۳ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

موقوفات پیامبر اسلام و اهل بیت (ع)

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

         ضرورت مالکیت واقف ، پیش از وقف‏     نکته‏اى که در این جا نباید از آن غفلت ورزید این است که غرض از ذکر این مسائل و بیان وقفها و صدقه‏هاى اهل بیت (ع) این است که آنان اموالى که وقف مى‏کردند، ملک شخصى شان بود که از طرق گوناگون جزء اموالشان به حساب مى آید و اگرملک شخصى آنها نبود نمى‏توانستند وقف کنند. چرا که انسان به طورقطع وقتى مى‏تواند تمام یا قسمتى از اموال خود را وقف نماید و در راه خدا براى استفاده یک قشر خاص یا جمیع مسلمانان و… قراردهد که ملک شخصى او باشد. پیامبر اکرم (ص) در غابه (جایى نزدیک مدینه در راه شام) وقتى کنار چاه هم رسید، مسلمانان گفتند: اى رسول خدا آیا این چاه را مصادره نمى‏کنید؟ فرمود:خیر ، ولى یک نفر این چاه را بخرد و بهاى آن صدقه داده شود. طلحه بن عبیدالله آن را خرید و وقف کرد. ۱۷۰          به دیگر سخن ، وقف کردن چیزى وابسته به ملکیت خصوصى است که اگر شخصى مالک چیزى نباشد نمى‏تواند وقف کند. واقف باید مالک باشد تا بتواند به دیگرى تملیک کند، همان گونه که در کتب فقهى آمده است . ۱۷۱ موقوفه اگر مملوک نباشد؛ یعنى مال دیگرى باشد و غاصب بخواهد آن را وقف کند صحیح نیست . از این رو وقف هم مانند دیگر صدقات مشروط است بر این که مال وقف شده به گونه‏اى باشد که انسان بتواند با وقف کردن آن به خدا نزدیک بشود. پس ا گر واقف مال حرام رابخواهد وقف نماید، چون آن مال «غصب » و تصرف در آن حرام و معصیت است نمى‏شود با همان چیزى که به وسیله آن خدا را نافرمانى کرده در پیشگاه خدا مقرب گردد.               جایگاه وقف در اسلام      در این جا به اختصار درباره اهمیت وقف از دیدگاه روایات و جایگاه آن در اسلام و ترغیب پیشوایان دینى به مسأله وقف مى‏بپردازیم .          از جالب‏ترین تعالیم اجتماعى اسلام که براساس تعاون و حس نوعدوستى بنا نهاده شده، مسأله وقف و صدقات جاریه است .          هدف اصلى از وقف ، تأمین و تثبیت محل سکونت ومنبع ارتزاق و تأمین قسمتى از نیازمندیهاى عمومى و گسترش فرهنگ و تشویق به احداث بناهاى علمى، بهداشتى و مذهبى است .          اسلام با این کار یک برنامه عالى انسانى را بنیانگذارى کرد که در اثر آن عواطف بشر دوستى زنده شد.          اسلام با این ابتکار تا آن جا در روح و اخلاق مردم اثر گذاشت که از مال خود چشم مى‏پوشند و با وقف کردن قسمتى از اموال خویش به نفع کسانى که باید حمایت شوند وسیله آسایش آنان را فراهم مى‏کنند و نیازمندیهاى نسلهاى آینده را نیز از طریق وقف تأمین مى‏کنند.          فقه اسلام در چهارده قرن قبل براى وقف اهمیت خاصى قایل گردیده و یک بخش مهم و تقریباً مفصل از کتب فقه و حدیث و قوانین اسلامى ویژه احکام و مقررات وقف و صدقات جاریه و کارهایى است که براى عموم مردم مفید است .          اسلام با طرح مسأله وقف و تشویق به صدقات جاریه از یک طرف اختیارات و نظرات مالک را نسبت به ملک خود (حتى سالها پس از مرگش ) محترم و نافذ شمرده و از طرفى قدم اساسى را در راه گسترش علم و دانش و پرورش دانشمندان برداشته و بناى عمران و آبادى شهرها ودهات و رفاه عموم را حتى در بیابانها و جاهاى دور از آبادى پایه‏ریزى نموده است .               ترغیب ائمه به مسأله وقف‏     پیامبر اکرم (ص) و خاندان رسالت مردم را بر این کار خیر ترغیب و تشویق نموده و از طرف خداوند نوید پاداش براى هر کار نیکى مخصوصاً به عنوان باقیات الصالحات به آنان مى‏دادند که از بین احادیث فراوانى که در این باره رسیده است به عنوان نمونه چند حدیث از نظرتان مى‏گذرد:          امام صادق (ع) فرمود:          هر کس از این جهان درگذرد پس از مرگ ، چیزى به او نمى‏رسد جز این که پیش‏تر سه چیزى از خود باقى گذاشته باشد:          – کار نیکى که اثرش پس از او باقى باشد؛          – سنت حسنه‏اى که در میان مردم رواج داده باشد و بعد از او مردم به آن روش عمل کنند؛          – فرزند صالحى که براى او دعا کند. ۱۷۲          در حدیث دیگرى از آن حضرت نقل شده که فرمود:          شش چیزى است که شخص مؤمن پس از مرگش از آن بهره‏مند خواهد شد:          1- فرزند صالحى که براى او طلب آمرزش کند؛          2- قرآنى که از او باشد و مورد استفادقرار گیرد؛          3- درختى که مى‏نشاند؛          4- چاه آبى که احداث نماید؛          5- چشمه آبى که در راه خدا جارى مى‏کند؛          6- سنت و روش نیکى که پس از او مردم به آن عمل کنند.۱۷۳               موقوفه‏ها و صدقه‏هاى پیشوایان دینى      چنان که اشاره کردیم گذشته از این که رسول مکرم اسلام و خاندان آن حضرت درباره وقف مردم را تشویق مى‏کردند، ۱۷۴ طبق احادیث معتبر و مدارک تاریخى ، خود از نخستین کسانى بودند که اقدام به وقف املاک شخصى خود نموده و آثار خیرى به عنوان وقف براى اعقاب و طبقات بعد از خود به جاى گذاردند و وقفنامه‏هایى تنظیم کردند که به برخى از آنها اشاره مى‏شود:                باغ‏هاى مخیریق‏     واقدى مى‏نویسد: مخیریق یهودى از علماى یهود بود . روز شنبه که پیامبر (ص) براى جنگ در احد بود، او به یهودیان گفت: به خدا قسم شما مى‏دانید که محمد پیامبر است ونصرت و یارى او بر شما فرض و واجب است . آنها بهانه آوردند که امروز شنبه است . گفت دیگر شنبه معنایى ندارد! سلاح خود را برداشت و همراه رسول خدا (ص) به میدان جنگ آمد وکشته شد. پیامبر (ص) فرمود: مخیریق بهترین یهودى است ، مخیریق وقتى از مدینه به احد مى‏رفت گفت : اگر کشته شدم، اموال من مال محمد است که در راه خدا صرف کند. آن اموال منشأ اصلى صدقات پیامبر (ص) شد. ۱۷۵          اموال مخیریق هفت مزرعه بودند ، به نامهاى : میثب، صافیه ، دلال، حسنى، برقه، اعواف ومشربه‏ام ابراهیم که مادر ابراهیم (فرزند حضرت رسول) در این منطقه سکونت داشت و پیامبر (ص) به آن جا مى‏آمد.۱۷۶          اصل داستان مخیرین و وصیت کردن وشهادت وى و وقف کردن رسول خدا (ص) و جریانهاى سیاسى که در مورد این باغها به وقوع پیوسته در کتب حدیث و تاریخ و … ثبت و ضبط شده است . ۱۷۷               موقوفه‏هاى دیگر رسول خدا (ص)     موقوفه‏هاى آن حضرت منحصر در این هفت باغ نبود، بلکه در کتب تاریخ زمینهاى دیگرى را به نام صدقات رسول خدا (ص) ذکر کرده‏اند که یکى بویره است.          حموى در معجم البلدان مى‏نویسد:          بویره از زمینهاى بنى النضیر بوده است . ۱۷۸          سمهودى مى‏نویسد: رسول خدا (ص) در خیبر نیز موقوفه‏هایى داشته است. ۱۷۹          ابن شبه مى‏نویسد: بخشى از سرزمین خیبر به نامهاى الوطیح و الکتیبه و سلالم را پیامبر (ص) وقف کرد. ۱۸۰          بخارى نقل مى‏کند: نوشته یا نوشته‏هایى در دست امیرالمؤمنین على (ع) بوده است که وقفهاى رسول الله در آن نوشته شده بود یا آن نوشته‏ها وقفنامه موقوفه‏هاى رسول خدا بوده است ، ولیکن توضیح نداده است که این موقوفات همان هفت باغ مذکور بوده یا موقوفه‏هاى دیگر. به هر حال براى روشن شدن مطلب عین عبارت «بخارى» را ذکر مى‏کنیم . ابن حنفیه گوید: اگر على (ع) از عثمان (به بدى) یاد مى‏کرد بدون شک روزى عثمان را به بدى یاد مى‏کرد که عده‏اى از عمال عثمان شکایت کردند ، پس على (ع) فرمود: برو پیش عثمان و به او بگو که آنها (نامه‏هایى که على در دست داشت) صدقه پیامبر است؛ (یعنى در آن صدقات نوشته شده است.) سپس کارمندان خود را دستور بده به آن عمل کنند؛ (یعنى مطابق این نوشته‏ها عمل شود) من نوشته‏ها را پیش عثمان بردم . عثمان (اعتنا نکرد و ) گفت : آنها را از ما دور کن ( که نیازى به آن نداریم) من آنها را پیش على (ع) آوردم و جریان را گفتم . به من فرمود: از جایى که برداشتى به همان جا برگردان ۱۸۱ ظاهراً این نامه‏ها مربوط به آن هفت باغ نبوده است ، زیرا آن باغها که صدقات رسول الله بوده، معروف بوده است . و احتیاج به دیدن وقفنامه نبوده، عثمان و دو خلیفه قبلى و سایر مسلمانان و کارمندان دولتى خلیفه نیز آنها را مى شناختند. پس احتیاجى به فرستادن وقفنامه و موردى براى بى‏اعتنایى عثمان نبوده است . از این رو باید گفت : این موقوفه‏ها غیر از آن هفت باغ بوده است که عثمان اظهار بى‏اطلاعى کرده و پس از دیدن وقفنامه نیز توانست بى‏اعتنا باشد.          عسقلانى نیز این حدیث را نقل نموده و اضافه مى‏کند: بعضى از علماى اهل تسنن همه اموال رسول خدا (ص) را که بعد از رحلت آن حضرت مانده بود صدقه نامیده و همه اموال را به نام «صدقات رسول خدا (ص) ذکر مى‏کنند، به دلیل حدیثى که ابوبکر نقل کرده است که رسول خدا (ص) فرمود: «نحن معاشر الانبیاء لانورث ماترکناه صدقه.» 182          ابن ابى الحدید در این مورد چنین مى‏گوید:          رسول خدا از دنیا رفت در حالى که مزارع زیادى در «خیبر»، «فدک»،«بنى النضیر»، «وادى نخله» و همچنین «طائف» داشت که پس از مرگ او همه صدقه شد، به دلیل خبرى که ابوبکر نقل کرده است . ۱۸۳          در عمده القارى در شرح گفتار بخارى «و صدقته بالمدینه» گوید: یعنى املاکى که بعد از آن حضرت صدقه شد و گفت مى‏شود که صدقات رسول خدا (ص) در مدینه اموال بنى النضیر است که نزدیک مدینه بود و از قاضى عیاض نقل شده که صدقات آن حضرت در مدینه عبارت است از اموال مخیریق و از جمله حق آن حضرت در اموال بنى‏النضیر و همچنین نصف زمین فدک و ثلث زمین «وادى القرى» و دو قلعه از قلعه‏هاى خیبر، و سهم آن حضرت از خمس خیبر که همه بعد از آن حضرت صدقه شد به موجب آن حدیث . ۱۸۴          ابن عبدربه ۱۸۵ و ابن ابى الحدید۱۸۶ مى‏گویند: رسول خدا (ص) مهزور را (که مکانى واقع در بازار مدینه بوده است ) براى مسلمان وقف کرد. ۱۸۷          علامه عسکرى مى‏گوید: علماى مدرسه خلفا از محدثان و مورخان و فقها و لغویین و … توافق کردند بر این که هر چه را که رسول خدا از خود به ارث گذاشته ، ازمزارع و باغها صدقه بنامند و استناد کرده‏اند به آنچه که ابوبکر از رسول خدا روایت کرده است که فرمود: «و ما ترکناه».          صدقه ۱۸۸ این نامگذارى و سازش به دلایل سیاسى آن روز بوده است و ریشه سیاسى دارد که این جا جاى شرح آن نیست .          علامه مجلسى به نقل از مناقب ابن شهر آشوب و ارشاد مفید نقل کرده است که : هنگام فتح بنى النضیر رسول خدا اموال (زمینها و باغها و خانه‏هاى ) بنى النضیر را میان مهاجرین تقسیم کرد و به على (ع) دستور داد که سهم رسول خدا را تحویل بگیرد و آنها را صدقه قرار دهد ۱۸۹ معلوم است که مراد این محقق بزرگوار از صدقه وقف است ؛ زیرا آنها اصطلاح علماى اهل تسنن را قبول نداشته‏اند . البته این موقوفات را عملاً به استناد حدیث ابوبکر ، جزء اموال عمومى کردند در حالى که آنها در موارد خاصى وقف شده بود.               موقوفه‏هاى امیرالمؤمنین (ع)     امیرمؤمنان (ع) موقوفه‏هایى داشت که در تاریخ ثبت شده است و این موقوفات از اموال و دارایى شخصى آن حضرت بوده که محدثان و مورخان نقل کرده‏اند و همان‏گونه که در بحث کشاورزى و حفر قنات آن بزرگوار بحث خواهد شد از طریق کشاورزى و تولید و دیگر مواردى به دست مى‏آورد آن را در راه خدا وقف کرد که به برخى از آن موقوفه‏ها در بحث املاک و مزارع على (ع) اشاره شده و در این جا برخى دیگر از موقوفه‏هاى آن امام از نظر خوانندگان گرامى مى‏گذرد . و از آن جا که این وقفنامه‏ها با عبارتهاى مختلف نقل شده است ، منابع را در پاورقى یادآور مى‏شویم که هر کس بخواهد تحقیق بیشتر کرده و اختلاف نسخ را بررسى نماید، به این مدارک رجوع کند.          عبدالرحمن فرزند حجاج مى‏گوید: این وصیت نامه را ابو ابراهیم (حضرت موسى بن جعفر (ع)) نزد من فرستاد ! این، آن چیزى است که وصیت کرده و حکم نموده بنده خدا على در مال خود براى رضاى خدا تا این که (به وسیله این وصیت) خدا مرا داخل بهشت نموده و در روزى که صورتهایى سفید و صورتهایى سیاه مى‏گردد، مرا از آتش دوزخ و آتش را از من دور سازد . آنچه در «ینبع» املاک دارم و به من تعلق دارد و در اطراف «ینبع» هم معروف است که مال من است، همه وقف است و همچنین برده‏هایى که در آن املاک دارم به غیر از ابى نیزر و ابى رباح و جبیر که آزاد هستند (و حق ولاء دارند) بقیه در همین املاک پنج سال کار مى‏کنند و مخارج خود و عائله‏شان را از آن جا تأمین مى‏کنند. علاوه بر این آنچه که در «وادى القرى» 190دارم همه مختص اولاد فاطمه است و برده‏هایى هم که در املاک وادى القرى دارم، وقف است غیر از اینها هم آنچه در «ذعه» دارم با برده‏هایى که آن جا هست وقف است و مانند برده‏هاى دیگر در املاک کار کرده و مخارج خود و عائله‏شان را از همان املاک اداره نمایند. علاوه بر اینها آنچه در «اذینه» دارم با برده‏هایى که آن جا دارم وقف است .          «قصیره» هم همان گونه که مى‏دانید وقف است .          آن گاه حضرت مى‏نویسد : در حقیقت آنچه در مورد اموال خودم نوشتم «به گونه صدقه واجب »است؛ یعنى وقف است که قابل فسخ نیست و نمى‏توان آن را فروخت یا به کسى بخشید یا شرایط آن را تغییر داد و قطعى و خارج از ملک خصوصى مى‏باشد، خواه من زنده بمانم یا بمیرم و در هر موردى که براى خدا باشد صرف مى‏شود . بعد در صدد توضیح شرائط وقف و متولى آن برآمده ، مى‏فرماید:          مال محمد رسول الله (ص) (موقوفه آن حضرت ) همان طورى که خود مقرر داشته ، مال اولاد فاطمه است . و همین طور است اموال فاطمه (س) و برده‏هایى که در کاغذ کوچکى اسم برده‏ام همه آنها از بردگى آزادند . تولیت این موقوفه در دست حسن بن على مى‏باشد و حق دارد متعارف مخارج خود را از درآمد آن املاک بردارد و هر طورى که مطابق خواست خداست مصرف کند. اگر قرضى (دینى) داشته باشد مى‏تواند از همین املاک بفروشد و آن را ادا کند و اختیار و سرپرستى اولاد على و اموالشان در دست حسن است و اگر حسن بن على در غیرخانه وقفى سکونت داشته ، مى تواند خانه وقفى را بفروشد و یک سوم پول را به بنى‏هاشم و بنى المطلب و یک سوم به آل ابیطالب بدهد و یک سوم باقى مانده را هم در راه خدا مصرف کند. و اما اگر براى حسن پیشامدى کرد، حسین تولیت دارد به همان نحوى که حسن دارد و این امتیاز که براى فرزندان فاطمه قرار دادم براى رضاى خدا و حفظ احترام رسول خدا (ص) مى‏باشد . و اگر براى حسین پیشامدى کرد، از اولاد على شخصى را که اسلام و امانت او مورد قبول باشد براى تولیت نصب کنند و اگر چنین کسى پیدا نشد از اولاد پسران فاطمه چنین کسى را انتخاب کنند و اگر نشد از آل ابیطالب اختیار نمایند… این وصیت‏نامه را در روز ورود به «مسکن» 191 (20 جمادى الاولى سال ۳۷ یا ۳۹) نوشتم براى خشنودى حق سبحانه و تعالى . ۱۹۲               وقف خانه      از امام صادق (ع) نقل شده است که امیرالمؤمنین (ع) خانه‏اى در بنى زریق داشته و بدین صورت آن را وقف کرد:          به نام خداى بخشاینده مهربان . این است آنچه على بن ابى طالب آن را در حالى که زنده و کامل بود ، صدقه کرده است .          وقف نمود خانه‏خود را که در بنى زریق دارد، صدقه‏اى که فروخته نمى‏شود و هبه نمى‏گردد تا خدایى که وارث آسمان و زمین است ، آن را وارث شود. و در این خانه خاله‏هاى خود را سکونت داد مادامى که خود یا اولادشان زنده هستند و وقتى مرگ آنها فرا رسید براى محتاج‏هایى از مسلمانان باشد. ۱۹۳               موقوفه‏هاى دیگر امیرالمؤمنین (ع)     حضرت موقوفه‏هایى دیگرى نیز داشت که برخى از آنها بدین قرار است:          «سویقه» که جایى است در نزدیکى مدینه و آل على (ع) آن جا سکونت مى‏کردند، از جمله صدقات امیرالمؤمنین (ع) بود. ۱۹۴          از ابوجعفر نقل شده است که عمر و على یک قطعه زمین خود را وقف کردند. ۱۹۵          آن حضرت زمین و خانه خود را در مصر با اموالى که در مدینه داشت وقف اولاد نمود.۱۹۶          فقیر و وادى ترعه نیز از موقوفات حضرت على (ع) است . ۱۹۷ فقیر اسم دو مکانى است در نزدیکى مدینه که آنها را فقیران مى‏نامند و از امام جعفر صادق (ع) روایت شده که رسول الله (ص) براى على (ع) چهار قطعه زمین اقطاع نمود: «فقیرین»، «بئرقیس» و «الشجره»…198          حره الرجلاء (که در بحث املاک ائمه (ع) گذشت) جزء صدقات على (ع) بوده است . نصف آن وقف بوده و نصف دیگر در دست «آل منّاع» از بنى عدى قرار داشته که على (ع) به آنها بخشیده بوده است . ۱۹۹          و باز در حره الرجلاء دره‏اى به نام «بیضاء» و در آن مزارع و زمینهاى خالى وجود داشته که از جمله موقوفه‏هاى امام بوده است .۲۰۰          قصیبه (که در بحث املاک گذشت) منطقه‏اى است در نزدیکى خیبر و مدینه منوره که حضرت آن را وقف کرده است . ۲۰۱          در حره الرجلاء نیز چهار چاه وجود داشته که جزء صدقات امیرالمؤمنین (ع) بوده است و به آنها «ذات کمات» گفته‏اند. ۲۰۲          همچنین چاه‏هاى «ذوات العشراء» ، «قعین»،«معید» و «رعوان» از موقوفات حضرت بوده است .۲۰۳               وصیت امیرمؤمنان (ع) در مورد اداره اموال موقوفه او     از وصیتهاى امام (ع) در مورد مصرف اموالش بعد ازوفات او این است که حضرت پس از بازگشت از صفین مرقوم فرموده است این دستورى است که بنده خدا على بن ابیطالب امیرمؤمنان در مورد چگونگى تصرف در اموالش به خاطر خشنودى خدا داده است . تا از این طریق خداوند وى را قرین رحمت و دمساز بهشت سازد و امنیت و آرامش در سراى دیگر به او عنایت کند.          از آن جمله است : سرپرستى آن به عهده حسن بن على است که به طور شایسته از آن مصرف کند و به طور شایسته از آن انفاق نماید. اگر براى حسن پیشامدى کرد و حسین زنده است او سرپرستى آن را به عهده بگیرد و به جاى وى وظیفه را انجام دهد . پسران فاطمه همان مقدار سهم از این مال را دارند که پسران على (ع) و این که سرپرستى آن را به پسران فاطمه واگذاردم به خاطر خدا و به خاطر تقرب رسول الله (ص) و بزرگداشت حرمت او و احترام پیوند خویشاوندى‏اش مى‏باشد و با کسى که این اموال در دست اوست شرط مى‏کنم که اصل مال را حفظ کند وتنها از میوه و درآمدش در آن راهى که به او دستور داده‏ام انفاق نماید و از نهالهاى نخل چیزى نفروشد تا همه این سرزمین یک پارچه زیر پوشش نخل قرار گیرد و آباد شود…۲۰۴          امام صادق (ع) فرمود: … على بنده خدا بود . خدا بهشت را براى او واجب کرد مالش را در راه خدا صدقه قرار داد که بعد از او فقرا استفاده کنند و گفت : خدایا این مال را براى این جهت صدقه قرار دادم که آتش را ازصورتم و صورت مرا از آتش دوزخ دور سازى. ۲۰۵               مرقوفه‏هاى حضرت زهرا (س)      از جمله اعضاى اهل بیت (ع) که موقوفاتشان ثبت شده، حضرت فاطمه زهرا (س) است.          محمد بن على شافعى از عبدالله بن حسن فرزند حسین روایت مى‏کند که گفت :عده‏اى از اهل بیت (ع) به من خبر دادند که فاطمه دختر رسول خدا (ص) و على (ع) اموال خود را بر بنى‏هاشم و بنى المطلب وقف کردند و دیگران را هم در ردیف وقف شدگان بر آنها داخل نمودند. ۲۰۶          ابى مریم گوید: از امام صادق (ع) درباره صدقه رسول خدا (ص) وصدقه على بن ابیطالب (ع) سؤال کردم. امام صادق (ع) فرمود: براى ما حلال است . فاطمه (س) صدقات خود را بر بنى‏هاشم و بنى عبدالمطلب قرار داد. ۲۰۷          «فرع» (به ضم فاء) و«ام العیال» دهى بوده است میان مکه ومدینه که صدقه فاطمه زهرا (س) دختر رسول خدا (ص) بوده است . ۲۰۸          سمهودى از وقف حضرت زهرا (س) یاد مى‏کند و مى‏گوید شافعى بنا به نقل بیهقى گفته است : صدقه رسول الله (ص) و صدقه زبیر در نزدیکى آن و صدقه عمر و عثمان و صدقه على و فاطمه دختر رسول خدا (ص) و صدقه آنها که من نمى‏توانم بشمارم، در مدینه و اطراف مدینه است . ۲۰۹ (همان طورى که بنا به نقل مصباح الانوار در وصیت‏نامه حضرت زهرا (س) این معنا روشن است ).          و در وقفنامه حضرت على (ع) بنا به نقل دعائم الاسلام از وقف حضرت فاطمه (س) اسم برده شده است .۲۱۰               وقفنامه‏اى از حضرت زهرا (س)     حضرت زهرا (س) هنگام شهادت وصیت‏نامه‏اى در مورد باغهاى مخیریق (که شرح آن در املاک و داراییهاى پیامبر اسلام گذشت) تنظیم و تولیت این وقف را که شرعاً در دست اوبود به امیرالمؤمنین و بعد از او به ترتیب به امام حسن و امام حسین (ع) واگذار نمود که وصیت‏نامه این گونه است :          به نام خداوند بخشاینده مهربان.          این چیزى است که فاطمه دختر محمد (ص) به آن وصیت کرده است . فاطمه وصیت مى‏کند که باغهاى هفتگانه‏اش؛ عواف، دلال، برقه، میثب، حسنى وصافیه، مشربه ام ابراهیم (یعنى باغى که مادر ابراهیم، «ماریه» همسر رسول (ص) در آن سکونت داشت) به نام او نامیده شده است در دست على بن ابیطالب (ع) باشد اگر على وفات کرد در دست حسن و بعد از او در دست حسین و پس از وفات او در دست بزرگترین فرزندان من، خدا بر این امر شاهد و مقداد پسر اسود کندى و زبیر پسر عوام بر آن گواه هستند و على بن‏ابیطالب این (مکتوب) را نوشته است. ۲۱۱               وقفنامه دیگر     وصیت‏نامه دیگرى از آن حضرت را مرحوم مجلسى در بحار نقل مى‏کند که امام باقر (ع) فرمود: فاطمه (س) بعد از رسول خدا شش ماه زندگى کرد و این مکتوب را نوشت، که به طور مختصر از نظر خوانندگان گرامى مى‏گذرد.          این وصیت‏نامه‏اى است که فاطمه دختر محمد (ص) در مورد مال خود در صورت درگذشتش نوشته است :          فاطمه وصیت کرد که از میوه‏هاى (درختانش) هر سال در ماه رجب پس از کسر هزینه آبیارى و سایر هزینه‏هاى کشت و بهره‏بردارى از طرف او هشتاد اوقیه صدقه داده شود. همچنین فاطمه وصیت کرد که عموم میوه‏هاى (درختانش) و محصول گندمش در سال آینده هنگام درو، در راه خدا انفاق شود.          او وصیت کرد که چهل و پنج اوقیه به همسران پدرش محمد (ص) و پنجاه اوقیه به فقراى بنى هاشم و بنى عبدالمطلب پرداخت شود.          فاطمه در مورد اصل مال خود در مدینه نوشت که : چون على (ع) از او خواست است فاطمه او را متولى اموالش قرار دهد تا اموال او را با اموال رسول خدا (ص) یکجا جمع کند تا متفرق نشود، از این رو، على (ع) را – مادامى که زنده است – متولى اموالش قرار داد و وصیت کرد که اگر براى او حادثه‏اى پیش آید،آن را به دو فرزندم ، حسن وحسین تحویل دهد تا آن دو متولى آنها باشند.          فاطمه مى‏گوید: من اموالم را به على بن ابیطالب تحویل دادم و اختیار آن را به اوسپردم تا مال من و مال محمد(ص) در اختیار او باشد و از هم جدا نشود.          (على) از طرف من از عواید این اموال، آنچه من گفته‏ام و صدقه قرار داده‏ام مى‏پردازد و وقتى که صدقه آنها رإ؛ااّّ در راه خدا پرداخت و آنچه گفته بودم ادا نمود، اختیار دست خداى تعالى و در دست على است تا هر چه خواست و در هر جا خواست صدقه و انفاق کند و هیچ باکى بر او نیست . اگر براى على حادثه‏اى پیش آید همه اموال را چه مال من و چه مال مخمد (ص) را به دو فرزندم ؛ حسن و حسین تحویل مى‏دهد و آن دو هرگونه خواستند از محل آنها انفاق و صدقه مى‏کنند وهیچ باکى بر آنها نیست …          حضرت فاطمه (س) در ادامه وصیتنامه خود اموال و اثاثیه‏اى را براى دختر ابوذر غفارى وقف کرده و آن گاه افزوده است : «اگر یکى از کسانى که براى او چیزى وصیت کردم، پیش از این که به او پرداخت شود بمیرد، سهم او به فقرا و مساکین پرداخت مى‏گردد.»          در پایان وصیت‏نامه آمده است که مقداد بن اسود و زبیر بن عوام شاهد آن هستند و آن را على بن ابیطالب (ع) نوشته است . ۲۱۲               وقفنامه‏هاى امام حسین (ع)     امام حسین (ع) خانه‏اى را وقف کرد. امام حسن (ع) به او فرمود: خانه را تخلیه کن . ۲۱۳ (چون چیزى را که انسان وقف مى‏کند از تصرف او بیرون مى‏رود.) خانه هم این گونه است : وقتى وقف شد خود واقف نباید در آن تصرف کند.          در حدیث دیگرى آمده است : امام حسین (ع) زمین و اشیاى دیگرى را که ارث برده بود پیش از این که تحویل بگیرد، وقف کرد. ۲۱۴               مرقوفه‏هاى امام صادق (ع)      آن حضرت نیز موقوفه‏هایى داشته است که از وقفنامه امام هفتم (ع) این مطلب بخوبى استفاده مى‏شود.          مرحوم کلینى در اصول کافى مى‏نویسد یزید بن سلیط مى‏گوید: امام هفتم موسى بن جعفر (ع) وصیت فرمود و ده نفر را گواه گرفت … تا آن جا که مى‏نویسد … امام وصیت کرد تولیت ثلث موقوفه پدرم (امام صادق (ع)) و ثلث خودم نیز با او (فرزند امام هفتم (ع) است.) از این که حضرت فرمود: تولیت ثلث موقوفه پدرم، معلوم مى‏شود که امام صادق (ع) هم موقوفه‏هایى داشته است . ۲۱۵               وقفنامه حضرت موسى بن جعفر (ع)     حضرت موسى بن جعفر (ع) زمینى را وقف کرد که از نظر خوانندگان گرامى مى‏گذرد : این است آنچه موسى بن جعفر وقف نمود (که مشتمل است بر) همه زمین خود که در فلان مکان واقع است و حدود زمین نیز فلان است که به طور کلى: درختهاى خرما، زمین، قنات، آب، آسیاب، حریم، حقوق، حق آب زمین ، پستى ، بلندى، عرض، طول، میدان جلوى باغ، نهرهاى کوچک و بزرگ ،مرغزارها ، آباد و خراب همه را وقف نموده است .          متولى وقف، درآمد آن را (پس از کسر کردن مخارج مزرعه و سى عدد درخت خرما براى فقراى آبادى) میان فرزندان فلان (در بعضى از نسخ به جاى فلان، موسى ذکر شده است ) تقسیم کند براى هر مرد دو برابر سهم زن. بنابراین اگر یکى از دختران موسى ازدواج نمود سهمى در این صدقه ندارد. ۲۱۶          تا این جا از موقوفات خاندان پیامبر استفاده کردیم که آنان دارایى شخصى داشتند که مقدارى از آن را وقف کردند(چون همان گونه که گذشت تا کسى مالک چیزى نباشد، نمى‏تواند آن را وقف کند.) در این جا مى‏توان این نتیجه را نیز گرفت که گرچه بسیارى از این موقوفات در راه‏هاى عمومى وقف شده بود اما چنان که از وقفنامه تعدادى از آنها بر آید، وقف علویان و بازماندگان ائمه (ع) بوده که شامل ائمه بعدى نیز مى‏شده است . بنابراین یکى از منابع درآمد ائمه (ع) موقوفات خاصى بوده که از امامان قبلى مانده بود.                ——————————————————————————–          پى نوشتها:     170- واقدى، محمد بن عمربن واقد، المغازى، تحقیق الدکتور مارسدن جونس، دفتر تبلیغات اسلامى، رمضان ۱۴۱۴ ه’، ج ۱، ص ۵۴۷.     171- به عنوان نمونه رجوع شود به الحلّى، ابوالقاسم نجم الدین جعفر بن الحسن، شرایع الاسلام فى مسائل الحلال و الحرام، مطبعه الاداب فى النجف الاشرف، ۱۳۸۹ ه’، ۱۹۶۹ م، ج .۲ کتاب الوقف، ص ۲۱۲، فى الشرائط.     172- المنذرى، زکى الدین عبدالعظیم بن عبدالوقى، الترغیب و الترهیب، تعلیق مصطفى محمد عماره، بیروت، لبنان، داراحیاء التراث العربى، ج ۱، ص ۱۰۰ و .۱۱۸ الحرالعاملى، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، بیروت، منشورات داراحیاء التراث العربى، ۱۳۹۱ ه’ق، ط ۴، ج ۱۳، ص .۲۹۲ کتاب الوقف، حدیث ۱ و ۲، و ص ۲۹۳، حدیث ۳ و ۴، و ص ۲۹۴، حدیث ۱۰ و ج .۱۱ کتاب الامر بالمعروف، باب ۱۶، ص ۴۳۷، حدیث .۶ بابویه قمى، محمد بن على بن حسین، امالى الصدوق، بیروت، منشورات مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، ۱۴۰۰ ه’ق، ط ۵، ص ۳۸، حدیث ۷، مجلس .۹     173- قال ابى عبدالله (ع) سته تلحق المؤمن بعد موته ولد یستغر له، و مصحف یخلفه و غرس یغرسه، و قلیب یحفره و صدقه یجریها و سنه یؤخذ بها من بعده، وسائل الشیعه، همان، ص ۲۹۳، حدیث .۵ الشیخ الصدوق، محمد بن على، من لایحضره الفقیه، تهران، منشورات دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۹۰ ه’، ق، ط ۵، ج ۴، ص ۱۸۲، باب الوقف و الصدقه، حدیث .۶۳۷ فروع کافى، همان، ص ۵۷، حدیث ۵.     174- به عنوان نمونه یک مورد از مواردى را که پیامبر اکرم (ص) مردم را به وقف تشویق مى‏کرد یادآور مى‏شویم:     175- یکى از یاران پیامبر (ص) به نام ابوطلحه انصارى در مدینه نخلستان و باغى داشت که بسیار باصفا و زیبا بود به طورى که همه در مدینه از آن سخن مى‏گفتند. در آن چشمه آب صافى بود که هر موقع پیامبر (ص) به آن باغ مى‏رفت از آن آب میل مى‏کرد و وضو مى‏ساخت. وعلاوه بر همه اینها آن باغ درآمد خوبى براى ابوطلحه داشت. پس از نزول آیه: «لن تنالو البرحتى تنفقوا مما تحبون» (سوره آل عمران، آیه ۹۲) هرگز به (حقیقت) نیکوکارى نمى‏رسید، مگر این که از آنچه دوست مى‏دارید (در راه خدا) انفاق کنید،… به خدمت پیامبر (ص) آمد و عرض کرد: مى‏دانى که محبوب‏ترین اموال من همین باغ است و مى‏خواهم آن را در راه خدا انفاق کنم تا ذخیره‏اى براى رستاخیز من باشد پیامبر (ص) فرمود: من صلاح مى‏دانم آن را به خویشاوند نیازمند خود بدهى، ابوطلحه دستور پیامبر (ص) را عمل کرد و آن باغ را برخویشان خود وقف کرد. نیل الاوطار، ج ۶، ص .۱۳۴ جواهر الاخبار در حاشیه بحرز خارج ۵،ص .۱۴۸ فتح البارى، ج ۵، ص .۲۸۴ الاصابه فى تمییز الصحابه، ج ۱، ص .۵۶۷ تراتیب الاداریه للکتانى، ج ۱، ص .۴۰۳ سنن دار قطنى، ج ۴، ص .۱۸۶ جامع احادیث الشیعه، ج ۸، ص ۴۱۲.     176- واقدى، محمد بن عمربن واقد، المغازى، ج ۱، ص ۲۶۲ و .۲۶۳ السمهودى، وفاء الوفاء باخبار دارالمصطفى، تحقیق و تعلیق محمد محیى الدین، بیروت، لبنان، دارالکتب العلیمه، ط ۴، ۱۴۰۱۴ ه’، ۱۹۸۶ م، ج ۳، ص ۲۸۹ – ۲۸۸.     177- مغازى، همان، ص .۳۷۸ تاریخ المدینه، همان، ابى الفرج، عبدالرحمن بن الجوزى، الوفا باحوال المصطفى، تحقیق مصطفى عبدالواحد، مطبعه السعاده بمصر، ط ۱، ۱۳۸۶ ه’، ۱۹۶۶ م، ج ۱، ص .۵۷ علامه عسکرى آن جا که املاک رسول خدا (ص) و منشأ تملک آن حضرت را درباره آن اموال بیان مى‏کند، از جمله املاک آن حضرت وصیت مخیریق را نام مى‏برد که جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به: العلامه،العسکرى، السید مرتضى، معالم المدرستین، المطبعه، کلینى، الناشر المجمع العلمى الاسلامى، ج ۲،ط ۳، ۱۴۱۳ ه’، ۱۹۹۳ م، ص ۱۴۱.     178- جهت اطلاع بیشتر رجوع کنید به ابن هشام، السیره النبویه، تحقیق مصطفى السقاء، ابراهیم الابیارى، عبدالحفیظ شلبى، داراحیاء التراث العربى، بیروت، لبنان، بى‏تا، ج ۲، ص .۱۶۴     179- حموى، یاقوت، معجم البلدان، دار بیروت للطباعه و النشر، ۱۴۰۸ ه’، ۱۹۸۸ م، ج ۱، ص ۵۱۲.     180- سمهودى، وفاء الوفاء باخبار دارالمصطفى، بیروت، لبنان، دارالکتب العلمیه، ط ۴، ۱۴۰۱۴ ه’، ج ۴، ص ۱۲۱۰.     181- النمیرى، البصرى ابو زید عمر بن شبه، تاریخ المدینه المنوره، تحقیق فهیم محمد شلتوت، قم، منشورات دارالفکر مطبعه قدس، ۱۴۱۰ ق، ۱۳۶۸ ش، ج ۱، ص .۱۸۸ وفاءالوفاء، همان.     182- صحیح البخارى، ابى عبدالله محمد بن اسماعیل… ، ج ۴، ص‏.102 السقلانى، احمد بن حجر، فتح البارى، شرح صحیح بخارى، بیروت،لبنان، دارالمعرفه للطباعه و النشر، ج ۶، ص ۱۵۰.     183- العسقلانى، احمد بن حجر، فتح البارى، شرح صحیح البخارى، بیروت، لبنان، دارالمعرفه للطباعه و النشر، ج ۶، ص ۱۵۰.     184- ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، داراحیاء الکتب العربیه، ۱۳۸۲ ه’، ج ۱۵، ص ۱۴۷ و ج ۱۶، ص ۲۲۱.     185- العینى، بدرالدین ابى محمد، عمده القارى شرح صحیح البخارى، ج ۱۵، ص ۲۰.     186- ابى عمر احمد بن محمد بن عبدربه، العقد الفرید، شرح احمد امین، احمد الزبن، ابراهیم الابیارى، القاهره، مکتبه النهضه المرتضویه، ط ۲، ۱۳۸۱ ه’ق، ۱۹۶۲م، ج ۴، ص ۲۸۳.     187- ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، منشوارت داراحیاء الکتب العربیه، ۱۳۷۸ ه’ق، ج ۱، ص ۱۹۸.     188- همان گونه که گذشت از جمله صدقات و موقفات رسول خدا (ص) باغهاى مخیریق است که نام یکى از آنها مشربه‏ام ابراهیم است. عمر بن شبه در این باره مى‏نویسد: در آخر باب العوالى مدینه منوره بستانى است که چون ام ابراهیم همسر رسول خدا (ص) را در آن جا درد زایمان عارض شد، دستش را به چوبى گرفته بود و پس از این که فرزندش در آن جا متولد شد آن را به مشربه‏ام ابراهیم نامگذارى کردند که هم اکنون آن چوب در آن مشربه معروف است. البصرى، تاریخ المدینه المنوره، تحقیق فهیم محمد شلتوت، قم، مطبعه قدس، منشورات دارالفکر، ۱۴۱۰ ق، ۱۳۶۸ ش، ج ۱، ص ۱۷۴ – .۱۷۳ و درختان این مشربه از وادى «مهزور» آبیارى مى‏شده است. همین مأخذ.     189- عسکرى، علامه مرتضى، مقدمه مرأه العقول فى شرح اخبار الرسول، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۴ه’ق، ۱۳۶۳ ش، ج ۱، ص .۱۲۷ علامه عسکرى، معالم المدرستین، المطبعه کلینى، الناشر مجمع العلمى الاسلامى، ج ۲، ص ۳، ۱۴۱۳ ه’، ۱۹۹۳ م، ص ۱۴۱.     190- مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، منشورات مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ ه’ق، ط ۲، ج ۲۰، ص ۱۷۳.     191- «وادى القرى» دره‏اى میان مدینه و شام و از توابع مدینه است. داراى دهات و آبادیهاى زیاد و در سال هفتم هجرت با قدرت نظامى ارتش اسلام که اصطلاحاً مفتوحه عنوه نامیده مى‏شود، فتح شد. ساکنین آن یهودى بوده و هر چه زمین آباد داشتند، مال مسلمین شد و رسول خدا (ص) آن را به یهودى‏ها به عنوان مزارعه و مساقات واگذار کرد. السمهودى، نورالدین، وفاء الوفاء، تحقیق محیى الدین، بیروت، لبنان، دارالکتب العمیه، ط ۴، ۱۴۰۴ ه’، ۱۹۸۴ م، ج ۴، ص ۱۳۲۹ – ۱۳۲۸ حموى، یاقوت، معجم البلدان، داربیروت، للطباعه و النشر، ۱۴۰۸ ه’، ۱۹۸۸ م، ج ۵، ص .۳۴۵ جهت اطلاع بیشتر به معجم البلدان کلمه «قرى» و «وادى» رجوع شود.     192- مسکن به کسر کاف اسم مکانى در کوفه است. یاقوت حموى مى‏نویسد: کنار نهر دجیل در نزدیکى دیر جائلیق قرار دارد آن جا که عبدالملک با مصعب در سال ۷۲ جنگ کرد و کشته شد که قبرش در آن جا معروف است. معجم البلدان، دار بیروت، للطباعه و النشر، ۱۴۰۸ ه’، ۱۹۸۸ م، ج ۵، ص ۱۲۷.     193- الحرالعاملى، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، بیروت، منشورات داراحیاء التراث العربى، ۱۳۹۱ ه’ق، ط ۲، ج .۱۳ کتاب الوقوف و الصدقات، باب ۱۰، ص ۳۱۲، حدیث .۴ الکلینى، ابى جعفر، محمد بن یعقوب، الفروع من الکافى، تهران، منشورات دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۹۱ ه’ق،ج ۷، ص .۴۹ کتاب الوصایا، باب صدقات النبى (ص) و فاطمه و الائمه (ع)، حدیث ۷، مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، منشورات مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ ه’ق، ط ۲، ج ۴۲، ص ۷۴- ۷۱ و ج ۴۱، ص ۴۲ – ۴۰.     194- الحر العاملى، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، بیروت، منشوارت داراحیاء التراث العربى، ۱۳۹۱ ه’ق، ط ۲، ج .۱۳ کتاب الوقوف و الصدقات، باب ۶، حدیث ۴، ص .۳۰۴ محمودى، محمد باقر، نهج السعاده فى مستدرک نهج البلاغه، مطبعه النعمان، النجف الاشرف، ط ۱، ج ۴، ص .۶     195- معجم البلدان، ج ۳، ص .۳۸۶ وفاء الوفاء باخبار درالمصطفى، تحقیق محمد محیى الدین، بیروت، لبنان، دارالکتب العلمیه، ط ۴، ۱۴۰۴، ج ۴، ص ۱۲۳۹.     196- بیهقى، ابى بکر، احمد بن حسین بن على، السنن الکبرى، بیروت، لبنان، دارالمعرفه، ج ۶، ص ۱۶۱.     197- الحنفى الزیعلى، جمال الدین، ابى محمد عبدالله بن یوسف، نصب الرایه لاحادیث الهدایه، داراحیاء التراث العربى، للطباعه و النشر، بیروت، لبنان، ط ۳، ۱۴۰۷ ه’، ۱۹۸۷ م، ج ۳، ص .۴۷۸ کتاب الوقف.     200- النمیرى، ابوزید، عمربن شبه، تاریخ المدینه المنوره، قم، مطبعه قدس، دارالفکر، ۱۴۱۰ ق، ۱۳۶۸ ش، ج ۱، ص ۲۲۶.     198- سمهودى، نورالدین، وفاء الوفاء، تحقیق محمد محیى الدین، بیروت، لبنان، دارالکتب العلمیه، ط ۴، ۱۴۰۴، ج ۴، ص ۱۲۸۲.     199- وفاء الوفاء، همان، ص .۱۱۸۶ ابن شبه، همان، ص .۲۲۴ العباسى، شیخ احمد بن عبدالحمید، عمده الاخبار فى مدینه المختار، تصحیح شیخ محمد الطیب، قاهره، مطبعه المدنى، ۱۳۵۹، ص ۳۰۵.     200- عمده الاخبار، همان. تاریخ المدینه، همان، ص .۲۲۴ وفاء الوفاء، همان.     201- تاریخ المدینه، همان ص .۲۲۵ عمده الاخبار، همان، ص .۳۰۶ وفاء الوفاء، همان.     202- تاریخ المدینه، همان، ص ۲۲۴.     203- تاریخ المدینه، همان، درباره موقوفه‏هاى حضرت، صاحب احقاق الحق نیز مواردى را این گونه نقل مى‏کند: در جلد ۸، ص ۵۸۴ از سمهودى نقل کرده که چشمه‏هایى که وقف کرده عبارتند از «عین البحیر»،«عین ابى نیزر»، «عین نولا»،«بغیغات»،«عین خیف الاراک»، «عین خیف لیلى» و «عین خیف بسطاس» و در ص ۵۸۵ عین بغیغه و ابى نیزر را از معجم البلدان و شفاء الغلیل و وفاء الوفاء نقل کرده است. الحسینى المرعشى، السید الشهید نور الله ،احقاق الحق و ازهاق الباطل به اهتمام حسن الغفارى، کتابفروشى اسلامى، ۱۳۸۴ ه’ق، ج ۸، ص ۵۹۲ – ۵۸۳.     204- الدکتور صبحى الصالح، نهج البلاغه، قم، منشورات دارالهجره، ۱۳۹۵ ه’ق، نامه .۲۴ محمد عبده، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد محیى الدین، مطبعه الاستقامه، مصر، بى‏تا، ج ۲، ص ۲۶ – ۲۵، نامه .۲۴ ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، بى جا، منشورات داراحیا الکتب العربیه، ۱۳۷۸ ه’ ق، ج ۱۵، ص ۱۵۰ – .۱۴۶ الخوئى، حاج میرزا حبیب الله، منهاج البراعه فى شرح نهج البلاغه، تحقیق حسن زاده آملى، تهران، منشورات مکتبه الاسلامیه، چ ۴، ۱۳۶۴ ش، ج ۱۸، ص ۳۶۴.     205- النورى الطبرسى، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، تهران، منشورات المکتبه الاسلامیه، ۱۳۸۳ ه’ق، ج ۲، ص .۵۱۱ دعائم الاسلام، همان، ص .۳۴۰ کتاب احکام الوقاف، ص ۱۰، صدقه على بن ابیطالب.     206- الشافعى، ابى عبدالله محمد بن ادریس، کتاب الام، رمضان ۱۳۸۸ ه’، ۱۹۸۶ م، ج ۳، ص ۲۷۹ و .۲۸۱ بیهقى، ابى بکر احمد بن حسین بن على، السنن الکبرى، مطبعه‏دائره المعارف العثمانیه، حیدرآباد دکن هند، چ ۱، ۱۳۵۲ ه’ ، ج ۶، ص .۱۶۱     207- الکلینى، ابى جعفر محمد بن یعقوب، الفروع من الکافى، تهران، منشورات دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۹۱ ه’ق، ج ۷، ص .۴۸ کتاب الوصایا، حدیث ۲ و .۴ مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، منشورات مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ ه’ق، ط ۲، ج ۴۳، ص .۲۳۵ الحرالعاملى، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، بیروت، منشورات داراحیاء التراث العربى، ۱۳۹۱ ه’ق، ط ۴، ج .۱۳ کتاب الوقوف و الصدقات، ص ۲۹۴، حدیث ۸.     208- وفاء الوفاء، همان، ص . ۱۱۱۷ یاقوت حموى، ابى عبدالله، معجم البلدان، دار بیروت للطباعه و النشر، ۱۴۰۸ ه’، ۱۹۸۸ م، ج ۱، ص ۲۵۴.     209- سمهودى، نورالدین، وفاء الوفاء باخبار دارالمصطفى، ط ۴، ۱۴۰۴ ه’، ج ۳، ص ۹۹۹ – ۹۹۸.     210- التمیمى المغربى، ابى حنیفه النعمان، دعائم الاسلام، قاهره، منشورات دارالمعارف، ۱۳۸۳ ه’ق، ج ۲، ص ۳۴۳.     211- الشیخ الصدوق، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه، تهران، منشورات دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۹۰ ه’ق، ط ۵، ج ۴، ص .۱۸۰ فى الوقف و الصدقه و النحل، حدیث ۱۳، باب .۱۲۸ الحرالعاملى، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، بیروت، منشورات داراحیاء التراث العربى، ۱۳۹۱ ه’ق، ط ۴، ج .۱۳ کتاب الوقوف و الصدقات، ص ۳۱۱، باب ۱۰، حدیث ۱.     212- مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، منشورات مؤسسه الوفاء ط ۲، ۱۴۰۳ ه’ق، ج ۱۰۰، ص ۱۸۵ – .۱۸۴ مجلسى، محمد تقى، روضه المتقین فى شرح من لا یحضره الفقیه، قم، المطبعه العلمیه، ج ۱۱، ص ۱۵۹.     213- النورى، الطبرسى، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، تهران، منشورات المکتبه الاسلامیه، ۱۳۸۳ ه’ق، ج ۲، ص .۵۱۱ التمیمى، المغربى، ابى حنیفه النعمان، دعائم الاسلام، القاهره، منشورات دارالمعارف، ۱۳۸۳ ه’ق، ج ۲، ص ۳۴۴، حدیث شماره ۱۲۸۹.     214- دعائم الاسلام، همان، ص ۳۳۹، حدیث شماره .۱۲۷۱ مستدرک الوسائل، همان.     215- کلینى، ابى جعفر، محمد بن یعقوب، اصول کافى، منشورات دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۸ ه’، ج .۱ کتاب الحجه، باب الاشاره و النص على ابى الحسن الرضا (ع)، ص ۲۵۶ – ۲۵۳، حدیث .۱۵     216- العالعلى، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، بیروت، منشورات داراحیاء التراث العربى، ۱۳۹۱ ه’ق، ط ۴، ج .۱۳ کتاب الوقوف و الصدقات، باب ۱۰، حدیث ۵، ص .۳۱۴ الشیخ الصدوق، محمد بن على، من لایحضره الفقیه، تهران، منشورات دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۹۱۰ ه’ق، ج ۴، ص .۱۸۴ الکلینى، ابى جعفر، محمد بن یعقوب، الفروع من الکافى، تهران، منشوارت مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ ه’ق، ط ۲، ج ۴۸، ص .۲۸۱ تاریخ الامام موسى بن جعفر (ع)، باب وصایاه و صدقاته صلوات الله علیه، حدیث .۲ الشیخ الصدوق.

برچسب ها: معصوم شناسی
نوشته قبلی

هجرت خورشید

نوشته‌ی بعدی

امام مهدى(عج) در قرآن، سنت و تاریخ

مرتبط نوشته ها

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران
ویژه جنگ رمضان

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد
علوم شیعه

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام
ولایت و امامت

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی
عقاید شیعه

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور
امام عسکری (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

نوشته‌ی بعدی

امام مهدى(عج) در قرآن، سنت و تاريخ

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا