۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه فاطمه زهرا (س)

مواضع سیاسى فاطمه زهرا(س) در دفاع از ولایت (۱)

0
SHARES
16
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مقدمه:ابعاد مختلف زندگی حضرت صدیقه طاهر فاطمه زهرا(س) که به تعبیر رسول خدا(ص) سیده زنان عالم است، بهترین و زیباترین الگوی عملی در زندگی مسلمانان می‌باشد که با الهام گرفتن از زندگی آن حضرت می‌توان در مسیر سعادت و نیک بختی گام نهاد و از افتادن در پرتگاه‌های سقوط و بد بختی مصون ماند.در میان ابعاد مختلف زندگی حضرت سیره سیاسی و اندیشه‌های سیاسی آن حضرت از اهمیت ویژه و جایگاه خاصی بر خور دار است، زیرا: اندیشه‌های سیاسی آن حضرت از نظر زمانی، زمانی شکل گرفت که جامعه اسلامی در مسئله امامت و رهبری در هاله از ابهام به سر می‌بردند و پس از در گذشت رسول خدا(ص) دچار اختلاف و دودستگی شدیدی شده بودند که این اختلاف سبب پراکندگی امت اسلامی در همه عصرها و نسل‌ها گردید. از این رو پرداختن به دیدگاه‌ها و اندیشه سیاسی حضرت زهرا(س) و پیروی از آن حضرت می‌تواند بسیاری از حقایق را آشکار ساخته و ما را در مسیر اسلام ناب و سنت راستین نبوی(ص) حرکت دهد. حضرت زهرا(س) که به تصریح رسول خدا(ص) خشم و رضایت اش ملاک خشم و رضایت خدا است.(۱) که می‌توان گفت آن حضرت پس از رسول خدا(ص) ملاک حق و باطل بوده است، به نظر می‌رسد اگر پس از رسول خدا(ص) به دیدگاه و نظریات و اندیشه‌های سیاسی حضرت زهرا(س) در امر خلافت توجه می‌شد، بسیاری ازپراکندگیها و گرفتاری‌ها و مشکلات که جامعه اسلامی گرفتار آن شد، به وجودنمی‌آمد.امروزه نیز پرداختن به تفکرات سیاسی آن حضرت و طرح و تبیین اندیشه‌های اودر امر خلافت و امامت نه تنها موجب اختلاف در جامعه اسلامی که از جهت بازنگری در وقایع تاریخی برای شناخت حقیقت ضروری به نظر می‌رسد و می‌تواندراهگشای ما در شناخت هرچه بهتر دین گردیده بسیاری از اختلافات را ازمیان‌بردارد.نوشته حاضر که با عنوان: مواضع سیاسی حضرت زهرا(س) در دفاع از ولایت می‌باشد، جهت طرح و تبیین موضع گیریهای سیاسی حضرت زهرا(س) در دفاع وحمایت از ولایت و امامت امام علی(ع) تدوین شده است، در این نوشته سعی گردیده با توجه به مستندات تاریخی شیعی و اهل سنت، موضع‌گیریهای حضرت بیان گردیده و مورد تحلیل قرار گیرد.. در این باره ابتدا با این رویکرد بحث را آغاز نموده‌ایم که آیا اصولاً بر خورد و اعتراضات حضرت زهرا(س)در برابر خلیفه اول بر خورد سیاسی بوده با اینکه: اعتراضات حضرت بر خاسته از اختلاف و نزاع مالی بوده است چنانچه بسیاری از تاریخ نگاران اهل سنت اینگونه پنداشته‌اند! و نزاع حضرت را صرفاً مالی و روی مسئله فدک دانسته‌اند و ضمن توجیه این عمل خلیفه، از کنار آن بی توجه رد شده‌اند. ما پس از ذکر مختصر از سابقه و تاریخچه فدک اثبات نموده‌ایم که فدک مال حضرت زهرا(س) بود که ابی بکر آن را پس از درگذشت رسول خدا(ص) از زهرا(س) گرفت و با استدلال به حدیثی که مخالفت صریح با آیات قرآن دارد این عمل خویش را توجیه نمود! همچنین اشاره شده است که مسئله فدک صرفاً یک نزاع مالی نبوده بلکه در ورای این اختلاف مالی اغراض و اهداف سیاسی نهفته بود که خلیفه اول پس از دستیابی به خلافت، انگشت روی آن نهاد و اهل بیت پیامبر(ص) را علاوه بر انزوای سیاسی در انحصار اقتصادی قرار داد.پس از اثبات سیاسی بودن نزاع و اعتراضات حضرت زهرا(س) به دو ویژگی مهم در موضع‌گیری حضرت زهرا(س) در دفاع از ولایت اشاره نموده‌ایم که عبارتند از:۱-جایگاه دینی و اجتماعی زهرا(س) در میان مسلمانان، به گونه ای که خلیفه اول ودستیارانش در حد ممکن از رویارویی با او پرهیز داشتند.۲- اینکه حضرت زهرا(س) در آغازین لحظات این انحراف، به پاخاست و مسلمانان را به عمق این انحراف، توجه داد و ابعاد آن را بازگو نمود. در بیان نمونه‌های عینی دفاع حضرت زهرا(س) از ولایت، چهار نمونه مهم را ذکر نموده‌ایم:۱-سخنرانی حماسی آن حضرت در جمع مهاجر و انصار در حضور خلیفه، که نکته‌های مهم این سخنرانی چون بیان جایگاه امامت و ولایت در اسلام، معرفی مصداق ولایت، ذکر سوابق دینی و مبارزاتی امام علی(ع) در راه پیشرفت اسلام، لیاقت و شایستگی‌های آن حضرت برای احراز خلافت، اشاره گردیده و از سخنان حضرت گزینش شده است.همچنین با پرده برداری حضرت از اسرار سقیفه، و تبیین چهره و ماهیت سقیفه و بازگو نمودن آن برای مردم، بیان شده است.۲-رفتن به خانه‌های انصار در دفاع و حمایت از امام علی (ع)و یاد آوری حدیث غدیر و رد هرگونه عذر و بهانه‌های آنان در عدم حمایت از امام علی(ع).۳- اعتراض در قالب حزن و اندوه و اعتزال و کناره‌گیری از دستگاه حکومت که این استراتژی حضرت توانست مشروعیت دستگاه حکومت را زیر سؤال برد.۴- سخنرانی در جمع زنان مدینه و تاکید مجدد بر اینکه خلافت و رهبری حق امام علی(ع) بود که پس از رسول خدا از او گرفته شد و حضرت با این سخنان خویش به عواقب و پیامدهای این مسئله اشاره نموده و به مردم هشدار داد.دراینجا مناسب است درزمینه های فرضیه وضرورت تحقیق وهدف آن وپیشینه ونوآوری که این تحقیق دارد توضیحاتی داده شود :
الف :فرضیه تحقیق: ۱-بررسی تاریخی نشان می‌دهد که بسیاری از تحرکات و فعالیت‌های حضرت زهرا(س) پس از درگذشت رسول خدا(ص) جنبه سیاسی و به دفاع از امامت و ولایت صورت گرفته است.۲- حضرت زهرا(س) نقش عمده در دفاع و حمایت از امامت و ولایت امام علی(ع) داشته است، او توانست با دفاع و حمایت خویش از امام علی(ع) یاد و نام او را در اذهان و افکار مسلمانان زنده نگهدارد و بدین طریق زمینه خلافت او را به وجود آورد.۳- رفتارهای سیاسی حضرت زهرا(س) می‌تواند الگوی رفتارهای سیاسی مسلمانان قرار گیرد.
ب-ضرورت تحقیق در طول تاریخ کتابهای فراوانی پیرامون زندگی و فضایل حضرت زهرا(س) نگاشته شده است که هر کدام در جای خویش کار شایسته و قابل توجه می‌باشد، ولی آنچه در بسیاری از این کتاب‌ها مشهود است اینکه: به جنبه سیاسی زندگی حضرت کمتر پرداخته شده و یا آن چنان که باید پرداخته نشده است. البته در این اواخر بخش سیاسی زندگی آن حضرت مورد توجه پژوهشگران قرارگرفته و معدود کتابهایی به رشته تحریر درآمده است که با توجه به اهمیت وگستردگی این بخش از زندگی حضرت، این موضوع تلاشهای فراتر از این نوشته‌ها رامی‌طلبد، به ویژه اینکه موضع گیری‌ها و رفتارهای سیاسی حضرت زهرا برگرفته ازکتاب خدا و آموزه‌های رسول خدا(ص) می‌باشد و می‌تواند راهنما و مورد توجه مسلمانان در مواضع سیاسی باشد.
ج-هدف تحقیق هدف ما از این نوشتار، اول: آشنایی با این بعد از زندگی آن حضرت بوده، دوم اینکه: با توجه به خلأ که در این قسمت از زندگی حضرت احساس می‌شود که سوگمندانه باید گفت با بررسی کتابهای مربوط به زندگی آن حضرت در می‌یابیم که بسیاری از کتابهایی نوشته شده پیرامون زندگی آن حضرت از بیان شرح حال وذکر فضایل فراتر نرفته‌اند! در حالی که در مورد دیگران همانندعائشه صدهاکتاب وزین و مقالات علمی به شیوه و ادبیات امروزی نوشته شده.(۲) بدین جهت تصمیم گرفتم پژوهشی هر چند ناقص، در مورد سیره سیاسی آن حضرت بنمایم وامیدوارم این نوشته با همه کمبودهایی که دارد زمینه و مقدمه‌ای برای کارهای بهتر وکاملتر قرار گیرد. و نیز به این امید که در پیشگاه با عظمت صدیقه طاهره(س) قبول افتد و ذره از عنایات آن حضرت نصیب ما گردد.
د-سابقه و پیشینه تحقیق آن گونه که در بحث ضرورت تحقیق یادآور شدیم درباره زندگی حضرت صدیقه طاهره(س) کارهای فراوانی انجام شده است که در کتابنامه‌های چون فاطمه در آینه کتاب(۳)گردآوری شده‌اند، اما تنها معدودی از این نوشته‌ها به سیره و زندگی سیاسی آن حضرت به طور خلاصه پرداخته‌اند و یا ضمن پرداختن به شرح حال و فضایل آن حضرت به گونه‌ای مختصر به این بعد از زندگی ان حضرت اشاره داشته‌اند.در میان کتابهای قدیمی مربوط به آن حضرت، کمتر کتابی را می‌توان یافت که به صورت مستقل و جداگانه در مورد این بعد از زندگی آن حضرت نوشته شده باشد. کتابهای چون{ دلایل الامامْ}اثر محمد بن جریر طبری از علمای شیعی قرن چهارم هجری،{اعلام الوری}اثرفضل بن حسن طبرسی، عالم شیعی قرن ششم هجری {مناقب آل ابی طالب }اثرابن شهر آشوب، عالم شیعی قرن ششم هجری{کشف الغمه }اثرعلی بن عیسی اربلی، از علمای شیعی قرن هفتم، فقط به شرح زندگانی و فضایل آن حضرت پرداخته‌اند و برخی نیز تنها به خطبه حضرت اشاره نموده و آن را با عنوان خطبه فدکیه ذکر نموده‌اند.کتابهای قدیمی اهل سنت چون {حلیْ الاولیأ }تالیف ابی نعیم احمد اصفهانی، عالم سنی قرن چهارم هجری، {تذکرْ الخواص }عبدالرحمن بن جوزی از علمای سنی قرن هفتم هجری،{ ذخایر العقبی} محب الدین احمد طبری، از علمای سنی قرن هفتم هجری، {الفصول المهمه}علی بن محمد بن صباغ مالکی عالم سنی نیمه قرن پنجم هجری، ضمن پرداختن به شرح حال رسول خدا(ص) و صحابه و تابعین مطالبی را نیز پیرامون تاریخ زندگانی و فضایل حضرت زهرا(س) ذکر نموده‌اند.برخی کتاب‌ها فقط خطبه‌های آن حضرت را ذکر نموده‌اند که از نمونه‌های آن{ بلاغات النسأ }احمد بن ابی طیفور، و{ سقیفه و فدک} جوهری، {شرح نهج البلاغه،}ابن ابی الحدید،معتزلی، و{احتجاج طبرسی} را می‌توان ذکر نمود. در میان نویسندگان معاصر و نزدیک به معاصر، برخی به ترجمه و شرح خطبه‌های آن حضرت پرداخته‌اند که از نمونه‌های مهم آن {اللمعهْ البیضأ}نوشته،سید هاشم میلانی و {شرح خطبه‌ای حضرت زهرا(س)،} علامه مجلسی، در جلد ۲۹ بحار، و {الدرْ البیضأ}سید محمدتقی رضوی، {شرح خطبه حضرت زهرا(س)}عبدالرحیم میرزا آقا، {شرح خطبه‌های حضرت زهرا(س)،} سیدعزالدین حسینی زنجانی، {شرح خطبه حضرت زهرا(س)} حسین علی منتظری،و{شرح خطبه حضرت زهرا(س)} ناصر مکارم شیرازی را می‌توان نام برد.معدود کتابهایی نیز در این اواخر به رشته تحریر درآمده است که تمام و یا عمده مباحث خویش را به سیره سیاسی حضرت زهرا(س) اختصاص داده‌اند که نمونه‌های آن ذکر می‌گردد:۱-دفاع از حریم حق، عمران علی زاده، نویسنده پس از ذکر خطبه‌های حضرت و ترجمه آن به ذکر دفاع حضرت از حریم امامت اشاره نموده‌اند.۲-{فاطمه حامی ولایت}سید محمد حسینی شاهرودی، در این کتاب بحث خوبی پیرامون دفاع حضرت از ولایت با الهام از سخنان حضرت بیان گردیده است.۳-{احتجاج بانوی بزرگ} محمد علی مردانی، در این کتاب اتمام حجت زهرا(س) بر علیه خلیفه در دفاع از مظلومیت امام علی(ع) بیان شده است.۴-{تحلیل حوادث ناگوار حضرت زهرا(س)}محمد دشتی، در این کتاب به تحلیل حوادث پس از رسول خدا(ص) به صورت سیاسی و جامعه‌شناسی پرداخته شده و به افشاگریهای حضرت زهرا (س) اشاره نموده است.۵- {ره آورد مبارزات سیاسی حضرت زهرا( س)}احمد دشتی، این کتاب به ره آورد و نتایج و پیامدهای دفاع حضرت از امامت و ولایت پرداخته است و اهمیت دفاع آن حضرت را بررسی و بیان داشته است.۶-{مأساْ الزهرأ}مرتضی عاملی، این کتاب ضمن پراختن به شبهات مطرح شده پیرامون زندگی حضرت زهرا(س) به زندگی سیاسی حضرت نیز اشاره نموده‌اند.با این همه کتاب پیرامون زندگی حضرت باز هم خلأهای زیادی پیرامون زندگی حضرت، به ویژه زندگی سیاسی آن حضرت احساس و ناگفته‌های زیادی وجوددارد که نیازمند تحقیق و پژوهش می‌باشد. به ویژه اینکه بسیاری از کتابهایی نوشته شده پیرامون زندگی حضرت در مورد فضایل و مناقب آن حضرت بوده و کمتر کتابی را می‌توان یافت که به زندگی و سیره سیاسی آن حضرت آن هم به صورت جداگانه ومستقل پرداخته باشد. معدود کتابهایی نیز که در مورد زندگی سیاسی حضرت پرداخته‌اند اکثراً در حد یک مقاله بوده تا یک تحقیق تاریخی و تحلیلی.لذا ما در این نوشتار کوشش خواهیم کرد زندگی سیاسی حضرت را بررسی و موضع گیری‌های آن حضرت را در دفاع از ولایت و اصول سیاسی او بیان داشته وبه نتایج دفاع آن حضرت نیز توجه نمائیم.
ر- نوآوری تحقیق: به نظر می‌رسد نوآوری که این تحقیق دارد این است که سعی شده است موضع گیری‌ها و اعتراضات حضرت زهرا(س) در برابر خلیفه، ابتدا با این رویکردمورد بحث قرار گیرد که آیا اعتراضات حضرت واقعاً سیاسی و به دفاع از امامت بوده است؟ زیرا بسیاری از مورخان اهل سنت اعتراضات حضرت را برخاسته ازنزاع مالی دانسته وحتی نویسندگان شیعی نیز خطبه‌ء حضرت را در مسجد رسول خدا(ص) با عنوان خطبه فدکیه ذکر می‌نمایند که ناشی از این دیدگاه می‌باشد. ماسعی نموده‌ایم ابتدا سیاسی بودن اعتراض حضرت را تثبیت و سپس به دفاع او ازامامت و و ولایت بپردازیم:
1- نمونه‌های از مواضع سیاسی عملی حضرت زهرا(س) پس از تشکیل سقیفه و انتخاب ابی بکر، واکنشهای مختلفی بر علیه آن صورت گرفت که مهم‌ترین آن‌ها اعتراض اهل بیت رسول خدا(ص) بود که به وسیله صدیقه طاهره فاطمه زهرا(س) شکل یافت که علاوه بر جنبه اعتقادی شکل سیاسی نیز به خود گرفت.مسئله یورش به خانه‌ای حضرت زهرا(س)و سوزاندان خانه آن حضرت از وقایع دردناکی است که پس از درگذشت رسول خدا(ص) اتفاق افتاد. پس از بیعت با ابی بکر او اطلاع یافت که علی(ع) و عده‌ای در خانه‌ی فاطمه تحصن نموده و از بیعت سرباز زده‌اند. ابی بکر، عمر و عده‌ای را به دنبال آنان فرستاد تا برای بیعت آنان را ازخانه‌ای فاطمه خارج سازد و به عمر گفت در صورت مخالفت، آنان را به قتل برسان. عمر با قبسی از آتش به خانه‌ای فاطمه(س)آمد تا خانه را آتش زند، حضرت فاطمه(س) چون عمر را چنین دید فرمود: آیا آمده‌ای تا خانه‌ای مرا آتش زنی! اوگفت: آری، مگر اینکه در آنچه امت در آن هستند وارد گردید.(۴) ابن قتیبه در ادامه‌ای واقعه چنین نوشته، عمر به خانه حضرت فاطمه(س) آمده دستور داد تا علی و همراهان اش از خانه خارج گردند، آنان از خانه خارج نشدند، عمر دستور داد هیزم آورده خانه را آتش بزنند، عمر سوگند یاد نمود در صورت خارج نشدن آنان، خانه و اهل آن را آتش خواهد زد، به او گفتند فاطمه(س) در آن است، گفت اگر چه او در آن باشد.(۵) فاطمه(س) نزدیک درآمده، فرمود: مردمی بدتراز شما ندیده‌ام! بدن پاک رسول خدا(ص) را روی دست ما گذاشته امر خلافت را میان خویش تقسیم نمودید، ما را در آن به مشورت نگرفتید و حق ما را برنگردانیدید.(۶)طبرسی نوشته است حضرت فاطمه(س) در ادامه سخنان اش به مهاجمین فرمود: گویاشما هیچ اطلاعی از سخنان رسول خدا(ص) در روز غدیر خم نداشتید! به خداسوگند امر ولایت را در آن روز چنان پابرجا نمود که جای طمع و هیچ امیدی رابرای شما باقی نگذاشت ولی شما رعایت ننموده هر گونه رابطه‌ای را با پیامبر خویش بریدید، به یقین خداوند در دنیا و آخرت بین ما و شما داوری خواهد نمود.(۷)چنانچه گفته شد اصل یورش به خانه‌ای حضرت زهرا(س) از مسایل است که همه‌ای تاریخ نویسان آن را به گونه‌ای ذکر نموده‌اند، تاریخ نویسان اهل سنت آن را به طور کلی و مبهم و در حد تهدید به احراق ذکر نموده و از ذکر جزئیات آن خودداری نموده‌اند ولی وقتی به منابع تاریخی شیعه مراجعه می‌کنیم این مسئله راواضح‌تر و گویاتر می‌بنیم سلیم ابن قیس هلالی حادثه‌ای هجوم به خانه‌ای حضرت را به طور مبسوط نگاشته و پرده از چهره‌ای حقیقت برداشته است. او گوید مأمورخلیفه آتشی بر افروخت و سپس فشاری به در آورد و وارد خانه شد و با مقاومت حضرت زهرا(س) روبرو شد، عمر با غلاف شمشیر بر پهلوی حضرت زهرا(س) زدو وقتی حضرت دستانش را بلند نمود با تازیانه بر بازوان حضرت کوبید.(۸) مرحوم ابی جعفر طوسی بحث گسترده در این مورد دارد از جمله از امام صادق(ع) نقل می‌نماید که حضرت فرموده‌اند علی(ع) بیعت نکرد تا آنگاه که دودغلیظی خانه‌ای آنان را فرا گرفت.(۹)اینکه چرا اهل سنت از ذکر جزئیات این واقعه خود داری نموده‌اند شاید به این جهت است که آنان چون دیدند بیان این مطالب با موقعیت و جایگاه خلفا سازگاری ندارد از ذکر آن خودداری نمودند ابی جعفر طوسی می‌نویسد: در آغاز کار محدثان و تاریخ نویسان از ذکر جسارتهای که به ساحت دخت گرامی رسول خدا(ص) وارد شد امتناع نمی‌کردند و این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفه با فشار در را بر حضرت فاطمه(س)زد و او فرزندش را سقط نمود و قنفذ به دستور عمر زهرا(س)را زیر تازیانه گرفت تا دست از علی(ع) بر دارد، و لی بعدها دیدند نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفا سازگاری ندارد، لذا از نقل آن خود داری کردند.(۱۰)این واقعه به گونه‌ای در میان مسلمانان شهرت دارد که محمدحافظ ابراهیم مصری شاعر نیمه‌ای اول قرن چهاردهم هجری آن را از افتخارات عمر دانسته و در شعری که به قصیده‌ای عمریْ شهرت یافته از آن چنین یاد نموده:و قولٌْ لعلیّ قالها عمرُ/اکرم مبایعها و اکرم بملقیها/احرقت بابک لا ابقی علیک بها/ان لم تبایع و بنت المصطفی فیها/من کان مثل ابی حفص یفوه‌بها/امام فارس عدنان و حامی‌ها.یعنی:و گفتاری که عمر به علی(ع) گفت و تو گوینده و شنونده‌اش را گرامی بدار!اگربیعت نکنی خانه‌ات را آتش می‌زنم و کسی را در آن باقی نمی‌گذارم، هرچند دخترمصطفی در آن قرار داشته باشد. چه کسی می‌تواند مانند عمر چنین سخنی را درمقابل یکه تاز عدنان و حامی آن (علی) بر زبان براند.(۱۱)اظهارات ابی بکر خلیفه‌ای اول در واپسین لحظات زندگی‌اش می‌تواند اعتراف بر وقوع این حادثه باشد او چنین گفت: ای کاش سه کار را انجام نمی‌دادم:۱- احترام خانه‌ای حضرت فاطمه را حفظ نموده فرمان حمله را صادر نمی‌کرد.۲- ای کاش در سقیفه بار خلافت را بردوش نمی‌کشیدم و آن را به عمر وابوعبیده می‌سپردم.۳- ای کاش ایاس ابن عبدا… معروف به (الفجاْ) را نمی‌سوازندم.(۱۲)از نظر قانون اسلام و تعالیم قرآنی هیچ مسلمانی مجاز نیست بدون اذن و اجازه شخصی وارد خانه‌ای کسی گردد و اگر صاحب خانه عذر او را خواست بدون رنجش از همانجا بازگردد، آیات ۲۷ و ۲۸ سوره نور بر این امر تصریح دارد.(۱۳) و نیز از نظراسلام خانه‌های که در آن صبح و شام، نام خدا برده شود و خدا را پرستش کنند مورد احترام قرار داده شده و به مردم دستور داده است آن را تکریم نمایند.(۱۴)احترام این خانه‌ها به سبب عبادت و پرستشی است که در آن‌ها انجام می‌گیرد و به احترام انسانهای الهی است که در آنها به تسبیح و تقدیس خدا مشغولند وگرنه خشت وگل هیچ گونه احترام نخواهد داشت.قرآن از میان همه‌ای خانه‌های مسلمانان در باره‌ای خانه‌ای رسول خدا(ص)دستور خاصی داده است و فرموده: ای افراد با ایمان به خانه‌ای رسول خدا(ص)بدون اذن وارد نشوید.(۱۵)بدون شک خانه‌ی زهرا(س) از خانه‌های است که آن حضرت و فرزندان و همسرش خدا را تسبیح و تقدیس می‌کردند و نیز نمی‌توان گفت که خانه‌ی حفصه و عایشه خانه‌ای پیامبر است ولی خانه‌ی زهرا(س) خانه‌ی پیامبر(ص) نیست. انس ابن مالک از بریده نقل می‌کند: چون رسول خدا(ص) آیه فی بیوتٍ اذن الله را بر اصحاب قرائت نمود مردی از جا بلند شده گفت یا رسول الله این خانه‌های که احترام آن‌ها بر ما واجب شده کدامند؟ فرمود: این خانه‌ها خانه‌های پیامبران است.ابی بکر از جابر خاسته در حالی که به خانه‌ای علی(ع) و فاطمه اشاره نموده گفت یارسول الله این خانه نیز از جمله خانه‌های است که احترام آن بر ما واجب شده رسول خدا(ص) فرمود: بلی! بلکه این خانه از بهترین مصادیق آیه می‌باشد.(۱۶)
دفع یک شبهه پیش از پرداختن به موضع‌گیری‌های حضرت زهرا(س) در دفاع از ولایت بررسی این مسئله ضروری به نظر می‌رسد که بدانیم آیااعتراض حضرت فاطمه بر علیه خلیفه، سیاسی و واکنش در برابر حاکمیت او بود، یا ناشی از اختلافات مالی بود که میان او وخلیفه به وجود آمد،؟ دو فرضیه به ذهن می‌رسد:فرضیه نخست اینکه: اگر قیام و اعتراض زهرا(س) سیاسی و اعتراضی بر علیه حاکمیت خلیفه نبود و با اگر خلیفه فدک را از زهرا نمی‌گرفت، هیچ اختلافی میان زهرا(س)و اوپیش نمی‌آمد، علاوه بر اینکه اگر اعتراض او سیاسی نبود، بایست حضرت فقط دربرابر عمل غصب فدک موضع می‌گرفت و کاری به جانشینی رسول خدا(ص) وامامت علی(ع) نداشت.فرضیه دیگر اینکه: اگر اعتراض حضرت سیاسی و واکنشی بر علیه مشروعیت خلیفه بود منع و عدم منع فدک هیچگونه تأثیری در اصل قیام و اعتراض حضرت زهرا(س) نخواهد داشت.مورخان و سیره نویسان اهل سنت سعی دارند اختلاف حضرت فاطمه را با خلیفه یک مسئله مالی جلوه دهند، از این رو پس از پرداختن به وقایع پس از درگذشت رسول خدا(ص) و تشکیل سقیفه و بیعت با ابی بکر، موضوع مطالبه میراث رسول خدا(ص) به وسیله حضرت فاطمه(س) را مطرح می‌کنند و به دفاع بی قید و شرط ازخلیفه اول و توجیه کارهای او می‌پردازند.حضرت فاطمه پس از درگذشت رسول خدا(ص) کسی را نزد ابی بکر فرستاد و فدک و باقیمانده از خمس خیبر را مطالبه نمود و ابوبکر در جواب مطالبات زهرا(س)گفت که از رسول خدا(ص) شنیده است که فرمود :انامعاشرالانبیاءلانورث ومَا تَرَکْناه صَدَقَه.یعنی ما گروه پیامبران از خود چیزی به ارث نمی‌گذاریم، آنچه به جا می‌ماندصدقه و متعلق به مسلمانان می‌باشد، من نسبت به صدقات رسول خدا(ص) هیچ گونه حق تغییر ندارم و نسبت به آن‌ها همانند رسول خدا عمل می‌نمایم. او هیچ یک ازاموال رسول خدا(ص) را به فاطمه(س) نداد، از آن پس فاطمه(س) با ابی بکر سخن نگفت و بر او خشمناک بود تا از دنیا رفت.(۱۷) ابی هریره گوید: فاطمه(س) نزد ابی بکر آمد گفت: هرگاه تو از دنیا بروی چه کسی از توارث می‌برد؟ گفت: اهل و فرزندانم! حضرت فاطمه(س) فرمود: پس چرا ارث پدرم را از من باز داشته‌ای؟ ابی بکر گفت: از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: من پس از خود میراث به جا نمی‌گذارم. بدین جهت نمی‌توانم اموال رسول خدا(ص) را به شما بدهم؟ (۱۸) با توجه به ارتباط فدک در اعتراض زهرا(س) بر علیه خلیفه، و با توجه به جنبه‌ای مادی و اقتصادی آن که قابل توجه بوده و می‌توانسته موقعیت خلیفه را به خطراندازد و برای روشن شدن این موضوع که اعتراض و درگیری حضرت با خلیفه تنهاروی مسأله‌ی فدک بوده یا موضوع فراتر از فدک بوده است، مطالبی پیرامون فدک وپیشینه‌ای تاریخی و ارزش مادی آن اشاره می‌گردد.
فدک و پیشینه تاریخی آن فدک قریه‌ای است در حجاز که تا مدینه دو روز و به قولی سه روز فاصله دارد، خداوند آن را در سال هفتم هجری از راه مصالحه با یهود به رسول خدا(ص) عنایت نمود، بدین گونه که رسول خدا(ص) در سال هفتم هجری خیبر و دروازه‌های آن راگشود جز سه در باقی نماند، اهالی آن به رسول خدا(ص) پیام دادند که با آن‌ها مصالحه کند، آن حضرت نیز با آنان به نصف محصول سالیانه مصالحه کرد. بدینسان فدک ازراه مصالحه مفتوح به صلح، به دست رسول خدا(ص) افتاد. فدک دارای چشمه‌های جوشان و نخل‌های فراوان بود که رسول خدا(ص) آن را به فاطمه(س) بخشید، اما پس از درگذشت آن حضرت، ابی بکر آن را از فاطمه(س) گرفت و وقتی که فاطمه(س) درپی مطالبه آن برآمد، ابی بکر از او طلب شاهد نمود.(۱۹)درمصباح المنیر آمده است: فدک شهری است که تا مدینه دو روز فاصله دارد و خداوند آن را به رسول خدا بخشید.(۲۰)ابن اثیر نیز آن را خالصه رسول خدا ذکر می‌نماید که از راه مصالحه با یهود ملک مخصوص رسول خدا گردید.(۲۱)قرآن کریم اموالی را که از راه صلح نه جنگ و نبرد به دست آمده باشد، ملک خاصه رسول خدا دانسته و فرموده: آنچه که خداوند از ثروت‌های آنان (یعنی یهود) به رسولش باز گرداند و شما برای آن اسپی نتاخته وشمشیر نزدید، اما خداوند پیامبرانش را بر هر که خواهد چیره می‌سازد. خداوند بر هر چیزی توانا می‌باشد، آنچه را که خداوند به عنوان غنیمت از مردم این آبادیها به پیامبرش بازگردانید، از آن خدا و پیامبر و نزدیکان او و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است.(۲۲)علاوه بر آیه فئ،آیه انفال نیز بر این مسئله دلالت دارد، زیرا یکی از مصادیق انفال، اموال است که بدون درگیری از کفار به دست مسلمانان افتد و از نظر قرآن انفال مختص خدا و رسول اوست(۲۳) و فدک نیز از این چنین اموالی بوده است.دانسته شد که فدک از راه صلح در اختیار رسول خدا(ص) قرار گرفت، و نیز اموالکه به صلح فتح شد مختص رسول خدا(ص) است و حضرت هر جا مصلحت می‌دید،می‌توانست آنرامصرف کند. حالا سوال این است که آیا رسول خدا(ص) فدک را به فاطمه(س) بخشیده است یا نه؟روایات فراوانی وجود دارد که رسول خدا(ص) فدک را به دخترش فاطمه(س)بخشیده و مفسرین و تاریخ نویسان شیعه و اهل سنت این روایات را در کتابهای خود ذکر نموده‌اند، هیثمی می‌نویسد: چون آیه‌ای شریفه: و آتِ ذا القربی حقّه.(۲۴) نازل گردید، رسول خدا(ص) فاطمه(س) را نزد خویش فرا خوانده فدک را به او عطا نمود(۲۵) سیوطی می‌نویسد: رسول خدا(ص) پس از نزول این آیه، فدک را به فاطمه(س) عنایت فرمود.(۲۶) ابان بن تغلب گوید به امام صادق(ع) گفتم: آیا پیامبر(ص) فدک را به فاطمه(س) داد؟ امام فرمود: فدک از طرف خدای متعال برای فاطمه(س) اختصاص یافته بود.(۲۷) از امام رضا(ع)روایت شده که فرمودند چون آیه وآت ذالقربی حقه نازل شد. رسول خدا(ص) به فاطمه(س) فرمود: فدک از اموالی است که بدون جنگ گرفته شده و به من اختصاص دارد و من آن را به امر خدای متعال برای تو قرار دادم، پس فدک رابگیر برای خود و فرزندانت.(۲۸)همچنین روایات زیادی از رسول خدا و ائمه(ع) نقل شده است که پیامبر(ص)فدک را به دخترش زهرا(س) عنایت فرمود، که به جهت رعایت اختصار از ذکر آنهاخودداری‌می‌شود.(۲۹)حال با در نظر داشت اینکه: اولاً فدک از اموال مختص رسول خدا(ص) بود و هرجا مصلحت می‌دید، می‌توانست قرار دهد،و ثانیاً انبوه روایات، حاکی ازآن است که حضرت آن را به زهرأ(س) داد،و جای هیچ تردیدی نمی‌ماند که فدک ملک زهرا(س) بوده که خلیفه اول آن را به ناحق از زهرا(س)گرفته است.از بررسی کتابهای تاریخی این نکته نیزبه دست می‌آید که فدک ملک کوچک و کم ارزشی نبوده، بلکه دارای نخلستان بزرگ با چشمه‌های جوشان بوده است که سالانه درآمد فراوان از آن به دست می‌آمده است.(۳۰) این سخن عمر به ابی بکر، آنگاه که می‌خواست فدک را به زهرا(س) برگرداند که: عرب با ما در حال جنگ است اگر فدک را به زهرا برگردانی، هزینه سپاه اسلام را ازکجا تأمین می‌نمایی؟ (۳۱)، می‌تواند ارزش مادی فدک را برای ما روشن سازدابن ابی الحدید، می‌نویسد: از متکلم امامی، علی بن نفی سوال نمودم آیا فدک جزچند درخت خرما و قطعه زمینی بیشتر بود که این همه آن را مهم می‌دانند؟ گفت:چنین نیست، بلکه فدک نخلستان بسیار بزرگ و عظیمی بود که نخل‌های آن به اندازه‌ای نخل‌های کوفه‌ای امروز بود.(۳۲)برخی، درآمد سالیانه آن را بیست و چهار هزار دینار و حتی هفتاد هزار دینار ذکرنموده‌اند(۳۳) که شاید مربوط به درآمد هر سال باشد، ولی در مجموع دانسته می‌شودکه فدک ارزش مادی معتنابهی داشته که به قول دکتر شهیدی، بنی هاشم می‌توانسته‌اند با اعاشه از آن، از بیت المال چشم پوشیده ونیازی به خلیفه نداشتته‌باشند.(۳۴) مهم‌ترین دلیل که ابی بکر بر مصادره فدک، در برابر فاطمه(س) ارائه نمود حدیثی است که او از رسول خدا نقل نموده است، او گفت: از رسول خدا شنیدم که گفت: انّالانورث، ما ترکناه صدقه. ما گروه پیامبران ارث به جا نمی‌نهیم آنچه از ما به جامی‌ماند صدقه و به همه مسلمانان تعلق می‌گیرد.(۳۵)نیز او گفته است: از رسول خدا شنیدم که گفت: ما گروهی پیامبران طلا و نقره،ملک و زمین از خود به جا نمی‌گذاریم، آنچه از ما به جا می‌ماند ایمان و علم وحکمت و سنت است.(۳۶)احادیثی که ابی بکر اززبان رسول خدا نقل نموده و با آن در برابرزهرا(س) استدلال کرده است به عبارات مختلفی نقل شده ولی همگی این معنی رامی‌رساند که پیامبران ارث نمی‌گذارند و اموال آنان متعلق به مسلمانان و صدقه است او با تمسک به این حدیث فدک را مصادره نمود!!.زهرای مرضیه(س)پس از مصادره فدک ابی بکر را مورد خطاب قرار داده فرمود:پسر ابی قحافه! آیا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث ببری، و من از ارث پدرمحروم باشم؟ چه دروغی آشکار و سخن ناروایی گفته‌ای!! آیا به عمد کتاب خدا راکنار گذاشته و آن را پشت سر انداخته‌اید!(۳۷)حضرت صدیقه(س) با تسلط کامل به قرآن و سنت رسول خدا(ص) این عمل خلیفه را زیر سوال برد و با ذکر آیات قرآن در مورد میراث پیامبران جهالت و نادانی خلیفه نسبت به احکام و در نتیجه عدم شایستگی او برای احراز مقام خلافت راتثبیت نمود. حضرت فرمود: قرآن تصریح به میراث بردن سلیمان از پدرش داود پیامبر دارد.(۳۸) و همچنین آنجا که داستان یحیی ابن زکریا را بازگو می‌کند می‌گوید:پروردگارا از نزدت جانشینی به من بخش که از من و خاندان یعقوب ارث برد.(۳۹)حضرت در ادامه به قانون عمومی ارث اشاره نموده به این آیه استدلال نمود: خویشاوندان برخی نسبت به برخی دیگر در کتاب خدا اولی و مقدم می‌باشند.(۴۰) ونیز قرآن فرموده: خداوند درباره فرزندان به شما سفارش نموده که پسر دو برابردختر سهم می‌برد.(۴۱) حال با این همه دلیل روشن از قرآن گمان می‌دارید که مرا ازمیراث پدرم بهره ای نیست و از اوارث نمی‌برم؟ و هیچ رابطه و پیوندی میان ما نیست؟ آیا خداوند به گونه‌ای مخصوص برای شما آیه‌ای فرستاده که پدرم را از قانون کلی ارث، استثنا نموده است؟ یا گویید اهل دو ملت از هم ارث نمی‌برند و من و پدرم اهل یک ملت و آیین نیستیم؟(۴۲) و این گونه فاطمه (س) سخن ابوبکر را کذب محض دانسته و با آیات قرآن آن را نقض نمود. نزاع در مورد فدک به دو صورت به نقل رسیده:۱- فاطمه(س) آن را به عنوان ارث به جا مانده از پدرش مطالبه نمود.۲- آن را به عنوان نحله و بخشش که از طرف پدرش رسول خدا(ص) به او داده شده بود. مطالبه نمود. ابن ابی الحدید نوشته است: فاطمه(س) نزد ابی بکر آمد گفت: پدرم رسول خدا(ص) فدک را به من بخشیده و آن را به من بازگردان، ابوبکر از او درخواست شهود نمود، علی و ام ایمن به نفع او گواهی دادند.(۴۳) خلیفه گواهی آن‌ها را قبول ننمود، بدین جهت که علی شوهر فاطمه و به نفع او گواهی داده و ام ایمن نیز گواهی‌اش به خاطراینکه یک زن است کامل نیست(۴۴)بررسی ادله ابی بکر بر مصادره فدک، نشان می‌دهد که اولاً او هیچ گونه دلیل موجه، برای این کار نداشته است، و عمده دلیل او حدیثی است که از رسول خدا(ص)نقل نموده و خود تنها راوی آن می‌باشد و کسی جز او آن را از رسول خدا نقل ننموده است(۴۵)که این مسئله ضعف این روایت را می‌رساند.ثانیاً: مضمون این حدیث با آیات صریح قرآن که قانون ارث را برای پیامبران ثابت نموده مخالفت دارد، بر فرض بپذیریم چنین روایتی مخصص عموم قرآن باشد،هرگز نمی‌تواند با آیاتی که ارث بردن انبیا در آن‌ها آمده قابل جمع باشد بلکه به حکم مخالفت باآن آیات، باید روایت را مردود دانست.(۴۶)در مقام داوری نیز خلیفه‌ای اول اشتباهات فراوان را مرتکب شده است، که با هیچ یک از قوانینی فقهی و قضایی اسلام سازگاری ندارد(۴۷) علاوه بر اینکه تاریخ بر این مسئله گواهی می‌دهد که خلیفه در مواردی پس از مرگ رسول خدا(ص) ادعای کسانی را بدون درخواست شاهد قبول نموده است،به عنوان مثال:بخاری می‌نویسدجابر نزد ابی بکر آمد گفت رسول خدا(ص) به من وعده مالی داده بود، ابی بکر سخن او را پذیرفته مالی به او داد (۴۸)، ابوبشیر مازنی نیز چنین ادعایی نمود، ابوبکر سخن او را پذیرفته چند بسته درهم به او داد چون محاسبه نمود مبلغ هزار و چهار صد درهم در آن قرار داشت.(۴۹)حال این سؤال در ذهن نقش می‌بندد که ابی بکر روی چه مبنایی تفاوت قایل شده وادعایی صحابه‌ای معمولی را بدون شاهد می‌پذیرد ولی در برابر زهرا(س) احتجاج نموده واو را که به شهادت خدا و پیامبرش معصوم از هر لغزش می‌باشد،(۵۰) درادعایش تکذیب می‌کند.ثالثاً: تاریخ پر فراز و نشیب فدک نشان می‌دهد که هیچ یک از خلفا به این سخن ابی بکر عمل نکرده و جالب اینکه خود او نیز در مواردی سخنش را نقص کرده وصیت نمود او را در خانه رسول خدا(س) به خاک بسپارند.(۵۱)و همچنین به روایتی او می‌خواست فدک را به زهرا(س) برگرداند و سندی برای زهرا(س) نوشت ولی عمر او را ممانعت کرد.(۵۲) علامه امینی گوید: خلفا در امر فدک همیشه درگیر بودند، ابی بکر آن را از اهل بیت گرفت، عمر به آنان برگرداند، عثمان آن را به مروان داد و از آن پس نیز تا زمان معاویه همچنان دست به دست می‌شد، هرچه دلشان می‌خواست در مورد آن انجام می‌دادند.(۵۳)همچنین علامه امینی گوید: ما حقیقت این اقطاع و این عمل را نمی‌دانیم؟ زیرا اگرفدک مال مسلمانان بود آنگونه که ابی بکر ادعا نمود، پس دلیل اختصاص دادن آن به مروان چیست؟ اگر میراث آل پیامبر(ص) بود، آن گونه که صدیقه طاهره(س) درخطبه‌اش به آن احتجاج نمود و امامان بعد از او از فرزندانش احتجاج کردند و امام علی(ع) نیز احتجاج نمود، مروان که از آل رسول نبود، خلیفه نیز چنین اختیاری نداشت تا هر کجا خواست آن را قرار دهد. اگر به عنوان نحله و بخشش از طرف رسول خدا(ص) برای فاطمه(س) بود، چنانچه فاطمه(س) ادعا نمود، امام علی وحسنین و ام ایمن به نفع زهرا(س) گواهی دادند، چرا خلیفه آن را برنگرداند وشهادت آن‌ها را قبول نکرد، آیا شهادت کسانی که اهل آیه تطهیر هستند هرگاه رد شود و قبول نیفتد، به چه چیز اعتماد و به چه حجت می‌توان تکیه نمود؟(۵۴)
آیا فدک خود یک مسئله سیاسی نبود از استدلال سست و متناقض خلیفه بر ممانعت فدک این مطلب به دست می‌آید که هدف او از گرفتن فدک مصادره‌ی مالی اهل بیت بوده است، او می‌خواسته با گرفتن فدک دست آنان را از هرگونه امکانات مالی و اقتصادی کوتاه نماید. زیرا ممکن بود این امکانات در آینده‌ای نه چندان دور، صرف تشکّل سیاسی و بسیج نیرو برای کسب خلافت از سوی آنان شود. بدین جهت با گرفتن فدک خواست خیال خویش را آسوده نماید. طبق برخی نوشته‌ها به نظر می‌رسد ابی بکر پس از رحلت رسول خدا(ص) بسیاری از امتیازات مادی و معنوی را از اهل‌بیت گرفته بود تا آن‌ها را از این طریق کاملا در انزوا قرار دهد. (۵۵) ابن ابی الحدید گوید: مردم گمان دارند نزاع فاطمه با ابی بکر روی میراث رسول خدا(ص) بود، ولی من در احادیث یافتم که آن حضرت در سهم ذوی القربی نیز با ابی بکر منازعه داشت ابی بکر آن را نیز از او گرفته بود.(۵۶) مرحوم مظفر نوشته است: غیر از فدک و ارث و سهم خیبر که در زمان رسول خدا(ص)برای فاطمه(س) تعیین شده بود حضرت مطالبه‌ی چهارمی نیز داشت؛ زیرا ابوبکر خمس غنایمی که پس از رسول خدا(ص) می‌گرفت به اهل‌بیت و زهرا (س) نمی‌داد، از این رو فاطمه(س) در این باره نیز با ابوبکر نزاع داشت.(۵۷)از مطالب بالا استفاده می‌شود که فدک صرفاً یک اختلاف مالی نبوده بلکه درورای این اختلاف مالی، مسأله‌ای سیاسی نهفته بوده است. بدین جهت ابی بکر دربرابر استدلال زهرا(ص) تا آخر ایستاد و از بازگرداندن آن امتناع ورزید. ابن ابی الحدید گوید: از علی فارقی استاد مدرسه‌ای غربی در بغداد پرسیدم، آیا فاطمه(س)در ادعایش راستگو بود؟ گفت: بلی، او راستگو بود! گفتم چرا ابی بکر در حالی که زهرا(س) در ادعایش راستگو بود فدک را برنگرداند، او تبسم نمود با اینکه اهل شوخی نبود گفت: اگر آن روز به صرف ادعای فاطمه(س) فدک را به او برمی گرداند، و او را راستگو می‌دانست، فردا فاطمه(س) می‌آمد خلافت را برای علی(ع) طلب می‌نمود و او را از مقام و جایگاه‌اش برکنار می‌کرد، ابی بکر نیز بایست سخنان او راقبول می‌کرد، زیرا او را راستگو دانسته بود.(۵۸) فدک را می‌توان عنوان دوم خلافت به شمار آورد، از این رو مشاهده شده که درتاریخ دوش به دوش با خلافت در حرکت بوده و معنی وسیع به خود گرفته است که تحدید امامان شیعه گواه این مطلب است.هارون خلیفه‌ای عباسی به امام موسی کاظم(ع) اصرار نمود تا فدک را تحویل گیرد. امام امتناع ورزید تا اینکه بر اثر اصرار او، امام فرمود: به یک شرط آن را تحویل می‌گیرم که با تمام حدود آن به من برگردانی، او گفت: حدود آن را معین نما، امام فرمود: اگر تعیین نمایم آن را به من بر نمی‌گردانی! گفت: به حق جدت که برمی‌گردانم، آنگاه امام فرمود: حد اول آن عدن می‌باشد، چهره هارون تغییر کرد، حددوم سمرقند، چهره هارون تیره‌تر گردید، حد سوم آفریقا، چهره هارون سیاه شد،حد چهارم: دریای ارمنستان، و اطراف آن. هارون گفت: پس برای ما چه می‌ماند!امام فرمود: از اول گفتم اگر حدود آن را معین نمایم آن را بر نمی‌گردانی.(۵۹)واقعیت‌های تاریخی نشان می‌دهد که اعتراض حضرت فاطمه(س) بر ابی بکرمنحصر به مسأله‌ای فدک نبوده است، نگاهی اجمالی به سخنان بجا مانده از آن حضرت و موضع‌گیری‌های او در برابر خلیفه نشان می‌دهد که عمده اعتراض او برجریان به وجود آمده پس از رحلت رسول خدا(ص) در صحنه اجتماعی سیاسی،بوده است. او اگر برای بازگرداندن فدک اصرار داشت از این رو بود که می‌دید ابی بکربا این کار خویش علناً یکی از احکام مسلم اسلام را زیر پا نهاده وبه آن وجهه شرعی ودینی نیز داده است.از این رو است که می‌بینم حضرت فاطمه(س) بلافاصله پس از سقیفه لب به اعتراض گشود و سخن از حق از دست رفته‌ای اهل بیت به میان آورد که گروهی از مهاجرین آن را میان خویش قسمت نموده‌اند،(۶۰)او از رهبری امت پس از رسول خدا و شایستگی‌های اهل بیت که امام علی(ع) در رأس آن‌ها قرار داشت سخن گفت و از حق طبیعی امام برای خلافت دفاع نموده و حتی رهبری این کار را در دست گرفت.
دو ویژگی در قیام و اعتراض حضرت فاطمه(س)بر اساس دو ویژگی می‌توان به اهمیت قیام و دفاع زهرا(س) از ولایت امام علی(ع)اشاره‌نمود:الف: جایگاه دینی و اجتماعی زهرا در میان مسلمانان.اینکه او تنها یادگار به جا مانده از رسول خدا بود. همه مسلمانان بر آن اتفاق وقبول داشتند و هر یک بارها از رسول خدا(ص) در شأن و مقام او سخنان زیادی شنیده بودند، او با این همه فضلیت، می‌توانست با مخالفت و اعتراض خویش ضربه سختی بر پیکره حکومت وارد ساخته مشروعیت او را خدشه دارنماید. جایگاه دینی اجتماعی زهرا(س) به گونه‌ای بود که وجود او در گروهی حقانیت آن گروه را تثبیت می‌نمود.خلیفه و دستیارانش آن حالت خصمانه را که نسبت به امام علی(ع) و بنی هاشم ابراز می‌کردند در برابر تلاش‌ها و فعالیت‌های حضرت فاطمه(س) ابراز نمی‌کردند زیرا: علاوه بر اینکه او یک زن بود و در عرف عرب قابل توجه بود، به مقام و جایگاه دینی و اجتماعی او واقف بودند و هرگونه رویارویی با او را به ضرر و بی اعتباری خویش می‌دانستند، بدین جهت تاریخ نویسان نوشته‌اند تا فاطمه(س) در قید حیات بود علی(ع) با ابی بکر بیعت نکرد.(۶۱)ابن قتیبه نوشته است:عمر به ابی بکر گفت: چرا به این متخلف (علی(ع)) دستور بیعت نمی‌دهی! او گفت:تا زمانی که فاطمه همراه اوست او را وادار به بیعت نمی‌کنم.(۶۲) مدارای ابی بکر پس از ایراد خطبه حضرت زهرا(س) (۶۳) در راستای همین سیاست بود و الاّ اینکه تاریخ نویسان اهل سنت او را به صفت انسان معتدل و نرمخو توصیف نموده‌اند، با برخی از داستان‌های که در مورد او در تاریخ نقل شده است منافات دارد.(۶۴)به نظر می‌رسد امام علی(ع) نیز روی موقعیت دینی و اجتماعی حضرت زهرا(س) توجه داشته و او را به عنوان سخن گوی خویش برگزیده بود و سخنان خویش را از زبان او به گوش مردم می‌رساند و برای اتمام حجت زهرا را به خانه‌های مهاجر و انصار با خود می‌برد.(۶۵)ب: الگودهی برای مبارزهبا برنامه ریزی‌های سیاسی و فرهنگی که خلیفه و دستیارانش برای دستیابی به خلافت انجام داده بودند به راحتی توانستد خود را خلیفه و جانشین رسول خدا(ص)معرفی نمایند، این مسئله مهم بود که حضرت زهرا(س) در آغازین لحظه‌های این توطئه قیام نمود و طراح این مبارزه گردید، او از اسرار دستگاه حاکم پرده برداشت و خط اسلام ناب و اصیل را از مدعیان اسلام، جدا نموده و ابعاد این توطئه را توضیح داد که چگونه خلیفه برای دستیابی به حکومت و تداوم آن بسیاری از ارزشهای اسلامی رازیر پا نهاده از اسلام به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف سیاسی خویش سودمی‌جوید.
نمونه‌های از موضع گیری حضرت زهرا(س): ۱- سخنرانی پر شور حضرت فاطمه(س) در اجتماع مهاجر و انصار مهم‌ترین وصریح‌ترین موضع‌گیری حضرت فاطمه(س) در دفاع از ولایت و امامت حضرت علی(ع) و اعتراض بر علیه خلیفه، می‌باشد که خطبه حماسی را در مسجد رسول خدا(ص) و در اجتماع مهاجر و انصار ایراد نموده است. این خطبه که به خطبه فدکیه شهرت یافته است، دارای انبوهی از معارف دینی واسلامی می‌باشد که می‌توان آن را یک دوره معارف اسلامی دانست. در طول تاریخ همیشه اهل بیت(ع) به این خطبه توجه خاص داشته و بزرگان آل ابی طالب آن را از پدران خویش نقل می‌نموده و آن را به فرزندان خویش تعلیم می‌داده است.(۶۶)علاّمه شرف الدین گوید: اهمیت این خطبه چنان است که اهل بیت(ع) فرزندان خویش را ملزم به حفظ آن می‌نمودند آن گونه که آن‌ها را به حفظ قرآن دستور می‌دادند، این خطبه شاهد گویایی بر احتجاج به امامت امام علی(ع)می‌باشد.(۶۷) این خطبه را تاریخ نویسان شیعه و اهل سنت روایت نموده‌اند، قدیمی‌ترین کتابی که آن را نقل کرده است بلاغات النسأ نوشته‌ای احمد بن ابی طیفور از علمای نیمه‌ای اول قرن سوم هجری می‌باشد.(۶۸) احمد بن عبدالعزیز جوهری بصری از علمای قرن سوم هجری در کتاب سقیفه و فدک، از چند طریق که از جمله یکی به زینب دختر علی بن ابی طالب و دیگری به عبدالله بن حسن می‌رسد، آن را از کتاب بلاغات النسأ نقل کرده است.(۶۹) و علی بن عیسی اربلی آن را از کتاب سقیفه و فدک جوهری نقل نموده است اوگوید: این خطبه را از نسخه‌ای قدیمی که بر مؤلف آن قرائت شده نقل می‌نمایم.(۷۰) ابن ابی الحدید معتزلی از علمای قرن ششم هجری، نیز آن را از جوهری نقل کرده است و ضمناً گفته است جوهری عالم و محدث ثقه و مورد اعتماد بوده است.(۷۱) سید مرتضی در کتاب الشافی (۷۲) و طبرسی عالم شیعی اوائل قرن ششم هجری این خطبه را به تفصیل در کتاب احتجاج از عبدالله بن حسن از پدرانش نقل کرده است و در منابع دیگر نیز این خطبه شریف ذکر شده است.(۷۳) با توجه به جامعیت احتجاج در نقل این خطبه ما آن را از کتاب احتجاج نقل می‌نمائیم(۷۴) عبدالله بن حسن به اسناد خویش از پدرانش می‌گوید: آنگاه که ابی بکر، فدک را از زهرا (س) بازداشت و او اطلاع یافت، چادر بر سرکشیده و در حال که عده‌ای از زنان بنی هاشم او را همراهی می‌نمودند با کمال آرامش چون رسول خدا گام بر می‌داشت، وارد مجلس ابی بکر شد در حالی که ابی بکر در جمع مهاجرین و انصار قرار داشت. در ورود حضرت فاطمه(س) بر مجلس خلیفه نکات چندی قابل توجه است که بیانگر بینش عمیق سیاسی آن حضرت می‌باشد:الف: او برای گفتگو با ابی بکر به منزل او نرفت تا این گفتگو فقط میان او خلیفه باشد بلکه مسجد را که مرکز تجمع مسلمانان و مرکز تصمیم‌گیری آنان بود، برگزید، تا پیام و سخن خویش را به همه برساند.ب: او به تنهایی به مسجد نرفت، بلکه جمعی از زنان را با خود همراه نمود، تا مقام و جایگاه خویش را نشان داده و نیز اهمیت حادثه‌ی به وجود آمده را بیان دارد.ج: او از نظر زمانی وقتی را انتخاب نمود که مسجد مملو از جمعیت مهاجرین و انصار بود و نیز حضرت از درب عمومی مسجد بر ابی بکر وارد شده است که گزارش نقل شده از نحوه ورود آن حضرت موید این مسئله است(۷۵). همه این مقدمات بدین جهت است که مردم را از حضور خویش آگاه ساخته و متوجه خود کند و احساسات آن‌ها را برانگیزد و دلهای آنان را برای شنیدن سخنان خویش آماده ساخته مردم را متوجه حقوق از دست رفته اهل بیت نماید. صدیقه طاهره(س) آنگاه که مجلس را برای شنیدن سخنانش آماده می‌بیند، ابتدا به طرز بی نظیری به حمد و سپاس خدای پرداخته به رسالت پدرش رسول خدا(ص) اقرار می‌نماید و از خدمات او سخن می‌گوید. ادامه دارد …

نوشته قبلی

فرهنگ سیاسی کوفیان در روزگار امام علی ابن ابی طالب(ع) (۳)

نوشته‌ی بعدی

مواضع سیاسى فاطمه زهرا (س) در دفاع از ولایت (۲)

مرتبط نوشته ها

بررسی علل وقوع سقیفه
فاطمه زهرا (س)

بررسی علل وقوع سقیفه

فاطمه (س) در آیینه وحی
فاطمه زهرا (س)

فاطمه (س) در آیینه وحی

فاطمه (س) در لسان پیامبر اسلام (ص)
فاطمه زهرا (س)

فاطمه (س) در لسان پیامبر اسلام (ص)

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن
فاطمه زهرا (س)

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن

شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
فاطمه زهرا (س)

شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام

مصحف فاطمه زهرا (س)
فاطمه زهرا (س)

مصحف فاطمه زهرا (س)

نوشته‌ی بعدی

مواضع سياسى فاطمه زهرا (س) در دفاع از ولايت (2)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

Home 1

برکات جنگ رمضان

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا