۲۸ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

مهدی ستیزی(۳)

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

فعالیت دشمن در زمان حاضر:با داشتن کمی درایت سیاسی و دشمن شناسی درمی‌یابیم که روند جاری تبلیغات غرب که از طریق کانالهای ماهواره‌ای و شبکه‌های اینترنتی و فیلمهای هالیوودی پیش می‌رود و سعی در تخریب چهره جهان اسلام و ایران و خصوصاً تشیع را دارد همان مسیر و راهی را می‌رود که در گذشته معاندان آل علی برای براندازی اهل بیت پیش می‌بردند و جهان غرب با معرفی خود و تفکر لیبرال دموکراسی به عنوان منجی و دوست بشریت سعی دارد خود را در قالب دوست و حامی مردم جهان و مسلمانان جا بزند و فرهنگ مهدوی و اسلامی و ایرانی را بعنوان دشمن و خطر بشریت نشان دهد.گفتنی است این برنامه‌ها اختصاص به نسل حاضر ندارد، بلکه از هم اکنون به دنبال برنامه‌ریزی برای نسل آینده‌اند.نمونه‌هایی از آن به صورت خلاصه بیان می‌شود:۱ـ تخریب اصل اسلام: الف: در قالب فیلم: محاصره، شمشیر اسلام و… که در آنها اسلام و مسلمانان محور خشونت معرفی شده‌اند. فیلم دلتا فورس(Delta force) دشمنان چهره‌های عربی دارند، که گاه با لجهه عربی، الفاظی مانند «عدوّ» را به کار می‌برند و گاه با لهجه فارسی، جملاتی چون«دشمن به ما حلمه کرده» و «حاجی! یکی داره می‌یاد» به کار می‌برند. بر روی جعبه‌هایی که هر از چندگاه، در مقابل مخاطب ما قرار می‌گیرد و جزء اموال دشمنان به شمار می‌آید، نمادهائی با آرم «لا‌اله‌الاالله، محمد رسول الله» و علامتی شبیه آرم آستان قدس رضوی به چشم می‌خورد.ب: در قالب بازی: IGI2 در این بازی نمادهای اسلامی، تلاوت قرآن و حتی صدای اخبار فارسی از رادیو جمهوری اسلامی ایران، ویژگی دشمنانی است که کودک با آنها درگیر است و باید آنها را از پای درآورد و الا امتیاز از دست داده یا نابود می‌شود.گفتنی است، همنشینی اخبار جمهوری اسلامی ایران و الفاظ فارسی مخصوصاً الفاظی که در زمان دفاع مقدس به کار رفته است حاجی (که به فرماندهان گفته می‌شد) با الفاظ عربی، تلاوت آیات قرآن یا اذان، به ارتباط اسلام و انقلاب ایران به طور غیر مستقیم اشاره داشته و خطر بودن هر دو را گوشزد می‌کند و برای مخاطب به عنوان دشمن مشترک معرفی می‌شوند.۲ـ تخریب مهدویت: الف: در قالب فیلم: مردی که آینده را دید the man who saw tomorrow)) یا پیشگویی‌های نوسترآداموس محصول ۱۹۸۱ اثر رابرت ژنت(۱)با تحریف پیشگویی‌های فردی به نام نوسترآداموس که در قالب اشعاری رمز آلود بیان شده است و قائل به نجات بخش الهی و آینده‌ای روشن و نورانی و پیروزی مسلمانان است.(۲) این فیلم توسط کمپانی «گلدن مایر» صددرصد صهیونیستی ساخته شد و چهره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را چهره‌ای خشن و بسیار مخرّب و وحشت‌زا معرفی، و پیامد حضور ایشان را جنگ‌ها و جنایت‌ها و ناامنی‌ها قلمداد کرده است.این فیلم، حضرت مهدی علیه‌السلام سومین شرآفرین ـ پس از هیتلر و ناپلئون ـ و خشن‌تر از آنان معرفی کرده است. این فیلم، سه مرحله دارد: گذشته، حال و آینده؛ گذشته؛ با استفاده از آرشیوها عهده‌دار بیان این نکته است که پیشگویی‌های نوسترآداموس در گذشته صد درصد اتفاق افتاده است. «حال» که به حوادث اتفاق افتاده در عصر حاضر می‌پردازد و جالب این است که از میان حوادث (که در اشعار نوسترآداموس، همزمان بوده است)، به مهمترین حادثه که همان انقلاب اسلامی در ایران است، می‌پردازد. سپس با ذکر نمونه‌های فراوان در گذشته و حال، بیننده را به این نتیجه می‌رساند که هرچه نسبت به آینده گفته است، محقق خواهد شد. آنگاه آینده مطابق میل سازندگان فیلم تحریف شده و بعد از همه می‌خواهند که اگر به فکر خود و فرزندان خود و فرزندان فرزندان خود هستند، باید تلاش کنند چنین آینده‌ای (آمدن رهبر شرقی، یا سومین ضد مسیح و شرآفرین) تحقق پیدا نکند.فیلم پیشگوی‌های نوستراداموس، نمونه‌ی کوچکی است از صدها فیلم و سریال که هالیودها عهده‌دار ساخت و پخش هنرمندانه‌ی آن‌اند تا حقیقت را به گونه‌ای که خود می‌خواهند تفسیر کنند و آینده را آن چنان که با امیال‌شان سازگار است، تغییر دهند:Nostradamusب: در قالب بازی:«جهنم خلیج فارس»، «معروف به یا مهدی» (the Persian Golf inferno): که کودک به جای قهرمان‌بازی، که فردی است آمریکایی، قرار می‌گیرد و باید با کشتن مسلمانان که با صدای نفرت‌آوری «الله اکبر» و «یا مهدی» می‌گویند، امتیاز به دست آورد و در نهایت، به مراحل بالاتر می‌رود و الا با غفلت از آنان، کشته شده و امتیاز از دست داده و یا از بازی اخراج می‌گردد. بنابر قضیه شرطی «پاولوف» کودک چنان می‌شود که با شنیدن «الله اکبر» و «یا مهدی» تیراندازی می‌کند و… بالاخره در روح کودک، بذر نفرت، از این دو واژه کاشته می‌شود تا روزی استکبار بتواند از محصول آن فایده برد.۸و ۹ـ ترویج روحیه دنیا طلبی و منفعت گرایی و ترویج فساد و بی‌بندوباری و لغو گرایی سردرگمی و سرگرمی میان مردم در صدر اسلام کفار مکه مشرکان با تطمیع مردم سست ایمان سعی داشتند جلوی ترویج اسلام و گرویدن مردم به اسلام را بگیرند، پس از آن در زمان علی علیه السلام یکی از اهرمهای معاویه برای جلب بیشتر مردم به سمت خود و افزودن دشمنی میان مردم و علی، دادن رشوه و تطمیع مالی و مناسب و مقامها به اطرافیان و مردم بودکه هرکس از علی جدا می‌شد به معاویه می‌پیوست دنیای خود را تأمین می‌کرد و آخرتش را از دست می‌داد. این روند در زمان بقیه امامان نیز ادامه داشت و حتی یکی از ایراداتی که امام حسین به یزید گرفت، ترویج لهو و لعب و شراب خوارگی او بود و اینکه او با میمون و بوزینه مشغول بازی می‌شود.این روند در طول تاریخ بوده است و در زمان حال نیز ادامه دارد. با بررسی وضعیت جوامع در زمان حال به این نکته پی می‌بریم که سیاستهای حکومتها و دولتها به سمت ترویج مصرف‌گرایی دنیا طلبی و ترویج سرگرمی و بازی و فساد است تا با این روش مردم را از آگاهی و شعور و دین مداری دور کنند. روند زندگی ماشینی امروز هرچه بیشتر مردم را از خود دورتر می‌کند و به سوی بیگانگی نسبت به خدا و خویشتن می‌روند. شکل و شمایل شهرها و بازارهای امروزی سوق دادن روحیه مصرف‌گرایی و مدگرایی را بر مردم غالب می‌کند تا مردم بجای آنکه در نوع معیشتشان دین و اخلاق را محور قرار دهند، مُد و بی‌بندوباری را معیار بدانند.یکی از راههای گسترش این فرهنگ، گروههایی مثل فراماسونری و روشنفکران می‌باشد که به آن می‌پردازیم:
فراماسونری:فراماسونری که ارتباط نزدیک آن با صهیونیسم، فقط با دستیابی به مدارک بسیار سرّی آن روشن گردیده است، عیناً بر مبنای تلقینات تورات شکل گرفته و در حقیقت یکی از شاخه‌های مخفی و سرّی فعالیّتهای یهودیگری است.نظر فراماسونرها نسبت به خدا«انسانها آزادند که معمار بزرگ کائنات را بنام انرژی، طبیعت و یا کائنات، بخوانند. او در ارتباط با انسانها نمی‌باشد. پیغمبری ندارد، کتب مقدس نمی‌فرستد، دین و شریعتی برقرار ننموده است. لوح محفوظ، بهشت، جهنّم، شیطان و ملک ندارد، او زائیده تفکّرات است. او یک ایده‌ال است. او یک برداشت فلسفی است. ولی آنچه مسلم است اینست که: معمار بزرگ کائنات، با خداوندی که با اوصاف و قواعد اسلامی و توسّ قرآن کریم، خود را به ما شناسانده، ارتباطی ندارد.» (3)برابر عقاید ماسونی، انسانهای اولیه، بعلت عدم اطلاع از چگونگی رویدادهای طبیعی، به این نیروها نسبت خدائی داده‌اند (مانند خدای باران، خدای طوفان و…) با گذشت زمان و بتدریج تعداد خدایان به چند خدا و عاقبت به یک خدا تنزل پیدا کرده است. با بیان اینگونه مطالب، ماسونها در پی اثبات نظریه اولسیون ادیان برمی‌آیند. در حالیکه می‌گویند «ما دین را قبول داریم»، دین را در قالب«ضرورت اجتماعی غیر قابل انکار» می‌بینند.رد کردن عقاید توحیدی که بوسیله وحی بوجود آمده، ساخته و پرداخته دست بشر نبوده و در دوره اولین انسان روی زمین نیز موجود بوده، ثابت می‌کند که بسیاری از ماسونها، دین اسلام را قبول ندارند. یکی از دلایل ارائه عقاید توحیدی توسط انبیاء، آیه زیر است:«پیش از تو، هیچ پیغمبری نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم، که خدائی بجز من نیست، پس مرا عبادت کنید.» (سوره مبارکه انبیاء ـ آیه ۲۵)در مفاهیم ماتریالیستی نیز، با قبول اولسیون، از تز تحول دین دفاع می‌شود.«یکی از خصوصیات بارز دین، اعتقاد به ماوراء الطبیعه است. مارکسیسم دین را از نظر اجتماعی و تاریخی، بعنوان پدیده‌ای مشروط و گذرا می‌شناسد. در طول مدت یک دوره تاریخی بسیار دراز، انسانها خبری از آن چیزی که دین نامیده می‌شود، نداشتند. دین در دوره‌های معین با رشد زندگی اجتماعی و با احساس ضعف بشر در مقابل نیروهای طبیعت حاصل گردیده است.»(4)ماسونها چگونگی پیدایش عقاید مذهبی در ایمان به خدای واحد را که در اثر تحول ادیان به وقوع پیوسته، چنین تعبیر و تفسیر می‌کنند:«خداوند زائیده اذهان مایند و زنده به عقایدی که تقدیمشان می‌کنیم.» (الکساندر دیوید نیل)«از مو پلی ساخته‌ای / بردگان بیایند و بگذرند / کنار بایستیم ما / اینکه تو بگذر اگر دلیری / ای خدا.»(کایگوسیز ابدال)
انکار وحی و نبوت«مگر عیسی مسیح، افکار مربوط به دین مسیحیت را از محل و محیط زندگی خود، منطقه جنوب غربی آناطولی و سرزمین مزوپوتامیه، جمع آوری ننمود؟ مگر محمد، اساس اسلام را از منطقه خودش الهام گرفته، تثبیت نکرد؟ (۵)با این توضیحات، معلوم می‌گردید، ماسونها ضمن رد اسلام مبتنی بر وحی الهی، عقیده دارند که اسلام قواعدی است که توسط یک فرد داهی و باهوش، با جمع‌آوری آداب منطقه، بوجود آمده است.
تخریب ادیانماسونها ظاهراً، مبارزه با خرافات و عقاید کهنه را هدف خود قلمداد می‌نمایند، ولی در اصل، هدف باطنی آنان مبارزه با ادیان بخصوص دین اسلام است. با این وصف نه تنها با وجودبسیاری از عقاید خرافی و توضیحات گمراه کننده تورات تحریف شده، علیه آن فعالیتی نشان نمی‌دهند، بلکه در مقام ستایش و تمجید دین یهود نیز برآمده‌اندضمن اشاره به عدم وجود مغایرت بین علم و یهودی گری موضوع دفاع از این مرام تحریف شده مطرح است. از مهمترین و بزرگترین آرمانهای ماسونی، یکی هم، فائق آمدن بر تمام ادیان و در نتیجه حاکمیت بر جهان است. این عقیده را در بسیاری از نوشته‌های آنها می‌توان مشاهده کرد.«اختراع بزرگ ماسونی، نیروی محرکه عظیمی است که بشر را با درک و فهم عالی، در ماوری تمامی ادیان قرار داده است.»(6)برای رسیدن به این آرمان، انتشار افکار و نظریات فیلسوفان یهودی، بهترین شیوه محسوب می‌گردد. در طول تاریخ نظریات مادیگرایانه مختلفی، توسط متفکران یهودی ارائه و سبب شده که بشر با نگاهی پر از شک و تردید، به ادیان بنگرد. در بعضی از کشورها تحت تأثیر تبلیغات مسموم کننده یهودی ـ ماسونی قرار گرفته بودند، این شک و تردید، تبدیل به عداوت و دشمنی با دین گردید.زمانی شبکه‌های ماهواره‌ای به بازار آمدند و سعی در پر کردن تمام وقت مردم می‌نمودند و ۲۴ ساعته با پخش برنامه‌های گوناگون و تبلیغات مختلف در بیش از ۱۰۰۰ کانال ماهواره‌ای سعی در بردن مردم به قهقرای غفلت و دنیازدگی داشتند. زمانی دیگر اینترنت و سایتهای کامپیوتری به میان آمد و با ریختن دریایی از اطلاعات و مطالب گوناگون بر سر مخاطب او را به سوی پوچی و سردرگمی سوق می‌داد. و حال تکنولوژی مدرن دیگر که همه آنها را در یک جا جمع کرده است، به میدان آمده است و آن موبایل می‌باشند. با یک وسیله کوچک به اندازه کف دست هر نوع نیاز فرد را با حجم بسیار بالا پاسخ داد و بشر امروز تحت تأثیر تبلیغات و دنیازدگی تنها و تنها استفاده دنیایی و مادی و غیر اخلاقی از آن می‌برد.شاید به توان اینگونه بیان کرد که دنیایی که اهل باطل به تصویر می‌کشند و سعی در شکل دهی آنرا دارند، دنیایی است که برای لذت بردن، هوی‌پرستی و شهوت‌ رانی و بیهودگی و بی‌بندوباری و پوچ زندگی کردن خلق شده است. هر وسیله و ابزار اگر در مسیر این هدف قرار گیرد بهینه و قابل توجه است و هر موضوع دیگری که انسان را از این مفاهیم دور کند برای بشر امروز و گرداندگان او مفهومی انتزاعی و بدور از توجه است. وقت در نوع تبلیغات‌ها در رسانه‌ها و سطح جامعه، دقت در نوع آموزش و پرورش در سطح جهان، دقت در نوع عرضه و تقاضا در حیطه اقتصاد، بررسی روشهای تولید و توزیع کالا، دقت در روش ساخت مسکن دقت در نوع دین‌گرایی و خواسته‌های مردم از دین، همگی نشان دهنده نوعی مصرف‌گرایی و دنیا طلبی و انسان مداری به جای خدا محوری، معادگرایی و تولید محوری است.با این بررسی به وضوح درک می‌شود که شکل دادن جامعه به این صورت یکی از بهترین روشهای دشمنان مهدویت برای مبارزه با تفکر مهدوی و اسلامی می‌باشد و مردم را در حالتی نیمه بیدار و نیمه مرده نگه می‌دارند تا اصلاً نیاز به ظهور منجی مهدوی را احساس نکنند و هرچه که آنان بخواهند در دنیای لیبرال دمکرات غرب برایشان مهیا باشد و این تبدیل کردن ذهن بیدار و آگاه خلاق انسانها به موجودات نیمه زنده افیون زده‌ای است که تنها و تنها نیازشان تأمین شهوت و شکم است.شاید این راهکار دنیای غرب، وسیع‌ترین و کارآمدترین روش برای مبارزه با مهدی ستیزی و نفوذ در تفکر مهدوی و اغفال آن باشد، چون ابعاد و حیطه آن تمام بشریت از مسلمان و غیر مسلمان را احاطه می‌کند و برای هر نوع ملیت و فرهنگی قابل ارائه است، چون با نفس و هوس انسان همراه است.۱۰ـ دشمن برای انتقال و القاء فرهنگ خود، با استفاده از تمام امکانات، از ابزارهای متفاوتی مدد می‌گیرد:۱ـ کتب، نشریات، کنفرانس‌های به اصطلاح علمی: در این زمینه باید به ردیف بودجه سازمانهای جاسوسی و ضددینی غرب نگاه کرد و همچنین دانشگاه‌هایی که قبلاً در خدمت ترویج مکتب اسلام بوده ولی اکنون ضد اسلام ترویج می‌شود مثل دانشگاه الأزهر مصر و همچنین نشر و چاپ کتاب ضددینی در جوامع غربی و حتی اسلامی گواه این مطلب می‌باشد.۲ـ رسانه‌های متنوع همگانی؛ رادیو، تلویزیون‌های مختلف، ماهواره با هزاران شبکه و کانالهای متفاوت.۳ـ بازی‌ها (Gam): زمانی کلوپ‌ها، جایگاه مشخصی داشتند و افراد معدودی به آن مکانها مراجعه می‌کردند لکن امروز کامپیوترها در درون خانه‌ها، تلفن‌های همراه و… همه وسایلی هستند که لحظه‌ای افراد را تنها نمی‌گذارند.بازی‌ها در نظر اولیه، یک سرگرمی است ولی دقت در نمادها، محتوا و پیام‌های آنها، به خوبی ما را به خطری که از ناحیه بازی‌ها، ـ به صورت مستقیم یا غیر مستقیم، ـ به افراد منتقل می‌گردد، واقف می‌سازد. امروزه درصد زیادی از مردم جهان، اعم از کودک، نوجوان، جوان و… به انواع بازی‌های رایانه‌ای مشغول و سرگرم می‌باشند. این محصولات نیز مانند دیگر آثار هنری، فرهنگی؛ نجات‌بخشی و برتری غرب و بی‌هویتی، خرافی‌گری، خشونت و وحشی‌گری غیر آنان را می‌رساند.۴ـ اینترنت: در میان رسانه‌ها، با همه گستره و مزایایی که دارند، از اهمیت بالاتری برخوردار است.اینترنت با هزینه کم دارای استفاده بسیار است، هرچه آماده می‌شود با زبانها و مخاطب‌های متنوع برای مدت طولانی قابل عرضه، حتی در بقیه رسانه‌هاست بر خلاف رسانه‌های دیگر که دارای محدودیتهای بسیارند.تهاجم تبلیغاتی صهیونیست‌ها برای زیباسازی چهره زشتشان نزد افکار عمومی جهان، با تهاجم تبلیغاتی دیگری برای نازیبا جلوه دادن چهره اعراب و مسلمانان همراه بود. این تهاجم، همزمان دو سمت به خود گرفت؛ سمت نخست قصد داشت تاریخ اسلام را مسخ، و خطر این دین را به مسیحیان اروپا و امریکا گوشزد کند. صهیونیست‌ها برگ‌های تاریخ را ورق می‌زدند و پیروزی‌های مسلمانان را در صدر اسلام در سرزمین شام مصر و افریقا و در دوره‌های بعد، در اروپا و قسطنطنیه یادآوری می‌کردند.(۷)صهیونیست‌ها روی شکست صلیب‌ها به ویژه در جنگ «حطین» انگشت می‌گذاشتند. آنان برای برانگیختن دیگران از هیچ کاری فروگذار نبودند، برای مثال، سخنان پاپ اویانوی دوم را خطاب به اعضای شورای کلیساها در جنوب فرانسه یادآوری می‌کردند. پاپ، فعّالیت ضدّ مسلمانان را تجویز می‌کرد و از رهبران کاتولیک می‌خواست که در جنگ‌های صلیبی مشارکت کنند. در سخنان پاپ آمده است:به سوی شرق بروید و سرزمینی را که خداوند به بنی اسرائیل بخشیده، از وحشی‌های اشغالگر باز پس بگیرید
