خداوند متعال در خصوص انتصاب مولا امیرالمؤمنین(ع) به امامت و خلافت در غدیر خم حدود ۳۰ آیه نازل فرموده است که بیش از نیمی از آن آیات در مذمت و شیطنت منافقین ـ خصوصاً غاصبین خلافت ـ به جهت مکر، خدعه و سوء تدبیری که نسبت به پیامبر اکرم(ص) و مولا امیرالمؤمنین(ع) داشتند، نازل فرموده است، اختصاراً به چند آیه و تفسیر آن اشاره میشود.
چشم زخم و نسبت جنون به رسول الله(ص)
هنگامی که پیامبر اکرم(ص) دست مولا امیرالمؤمنین(ع) را بلند کرد و حضرت را به آن جمعیت انبوه معرفی نمود، فرمودند: «من کنت مولا فعلیّ مولاه… اللّهمّ وال من والاه وعاد من عاداه…» منافقین در برابر حضرت بودند. آنها به خاطر بغض و کینه وحسادتی که نسبت به حضرت داشتند، تاب و تحمل مشاهده چنین صحنهای را نداشتند، لذا به رسول خدا(ص) چشم زخم زده و حتی ـ نستجیر بالله ـ نسبت جنون و دیوانگی به حضرت دادند که یکی از غاصبین حق مسلّم امیرالمؤمنین علی(ع) با جسارت تمام گفت: «اما ترون عینیه کانها عینا مجنون؟!» آیا چشمان پیامبر را نمیبینید که مانند دو چشم شخص مجنون و دیوانه گردیده است؟!(تفسیر قمی۱/۳۰۱؛بحارالأنوار۳۱/۶۳۵)
حسن جمّال میگوید: به همراه امام صادق(ع) از مدینه به سمت مکه حرکت کردیم؛ هنگامی که امام به مسجد غدیر رسید، به سمت چپ مسجد نگریست و فرمود: اینجاست جایگاه قدم رسول خدا(ص) آنگاه که میفرمودند: «من کنت مولاه فعلیّ مولاه» سپس به سمت دیگر نظر افکند و فرمود: اینجا خیمه و جایگاه ابی فلان و فلان [دو غاصب خلافت امیرالمؤمنین(ع) ] و سالم غلام ابی حذیفه و ابی عبیدۀ جراح است، هنگامی که دیدند پیامبر اکرم(ص) دستان خود را به سوی آسمان بلند نمود، برخی به برخی دیگر گفتند: «انظروا الی عینیه تدور کانهما عینا مجنون؟!» به چشمان او بنگرید دوران و چرخشی دارد که همانند چشمان فرد مجنون و دیوانه گردیده است؟! در این هنگام جبرئیل این آیه در نفاق و مذمت آنان نازل فرمود: {وَإِن یَکَادُ الّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمّا سَمِعُوا الذّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنّهُ لَمَجْنُونٌ * وَمَا هُوَ إِلّا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ} (قلم/۵۱و۵۲)
[ای رسول] نزدیک بود کافران با چشمان خود تو را، چشم زخم زنند که چون ذکر [فضایل و انتصاب خلافت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) ] را بشنوند [از شدت حسد و نفاق] گویند: همانا این شخص عجب دیوانه است و حال آنکه این [انتصاب] جز شرافت برای عالمیان نیست.(الکافی۴/۵۶۶؛تهذیب الاحکام شیخ طوسی۳/۲۶۳)
البته دو مرتبه دیگر به پیامبر اکرم(ص) در مورد انتصاب امیرالمؤمنین(ع) به خلافت و امامت در غدیر خم نسبت جنون دادهاند که خداوند متعال در چندین آیه آنها را توبیخ نموده و پاسخ آنان را میدهد:
1. خداوند در آیات ۱ الی ۶ سورۀ قلم میفرماید: {ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ * مَا أَنتَ بِنِعْمَهِ رَبّکَ بِمَجْنُونٍ * وَإِنّ لَکَ لَأَجْراً غَیْرَ مَمْنُونٍ * وَإِنّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ * فَسَتُبْصِرُ وَیُبْصِرُونَ * بِأَیّکُمُ الْمَفْتُونُ}؛ قسم به ن و قسم به قلم و آنچه خواهد نگاشت، که تو [رسول الله] به لطف پروردگار [عقل کامل و نعمت نبوت یافتی و] هرگز دیوانه نیستی. و البته تو را در مقابل خدمت رسالت پاداشی نامحدود است و در حقیقت تو بر نیکو خلقی عظیم آراستهای و به زودی تو و مخالفانت مشاهده میکنید که از شما کدام یک مفتون و دیوانهاند.
امام صادق(ع) در تفسیر آیات شریفۀ فوق فرمودند: «هنگامی که آیۀ ولایت امیرالمؤمنین(ع) [آیۀ تبلیغ: {یَا أَیّهَا الرّسُولُ بَلّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِن رَبّکَ…}] نازل گردید، پیامبر اکرم(ص) دست امیرالمؤمنین(ع) را بلند نموده، فرمودند: «من کنت مولاه فعلیّ مولاه» در این هنگام شخصی گفت: «لقد فتن بهذا الغلام!» همانا پیامبر مفتون و دیوانۀ این جوان [یعنی امیرالمؤمنین(ع) ] شده است؟! که خداوند متعال این آیات را نازل فرمود [و سخن کسانی که چنین جسارت بیشرمانهای میکنند را توبیخ نموده و اعلان میدارد: به زودی خواهید دانست که دیوانه و مفتون چه کسی است!]».(تفسیر فرات کوفی/۴۹۵؛بحارالأنوار۲۷/۱۷۳)
البته معلوم است گوینده این سخن مستهجن و کفر آمیز که بوده و چه کسی جرئت بر چنین جسارتی دارد!
2. خداوند در سورۀ تکویر آیۀ ۲۲ میفرماید: {وَمَا صَاحِبُکُم بِمَجْنُونٍ} رسول عصر شما هرگز دیوانه و مجنون نیست.
امام صادق(ع) در تفسیر این آیه فرمودند: «یعنی النبیّ ما هو بمجنون فی نصبه امیرالمؤمنین علماً للناس» منظور، پیامبر اکرم(ص) است که او در نصب و انتصاب امیرالمؤمنین علی(ع) به عنوان عَلَم و پرچمدار مردم هرگز دیوانه نیست.(تفسیر قمی۲/۴۰۸)
این آیه نیز ردّ و توبیخی است بر بهتان و گستاخی کسانی که میگفتند ـ نستجیر بالله ـ پیامبر خدا(ص) در نصب امیرالمؤمنین(ع) دیوانه و مجنون است.
مکر و خدعه در بیعت و تسلیم نشدن در برابر امیرالمؤمنین(ع)
در جریان غدیر خم پیامبر اکرم(ص) پس از اینکه مولا علی(ع) را معرفی نمود به ابوبکر فرمود: «قم یا ابابکر فبایع له بامره المؤمنین»: ابابکر برخیز و با علی بن ابی طالب(ع) به لقب «امیرالمؤمنین» بیعت کن. ابوبکر بر خاست و با حضرت بیعت کرد. سپس به عمر همان کلام را تکرار نمود و فرمود: «قم یا عمر فبایع له بامره المؤمنین» عمر نیز برخاست و با حضرت بیعت کرد. سپس حضرت به تمام مهاجرین و انصار امر به بیعت با حضرت نمود، آنان نیز بیعت کردند. در این هنگام عمر بن خطاب از بین جمعیت برخاست و گفت: «بخ بخ لک یابن ابی طالب اصبحت مولای ومولى کل مؤمن ومؤمنه…».
البته تهنیت گفتن منافقین ـ با توجه به نفاقی که داشتند ـ ظاهری بوده و چارهای جز بیعت و اظهار تسلیم برایشان نبود، اما در نهاد آنها غیر از کینه و بغض نسبت به امیرالمؤمنین علی(ع) چیزی پرورش نمییافت و هرگز تسلیم پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) نشدند، چنانچه امام صادق(ع) در روایتی فرمودند: «و هنگامی که رسول خدا(ص) ، امیرالمؤمنین(ع) را در غدیر خم معرفی نمود و فرمود: «من کنت مولاه فعلیّ مولاه» فلانی و فلانی گفتند: «والله لا نسلم له ما قال ابداً» به خدا سوگند ما هرگز تسلیم او نخواهیم شد!» به رسول خدا(ص) از گفته آنان خبر دادند، پیامبر اکرم(ص) از آن دو نسبت به آنچه گفته بودند پرسش نمود. هر دو تکذیب کرده و قسم خوردند که ما هرگز چنین چیزی نگفتیم. در این هنگام جبرئیل این آیه را بر رسول خدا(ص) نازل فرمود: {یَحْلِفُونَ بِاللّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا کَلِمَهَ الْکُفْرِ وَکَفَرُوا بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ وَهَمّوا بِمَا لَمْ یَنَالُوا وَمَا نَقَمُوا إِلّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ فَإِن یَتُوبُوا یَکُ خَیْراً لَهُمْ وَإِن یَتَوَلّوْا یُعَذّبْهُمُ اللّهُ عَذَاباً أَلِیماً فِی الْدّنْیَا وَالآخِرَهِ وَمَا لَهُمْ فِی الْأَرْضِ مِن وَلِیّ وَلاَنَصِیرٍ} (توبه/۷۴)
[منافقان] قسم یاد میکنند که [سخن کفر] بر زبان نیاوردهاند [چنین نیست] و البته سخن کفر گفته و پس از اظهار اسلام کافر شدند و همت بر آنچه موفق بر آن نشدند، گماشتند. آنها به جای اینکه آن بینیازی که به فضل خدا و رسول نصیب آنان شده شکر گویند، در مقام انتقام و دشمنی بر آمدند، اکنون نیز اگر باز توبه کنند برایشان بهتر است و اگر روی بگردانند، خداوند آنها را به عذابی دردناک معذب خواهد نمود و دیگر در روی زمین یک نفر ولی و یاوری بر خود نخواهند یافت.
امام صادق(ع) [در ادامه] فرمودند: «والله تولیّا وماتا وما تابا»: به خدا سوگند آن دو پشت کرده و مردند در حالی که توبه نکردند.(تفسیر عیاشی۲/۱۰۰؛الصراط المستقیم۱/۳۱۴)
توطئه و تصمیم جدّی بر جلوگیری از رسیدن خلافت به امیرالمؤمنین(ع)
پس از جریان بیعت، گروهی از منافقین و جبابره ـ که در رأس آنها غاصبین خلافت بودند ـ نقشه کشیده، تصمیم گرفتند به هر شکلی که شده نگذارند بعد از پیامبر(ص) امر خلافت به مولا امیرالمؤمنین(ع) برسد. آنها نزد رسول خدا(ص) آمدند و در ظاهر اظهار فرح و ایمان به امیرالمؤمنین(ع) نموده، گفتند: «لقد اقمت علینا احب الخلق إلى الله والیک وإلینا»: تو بهترین و محبوبترین مخلوقات نزد خداوند و خودت و ما را، بر ما گماشتی «کفیتنا به مؤنه الظلمه لنا والجائرین فی سیاستنا» با وجود او [مولا امیرالمؤمنین(ع) ] ما را از ظلم ظالمین، ستمکاران و جائرین در سیاست، خلاص و نجات دادی.
امام موسی بن جعفر(ع) فرمودند: خداوند متعال از قلوب و دلهایشان آگاه بود که خلاف این گفتارها را در دل میپرورانند و آنان بر اساس عداوت و دشمنی خود پایدارند و در دفع کردن حق از مستحقش اصرار و پافشاری دارند لذا رسولش را از این توطئه آگاه نموده، فرمود: «یا محمّد {وَمِنَ النّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنّا بِاللّهِ} الذی امرک بنصب على اماماً وسائسا لامتک ومدبراً {وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ} بذلک ولکنهم یتواطؤون على اهلاکک واهلاکه، یوطون انفسهم على التمرد على علی(ع) إن کانت بک کائنه»؛ [ای رسول] گروهی از مردم منافق گویند که ما ایمان آوردیم به خدایی که تو را امر کرد بر نصب علی(ع) به عنوان امام و حافظ و مدبر امتت و حال آنکه نسبت به آن ایمان نیاوردهاند و لیکن آنان کمر توطئه بر نابودی و هلاکت تو و امیرالمؤمنین(ع) بستهاند و خود را آماده و مهیّا کردهاند تا آنجا که توان دارند، نسبت به حضرت علی(ع) تمرّد و سرکشی کنند.(تفسیر امام عسکری(ع) /ص۱۱۲؛تأویل الأیات۱/۳۴؛بحارالأنوار۳۷/۱۴۱ ذیل آیۀ ۸ بقره)
همچنین در آیۀ بعدی نیز خداوند متعال رسولش را از مکر و خدعهای که مخالفین نصب امام علی(ع) به خلافت، طرحریزی کرده بودند آگاه مینماید و میفرماید: ؛ {یُخادِعُونَ اللّهَ وَالّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلاّ أَنْفُسَهُمْ وَمَا یَشْعُرُونَ * فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کَانُوا یَکْذِبُونَ} (بقره/۹و۱۰) در تفسیر این دو آیه امام موسی بن جعفر(ع) فرمایشی دارند که به جهت عدم اطالۀ کلام از نقل آن صرفنظر میشود و طالبین میتوانند به تفاسیر مربوطه مراجعه نمایند.
البته غاصبین حقّ مسلّم امیرالمؤمنین علی(ع) و دیگر منافقین پس از عهدشکنیهای پیاپی، مجدداً اجتماع نموده و تصمیم گرفتند پیامبر اکرم(ص) را قبل از رسیدن به مدینه به قتل برسانند و نقشه کشیدند شتر حضرت را در تنگهای بین جحفه و ابواء رم دهند و رسول خدا(ص) را به شهادت برسانند که جبرئیل حضرت را از این توطئۀ شوم آگاه نمود و اسامی کسانی که بالای گردنه در کمین حضرت بودند را نام برد که … در رأس آنها بودند.(اقبال الأعمال سید بن طاووس ۲/۲۴۹؛ بحارالأنوار۲۷ /۱۳۵)
منبع : نشریه امام شناسی ، شماره ۳۴















هیچ نظری وجود ندارد