نشر علم و حديث حتي در حال تقيه
محمد جواد مغنيه، صاحب کتاب «الشيعهًْ و الحاکمون»، نوشته است که: يکي از اساتيد فلسفه در قاهره گفت: شيعيان معتقد به تقيه هستند. گفتم: خدا لعنت کند آن که شيعيان را محتاج به تقيه نمود. موساي کليم مخفيانه از مصر فرار کرد و گفت: خدايا! مرا از قوم ستمکار نجات بده! و پيغمبر خدا| فرمود: «بئس القوم قوم يعيش المؤمن من بينهم بالتقيه» بد قومي هستند آن قومي که مؤمن در بين آنان از روي تقيه زندگي کند.([1]) در طول تاريخ، پيشوايان ديني به خاطر خفقان حاکم بر جامعه مجبور به تقيه بودند، ولي در هر صورت از هدف اصلي غافل نبوده و حتي در زمان تقيه هم هدف خود را دنبال ميکردند.
عبد العزيز بن ابي حازم و ابن ابيدراوردي ميگويند: نزد جعفر بن محمد بن علي× نشسته بوديم که سفيان ثوري اجازه ورود خواست، آن حضرت اجازه دادند، آمد و سلام کرد و نشست. امام جعفر× رو به او کردند و گفتند: تو مردي هستي که سلطان در پي توست، من هم مردي هستم که از سلطان در تقيهام، بهتر است از اينجاي بروي. سفيان گفت: حديثي بفرماييد آنگاه خواهم رفت. در اين وقت جعفر بن محمد^ از قول پدارنش نقل کرد که رسول خدا’ فرمودند: «کسي که خداوند به او نعمتي داد، سپاس خداي را گويد. کسي که رزقش تأخير داشت، استغفار کند. و اگر مصيبتي براي او پيش آمد، لاحول و لاقوة الابالله بگويد». در اين وقت سفيان برخاست. امام جعفر× فرمودند: اي سفيان! سفيان عرض کرد: لبيک! امام جعفر صادق× فرمودند: هر سه را داشته باش. سه تا و چه سه تايي.([2])
اين حديث نشان دهندة اين است که امام جعفر صادق× از کمترين فرصتها بيشترين استفاده را ميکردند و فرصت را غنيمت ميشمردند. حتي در دوران تقيه، امام× نشر علم و حديث را رها نکردند.
[1]. شیعه و زمامداران خودسر، محمد جواد مغنیه، ترجمه مصطفی زمانی، ص28.
[2]. القند، نسفی، ص469؛ حیات فکری سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان، ص437.
















هیچ نظری وجود ندارد