هدف تبلیغات دشمن:سمت دیگر تبلیغات صهیونیست‌ها این بود که اعراب را مردمی عقب افتاده، شهوت‌طلب، زناکار، می‌گسار و قمارباز معرفی می‌کردند و آنان را مردمی نشان می‌دادند که عواطف انسانی را نمی‌فهمند و نادانی بر آنان سایه انداخته است.هدف صهیونیست‌ها از این تبلیغات، زشت جلوه دادن اعراب و مسلمانان نزد افکار عمومی جهان بود. آنان می‌خواستند به مسیحیان اثبات کنند که مسلمانان، دشمنان تمدّن اروپای مسیحی هستند. وقتی این اندیشه‌ها را تبلیغ می‌کردند در مرحله بعد می‌توانستند از افکار عمومی بخواهند که در مبارزه با مسلمانان در کنارشان بایستند.بدون هیچ تعارفی باید گفت که صهیونیست‌ها در این زمینه به هدف خود رسیدند و اکنون افکار عمومی امریکا و اروپا با عینکی که آنان برایشان تهیه کرده‌اند. به مسلمانان نگاه می‌کنند. صهیونیست‌ها نیز دیگر آن چهره زشت سابق را ندارند.تبلیغات تجاری، یکی دیگر از رسانه‌های تحت سلطه صهیونیسم است که از آن برای توهین به اسلام و مسلمانان استفاده می‌شود. در یکی از تبلیغات‌های تلویزیونی امریکا که برای صابون خاصی صورت می‌گیرد، اعلام می‌شود که این صابون همه چیز حتّی اَعراب را هم تمییز می‌کند، سپس فردی در لباس عربی ظاهر می‌شد که سر و صورتش چرکین و کثیف است. چند دختر نیمه عریان او را در وان قرار داده، با صابون مذکر شروع به شست و شوی وی می‌کنند، در حالی که پس از خارج شدن از وان به خوبی پاک نشده است. و گوینده اعلام می‌کند: خانم‌ها و آقایان! می‌بخشید ما سعی کردیم که بهترین و پاک‌کننده‌ترین صابون را بسازیم. هر صابون دیگری که بتواند این عرب را تمیز کند خود را معرفی کند. در این هنگام فردی وارد می‌شود و اعلام می‌کند: از خبرگزاری فلان اطلاع داده شده که این صابون در سطح بسیار عالی ساخته شده و عیب در وجود عرب است نه صابون. این عرب است که هیچ وقت تمییز نمی‌شود، و همین جا فیلم پایان می‌یابد.(۸)این نمونه‌ای از تبلیغات منفی و کینه‌جویانه صهیونیسم ضدّ اعراب و مسلمانان است که به چنین اعمال ناشایستی اقدام می‌کنند تا به خواسته‌های خود دست یابند.صهیونیسم در شیطنتی دیگر در جهت القای شهوت‌پرستی مسلمانان به ویژه اعراب این گونه به تبلیغ می‌پردازد:دختر جوانی به آرامی از راهی می‌گذرد که ناگهان مردی با لباس عربی به او هجوم می‌آورد تا به وی تجاوز کند. زن جوان نیز با آرامش خاطر محلول بی‌هوش کننده (موضوع آگهی تجاری) را به صورت او می‌پاشد و او را بی‌هوش می‌نماید. پس از آن، در حالی که با تنفر آب دهان به صورت او می‌افکند به راه خود ادامه می‌دهد.نمونه‌هایی از این نوع که همگی بر خشونت‌طلبی، هوس‌بارگی، دور افتادگی از تمدّن و… اشاره دارند بسیار است. در نمونه‌ای دیگر در یکی از آگهی‌های تبلیغاتی در سینماهای یونان به این شاهکار خیانت‌بار برمی‌خوریم:در این آگهی، مرد عربی، با موهای سپید و کمری که از شدّت پیری خمیده، در حالی که پیراهن بلند عربی بر تن دارد، در مقابل دکّه‌ای که مجلات سکسی عرضه می‌کند، می‌ایستد. یکی از آن مجلات را برداشته و آهسته ورق می‌زند. در چشمانش برق شهوت آشکار می‌شود. ناگهان دستی به سوی او دراز می‌شود با یک بطری که حاوی محلول نشاط‌آور جنسی(موضوع آگهی تجاری) است، عرب بطری را گرفته و جرعه‌ای از آن را می‌نوشد. بی‌درنگ به اسب چموشی مبدّل می‌شود که دیوانه‌وار در کوچه‌ها و خیابانها به دختران و زنان حمله‌ور می‌شود.(۹)اما چرا اعراب سوژه این گونه حملات بی‌امان واقع می‌شوند؟ شاید بتوان علّت‌های ذیل را در این جهت مطرح کرد:۱ـ اعراب، جبهه اول و خطّ مقدم مسلمانان در برابر صهیونیسم به شمار می‌روند، از این رو بدیهی است مورد تهاجم مستقیم دشمن قرار بگیرند و در جنگی روانی، هویتشان به تمسخر گرفته شود.۲ـ با حمله یک طرفه به اعراب، حساب آنان را از دیگر مسلمانان جدا سازند و به گونه‌ای فریب‌کارانه این گونه وانمود کنند که آن چه مورد تمسخر قرار می‌گیرد، اعراب هستند نه اسلام و مسلمین؛ البته علمکردهای ناسیونالیستی افراطی در این زمینه کمک به سزایی در این تهاجم داشته است.۳ـ از آنجا که بیش‌تر آموزه‌های مشترک اسلامی با توجه به ادبیات و فرهنگ اسلامی به عربی شکل گرفته است، با حمله به اعراب می‌توان این آموزه‌های مشترک را مورد تهاجم قرار داد.۴ـ به دلیل ثروت بسیار کشورهای نفت خیز و عدم رعایت احکام روشنگرانه اسلام از سوی حاکمان و سوداگران عرب، نقاط ضعف بسیاری در رفتارهای آنان به چشم می‌خورد که امکان سوء استفاده را فراهم ساخته است.(۱۰)صهیونیست‌ها به همین مقدار هم بسنده نکرده، برای توهین به اسلام و مسلمانان از پارچه و لباس و کاغذ هم به شکل‌های گوناگون استفاده می‌کنند که برای نمونه به موارد ذیل می‌توان اشاره کرد:در«بروکسل» پایتخت «بلژیک» اوایل سوره مبارکه مریم و بقره را بر روی کاغذهای بسته‌بندی چاپ کردند.در «گلاسکو»ی بریتانیا و دیگر شهرهای اروپایی، صهیونیسم بر اماکن فحشا، اسم «مکّه» را گذاشته است.در باغ وحش شهر «بازل سوئیس» غرفه نگهداری خوک‌ها به شکل مساجد اسلامی ساخته شده است.در «قبرس» یک نفر صهیونیست کفش‌های ورزشی ساخته است که اسم جلاله «الله» بر کف آن نقش شده است.در امریکا، کاغذهایی مستعمل در توالت‌ها با تصاویر علمای اسلام به بازار عرضه شده است.(۱۱)اینها نمونه‌های کوچک و قابل بیان از صدها برخورد ناشایست صهیونیست‌ها با جهان اسلام است که شنیدن آن قلب هر انسان وارسته و پاکی را به درد می‌آورد. از طرف دیگر، زنگ خطری برای اعراب و مسلمانان است که با اتّحاد و برادری در مقابل دسیسه‌های آنان ایستادگی و مقاومت، و اسلام را از گزند توطئه‌های آنان حفظ کنند.سینما (به رغم رقابتی که تلویزیون با آن دارد) همچنان یکی از مهم‌ترین کانال‌های ارتباط مردمی باقی مانده است دیدگاه‌های خود را نیز به میلیون‌ها تماشاگر تحمیل و القا می‌کند. صهیونیست‌ها خیلی زود به اهمیّت تبلیغاتی صنعت سینما پی بردند و برای مهار آن به تکاپو افتادند. بر این اساس، هیچ عجیب نیست که می‌بینیم طلایه‌داران صنعت سینمای جهان و به ویژه سینمای امریکا، اغلب از یهودیان هستند.دیری نپایید که یهودیان با خریدن مشهورترین شرکت‌های تولید فیلم جهان، به ویژه در امریکا توانستند مهار این رسانه را در دست بگیرند. در برخی آمارها آمده است که بیش از ۹۰ درصد از کلّ دست‌اندرکاران سینمای امریکا (از تهیه کننده و کارگردان گرفته تا بازیگر و فیلمبردار و تدوینگر) از یهودیان هستند. شاید بتوان گفت نخستین شرکت تولید فیلم در امریکا که بازوان اختاپوس صهیونیسم بیش از همه آن را در برگرفت، شرکت «فیناگراف» است. این شرکت، تولید فیلم‌های صهیونیستی را از سال ۱۹۰۹ میلادی، آغاز کرد.شاید قابل توجه باشد که برای وصف سیطره صهیونیسم بر صنعت سینمای امریکا، فرازی از یک مقاله را بیاوریم. در این مقاله که در نشریه «کریسچین فری نیوز» (اخبار آزاد مسیحی) چاپ لوس‌آنجلس شماره اول ماه آوریل ۱۹۳۸، چاپ شده، آمده است:صنعت سینما در امریکا کاملاً یهودی است و یهودیان بدون رقیب می‌تازند و هرکس را که در جرگه آنان نباشد، از میدان به در می‌کنند. تمام دست‌اندرکاران این صنعت یا یهودی هستند یا طرفدار آنها. بر همین اساس، شهر هالیود به «سدوم» عصر حاضر مبدّل شده است. به عبارتی، شهری است که در آن فضیلت از بین رفته و رذیلت بر آن حاکم شده است. شرافت‌ها سبک گرفته می‌شوند و اموال به غارت می‌روند و هیچ کس نیست که از این رفتارها جلوگیری کند. آنان برای تعمیم نقشه‌های جنایت کارانه خود زیر پرده‌های دروغین و فریبکارانه، از هیچ کاری فروگذار نمی‌کنند. آنان با چنین شیوه کثیفی، اخلاق را در این نقطه از میان برده‌اند و مردانگی و شرافت را خوار کرده و آرمان‌های نسل‌های امریکایی را به پستی کشانده‌اند.(۱۲)این نشریه، مقاله خود را با این گفته به پایان می‌رساند:این صنعت جنایت کارانه را متوقف کنید، زیرا اکنون بزرگ‌ترین سلاح در دست یهودیان برای ترویج ادّعاهای گمراه کننده و فاسد آنها است.تأثیر صهیونیست‌ها بر صنعت سینما، از مدّت‌ها پیش آشکار شده است. آنان از همان سالهای آغازین سینما، فیلم‌هایی ضدّ مسلمانان و اعراب ساختند؛ برای مثال، در سال۱۹۰۵ میلادی، فیلم شب‌های عربی ساخته شد و در سال ۱۹۲۱ میلادی، فیلم «شیخ» با بازیگری «رودلف والنتیو» روی پرده آمد. این دو فیلم، زندگی اجتماعی مسلمانان عرب را به شکلی تحریف آمیز و مسخ شده تصویر می‌کردند و مردان عرب را نمادی از مردان شهوت‌پرست نشان می‌دادند که تعداد زیادی زن را در حرمسرای خود زندانی کرده بودند. نکته عجیب این که چند سال پیش نیز فیلم دیگری به نام «شب‌های عربی» ساخته شد که از نوع فیلم‌های برهنه، و برای مسلمانان اعراب اهانت‌آمیز بود.در نیمه‌های دهه ۱۹۵۰ میلادی، فیلم «خروج» به کارگردانی اوتو بیرمنگر یهودی ساخته شد. این فیلم، مهاجرت یهودیان را به فلسطین و ماجرای برپایی کشورشان را باز می‌گوید و در جای جای آن، صحنه‌هایی از رنج یهودیان هنگام مهاجرت گنجانده شده و احساسات تماشاگران را برمی‌انگیزد. همچنین این فیلم اعراب را وحشی و تشنه به خون یهودیان تصویر کرده است.کینه‌توزی و دشمنی صهیونیست‌ها در اغلب فیلم‌های ساخته شده ضدّ اسلام و مسلمانان، به روشنی مشهود بود تا جایی که زیاد ابوغنیمه در این باره می‌نویسد:در سال ۱۹۵۹ میلادی، شرکت «مترو گلدن مایر» فیلم «بن هور» را ساخت. این فیلم، داستان یک قهرمان اسطوره‌ای یهودی به نام «بن هور» است. نگارنده به یاد دارد که در سال ۱۹۶۰ میلادی، وقتی این فیلم در یکی از سینماهای شهر استانبول به نمایش درآمد، به همراه چند جوان دیگر عرب که در دانشگاه‌های این شهر تحصیل می‌کردیم، به نزد صاحب آن سینما رفتیم و از او خواستیم نمایش فیلم «بن هور» را متوقف کند. ما تلاش کردیم تا احساسات اسلامی او را برانگیزیم. او هم تحت تأثیر سخنان ما قرار گرفته بود و نزدیک بود گریه کند، به خصوص که ما از کینه صهیونیست‌ها به اسلام و مسلمانان و از جنایات آنها در حقّ مسلمانان فلسطین، سخن سر دادیم. وقتی صاحب سینما را در چنین حالتی دیدیم، فکر کردیم به نتیجه دلخواه خود رسیده‌ایم؛ اما صاحب سینما با این که حرفهای ما را قبول داشت، عذرخواهی کرد و گفت نمی‌تواند از نمایش آن جلوگیری کند. علّت را جویا شدیم، با صراحت تمام گفت که چند نفر از ثروتمندان یهودی استانبول، سینمای او را برای نمایش این فیلم اجاره کرده‌اند و بهای تمام بلیط‌ها را برای تمام مدّت نمایش فیلم پرداخته‌اند و حتّی به او لطف هم کرده و گفته‌اند که می‌تواند خودش هم بلیط‌ها را بفروشد و پول آنها را ببرد. بد نیست یادآوری کنیم فیلم «بن هور» تا به حال سه بار ساخته شده است:(۱۳)کوشش صهیونیست‌ها اغلب در این فیلم‌ها بر این است که مسلمانان به ویژه فلسطینیان را انسانهایی وحشی و دارای چهره‌ای منفی برای جهانیان معرفی کنند. از فیلم‌های ساخته شده در این زمینه می‌توان به فیلم «انتبه» اشاره کرد. در این فیلم، دلاوری‌های صهیونیست‌ها برای نجات سرنشین‌های هواپیمای اسرائیلی که چریک‌های فلسطینی در فرودگاه «انتبه» اوگاندا آن را به گروگان گرفته‌اند، نشان داده شده است. قهرمان این فیلم، گرک داگلاس یهودی است.صهیونیسم با نفوذ و سیطره بر سینمای جهان، اهداف خود را در قالب فیم‌های احساسی و به وسیله هنرپیشه‌های معروف و زبردست بر جهانیان القا می‌کند؛ به ویژه در این فیلم‌ها تبلیغات منفی و ناجوانمردانه ضدّ اسلام و مسلمانان و اعراب به شکل گسترده‌ای قابل مشاهده است. این اعمال صهیونیست‌ها در عرصه سینما و عرصه‌های دیگر، وظیفه مسلمانان و اعراب را سنگین می‌کند که به خود آیند و برای دفاع ا زحقّانیت خویش واکنش‌های لازم و منطقی را در برابر صهیونست‌ها از خود نشان دهند.
سیطره صهیونیسم بر حوزه ادب و هنرصهیونیست‌ها از این حوزه نیز غفلت نکرده و به دلیل اهمیّت فراوان آن، سرمایه‌گذاری قابل توجهی کرده‌اند؛ به طوری که کارتون‌های کودکان و نوجوانان و کتابهایی را که در این زمینه برای آنان نگاشته شده است. شامل می‌شود؛ به طور مثال، بچه‌هایی که در کارتون‌های تلویزیونی، مادرشان را گم کرده‌اند، پیامی برای یهودیان دور از اسرائیل دارد با زبان قصّه و تصویر به آنها می‌گوید که برای چه نشسته‌اید که اورشلیم مادر، آغوشش را برای رسیدن شما باز نگه داشته است.(۱۴)از این گسترده‌تر و کلّی‌تر، نوجوانی است که خانواده خود را ترک می‌کند تا به دنبال «سرنوشت» دنیا را زیر پا بگذارد. وقتی در داستانی این مفهوم مطرح می‌شود دو خاصیت دارد:بچه‌های یهودی را تحریک می‌کند که خانه و خانواده خود را رها کرده، به اسرائیل بروند؛ زیرا که به نظر صهیونیست‌ها سرنوشت آنها این است.بچه‌های غیر یهودی با تحت تأثیر قرار گرفتن از این بدآموزی و فرار از خانه، بدترین لطمه را به خود و خانواده خود می‌زنند.بحران روحی و ناامنی اجتماعی که در اثر آن گونه داستانها ایجاد می‌شود بر کسی پوشیده نیست و از گرفتاری‌های بزرگ خود امریکا و اروپای امروز، همین فرار بچه‌ها از خانه است. در هر حال، پیدا است که این گونه داستانها برای‌ صهیونیسم آثار و نتایج بسیار ارزنده دارد و آن آثار عبارتند از:
•برهم زدن نظام خانوادگی و انسجام عاطفی•ایجاد جامعه‌ای از هم پاشیده، همان هدفی که با ترویج سکس و فحشا و زنازادگی هم دنبال می‌شود.آیا تاکنون یک فیلم، یک نمایشنامه، یک داستان، یک قطعه و خلاصه یک اثر هنری و ادبی دیده شده است که رابطه لطیف و عاشقانه پدر و مادر را با بچه‌های یکی دوساله نشان دهد؛ چنان که خواننده و بیننده جوان، تحت تأثیر قرار گرفته، تصمیم بگیرد خانواده تشکیل دهد و بچه‌دار شود تا از این لذّت عظیم و لطیف بهره ببرد؟ چقدر کم است آثاری که در آنها نوجوانی را نشان دهند که با اخلاص و پاکی و عشق، کنجکاوانه به دنبال مسائل فکری و تحقیقاتی است، مطالعه می‌کند و خلاصه اهل دقت است. مگر نوجوانان در این سن، این چنین نیستند؟ مگر اینها وقایع و پدیده‌های موجود زندگی نیست؟ مگر جوامع بشری به چنین زمینه‌هایی نیاز ندارند؟ در این همه داستان، فیلم و قصّه که از شهوت‌رانی‌ها، عشق‌های جنسی، ماجراهای خشن، یا وقایع مالیخولیایی و غیرواقعی و یا مسائل بسیار ظریف و لطیف، اما غیر عادی گفته می‌شود، چرا به خانواده و روابط عاطفی آن و زیبایی‌های روحی نوجواان و جوانان پرداخته نمی‌شود؟پاسخ روشن است. اگر چه ممکن است بسیاری از هنرمندان و نویسندگان به این مسائل پرداخته باشند، دستگاه‌های صهیونیستی نمی‌خواهند این موارد شیوع یابد؛ چرا که خانواده سالم، مقدمه جامعه سالم است و چنین جامعه‌ای تفاله‌ها و زباله‌های خود را پاکسازی می‌کند. و در چنین جایی تکلیف آنها روشن می‌شود. آنها تا می‌توانند فرویدیسم را ترویج می‌کنند، و خشونت و تجاوز و عیّاشی را رواج می‌دهند. اگر مردم از این نمونه‌ها دل زده شدند، آن وقت درویش مسلکی و احساسات لطیف اما غیر منطقی و نامعقولی چون قهرمان پروری‌های خیالی یا احمقانه، خیال‌پردازی‌ها و افکار غیر واقعی را تبلیغ می‌کنند.(۱۵)یکی دیگر از مواردی که می‌تواند نوع جریانهای ادبی و هنری را نشان دهد، قصه «جوجه اردک زشت» هانس کریستین اندرسن است که مهم‌ترین اثر او و خود او مهمترین نویسنده کودکان تلقّی می‌شود تا جایی که یونسکو روز تولدّش را روز جهانی کودک قرار داده است. در حالی که این داستان، داستان یهود است و به روایت خود آنها چنین آمده است:در میان یک مشت جوجه اردک، یکی زشت است(یعنی یهودی) از ابتدا و به دلیل نژادش در میان دیگران منفور است و مورد آزار اذیت آنان، و به همین دلیل هم منزوی می‌شود؛ اما کم‌کم که بزرگ می‌شود می‌فهمد که از نژادی برتر و برگزیده است. بعد هم به همراه یک دسته قو، به سمت افق و دریا و خورشید که سمبل‌های یهود برای سلطه و بزرگی اسرائیل است، روانه می‌شود. آیا می‌توان احصا کرد از روی این قصّه، چند نوع و چند طرح مختلف چاپ شده باشد؟ و بعد از این همه چاپ و تصویر، تازه نوبت می‌رسد به والت دیسنی که نه فقط آن را به صورت کارتون می‌سازد، بلکه اصلاً قهرمان آثار، او می‌شود. «دانیل داک» یعنی اردکی که نامش شخص یهودی است، و بعد هم تقلیدهای مکّرر از کارهای «والت دیسنی».(16) ‌آری، اگر صهیونیست‌ها توانستند از آن چهره منفور و مطرود خود در چشم جهانیان، چهره‌ای به ظاهر مقبول و مظلوم بسازند، به این جهت است که به مسائل ظریف و حسّاسی چون هنر، ادبیات، تئاتر و تلویزیون توجه لازم را داشته، از آنها استفاده‌ای بهینه را جهت جذب جوانان و اقشار گوناگون جامعه به سوی خویش برده‌اند و می‌برند.اگر پذیرفته باشیم که عنصر صهیونیستی در جریان‌های سیاسی امروز جهان، عنصر تعیین کننده‌ است و پشتوانه عظیم از یک تاریخ تجربه توطئه و دسیسه در پس پرده دارد، و اگر بدانیم که بزرگترین شرکت‌های انتشاراتی جهان و وسایل ارتباط جمعی و مطبوعات و سینما و رادیو و تلویزیون و مؤسسات خبری و تشکیلات بین‌المللی در زمینه‌های گوناگون علمی و ادبی، عموماً در اختیار صهیونیست‌ها است و خیل عظیمی از فراماسونر‌ها و متخصّصان، دانشگاه‌ها و سازمان‌های تربیت‌کننده متخصّص، کارگزار سیاست‌های آنها می‌باشند آن گاه باید به یک حقیقت تلخ و وحشتناک اقرار کرد و آن این است که مردم دنیا با یک فاجعه عظیم فرهنگی و مسخ روحی و روانی روبرو هستند.اگر برندگان جوایز نوبل، هنرپیشه‌های سینما و نویسندگان بزرگ و مشهور را به دقّت ملاحظه کنیم، پی خواهیم برد که از میان اشخاص، کسانی که به درد صهیونیست‌ها (این صاحبان دستگاه‌های شهرت‌ساز) می‌خورند، از یک کتابشان، صدها نوع بزرگ، کوچک، مصوّر، جیبی، لوکس، رنگی، سیاه و سفید، مفصّل و خلاصه و در قطع‌های مختلف چاپ می‌کنند. تازه به همین هم بسنده نمی‌کنند؛ بلکه سریال‌های تلویزیونی، فیلم، کارتون و… نیز می‌سازند.(۱۷)به این طریق، نویسنده به لشکری از عناصر تبلیغی تبدیل می‌شود که به گوش و مغز مردم هجوم می‌آورد و یک حرف را به صد زبان آن قدر تکرار می‌کنند تا همه باورشان شود که آن نویسنده چنین و چنان است و به تعبیری از کاه، کوه می‌سازند و آنچه را به نفعشان باشد، آن قدر بزرگ می‌کنند که در باور کسی نمی‌گنجد.لازم است در برابر این توطئه‌ها خودمان را مهیا کرده، فریب نیرنگ‌های آنان را نخوریم، و بدانیم که این دشمن غدّار مکّار و حریص به دنیا که قرن‌ها برنامه‌ریزی کرده، فقط از راه‌های معمول و ساده استعماری و نظامی و سیاسی وارد کارزار نمی‌شود؛ بلکه افزون بر اینها، هرچه بتواند دقیق‌تر و پیچیده‌تر عمل می‌کند تا محصول بهتری هم برچیند و بچه محصولی بهتر از ادبیات و هنر؟ پس باید بهوش و مراقب بود، و در هر آنچه از جانب غرب و صهیونیست‌ها می‌آید، به دیده شک نگریست تا خلافش ثابت شود.
سیطره بر دانشگاه‌ها، متون آموزشی و فرهیختگانصهیونیست‌ها به دلیل اهمیّت کتابهای دینی و آموزشی، و اهمیّت فوق‌العاده آن در تربیت فکری و روحی کودکان و نوجوانان و جوانان، توجّه بسیاری به آن دارند؛ به طوری که بر تعلیمات ابتدایی، دانشگاهی و… کنترل و تسلّط کامل یافته‌اند. در ضمن، گروه فراوانی از دانشجویان امریکا را یهودیان تشکیل می‌دهند.در پروتکل شانزدهم درباره دانشگاه‌ها و سیاست‌های اعمال شده در این زمینه، چنین آمده است: برای آن که تمام نیروهایی را که در راه به وجود آوردن هماهنگی فکری و همبستگی اجتماعی کار می‌کنند(به جز نیروی خود ما) از بین ببریم، باید نخستین حلقه‌های این زنجیره، یعنی دانشگاه‌ها را از هم بگسلیم. راهش هم این است که روش‌های آموزش را از اساس خراب کنیم و آنها را در قالب روشهای نو با سمت و سویی جدید بریزیم. استادان و دست‌اندرکاران مشاغل آموزشی بر طبق برنامه‌های سرّی و عملی ما به گونه‌ای مطلوب تربیت‌ شده و دست و پای آنها به وسیله این برنامه‌ها محکم بسته خواهد شد تا هیچ کدامشان نتوانند به اندازه تار مویی از آنها تخطّی کنند.(۱۸)یکی دیگر از جنایت‌های صهیونیست‌ها این بود که با بودجه خود، عدهّ‌ای از جوانان مستعدّ کشورهای افریقایی را وارد دانشگاه‌های کشاورزی تحت سلطه خود می‌کردند و به نام بالا بردن سطح کشاورزی در افریقا تعلیم می‌دادند که بعد ملعوم شد این عده از جواان در این گونه مراکز فقط مشغول فرا گرفتن دفاع از ایدئولوژی صهیونیستی بودند و یگانه علمی که ذرّه‌ای نیاموختند، علم کشاورزی مدرن بود.(۱۹)صهیونیست‌ها در افریقای جنوبی، آموزشگاهی بزرگ دایر کرده‌اند که در آن، رهبران آینده افریقا مشغول فراگیری آموزش‌های تبعیض نژادی هستند.عادل توفیق عطاری، در کتاب خویش در خصوص نقش اسرائیل و صهیونیسم در تعلیم و تربیت دیاسپورا می‌نویسد:مؤسسه‌های تربیتی اسرائیل در پرورش جوانان یهود در دیاسپورا مشارکت دارند. تعدادی از جوانان یهود تمام دروس یا بعضی را در مدارس و دانشگاه‌های اسرائیل می‌گذرانند. گروهی از اینان برای دوره‌های تابستانی به اسرائیل می‌آیند و احیاناً تمام کلاسهای آموزش یهودی مدارس یهود در دیاسپورا، در چارچوب طرحی که «پل برادری» بین دانشجویان و دانش‌آموزان اسرائیل و یهود دیاسپورا نامیده شده است، برای مدّت یک فصل تحصیلی با بیش‌تر به فلسطین منتقل می‌شود، و امید چنان است که برخی از اینان تصمیم بر ماندن در کشور اسرائیل بگیرند. برای این دانشجویان، خوابگاه و کمک هزینه در نظر می‌گیرند؛ چرا که آنها به صورت بورس از ادامه تحصیل برخوردار می‌شوند.(۲۰)به منظور حلّ مشکلاتی که دانشجو را از تحصیل در آنجا باز می‌دارد، اسرائیل در جهت دستیابی به تأییدهایی بر نظام درجه‌ها و گواهینامه‌های تحصیلی اسرائیل، از دانشگاه‌های خارجی، به خصوص از امریکا، کوشش می‌کند. برای حل مشکل زبان نز «دانشگاه النقب» اقدام به بازگشایی یک انستیتوی دبیرستانی برای تدریس به زبان انگلیسی کرده است؛ به گونه‌ای که دانش‌آموزان دبیرستانی که از انگلیس و امریکا می‌آیند، امکان یابند، تحصیلاتشان را بر طبق نظام آموزشی رایج در کشورهایشان دنبال کنند. همچنین یک دانشکده امریکایی برای جذب دانشجویان امریکایی ایجاد شده است که دانش‌آموزان در درس‌های اختصاصی و دوره‌های فشرده آموزش زبان عبری، در جهت آماده شدن برای ورود به دانشگاه حضور می‌یابند. بسیاری از مسؤولین اسرائیل اعلام کرده‌اند که به زودی دانشکده‌ای به زبان‌های خارجی، برای جوانان مهاجر برپا خواهند کرد؛ (۲۱)البتّه صهیونیست‌ها جهت تعلیم و تربیت نسل نوجوان و جوان براساس دیدگاه‌های خویش و تحمیل خواسته‌های صهیونیستی بر آنها به تأسیس مراکز آموزشی مختلفی اقدام کرده‌اند که از جمله آنها به موارد ذیل می‌توان اشاره کرد:بنابراین، صهیونیست‌ها با تسخیر مراکز علمی ـ فرهنگی، در وهله اول، توجه خود را معطوف به مراکز علمی ـ تربیتی خویش کردند و سرمایه‌گذاری اساسی را در این زمینه به عمل آوردند تا بتوانند نسل نوجوان و جوان را به نحو مطلوب و براساس خواسته‌های خویش تربیت کنند و در وهله دوم، کوشش خویش را بر کنترل مراکز علمی غیر یهودی معطوف می‌سازند تا به این طریق، هم اقدامهای صورت گرفته ضدّ صهیونیست را کنترل کنند و هم سم‌پاشی‌های تبلیغاتی ضدّ اسلام و اعراب را در این مراکز حسّاس در سرتاسر جهان با تمام قوا عملی سازند.
بزرگ‌نمایی شخصیت‌های علمی یهودصهیونیست‌ها جهت ترویج اهداف خود و تبلیغ صهیونیسم جهانی از طریق رسانه‌ها به بزرگ جلوه دادن شخصیت‌های یهودی و صهیونیستی اقدام می‌کنند تا به این طریق، صهیونیسم را در اذهان عمومی جای دهند. برای اثبات مدّعای خویش به مواردی جهت تنویر اذهان عمومی اشاره می‌کنیم:چرا ماکس پلانک، فیزیکدان برجسته و محقّق ممتاز قرن بیستم به اندازه انیشتین، فیزیکدان دیگر آلمانی شهرت جهانی و توده‌ای ندارد؟ چرا هایزن برگ، دانشمند و محقّق بزرگ دیگر فیزیک که عمیق‌ترین اثر را بر تحول فیزیک کوانتوم قرن بیستم گذاشت، به اندازه انیشتین مشهور نیست؟جالب است بدانیم که پلانک در سال ۱۹۱۸ میلادی، برنده جایزه نوبل فیزیک شد و انیشتن در سال ۱۹۲۱، و هایزن برگ در سال ۱۹۳۲ و نیز پلانک و هایزن برگ، هر دو به لحاظ عمق اندیشه فلسفی و برداشت‌های نظری از دانش فیزیک، از انیشتن قوی‌تر و نیرومند‌تر بودند.پس چرا انیشتن از آن دو دانشمند هم وطنش مشهورتر است؟ پاسخ ساده است. چون انیشتین یهودی بود و از «اسرائیل» حمایت می‌کرد؛ به همین سبب کنفورمیسم تصویری استکبار، با طرح زندگانی انیشتین در سینما، او را بزرگ‌ترین، موفق‌ترین و خدمت‌گزارترین چهره علمی این قرن کرد و با تأکیدهای تبلیغاتی متعدّد، شخصیت علمی او را به درون حافظه ملّی صدها فرهنگ و تاریخ برد.به این جهت است که چهره‌های پلانک و هایزن برگ فقط برای دانشجویان رشته فیزیک شناخته شده است، اما انیشتین را هم تاجر فرش، هم میوه فروش سربازار، هم بستنی فروشهای دوره گرد و هم سیاستمداران می‌شناسند؛ زیرا قدرت تصویری صهیونیسم گستر، به حافظه جهان معاصر می‌خواهد به دروغ بگوید: فقط یک نفر در تحوّل اساسی فیزیک نقش داشته، و آن یک نفر هم یهودی صهیونیست به نام آلبرت انیشتین است.ابن میمون، یکی از صدها دانشمند فلسفی دوره اقتدار طلایی فرهنگ و تمدّن اسلامی در ده قرن پیش است. با این همه، مشهورترین و پرآوازه‌ترین دانشمند دوره حیات فرهنگی و علمی مسلمانان در تاریخ فرهنگ غرب به شمار می‌رود.ابن هیثم، برادران خوارزمی، ابن ندیم و امام محمد غزالی که از ستاره‌های پرفروغ دانش و فرهنگ و اندیشه در آن دوران هستند، شهرت علمی‌شان در تاریخ فرهنگ غرب، هرگز با ابن میمون قابل قیاس نیست. علت چیست و چرا چنین اتّفاقی رخ داده است؟ آیا ابن میمون، دانش عدسی‌ها و روابط علمی نور را خیلی عمیق‌تر از ابن هیثم می‌شناخت؟ یا در انتولوژی دینی، خیلی کاوشگرتر و پژوهنده‌تر از «احمد غزالی» بود؟ پاسخ این پرسش‌ها نیز ساده است، زیرا ابن میمون یک یهودی‌زاده بود و بس.پوپر در جایگاه متفکر اجتماعی، چرا از خوزه اورتگای گست و رنه گنون و توین بی و… مشهورتر، ژرف‌اندیش‌تر، اندیشه‌ورتر و در یک کلام، فاضل‌تر خودنمایی کرده است؟ آیا خوزه و گنون و توین‌بی از دیکتاتوری و بستن پنجره‌های تنفّس زندگی سیاسی جوامع دفاع کرده‌اند؟ البته که پاسخ منفی است. این سه متفکر، پیوسته مدافع آزادی و حیثیت انسانی و روابط اجتماعی به دور از هر گونه سلطه و فشار و ستم بوده‌اند.با وجود این همه امتیازات در سه دانشمند مذکور، پوپر در همه محافل علمی و روشنفکری، حضور روشمندانه مستدام دارد و آنها و خیلی‌های دیگر از امکان چنین حضور جهانی بر کنار شده‌اند. علّت چیست؟ پاسخ روشن است. پوپر یهودی است.باز اگر مشاهده می‌کنیم که گلدزیهر، مستشرق آلمانی از بارتولد، مستشرق روسی در فضای آکادمیک شرق‌شناسی جهان، به مراتب مشهورتر و پژوهنده‌تر چهره‌نمایی کرده است، نه به سبب عرضه داشتن پژوهش‌های عمیق و ابتکاری و گره‌گشا بوده؛ بلکه فقط به این دلیل که یهودی و اسلام ستیز بوده است.(۲۲)
جعل هنر و معماری اسلامیصهیونیست‌ها در دست‌یازی بر هنرهای اصیل و جعل و ثبت آنها به نام خویش، سابقه طولانی دارند. آنان می‌کوشند با ساختن افسانه‌هایی، آن هنر یا معماری خاص و ظریف را به خود نسبت دهند که به طور نمونه به یکی از مصادیق بارز آن اشاره می‌کنیم:با وجود این که مورّخین، هنرمندان و باستان‌شناسان بر این امر تأکید دارند که ستاره داوود یک افسانه دروغ صهیونیستی است و در اصل، یک شکل مورد استفاده عربی بوده که توسّط یهودیان به سرقت رفته است، ولی صهیونیست‌ها آن را به خود منتسب می‌کنند و به نام ستاره داوود از آن نام ‌می‌برند؛ در حالی که هیچ سند تاریخی نداشته؛ بلکه صرفاً یک جعل و افسانه است.همه حقایق تاریخ، مؤیّد این امر است که اسرائیل، دولتی بدون اصل و تاریخ و یک نبات شیطانی است که توسّط استعمار در قلب امّت اسلامی کاشته شده است و هیچ باکی از واژگونی حقایق و خلق افسانه‌ها و خرافات در مورد ریشه و تاریخش ندارد و در این مسیر، تمدّن و فرهنگ دیگر امّت‌ها را به خودش نسبت می‌دهد. حتّی مدّعی شده است که تمدّن قدیم مصری، دارای اصل یهودی است و آنان که اهرام را بنا نهادند، عبرانیون بوده‌اند.در همین راستا، صهیونیست‌ها یکی از عناصر هنر اسلام را که بر اشکال هندسی متّکی است، به عنوان یکی از سمبل‌هایشان برگزیده‌اند و مشکل مهم‌تر این است که ما از سمبل‌هایمان دست کشیده‌ایم و نسبت به استفاده از آنها حسّاسیت داریم و نگرانی از این است که روزی بیاید که ما از تمامی تاریخمان به دلیل این که یهودیان در مورد آنها اسطوره و افسانه می‌سازند، دست بکشیم.(۲۳)در زمینه ستاره شش گوشه که اسرائیلی‌ها آن را ستاره داوود می‌دانند و سمبل خویش برگزیده‌اند دکتر محمد ابوغدیر، استاد و رئیس بخش زبان عربی در دانشکده علوم انسانی «الازهر» تأکید دارد:این ستاره شش گوش، دارای اصلی عربی است و یابوسین‌ها که جزئی از کنعانی‌ها عرب بودند و شهر قدس را ایجاد کردند و دولتی تشکیل دادند، این ستاره را به عنوان شعار و سمبل خود انتخاب کردند… بعد از خروج یهود از مصر، آنها به طرف کنعان رفتند؛ ولی داخل آن نشدند و به صورت مجموعه‌هایی از قبایل و عشایر در اطراف منطقه پخش شدند و با کنعانیان از در حیله و نیرنگ و از راه تجارت و خویشاوندی وارد شدند تا توانستند بر اسطوره‌ای در تفکّر یهود درآمد و به انگشتر سلیمان ارتباط داده شد و در تمامی جوامع یهودی در سراسر جهان منتشر شد و به هنرها و فنون مختلف وارد شد و در تفکر صهیونیستی، این دلالت حاصل شد که این ستاره جزئی از تاریخ و اسطوره یهودی است؛ چرا که اسرائیل، دولتی است که بر اساس اساطیر زندگی می‌کند و تمامی تلاش خود را در این زمینه، یعنی ارتباط مردم و ملّت‌ با مجموعه‌ای از افسانه‌ها به کار گیرند.
توسعه و سیطره اقتصادی صهیونیست‌هاصهیونیست‌ها جهت نیل به اهداف خود به یکی از امور مهم و اساسی که در این زمینه می‌تواند در رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده شان کمک شایانی بکند، مورد توجه قرار داده و از آن غفلت نکرده‌اند که آن، جز سیطره بر اقتصاد جهان و تحت کنترل گرفتن مراکز اقتصادی و تجاری و اتّحادیه‌های صنفی و کارگری و… چیز دیگری نمی‌تواند باشد؛ چنان که در پروتکل هشتم آمده است:ما دستگاه‌های حکومت خود را با دنیایی از اقتصاددانان مدد خواهیم رساند و برای رسیدن به همین هدف است که تدریس علوم اقتصادی در مدارس ما مهم‌تر از هر چیز است و یهودیان وظیفه دارند این علوم را کاملاً فرا گیرند. ما حکومت خود را در انبوهی از بانکداران، صنعتگران و سرمایه‌داران محاط خواهیم کرد و حلقه اتّصال آنها، میلیونر‌ها خواهند بود؛ چرا که در واقع، سرانجام هر چیزی به ارقام ختم می‌شود و این ارقامند که همه جا حرف آخر را می‌زنند.(۲۴)برای اثبات ادّعای خویش، به مواردی در این زمینه استناد می‌کنیم:لی‌لی ینتال می‌نویسد:سوری‌های و لبنانی‌های مقیم امریکا، آن قدر که به علّت وابستگی‌های اقتصادی به «کمیته تعاون یهود» کمک می‌کنند، به حکم اعتقاد و ایمان، به تقاضای کمک به آوارگان عرب پاسخ مساعد نمی‌دهند.(۲۵)پیوندهای سران مالی صهیونیست‌ در سطح بین‌المللی با یک دیگر، امکان می‌دهد که کمک‌های مالی ثروتمندان امریکا و سایر کشورها به اسرائیل با هماهنگی کامل توأم باشد. شرکت کنندگان در سه «کنفرانس میلیونرها» که پس از جنگ شش روزه در اسرائیل برگزار شد، عبارت بودند از: روچیلدهای انگلیسی و فرانسوی، چالز کلر، رئیس شرکت و بانک انگلستان، زیگموند واربرگ، یکی از بانکداران بنام لندن، اسحاق والفسون، صاحب فروشگاه‌های زنجیره‌ای انگلستان و اسرائیل، کالبین رئیس ۱۱۶ بانک و شرکت در برزیل. این افراد، هر وقت صحبت بر سر نیازمندی‌های صهیونیست‌ها به میان آید خیلی سریع و آسان با هم کنار می‌آیند.(۲۶)در حال حاضر، صهیونیست‌‌ها در مسائل اقتصادی دارای قدرت فراوانی هستند و بر بسیاری از بانک‌ها و شرکت‌های تجاری و صنعتی و معان «طلا»، «الماس»، «نیکل» و «مس» از طریق خانواده‌های روچیلد و ساسون و دیگران تسلط دارند. همچنین بیش‌ترین سهم را در بانک مرکزی و شرکت‌های نفتی بریتانیایی در عراق و کویت دارا هستند.همچنین لازم است به این نکته اشاره کنیم که حامیان صهیونیست برای پیشرفت هرچه بیشتر این رژیم، دولتمردان آنها را از حمایت اقتصادی برخوردار کرده‌اند و می‌کنند، به طوری که برای نمونه، ادوارد سیو، میلیونر صهیونیست، صاحب کمپانی مشهور «مارکس اسپنسر» که در سال ۱۹۸۲ میلادی هلاک شد، سالانه ده میلیون لیره استرلینگ به اسرائیل کمک می‌کرد. وی در سال ۱۹۶۷ میلادی، با موافقت ملک الیزابت، میلیون‌ها لیره بیشتر از سالهای قبل کمک کرد؛ البته این کمک‌ها و حمایت‌های اقتصادی فقط به وی منحصر نمی‌شود؛ بلکه افراد بسیاری بودند که جهت رشد هرچه سریع صهیونیست، اقدام‌های لازم را در این مورد با تمام توان انجام داده‌اند.یهودیان، همواره زیر پوشش طرح‌های بازرگانی وارد کشورها شده و افزون بر چپاول منابع عظیم، فرهنگ این کشورها را نیز دچار بحران‌های جبران‌ناپذیری می‌کنند. آنان با این روش توانسته‌اند از بزرگ‌ترین بانکداران جهان به ویژه کشور امریکا و سوئیس شوند؛ به طور نمونه، سپرده‌های بانکی برادران زولت، کوهن، راکفلر و روچیلد در امریکا به شمارش درنمی‌آید.(۲۷)متأسفانه اغلب کشورهای اسلامی خاورمیانه نیز از خود نقاط ضعف بسیاری نشان داده‌اند و تا حدودی تسلیم خواسته‌های آنان مستقیم یا غیر مستقیم شده‌اند تا جایی که با رژیم صهیونیستی قراردادهای نظامی، اقتصادی و سیاسی بسته‌اند که بهره‌برداری از این قراردادها بیش‌تر به نفع صهیونیست‌ها بوده است. سران کشورهای عرب و منطقه خاورمیانه هنوز در خواب غفلت فرو رفته‌اند؛ زیرا اگر کشورهای منطقه خاورمیانه که اغلب آنها مسلمان هستند، به خود بیایند و به جای اعتماد بر صهیونیست‌ها، بر خودشان اعتماد کنند، روی پای خود بایستند و با هم متحّد شده، در برابر دیسسه‌های صهیونیسم از خود نرمی نشان ندهند، به یقین صهیونیست‌ها دندان طمع خود را از آن منطقه خواهند کشید و دولت‌های منطقه خاورمیانه بر سرنوشت خویش مسلّط خواهند شد.عامل مهمّی که قدرت‌های غربی و به ویژه امریکا را در این ساختار پشتیبانی کننده، همسو و یکپارچه ساخته، نظام خاص اقتصادی، سیاسی حاکم بر این کشورها است که به دلیل نقش محوری اقتصادی یهودیان و نگاهی که آنان به مسائل جهانی دارند، شکل بسیار پیچیده‌ای به خود گرفته است. دو قطبی بودن جهان در طول ۵۰ سال گذشته، عامل مهمّی در استحکام تشکیلاتی ـ فکری و سیاسی این ساختار پشتیبانی کننده بوده؛ اما از یک دهه پیش،تغییرات بسیاری در این ساختار ظهور کرده است که به علل گوناگون می‌توان آن را سرآغاز شکافی اساسی در ترسیم اهداف، منافع و سیاست‌ها دانست و واقعیت‌های جهانی نشان می‌دهد که این شکاف‌ها روز به روز گسترش می‌یابد. همزمان و همسو با این شکاف‌ها، این ساختار پشتیبانی کننده نیز تضعیف خواهد شد. چنین احساسی سبب شده است که قدرتمندان صاحب نفوذ یهودیان در این کشورها به طرّاحی سیاست‌های نوی بپردازند که مهم‌ترین آنها سازماندهی نژادپرستی ملّی گرایانه و خشن است که البتّه این عامل در صورت اصرار به استمرار آن، خود می‌تواند به زمینه‌ای برای رشد نابسامانی‌های ساختاری در این کشورها بینجامد که باید در فرصت‌های آتی به تجزیه وتحلیل این روند از تحوّلات اجتماعی ـ سیاسی پرداخت؛ اما دورنمای اصلی این جریان‌ها، گویای وقوع تغییرهایی احتمالی در نظام فکری ـ اجتماعی غرب و به ویژه امریکا، فرانسه و انگلیس است که به از هم پاشیدگی بیشتر ساختار این نظام‌ها می‌انجامد و مهم‌ترین نسخه‌ای که تا کنون نظریّه پردازان نظام غرب برای جلوگیری از وقوع چنین روندی پیشنهاد کرده‌اند. بازگشت به نظم کهنه و تجزیه شده ۵۰ سال گذشته است و برای تحقّق عینی آن، آنها خطرزا بودن اسلام را جایگزین کمونیسم کرده‌اند.از همین زمان است که اساساً مسأله اصول‌گرایی، بنیاد گرایی و پیوند آن دو با تروریسم بین‌المللی و دولتی شکل گرفته است. اگر به اندازه کافی دقّت کنیم، درمی‌یابیم که در ساختار نظام قدیم، کمونیسم نیز به همین شیوه‌ها مورد هجوم قرار می‌گرفت و با همین شیوه، مقاومت در برابر آن نظم و شکل گرفت و اکنون نیز از همان شیوه‌ها برای مقابله و طرّاحی ساز و کاری دفاعی سود جسته می‌شود که مهم‌ترین آن عبارت است از:۱. شکاف بین کشورهای اصولگرای اسلامی و مسلمانان با مجامع بین‌المللی و به ویژه ایجاد شکاف اجتماعی ـ مذهبی ـ مردمی به نوعی که از همزیستی، مبادله فکری و تجانس اجتماعی جلوگیری شود؛۲. جلوگیری از شکل‌گیری ساختار اقتصادی با ثبات، رشد یابنده و نو در این کشورها؛۳. سازماندهی نابسامانی‌ها و تضادهای اجتماعی؛۴. ایجاد رویارویی روانی، فرهنگی و اجتماعی؛۵. ایجاد سمبل‌های مقاومت درونی که نمونه‌های بارز آن، آفرینش شخصیت‌هایی چون سلمان رشدی، تسلیمه نسرین، عزیز نسین و غیره است. کسانی که در دوران جنگ سرد نیز وجود داشتند و هریک کاربردهای خاص خود را می‌یافتند.۶. استفاده از فن‌آوری ارتباطی و سازماندهی جنگ تبلیغاتی درازمدّت، گسترده و متنوّع.گرایش زنان و دختران کشورهای اسلامی به حجاب به صورت سمبل مستقل و نیز احساس ناخوشایندی که از عملکرد یهودیان در غرب در حال شکل‌گیری است، ازنمونه‌های بارز این جریان است؛ به گونه‌ای که نظام سیاسی ـ فکری فرانسه که مدّت‌های طولانی توانسته بود خود را به صورت سمبل و مهد تفکّر و آزادی به نمایش بگذارد، اکنون وادار شده است این سمبل را فرو بریزد و آن را آرام آرام در هم بکوبد؛ چون به تحمّل این تحوّل قادر نیست. امریکا، انگلیس، آلمان و بسیاری از کشورهای اروپایی نیز در معرض چنین تحوّلاتی هستند و بر این اساس، دورنمای این ساختار پشتیبانی کننده، آن گونه که تصوّر می‌شود، روشن و مطمئن نیست.(۲۸)
راههای مقابله و ایستادگی در مقابل مهدی ستیزانبا توجه به اینکه راهها و شیوه‌های دشمن بر ضد مسلمانان و تفکر مهدویت را بیان کردیم واضح و شیوا می‌باشد که روشهایی را بر ضد آنها می‌بایست اتخاذ نمود اما برای یادآوری و اشاره به روایات در آخر آنها را ذکر می‌کنیم.الف ـ حضرت در برخورد با دشمنان از یک نوع مجازات استفاده نمی‌کند؛ بلکه برخی از آنان را در جنگ نابود می‌سازد و حتی فراریان و زخمیان آنان را نیز تعقیب می‌کند. گروهی را اعدام نموده، خانه‌هایشان را ویران می‌کند و گروهی را تبعید می‌نماید و دست برخی را قطع می‌کند.
1ـ جنگ و کشتارزراره از امام صادق علیه السلام پرسید: آیا روش و سیاست حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف همانند روش پیامبر صلی الله علیه و آله خواهد بود؟ امام علیه السلام فرمود: «هرگز؛ ای زراره! او سیاست پیامبر صلی الله علیه و آله (در برخورد با دشمنان) را در پیش نمی‌گیرد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با ملایمت و نرمی و مهربانی رفتار می‌کرد تا دلها را به دست آورد و مردم با آن حضرت الفت گیرند؛ ولی حضرت قائم علیه السلام، سیاست قتل را در پیش و طبق دستوری که دارد، رفتار می‌کند و توبه کسی را نمی‌پذیرد. پس وای بر کسی که با او مخالفت کند».امام باقر علیه السلام نیز می‌فرمایند: «حضرت مهدی علیه السلام با برنامه‌ای نو، سنّتی جدید و قضاوتی تازه قیام می‌کند. بر عرب‌ها روزگار بسیار سختی خواهد بود و شایسته شأن و موقعیت او جز کشتن دشمنان نیست».
2ـ اعدام و تبعیدعبدالله بن مغیره می‌گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: «هنگامی که قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم ظهور کند، پانصد نفر از قریش را ایستاده اعدام می‌کند. سپس پانصد نفر دیگر را به همین‌گونه اعدام می‌نماید و این کار شش بار تکرار می‌شود.» عبدالله می‌پرسد: آیا تعدادشان به این اندازه می‌رسد؟ حضرت فرمود: «آری؛ خودشان و دوستانشان».(29)امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «هنگامی که قائم ما ظهور کند، دشمنان ما را از چهره‌های‌شن تشخیص می‌دهد. آن گاه آنان را از سر وپاهای‌شان می‌گیرد و با شمشیر به آنان می‌زند (و آنان را نابود می‌کند). (۳۰)
3ـ قطع دستهروی می‌گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم: حضرت قائم پیش از هرکاری به چه چیز خواهد پرداخت؟ حضرت فرمود: «در آغاز به سراغ بنی‌شیبه می‌رود و دست‌های آنان را قطع می‌کند؛ چون آنان دزدان خانه خدایند».(31)شیبه، در فتح مکه مسلمان گشت و پیامبر صلی الله علیه و آله او را کلید دار خانه کعبه کرد و طایفه بنی شیبه تا مدّت کلید‌دار و پرده‌دار خانه خدا بودند.ب ـ پس از شناخت و درک وجود دشمنان و معاندان در برابر مفهوم مهدویت و اسلام و اگاهی از فعالیتها وتلاشهای آنها در جهت محور و تحریف فرهنگ اسلامی مهدویت، آنچه از نظر عقل و دین اسلام لازم و حقیقی است لزوم شناخت دشمن و تدارک و مهیا شدن برای مقابله و دفاع در برابر آن است. این راهی عقلی و بدیهی است که در برابر دشمنی که قصد نابودی هویت، اصل و بنیان انسانیت را دارد باید به مقابله برخواست و وارد شدن از در گفتگو و مسامحه و سازش چیزی جز شکست را برای ما به ارمغان آورد. لذا برای بررسی و شکل‌دهی مقاومت و پایداری در برابر این دشمن و شکست تاریخی آن ضروریست در حیطه‌های زیر، تحولاتی در جهان اسلام و کل جهان شکل گیرد.۱ـ ایجاد آگاهی و بیداری کل انسانها نسبت به نیاز به امام؛ اولاً بایستی با استفاده از ابزارهای متفاوت، به تبیین ضرورت نیاز به امام (۳۲) و بی‌مانندی و تنها راه بودن آن پرداخت.امام رضا علیه السلام به اباصلت فرمود: خدا رحمت کند آنکه امر ما را زنده نگه می‌دارد. اباصلت گوید: پرسیدم چگونه؟حضرت فرمود: علوم را فرا گیرد و به دیگران بیامزود. چرا که مردم اگر زیبایی‌های کلام ما را بدانند، ما را پیروی می‌کنند. رحم الله عبداً احیا امرنا قلت: کیف یحیی امرکم قال: یتعلم علومنا و علمها الناس فان الناس لو علموا محاسن کلامنا لاتبعونا.(۳۳)ثانیاً، نقد و بررسی جریانات و نظام‌های مدعی نجات بشریت، زمینه پذیرش حکومت طیبه مهدوی را بیشتر فراهم می‌آورد.۲ـ ایجاد آگاهی و بیداری مسلمانان و شیعیان نسبت به حقیقت و ماهیت دشمنان اسلام و مهدی ستیزان.الف ـ در مقابل انکار، آگاهی و تثبیت حقیقت مهدویت و رفع توهمات و شبهات باید نمود. مثلاً یادآوری این نکته که مهدویت نیازعمومی بشر بوده، ریشه در ادیان، قرآن و روایات نبوی دارد.ب ـ در مقابل تخریب، ترمیم و تبیین و ایجاد اعتماد.ج ـ در مقابل تحریف: ۱ـ روشنگری و تبیین و ایجاد اعتماد ۲ـ خرافه زدایی ۳ـ تعمیق ایمانی که مردم به امام زمان دارند. مقام معظم رهبری می‌فرماید: «اثبات اصل مهدویت در یک محفل علمی با مخاطبانی که اهل علم و اهل تفکر و استدلال‌اند، جزو آسان‌ترین کارها است. در این هیچ تردیدی نیست. ایمان و اعتقاد مردم هم خوب است منتها تعمیق این ایمانی که مردم به امام زمان (ارواحنا فداه و علیه الصلاه و السلام) دارند، کار بسیار ظریفی است. بخش مهم کار شما(مرکز تخصصی مهدویت) این است که عشق ومحبت و سوز و گدازی که مردم ما به طور طبیعی نیسبت به حضرت دارند، در سطوح عموم مردم به خصوص جوانان، با یک نگاه عالمانه و آگاهانه همراه کنید۳ـ ایجاد آگاهی و بیداری مسلمانان و شیعیان نسبت به حقیقت دین و معارف اهل بیت و تحقیق و تدبّر در آن۴ـ شناخت ماهیت دشمن و روشها و اهداف آن و شناخت دشمنان مختلف در زمینه‌های گوناگون۵ـ ارائه ایجاد روشهای اتحاد میان مسلمانان و فرهنگها و ملل جهان۶ـ ارائه معارف مهدویت بدور از خرافه‌پرستی و بدعت‌گذاری در میان مسلمانان و ارائه آن به زبان جهانی و روز.۷ـ پیاده کردن راههای تقویت ایمان و رشد معنوی در میان مردم جهان.
پی نوشت:

۱-Nostradamus2-برای توضیح بیشتر ـ رک فصلنامه انتظار، ش۵، مقاله مهدی انکاری، انتظار ستیزی، ص۲۷۶.۳-مبانی فراماسونری،گروه تحقیقات علمی ترکیه، ترجمه: جعفر سعیدی، ص۱۲۵.۴-دیوان فلسفی ماتریالیسم، ص۱۱۲۵-(نشریه معمار سنان شماره ۱۴ ص۹)۶-ماسونی مدرسه اخلاق است، ص۳۳۷-زیاد ابوغمیه، فصلنامه وقف میراث جاویدان، ص۱۳۵۸-روزنامه اطلاعات، ۲۷/۲/۱۳۶۸، ص۶۹-علی اقلیدی نژاد، ماهنامه مبلغان، شماره ۲۵، ص۳۳ به نقل از : نفوذ صهیونیسم بر رسانه‌های خبری، ص۷۲۱۰-علی اقلیدی نژاد، ماهنامه مبلغان، شماره ۲۵، ص۳۴.۱۱-روزنامه اطلاعات، ۲۷/۲/۱۳۶۸، ص۶۱۲-زیاد ابوغیمه، فصلنامه وقف میراث جاویدان، ص۱۰۹.۱۳-همان، ص۱۱۰.۱۴-روزنامه کیهان، ۸/۱۱/۱۳۷۱، ص۶؛ غسان کنفانی، در نگاهی به ادبیات صهیونیسم، این داستان را به روشنی نشان۱۵-روزنامه کیهان، ۸/۱۱/۱۳۷۱، ص۶-۶-همان.-۱۷-روزنامه کیهان، ۱۵ بهمن، ۱۳۷۱، ص۱۵.۱۸-عجاج نویهض، پروتکل‌های دانشوران صهیون، ص۳۳۷.۱۹-مجله پیام زن(ماهنامه)؛ اسفند ۱۳۷۲، ص۱۹.-۲۰-عادل توفیق عطاری، تعلیم و تربیت صهیونیستی در فلسطین اشغالی و دیاسپورا، ص۷۳، به نقل از سلمی حداد، الطلاب۲۱-همان، ص۷۴.۲۲-سینا واحد، روزنامه کیهان، ۱۷ آذر ۱۳۷۱، ش ۱۴۶۴۶، ص۳۲۳-روزنامه جام جم، ۲۹ مهرماه ۱۳۸۰، ص۹.۲۴-عجاب نویهض، پروتکل‌های دانشوران صهیون، ص۲۸۷۲۵-یوری ایوانف، صهیونیسم، ص۲۱۲، به نقل از اورشلیم پست، ۱۷ اوت ۱۹۱۵۲۶-رومان برودسکی، حقایقی درباره صهیونیسم، ص۵۱ ـ۵۲.۲۷-مجله پیام زن(ماهنامه) اسفند۱۳۷۲، ص۱۸.۲۸-روزنامه جهان اسلام، ۱۵/۱۰/۱۳۷۳، ص۹.۲۹-مفید، ارشاد ص۳۶۴؛ روضه الواعظین، ج۲، ص۲۶۵؛ کشف الغمه، ج۳، ص۲۵۵؛ صراط المستقیم، ج۲، ص۲۵۳؛ اثبات الهداه، ج۳، ص۵۲۷؛ بحارالانوار، ج۵۲، صص۳۳۸و ۳۴۹.۳۰-احقاق الحق، ج۱۳، ص۳۵۷؛ المحجّه، ص۴۲۹.۳۱-عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۷۳، علل الشرایع، ج۱، ص۲۱۹؛ بحارالانوار، ج۵۲؛ ص۳۱۳.۳۲-رک: فصلنامه انتظار، ش۱، ص۵۲، مبانی اعتقادی مهدویت، پورسیدآقایی۳۳-حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، باب ۹۸، ص۵۸۷

 

نوشته قبلی

اسلام حقیقی و تسلیم

نوشته‌ی بعدی

مهدی ستیزی(۲)

مرتبط نوشته ها

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

امام مهدی و دنیای استکبار
برگزیده ها

امام مهدی و دنیای استکبار

نوشته‌ی بعدی

مهدي ستيزي(2)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا