عصر پر فیض ظهور بوده است، تا از برکت حضورش باران رحمت بر کویر خشک و سوزان غیبت ببارد و تبدیل به «ربيع الأنام ونضرة الايّام»(مفاتیح/زیارت نامه) بهار آفرین اهل عالم و صفا بخش روزگار گردد.
او که «والغوث، والرّحمة الواسعة»(احتجاج/زیارت آل یاسین) پناهگاه مردم و رحمت واسعه الهی است در همان سالیان نخست تلخ فراق به یکی از بزرگترین سکّانداران کشتی مرجعیت در طوفان پرتلاطم غیبت کبری بود ـ یعنی: شیخ مفید اعلی الله مقامه الشریف که در دهه نخست غیبت کبرا به دنیا آمد و در ابتدای دوران پر غم غیبت کبرا به سالهای 336 ـ 413 هـ ق میزیست و از برجستهترین چهرههای علم و فقاهت شیعه در سالهای آغازین غیبت کبرا بود.(رجال نجاشی/ص399ـ403/ش1067) این چنین مکتوب و مرقوم فرمودند:
«لو أنَّ أشياعنا وفقهم الله لطاعته، على اجتماع من القلوب في الوفاء بالعهد عليهم، لما تأخر عنهم اليُمن بلقائنا ولتعجَّلت لهم السعادة بمشاهدتنا على حق المعرفة وصدقها منهم بنا، فما يحبسنا عنهم إلاّ ما يتّصل بنا ممّا نكرهه ولا نؤثره منهم».(احتجاج/ج2/ص325)
حضرت در این نامه پر مهر و غم، ما شیعیان را برای شکستن حصار ظلمت غیبت و چشیدن لذت نعمت زیارت حجت الهی، به سه حقیقت رهنمون میسازند: اوّلین آه پر غصه حضرت، از عدم «علی اجتماع من القلوب» (وحدت شیعیان) است که در «فی الوفاء بالعهد علیهم» (تسلیم) خود را نشان میدهد و در نهایت به «ما یتصل بنا مما نکرهه» (ترک گناه) ختم میگردد.
وحدت ولایتمداران و ترک معصیت در شمارههای گذشته دنبال شد و اما تسلیم در برابر عقلانیت، هیبت و عظمت ولایت ـ که حضرت با بیان زیبای «وفای به عهد» تعبیر نمودهاند ـ را در میان فرمایشات حضرات معصومین(علیهم السلام) پی میگیریم.
تسلیم محض شیعیان نه تنها در عصر غیبت بلکه در عصر حضور امامان معصوم(علیهم السلام) نیز محور قیام و برپایی حق و عدالت بوده است.
هنگامی که سهل بن حسن خراسانی خدمت رئیس مکتب، حضرت امام جعفر صادق(ع) میرسد عرضه میدارد: «یابن رسول الله! امامت، هدایت و رهبری جامعه از آنِ شماست چه چیزی مانع شده که برای گرفتن حق خود قیام نمیکنید؟! با اینکه صد هزار نفر از شیعیان و پیروان شما با شمشیرهای آتشین آماده دستور شما بوده و از شما دفاع میکنند.»
حضرت امام جعفر صادق(ع) ـ که آگاه به جمیع جوانب هستند ـ به سهل فرمودند: «اینک اگر مطیع ما هستی برو در میان تنور (افروخته) بنشین.» ولی سهل بن حسن خراسانی که آشفته و متحیر گردیده بود، شروع به التماس و عذرخواهی از حضرت نمود که از من درگذرید.
در این هنگام هارون مکی وارد شد و سلام کرد، حضرت بیدرنگ به او فرمودند: «داخل تنور بنشین!» هارون مکی نیز بیتأمل داخل تنور افروخته و گداخته شده رفت و نشست.
سهل میگوید: بعد از مدتی صحبت درباره خراسان، به دستور حضرت بر سر تنور آمدم و دیدم هارون مکی در میان خرمن آتش تنور، آسوده نشسته است، در این هنگام هارون با رخصت حضرت از تنور بیرون آمد. سپس امام صادق(ع) فرمودند: «یا سهل در خراسان چند نفر از اینها پیدا میشود؟» عرض کردم: «به خدا قسم یک نفر هم از اینها در خراسان یافت نمیشود!»
امام صادق(ع) فرمودند: «ما هم تا زمانی که پنج نفر این گونه (تسلیم محض) پیدا نکنیم، قیام نخواهیم کرد.»(مناقب/ج4/ص237)
بنابراین چنانچه میبینیم، امام صادق(ع) نیز سهل خراسانی و مردم دیارش و ما را به تسلیم محض بودن در برابر حضرات معصومین(علیهم السلام) ـ که آگاه به ظاهر و باطن آدمیان و روزگار هستند ـ دعوت میکنند.
حتی رسول خدا(ص) در پیشگویی وقایع بعد از خود، خطاب به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «اگر بر علیه آنان یارانی یافتی با آنان جهاد کن و با مخالفین خود به وسیله موافقینت جنگ کن و اگر یاری نیافتی صبر کن».(کتاب سلیم/ح1) و امیرالمؤمنین(ع) نیز بعد احراق بیت شریفشان هنگام کشاکش به سمت مسجد فرمودند: «اگر چهل نفر برایم ممکن میشد جمعیت شما را متفرق میساختم».(کتاب سلیم/ح4) و مراد امیرالمؤمنین(ع) چهل نفر تسلیم محض و فرمانبردار تا سر حد جان بود، نه چهل یاور زبانی و بدون عمل و غیر تسلیم! که به شهادت سلمان در استنصارهای شبانه چهل و چهار نفر دعوت حضرت را قبول کردند ولی در میدان عمل و بیعت تا سر حد مرگ، حاضر نشدند.(کتاب سلیم/ح4) و امیرالمؤمنین(ع) امام مهربان و صبوری که سی سال خار در چشم و استخوان در گلو را تحمل کرد(خطبه شقشقیه) این بیوفایی را تحمل ننمود و این افراد پست بیوفا را لعن و نفرین کرده، فرمودند: «خدا لعنت کند اقوامی را که با من بیعت نمودند ولی مرا یاری نکردند».(کتاب سلیم/ح4)
تسلیم در برابر حضرات معصومین(علیهم السلام) آنچنان مهم است که عالم آل محمّد(ص) حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) فرمودند: «عبادت هفتاد صورت دارد که شصت و نه صورت از آن در اطاعت و تسلیم نسبت به خداوند و حضرت رسول الله(ص) و ائمه اطهار(علیهم السلام) میباشد».(بحار/ج2/ص212/ح116)
و حتی امام صادق(ع) کسی را که تسلیم محض نیست در ردیف مشرکین خواندهاند و فرمودند: «اگر قومی خداوند یکتا را بپرستند، نماز و زکات را به پا دارند، حج به جا آورند و روزه بگیرند ولی به دستوری از دستورات الهی یا دستورات رسول خدا(ص) اعتراضی داشته باشند و یا حتی در قلبهای خود راضی نباشند «لکانوا بذلك مشرکين» به سبب آن مشرک گردیدهاند.»
و در ادامه، حضرت این آیه مبارکه را تلاوت فرمودند: «قسم به خدای تو! که اینان ایمان نیاوردهاند مگر آنکه در خصومت ونزاعشان تنها تو را حاکم گردانند و آنگاه به هر حکمی که به سود یا زیان آنها کنی هیچگونه اعتراضی در دل نداشته و کاملاً از دل و جان تسلیم فرمان تو باشند».(نساء/65) سپس حضرت فرمودند: «بر شما باد که تسلیم باشید».(کافی/ج1/ص321/ح2)
قرآن کریم باز در آیهای دیگر (احزاب/36) حق اعتراض بر خداوند و حضرت رسول الله(ص) را بر هر مرد و زن مؤمنی نفی کرده و اعتراض کننده را در گمراهی آشکار میداند.
بنابراین برای درک توفیق همنشینی گل نرگس، زندگی در عصر پر خیر و برکت و سراسر قسط و عدل حضور، نزول برکات سماوی و ارضی، کامل شدن عقول آدمیان و عجین شدن مهر و محبت و حیا با وجودمان باید قبل از هر کاری، تسلیم محض و بیچون و چرای «ولی المؤمنین»، «محیی المؤمنین» و «معزّ الأولیاء»(زیارتنامههای حضرت) رهبر و احیاگر و عزّت دهنده مؤمنین گردیم. و به تعبیر خداوند متعال: {وَأَوْفُوا بِعَهْدِى أُوفِ بِعَهْدِكُمْ}(بقره/40) به عهد الهی پایبند باشیم و تسلیم محض خداوند، رسولش و اهلبیت(علیهم السلام) باشیم تا خداوند نیز به وعده خود جامه عمل بپوشاند که فرموده: {وَنُرِيدُ أَن نّمُنّ عَلَى الّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}(قصص/5). ان شاء الله
منبع : نشريه امام شناسي ، شماره 38

















هیچ نظری وجود ندارد