۲۸ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

مهدی ستیزی(۲)

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

علل ظهور شیوه‌های مهدی ستیزانالف ـ وجود تشکیلات حکومتی میان علمای قوم یهود بر یهودیان:علمای یهود که توانسته بودند در طول تاریخ با تحریف مفاهیم و مبانی الهی تورات، آن را مطابق با اهداف و امیال خود شکل دهند، پس از پیامبران بزرگی چون حضرت موسی علیه السلام، حضرت سلیمان علیه السلام و حضرت داوود علیه‌السلام، توانستند اداره حکومت بر قوم خود را بدست گیرند و مردم را آن گونه که خود می‌خواستند تربیت نمایند. این تشکیلات در زمان حضرت عیسی علیه‌السلام خود را به شکلِ دادگاه نشان داد و این مجمع در طول تاریخ همواره بین علمای یهود بعنوان تشکیلات حکومتی و نظارتی علما بر قوم خود دایر بود و بوسیله آن می‌توانستند احکام و قوانین خود را پیاده نمایند. این تشکیلات مافیایی یهود ادامه داشت تا زمان پیامبر و ظهور دین اسلام که با تبلیغ دین اسلام جامعه یهود می‌بایست به اسلام می‌پیوست بنابراین یهود خصوصاً علما یهود برای اینکه قدرت و جایگاه خود را از دست ندهند، شروع به مخالفت و دشمنی با اصل اسلام و پس از آن با مقوله مهدویت نمودند. یکی از بارزترین اعمال یهودیان تحریف احادیث و تفاسیر اسلام و پیامبر بود که یهودیان تازه مسلمان بعنوان راویان احادیث پیامبر دست به تحریف دین زدند که «کعب الاحبار» نمونه بارز آن می‌باشد.مخالفت یهودیان با خاندان پیامبر و مولا علی علیه السلام در تاریخ به طور وضوح دیده شده است تا نگذارند اسلام واقعی بدست صاحبان اصلی آن قرار گیرد و رسالت پیامبر خاتم در تمام ابعاد آن به ظهور رسد.ب ـ کینه‌ها و حسادتهای قریش و اطرافیان پیامبر با آل‌علی (علیه السلام) و شیعیان او.یکی دیگر از علل ظهور و بروز مهدی‌ستیزی در اسلام، مخالفت و کینه‌ها و حسادتهای اطرافیان پیامبر در صدر اسلام بود که بخاطر منفعت طلبی و حبّ ریاست و مقامی که قبل از اسلام داشتند با پیامبر مخالفت می‌نمودند و این دشمنی پس از اسلام آوردن آنها نیز ادامه داشت تا اینکه برای بدست گرفتن قدرت پس از پیامبر جریان سقیفه را علم نمودند تا هم خلافت را از آل علی (علیه‌السلام) بگیرند و هم خود را به قدرت برسانند و کینه‌های احد و بدر را بر سر آل علی(علیه السلام) خالی نمایند. این عداوت و دشمنی مبنای ستیز علیه علویان و شیعیان علی شد تا قریش توانست پس از پیامبر جایگاه زمان جاهلی خود را حفظ نماید و یکی از ابزارهای آنها ترویج دشمنی با علی و آل او بود چون از حضرت علی ضربه‌های بسیاری درصدر اسلام خورده بودند و این ستیز باعث نرسیدن خاندان پیامبر به حق خود شد که سبب شد امامان شیعه یا در اسارت باشند و یا در شرایط مناسب نتوانند معارف خود را بازگو نمایند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مقابل دشمنی‌ها و ستیزه‌جویی‌های دشمنان چنین با خدا مناجات می‌کند: «اَللَّهمَّ اِهدِ قَومی فَانَّهُم لایَعلَمون»(1) (که در قسمت اول مفصلاً به آن پرداخته شد.)ج ـجهل و ناآگاهی مردم نسبت به مقام ومعارف اهل بیت(علیهم السلام) و امام زمان(علیه السلام)مهمترین عاملی که شرایط بروز مهدی‌ستیزی را در جامعه مهیا می‌کند جهالت و ناآگاهی توده‌های مردم نسبت به معارف دین و حقایق الهی می‌باشد. شناخت سطحی و ظاهری از معارف و علوم اسلامی زمینه را برای شیوع بسیاری از مشکلات اعتقادی و فرهنگی ایجاد می‌کند. مردم هنگامی که باور شناخت صحیحی از مقوله مهدویت داشته باشند و حقیقت آن را بدور از خرافات و اوهام و تخیلات درک کرده باشند، هیچ گاه تحت تأثیر القائات شیطانی گروه‌ها و فرقه‌های انحرافی قرار نمی‌گیرند و بستر رشد دشمنی و عداوت در دین را فراهم نمی‌کنند. مهمترین سلاح دشمنان اسلام برای پیشبرد اهداف خود جهل و ناآگاهی و کم عمقی اندیشه است و تمام توان خود را به کار می‌برد تا مردم را در این سطح از تفکر نگاه دارد تا بتوانند سوار بر مرکب جهل، اسطوره‌های باطل خود را بر جایگاه حق بنشاند.«… تا زمانی که انسان توام شناخت امام را نداشته باشد، سخن گفتن از ظهور او بی‌معناست. ظهور امام، واقعه‌ای نیست که ناگهان روزی اتفاق افتد، بلکه امری است که هر روز در وجدان مؤمنان شیعی، حاصل می‌شود… ظهور آینده امام، مستلزم استحاله قلب انسانهاست و این ظهور تدریجی به ایمان پیروان و نفس وجود آنان بستگی دارد. اخلاق جوانمردی از همین جا ناشی می‌شود و این اندیشه همه خلقیات شیعی را در خود دارد.» (2)این روند را حتی در عصر امروز به شکل مدرن و پیشرفته در سطح جهان قابل مشاهده است. ابزارهای هنر و صنعت و رسانه همگی دست به دست هم می‌دهند تا بشر را یک گام بیشتر به سوی فراموشی سوق دهند. شبکه‌های ماهواره‌ای، سایتهای اینترنتی. همایشها و جشن و مراسمات گوناگون، بازیها و مسابقات و اجتماعات مختلف، انواع فیلمها و عکسها، لباسهای گوناگون، انواع مشروبات الکلی و مواد مخدّر، ترویج انواع فساد به روشهای مختلف در سطوح گوناگون جامعه، همگی تلاشهای اهل باطل است برای نگه‌داشتن مردم در جهل و فراموشی و غفلت.دـ تحریف حقایق و معارف الهی«مطالبی که اگر به حقیقت آنها توجه کنیم تبدیل به یک موتور حرکت دهنده جامعه اسلامی می‌شود؛ وقتی دشمن توانست آن را خراب و معنای آن را عوض کند و ذهن ما به سمت دیگری سوق دهد؛ همین موتور متحرک، به یک داروی مخرب و خواب آور تبدیل می‌شود».(3)وقتی دشمن نتوانست، عقیده اثربخش مهدویت را از مردم بگیرد، سعی می‌کند آن را در ذهن مردم خراب کند تبدیل مقوله انتظار مهدی علیه السلام که آثار و پیامدهای بسیار شگرف و معجزه‌آسا و مثبتی دارد؛ به انتظار منفی و تلخ و ناگوار و… از این قبیل تبدیل شود.تحریف نوعی نفاق در دین است باطل خود را با نام و شکل حقیقت معرفی می‌کند و ویژگیهای حقیقت را به خود نسبت می‌دهد و از جهل و خمودی عقل استفاده می‌کند تا خود را توجیه کند. تحریف همواره در بستر تاریخ بوده است و سلاح کارسازی برای اهل باطل است. تحریف در معانی و مبانی دین، تحریف در نص روایات، تحریف در تفسیر و استنباط معانی، تحریف در برداشت و انتخاب، همه و همه ابزارهای دشمن دین می‌باشد. مفاهیم حقیقی چون مهدویّت، انتظار، نیابت، ارتباط و دیدار با امام، ظهور، قیام امام، مفاهیمی هستند که چون در طول تاریخ اسلام به درستی برای مردم تبیین نشد از توضیح و تبیین واقعی آن بدست اهل بیت جلوگیری می‌شد و اگر هم امکان داشت در آن تحریف می‌نمودند، و این زمینه‌ساز بروز حرکتها و انحرافاتی شد که بیشترین نقش مهدی ستیزی در دوران غیبت را ایفا نمود.مقام معظم رهبری (مدظله العالی ):بنده، سندی دیدم که در آن، بزرگان و فرماندهان استعمار؛ توصیه می‌کنند که ما باید کاری کنیم که این عقیده به مهدویّت، به تدریج، از بین مردم زایل شود. آن روز، استعمارگرهای فرانسوی و استعمارگرهای انگلیسی، در بعضی جاهای آن مناطق بودند ـ فرقی نمی‌کند که استعمار از کجا باشد ـ استعمارگرهای خارجی، قضاوت‌شان این بود که تا وقتی عقیده به مهدویّت در بین مردم رایج است، نمی‌توانیم اینها را درست بگیریم.وقتی نتوانستند این عقیده را از مردم بگیرند، سعی می‌کنند آن را در ذهن مردم خراب کنند. خراب کردن این عقیده چه گونه است؟ به این صورت که بگویند: « خوب، آقا می‌آید همه‌ی کارها را درست می‌کند»!این، خراب کردن عقیده است. این، تبدیل کردن موتور متحرّک، به یک چوب لای چرخ است؛ تبدیل یک داروی مقوی به یک داروی مخدّر و خوب آور است.ابن تمیّه گوید: «انتظار، در زمان غیبت امام عصر، ضعف و سستی در امور و بی‌تفاوتی در برابر مفاسد اجتماعی و همه چیز را به امید آینده واگذار کردن و اصلاح امور را به عهده‌ی امام زمان علیه السلام گذاردن است.»کسروی گوید: «داستان امام ناپیدا… زیانهایی نیز به زندگانی دارد… پس ماندن توده، چیرگی بیگانگان، ناتوانی دولت، نابه سامانی کشور… به هرزبونی، تن در می‌دهند و یوغ بیگانگان را به گردن می‌گیرند و به این برنمی‌تابند که یک راه رهایی به رویشان باز شود، چرا که دستگاه امام ناپیدا به هم نخورد.»امروز هر نفسی، هر حنجره‌ای که برای ناامید کردن مردم بدمد، بدانید که این حنجره در اختیار دشمن است، چه خودش بداند، چه خودش نداند! هر قلمی که کلمه‌ای را در جهت ناامید و مأیوس کردن مردم روی کاغذ بیاورد، این قلم متعلّق به دشمن است، چه صاحب این قلم بداند، چه نداند! دشمن از او استفاده می‌کند.» (4)ذـ قدرت طلبی، ریاست طلبی و منفعت طلبییکی از علل مهم بروز مهدی‌ستیزی درمیان جوامع اسلامی وجود روحیه انحصار قدرت و حبّ ریاست در میان حاکمان و عالمان اسلامی است. در طول دوران ظهور اسلام تا عصر غیبت بسیاری از حاکمان و عالمان با علم به حقانیّت اهل بیت و حقانیت مبحث مهدویت در اهل بیت چون وقوع چنین مطلبی در زمان آنها با منافع و امیال آنها موافق نبود و قدرت و سلطه آنها را زیر سؤال می‌برد، تمام تلاش خود را در ضربه‌زدن به اهل بیت و مفهوم مهدویت به کار بردند تا جلوی قدرت گیری آنرا بگیرند.این منفعت طلبی و ریاست طلبی در دوره‌ای به شکل غصب خلافت خود رانشان داد، در زمان دیگر به شکل جنگ و مخالفت صریح با اهل بیت و شهادت آنها، زمانی به شکل زندانی کردن و محصور کردن و دورنگه‌داشتن از مردم جلوه می‌کرد و زمان دیگر جلوگیری از تولّد امام زمان و در زمان غیبت با مرتبط کردن خود با مفاهیم مهدویت و سوء استفاده از عقاید و جهل مردم به جمع کردن مرید و طرفدار می‌پرداختند و هنگامی که کارشان رونقی می‌گرفت ادعای نیابت و بابیّت امام زمان را می‌نمودند و چون در زمانهایی بستر جهل مردم مناسب بود ادعای مهدویت و سپس الوهیّت می‌نمودند تا بتوانند هرچه بیشتر بر قدرت سلطه خود بیفزایند. زمان امروز نیز قدرت سلطه و اقتصاد در دست کسانی است که برای سلطه بر جهان نیازمند به معرفی خود به عنوان منجی جهان هستند و به وسیله ابزار تبلیغات خود مردم را در جهل و خواب نگه دارند با بررسی روان شناختی شکل‌گیری جریانهای مختلف ذکر شده به این یقین می‌رسیم که عاملان اصلی این جریانها در پی کسب قدرت و ریاست در میان اطرافیان خود بوده‌اند و منفعت طلبی آنها باعث می‌شد با علم به حقانیت اهل بیت در مقابل آنها مقابله نمایند.ه‍ ـ لجاجت، عناد و تعصب بی‌جابا این که مقوله مهدویت بطور صریح در اسلام مطرح شده است و در احادیث و روایات پیامبر و اهل بیت به طور متواتر و در متن قرآن به آن پرداخته شده است و مقوله امید و انتظار منجی در فطرت و نهاد آدمیان قرار گرفته و حتی مذاهب غیر الهی نیز به آن پرداخته‌اند ولی در طول تاریخ برخی معاندان و مخالفان بخاطر لجاجت و تعصب بی‌مورد و کورکورانه دست به تحریف و حذف این مقوله در دین اسلام زده‌اند.نمونه اینگونه معاندت‌ها در طول تاریخ به شکل‌های گوناگون بوده است مثل جلوگیری از کتابت و نقل احادیث نبوی در قرن اول اسلام، پس از آن در قرن دوم جعل احادیث در تعابیر آن توسط مخالفان اهل بیت. از نمونه‌های بارز اینگونه معاندات حذف کتب و نوشته‌های پیرامون بحث مهدویت در کتب اهل سنت توسط برخی از علمای متعصب اهل سنت است که بخاطر عناد و تعصب نسبت به این مقوله دست به حذف کتابهای مهم اهل سنت مثل کتاب ابن عربی پیرامون مقوله مهدویت در فتوحات مکیه، زدند. این عناد و مخالفت هم در فرقه‌های اسلامی ظهور و بروز دارد و هم در مذاهب غیر اسلامی چون مسیحیت و یهودیت. از جمله شیوه‌های عناد و مخالفت مسیحیان و یهودیان با مقوله مهدویت حمایت و ترویج و تأیید شکل‌گیری فرقه‌های چون بابیت و بهائیت و وهابیت است که نتیجه ظهور اینگونه فرقه‌ها، تفرقه و جدایی میان صفوف مسلمانان و تضعیف آنها در مقابل مسیحیت و یهودیت است.امیرمؤمنان علی علیه السلام پس از شکست خوارج به هنگام گذشتن از کشتگان آنان فرمود: «آن کس شما را به کشتن داد که شما را فریفت».پرسیده شد: او کیست؟ فرمود: «شیطان و نفس‌های پلید» اصحاب گفتند: خداوند، ریشه آنان را تا پایان دنیا قطع کرد؟حضرت پاسخ داد: «خیر، سوگند به آن که جانم در دست اوست، آنان در صلب‌های مردان و رحم زنان خواهند بود و پی‌در پی خروج خواهند کرد تا آن که به سرکردگی شخصی به نام اشمط بین رودهای دجله و فرات خروج کنند. در آن روزگار مردی از اهل بیت ما به جنگ او می‌رود و او را به هلاکت می‌رساند و از آن پس هیچ قیامی از خوارج تا روز قیامت نخواهد بود».(5)نیز آن حضرت درباره فرقه بتریه می‌فرماید: «هنگامی که حضرت قائم علیه السلام قیام کند، به سوی کوفه رهسپار می‌شود. در آنجا تعداد ده هزار نفر ـ که آنان را بتریه (۶)می‌نامند، در حالی که سلاح بر دوش گرفته‌اند ـ جلوِ حضرت را می‌گیرند و می‌گویند: از همان جا که آمده‌ای باز گرد؛ زیرا ما به فرزندان فاطمه نیازی نداریم. حضرت شمشیر می‌کشد و همگی را از دم تیغ می‌گذراند». (7)
راههای نفوذ مهدی ستیزان و ابعاد فعالیت آنها۱ـ انکار مهدویتمنظور از انکار مقوله‌ی مهدویّت و انتظار، این است که آن را مقوله‌ی وارداتی و برگرفته از دیگران و پیامد نابه‌سامانی‌ها و مشکلات معرفی کنند. بسیاری از دائره المعارف‌ها که بایستی مرجعی قابل اعتماد در موضوعات متفاوت باشند، گویی رسالت خود را فراموش کرده و اهداف دیگری دنبال می‌کنند.۱ـ در دائره المعارف بریتانیکا، در واژه‌ی مهدی و اسلام و زرتشت آمده است:اسلامی، دینی نیست که در آن، ظهوری انتظار برود و جایی برای مسیح نجات‌بخش در آن جود ندارد و این همه، به طور تدریجی و شاید تحت تأثیر مسیحیّت مطرح گردیده است.قرآن، اشاره‌ای به آن ندارد. به هیچ حدیث ـ گفته‌ی منسوب به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ـ قابل اعتمادی نیز در مورد مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نمی‌توان استناد کرد.۲ـ در دائره المعارف دین و اخلاق، مارگلی یوت (اسلام شناسی بزرگ اروپایی) در مقاله‌ی خود درباره مهدی علیه السلام در سال ۱۹۱۵، این تفکر را وارداتی و برگرفته از یهود و مسیحیّت تلقّی می‌کند.جمیز دارمستر همین نظریه را ارائه می‌دهد.۳ـ موسوعه المورود، (منیر بعلبکی) در ذیل واژه‌ی، «مهدی المنتظر» آورده: «در قرآن و در روایات نبوی، هیچ اشاره‌ای به مهدی علیه السلام نشده است.»البته، پیش از این دایره المعارف‌ها، افراد دیگری نیز اگر نگوییم مغرضانه، لااقل با عدم تحقیق کافی، مسئله را نظریّه‌ی مهدویّت را از نظریّه‌ی عاریّتی از یهود دانسته و بر این افسانه پا می‌فشارد که شیعه و عقاید آنان، برگرفته از عبدالله بن سبای یهودی است. (گفتنی است وجود خارجی عبدالله بن سبا، از نظر تاریخی و روایی، مخدوش و ساخته‌ی دروغ پردازان و روایت سازان حرفه‌ای است، تا چه رسد به اینکه منشأ شیعه و معتقداتی چون انتظار باشد.)ابن خلدون نیز فقط با بررسی بیست و سه حدیث از انبوه احادیث و نقد نوزده حدیث مسئله‌ی مهدویت را بی‌پایه می‌داند و….برخی دیگر از روشنفکران، مسئله‌ی مهدویّت را بازتاب نابه سامانی‌ها و حوادث تاریکی که در دوران مسلمانان، به ویژه شیعه رخ داد، مطرح می‌سازند.مارگلی یوت می‌گوید:درگیری و آتش جنگ در میان یک نسل واحد، پس از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و در همی و آشفتگی جهان اسلام که بر اثر اختلافات آنان با هم روی داد، موجب اقتباس فکر ظهور منجی از یهود و مسیحیان گردید که به ترتیب، در انتظار ظهور و بازگشت مسیح به سر می‌برند.بریتانیکا نوشته است:به نظر می‌رسد که عقیده به مهدی علیه السلام در دوره‌های اغتشاش و عدم امنیّت مذهبی، بر تحوّلات سیاسی… اوایل اسلام (قرن‌های هفتم و هشتم میلادی) رواج یافته باشد.برناردلوییس، در مقاله‌ی خود به نام شیعه در تاریخ اسلام، در کنفرانس تل آویو می‌گوید:سرکوبی‌ بسیاری از قیامها و ناپدید شدن رهبران آنها، باعث ظهور ویژگی دیگری در دکترین شیعه شد و موضوعات و مسایلی مانند مسئله‌ی غیبت و رجعت رهبر شیعیان، حضرت مهدی علیه السلام، آخرین امام شیعیان، به وجود آمد و این منجی‌گری، تبدیل به یکی از جنبه‌های اسلام و تشیّع شد.۲ـ جهل و ناآگاهی توده مردممردم به عنوان بدنه اجتماع و نیروی محرکه هر جامعه‌ای در اتفاقات و جریانات هسته جامعه نقش مهمی ایفا می‌کنند و اگر توده مردم از نظر بینش و آگاهی در مرتبه و سطح بالایی باشند روند جریانات جامعه و مسیر اتفاقات در هر کشور رو به تعالی و پیشرفت خواهد داشت ولی هنگامی که مردم سطحی‌نگری، ظاهر بین، عوام زده، موج گرا و اوهام پرست و همرنگ جماعت شدن باشند روند جامعه روبه خمودگی، انحراف، و قبول سلطه قدرتهای فاسد خواهد رفت. این بستر همیشه مورد توجه دو قطب حق و باطل قرار گرفته است و تلاش اهل حق به سمت آگاهی مردم پیش رفته است و تلاش اهل باطل به سوی غفلت و ناآگاهی مردم.۳ـ نبودن روحیه تحقیق و تفقه در میان علمااز جمله راههای نفوذ و توفیق مهدی‌ستیزان در مبحث مهدویت، مشغول کردن علما و دانشمندان اسلام به مباحث ظاهری و تکراری و رواج مباحث عوام پسند میان علما به جای مباحث کارشناسانه و محققانه در میان آنهاست. علما و دانشمندان در تشیع به عنوان نایبان امام زمان وظیفه هدایت و ارشاد و بیداری مردم را دارند اینکه مردم را با ماهیت مهدویت آشنا نمایند و زمینه اصلاح جامعه و بستر سازی ظهور را فراهم سازند ولی متأسفانه در بسیاری از محافل علمی علمای دین شناخت صحیح از مقوله مهدویت وجود نداشته و با نداشتن شاخت کارشناسانه و پژوهشهای اساسی و بنیادی در این مقوله نه تنها ارائه دین به شکل محققانه شکل نمی‌گیرد بلکه پرداختن به مبحث مهدویت نیز در سطح دعا برای سلامتی امام زمان و گرفتن حاجات خود از امام زمان، نگه داشته است. شاید این یکی از بارزترین ضربه‌هایی باشد که توسط خود طرفداران مهدویت به مقوله مهدویت زده می‌شود. که پرداختن کارشناسانه به آن مبحثی جدا می‌طلبد. ذکر این حدیث به زبان دیگر حائز اهمیت می‌باشد که امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «… حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به سوی کوفه رهسپار می‌شود. در آن جا شانزده هزار نفر از بتریه مجهز به سلاح در برابر حضرت می‌ایستند؛ آنان قاریان قرآن و دانشمندان دینی هستند که پیشانی‌های آنان ازعبادت زیاد پینه بسته، چهره‌های‌شان در اثر شب زنده‌داری زرد شده است و نفاق سراپای‌شان را پوشانده است. آنان یک صدا فریاد بر‌می آورند: ای فرزند فاطمه! از همان راه که آمده‌ای بازگرد، زیرا به تو نیازی نداریم.حضرت مهدی علیه السلام در پشت شهر نجف، از ظهر روز دوشنبه تا شامگاه بر آنان شمشیر می‌کشد و همه را از دم تیغ می‌گذراند. در این نبرد از یاران حضرت حتی یک نفر زخمی نمی‌شود».ابوحمزه ثمالی می‌گوید: امام باقر علیه السلام می‌فرمود: «مشکلاتی که صاحب این امر، هنگام ظهور از مردم می‌بیند، به اندازه‌ای مشکلات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یا بیش‌تر از آن است».(8)4ـ شیوع خرافه‌پرستی و اوهام‌گرایی به جای منطق گرایی و عقل‌گراییپایه‌های دین اسلام در تمام ابعادش بر عقلانیت وتدبّر استوار است و ویژگی مهم شیعه در طول تاریخ استفاده و ملاک قرار دادن عقل در احکام و استنباط از دین بوده است. مقوله مهدویت نه تنها یک بحث فردی و دینی و اعتقادی در اسلام است بلکه یک نظریه عقل‌گرایی انسانی در حیطه زندگی بشری می‌باشد. ولی در سیر تاریخ مخالفان و معاندان اسلام برای فلج کردن عقل و اندیشه در بین مردم برای سلطه بر آنان تلاشهای بسیاری نمودند که در قسمتهای قبل توضیح داده شد و در مقوله مهدویت نیز با تحریف احادیث در این زمینه، غلو کردن در پیشگوئی‌ها و اعداد و ارقام احادیث و متن آنها، تبدیل کردن مقوله عقلانی مهدویت به یک اسطوره خرافاتی و غیر عقلانی که بیشتر به افسانه و قصه شبیه است، با تبدیل کردن اعتقاد مردم از روحیه اصلاح جامعه و انتظار عدالت به خمودگی و توسلات غیر عقلانی به همه چیز غیر از خدا، توانستند خرافه‌پرستی و موهوم گرایی را به جای تفکر و تدبّر و عقلانیت در جامعه شیعی و اسلامی حاکم کنند.۵ـ ارائه نکردن معارف دینی به زبان ساده برای مردم و پیچیده کردن مفاهیم آن.هنگامی که مبانی و اصول و معارف دین به زبان عوام فهم به مردم ارائه شود در بین توده مردم قدرت تشخیص و تمیز تفکرات انحرافی و التقاطی بوجود خواهد آمد ولی هنگامی که مباحث دینی با اصطلاحات و زبان پیچیده معرفی شود و مردم نتوانند درک صحیحی از مفاهیم آن داشته باشند، قدرت تشخیص و فهم حق از باطل را پیدا نکرده و آسیب‌پذیر خواهند بود. با بررسی چگونگی شکل‌گیری فرقه‌های انحرافی مثل اسماعیلیه، شیخیه، بابیه و بهائیت به این سیر و روند پی می‌بریم که این فرقه‌ها در ابتدا با بیان حقایق دین و تفسیر پیچیده و راز و رمز گونه آن به نفع خود توانستند طرفدارانی را در اطراف خود جمع کنند و این افراد چون قدرت نقد و تشخیص مطالب آنان را نداشتند بدون استدلال و تدبّر مطالب آنها را که در قالب مذهب ارائه می‌شد می‌پذیرفتند.۶و ۷ ـ روحیه ساده‌لوحی و قشری‌مابی در میان مردم و نشناختن خطر دشمنان و معاندانیکی دیگر از نقاط ضعف جامعه، وجود روحیه ساده لوحی و ساده انگاری خطر دشمنان و معاندان است.هنگامی که مردم یک جامعه قدرت تشخیص دوست از دشمن را نداشته باشند و قدرت تحلیل و درک سیاسی‌شان آنقدر نباشد که با تحلیل و بررسی بتوانند حرکتهای دشمنان خود را بشناسند، دشمن به راحتی خود را در لباس دوست به آنها ارائه می‌دهد و افکار و مقاصد خود را پیاده می‌نماید و با تبلیغات و جو سازی علیه دوستان دین آنها را دشمن و مغرض معرفی می‌کند.این معضل در جوامع همیشه وجود داشته است و اهل باطل همیشه از آن بیشترین بهره‌برداری را نموده است تاریخ اسلام مملو از این اتفاقات است، عدم شناخت و قدرت تشخیص مردم زمان علی بین حق و باطل و عدم توانایی انها از شناخت دوست و دشمن اسلام بین علی و معاویه، بین علی و اصحاب جمل، بین علی و خلفای قبلی و پس از آن بین امام حسن علیه‌السلام و معاویه و امام حسین علیه‌السلام و یزید. این عدم تشخیص مردم و ساده لوحی و جدی نگرفتن خطر دشمنان اسلام را به سمتی سوق داده که برای بیدار شدن مردم از خطر تحریف اسلام نیاز به کشته شدن امام حسین علیه‌السلام بود و آنگاه مردم تازه خطر را درک کردند. همین جریان در زمان حاضر نیز جاری‌ست. آنان که دشمن مهدویت هستند خود را دوست و طرفدار مردم نشان می‌دهند و با مطرح کردن نیازهای دنیایی مردم آنها را به سوی خود می‌کشند و دوستان دین و اهل بیت را دشمن معرفی می‌کنند و باعث ایجاد ذهنیت منفی میان مردم از آنها می‌شوند، یکی از فرقه‌هایی که در این زمینه تلاش فراوان می‌نماید، بهائیت است که به بررسی مختصر آن می‌پردازیم:
تاریخچه پیدایش فرقه بهائیتجای پای روس و انگلیسفتنه «باب و بهاء» از توطئه‌های مهمی است که از اواسط دوره قاجاریه، با هدف آسیب‌رساندن به اسلام و خصوصاً تشیع از سوی کانونهای استعماری طراحی شد و در مسیر تداوم حیات سیاه و تباهش همواره در کنار دشمنان اسلام، در صدد ضربه‌زدن به این دین مبین و از بین بردن خصلت‌های ضد استکباری و ظلم ستیز آن بود و در یک کلام هدف طراحان این فتنه، تلاش برای شکستن کیان و اقتدار ملی ایرانیان که از زمان صفویان حول محور تشیع پدید آمده و منافع قدرت‌های استکباری و استعماری را تهدید می‌کرد، بود.نخستین گروههای خارجی و عناصری که با هدفهای استعماری پا به سرزمین ایران گذاشتند، جامعه ایران را جامعه‌ای مستحکم و یکدست در سایه اتحاد عقیدتی و باورهای اسلامی یافتند و پس از دهها سال آمد و رفت و مطالعه و رایزنی به این نتیجه رسیدند که برای نفوذ در این جامعه و کشاندن ایران به جاده استعمار و استثمار، چاره‌ای جز ایجاداختلاف در عقاید دینی مردم وتقسیم این رودخانه خروشان به جویبارهای کوچک و کم‌رمق و بی‌اهمیت ندارند. به همین سبب تلاش در راه تضعیف بنیانهای اعتقادی مردم ایران و ایجاد اختلاف در میان آنان را در دستور کار خود قرار دادند.(۹)براین اساس، یکی از محورهای عمده تلاشهای کارگزاران استعماری و مأموران و دبیرهای شعبه ادیان وزارت مستعمرات و نیمه مستعمرات و مستملکات دولت انگلستان، پیدا کردن، تشویق و پشتیبانی و حمایت از مدعیان مهدویت ـ به عنوان یکی از اصول اعتقادی شیعه ـ با هدف ایجاد تشتت و پریشانی و چند دستگی در میان مسلمین شد. این حرکت در ایران که در همسایگی هندوستان، یعنی بزرگترین و زرخیزترین مستعمره بریتانیا قرار داشت، واجد ویژگی و اهمیت خاص بود. این نکته قابل تعمق و اندیشه است که تنها در فاصله زمانی پنجاه سال چندین مدعی مهدویت در سرزمین‌های اسلامی پیدا شدند که به شهادت اسناد و مدارک تاریخی همگی و بدون استثناء از حمایت دولت انگلستان برخوردار بودند و به شهادت همان اسناد تاریخی سه تن از این مدعیان مهدویت، ایرانی و عبارت بودند از میرزا سیدعلی محمد شیرازی (باب) ومیرزا حسینعلی نورکجوری(بهاء الله) و میرزا یحیی صبح ازل؛ که «سید علی‌محمد شیرازی» فتنه بابیگری را در ایران پدید آورد و موجب خونریزی و کشتار در ایران شد و «میرزا حسینعلی نوری» فرقه ضاله بهائیت را ایجاد کرد که آن هم باعث صدمات جبران ناپذیری به مردم این آب و خاک گردید و «میرزا یحیی صبح ازل» هم فرقه ازلیگری را ایجاد کرد.(۱۰)تروریسم؛ مشخصه بهائیانتروریسم سیاسی در تاریخ معاصر ایران از اواسط دهه ۱۸۴۰ م/۱۲۶۰ق، با بابیگری آغاز شد و چنان با بابیگری پیوند خورد که در دوران متأخر قاجار نام «بابی» و «تروریست» مترادف بود. بابی‌ها ترور امیرکبیر را طراحی کردند و در شوال ۱۲۶۸ق، به ترور نافرجام ناصرالدین شاه دست زدند. از آن پس این شیوه در ایران تداوم یافت و بویژه در دوران انقلاب مشروطه و پس از آن اوج گرفت. بهائیان در عتبات نیز بیکار نبودند و سید اسدالله مازندرانی در عتبات به جرم سوء قصد به آیت الله خراسانی گرفتار شد.(۱۱)صبحی نیز در خاطرات خود به این مسأله اشاره کرده است که «سید عبدالحسین اردستانی» مردمی کم‌دانش و پرهوش، از مبلغین بهائیت بود که به همراه شیخ اسداله بارفروش [فاضل مازندرانی] به فرمان عبدالبهاء به نجف و کربلا رفت. در نجف با دستاویزهایی به بارگاه دانشمند بی‌مانند شیعه آخوند ملامحمد کاظم خراسانی بار یافتند. اطرافیان مرحوم آخوند نسبت به آن دو بدگمان شدند و پس از بررسی در کارها و بازرسی اموالشان، هفت تیری یافتند و گمانشان بر این بود که آنها برای کشتن آن بزرگوار آمده‌اند. با وساطت آخوند خراسانی هر دو جان سالم به در بردند و در مرز ایران به نگهبانان مرز تحویل داده شدند و پس از چندی آزاد شدند.(۱۲)و این تنها نمونه‌ای از تلاش بهائیان برای نفوذ در جامعه روحانیت و خیانت به عطوفت اسلامی آنان است.(۱۳)دولت روسیه تزاری نخستین یار و مددکار بهائیان بود. آنان نه تنها از اقتدارشان برای نجات جان میرزا حسنیعلی نوری(بهاء الله) سود بردند، بلکه اولین کشوری بودند که مرزهای خود را بر روی بهائیان گشودند و اولین معبد آنها، یعنی نخستین «مشرق الاذکار» بهائیان را در شهر عشق‌آباد ایجاد کردند.تصور بر این بود که همکاری بهائیان و دولت روسیه با انقلاب کمونیستی به پایان راه خود می‌رسد، اما مدارک نویافته، حکایت از همکاری بهائیان با روس‌های بلشویک و انقلابی دارد و هم اکنون مدارکی منتشر شده است که نقش بهائیان را در شکست نهضت جنگل و میرزا کوچک خان نشان می‌دهد.یکی از نویسندگان معاصر به نقل از عبدالحسین آیتی، مُبلّغ پیشین بهائیان، مواردی از همکاری بهائیان ساکن عشق‌آباد با سازمان جاسوسی شوروی«کا.گ.ب» را ارائه می‌کنند و متذکر می‌شود که اینان به عنوان جاسوسان چند جانبه در خدمت روسیه و پس از آن «اتحاد شوروی» بوده‌اند.(۱۴)با توجه به اسناد معتبری که تاکنون به دست آمده می‌توان گفت بهائیت نوعی فرقه‌سازی برای پوشش دادن فعالیت یهودی‌های صهیونیست در کشورهای اسلامی به منظور تخریب ارکان حاکمیتی و حفاظت از تعرضات احتمالی مسلمانان بوده است و به همین دلیل بهائیان از ابتدای پیدایش این فرقه در «عکا» واقع در فلسطین اشغالی کنونی، متحد صهیونیست‌ها در برخورد با عرب‌های بومی و مسلمان بوده‌اند. آنان هموارده براساس یک سلسله منافع مشترک در کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند و در جهت مقابله با اسلام گام برمی‌داشتند.نکته قابل توجه آنکه بررسی‌ها نشان می‌دهد یهودیان نقش بسزایی در پیدایش، گسترش و رشد فرقه بابیه و بهائیه داشته‌اند و همچنین با توجه به نقش کلیدی و مؤثر زنان در تمام ارکان جامعه و حرکت‌های اجتماعی، سران فرقه ضاله و استعماری بهائیت، از همان ابتدای تشکیل این فرقه یعنی زمان سیدعلی محمدباب ـ با به کارگیری دستورات کانون‌های قدرت صهیونیستی ـ از زنان به عنوان عامل اصلی انحراف از حق وجذب افراد به این کیش استعماری استفاده کرده و می‌کنند.روشهای مبارزه غیرمستقیم بهائیتاستعمارگران با مطالعه در رفتارها و آموزه‌های مسلمانان دریافته‌اند که هرگز نمی‌توان به صورت مستقیم مسلمین را از دین الهی و راه راست خود منحرف کرد، به همین سبب با مطالعات عمیقی که در آیات قرآن و سنن و آداب دینی داشته‌اند، دستورالعمل‌های کلیدی آن را یافته و در صدد نفی و خدشه‌دار کردن آنها در اذهان عمومی مسلمانان برآمده‌اند و آنقدر روی این مسائل کار کرده‌اند که عملاً بخش عظیمی از پیکر امت اسلامی مصداق آیه شریفه «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» شده‌اند و دشمنان را به ادامه راهشان امیدوار کرده‌اند. از جمله کلیدی‌ترین نکات آموزه‌های مسلمین می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:۱ـ ارتباط و جهت‌گیری مسلمین از روحانیون و عالمان عامل به دین۲ـ نماز جماعت به عنوان یکی از بهترین شیوه‌های جذب و اتحاد مسلمین و آگاهی از اوضاع مسلمانان و محیط اطرافشان.۳ـ ارتباط تنگاتنگ دین و سیاست که دست هر بیگانه‌ای را از امور مسلمانان کوتاه می‌کند.۴ـ طهارت نسل که ضامن بقای نسل بشر است.۵ـ حیا و عفت زنان که در سایه حجاب آنان بخش اعظم سلامت جامعه تضمین می‌شود.۶ـ نقش زنان در تربیت مردان آینده و کل جامعه.۷ـ جهاد در راه خدااز همین رو می‌بینیم که دشمنان در کیش ساختگی خود، «بهائیت»، به صراحت وجود طبقه‌ای با نام روحانیّت را نفی کرده(۱۵)و مدعی جدایی دین از سیاست شده‌اند. دیوید کیپز نماینده بهائی‌های فرانسه در این مورد می‌گوید: «این مذهب نه روحانیت و نه مرجع مذهبی را به رسمیت نمی‌شناسد و برابری بین زنان و مردان را ترغیب می‌نماید…»(16)آنها با وجودی که در ظاهر دخالت در سیاست را نفی می‌کنند اما در تمام سخنرانی‌های و کتاب‌ها و آموزه‌های خود، دخالت در همه امور آن هم دخالت تمام و کمال را خواستارند. دیوید کیپز نماینده بهایی‌های فرانسه، در مراسم یکصد و پنجاهمین سال پایه گذاری فرقه ضاله بهائیت، می‌گوید:«بهائیان برای تسریع روند تغییرات به سوی صلح جهانی در اقدامات آموزشی و بهبود وضعیت اجتماعی در سراسر جهان دخالت می‌کنند».(17)برخی از عقاید و احکام بهائیتبهائیان از هر حرکت جمعی مذهبی نیز نهی شده‌اند. به همین سبب آنان چیزی به نام نماز جماعت و… ندارند و البته این به معنای آن نیست که آنها با یکدیگر متحد نیستند بلکه تنها از اعمال مذهبی به صورت جماعت در جامعه مسلمین جلوگیری می‌کنند و در عین حال حضور کلیه افراد بهایی در مراسم جمعی از ضیافت ۱۹ روزه و کلاسهای اخلاق ویژه کودکان و نوجوانان و… اجباری است.بهائیان همچنین ازدواج با همه محارم را جز با زن پدر جایز می‌شمردند (یعنی ازدواج با خواهر، خاله، عمه، خواهر زاده، برادرزاده، و… همگی جایز بود)و این از کثیف‌ترین دستورالعملهایی بودکه بهائیان برای حفظ و ازدیاد نسل خود به آن تن دادند و علاوه بر این مانند پیشینیان خود از راه فطرت و اخلاق خارج شده و روابط فاسد و لجام گسیخته و غیر طبیعی را به عنوان امری پذیرفته شده در میان خود قبول کرده‌اند و مرتکب می‌شوند و در صدد آن هستند همانطور که در غرب برخی کشورها این عمل زشت اخلاقی را قانونی کرده‌اند در تمام دنیا به صورت اصلی قانونی درآورند.با نگاهی گذار به سیر تاریخی این فرقه و دستورالعمل‌های مکتوب و منتشر شده آنان، مشاهده می‌کنیم که این اعمال از ابتدای حرکت این افراد جاسوس و خود فروخته غرق در لجنزار هواهای پست نفسانی یکی از مهمترین اصول پذیرفته شده آنان بوده است. آنها عقیده داشتند:«… ایام فترت است و هیچ تکلیفی بر مردم واجب نیفتاده. اگر چه در شریعت ازدواج یک زن با نُه شوهر جایز است، لکن اگر افزون بخواهد منعی نباشد و هریک از آن جماعت نامی از انبیاء کبار و ائمه اطهار را بر خویش می‌نهادند و زنان و دختران خویش را به نام و نشان زنان خانواده طهارت می‌خواندند و هرجا که جمع می‌شدند به شرب خمر و منهیات شرعیه ارتکاب می‌نمودند و زنان خویش را اجازه می‌دادند تا بی‌پرده به مجلس نامحرمان در آمده و به خوردن شراب مشغول شوند و سقایت نمایند.»(18)ارتشبد حسین فردوست در خاطرات خود نمونه‌های بسیاری از رفتارهای ناهنجار مردان بی‌بند و بار بهائی همچون هویدا را ذکر می‌کند و علاوه بر آن افرادی مانند صبحی، بهائی تواب، نیز نمونه‌های بسیار دیگری را در کتاب«خاطراتِ صبحی» خود نقل می‌کند که به دلیل عفت قلم و احترام به خوانندگان محترم از بازگویی و بازنویسی آن معذوریم.قره العین، زن فاسد و بی‌عفتی که باگفتار و رفتار فاسدش نقش مؤثری در معرفی و جذب افراد منحرف به این فرقه داشت خطاب به پیروان بابی‌گیری گفته است:«ای اصحاب، این روزگار از ایام فترت شمرده می‌شود، امروز تکالیف شرعیه به یکباره ساقط است و این صوم (روزه) و صلوه (نماز) و ثنا و صلوات کاری بیهوده است… پس زحمت بیهوده بر خویش روا ندارید و زنان خود را در مضاجعت (همخوابگی و همبستری ) طریق مشارکت! بسپارید!» (19)و البته این جملات از کسی که مرید فرقه‌ای استعمار ساخته است، بعید نیست، چرا که وزارت مستعمرات انگلیس ـ از مؤسسان و حامیان فرقه‌های ضاله ـ نیز خطاب به یکی از جاسوسان خود در کشورهای اسلامی می‌گوید:«در مسئله بی‌حجابی زنان باید کوشش فوق العاده به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی‌حجابی و رها کردن چادر، مشتاق شوند… پس از آنکه حجاب زن با تبلیغات وسیعی از میان رفت، وظیفه مأموران ماست که جوانان را به عشق‌بازی و روابط جنسی نامشروع با زنان تشویق کنند و به این وسیله فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهند».(20)بهائیان همچنین با توجه به تأثیر پذیری کودکان و نوجوان بیشترین تلاش تبلیغی خود را بر روی این نسل متمرکز کرده‌اند و لجنه‌های گلشن توحید با احداث مهد‌کودک‌ها و مدارس و ترتیب دادن اردوهای تبلیغی کودکان و نوجوانان را به خود جذب می‌کنند.آنها همچنین به بهانه صلح و شعار تساوی زن و مرد، زنان را در تمام عرصه‌ها به عنوان عروسک‌های خیمه شب‌بازی که سر نخ آنان دست صهیونیست‌ها است، به روی صحنه آورده و می‌خواهند به وسیله آنان صلحی منطبق بر نظم نوین و تک قطبی جهانی برقرار سازند. عبدالبهاء در یکی ازمطالب خود می‌نویسد:«… و چون [هنگامیکه] نسوان در عالم انسانی نفود و تأثیر کلی یابند، از جنگ محققاً جلوگیری نمایند… نفرت و انزجار آنان [زنان] نسبت به جنگ باید برای استقرار و حفظ صلح عمومی [!!] مورد استفاده قرار گیرد».(21)با توجه به آثار منتشره بهائیان مشاهده می‌شود که آنان دنباله‌رو فرقه استعماری وهابیت هستند که با تلقین جاسوس انگلیسی، مستر همفر، حمایت‌های قوای نظامی و مالی انگلیس ایجاد شد.(۲۲) حضرت امام «رضوان الله تعالی علیه» سالها پیش، از این هماهنگی پرده برداشته و می‌فرمایند:«یک حقایقی در کار است، شما آقایان در تقویم دو سال پیش از این یا سه سال پیش از این بهائی‌ها مراجعه کنید، در آنجا می‌نویسد: تساوی حقوق زن و مرد، رأی عبدالوهاب، آقایان هم از او تبعیت می‌کنند… نظامی کردن زن، رأی عبدالوهاب، آقا تقویمش موجود است، نگوئید نیست…»(23)شکل‌گیری بهائیت در ایرانشکل‌گیری بهائیت در ایران با سوء استفاده از دو پشتوانه جامعه ایران بوجود آمد. اول تفسیر انحرافی از مذهب تشیع و دوم استفاده از احساسات ملی‌گرایانه و هویت ایرانی. بهائیت را می‌توان تفسیری یهودی از مذهب تشیع دانست، همانگونه که پروتستانتیزم در مقابل کاتولیک مسیحی قد علم کرد و با بازخوانی تفسیرات توراتی و یهودی از انجیل شکل گرفت و در جامعه ملی‌گرای آسمان ظهور پیدا کرد، بهائیت نیز تفسیر یهودی از تشیع برای مقابله با تشیع اصول‌گرای ایران بود. هدف بهائیت، تشکیک در ساختار مذهب تشیّع و حذف رهبری علمای شیعه و هدایت مردم توسط آرمانهای غربی بود.مهمترین اشتراک یهودیت، پروتستاتیزم و بهائیت که اساس شکل‌گیری و جبهه گیری آنها در مقابل، کاتولیک و تشیع است، فردیّت دینی یا تدیّن فردی است.این بدین معناست که معرفت دینی مختص به کانونهای روحانیت دینی و علما نمی‌باشد و هر فرد به خودی خود می‌تواند برداشتی آزادانه و شخصی داشته باشد و طبق آن برداشت عمل کند و برداشت خودش برایش ملاک و معیار باشد. این فردیّت در بهائیت به اوج می‌رسد و بر الهامات فردی و عرفانی و عبادت در معبدهای سوکت تکیه می‌کند.این تدّین فردی در ابعاد گوناگون خود جلوه‌های مختلفی نشان می‌دهد و هنگامی که به مقوله سیاست می‌رسد، ثمره آن جدایی دین از سیاست و سکولاره شدن مذهب می‌شود چه مذهب و دین امری شخصی و فردی است و در جامعه نمود پیدا نمی‌کند و در معاملات سیاسی و حکومتی وارد نمی‌شود. این تفسیر از دین فلسفه جدید غرب را شکل داد، که همان فلسفه کانت و عقل کانتی است. فلسفه کانت روح فلسفی آنگوساکسونهاست و به آنها یک سیاست جهانی برای اداره جهان دارد که آن ایجاد، «فردیّت دینی» در کل جهان است و این همان جهانی سازی معرفت دینی یهودیت است که جلوه آن در ایران بهائیت است.هنگامی که ما مذهب را به «تدّین فردی» تبدیل کنیم، سرنوشت ما تنها وابسته به عمل ماست و تقدیر و مشیّت الهی و فیض الهی در ساختار زندگی و جهان تفسیری و نمودی نخواهد داشت با این تعبیر تاریخ و فلسفه تاریخ تابع عمل‌های انسانها می‌شود و رابطه تاریخ و مشیّت الهی حذف می‌شود و فیض الهی در سرنوشت و تاریخ بشر دخالتی نخواهد داشت.تفاوت بهائیت و تشیع نیز در همین است که بهائیت چون دین را فردی و شخصی می‌داند، نبودن امام و ولیّ را مؤثر در حرکت تاریخی بشر نمی‌داند و پس از مرگ حسینعلی بهاه نیز هیچ مشکلی برای روند و سیر تکاملی بشر پیش نیامد. لیکن چون تشیّع امام زمان را واسطه فیض الهی می‌داند و فیض الهی را دخیل در سرنوشت و سیر تاریخی بشر می‌داند، بقاء بشر و دین را ملازم با وجود و حضور امام در جهان می‌داند.بهائیت برای اینکه بتواند این تفکر را در میان جامعه مذهبی ایران پیاده کند ابتدا بوسیله روشنفکران سکولار شروع به مطرح کردن مناطق فراقت بشر و عدم نیاز به انسانکامل و انسان الهی نمود و مواردی را مطرح نمود که بشر بدون وجود انسان کامل و الهی می‌تواند به زندگی و سیر تکامل تاریخی خود ادامه دهد. پس از مطرح کردن این فرضیات و تشکیک در ذهن مخاطبان خود مرحله دوم نفی انسان کامل و الهی و واسطه فیض را شروع کرد و از انسان کامل به ذهن فعال بشر تفسیر نمود. در این تفسیر وجود امام و انسان الهی کامل را غیر ضروری نشان می‌داد و احادیث و آیاتی را که پیرامون وجود انسان کامل در هر زمان برای بشر آمده بود، به دلیل رشد عقل بشر فعلی به ذهن و عقل سیّآل تفسیر نمود تا بتواند عدم نیاز به امام را وجه عقل بدهد.هنگامی که روشنفکران بتوانند عقل کانتی و عقل مادی بشر را به جای عقل دینی و ولایی جایگزین کنند و عقل را از حیطه دین و مذهب و کانونهای دینی خارج کنند، با تشکیک در اصول و عقاید و اخلاقیات دین، آنها را به چالش می‌کشانند و با جایگزین کردن روشنفکران سکولار به جای روحانیون و منابع اهل بیت، دین سکولاریته را به مردم ارائه می‌دهند که همان هدف استعمار و سلطه بر جوامع مذهبی است. این روش عملکرد بهائیت مدرن است که با توجه به نیازهای زمان عملکرد متفاوتی در راستای اهداف صهیونیستها و استعمار پیدا می‌کند. در حال حاضر اهداف بهائیت مدرن بر عناوین زیر استوار است:۱ـ نفی عقل شیعی و ولایی و پناه بردن به عقل معتزلی یا عقل کانت یا یهودی۲ـ نفی حجیبت لفظی قرآن و جدایی لفظ قرآن از معنای آن۲ـ نفی امامت ظاهر و غایب و جایگزینی عقل مفسر به جای آن۴ـ ایجاد فضای لازم برای یهودیت معرفتی به منظور ایجاد فضای لازم برای نظریه جهانی سازی انگوساکسونی.۵ـ سیاست معرفت دینی برای پذیرش اندیشه‌های جهانی سازی لیبرالیستی انگلوساکسونی و سپس پذیرش ارزشهای زرسالاران یهودی جهانی و مصرف زدگی جهانی.
جهانی سازی لیبرالیستی آنگوساکسونی و آفات آناولین چیزی که در این مقوله به نظر می‌رسد این است که مقوله جهانی شدن مطرح است یا غربی شدن، چون مسیر روند جوامع و فعالیتهای گسترده غرب به سمت غربی شدن و جهانی سازی غربی است نه جهانی شدن به معنای تمام ابعاد جهات با تمام فرهنگها و تمدنهای بشری.در این میان تمدن اسلامی، خصوصاً تمدن شیعی بخاطر مباحث کلامی پیرامون مهدویت تفاوتهای ماهیتی با جهانی شدن غربی دارد که باعث شده است این روند جهانی شدن غرب به چالش کشیده شود. تفکر شیعی بدلیل غنی و عمق اندیشه سرچشمه گرفته از اهل بیت برای خود شیعیان حرفهای بسیاری دارد ولی برای غیر شیعیان هنوز زبان بیان را پیدا نکرده است. برای پیدا کردن و ایجاد این ارتباط ابتدا باید ابعاد مختلف جهان و جامعه جهانی شناخته شود و پس از آن زبان ارتباط و ارائه مفاهیم خود را برای مخاطبان جهانی پیدا کند.در صورتی که شیعه نتواند این جایگاه را پیدا کند، در جهان محکوم به هضم شدن هستیم. برای اینکه در سیر تحولات جهانی هضم نشویم ابتدا باید هویت شیعه را بشناسیم، سپس این هویت را با توجه به نیازهای روز، به زبان روز ارائه دهیم.شرایطی که در ابتدای انقلاب ایران حاکم بود، باعث شد که انقلاب ایران موج عظیمی در تحولات جهانی و معادلات جهانی ایجاد کند و به دلیل فضای بعد از جنگ سرد روند اسلام گرایی و اسلام شناسی گسترش یابد. اما در حال حاضر شرایط با اول انقلاب فرق دارد و هجمه‌ها بسیار زیادتر از آن زمان است و برای مقابله در ابعاد گوناگون باید فعالیت نمود.جهانی شدن در لایه‌های فرهنگ نفوذ کره است و گاه جهانبینی‌ها را می‌سازد. و تا این قلمرو را نشناسیم نمی‌توانیم، آفات جهانی شدن را دفع نماییم.
ـ آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی در حیطه جهانی شدن و شناخت آفات و دفع آنهاآسیب‌پذیری ما نسبت به جهانی شدن از ضعف ایمان و ضعف قدرت ما نیست بلکه مبانی فکری ما از غنای بالایی برخوردار است ولی نتوانسته‌ایم آنها را بطور کامل و جامع بشناسیم و این معارف را با توجه به نیاز زمان حال به روز کنیم و مشکل دیگر ما عدم شناخت از جهان و جامعه جهانی و نیازهای آن است.غرب بوسیله دو اهرم قدرتمند هر جامعه‌ای را به سوی جهانی شدن می‌برد:۱ـ اقتصاد ۲ـ فرهنگ۱ـ جهانی شدن اقتصادتأثیری که اقتصاد بر زندگی انسان دارد بسیار مؤثر و مستقیم است و اثر آن نه تنها در زندگی انسان بلکه در دین و عقاید انسان نیز بطور مستقیم خواهد بود و این اثرگذاری خود را در معارف اسلامی نشان می‌دهد و تأکیدی که اسلام بر اقتصاد سالم و اهمیت درآمد و فقر زدایی دارد. لیکن اقتصاد در زندگی معاصر هویت ابزاری خود را از دست داده و به هدف تبدیل شده است.روند جهان فعلی به سویی می‌رود که اقتصاد هدف زندگی شده است و چون شکل‌دهی فرهنگ متأثر از تکنولوژی شده است، اقتصاد فرهنگ را تحت سیطره خود درآورده است.تکنولوژی برای اینکه بتواند اقتصاد را جهانی سازد دو اهرم بسیار قوی در دست دارد.۱ـ کامپیوتر ۲ـ سینما۱ـ کامپیوتر: اطلاعات هویّت هر انسانی را شکل می‌دهد و امروز هجم وسیع اطلاعات بوسیله کامپیوتر باعث شده است زندگی انسان کامپیوتریزه شود و انسان توسط کامپیوتر کنترل شود نه کامپیوتر توسط انسان.فضای گسترده و وسیع احاطه کامپیوتر بر زندگی انسان و شکل‌دهی به روند زندگی انسان باعث شده است که امروز بشر به جای اینکه بگوید خدا به ما چنین گفت، بگوید: کامپیوتر به ما چنین می‌گوید.۲ـ سینما: جهان امروز، جهان تصویر است، در جهان امروز تمدنهایی موفق هستند که بتوانند معای تصویر را ترجمه کنند. هر تصویر معادل هزار کلمه است و تأثیر تصویر ماندگارتر از کلام است. فیلم ماتریکس از آینده جهان که تسلط تکنولوژی و اقتصاد است سخن می‌گوید.در بحث اقتصاد و جهانی شدن، می‌توان گفت که جهانی سازی اقتصاد باعث شکاف طبقاتی شدید میان فقیر و غنی می‌شود وجوامع کارگری و در حال رشد بیشترین ضربه را از این روند خواهند خورد.اقتصاد بنا به هویتش و سیطره‌اش، تمام رفتارها و منابع رفتاری انسان را کنترل می‌کند، با اینکه فرهنگ در قلمرو جهانی شدن مهمتر از اقتصاد است ولی هویت فرهنگ از اقتصاد و فورمولهای آن تأثیر می‌گیرد. نمونه سینمای این تأثیر و تأثر فیلم عصر نوین چارلی چاپلین است. که در آن انسان قرن بیستم تحت تأثیر تکنولوژی و ماشین، تبدیل می‌شود به انسان ماشینی و مسخ شده در برابر صنعت نمونه دیگر آن در عصر حاضر کشور پاکستان است که بخاطر داد و ستدهای جهانی خود با کشورهای دیگر مجبور شد روز تعطیل رسمی خودر از جمعه به یکشنبه تبدیل کند، چون کشورهای غربی و آسیای جنوب شرقی تعطیلی رسمیشان یکشنبه بود و در پاکستان جمعه، تنها سه روز کاری و داد و ستد اداری و مالی برای آنها باقی می‌ماند و پاکستان اولین کشور اسلامی بود که بخاطر تأثیرگیری از روابط اقتصادی، مجبور به تغییر روز تعطیل رسمی خود کرد. روز جمعه و رسمیت تعطیلی آن در کشورهای اسلامی ریشه فرهنگی و معنوی دارد.برای شیعه زمان شناسی مهم است و زمانی موفق خواهد بود که به استقبال آینده برود. این تأثیرپذیری اقتصاد و فرهنگ در عملکردهای ده‌های شصت و هتفاد ایران کاملاً مشهود بود. در دهه هفتاد همه چیز ما اقتصاد شد، افزایش تبلیغات تلویزیون،تبلیغ اقتصاد مصرف‌گرا و جهت‌گیری برنامه‌های دولت به سوی اهداف اقتصادی باعث شد فضای دهه هفتاد با دهه شصت کاملاً متفاوت باشد و در نتیجه نسل دهه هفتاد با نسل دهه شصت از نظر فرهنگی تفاوتهای بسیاری داشته باشد.۲ـ جهانی شدن فرهنگالف ـ رسانه‌های اطلاعات: این رسانه‌های جهانی مرزهای جغرافیایی و فرهنگی را از بین برده‌اند و به مرزهای شیشه‌ای تبدیل کرده‌اند. این رسانه‌ها اگر به عنوان ابزار اطلاع‌رسانی مطرح شدند مشکل‌زا نیست ولی زمانی که این رسانه‌ها خود به عنوان پیام مطرح شوند قطعاً مشکل‌زا خواهد بود.ملک‌لوهان، نظریه‌پرداز دهکده جهانی ارتباطات می‌گوید: رسانه یک ابزار نیست خودِ پیام است، تلویزیون ابزار نیست بلکه خود پیام است.رسانه، وسیله‌ای است که عمل رساندن اطلّاعاتی را از یک منبع به منبع دیگر به عهده می‌گیرد. گیرنده اطلاعات احتمال دارد شخص، گروه، افکار عمومی محلی یا افکار عمومی بین‌الملی باشد و رسانه‌ها، شنیداری، نوشتای یا تصویری هستند.رسانه‌های ارتباطی قدرتمند یکی از ابزارهای جهانی شدن هستند و اینترنت، پرچم جهانی شدن فرهنگ است. مشکل دولتهای شرقی در جهانی شدن این است که وقتی با یک تکنولوژی مدرن مواجه می‌شوند ذوق زده می‌شوند و بدون آنکه آن تکنولوژی را آسیب‌شناسی کنند از آن استفاده می‌کنند و صدماتی می‌خورند که چند برابر صدمات تجاری و مالی است.این پدیده را در اینترنت به وضوح می‌توان دیدکه به جای رسالت اصلی خود یعنی آگاهی و اطلاع‌رسانی تبدیل شده است به وسیله‌ای برای تجارت فحشا و فساد بطوری که شصت درصد تجارت اینترنتی در حیطه سکس انجام می‌پذیرد و هویت اینترنت، را به اینترسکس تبدیل کرده است.هنگامی که فرهنگ در سطح جهانی شروع به شکل‌گیری کند و فرهنگ غربی قانون آن را تعریف کند مرزهای فرهنگی و اخلاقی در فرهنگهای دیگر از بین می‌رود و مرزهای تعریف می‌شود که مطابق با قانون تعریف شده از سوی دهکده جهانی غرب باشد. مرزها حدود انسانی و بشری از بین می‌رود چون قانون از بین رفتن آنرا تأثیر می‌کند. هنگامی که قانون به شخص اجازه می‌دهد مرزهای انسانی را جابجا می‌کند، مرزها و حدود انسانی از بین می‌روند. ولی در زندگی جمعی انسان حدود ذاتی است و حریم هویت انسان است و نفی حدود و قوانین انسانی، نفی هویت انسان است.پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: روزی می‌رسد که مردم آمر به منکراند و ناهی از معروف، نه از آن جهت که منکر منکر است و معروف را معروف می‌دانند، بلکه از آن جهت که تعریفشان از منکر، معروف است.در فرهنگ جهانی، انسان به جایی می‌رسد که دیگر انحراف را انحراف نمی‌داند. جهانی شدن برای جهان سوم آفت است. اقتصاد جهانی فرهنگ مصرف خاص خود را دارد و باعث تخریب فرهنگ جهان سوم و شرق می‌شود و هویت فرهنگی جوامع را از بین می‌برد. در فرهنگ غرب اصل مصرف مهم نیست بلکه تنوع در مصرف مهم است چون مصرف پس از مدتی ملال‌آور می‌شود و تنوع می‌تواند ملالت را از بین ببرد. پس در غرب گسترش فساد مطرح نیست بلکه تنوع فساد مطرح است و این فرهنگ تنوع طلبی در فساد بوسیله رسانه‌های قدرتمندی چون اینترنت و ماهواره در سطح جهان شیوع پیدا می‌کند. نمونه این تنوع طلبی تماشای لحظه‌های خصوصی زندگی زناشویی در یک خانواده است که بطور مخفیانه فیلم برداری شود یا بطور علنی و این چون نوعی تنوع و هیجان دارد برای تنوع طلبان جنسی جذابیّت دارد ولی ابتدا از سوی گروههایی مورد مخالفت قرار گرفت بدلیل اینکه بطور غیرقانونی به زندگی خصوصی دیگران وارد می‌شود و غرب برای حل این مشکل قانونی را تصویب کرد که با بستن قرار داد با فرد و تصویربرداری از زندگی خصوصی‌اش آن را یک تجارت و قرار داد تجاری عنوان کرد که قانونی است. این یعنی انحراف با اهرم قانون تبدیل به معروف می‌شود.تنها ایران با پرنوگرافی یا تصویربرداری از زندگی خصوصی مقابله کرد، آن هم با پخش و تکثیر آن نه تولید و داشتن آن.در بحث پرنوگرافی که سابقه طولانی در میان شیوه‌های یهودیت برای ترویج فساد و فحشا در میان مردم دارد، سابقه آن به نوشتن رمانها و داستانهای مستحجن توسط نویسندگان یهود و حساسیت یهودیان از نویسندگان این گونه آثار، می‌رسد یهود در طول تاریخ سعی در ترویج فساد به گونه‌های مختلف در میان جوامع مسیحی و بعد از آن مسلمان داشته است که با سوق دادن طبع مخاطبان به سوی تنوع طلبی، شیوه‌های مختلف ترویج فساد رابه کار می‌برد. پس از ماهواره و فیلم‌های مستهجن که از هالیوود به دنیا صادر می‌شد، دنیا وارد عصر دیگر ارتباطات یعنی اینترنت شد و این رسانه فراگیر بهترین ابزار برای گسترش اهداف دشمنان بشر و دین یعنی یهودیان و وابسته‌هایشان شد.شکل‌های جدید پرنوگرافی(هرزه نویسی) در حیطه اینترنت در شکلهای کلیپ‌ها و فیلمهای تصویری و کارتونی، عکسهای مستهجن، داستانهای مستهجن و غیره بود که گام جدید یهودیت برای انهدام کانون خانواده می‌باشد.این همان تفکر و عقیده بهائیت پیرامون داشتن رابطه جنسی با محارم است که در عقاید بهائیت بطور کامل به آن پرداخته شده است و حال تفکر بهائیت و صهیونیسم با استفاده از ابزار قدرتمند رسانه تمام سعی خود را بر این مبذول داشته است تا با تبلیغ و تلاش عقاید مستهجن خود را در سطح جهانی حاکم سازد.
پی نوشت :

۱-طبرسی، اعلام الوری، باب ۴، ص۸۳.۲-کربن در اثبات این امر که تا مردم به بلوغ و رسش روحی نرسند، ظهور امام عصر علیه السلام متحقق نخواهد شد، به سخن سعدالدین حمودی استناد می‌کند:«امام غایب تا زمانی که اسرار توحید را از بند نعلین او استماع نکنند، ظهور نخواهد کرد، یعنی تا زمانی که معنای باطنی توحید درک نشود» (تاریخ فلسفه اسلامی، ص۱۰۶).۳-مقام معظم رهبری، فصلنامه انتظار، ش۲، ص۳۲ نقل از رسالت، ۲۶/۹/۷۶.۴-فصلنامه انتظار شماره۵، مرکز تخصصی مهدویت، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود علیه السلام.۵-فصلنامه انتظار شماره۵، مرکز تخصصی مهدویت، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود علیه السلام.۶-بتریه یکی از فرقه‌های زیدیه از پیروان کثیر النوی می‌باشند. آنان عقاید مشابهی با سلیمانیه یکی دیگر از فرقه‌های زیدیه دارند. در اسلام و کفر عثمان توقف و تردید دارند. در مسائل اعتقادی مشرب اعتزال و در فروع فقهی بیش‌تر پیرو ابوحنیفه هستند. گروهی از آنان نیز پیرو شافعی یا مذهب شیعه می‌باشند؛ بهجه الامال، ج۱، ص۹۵؛ ملل و نحل، ج۱، ص۱۶۱.۷-بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۲۸.۸-نعمانی، غیبه ص۲۹۷؛ حلیه الابرار، ج۲، ص۳۶۱؛ بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۶۲؛ بشاره الاسلام، ص۲۲۲.۹-نیمه پنهان، جلد بیست و پنجم، سایه روشن بهائیت، دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان. ص۱۳ و ۱۴.۱۰-همان، ص ۱۶و ۱۷.۱۱-نورالدین چهاردهمی، چگونه بهائیت پدید آمد، ص۳۰.۱۲-فضل‌اله صبحی مهتدی، خاطرات انحطاط و سقوط، به اهتمام علی امیر مستوفیان، پیام پدر، نشر علم، چاپ اول ۱۳۸۴، ص۳۲۵۱۳-نیمه پنهان، جلد بیست و پنجم، سایه روشن بهائیت، دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان. ص۱۰۵و۱۰۶۱۴-شهبازی، عبداله، فصلنامه تاریخ معاصر ایران، شماره ۲۷، به نقل از عبدالحسین آیتی، کشف الحیل، جلد۳، صص۸۷ـ۸۵.۱۵-آئین جهانی، ص۷۱.۱۶-خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، مورخه ۲۱/۲/۱۳۷۲، به نقل از خبرگزاری فرانسه.۱۷-همان.۱۸-عبدالحسین نوایی، فتنه باب، ص۱۴.۱۹-بهرام افراسیابی، تاریخ جامع بهائیت، انتشارات سخن، ص۱۱۴۲۰-خاطرات مستر همفر، جاسوس انگلیس در ممالک اسلامی، ترجمه دکتر محسن مؤیدی، انتشارات امیرکبیر، ص۸۳.۲۱-احمد یزدانی، مقام و حقوق زن در دیانت بهائی، ص۹۲.۲۲-نیمه پنهان، جلد بیست و پنجم، سایه روشن بهائیت، دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان. ص۱۴۷تا ۱۵۲۲۳-صحیفه نور، ج۱، ص۵۶.

 

نوشته قبلی

مهدی ستیزی(۳)

نوشته‌ی بعدی

مهدی ستیزی(۱)

مرتبط نوشته ها

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

امام مهدی و دنیای استکبار
برگزیده ها

امام مهدی و دنیای استکبار

نوشته‌ی بعدی

مهدي ستيزي(1)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا