۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home تاریخ شیعه

نظام های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شیعه (۱)

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مقدمه
تردیدی وجود نداشت که دوران حضور امامان معصوم(ع)در بین شیعیان روزی به پایان خواهد رسید و آنان زندگی در شرایط غیبت را تجربه خواهند کرد؛ از این رو امامان شیعه قبل از هر کس دیگر به فکر اداره شیعه در عصر غیبت بوده، تلاش کردند با ایجاد نظام های مناسب علمی، اجتماعی و … و نیز تشکیلات فعال در اداره امور شیعیان، آنان را خودکفا کرده، خصوصاً برای رویارویی با شرایط غیبت آماده سازند. آشنایی با کارهای امامان در این جهات، راز و رمز ماندگاری شیعه را با وجود حملات مخالفان روشن ساخته، بیانگر وظایف آنان برای استمرار بخشیدن به این بقا خواهد بود. با تأمل در تاریخ سیاسی- اجتماعی شیعه، خصوصاً در فاصله قرن های دوم تا پنجم هجری، نظام های متعددی در اداره امور شیعیان قابل شناسایی است که این مقاله به بررسی چگونگی آنها می پردازد.
1. نظام مرجعیت دینی
مرجعیت دینی، نخستین نظامی است که برای سر و سامان دادن به امور مذهبی شیعیان شکل گرفت. سابقه شکل گیری این نظام به دوران امام صادقین(ع)باز می گردد و هدف از ایجاد چنین نظامی، حل مشکلات شرعی شیعیان آن هم در مناطقی بود که به علت فشار سیاسی خلفای جور و یا دوری از شهر مدینه قادر به ارتباط سریع با امامان خود نبودند. در این شرایط بود که امامان(ع)عده ای از اصحاب خود را به گونه ای تربیت کردند که آنان بتوانند مرجع بقیه شیعیان شده، هدایت مذهبی آنان را بر عهده گیرند. بدین وسیله نیاز شیعیان در مراجعه به فقهای عامه برطرف شد و ایشان توانستند از طریق مراجعه به نخبگان شیعه معضلات شرعی خود را حل کنند؛ افزون بر آن، این مراجع مذهبی در شرایطی، جوابگوی مشکلات شرعی عامه و اصل سنت هم بگردند. امام صادق(ع)می فرماید: آن گاه که خدمات پدر ارجمندش را باز گو می کند، …. شیعیان پیش از ابوجعفر مناسک حج و حلال و حرام خود را نمی دانستند، اما چون ابوجعفر (باقر) آمد، باب علم را برای آنان گشود و مناسک حج و حلال و حرام را برای آنان بیان فرمود؛ تا آنجا که مردمی که شیعه به آنان محتاج بودند ( یعنی اهل سنت) خود محتاج شیعه گشتند… (کلینی، ۱۳۶۳، ج۲، ص ۲۰). شواهد تاریخی، حکایت از تلاش چشمگیر امام باقر در تربیت فقهای اولیه شیعه از جمله : زراره، محمد بن مسلم، ابوبصیر، برید بن معاویه، ابان بن تغلب و فضیل بن یسار دارد؛ ضمن آنکه این تلاش علمی بعد از او توسط فرزندش امام صادق(ع)به کمال خود رسید. امام صادق(ع)خود در حدیثی می فرماید: « پدرم که به حال احتضار افتاد، به من گفت : « ای جعفر! وصیت من با تو آن است که در مورد اصحاب و شاگردانم نیک اندیش باشی». من گفتم: قربانت شوم چنان در تربیت علمی آنان بکوشم که هیچ یک در هیچ شهری به فقه و دانش دیگران محتاج نباشند؛ گرچه یکه و تنها باشند» ( همان، ج ۱، ص ۳۰۶)؛ و مشخص است که امام صادق(ع)به عهد خود پایبند بوده، در نتیجه مساعی او و پدر بزرگوارش، ده ها فقیه، متکلم، مفسر، ادیب و … پرورش یافتند ( ر.ک به: معارف، ۱۳۷۴، ص ۱۲۳) که هر کدام در منطقه ای پاسخگوی نیازهای علمی شیعیان و جویندگان دانش شدند. برخی از یاران صادقین(ع)مانند زراره، محمدبن مسلم، ابوبصیر، برید بن معاویه، فضیل بن یسار و معروف بن خرّ بوذ به اصحاب اجماع شهرت یافته اند (طوسی، ۱۴۰۴ق، ش ۴۳۰). این عنوان که در خصوص عده دیگری از اصحاب امام صادق(ع)و پس از آن عده ای از یاران مشترک امام هفتم و امام هشتم هم، به کار رفته است( همان، ش ۷۰۵ و ۱۰۵۰) دقیقاً معرف مرجعیت علمی این دسته از یاران ائمه در بین شیعیان بوده، به طوری که تشخیص اصحاب اجماع در صحت یا سقم یک حدیث، برای دیگران معتبر و حتی نظر پاره ای از آنان مانند زراره و محمدبن مسلم برای بقیه اصحاب، حجت بوده است (برای آگاهی از تفصیل این مسئله ر.ک به : خویی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص ۶۳/ بهبودی، ۱۳۶۲، ص ۲۶/ سبحانی، ۱۳۶۶، ص ۱۸۰/ معارف، ۱۳۷۴، ص ۱۴۵). برای درک بهتر مرجعیت دینی اصحاب ائمه – از دوره امام باقر(ع)به بعد – ذکر شواهدی ضروری است: ۱-۱. نجاشی و شیخ طوسی در شرح حال ابان بن تغلب آورده اند که امام باقر(ع)به او فرمود :«در مسجد بنشین و برای مردم فتوا بده؛ زیرا دوست دارم در شیعیان من امثال تو دیده شود»( نجاشی، ۱۴۱۱ق، ص ۹/طوسی، [بی تا]، ص ۱۷). ابان امتثال امر نموده، به این کار پرداخت تا اینکه امام باقر(ع)از دنیا رفت و او با اجازه امام صادق (ع)به کار خود ادامه داد؛ اما در نوبتی به خدمت امام صادق (ع)رسید و عرض کرد: « من در مسجد حضور دارم که عده ای [ از اهل سنت] به من مراجعه می کنند و سوالات خود را در میان می گذارند؛ اگر از پاسخگویی عذرخواهی کنم، نمی پذیرند و ابا دارم که با روایات و آموخته های شما پاسخ دهم [ چاره چیست؟]امام فرمود: « اگر از معالم دینی آنان اطلاع داری، با همان پاسخ ده» (طوسی، ۱۴۰۴ق، ش۶۰۲). گفتنی است ابان حامل و حافظ سی هزار حدیث از امام صادق (ع)بود و وقتی از دنیا رفت امام (ع)درباره او فرمود: « به خدا قسم که مرگ ابان دل مرا به درد آورد» (نجاشی، ۱۴۱۱ق، ص ۱۰-۱۳). ۲-۱. امام صادق (ع)ضمن حدیثی، از چهار نفر از یاران خود به نام های زراره، محمدبن مسلم، ابوبصیر مرادی و برید بن معاویه نام می برد و ضمن تمجید فراوان از آنها یادآورمی شود آنان حاملان احادیث پدرش بوده اند که بدون آنها احدی قادر به شناخت مکتب و استنباط از دین نخواهد بود. در بین این چهار نفر، نقش زراره و محمدبن مسلم از بقیه مهم تر بوده است (طوسی، ۱۴۰۴ق، ش ۲۱۶، ۲۱۷ و ۲۱۹). از جمله امام صادق (ع)به فیض بن مختار دستور داد که هر گاه جویای احادیث اهل بیت شدی، به زراره بن اعین مراجعه کن ( همان، ص ۲۱۶). ۳-۱. عبدالله بن ابی یعفور- که خود از نمایندگان امام صادق (ع)در جمع آوری سوالات شرعی مردم بود و آنها را برای گرفتن پاسخ خدمت امام صادق (ع)می آورد – در نوبتی به امام (ع)گفت : برای من امکان ندارد در هر زمان شما را ملاقات کرده، از راه دور به خدمت شما نائل شوم؛ در صورتی که مردم به من مراجعه کرده، از مسائلی پرسش می کنند که جوابی برای آنان ندارم». حضرت فرمود: « چه امری تو را از رجوع به محمد بن مسلم ثقفی باز می دارد؟ او از پدرم مطالب زیادی شنیده و نزد او وجیه المنزله بود» ( طوسی، ۱۴۰۴ق، ش ۲۷۳/ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۴۶، ص ۳۲۸). گفتنی است محمد بن مسلم تصریح کرد: در هیچ مسئله ای دچار خلجان نشدم جز آنکه درباره آن از امام باقر (ع)سوال کردم تا اینکه سی هزار حدیث فرا گرفتم (همان، ش ۲۷۶). ۴-۱. از بررسی روایات کتاب ارث در فروع کافی به دست می آید که زراره نه تنها مرجع شیعیان، بلکه مرجع رجوع فقهای اصحاب ائمه بوده است. یکی از این فقها عمر بن اذنیه است. او کتاب « مواریث» خود را به تمامی بر زراره عرضه داشت و در نقل روایات آن از زراره اجازه گرفت. خود او گوید: به زراره گفتم: مردم در باب ارث روایات مختلفی از امام باقر و امام صادق (ع)! نقل می کنند که من همه را بر تو عرضه می دارم، پس هر کدام که باطل است، تو بگو که باطل است و هر کدام که حق است، تو بگو که حق است و دیگر آن را روایت مکن و ساکت باش و … . ( برای مطالعه تفصیل مطلب ر.ک به : کلینی، ۱۳۶۳، ج ۷، صص ۹۱،۹۵، ۹۶ و ۹۸). در عظمت مقام زراره همین بس که وقتی ابن ابی عمیر- که خود از اصحاب اجماع بود- به جمیل بن دراج – که وی نیز از اصحاب اجماع طبقه دوم است- گفت : چقدر محضر و مجلس تو سودمند است! جمیل بن دراج پاسخ داد: به خدا قسم ما درباره زراره بن اعین جز در حد شاگردی در مقابل معلم خود نبودیم( طوسی، ۱۴۰۴ق، ش ۲۱۳). ۵-۱. یکی از مراجع مذهبی شیعیان در بصره، فضیل بن یسار بوده است؛ کسی که در شرایطی (مثل شرایط تقیه که امام (ع)معذور از بیان نظر اصلی خویش بود) امام صادق (ع)فتوای او را بر فتوای خود ترجیح داده است، به این صورت که : علی بن سعید بصری گوید: « به امام صادق (ع)عرضه داشتم:« اتفاق می افتد که من به محله بنی عدی وارد می شوم. در این محله همه افراد اعم از مؤذن، امام جماعت و همه اهل مسجد از پیروان عثمان بوده، از شما و شیعیان شما برائت می جویند. حکم شما در مورد نمازگزاران با آنان چه می باشد؟» امام فرمود: « با آنان نماز بگزار، اما به آنچه می گویم توجه کن! چون به بصره رسیدی و فضیل بن یسار از تو سوال کرد و او را از فتوای من با خبر ساختی، فتوای من را وا بگذار و به فتوای فضیل عمل کن.» علی بن سعید گوید: « چون به بصره وارد شدم، فضیل را از ماجرا با خبر ساختم. فضیل گفت: او آگاه به گفته خود می باشد. اما من از او و پدرش شنیدم که هر دو گفتند: « اقتدا به نماز ناصب و معاند مکن و اگر مجبور به جماعت با آنان شدی، تو حمد و سوره را خود بخوان؛ انگار که انفرادی نماز می گزاری». علی بن سعید گوید: « از آن به بعد قول امام صادق (ع)را کنار گذاشته، به فتوای فضیل بن یسار عمل کردم» ( شیخ طوسی، ۱۳۴۶، ج۳، ص ۲۷). ۶-۱. از مراجع مهم مذهبی شیعه در عصر امام رضا (ع)یونس بن عبدالرحمن بود که در خطه بغداد پاسخگوی سوالات شرعی مردم بود. امام رضا(ع)شخصاً به اصحاب خود سفارش می کرد که در تحصیل علم و گرفتن فتوا به او مراجعه کنند. کشی در رجال خود، از قول حسن بن علی بن یقطین و عبدالعزیز بن مهتدی- که خود از وکلای امام رضا (ع)بودند – به تفکیک آورده است که آنها به امام رضا (ع)عرضه داشتند: «برای ما مقدور نیست که در هر فرصتی به خدمت شما نائل گردیم، پس معالم دینی خود را از چه کسی فرا گیریم؟ امام رضا(ع)فرمود: « از یونس بن عبدالرحمن».نجاشی پس از ذکر این ماجرا می گوید: « این منزلت بسیار بزرگی است» ( همان، ش ۱۲۰۸/طوسی، ۱۴۰۴ق، ش ۹۱۰، ۹۳۵و ۹۳۸). گفتنی است یونس بن عبدالرحمن موفق شد از روایات اهل بیت کتاب بزرگی با عنوان الجامع الکبیر فی الفقه تنظیم کند؛ چنان که در ازای تصنیف کتاب یوم و لیله خود، از دعای ویژه امام حسن عسکری (ع)برخوردار شد (نجاشی، ۱۴۱۱ق، ش ۱۲۰۸)؛ ضمناً امام رضا (ع)زکریا بن آدم قمی را مرجع مذهبی شیعیان ناحیه قم تعیین فرمودند و به شیعیان دستور دادند برای حل مشکلات مذهبی خود به او مراجعه کنند ( طوسی، ۱۴۰۴ق، ش ۱۱۱۲).
2. نظام وکالت
نظام دیگری که در دوران ائمه پی ریزی شد، نظام وکالت بود. از زمان امام صادق (ع)در پی افزایش فشارهای سیاسی بنی عباس علیه امامان و نیز به دلیل پراکندگی شیعیان در مناطق مختلف، امامان مذهب، وکلایی برای هر یک از شهرها و مناطق شیعه نشین انتخاب کردند و آنها را به مردم آن سامان معرفی کردند. این وکلا ضرورتاً از چهره های شاخص علمی و مراجع فقهی، کلامی نبوده اند که مسئول پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی باشند، بلکه در درجه نخست از معتمدان محلی به شمار می رفتند و افراد سرشناس منطقه خود بودند که گاه نیز در بین آنان شخصیت های علمی مشاهده می شدند . از تأمل در روایاتی که در خصوص شخصیت و عملکرد وکلای ائمه در دست است، مشخص می شود که آنان دو وظیفه به شرح زیر داشته اند: الف) جمع آوری سوالات شیعیان و تحویل آنها به ائمه، دریافت پاسخ از ائمه و رساندن این پاسخ ها به مردم؛ ب) جمع آوری وجوهات شیعیان – از خمس و نذورات – و تحویل آن به امامان (ع)و یا هزینه کردن آن وجوه با اذن امامان (ع). مراجعه به کتاب های رجالی، خصوصاً دو کتاب اختیار الرجال طوسی و رجال نجاشی، اطلاعات مفیدی درباره نام و نشان وکلای ائمه – از زمان امام صادق (ع)به بعد – و نیز عملکردهای آنان و نیز میزان خدمت یا احیاناً خیانت های برخی از وکلا به دست می دهد؛ برای مثال در میان یاران صادقین!می توان از عبدالله بن ابی یعفور، عبدالملک بن اعین، عبدالله بن مسکان، ابراهیم بن میمون، عمر بن محمد بن یزید، خیثمه و حتی ابوالخطاب- که بعدها به صف غلات پیوست -(بهبودی، ۱۳۶۲، ص ۱۷) به عنوان وکلایی نام برد که از طریق نامه با امامان در ارتباط بودند، و به طوری که گذشت، خود نیز حامل نامه های شیعیان به امامان و متقابلاً ارائه پاسخ های امامان به شیعیان بودند. نجاشی درباره عمر بن محمدبن یزید می نویسد: «وی مکنّی به ابوالاسود (فروشنده قماش شاپوری بود) آزاد شده ثقیف است. او از راویان موثق و جلیل القدر کوفه و یکی از کسانی بود که هر ساله بر امامان وارد می شد. وی از امام صادق و امام کاظم! روایت نقل کرده است» (همان، ش ۷۵۱). از زمان امام موسی بن جعفر (ع)نظام وکالت در بین شیعه از وسعت و گسترش بیشتری برخوردار شد و وکلا از اختیارات فزون تری در جمع آوری اموال و پاسخگویی به مسائل کلامی و فقهی، و تثبیت امامت امام بعدی در منطقه خود برخوردار شدند و اگر کسانی از آنها گاه و بی گاه منحرف شده و مورد تکذیل امام وقت قرار می گرفتند، کسان دیگری جایگزین آنها می شدند؛ لذا نظام وکالت در تثبیت موقعیت سیاسی و فرهنگی شیعه امامیه، نقش اساسی داشت( جعفریان، ۱۳۷۱، ج۲، ص ۱۵۴ با اندکی تلخیص). به نوشته دکتر جاسم حسین آنچه از اخبار تاریخی به دست می آید، اینکه: مناطق مورد نظر برای تعیین وکلا به چهار قسمت تقسیم می شده است: « نخست، ناحیه بغداد، مدائن، سواد و کوفه؛ ناحیه دوم، شامل بصره و اهواز؛ ناحیه سوم، قم و همدان؛ و ناحیه چهارم، حجاز، یمن و مصر» (همان، به نقل از: جاسم حسین در کتاب تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم). نکته مهمی که در اینجا قابل ذکر است، آنکه: از دوره امام کاظم (ع)به بعد، نوع جدیدی از حدیث در روایات ائمه پا به عرصه وجود گذاشت که در دوره های قبل کمتر به ظهور رسید، و آن موضوع « مسائل» و «مکتوبات حدیثی» بود. مقصود از «مسائل» سؤالاتی است که شیعیان در مقام انجام تکالیف دینی با آن برخورد کرده، از طریق مکاتبه و غالباً به واسطه وکلا به خدمت امامان ارسال کرده، پاسخ دریافت می کردند و مقصود از مکتوبات یا مکاتبات، نامه ها و دستورالعمل هایی است که امامان برای راهنمایی و ساماندهی امور شیعیان صادر می کردند و نوعاً از طریق وکلای خود برای مناطق گوناگون ارسال می کردند. اصطلاحات «مسائل»و «رسائل الائمه» که گونه هایی از تألیفات حدیثی علمای شیعه است، ناظر به مجموعه هایی است که حاوی پاسخ های امامان به سوالات شرعی شیعیان و یا نامه های امامان مذهب(ع)بوده است»(برای مطالعه تفصیل این مطلب، ر.ک به : معارف، ۱۳۷۴، صص ۳۳۹ و ۳۴۳). گفته شد که گاه برخی از وکلای امامان دچار انحرافاتی شده، از این جهت وکالت آنان خلع می شد و مورد تکذیب قرار می گرفتند؛ مگر آنکه توبه کرده، تابع نظام حق شوند. مشهورترین حادثه ای که در این خصوص در حافظه تاریخ باقی مانده است، انحراف تنی چند از وکلای امام کاظم (ع)است که پس از وفات آن سرور، با طمع در اموالی که در اختیار داشتند، به انکار امامت امام رضا (ع)پرداختند و از تسلیم آن اموال به آن حضرت خودداری کردند. آنان بدین وسیله در امامت موسی بن جعفر (ع)توقف کرده، فرقه «واقفه» یا «واقفیه» را پایه گذاری کردند. شیخ طوسی با ذکر سند به نقل از یونس بن عبدالرحمن می نویسد: « امام موسی بن جعفر (ع)از دنیا رفت؛ در شرایطی که اموال فراوانی نزد کارگزاران او باقی مانده بود و همین موضوع سبب توقف در امامت آن حضرت و نیز انکار شهادت او گردید؛ از جمله نزد زیاد بن مروان قندی هفت هزار دینار و نزد علی بن ابی حمزه سی هزار دینار بود» (طوسی، ۱۴۱۱ ق، ۶۴/همان، ۱۴۰۴ق، ش ۸۸۸/همان، ج۲، ص ۷۵۵). عثمان بن عیسی رواسی از جمله وکلایی است که با در اختیار داشتن اموالی به واقفیه گرایید و مورد خشم امام رضا (ع)قرار گرفت، اما بعد از مدتی توبه کرد و آن اموال را به خدمت حضرت ارسال نمود (همان، ش ۱۱۱۷). اما آن دسته از وکلای امام کاظم (ع)که در انحراف خود باقی ماندند، مورد شدیدترین لعنت های امام رضا (ع) قرار گرفته، حکم آنان، حکم زنادقه اعلام گردید (همان، ش ۸۶۱)؛ در عین حال باید تصریح کرد: اکثر وکلای امامان، اشخاص صالح و موثقی بودند که گاه با سختی و دشواری به خدمت امامان می رسیدند و رنج های زیادی برخود هموار می کردند(۳)؛ از جمله علی بن جعفر وکیل، از وکلای امام هادی (ع)بود که از قریه « همینیا» از قرای بغداد بود. درباره وی به متوکل گزارش هایی دادند، که به دنبال آن، وی را دستگیر و زندانی کردند. او مدت طولانی ای در زندان بود و زمانی که آزاد شد، به دستور امام هادی (ع)راهی مکه شد و در آنجا سکنا گزید ( طوسی، ۱۴۰۴ ق، ش ۱۱۲۹). از وکلای دیگر امام هادی (ع)که با کمال امانتداری به وظایف خود پرداخت و به همین سبب مورد تمجید امام (ع)قرار گرفت، ابراهیم بن محمد همدانی است که امام (ع)ضمن نامه ای به او نوشت: قد وصل الحساب تقبل الله منک و رضی عنهم و جعلهم معنا فی الدنیا و الاخره و قد بعثت الیک من الدنا نیر بکذا … ( همان، ش ۱۱۳۶)؛ حساب [خمس] به من رسید. خداوند از تو خشنود باشد و از آنان (شیعیان) خرسند گردد و آنان را همنشین ما در دنیا و آخرت قرار دهد. من قسمتی از مبالغ را برای صرف فلان کار برای تو باز فرستادم… . این نامه ضمناً ارتباط مالی این وکیل را که از شیعیان خمس گرفته، نزد امام می فرستاده است، نشان می دهد (جعفریان، ۱۳۷۱، ج۲، ص ۱۵۵). و نیز باید از ابوعلی بن راشد یاد کنیم که به فرمان امام هادی (ع)جانشین علی بن حسین بن عبد ربه و سایر وکلای امام (ع)در منطقه بغداد، مدائن و مناطق بین این دو شهر شد و امام (ع)در نامه ای به شیعیان خود در این مناطق، اطاعت از ابوعلی را اطاعت از خود و مخالفت در برابر او را مخالفت در مقابل خود اعلام فرمود (مجلسی، ۱۴۰۳ ق، ج۵۰، ص ۲۳۰. به نقل از: طوسی، اختیار الرجال). به همین ترتیب، با توجه به سیره امام حسن عسکری (ع)در می یابیم که در دوران امامت آن بزرگوار نیز نظام وکالت از فعالیت چشمگیری برخوردار بود و دلیل آن، قطع نسبی ارتباط شیعیان با آن حضرت و نزدیک شدن شرایط به دوره تولد امام عصر(ع)بوده است. یکی از وکلای فعال امام عسکری (ع)در این زمان، ابراهیم بن عبده بود که وکیل آن حضرت در منطقه نیشابور به شمار می آمد و آن حضرت طی نامه مفصلی خطاب به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری وی را معرفی کرده، دستور اطاعت از وکیل خود را صادر کرد. در قسمتی از نامه امام حسن عسکری (ع)آمده است : « ابراهیم بن عبده از طرف من تعیین شده است. تو ای اسحاق! فرستاده من نزد ابراهیم بن عبده هستی، تا او به آنچه من در نامه به محمد بن موسی نیشابوری نوشته ام، عمل کند؛ همچنین برای خود و سایر کسانی که در شهر تو زندگی می کنند فرستاده هستی تا به محتوای آن نامه عمل کنید. بر ابراهیم و تو ای اسحاق و تمام دوستان ما سلام خدا باد و هر کس از دوستان ما این نامه را خواند و نیز کسانی که در ناحیه شما هستند و دچار انحراف نیستند، حقوق ما را به ابراهیم بدهند تا او را نیز به رازی بدهد. ای اسحاق این دستور من است. نامه مرا همچنین بر بلالی رحمه الله و محمودی رحمه الله بخوان که آنان نیز مورد اطمینان هستند و …» (طوسی، ۱۴۰۴ق، ش۱۰۸۸/مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۵۰، ص ۳۱۹). همچنین می توان از جعفر بن شریف جرجانی، ابراهیم بن مهزیار اهوازی، احمد بن اسحاق بن عبدالله اشعری و عثمان بن سعید عمری- که بعدها از نائبان خاص گردید- نام برد که از دیگر وکلای امام حسن عسکری بودند و منشأ خدمات گوناگونی شدند. بدین سان دستگاه وکالت، نقش خود را در ایجاد پیوند بین امام (ع)و شیعیان برقرار کرده، به خصوص در دریافت وجوهات شرعی که سهمی در رسیدگی به شیعیان نیازمند داشت، از آن استفاده می شد؛ چه اینکه در کتب شرح حال امامان (ع)بارها به این نمونه کمک ها اشاره شده است؛ علاوه بر آن جلوگیری از نفوذ واقفه و غالیان در بین شیعه و سایر انحرافاتی که برای شیعیان پیش می آمد، خصوصاً کسانی که در سرزمین های دوردست بودند، روشنگری های مهمی به وسیله وکلا صورت می گرفت و این خود در حفظ اصالت شیعه نقش بسیار مهمی داشته است ( جعفریان، ۱۳۷۱، ج۲، ص ۹۹).
پی نوشت

۱. وصول: ۱۳۸۷/۹/۲۳؛ تصویب : ۱۳۸۷/۱۱/۷. ۲. گفتنی است در معرفی نظام های موجود در این مقاله، نقابت پس از قرن پنجم هم وجود داشته است. ابن طاووس در قرن هفتم در منطقه «سوراء» نقیب بوده و حتی در شرح حال وی آمده است که نقابت در فرزندان او نیز ادامه یافت (قمی، ۱۳۷۶ق، ج۱، ص ۳۳۵-۳۳۷ و ج۲، ص ۴۰۴/ امین العاملی، ۱۴۲۶ق، ص ۶۷۴: مبحث نقباء الشیعه)؛ همچنین مرجعیت علمی و نیز وکالت و نیابت (عامه) تا عصر ظهور در فقهای جامع الشرایط جاری خواهد بود؛ اما این مقاله پیدایش و فعالیت این نظام ها را تنها تا قرن پنجم مورد بررسی قرار داده است. ۳. شیخ طوسی در کتاب الغیبه وکلای ائمه را به دو گروه « محمودان» و « مذمومان» تقسیم نموده، آنان را معرفی کرده است. وی در مقابل خیل انبوهی از وکلای صالح و محمود از هفت نفر به عنوان وکلای مذموم و ناصالح نام می برد (همان، ص ۳۵۱-۳۵۳).
منبع:فصلنامه شیعه شناسی شماره ۲۴

نوشته قبلی

شیعه در عربستان

نوشته‌ی بعدی

نقش امام موسی صدر در ارتقای جایگاه شیعیان لبنان(۱)

مرتبط نوشته ها

حدیث سلسله الذهب
تاریخ شیعه

هجرت امام رضا (ع) به ایران

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول
تاریخ شیعه

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

طبرى و طرق حدیث غدیر
تاریخ شیعه

مظلومیت شیعه در تاریخ

کیفیت پیدایش و نشو و نماى شیعه
تاریخ شیعه

کیفیت پیدایش و نشو و نماى شیعه

تأثیر خلفا بر جریان سازی فکری و اجتماعی کوفه
تاریخ شیعه

تأثیر خلفا بر جریان سازی فکری و اجتماعی کوفه

هدف از قیام امام حسین (ع)
تاریخ شیعه

بررسی آغاز و منشأ پیدایش شیعه از دیدگاه مستشرقان

نوشته‌ی بعدی

نقش امام موسي صدر در ارتقاي جايگاه شيعيان لبنان(1)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

واژه شناسی شیعه و تشیّع

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا