11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه امام رضا (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق
0
SHARES
7
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

در اين جا امام عليه السلام شروع به سخن كرد و فرمود: اى نصرانى! اگر با انجيل خودت كه به آن اعتقاد دارى، براى تو استدلال كنم، به حقانيت اسلام اقرار خواهى كرد؟

جاثليق گفت: آيا مى توانم گفتار انجيل را انكار كنم‌؟! آرى، به خدا سوگند اقرار خواهم كرد، هر چند به ضرر من باشد.

امام عليه السلام فرمود: هر چه مى خواهى، بپرس و جوابش را بشنو.

جاثليق: دربارۀ نبوت عيسى و كتابش چه مى گويى‌؟ آيا چيزى از اين دو را انكار مى كنى‌؟

امام عليه السلام من به نبوت عيسى و كتابش و آن چه به امتش بشارت داده و حواريون به آن اقرار كرده اند، اعتراف مى كنم، و به نبوت عيسى كه اقرار به نبوت محمد صلى الله عليه و آله و سلّم و كتابش نكرده و امتش را به آن بشارت نداده است، كافرم!

جاثليق: آيا به هنگام قضاوت از دو شاهد عادل استفاده نمى كنى‌؟

امام عليه السلام چرا.

جاثليق: پس دو شاهد از غير اهل مذهب خود بر نبوت محمّد صلى الله عليه و آله و سلّم اقامه كن، از كسانى كه نصارا آن ها را انكار نمى كنند، و از ما نيز بخواه كه دو شاهد بر اين معنا از غير اهل مذهب خود بياوريم.

امام عليه السلام هم اكنون انصاف را رعايت كردى اى نصرانى. آيا كسى را كه عادل بود و نزد مسيح عيسى بن مريم بر همه مقدم بود، مى پذيرى‌؟

جاثليق: اين مرد عادل كيست‌؟ نامش را ببر.

امام عليه السلام: دربارۀ يوحناى ديلمى چه مى گويى‌؟

جاثليق: به به! محبوب ترين فرد نزد مسيح را بيان كردى.

امام عليه السلام: به تو سوگند مى دهم، آيا انجيل اين سخن را بيان مى كند كه يوحنا گفت: حضرت مسيح مرا از دين محمّد عربى با خبر ساخت و به من بشارت داد كه بعد از او چنين پيامبرى خواهد آمد و من نيز به حواريون بشارت دادم و آن ها به او ايمان آوردند؟

جاثليق گفت: آرى، اين سخن را يوحنا از مسيح نقل كرده و اجمالاً به نبوت مردى بشارت داده و نيز به اهل بيت و وصيش بشارت داده است، امّا نگفته است اين در چه زمانى واقع مى شود و اين گروه را براى ما نام نبرده تا آن ها را بشناسيم.

امام عليه السلام: اگر ما كسى را بياوريم كه انجيل را بخواند و نام محمّد صلى الله عليه و آله و سلّم و اهل بيتش و امتش را تلاوت كند، آيا به او ايمان مى آورى‌؟

جاثليق: بسيار خوب است.

امام عليه السلام به نسطاس رومى فرمود: آيا سفر سوم انجيل را در حفظ دارى‌؟

نسطاس گفت: خيلى خوب از حفظ دارم.

سپس امام به رأس الجالوت (بزرگ يهوديان) رو كرد و فرمود: آيا تو هم انجيل را مى خوانى‌؟

گفت: آرى، به جان خودم سوگند.

فرمود: آيات سفر سوم را برگير. اگر در آن، ذكرى از محمّد و اهل بيتش بود، به نفع من شهادت ده و اگر نبود، شهادت نده. سپس امام عليه السلام سفر سوم را قرائت كرد تا به نام پيامبر صلى الله عليه و آله و سلّم رسيد. پس متوقف شد و به جاثليق رو كرد و فرمود: اى نصرانى، تو را به حق مسيح و مادرش، آيا مى دانى كه من از انجيل آگاهى دارم‌؟

جاثليق: آرى.

سپس امام عليه السلام نام پيامبر صلى الله عليه و آله و سلّم و اهل بيت و امتش را در انجيل براى او تلاوت فرمود و افزود: اى نصرانى، چه مى گويى‌؟ اين سخن عيسى بن مريم است. اگر آن چه را انجيل در اين زمينه مى گويد انكار كنى، موسى و عيسى هر دو را تكذيب كرده اى و كافر شده اى.

جاثليق: من آن چه را در انجيل برايم روشن شده است، انكار نمى كنم و به آن اعتراف دارم.

امام عليه السلام همگى شاهد باشيد كه او اقرار كرد. سپس فرمود: اى جاثليق، هر سؤالى مى خواهى، بپرس.

جاثليق: از حواريون عيسى بن مريم خبر ده، آن ها چند نفر بودند و نيز از علماى انجيل، آن ها چند نفر بودند؟

امام عليه السلام از شخص آگاهى سؤال كردى. سپس فرمود: حواريون دوازده نفر بودند و اعلم و افضل آن ها «لوقا» بود. امّا علماى بزرگ نصارا سه نفر بودند: يوحناى اكبر در سرزمين باخ، يوحناى ديگرى در قرقيسا، و يوحناى ديلمى در رجاز كه نام پيامبر و اهل بيت و امتش نزد او بود و او بود كه به امت عيسى و بنى اسرائيل اين بشارت را داد.

سپس فرمود: اى نصرانى، به خدا سوگند، ما به آن عيسى كه به محمّد صلى الله عليه و آله و سلّم ايمان داشت، ايمان داريم، ولى تنها ايرادى كه به پيامبر شما عيسى داريم، اين است كه او كم روزه مى گرفت و كم نماز مى خواند!

جاثليق گفت: به خدا سوگند، علم خود را باطل كردى و پايۀ كار خويش را ضعيف نمودى، و من گمان مى كردم تو اعلم مسلمانان هستى!

امام عليه السلام مگر چه شده‌؟

جاثليق: به خاطر اين كه مى گويى عيسى در عبادت ضعيف بود و كم روزه مى گرفت و كم نماز مى خواند، در حالى كه عيسى حتى يك روز را بدون روزه سپرى نكرد و هيچ شبى را (به طور كامل) نخوابيد و هميشه روزها روزه بود و شب ها شب زنده دار.

امام عليه السلام: بگو ببينم براى چه كسى روزه مى گرفت و نماز مى خواند؟

جاثليق نتوانست پاسخى بدهد و ساكت و شرمنده شد (زيرا اگر به عبوديت عيسى اعتراف مى كرد، با ادعاى الوهيت او سازگار نبود).

امام عليه السلام: اى نصرانى، سؤال ديگرى از تو دارم.

جاثليق با تواضع گفت: اگر بدانم، پاسخ مى گويم.

امام عليه السلام: تو قبول دارى كه عيسى مردگان را به اذن خداوند متعال زنده مى كرد؟

جاثليق در بن بست قرار گرفت و به ناچار گفت: قبول ندارم، زيرا آن كس كه مردگان را زنده كند و كور مادر زاد و مبتلا به برص را شفا دهد، پروردگار است و مستحق عبوديت (و با آن چه قبلاً پذيرفتم، سازگار نيست).

امام عليه السلام: حضرت اليسع نيز همين كار را كرد و بر آب راه رفت و مردگان را زنده كرد و نابينا و مبتلا به برص را شفا داد، امّا امتش قائل به الوهيت او نشدند و كسى او را عبادت نكرد. حزقيل پيامبر نيز همان كار مسيح را انجام داد و مردگان را زنده كرد.

سپس به رأس الجالوت رو كرد و فرمود: اى رأس الجالوت، آيا اين ها را در تورات مى يابى كه بخت النصر گروهى از جوانان بنى اسرائيل را از بين اسيران بنى اسرائيل كه در هنگام حمله به بيت المقدس اسير شده بودند، انتخاب كرد و به بابل بُرد و خداوند حزقيل را به سوى آن ها فرستاد و آنها را زنده كرد. اين واقعيت در تورات است. هيچ كس جز كافرانِ شما آن را انكار نمى كند.

رأس الجالوت: ما اين را شنيده ايم و مى دانيم.

امام عليه السلام: راست مى گويى. سپس افزود: اى يهودى، اين سِفر از تورات را بگير. پس امام عليه السلام شروع كرد به خواندن آياتى از تورات. مرد يهودى تكانى خورد و در شگفتى فرو رفت.

سپس امام عليه السلام به نصرانى رو كرد و قسمتى از معجزات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلّم دربارۀ زنده شدن بعضى از مردگان به دست او و شفاى بعضى از بيماران علاج ناپذير به بركت او را برشمرد و فرمود: با اين همه، ما هرگز قائل به الوهيت او نيستيم و او را پروردگار خود نمى دانيم. اگر به خاطر اين گونه معجزات، عيسى را خداى خود بدانيد، بايد اليسع و حزقيل را نيز معبود خويش برگزينيد؛ زيرا آن ها نيز مردگان را زنده كردند. هم چنين ابراهيم خليل پرندگانى را گرفت و سربريد و آن ها را بر كوه هاى اطراف قرار داد، سپس آن ها را فرا خواند و همگى زنده شدند. موسى بن عمران نيز چنين كارى را در مورد هفتاد نفر كه با او به كوه طور آمده بودند و بر اثر صاعقه مردند، انجام داد. تو هرگز نمى توانى اين حقايق را انكار كنى؛ زيرا تورات و انجيل و زبور و قرآن بيانگر آن است. پس بايد همۀ اين اشخاص را خداى خويش بدانى.

جاثليق كه پاسخى نداشت بدهد، گفت: سخن، سخن توست و معبودى جز خداوند يگانه نيست.

سپس امام عليه السلام دربارۀ كتاب اشعيا از او و از رأس الجالوت سؤال كرد. او گفت: من از آن به خوبى آگاهم.

امام فرمود: اين جمله را به خاطر داريد كه اشعيا گفت: من كسى را ديدم كه بر درازگوشى سوار است و لباس هايى از نور بر تن كرده (اشاره به حضرت مسيح) و كسى را ديدم كه بر شتر سوار است و نورش مثل نور ماه (اشاره به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلّم)؟.

گفتند: آرى، اشعيا چنين سخنى را گفته است.

امام عليه السلام: افزود: اى نصرانى! اين سخن مسيح را در انجيل به خاطر دارى كه فرمود من به سوى پروردگار شما و خود مى روم و «فارقليطا» مى آيد و دربارۀ من به حق شهادت مى دهد آن گونه كه من دربارۀ او شهادت دادم و همه چيز را براى شما تفسير مى كند.[1]

جاثليق: آن چه از انجيل نقل كردى، ما به آن معترفيم.

پس امام عليه السلام سؤالات ديگرى دربارۀ انجيل و از ميان رفتن نخستين انجيل و بعد، نوشتن آن به دست چهار نفر مرقس، لوقا، يوحنا و متى (انجيل هايى كه هم اكنون موجود و در دست مسيحيان است) مطرح كرد و تناقض هايى از كلام جاثليق گرفت.

جاثليق به كلى درمانده شده بود، به گونه اى كه هيچ راه فرارى نداشت. لذا هنگامى كه امام عليه السلام بار ديگر به او فرمود: اى جاثليق، هر چه مى خواهى سؤال كن، او از هر گونه سؤالى خوددارى كرد و گفت: اكنون شخص ديگرى سؤال كند. قسم به حق مسيح كه گمان نمى كردم در ميان مسلمانان كسى مثل تو باشد!

[1]  . شهادت به آمدن فارقليطا يا نارقيطا هم اكنون در سه جاى انجيل يوحنا وجود دارد (باب ۱۴، جمل ۱۶؛ باب ۱۵، جمل ۲۶؛ باب ۱۶، جمل ۷). جالب است كه واژ مزبور ترجم «پيركلتوس» (به معناى شخص مورد ستايش، احمد يا محمّد) مى باشد، اما مترجمان انجيل براى اين كه مردم متوجه اسلام نشوند، آن را به «پاراكلتوس» (روح تسلى دهنده) تحريف كرده اند!.

منبع: مکارم شیرازی، ناصر، مناظرات تاریخی امام رضا علیه السلام با پیروان مذاهب و مکاتب دیگر، صفحه: ۴۴، آستان قدس رضوی. بنياد پژوهشهای اسلامى، مشهد مقدس – ایران، 1388 ه.ش.

برچسب ها: مناظرهناصر مکارم شیرازیامام رضا علیه السلامنسطاس رومىحضرت اليسع
نوشته قبلی

شاگردان امام صادق علیه السلام

نوشته‌ی بعدی

امام شناسى از دیدگاه شیعه

مرتبط نوشته ها

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق
معاونت پژوهش

میراث ماندگار خورشید هشتم

حیات سیاسی امام رضا (ع)
امام رضا (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

اهل سنت و زیارت امام رضا (ع)
امام رضا (ع)

اهل سنت و زیارت امام رضا (ع)

اهل سنت و زیارت امام علی بن موسی الرّضا (ع)
امام رضا (ع)

اهل سنت و زیارت امام علی بن موسی الرّضا (ع)

اهل سنت و زیارت امام رضا (ع)
امام رضا (ع)

اهل سنت و زیارت امام رضا (ع)

جایگاه علمی امام رضا (ع) از دیدگاه اهل سنت
امام رضا (ع)

جایگاه علمی امام رضا (ع) از دیدگاه اهل سنت

نوشته‌ی بعدی
امام شناسى از دیدگاه شیعه

امام شناسى از دیدگاه شیعه

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

غلو از دیدگاه تشیع

غلو از دیدگاه تشیع

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا