14 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه فاطمه زهرا (س)

مواضع سياسى فاطمه زهرا (س) در دفاع از ولايت (2)

0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

نکات مهم سخنان حضرت فاطمه (س)در سخنان صدیقه طاهر(س) نکات مهمی وجود دارد که با توجه به ارتباط با موضوع ما، به برخی از آن‌ها اشاره می‌گردد:
الف: اهمیت دادن به مسایل فرهنگی و بیان فلسفه احکامگفته شد که حضرت در این خطبه به مسایل مهم دینی و معارف اسلامی پرداخته است که به مناسبت با بحث ما به برخی از این نکات مهم اشاره می‌گردد، از نکات مهم که حضرت به آن پرداخته است، بیان فلسفه و انگیزه‌ای احکام و معارف اسلامی است. به نظر می‌رسد پرداختن حضرت زهرا(س) به این مسأله بدین جهت است که بسیاری از مسلمانان که در زمان رسول خدا(ص) به اسلام گرویده بودند آشنایی عمیق و لازم با احکام و معارف اسلامی نداشتند و فقط با ظواهر اسلام و احکام آن آشنا بودند. در واقع زهرا(س) با ایراد این خطبه به این نکته توجه داد که برای تشکیل حکومت اسلامی و دینی نیاز به شناخت دین هست تا انسان تربیت دینی شود و بعداز تربیت انسان دینی است که زمینه‌ای حکومت اسلامی پدید می‌آید و الاّ جامعه، پذیرش حکومت دینی را نخواهد داشت.رسول خدا(ص) نیز در حیات خویش توجه به تربیت انسان دینی داشت اما به وسیله‌ای کارشکنی‌های که از ناحیه‌ای دشمنان اسلام می‌شد چنین فرصتی کمتر مساعد می‌شد. از طرف دیگر رهبری امت پس از رسول خدا(ص) از صحنه‌ای اجتماعی، سیاسی کنار گذاشته شد، او که بیش از همه به اسلام و احکام آن پس از رسول خدا(ص) آگاه بود و می‌توانست جرعه جرعه معارف اسلامی را به مردم بنوشاند خانه نشین شده بود. گزینش چنین مسأله‌ای از سوی حضرت زهرا(س) بینش عمیق و درک و درایت حضرت نسبت به خلاها و نیازهای فرهنگی جامعه را می‌رساند که می‌تواند به عنوان الگو و نمونه برای متولیان امور فرهنگی جامعه‌ی امروز باشد. صدیقه طاهره به فلسفه ایمان به خدا پرداخته و گفت: خداوند ایمان را به خاطر پاکی شما از شرک، و نماز را وسیله دوری از کبر و خود پرستی و زکات را برای پاکی نفس و نموّ در رزق قرار داد.(76)سپس به فلسفه وجوب هریک از روزه و حج پرداخته در ادامه سخن از ولایت وامامت به میان آورد.
ب – بیان جایگاه امامت و ولایت در اسلامحضرت صدیقه طاهره در بخش از سخنان اش به تبیین جایگاه امامت پرداخته چنین فرمود: و طاعتنا نظاماً للملّْه و امامتنا اماناً من الفرقْه(77) یعنی خداوند پیروی نمودن از ما را موجب نظم ملت و جامعه اسلامی و امامت و رهبری ما را به جهت ایمن ماندن از تشتت و پراکندگی واجب نمود در این بخش از سخنان حضرت زهرا(س) نکات چندی قابل توجه است که به آن اشاره می‌گردد:الف: حضرت، امامت و رهبری را در زمره احکام مهم اسلام همانند نماز و روزه و.. قرار داد و بدین طریق اهمیت مسأله‌ی امامت و ولایت را به مردم گوشزد نمود.ب: حضرت، تصریح به انتصاب امام از جانب خداوند نموده مقام امام را همانند پیامبر انتصابی دانست.ج: امامت پس از رسول خدا(ص) حق اهل بیت بوده و این حق به خاطر شایستگی و دانش و تقوای آن‌ها و آگاهی آنان به دین و شریعت به آن‌ها داده شده است.د: امامت و رهبری اهل بیت را که در رأس آنان امام علی(ع) قرار داشت، موجب ایمن ماندن جامعه از تشتت و پراکندگی ذکر نموده و با تحلیل عمیق و شفاف از اوضاع اجتماعی سیاسی جامعه‌ی اسلامی پس از رسول خدا(ص)، ریشه‌ی همه‌ی گرفتاری‌ها را دوری از اهل بیت و عدم پذیرش رهبری آنان دانست و در فضایی که بر خلاف سنت رسول خدا(ص) شعار :حسبنا کتاب الله سر داده می‌شد و عملاً این تفکر پیاده می‌گردید، شعار بازگشت به اهل بیت و تمسک به آنان را مطرح نمود. امام علی(ع) در مورد نقش رهبری در جامعه فرمود: موقعیت زمامدار در جامعه، همانند ریسمانی است که مهره‌ها را در نظام می‌کشد و آن‌ها را جمع کرده ارتباط می‌بخشد، اگر ریسمان از هم بگسلد مهره‌ها پراکنده می‌شوند و هر کدام به جایی خواهد افتاد و سپس هرگز نتوان همه را جمع آوری نمود و از نو نظام بخشید.(78)از نظر عقلی مسلم است که اگر فردی از جهات علم، تقوا، مدیریت، عدالت، بر دیگران رجحان داشته باشد بایست مردم دور او جمع گردند و او در رأس امور جامعه قرار گیرد و در نتیجه تشتت و پراکندگی به وجود نمی‌آید، آنگونه که در زمان رسول خدا(ص) چنین بود و با پذیرش رهبری او نظم و وحدت در جامعه برقرار بود، اگر پس از او نیز اعلم‌ترین و آگاه‌ترین امت در رأس جامعه اسلامی قرار می‌گرفت جلو هر گونه نفاق و پراکندگی گرفته می‌شد.
ج. ذکر سوابق دینی و مبارزاتی امام علی(ع)در فصل قبل گفته شد که پس از درگذشت رسول خدا(ص) هر یک از مهاجر و انصار از جمله دلیل‌های که برای اولویت و حقانیت خویش نسبت به احراز خلافت ابراز داشتند و به آن استدلال نمودند سوابق دینی و خدمات شایسته‌ای گذشته‌شان در راه پیشرفت اسلام بود. آنان با این بینش نسبت به آینده‌ای جامعه‌ای اسلامی خواستار امتیاز بودند. صدیقه طاهره(س) در برابر این بینش آنها به بیان سوابق درخشان مبارزاتی حضرت علی(ع) و نقش آن حضرت در گسترش اسلام اشاره نموده از این طریق به دفاع از علی(ع) برخواست.حضرت ابتدا وضعیت رقت بار و اسفناک آنان را پیش از اسلام گوشزد نمود که چگونه زندگی سخت و ذلت بار داشتند و پیش از طلوع اسلام در آتش ظلم و ستم و کینه و جنگ می‌سوختند، او در این راستا فرمود :کنتم علی شفا حفرْه من النار، مزقْ الشارب، و نهزْ الطامع، و قبسْ‌العجلان، و موطئ الاقدام، تشربون الطرق، وتفتاتون القد، اذلْ خاسئین، تخافون ان یتخطّفکم الناس من حولکم.شما در لب پرتگاه آتش قرار داشتید، محل چشیدن و آشامیدن تشنگان و جایگاه فرصت طمع کاران بودید، محل اقتباس افراد شتاب زده قرار داشتید، شما جایگاه قدم‌ها بودید، )هر شخص ظالم و ستم کاری به شما ظلم نموده زیر پا قرار می‌داد از آبهای گندیده گودال‌ها رفع تشنگی می‌نمودید، با پوست دباغی نشده و یا برگ درختان خود را از گرسنگی نجات می‌دادید. انسانهای ضعیفی بودیدکه هر آن می‌ترسیدید مردم شما را بربایند(79) )آن چنان ضعیف بودید که قدرت دفاع از خویش را نداشتید. حضرت صدیقه طاهره(س) در قالب مثالهای زیبا اوضاع مادی و معنوی آنان را بازگو نموده وضع دردناک آنان را به رخشان کشید و آنگاه اشاره نمود که اینک در سایه‌ای اسلام به عزت و اقتدار رسیده‌اید که حتی داعیه‌ای رهبری انسان‌ها را در سر می‌پروانید.او فرمود: فانقذکم الله تبارک و تعالی بابی محمد(ص)… خداوند شما را به وسیله‌ای پدرم محمد(ص) از بدبختی‌ها نجات بخشید، ولی نه به این راحتی بلکه پس از آنکه حوادث ناگوار را پشت سر گذاشته و زحمات زیادی را به جان خرید زیرادر این راه با افراد بی منطق و گرگهای درنده عرب و گردنکشان اهل کتاب روبرو گردید.(80) حضرت نقش ارزنده و درخشان امام علی را در راه پیشرفت اسلام اینگونه بیان نمود:هرگاه مشرکان آتش جنگ را برمی افروختند خداوند آن را خاموش می‌نمود، یا هر زمانی که شاخ شیطان ظاهر می‌شد توطئه‌ای از سوی دشمنان صورت می‌گرفت یا دهان بازکننده‌ای از مشرکین دهان باز می‌نمود، رسول خدا(ص) برادرش علی(ع) را در کام آن‌ها می‌انداخت به وسیله‌ای مبارزات و مجاهدتهای او مشرکین را سرکوب می‌نمود و آتش فتنه‌ای آنان را خاموش می‌نموداو هیچگاه از میدان نبرد برنمی گشت مگر اینکه گوش دشمن را زیر پا له می‌کرد و او را از پا در می‌آورد.(81)تلاش‌ها و مبارزات بی مانند امام علی(ع) در آغازین روزهای طلوع اسلام و پس از آن از اهمیت فراوان برخوردار است به گونه‌ای که دوست و دشمن بر آن اعتراف دارند خلیفه‌ای دوم گفته است اگر شمشیر کوبنده‌ای علی نبود ستون خیمه اسلام بر پا نمی‌گشت.(82)خوابیدن امام علی(ع) در جای رسول خدا(ص) در لیلْه المبیت شبی که مشرکین قصد ترور رسول خدا(ص) را داشتند چنان اهمیت داشت که خداوند به وجود امام علی(ع) و ایثار او، به فرشتگانش مباهات نمود، این آیه را به رسول خدا(ص) در شأن علی(ع) نازل نمود(83) :وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَأَ مَرْضَاتِ اللّهِ(84)امام علی خود درباره شجاعت و دلاوری‌اش فرموده: اگر تمام عرب پشت به پشت هم نموده به جنگ من آیند به آن‌ها پشت ننموده و با آنان خواهم جنگید.(85)صدیقه طاهره(س) درادامه، سیمایی شخصیتی علی(ع) رااینگونه توصیف می‌نمود:او (علی) در راه خدا در فشار و سختی و در راه انجام دستورات الهی سختکوش و تلاشگر بود، او نزدیک‌ترین فرد به رسول خدا(ص) بود، او سید و آقای دوستان الهی می‌باشد… او در راه خدای و مسیر حق از سرزنش هیچ سرزنش گر باک ندارد.(86)حضرت زهرا(س) با ترسیم و تبیین شخصیت امام و برشمردن فضایل او، آن حضرت را مستحق خلافت و رهبری امت دانست و از این طریق از امام دفاع نمود، او در ادامه مقایسه‌ای زیبا میان خدمات و تلاشهای امام و آنان انجام داده فرمود: آنگاه که امام در راه اسلام در تلاش و مبارزه بود شما در رفاه و آسایش و عیش و نوش به سرمی‌بردید، ساکت و آرام و در حال خوش گذرانی و در امنیت و آسایش زندگی می‌نمودید، انتظار آن را می‌کشیدید که برای ما اهل بیت حادثه‌ای ناگوار رخ دهد وشما منتظر چنین خبری بودید. در مواقع بحرانی و خطرناک از صحنه کنار می‌رفتید،تا خطری متوجه شما نگردد و از صحنه‌های جنگ فرار می‌نمودید.(87)جالب اینکه صدیقه طاهره(س) یکی از اوصاف امام علی(ع) را شجاعت و دلیری و ثابت قدمی حضرت ذکر نموده و در مقابل فرار،از جنگ و پشت به دشمن نمودن رااز اوصاف آنان برشمرد! و از این طریق ضمن بر شمردن فضایل و شایستگی‌های امام علی ودفاع ازآ نحضرت استدلال آنان را که به خاطر سوابق درخشان و خدمت درراه اسلام خودها را شایسته‌ای خلافت می‌دانستند رد نمود.
د: پرده برداری حضرت زهرا از اسرار سقیفهاز نکات مهمی که صدیقه طاهره در این سخنرانی به آن اشاره نموده است، معرفی چهره و ماهیت سقیفه است، او اوصاف متعدد برای آن برشمرد و از این طریق ازاسرار آن پرده برداشت و ماهیت آن را برای مردم بر ملا ساخت:د/الف – سقیفه و نفاقحضرت سقیفه را نفاق و دورویی عده‌ای دانست که پایه‌های آن در حیات رسول خدا(ص) پی ریزی و پس از رحلت آن حضرت خود را بروز داد او در این زمینه فرمود: آنگاه که خداوند برای پیامبرش جایگاه برگزیدگانش را انتخاب نمود، خارهای نفاق در شما ظاهر شد، جامه‌های دین و ایمان در شما به کهنگی گرائید، گمراهان ساکت به سخن درآمدند و فرومایگان گمنام به صحنه ظاهر شدند.(88) مجلسی به نقل از ارشاد القلوب دیلمی حدیثی نقل نموده که عده‌ای در کعبهپیمانی را با هم امضا نمودند که پس از درگذشت رسول خدا خلافت را به دستگیرند، امام علی(ع) پس از سقیفه آن را یادآور شد و عده‌ای بر تأیید امام علی که آن را از رسول خدا شنیده است گواهی دادند.(89)د/ ب – سقیفه و پیروی از شیطانحضرت زهرا(س) سقیفه را پاسخ به ندای شیطان دانست که عده‌ای روی مقاصد شیطانی راه افتاده آن را به وجود آوردند او فرمود: شیطان سرش را از مخفیگاهش بیرون آورده شما را ندا کرد و به سوی باطل دعوت نمود شما نیز ندای او را پاسخ داده دنبال او به راه افتادید، شما را آدم‌های سبک یافت آنگاه تحریکتان نمود.(90)امام علی(ع)هم در این زمینه به سلمان فرمود:آیا می‌دانی اول کسی که با ابی بکر بر منبر رسول خدا(ص) بیعت نمود که بود؟ گفت: نه. ولی او را در سقیفه دیدم چون انصار محکوم شدند و اولین کسانی که با اوبیعت نمودند مغیرْه بن شعبه و بشیر بن سعد و… بودند، فرمود در مورد اینان از توسؤال ننمودم، آیا دانستی هنگامی که از منبر بالا می‌رفت اول کسی که با او بیعت نمود که بود؟ عرض نمودم: نه، ولی پیرمرد سالخورده‌ای را که بر عصایش تکیه کرده بود دیدم که بین دو چشمانش جای سجده پینه بسته بود. او به عنوان اولین نفر از منبربالا رفته تعظیم کرد و در حالی که می‌گریست گفت: خدای را سپاس که مرا نمی‌راند تاتو را در این مکان دیدم، سپس با ابی بکر بیعت نمود… علی(ع)فرمود می‌دانی او که بود، عرض کردم نه، ولی گفتارش مرا ناراحت کرد گویی مرگ رسول خدا(ص) را باشماتت و مسخره یاد می‌کرد. فرمود: او ابلیس بود خدا او را لعنت کند.(91)د/ ج – سقیفه و فتنهحضرت زهرا(س) سقیفه را فتنه‌ای دانست که عده‌ای در آن سقوط نموده و به دنبال خود جامعه اسلامی را نیز به سقوط و انحطاط کشاندند، او فرمود: شما به بهانه‌ای جلوگیری از فتنه، خود فتنه‌ای به وجود آوردید و در آن فرو افتادید.(92)ابوبکر پس از سقیفه گفته بود: بیعت من، ناگهانی بود… و من به خاطر ترس از وقوع فتنه آن را پذیرفتم.(93)دست اندر کاران سقیفه برای مشروعیت خویش اذهان توده و عامه مردم رااینگونه اغفال نموده بودند که آنها به خاطر مصلحت امت، با ابی بکر بیعت نمودند ولی صدیقه طاهره(س) با افشاگری‌های خویش روشن ساخت که هدف آنان دست یافتن به خلافت و حکومت بود و آن‌ها با این عمل خویش بزرگ‌ترین فتنه را به وجود آوردند.صدیقه طاهره(س) سقیفه را سرآغاز مبارزه با اهل بیت دانست که در آن روز حق اهل بیت به تاراج رفت و عده‌ای به ناحق آن را بدست گرفتند، او فرمود: شما بر غیر شتر خویش داغ زدید بر محل شرب که مال کسی دیگر بود وارد شدید.(94) خلافت راکه حق امام بود بدون هیچ گونه لیاقت و شایستگی تصاحب نمودید.د/د – سقیفه عمل عجولانهصدیقه طاهره(س) سقیفه را عمل عجولانه و شتابزده دانست که عده‌ای بلافاصله پس از درگذشت رسول خدا(ص) آن را به وجود آوردند، او در مواردی به عجولانه بودن سقیفه اشاره نمود، از جمله آنگاه که مهاجمین به خانه‌ای او هجوم آورده بودندفرمود: جنازه رسول خدا(ص) را روی دست ما نهاده امر ولایت و خلافت را میان خویش قسمت‌نمودید.(95)در جای دیگر فرمود: شما آنچنان عجله نمودید که جراحتی که بر قلب‌ها به سبب درگذشت رسول خدا به وجود آمده بود وسیع و تازه و التیام نیافته و رسول خدا(ص)هنوز به خاک سپرده نشده بود.(96)و نیز فرمود( شما آنقدر درنگ نکردید که آتش فتنه فروکش کند و افسار آن آرام گردد )حضرت خلافت را به شتر تشبیه کرده‌اند که دست اندرکاران سقیفه پیش از رام کردن آن را سوار شدند( آنگاه شروع کردید آتش گیره‌اش را روشن کنید و آتش آن رابه جاهای دیگر هم سرایت می‌دهید، دعوت شیطان را اجابت نموده و به خاموش کردن چراغ دین و سنت رسول خدا مشغول شده‌اید به بهانه خوردن کف، شیر را زیر لب، پنهانی آشامیدید منافع خلافت را تصاحب کردید، و در ظاهر وانمود کردید که آنچه انجام می‌دهید به خاطر مصالح اسلام و امت می‌باشد.(97)صدیقه طاهره(س) با بینش عمیق و روشنگرانه حوادث پس از رسول خدا(ص)را تحلیل نموده توطئه‌ها را برای مردم بازگو کرد و موجی از انقلاب و اعتراض در میان مردم ایجاد کرد به گونه‌ای که ابی بکر پس از شنیدن سخنان شورانگیز و حماسی حضرت زهرا(س) برای جلوگیری از شورش و اعتراض مردم ابتدا سیاست نرمی وملایمت را در پیش گرفته به توصیف و تمجید زهرا(س) پرداخت و با توجیه عوام فریبانه گفت: به خدا سوگند من از رأی و نظر رسول خدا(ص) تجاوز ننموده‌ام و آنچه انجام داده‌ام به دستور او بوده است و سپس به حدیث خویش که از رسول خدا(ص)شنیده است استناد نمود.(98) ولی چون با استدلال متین و منطق محکم زهرا (س)روبرو گردید و دید که با افشاگریهای زهرا(س) هر آن، احتمال شورش می‌رود،سیاست خویش را تغییر داده بر منبر بالا رفت گفت: ای مردم! این چه فرومایگی است که در برابر هر سخنی که می‌شنوید از شما می‌بینم! این ادعا و آرزوها کَی درزمان رسول خدا(ص) مطرح بود، هر که شنیده بگوید و هر کس مشاهده نموده نقل نماید، آنکه سخن گفت: مانند روباهی است که گواه او دم اوست، می‌خواهد فتنه‌های کهنه را تازه کند، از ضعیفان استعانت می‌جوید و از زنان یاری می‌طلبد ام طحال زن بدکاره عرب را ماندکه محبوب‌ترین چیز برایش بدکاری بود. بدانید اگر بخواهم می‌گویم و اگر بگویم مطالب را به صورت صریح و آشکارمی‌گویم ولی اگر رهایم کنید و کاری به کارهای من نداشته باشیدمن هم ساکت می‌شوم.آنگاه رو به گروه انصار نموده و گفت: سخن نابخردان شما را شنیدم، سزاوار است شما بیشتر عهد رسول خدا(ص) را رعایت کنید، شما بودید که او را پناه دادید ویاری نمودید، بدانید که من دست و زبانم از کسی که سزاوار مجازات نباشد کوتاه است، انگاه از منبر پائین آمد و فاطمه(س) نیز به منزل خویش بازگشت.(99)ابن ابی الحدید گوید، ابی بکر اینگونه سخنان و جسارت را در حضور حضرت زهرا بر زبان آوده است، حال اگر در نسبت این سخنان به ابی بکر تردید شود که چگونه ابی بکر چنین صریح و بی پروا بر علیه زهرا(س) سخن رانده است و بعید است که چنین سخن از او صادر شده باشد، موقعیت دینی و اجتماعی زهرا(س) در نزدمسلمانان اقتضا می‌نمود که ابی بکر نسبت به حضرت زهرا(س) سیاست نرمی وملایمت را در پیش گیرد و از برخورد این چنینی بپرهیزد.ولی این نکته را باید در نظر داشت که ابی بکر تا حد امکان و تا جای که به کلی موقعیت او در خطر نمی‌افتاد، از سیاست مدارا و نرمش در برابر حضرت زهرا(س)استفاده می‌نمود اما در موارد که به کلی جایگاه خویش را در خطر می‌دید از سیاست خشونت و برخورد تند بهره می‌جست و از حربه تهدید و ارعاب استفاده می‌کرد.(100)به راستی ابی بکر که خود را خلیفه‌ای رسول خدا(ص) و پیرو سنت آن حضرت می‌دانست چگونه به خود جرأت داد اینگونه سخنان موهن و جسارت‌آمیز را نسبت به کسی که رسول خدا(ص) او را سیده زنان عالمیان و خشم و غضب و رضایت او راملاک خشم و رضایت خداوند دانسته است، ابراز دارد. مگر نه این است که قرآن وپیامبر به عصمت و طهارت صدیقه‌ای طاهره فاطمه‌ای زهرا(س) شهادت وتصریح‌دارد.(101)عمروبن دینار از عایشه روایت می‌کند که گفت: هرگز احدی را راستگوتر ازفاطمه(س) جز پدرش رسول خدا(ص) سراغ ندارم.(102)حال این سؤال به وجود می‌آید که ابی بکر بر اساس چه مجوزی آن حضرت رامورد بی حرمتی قرار داده اینگونه با حضرت بر خورد نموده. مگر آن حضرت پس ازدر گذشت رسول خدا(ص) چه عملی را انجام داده بود که مستحق چنین اهانتی باشد جز اینکه آن حضرت بنابر نص صریح رسول خدا(ص)، امام علی(ع) راجانشین رسول خدا(ص) دانسته و به دفاع از ولایت آن حضرت بر خواسته بود.سخنان موهن ابی بکر به قدری شکننده بود که بانوی بزرگواری چون ام سلمه لب به اعتراض گشوده گفت: آیا در باره شخصیت والایی چون فاطمه(س) چنین سخنی می‌گویند؟! به خدا سوگند او حوریه‌ای است در میان انسان‌ها.(103)ابن ابی الحدید گوید: سخنان ابی بکر را بر استادم نقیب ابی یحیی جعفر بن یحیی بصری خواندم و به او گفتم ابی بکر با این سخنان کنایه آمیز مقصودش که بود، اوگفت سخنان ابی بکر کنایه نبود تصریح بود، گفتم اگر تصریح بود سوال نمی‌کردم، اوبا خنده گفت: مقصود او از این سخنان علی ابن ابی طالب بود، گفتم همه این سخنان در مورد علی(ع) بود گفت: آری پسرم! عالم سیاست چنین است، گفتم انصار چه گفتند، گفت انصار با شنیدن سخنان زهرا(س) بر علیه خلیفه شوریدند و نام علی را برزبان آوردند و یک صدا فریاد یا علی سر دادند، و ابی بکر ترسید مردم بر علیه او قیام کنند، با ایراد سخنان جسارت آمیزش جلو شورش مردم را گرفت.(104)در اثر نطق آتشین زهرا(س) مدینه پایتخت خلافت اسلامی منقلب شده صدای اعتراض مردم و گریه و ناله آن‌ها بلند شد، مردم به گونه‌ای گریستند که سابقه نداشت،ابوبکر به عمر گفت چرا نگذاشتی فدک را به فاطمه بدهم، اکنون نیز بجاست فدک رابرگردانیم، عمر مانع شد، گفت: احساسات تحریک شده مردم را چگونه بخوابانیم؟ گفت: این‌ها سطحی و زودگذر است و چون قطعه ابری بیش نیست تو نماز و روزه و صله رحم بجا آر، خداوند گناهانت را می‌آمرزد، زیرا خداوند در قرآن فرموده است:نیکی‌ها و خوبی‌ها، بدی‌ها را پاک و از میان می‌برد آنگاه ابی بکر از عمر به خاطر راهنمائیهای او سپاسگذاری نمود!!(105)اعتراضات حضرت فاطمه(س) تأثیر شگرف در میان مردم ایجاد نمود و مردم جرأت پیدا کردند بر علیه خلیفه لب به اعتراض گشایند، ام سلمه همسر رسول خدا(ص) بر سخنان خلیفه اعتراض نمود، و به دفاع از زهرا(س)پرداخت و از اینکه زهرا(س) را در ادعایش تکذیب نموده بود خلیفه را نکوهش نمود و خلیفه نیز او را به خاطر دفاع از زهرا(س) تا یک سال حقوقش را از بیت المال قطع نمود (106)
2- رفتن زهرا(س) به خانه‌های انصار برای حمایت امام علی(ع) حضرت صدیقه طاهره مبارزه‌ای را که بر علیه خلیفه آغاز نموده بود، همچنان ادامه داد و از هیچ تلاشی در حمایت از امام علی(ع) دست برنداشت، و از راههای مختلف به مبارزه خویش ادامه داد.نکته‌ای جالب اینکه حضرت هیچگاه در سخنان و موضعیگری‌های خود در دفاع از امام علی(ع) رنگ عاطفی نداده است و در هیچ جایی از سخنان حضرت زهرا(س) این نکته را نمی‌توان یافت که حضرت، از امام علی(ع) به این جهت که همسر او بود دفاع نموده باشد بلکه او علی(ع) را مستحق امامت و رهبری می‌دانست، و ازشایستگی‌های امام سخن به میان می‌آورد. حضرت زهرا(س) در ادامه‌ای مبارزات خویش و در دفاع از امامت و ولایت حضرت علی(ع) و برای اتمام حجت تصمیم گرفت به خانه‌های انصار رفته برای امام بیعت‌گیرد.ابن قتیبه می‌نویسد: حضرت علی(ع) شب‌ها زهرا(س) را بر چهار پایی سوار می‌کرد و به در خانه‌هایی انصار می‌برد و از آنان یاری می‌طلبید، آنان در جواب می‌گفتند: ای دختر رسول خدا(ص) کار از کار گذشته است، و ما با این مرد( ابی بکر) بیعت نموده‌ایم، اگر همسر و پسر عموی تو پیش از این مرد،نزد ما می‌آمد و از ما بیعت می‌خواست، ما کسی غیر او را انتخاب نمی‌کردیم. علی(ع) در جواب آنان می‌فرمود:آیا من جنازه رسول خدا(ص) را در خانه‌اش روی زمین می‌گذاشتم و دفن نکرده به دنبال حکومت به نزاع و دعوا بر می‌خاستم؟! صدیقه طاهره(س) در تأیید امام(ع) می‌فرمود: ابوالحسن کاری غیر از آنچه سزاوار و مناسب او بود انجام نداد، آنان نیز کاری کردند که حسابشان با خداست و خداوند از آنان بازخواست خواهد نمود.(107)در جای دیگر آنگاه که از آنهابرای امام علی(ع) درخواست یاری و بیعت می‌نمود، وآنها گفتند: ای دختر محمد! اگر بیش از آنکه با ابی بکر بیعت کنیم این مطلب را شنیده بودیم علی را رها نکرده دنبال کسی دیگر نمی‌رفتیم، عذربی جای آنان را اینگونه جواب داد: آیا پدرم رسول خدا(ص) در روز غدیر خم جای عذر برای کسی باقی گذاشت.(108)حضرت با صراحت اعلام داشت که در غدیر خم پدرم، علی(ع) را به عنوان خلیفه و جانشینش معرفی نمود و امروز که بیعت با ابی بکر را بهانه قرار می‌دهید، عذر بدتر از گناه می‌باشد و هرگز از شما پذیرفته نیست.او بیش از آن نیز از گروه انصار درخواست یاری نموده بود و در مورادی آن‌ها را به خاطر بی تفاوتی و چشم پوشی آنان در دفاع از امام علی(ع) مورد نکوهش قرار داده بود، و در سخنان خویش در مسجد رسول خدا خطاب به آنان فرموده بود:ای گروه جوان مردان و ای بازوان اسلام! این چشم پوشی چیست که در حق من روا می‌دارید، چرا چنین خواب و بی خبری نسبت به ستمی که بر من وارد شده از خود نشان می‌دهید… شما توان آن را دارید که خواسته‌ام را برآورده سازید و آنچه در نظر دارم انجام دهید… ای وای ای فرزندان قبله! آیا میراث پدرم به یغما رود در حالی که شما مرا می‌بینید و صدای مرا می‌شنوید آغاز و فرجام کار به شمار برمی گردد و زمام امور در دست شما می‌باشد، شما از هر نوع توان رزمی برخودار هستید، اینک چرا فریاد ستمدیده را می‌شنوید و پاسخ نمی‌گویید، و به داد او نمی‌رسید، شما که به جنگ جویی معروف بوده و به خیر و صلاح مشهور هستید.(109) حضرت زهرا(س) بی تفاوتی و سهل انگاری و چشم پوشی آنان را نسبت به یاری رساندن به اهل بیت اینگونه توبیخ نمود: آگاه باشید شما را می‌بینم که به رفاه‌طلبی و زندگی راحت رو آورده‌اید و کسی را که بیش از همه شایستگی رهبری بر شما را داشت کنار نهاده‌اید به آسایش رو آورده از فقر رهایی جسته‌اید آنچه را فرا گرفته بودید کنار گذاشته، آنچه برایتان گوارا بود از گلو بیرون انداختید.(110)این نکته را باید گفت که چه چیز پس از درگذشت رسول خدا(ص) در جامعه اسلامی به وجود آمد که تنها یادگار رسول خدا(ص) اینگونه فریاد برآورد و از انحراف که در جامعه اسلامی به وجود آمده بود هشدار دهد و آن را مخالف قرآن دانسته مردم را به بازگشت به اسلام اصیل و سنت ناب نبوی فراخواند، آیا می‌توان فریادهای حماسی زهرا(س) را ناشی از اختلاف مالی میان او و خلیفه دانست؟!!.
3-اعتراض در قالب حزن و اندوه صدیقه طاهره در ادامه مبارزات خویش بر علیه خلیفه و به حمایت از امام علی(ع)، این بار از طریق حزن و اندوه خواست بر علیه وضعیت موجود بشورد و از این طریق اهداف خویش را دنبال نماید، تا شاید با ناله‌های جانکاه خویش روح و احساس مرده‌ای امت اسلامی را جان تازه بخشد و وجدان خفته‌ای آنان را بیدارسازد. او آنچنان ناله از دل بر می‌کشید و اشک می‌ریخت که او را یکی از بکائین (بسیار گریه کنندگان) شمرده‌اند.(111)مهم‌ترین چیزی که روح حساس و غیور بانوی بزرگ اسلام را ناراحت می‌ساخت این بود که می‌دید ملت جوان اسلام از مسیر حقیقی و طریق مستقیم دیانت منحرف شده و در راهی افتاده که پراکندگی و بدبختی از نتایج حتمی آن است.حضرت زهرا(س) پیشرفت‌های سریع اسلام را دیده بود و انتظار داشت که به همان منوال پیشرفت کند و در مدت کوتاهی کفر و بت پرستی را از بین ببرد و دستگاه ظلم و بیدادگری را بر چیند، ولی با پیش آمد غیر مترقبه غضب خلافت، کاخ امیدش درهم فرو ریخت. حضرت زهرا(س) آن چنان گریه می‌کرد که مردم مدینه به علی(ع) شکایت کردند که گریه‌ها و ناله‌های زهرا(س) آرامش را از ما سلب نموده بدین جهت پیام دادند که امام علی(ع) او را از گریه بازدارد و شبانه روز در نوبت گریه کند. (112)امام علی(ع) پیام مردم را به زهرا رساند،(113) ولی او گفت من به زودی از جمع اینان خواهم رفت، سوگند به خدا به ناله‌هایم ادامه خواهم داد تا به پدرم ملحق گردم.(114)تاریخ به روشنی بیان نکرده است که گریه‌های زهرا(س) باعث آزار و اذیت چه کسانی شده است، ولی این مسأله را می‌توان گفت که در مرتبه‌ای اول ناله‌های زهرا(س) باعث آزار آنان که خلافت و ولایت را غصب نموده بودند، شده بود زیرا آنان بودند که نمی‌توانستند حرکات زهرا(س) را بر تابند به ویژه اینکه زهرا(س) دست به افشا گری می‌زد. سید جعفر عاملی گوید: حضور فاطمه(س) در چند متری مسجد رسول خدا(ص) هیئت حاکمه را زجر می‌داد بدین جهت حاکمان او را از گریه منع کردند.(115)محمود بن لبید گوید: زهرا(س) پس از مرگ رسول خدا(ص) بر مزار عمویش حضرت حمزه آمده گریه می‌کرد، در یکی از روزها گذرم به مزار شهدای احد افتاد، فاطمه(س) را دیدم که به شدت گریه می‌کرد صبر کردم تا آرام گیرد، پیش رفته ضمن سلام عرض نمودم: بانوی من گریه‌های شما رگهای قلبم را پاره می‌سازد… سپس گفتم بانوی من دوست دارم مسأله‌ای را از شما سؤال نمایم، فرمود: بپرس، گفتم: آیا رسول خدا(ص) در زمان حیاتش بر امامت امام علی(ع) تصریح نمود،؟ فرمود:واعجبا! آیا داستان غدیر خم، را فراموش نموده‌اید، عرض کردم غدیر خم را می‌دانم، ولی می‌خواهم بدانم رسول خدا(ص) به شما در این باره چه فرموده است،فرمود:خداوند گواه است که رسول خدا(ص) به من فرمود: بعد از من علی(ع) رهبر و امام شما و پس از او دو فرزندم حسن و حسین(ع) و نُه تن از صلب حسین امام و رهبر شما می‌باشند، اگر از آنان پیروی نمائید هدایت می‌شوید، و اگر با آنان مخالفت ورزید دامنه اختلاف تا روز قیامت در بین شما خواهد بود… و در ادامه حضرت زهرا(س) فرمودند: به خدا سوگند اگر می‌گذاشتند که حق بر محور خود بچرخد و آن را برای اهلش باقی می‌گذاشتند و از خاندان رسول خدا(ص) پیروی می‌کردند، هیچ گاه دو نفر درباره خدا با یکدیگر مخالفت نمی‌کردند، آیندگان از گذشتگان آن را به ارث می‌بردند و گذشتگان برای آیندگان خود می‌گذاشتند، تا اینکه قائم ما (عج) که نهمین فرزند حسین است به پا خیزد، اما اینان آن کسی را که خداوند موخر دانسته مقدم داشته و آنکه را خداوند پیشوا قرار داده کنار زده‌اند، آنگاه که رسول خدا(ص) از دنیا رفت، هوا و هوس را برگزیده به آرا و افکار خود عمل کردند، نفرین بر آنان.(116)کشاندن فاطمه(س) از خانه‌اش به بیت الاحزان، نه تنها به نفع خلیفه و دستیارانش نشد بلکه باعث و بال حکومت گردید، آن‌ها خواستند زهرا(س) را از مسجد رسول خدا(ص) که محل تجمع مردم بود دور سازند، ولی با این کار سندی دیگر بر مظلومیت زهرا(س) افزودند زیرا مردم می‌دیدند که عده‌ای که خود را از پیروان دین می‌دانند و به نبوت پدرش اعتراف دارند و باید او را تعظیم کنندوگرامی دارند،ستمگری و ظلمشان به جای رسیده که نزدیک‌ترین مردم به او یعنی دخترش را که عواطف زنانه خود را دارد، در فشار قرار دادند، و او را از اظهار حزن و اندوه در فراق پدرش بازداشتند،که مبادا زهرا(س) از ظلمی که بر اوروا داشته‌اند با صدای بلند سخن بگوید.(117) ولی صدیقه طاهر(س) به رغم هیئت حاکمه به اعتراض خویش در قالب حزن و اندوه ادامه داده از خانه‌اش به بقیع در زیر درختچه‌ای مأوا گزید چون آن را قطع نمودند علی(ع) سایبانی به نام بیت الاحزان ساخت، زهرا(س) در آنجا قرار گرفت، این خانه مزار همه‌ای نسل‌های امت بود.(118)
4.سخنان حماسی زهرا(س) در جمع زنان مدینهصدیقه طاهره همچنان به مبارزات و افشاگریهای خویش ادامه داد و از هر فرصت و اجتماعی برای اهداف سیاسی خویش بهره جست. او از همه امکانات موجود برای بازگرداندن امامت و ولایت به جایگاه اصلی و واقعی آن تلاش نمود، تا اینکه بر اثر دردها و رنجهای جسمی و روحی که بر او وارد آمده بود بیمار گردید و در بستر افتاد، ولی با آن هم دست از مبارزه بر نداشته و هر ازگاهی با فریاد اعتراض خود،خواب خوش هیئت حاکمه را به کابوس تبدیل‌می‌نمود.خبر تشدید بیماری زهرا(س) به گوش زنان مدینه رسید، خواستند از زهرا(س) عیادت نمایند. کاظم قزوینی می‌گوید: به درستی روشن نیست که انگیزه زنان مدینه از عیادت زهرا(س) چه بوده است؛ آیا به اشاره مردان خویش به عیادت زهرا(س)آمده بودند؟ یا اینکه از ظلم که بر دختر رسول خدا(ص) رفته بود منزجر بودند وآمده بودند تا دردهای دل خویش را تسکین دهند؟ یا فضای سیاسی آن‌ها را وادار ساخته بود که میان زهرا(س) و هیئت حاکم ارتباط به وجودآورند؟(119)صدیقه طاهره از فرصت به دست آمده استفاده نموده به افشاگری پرداخت و در حال که بیمار بود خطبه غرای ایراد نمود، این خطبه از بهترین موضع گیری‌های آن حضرت در دفاع از امام علی(ع) می‌باشد که اهداف و آرمان‌های سیاسی خویش را نسبت به آینده امت پس از رسول خدا(ص) بیان داشته است. این خطبه را تاریخ نویسان شیعه و اهل سنت از آن حضرت روایت نموده‌اند.(120)سوید بن غفله گوید: چون زهرا (س) بیمار گردید زنان مهاجر و انصار خدمت او رسیده از او عیادت نمودندواز بیماری حضرت سوال نمودند، حضرت اعتراض خویش را نسبت به وضع موجود اینگونه ابراز داشت: به خدا سوگند شب را به صبح رساندم، در حالی که از دنیای شما کراهت داشته و بیزارم، بر مردان شما خشمناکم، آنان را پس از آنکه امتحان نمودم به دور انداختم، پس چه زشت است کندی و سستی پس از تیزی و چه بد است بازی پس از جدیت(121).اینکه صدیقه طاهره به نکوهش مردان مهاجر و انصار پرداخت و آنان را سرزنش نمود بدین جهت بود که اولاً نقش آنان را در وضعیت موجود گوشزد نمود زیرا آنان به گونه‌ای خویش را در وضعیت موجود بی تقصیر می‌دانستند و اظهار نموده بودند که اگر علی پیش از ابی بکر به سراغ آنان می‌آمد با او بیعت می‌نمودند.(122) دوّماً حضرت به نقش تعیین کننده توده‌ها در صلاح و فساد دولت‌ها اشاره نموده، اینکه اگر امروز امامت و رهبری به وسیله‌ای عده از مسیر و جایگاه اصلی خویش خارج و به انحراف کشیده شده است مردم نیز در آن سهیم هستند، سوماً بازگشت آن به جایگاه حقیقی و واقعی آن نیازمند یاری و تلاش مردم می‌باشد و تا مردم نخواهند وضعیت موجود، ادامه خواهد داشت. حضرت در این خطبه به نکات مهم سیاسی اشاره نموده دیدگاه خویش را نسبت به آن بیان نمود، جالب اینکه گویا حضرت به این نکته توجه داشته است که مطالب راکه درسخنان پیشینش در مسجد رسول خدا اشاره نکرده است در این خطبه اشاره نماید و مطالب پیشینش را تکمیل کند.
نکات مهم سخنان حضرت زهرا(س) 1- بزرگ‌ترین انحراف پس از رسول خدا(ص)انحراف از جانشین رسول خدا(ص) بزرگ‌ترین انحراف پس از رحلت آن حضرت بود که حضرت زهرا به این مهم توجه کرده در بخشی از این خطبه خود به آن اشاره و ابعاد آن را بیان نمود، او فرمود: و یحهم انّی زعزعوها عن رواسی الرسالْ، و قواعد النبوْ والدلالْ، و مهبط الروح الامین، والطبین بامور الدنیا و الدین، الا ذالک هو الخسران المبین.وای بر آنان مهاجر و انصار و گردانندگان سقیفه خلافت و امامت را به کجا حرکت و از مسیر اصلی آن منحرف و تغییر جهت دادند و از جایگاه استوار رسالت و پایگاه محکم نبوت و محل فرود آمدن فرشته وحی و از انسانی که بیش از همه به امور دینی و دنیایی مردم آگاهی دارد، دور ساختند، آگاه باشید و بدانید که این زیان آشکار و خسارت بزرگ و جبران‌ناپذیر است.(123)این بخش از سخنان حضرت به نکات مهمی اشاره دارد:الف: مردم، امامت و رهبری امت را پس از رسول خدا(ص) از مسیر و جایگاه اصلی و واقعی آن که حق طبیعی اهل بیت: بود دور ساختند، آنان پس از رسول خدا(ص) بیش از همه شایستگی این مقام را داشتند زیرا آنان بودند که بیش از دیگران به دین و شریعت آگاهی داشتند.خلیفه اول، بارها گفته بود: مرا رها کنید که من همانند شما بوده و از شما بهتر نیستم.(124) ولی در مقابل امام علی(ع) در مورد دانش و آگاهی خویش فرمود: ای مردم پیش از آنکه مرا نیابید آنچه می‌خواهید از من بپرسید که من راههای آسمان را بهتر از راههای زمین می‌شناسم(125) و نیز فرمود: به خدا سوگند اگر خواهم می‌توانم هر کدام از شما را از آغاز و پایان کارش و از تمام شئون زندگی‌اش آگاه سازم.(126)ب: امامت و ولایت، ادامه دهنده رسالت و پایگاه محکم و شکست‌ناپذیر برای صیانت از دستاوردهای رسالت است، به گونه‌ای که هر نوع انحراف در آن، مبانی دین و رسالت را متزلزل می‌سازد.ج: خارج ساختن امامت و ولایت از جایگاه و مسیر اصلی و واقعی آن بزرگ‌ترین خسارت برای امت و جامعه اسلامی بود، زیرا: برای همیشه جامعه اسلامی از رهبری شخص آگاه به امور دین و دنیای مردم محروم گردید، علاوه بر این زمینه‌ای بروز اختلاف میان مسلمانان در همیشه‌ای تاریخ و به وجود آمدن فرقه‌ها و نحله‌های مختلف گردید.درتایید سخنان حضرت زهرا(س) همین بس که سخنان به جا مانده از امام علی(ع) در نهج البلاغه تقریبا همه در دوران خلافت و چهار سال واندی حاکمیت آن حضرت ایراد گردیده و به جا مانده است، اگر بر فرض به امام این فرصت داده می‌شد که طی 25 سال به جای خانه نشینی و دوری از مسایل سیاسی، در متن اجتماع و در رأس حکومت قرار می‌گرفت، با علم و دانش بی کران خویش مسیر علمی بشر را تغییر می‌داد و جامعه بشری را روشن و کوههای از علم و دانش را برای جامعه بشری به ارمغان می‌آورد.اگر تنها از این بعد، به این مسأله نگاه کنیم که بر اثر برکناری امام از صحنه سیاسی و رهبری، مردم در همه عصرها و نسل‌ها از علم و دانش او محروم شدند، می‌توانیم به ابعاد ضرر جامعه اسلامی به سبب برکناری امام پی ببریم.
2- بیان انگیزه‌های برکناری امام از صحنه سیاسیحضرت زهرا(س) در بخشی از سخنان روشنگرانه‌ای خویش به انگیزه‌های کنار گذاری امام از صحنه‌های سیاسی اشاره کرد و اینکه هیچ دلیل معقول و مشروع برای این کار نداشتند، او خوی و خصلت جاهلی و عقده‌ها و کینه‌های جمعی و شخصی را علت برکناری امام دانست و آنچه را که با توجه به آموزه‌های دین و مکتب می‌توان از فضایل امام به شمار آورد دلیل مخالفان، برای برکناری امام ذکر نمود و فرمود:اینان به چه مناسبت از ابی الحسن (امام علی) انتقام گرفتند و او را از مقام خلافت کنار نهادند؟ به خدا سوگند ناخشنودی از شمشیرش، نترسی و بی باکی او از مرگ،ثابت قدمی او بر علیه باطل و عدم سازش با آن، شدت عقوبت او بر دشمنان در جنگ و مبارزه، شجاعت و دلیری او در راه خدا، باعث شد از او انتقام بگیرند و او را از صحنه سیاست و رهبری امت کنار گذارند.(127)او ضمن برشمردن فضایل امام و شایستگی‌های او و خدمات خالصانه‌ای او در راه خدا آن را وسیله‌ای برکناری امام دانست. امام خود در این مورد فرمود: استبداد خلفا در برابر ما نسبت به مقام خلافت، با اینکه از جهت نسب و ارتباط با رسول خدا(ص) از همه پیوندمان محکم‌تر بود، بدین جهت بود که عده‌ای بخل ورزیده و با عدم شایستگی آن را تصاحب نمودند.(128) و نیز فرمود: به خدا سوگند قریش از ما انتقام نمی‌کشد جز به این خاطر که خداوند ما را از میان آنان برگزیده و بر آنان مقدم داشته است.(129)3- تصویری از حکومت امام در موضع‌گیری‌های سیاسی زهرا(س)صدیقه طاهره زهرا(س) در دفاع از امام از شایستگی‌ها و فضایل او سخن گفت، خدمات او را در اسلام گوشزد کرد و در بخشی از سخنان خویش گوشه‌های از حکومت عدالت گستر او را به تصویر کشید و از این طریق مردم را بر علیه وضعیت موجود تحریک نموده و آن‌ها را به یاری امام دعوت نمود، او فرمود: به خدا سوگند اگر امام به حکومت می‌رسید هرگاه مردم از راههای آشکار و حقیقت روی بر می‌تافتند او مردم را با دلایل روشن به راه حق و حقیقت بر می‌گرداند، و آنان را به پیروی از حق وادار می‌نمود، مردم را به آرامی در مسیر حق سیر می‌داد به گونه‌ای که هیچ کسی صدمه نمی‌دید، وسیرکنندهء آن احساس خستگی و ملولی نمی‌نمود، آنان را بر محل آب گوارا و صافی که سیرابشان می‌نمود وارد می‌کرد.(130)در نسخه‌ای دیگر جملات اولی اینگونه آمده است: به خدا سوگند اگر از زمام امری که رسول خدا به او(امام علی)سپرده بود دست بر نمی‌داشتند و آن حضرت مهار شتر رهبری و خلافت را کاملاً در دست می‌گرفت، به راحتی و آسانی آنان را رهبری می‌کرد، به گونه‌ای که نه در بینی شتر خلافت جراحت ناشی از مهار، ایجاد و نه بر سوار کارش اضطراب مستولی می‌شد.(131)بدین معنی که نه امام در مشقت بود و نه امت در رنج و گرفتاری، هر یک در کنار هم زندگی معقول را سپری می‌نمودند، صدیقه طاهره(س) مدارا در مدیریت را یکی از ویژگیهای حکومت امام دانست و از این طریق حاکمیت حاکمان سقیفه را زیر سؤال برد زیرا آنان استفاده از ابزار خشونت و برخورد تند با مردم را جز اصول سیاسی اولیه‌ای خویش قرار داده بودند به گونه‌ای که خلیفه اول در ابتدای امر نسبت به مخالفان که در خانه زهرا(س) تجمع کرده بودند ، دستور داد در صورت مخالفت آنان، از ابزار خشونت بر علیه آنان استفاده نمایند.آنان نیز چنین کردند.(132)
4- پیش بینی ژرف نگرانه زهرا(س)صدیقه طاهره در بخشی دیگر از موضع گیری‌های خویش به نتایج و پیامدهای انحراف امامت و رهبری از مسیر اصلی آن پرداخته با تحلیل عمیق دورنمایی تاریک از آینده این حادثه ارائه نموده فرمود:آگاه باشید به جانم سوگند! شتر خلافت تازه آبستن شده، سپس در انتظار بمانید که به زودی خواهد زایید، آنگاه شما از آن به اندازه‌ای ظرف بزرگ بجای شیرخون تازه و سم مهلک خواهید دوشید، در این هنگام است که یاوه سرایان و انسانهای تبهکار زیان میبینندو آیندگان پیامد سنت‌های گذشتگان را خواهند دید.اینک که به آرزوی خود رسیده‌ایدبرای دنیای خود خوش باشید، ولی دلهای خود را برای فتنه‌ای که در راه است آماده سازید و به شمشیری بران و هرج و مرج فراگیر و ظلم متجاوز و خودکامگی ستمگران نوید دهید! سهمیه‌هایتان را اندک و محصولات کشاورزی‌تان را خود درو خواهید نمود؛ وای بر شما که در آن هنگام در چه شرایطی به سر می‌برید، دلهایتان کور گشته و حق و حقیقت را نمی‌بینید، آیا من شما را الزام و اجبار به پذیرش حق نمایم در حالی که خود از آن کراهت دارید!(133)صدیقه طاهره (س) با نگاهی عمیق و چشم انداز حق بین آینده‌ای خطرناک این انحراف را گوشزد نموده و زنگ خطر را به صدا درآورد، تا ضمن اتمام حجت شاید بر قلب آنان تأثیر گذاشته به مسیر حق بازگردند.نگاهی به تاریخ دردناک جامعه اسلامی پس از سقیفه و تسلط یافتن خاندان اموی و عباسی بر سرنوشت امت اسلامی شاهد گویایی است بر پیش بینی‌ها و پیش گویی‌های واقع بینانه‌ای زهرا(س) که یکی پس از دیگری به واقعیت نشست و آیندگان چگونه طعم تلخ سنت گذشتگان را چشیدند، چگونه به نام خلیفه‌ای مسلمانان با اسلام و سرنوشت مسلمانان بازی نمودند.خالد بن ولید به عنوان مسئول جمع آوری زکات از جانب خلیفه‌ای اول، مالک بن نویره را به بهانه‌ای ارتداد و سرپیچی از دستور خلیفه و ممانعت از زکات شبانه سر برید و در همان شب با همسرش زنا نمود، ابی بکر نه تنها او را سرزنش نکرد که او را شمشیر برهنه‌ای خدا دانست.(134)تفسیر و تأویل‌های شخصی و سلیقه‌ای از قرآن و شریعت رونق یافت به گونه‌ای که خلیفه دوم صراحتاً ابراز داشت دو متعه در زمان رسول خدا(ص)حلال بود ولی من آن را حرام نمودم.(135) طرد و نفرین شدگان رسول خدا(ص)نه تنها به جمع مسلمانان که در پست‌های حساس حکومتی را یافتند؛ حکم بن عاص طرد شده‌ای رسول خدا(ص)را که حضرت به طایف تبعید نموده بود، عثمان پس از رسیدن به خلافت به مدینه باز گردانید، مروان پسرش را مأمور جمع آوری زکات قبیله‌ای خزاعه در یمن قرار داد و وجوه حاصله از آن قبیله را یکجا به او بخشید(136)؛ و نیز یک پنجم از غنایم که از آفریقا آورده بود که به مبلغ پنج صد هزار دینار بود به مروان بخشید(137)، علاوه برآن فدک را نیز به او بخشید(138) ولید بن عقبه که پدرش (عقبه) از مشرکان سرسخت و دشمن کینه توز رسول خدا(ص) بود در عهد خلیفه‌ای سوم بر سرنوشت مسلمانان تسلط یافت و از طرف خلیفه به عنوان فرماندار کوفه منصوب گردید؛او آشکا را شراب می‌آشامید و زنا می‌کرد، روزی صبحگاهان به مسجد آمد تا نماز گذارد، به جای دو رکعت نماز چهار رکعت به جا آورد و گفت اگر میل دارید چند رکعت دیگر بر آن بیفزایم، آنگاه آنچه از شراب خورده بود بالا آورد.(139)ولید برای مردی مسیحی میگساری به نام ابو زبیده که با او شبانه به میگساری مشغول بود مستمری ماهانه مقرر نموده بود،(140) و از یهودی شعبده باز دیگر به نام زراره رسما دعوت نموده بود و او بساط خویش را در مسجد کوفه پهن کرده بود.عثمان ابن مسعود صحابی معروف رسول خدا(ص)را که خزانه دار کوفه بود به خاطر اعتراض براسراف کاریهای ولید، از مقامش برکنار و او را چنان کتک زد که دنده‌هایش شکست.(141)و نیز عثمان، صحابی بزرگوار و راست گفتاری چون ابی ذر غفاریرا به خاطر اعتراضات کوبنده‌اش بر اسراف کاری‌ها و ولخرجی‌های خلیفه به صحرای خشک ربذه تعبید نمود و او تنها در آنجا مظلومانه جان داد.(142)همچنین او به ابی سفیان بن حرب، مبلغ دویست هزار دینار از بیت المال مسلمین بخشید، او روزی به خلیفه گفت: حکومت که پس از تیم و عدی به تو رسیده چون توپ به هم دیگر دست بدست بگردانید و نگذارید از بنی امیه خارج گردد، به جانم سوگند نه بهشتی وجود دارد و نه دوزخی.(143) و نیز او به بنی امیه گفت: خلافت را چون توپ دست به دست بگردایند به جان ابی سفیان سوگند، امیدوارم برای همیشه آن را در میان خویش نگهدارید و به فرزندان خویش وصیت کنید.این‌ها نمونه‌ای از ده‌ها و صدها بدعتی است که به وسیله‌ای خلفا و دستیارانش انجام گرفته و چگونه کسانی که در جایگاه رسول خدا(ص) خود را قرار دادند، به نام اسلام، شریعت و دین را به بازی گرفتند. صدیقه طاهره(س) در آن روز خطر را گوشزد نمود و از فتنه‌های که در حال آبستن بود خبر داد سقیفه را فتنه‌ای دانست که فتنه‌های دیگر را به دنبال دارد.
ادامه دارد ….

نوشته قبلی

مواضع سياسى فاطمه زهرا(س) در دفاع از ولايت (1)

نوشته‌ی بعدی

مواضع سياسى فاطمه زهرا (س) در دفاع از ولايت (3)

مرتبط نوشته ها

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)
فاطمه زهرا (س)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

بررسی علل وقوع سقیفه
فاطمه زهرا (س)

بررسی علل وقوع سقیفه

فاطمه (س) در آیینه وحی
فاطمه زهرا (س)

فاطمه (س) در آیینه وحی

فاطمه (س) در لسان پیامبر اسلام (ص)
فاطمه زهرا (س)

فاطمه (س) در لسان پیامبر اسلام (ص)

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن
فاطمه زهرا (س)

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن

شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
فاطمه زهرا (س)

شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام

نوشته‌ی بعدی

مواضع سياسى فاطمه زهرا (س) در دفاع از ولايت (3)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا