نظر ابن جریر طبری در مورد واقعه غدیر خم و ولایت امام علی(ع) چیست؟
حدیث غدیر خم از احادیث متواتری است که بیشتر علمای اهلسنّت آنرا پذیرفتهاند؛ و این جریان، در معتبرترین کتابهای اهلسنّت نقل شده است.[۱]
ابن جریر طبری(م ۳۱۰ق) یکی از مورخان و مفسران مشهور اهلسنت است که امروزه در دو کتاب تاریخ و تفسیری که از او به جا ماند. درباره واقعه غدیر و آیات و روایات مرتبط با آن، مطلبی وجود ندارد. برای نمونه؛ در ذیل آیه «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ …»؛[۲] آنجا که سبب نزول آیه را مطرح میکند از داستان مرتبط غدیر – حتی به عنوان یک احتمال – چیزی نقل نکرده است![۳]
همچنین در کتاب تاریخ طبری، حوادث سال پایانی عمر پیامبر(ص) به شیوهای نقل شده است که گویا تمام شکوه و عظمت اسلام در ابوبکر و عمر و عایشه خلاصه میشود و گویا امام علی(ع)، فاطمه(س) محبوبترین دختر پیامبر(ص) و دیگر همسران پیامبر(ص) هیچ جایگاهی در آن ایام نداشتند![۴]
البته با توجه به تواتر این حدیث، هیچ اهمّیتی ندارد که طبری آنرا در کتاب تاریخی یا تفسیریاش آورده باشد یا نه.
اما گفته شده است که طبری کتاب مستقلّی تحت عنوان «طرق حدیث الغدیر»[۵] یا «کتاب الولایه»[۶] یا «کتاب الفضائل»[۷] درباره حدیث غدیر تألیف کرده که آنرا در تاریخش ذکر نکرده است؛ و شاید هم ذکر کرده ولی دیگران برداشتهاند. البته شاید هم آن دو جلد کتاب وی درباره حدیث غدیر جزئی از کتاب تاریخ وی بود که بعداً از آن جدا شده؛ یا چون او میخواسته در اینباره کتاب مستقلّی بنگارد، لذا آنرا در کتاب تاریخش نیاورده است.
به هر حال برخی اندیشمندان اهلسنت به این تألیف طبری اشاره کردهاند:
ابن کثیر در اینباره گفته: «اعتنا نموده است به این حدیث (حدیث غدیر) أبو جعفر محمد بن جریر طبری صاحب تفسیر و تاریخ؛ پس درباره آن، جمع نموده است دو جلد که در آن؛ اسناد، طرق حدیث، الفاظ این حدیث را آورده است».[۸]
ابن عساکر(م ۵۷۱ق) مینویسد: «چون طبرى خبر یافت که ابو بکر بن ابى داود سجستانى درباره غدیر خم حدیثى نقل کرده است، به تألیف این کتاب پرداخت، و فضایل سه خلیفه و على بن ابیطالب(ع) را بر شمرد و در تصحیح آن احتجاج کرد، و در فضایل امیر المؤمنین على شرحى مبسوط نگاشت».[۹]
ذهبی میگوید: «یک جلد از کتاب طبری درباره طُرُق حدیث غدیر، تألیف ابن جریر طبرى، را دیدم و از این کتاب و زیادى طُرُقش وحشت کردم».[۱۰]
وی همچنین میگوید: «محمد بن جریر طبری، اسناد روایت غدیر خم را در چهار جلد جمع آوری کرده است که من قسمتی از آنرا دیده و از گستردگی روایاتش شگفت زده شدهام و یقین کردم که این اتفاق افتاده است».[۱۱]
بنابر تحقیق و جستوجو در منابع اهلسنت، روایاتی را یافتیم که از طبری درباره غدیر خمّ نقل شده است:
۱٫ ابن کثیر(م ۷۷۴ق): استاد ما ابوعبدالله ذهبی گفت: در نسخهای از نوشتههای ابوجعفر بن جریر طبری چنین یافتم که: رسول خدا(ص) در حالی که دست علی را گرفته بود، فرمود: «مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا مَولاهُ، اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ، و عادِ مَن عاداهُ»؛[۱۲] هر که من مولاى اویم، پس این (علی) مولای اوست، خدایا! هر کس او را دوست میدارد، دوستش بدار و هر کس با وى دشمنى میکند، با او دشمنى کن.
۲٫ ذهبی(م ۷۴۸ق) در «رساله طرق حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه» میگوید: طبری در کتاب غدیر خمّ نقل میکند که: علی(ع) به عثمان، طلحه، زبیر، سعد، عبد الرحمن، عبدالله بن عمر گفت: «شما را به خدا سوگند میدهم: آیا کسی از شما در روز غدیر بوده که رسول خدا(ص) درباره او فرموده باشد: ” اللّهمّ والِ من والاه و عادِ من عاداه”، غیر از من».[۱۳]
ناگفته نماند که طبری احادیث دیگری نقل میکند که دلالت بر امامت و ولایت امام علی(ع) دارد؛ مانند حدیث وصیت[۱۴] (حدیث یوم الانذار): هنگامی که آیه «وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الأَقْرَبین»[۱۵] (نزدیکان خود را هشدار ده) بر پیامبر(ص)نازل شد، فرزندان عبد المطلب را گرد آورد و پس از پذیرایی از آنان نبوت خود را به آنها ابلاغ کرد و در پایان فرمود: «به درستی که این برادر، وصی و جانشین من در میان شما است، پس سخن او را بشنوید و از او اطاعت کنید».[۱۶]
و آیه ولایت: «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ»؛[۱۷] سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و کسانى که ایمان آوردهاند؛ همانها که نماز را بر پا میدارند، و در حال رکوع، زکات میدهند.
طبری درباره شأن نزول این آیه شریفه مینویسد: «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُه الآیه: نزلت فی علی بن أبی طالب تصدق و هو راکع»؛[۱۸] آیه ولایت در حق علی بن ابیطالب نازل شد، هنگامی که در حالت رکوع صدقه داد.
با توجه به آنچه گفته شد، شاید بتوان نتیجه گرفت که نقل نشدن ماجرای غدیر در تاریخ و تفسیر طبری به این دلیل بوده که ایشان در کتاب دیگر خود به طور وسیع و گسترده بدان پرداخته بود و نیازی به تکرار آن نمیدید.
[۱]. نک: «مدارک حدیث غدیر»، ۱۹۵۳؛ «آیۀ سوم سوره مائده (الیوم اکملت لکم دینکم) و حادثه غدیر»، ۷۴۴۵٫
[۲]. مائده، ۶۷٫
[۳]. طبری، ابو جعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۱۹۸ – ۱۹۹، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق. ،.
[۴]. طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق، ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج ۳، ص ۱۹۱ – ۱۹۲، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
[۵]. قمى، عباس، الکنى و الألقاب، ج ۱، ص ۲۴۱، تهران، مکتبه الصدر، چاپ پنجم، ۱۳۶۸ش.
[۶]. طباطبایى، عبد العزیز، أهل البیت(ع) فی المکتبه العربیه، ص ۶۶۱، قم، موسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۱۷ق؛ الکنى و الألقاب، ج ۱، ص ۲۴۱٫
[۷]. ابن عساکر، على بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، ج ۵۲، ص ۱۹۷ – ۱۹۸، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۵ق؛ أهل البیت(ع) فی المکتبه العربیه، ص ۳۶۶٫
[۸]. ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج ۵، ص ۲۰۸، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷ق.
[۹]. ابن عساکر، على بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، ج ۵۲، ص ۱۹۷ – ۱۹۸، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
[۱۰]. شمس الدین ذهبی، أبوعبدالله محمد بن أحمد، تذکره الحفاظ، ج ۲، ص ۲۰۳، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
[۱۱]. شمس الدین ذهبی، أبوعبدالله محمد بن أحمد، سیر أعلام النبلاء، ج ۱۴، ص ۲۷۷، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ سوم، ۱۴۰۵ق.
[۱۲]. البدایه و النهایه، ج ۵، ص ۲۱۳٫
[۱۳]. شمس الدین ذهبی، أبوعبدالله محمد بن أحمد، رساله طرق حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه، ص ۴۲ و ۴۵، بیجا، بینا، بیتا.
[۱۴]. این روایت مربوط به ابتدای معرفی اسلام است که پیامبر(ص) در منزل ابوطالب و در جمع سران قریش آنها را به اسلام دعوت کردند و در ضمن همین خطبه حضرت علی(ع) را به عنوان برادر، وصی و خلیفه خودشان معرفی فرمودند.
[۱۵]. شعراء، ۲۱۴٫
[۱۶]. تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ۲، ص ۳۲۱٫
[۱۷]. مائده، ۵۵٫
[۱۸]. جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۱۸۶٫
http://yon.ir/JoUGs
http://shiastudies.com/fa
نظر ابن جریر طبری در مورد واقعه غدیر خم و ولایت امام علی(ع) چیست؟. نظر ابن جریر طبری در مورد واقعه غدیر خم و ولایت امام علی(ع) چیست؟. نظر ابن جریر طبری در مورد واقعه غدیر خم و ولایت امام علی(ع) چیست؟. نظر ابن جریر طبری در مورد واقعه غدیر خم و ولایت امام علی(ع) چیست؟
هیچ نظری وجود ندارد