9 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

نقد و بررسى دیدگاه هاى موجود درباره افشاى راز پیامبراعظم(۲)

0
SHARES
13
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

ماجراى زمامدارى ابوبکر و عمر پس از پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله)یکى از مواردى که در برخى تفاسیر شیعى به آن پرداخته شده و به عنوان راز پیامبر با حفصه، مطرح گردیده است، ماجراى زمامدارى ابوبکر و عمر پس از پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله)است که برخى مفسران شیعى نیز آن را پذیرفته اند.قمى این ماجرا را این گونه نقل مى کند:پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) به حفصه فرمود: من رازى را با تو در میان مى گذارم که اگر آن را فاش سازى، لعنت خدا و فرشتگان و تمامى مردم بر تو باشد. حفصه سؤال کرد: آن راز چیست؟ فرمود: ابوبکر پس از من خلافت را به دست مى گیرد و پس از او عمر، پدرت، خلیفه مى شود. حفصه سؤال کرد: چه کسى این خبر را به تو داده است؟ فرمود: خداوند این خبر را به من داده است. آن گاه حفصه این خبر را همان روز به عایشه رساند و عایشه نیز ابوبکر را با خبر کرد. پس ابوبکر نزد عمر آمد و به او گفت: عایشه از حفصه خبرى به من داده که من نمى توانم به قول او اطمینان کنم، تو (اى عمر) از حفصه آن را بپرس. عمر نزد حفصه آمد و به او گفت: آن چه عایشه از تو نقل کرده، چیست؟ حفصه آن را انکار کرد و گفت: من چیزى نگفته ام. عمر به او گفت: اگر این مسئله درست باشد، به ما خبر ده تا خود را آماده سازیم. حفصه گفت: بلى، این مطلب را رسول خدا فرموده است.۲۳تا این جاى ماجرا در کتاب هاى روایى و تفسیرى شیعه و سنى آمده است، اما آن چه فقط در کتاب تفسیر على بن ابراهیم قمى مشاهده مى شود و در کتاب هاى روایى و تفسیرى اهل سنت وجود ندارد، جمله زیر است:فاجتمع أربعه على أن یَسُمّوا رسول الله فنزل جبرئیل على رسول الله(صلى الله علیه وآله) بهذه السوره… .۲۴هم چنین على بن ابراهیم قمى در تفسیر این بخش از آیه سوم سوره مبارکه تحریم که مى فرماید: (وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْض) مى نویسد: پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) به آن ها اطلاع نداد که از نیت شوم آن ها مبنى بر قتل پیامبر، خبر دارد.۲۵وى هم چنین در تفسیر (وَأَظْهَرَهُ اللهُ عَلَیْهِ) مى نویسد:یعنى أظهر الله نبیه على ما أخبرت به وهمّوا به من قتله… .۲۶اما علامه طباطبایى این ماجرا را با اندک تفاوتى این گونه توضیح مى دهد:طبرانى و ابن مردویه از ابن عباس روایت کرده اند که در تفسیر آیه (وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ…) گفتند: حفصه در خانه خودش به درون اطاق رفت و دید که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در حجره او با کنیزش ماریه عمل زناشویى انجام مى دهد. رسول خدا(صلى الله علیه وآله)به حفصه فرمود: جریان را به عایشه خبر مده تا من به تو بشارتى بدهم، و آن بشارت این است که پدرت بعد از من و بعد از ابى بکر زمامدار مسلمانان مى شود. حفصه بلافاصله خبر را به عایشه رساند. عایشه از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)پرسید: چه کسى به تو خبر داد که پدر من و پدر حفصه بعد از تو زمامدار مى شوند؟ فرمود: خداى علیم وخبیر. عایشه گفت: من دیگر به روى تو نظر نمى کنم تا ماریه را بر خود حرام کنى. رسول خدا(صلى الله علیه وآله)هم او را بر خود حرام کرد. و این جا بود که آیه شریفه (یا أَیُّهَا النَّبِیُّ…) نازل شد.۲۷در این میان، روایتى نیز وجود دارد که در تفسیر المیزان و البرهان به آن اشاره شده است، این روایت مى تواند مؤیدى بر قول سوم (راز حرام کردن ماریه) باشد. روایت این است که کلینى در کافى به سند خویش از زراره از امام باقر(علیه السلام)روایت کرده که ایشان در پاسخ به سؤال زراره که آیا این آیه، کفاره را واجب کرده است، فرمودند:رسول خدا(صلى الله علیه وآله) ماریه را در عین این که همسرش بود بر خود حرام کرد و سوگند خورد که به او نزدیک نشود، و کفاره اى که بر آن جناب واجب شد کفاره سوگند بود، نه کفاره تحریم.۲۸بررسى دیدگاه مفسران اهل سنتدر بررسى آیات یادشده، از تفاسیر چهار مفسر نامى اهل سنت (طبرى، زمخشرى، فخر رازى و آلوسى) استفاده شده است. اقوال مفسران اهل سنت در تفسیر این آیات، همان اقوالى است که مفسّران شیعه نیز به آن اشاره کرده اند و در قسمت قبل، آن ها را بررسى کردیم.به طور مختصر اقوال مفسران سنى مذهب در باب شأن نزول آیات و رازى که پیامبر با یکى از همسرانش در میان گذاشت عبارت است از:۱ نزدیکى پیامبر با ماریه در نوبت عایشه و باخبر شدن حفصه و درخواست پیامبر از حفصه مبنى بر باخبر نشدن عایشه از این ماجرا و سوگند پیامبر مبنى بر تحریم ماریه بر خود؛ ۲ نزدیکى پیامبر با ماریه در نوبت عایشه و مطلع شدن حفصه و درخواست پیامبر از حفصه مبنى بر باخبر نشدن عایشه و این که ابوبکر و عمر پس از پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله)زمامدار مسلمانان مى شوند؛ ۳ نزدیکى پیامبر با ماریه در نوبت حفصه و خواست پیامبر بر راضى کردن وى و درخواست ایشان بر مخفى ماندن موضوع و افشاى آن توسط حفصه…؛ ۴ عسل خوردن پیامبر در منزل زینب بنت جحش و توطئه عایشه و حفصه بر این که بوى مغافیر از دهان پیامبر مى آید و سوگند پیامبر بر عسل نخوردن؛ ۵ عسل خوردن پیامبر در منزل سوده…؛ ۶ نزدیکى پیامبر با ماریه در خانه حفصه و تندخویى حفصه با پیامبر و تحریم ماریه توسط پیامبر بر خود.اکنون به بررسى دیدگاه هاى یادشده مى پردازیم:دیدگاه اول در تفسیر طبرى آمده است. وى مى گوید:و یک شب دیگر به مدینه نوبت عایشه رضى الله عنها بود، و پیغامبر(علیه السلام)چون در خانه شد، عایشه رضى الله عنها به خانه نبود، و آن کنیزک که ملک حبشه او را فرستاده بود آن جا بود. پیغامبر(علیه السلام) با آن کنیزک گرد آمد، و پیش از آن که عایشه رضى الله عنها آمد حفصه دختر عمر بن الخطاب رضى الله عنها به خانه عایشه رضى الله عنها اندر آمد، و از آن احوال پیغامبر(علیه السلام) و آن کنیزک خبر یافت. پیغامبر(علیه السلام) مر حفصه را گفت که: نباید که این احوال مر عایشه رضى الله عنها را گویى که من سوگند خوردم که این کنیزک را بر خود حرام کردم.۲۹دیدگاه دوم، مورد اعتماد زمخشرى در کشاف و فخر رازى در التفسیر الکبیر است. البته این دو قائل اند که پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله)دو راز را با حفصه در میان گذاشت:۱ـ ماجراى تحریم ماریه، ۲ـ امامت و زعامت شیخین.۳۰نظریه سوم، تنها در کشاف و التفسیر الکبیر به آن اشارت شده و آن این است که پیامبر در نوبت حفصه، با ماریه خلوت کرد و پیامبر خواست تا حفصه را راضى کند و از او خواست که موضوع را کتمان کند، ولى او رازِ پیامبر را فاش کرد و پیامبر او را طلاق داد و از همسرانش دورى کرد و ۲۹ شب در خانه ماریه ماند. و روایت شده که عمر به وى گفت: «لو کان فی آل الخطاب خیر لما طلقک» پس جبرئیل نازل شد و گفت: اى پیامبر به وى (حفصه) رجوع کن که او از همسران تو در بهشت خواهد بود.این روایت از دو طریق نقل شده است: یکى از طریق حسن ابن ابى جعفر از ثابت از انس… و دیگرى طبرانى از حسن از عاصم از عمار که راوى مشترک (حسن بن ابى جعفر) طبق گفته فخر رازى ضعیف است.۳۱دیدگاه چهارم در تفاسیر زمخشرى، فخر رازى و آلوسى آمده است. زمخشرى مى گوید:و روى أنّه شرب عسلا فی بیت زینب بنت جحش، فتواطأت عائشه وحفصه فقالتا له: إنا نشمّ منک المغافیر، وکان رسول الله یکره التفل، فحرّم العسل.۳۲دیدگاه پنجم فقط در تفسیر آلوسى ذکر شده است.۳۳دیدگاه ششم نیز در تفسیر آلوسى آمده است. وى به مسئله عتاب کردن حفصه به پیامبر اشاره مى کند که پیامبر براى راضى کردن وى ماریه را بر خود حرام مى سازد. هم چنین به روایتى اشاره مى کند که این ماجرا در خانه حفصه بوده، لکن در نوبت عایشه.۳۴نکته هاى جالب توجه در تفاسیر اهل سنتمفسران سنى مذهب در تفسیر (بَعْضِ أَزْواجِهِ) اتفاق نظر دارند که منظور، حفصه مى باشد. زمخشرى مى گوید:(بَعْضِ أَزْواجِهِ) حفصه، والحدیث الذی أسر الیها حدیث ماریه و إمامه الشیخین.۳۵فخر رازى مى گوید:وقوله تعالى (وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ) الى بعض ازواجه حدیثاً، یعنی ما أسرّ إلى حفصه من تحریم الجاریه على نفسه واستکتمها ذلک.۳۶آلوسى که در کنایه زدن به شیعه ید طولایى دارد با انتقاد از شیعیان مى نویسد:إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِیثاً هی حفصه على ما علیه عامه المفسرین، وزعم بعض الشیعه أنها عائشه ولیس له فی ذلک شیعه.۳۷اما همان گونه که گذشت هیچ کدام از علماى برجسته شیعى چنین چیزى را عنوان نکرده اند.هم چنین در تفسیر (عَـرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْـرَضَ عَنْ بَـعْض) دیدگاه هاى جالبى نقل شده اسـت:زمخشرى و فخر رازى گویند:(عَرَّفَ بَعْضَهُ) أعلم ببعض الحدیث تکرماً.۳۸فخر رازى هم چنین مى گوید:(وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْض) لم یخبرها أنّکِ أخبرتِ عائشه على وجه التکرم والإغضاء، والذى أعرض عنه ذکر خلافه أبى بکر و عمر.۳۹آلوسى نیز مى نویسد:(عَرَّفَ) ای النبى(صلى الله علیه وآله) حفصه (بَعْضَهُ) ای الحدیث ای أعلمها وأخبرها ببعض الحدیث الذی أفشته… قیل هو قوله لها: «کنت شربت عسلا عند زینب ابنه جحش فلن أعود».40 (وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْض) هو على ما قیل قوله علیه الصلوه والسلام: «وقد حلفت» فلم یخبرها به تکرماً لما فیه من مزید خجلتها حیث أنه یفید مزید اهتمامه(صلى الله علیه وآله)بمرضاه أزواجه وهو لا یحب شیوع ذلک.۴۱گفتنى است آلوسى با وجود این که قول مشهور را ماجراى ماریه مى داند مطلبى را از خفاجى نقل مى کند که جاى تأمل دارد. وى مى گوید:قال الخفاجی: قال النووی فی شرح مسلم: الصحیح ان الآیه فی قصه العسل لا فی قصه ماریه المرویه فی غیر الصحیحین ولم تأت قصه ماریه فی طریق صحیح. ثم قال الخفاجی نقلا عنه ایضاً: الصواب أن شرب العسل کان عند زینب رضى الله تعالى عنها وقال الطیبی فیما نقلناه عن الکشاف: ما وجدته فی الکتب المشهوره والله تعالى أعلم.۴۲این سخنى است که نووى در شرح مسلم آورده که ماجراى ماریه با وجود اتفاق نظر اکثر مفسران اهل سنت بر آن از طریق صحیحى نقل نشده و در صحیحین بخارى و مسلم نیز نیامده است، لذا معتبر نمى باشد.اما آلوسى براى اثبات سخن خود در باب خلافت صحابه (ابوبکر و عمر) بعد از پیامبر، روایتى ذکر کرده که آن را ابن عدى و ابو نعیم در فضائل الصدیق، و ابن مردویه از طرقى از على(علیه السلام)و ابن عباس نقل مى کند که این دو گفته اند:إن أماره أبی بکر وعمر لفی کتاب الله (وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِیثاً) قال لحفصه: «أبوکِ وأبو عائشه والیا الناس بعدی فإیّاکِ أن تخبری أحداً».43حال این طرقى که آلوسى نام مى برد، چه کسانى هستند بر ما پوشیده است و شاید بر خود وى پوشیده نباشد. هم چنین وى از بزرگان و علمایى از شیعه و سنى نقل مى کند که راز پیامبر را به حفصه، ماجراى زمامدارى ابوبکر و عمر پس از پیامبر مى دانند. این افراد عبارت اند از: ابو نعیم در فضائل الصحابه، ابن ابى حاتم از میمون بن مهران، طبرسى در مجمع البیان از اجلّ علماى شیعه از زجّاج، عیاشى از عبدالله بن عطاء مکى از امام باقر(علیه السلام).۴۴نکته قابل توجه، تعبیرى است که درباره طبرسى به کار مى برد و او را با «من أجل علماء الشیعه» وصف مى کند، و البته این در جایى است که مطلب نقل شده از علامه طبرسى با اهداف مورد نظر آلوسى، هماهنگى کامل دارد.اما آن چه دردناک است این است که برخى علماى شیعه، از جمله علامه طبرسى بدون دلیل و مدرک معتبرى این گونه اقوال را بیان مى کنند که باعث خدشه دار شدن اعتقادات شیعه امامیه مى شود.به اعتقاد نگارنده، این گونه شأن نزول ها ساخته و پرداخته افرادى است که مى خواهند دلیل موجهى براى حقانیت خلافت ابوبکر و عمر بتراشند و در این راه از راه هاى گوناگون، از جمله جعل حدیث استفاده کرده اند. این گونه است که آلوسى با کنایه هاى معنادار خود، شیعه را به دادگاه مى کشاند.وإذا سلم الشیعه صحه هذا لزمهم أن یقولوا بصحه خلافه الشیخین لظهوره فیها کما لا یخفى. ثم انّ تفسیر الآیه على هذه الأخبار أظهر من تفسیرها على حدیث العسل لکن حدیثه أصح، والجمع بین الأخبار مما لا یکاد یتأتى.۴۵این در حابلى است که خود آلوسى هم اقرار مى کند که حدیث عسل صحیح تر مى باشد، ولى براى اثبات نیت شوم خود، جمع بین اخبار را ممکن مى داند و در این راه براى اثبات حقانیت گفته هاى خویش از گفته هاى عیاشى و طبرسى نیز مایه مى گذارد.نقد علامه طباطبایى(قدس سره) بر شأن نزول هاعلامه طباطبایى(قدس سره) در تفسیر شریف المیزان، ذیل آیات ابتدایى سوره مبارکه تحریم و پس از ذکر شأن نزول هاى مختلف نقل شده براى این آیات، تمام آن ها را نقد وبررسى مى کند. مهم ترین دلیل ایشان در نقد برخى شأن نزول ها، عدم سازگارى و تطبیق با آیه شریفه (عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْض) است.ایشان در نقد روایت ابن منذر، ابن ابى حاتم، طبرانى و ابن مردویه با سند صحیح از ابن عباس که گفته اند رسول خدا(صلى الله علیه وآله)هر وقت به منزل سوده مى رفت در آن جا شربت عسل مى نوشید، و با اشاره به توطئه حفصه و عایشه مى نویسد:این حدیث به طرق مختلفه و الفاظى مختلف نقل شده، لکن به روشنى با آیات مورد بحث که همه در یک سیاق قرار دارند تطبیق نمى شود.۴۶هم چنین ایشان به روایت موجود درباره نزدیکى پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) با کنیزش در منزل حفصه در نوبت عایشه و تحریم کردن کنیز پیامبر توسط ایشان براى رضایت همسرانش مى نویسد:این روایت هم آن طور که باید به روشنى با آیات مورد بحث و مخصوصاً با جمله (عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْض)، نمى سازد، زیرا ظاهر این عبارت این است که خداى تعالى بعضى از خلافکارى هاى آن دو زن را بیان کرد و همه را بیان نکرد، و ظاهر عبارت (یا أَیُّهَا النَّبِیُّ) این است که همه آن اسرار را براى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فاش ساخت، و به آن جناب عتاب کرد که چرا چیزى را که پروردگارت برایت حلال۴۷کرده بر خود حرام مى کنى.۴۸هم چنین ایشان با ذکر روایت طبرانى و ابن مردویه از ابن عباس درباره ماجراى نزدیکى پیامبر با ماریه در حجره حفصه، و درخواست پیامبر بر مخفى نگه داشتن این موضوع از عایشه و اعلام راز زمامدارى ابوبکر و عمر پس از پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله)، بیان مى دارد:روایت در این باب، بسیار زیاد و بسیار مختلف است و در بیشتر آن ها آمده که ماریه را به خاطر کلام حفصه بر خود حرام کرد، نه به خاطر کلام عایشه، و گوینده (مَنْ أَنْبَأَکَ هذا) حفصه بود، نه عایشه، و منظور حفصه از این سؤال این بود که چه کسى به تو خبر داد که من جریان ماریه را به عایشه رساندم.۴۹ایشان هم چنین در ادامه نقد خود بر روایت مذکور مى نویسد:و این روایت با همه کثرتش در عین حال، ابهامى را که در جمله (عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْض) هست برطرف نکرده و روشن نکرده که رسول خدا(صلى الله علیه وآله)براى چه کسى بعضى از داستان را تعریف کرد و از بعضى دیگرش صرف نظر کرد. بله در روایتى که ابن مردویه از على(علیه السلام) نقل کرده که هیچ انسان بزرگوارى به خود اجازه نمى دهد ته و توى یک ماجرا را درآورد، براى این که خداى عز و جل درباره رسول گرامى اش مى فرماید: (عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْض…) و نیز در روایتى که ابن ابى حاتم از مجاهد و ابن مردویه از ابن عباس نقل کرده اند، آمده که آن قسمتى را که رسول خدا(صلى الله علیه وآله)پى گیرى و کشف کرد مسئله ماریه بود، و آن چه را از پى گیرى اش صرف نظر کرد، مسئله زمامدارى ابى بکر و عمر بعد از رحلت خود بود، چون ترسید اشاعه پیدا کند. اشکالى که متوجه این دو روایت است این است که کجاى این کار کرامت و بزرگوارى است؟ آیا افشا کردن ماجراى ماریه (که یک مسئله خانوادگى است) بزرگوارى است؟! و یا پنهان کردن زمامدارى ابى بکر و عمر بزرگوارى است؟ یا این که اگر کرامتى باشد در عکس این قضیه است؟ یک انسان بزرگوار همواره مسائل خانوادگى و ناموسى خود را پنهان مى دارد و مسائل اجتماعى را در اطلاع همه مى گذارد.۵۰علامه طباطبایى پس از ذکر داستان معروفِ سخنان عمر بن خطاب با ابن عباس درباره سؤالى که ابن عباس در مورد آیه (إِنْ تَتُوبا إِلَى اللهِ) از وى مى کند، این گونه این داستان را نقد مى کند:این داستان از عمر بن خطاب به طور مختصر و مفصّل به چند طریق نقل شده،و لکن… این روایت هیچ سخنى درباره سرّى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به بعضى از همسرانش سپرده بود چه بوده، ندارد و نیز در آن نیامده که آن چه افشا کرد چهبوده، و آن چه از افشایش اعراض فرمود چه بوده، با این که مهم به دست آوردن این معانى است. و در عین حال از ظاهر این روایت برمى آید که مراد به تحریم حلال در آیه شریفه این است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله)تمامى زنان خود را بر خود حرام کرده بود، بااین که آیه شریفه غیر این را مى فرماید، چون آیه شریفه دلالت دارد بر این که آن جناب درصدد تحصیل رضاى همسرانش بوده، و به خاطر دلخوشى آنان چیزى را بر خود حرام کرده، علاوه بر این که در این روایات نیامده که چرا مسئله توبه را به دو نفر از زنان آن حضرت اختصاص داد و فرمود: (إِنْ تَتُوبا إِلَى اللهِ فَقَدْ صَغَتْقُلُوبُکُما وَإِنْ تَظاهَرا عَلَیْهِ)… .۵۱نتیجهبا اندک تأمّلى در گفته هاى مفسّران شیعه و سنّى درباره این آیات، روشن مى شود که بیشتر شأن نزول هاى این آیات از منابع اهل سنّت نقل شده است و شیعه به صورت مستقل غیر از روایتى از امام باقر(علیه السلام)که بدان اشاره شد نظرى در این باره ندارد و هرچه در منابع تفسیرى شیعه ملاحظه مى شود، گردآورى و نقل قول از محدثان و مفسران اهل سنت است.از سوى دیگر، بیشتر این شأن نزول ها بر اساس دیدگاه هاى اهل سنّت از درجه اعتبار ساقط اند، زیرا فقط یک شأن نزول در صحیح بخارى آمده۵۲ و آن هم ماجراى عسل نوشیدن پیامبر در منزل زینب بنت جحش است، و چون از نظر اهل تسنن روایتى که در صحیحین آمده باشد، اعتبار بیشترى دارد، این روایت باید از دیدگاه اهل سنت معتبرتر باشد، ولى بیشتر مفسران نامى اهل سنت، ماجراى ماریه و زمامدارى شیخین را بنا به دلایل سیاسى پذیرفته اند، در صورتى که طبق گفته خفاجى به نقل از نووى در شرح صحیح مسلم، داستان ماریه از طریق صحیحى نقل نشده، ولى ماجراى عسل از طرق صحیحه نقل شده و در صحیحین نیز موجود است.آن چه مشخص است، هیچ کس؛ اعم از شیعه و سنى ماجراى آزار و اذیّت هاى همسران پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)را انکار نکرده اند، زیرا علاوه بر سوره مبارکه تحریم، بخشى از آزارهاى آنان در سوره مبارکه احزاب نیز آمده است. البته برخلاف سوره مبارکه احزاب که شأن نزول مشخصى دارد، این سوره، شأن نزول خاصّى ندارد و باید از میان شأن نزول هاى وارده، یکى را انتخاب کرد.نگارنده بهترین وجه را همان مى داند که در تفسیر نمونه و نیز برخى از تفاسیر دیگر به آن اشاره شده است و تا حدودى با سیاق آیات نیز موافقت و همخوانى دارد و برخلاف آن چه علامه طباطبایى فرموده اند، این تفسیر مى تواند متقن تر و با ثبات تر از تفاسیر دیگر باشد و هیچ گونه سوء استفاده هاى سیاسى به نفع فرقه خاصى نیز نمى توان از آن برداشت کرد، برخلاف ماجراى زمامدارى ابوبکر و عمر که اهل سنت با جعل روایاتى در این زمینه و ذیل آیات سوره مبارکه تحریم با تاختن به شیعه، سعى در اثبات حقانیت مذهب خود کرده اند که متأسفانه برخى مفسران شیعه هم این نظر را پذیرفته اند.به هر حال، با توجه به مطلبى که مفسّر تفسیر نمونه از سیّد قطب نقل مى کند که در برخى روایات آمده که پیامبر(صلى الله علیه وآله)پس از این ماجرا یک ماه از همسران خود کناره گیرى کرد و حتى شایعه تصمیم آن حضرت مبنى بر طلاق آن ها نیز منتشر گردید، به طورى که همسران پیامبر سخت به وحشت افتاده و از کار خویش پشیمان شدند،۵۳ این وجه اطمینان آورتر به نظر مى رسد.
پی نوشتها:۲۳٫ قمى، همان، ج ۲، ۳۷۵ ۳۷۶٫۲۴٫ همان، ص ۳۷۶ و سید هاشم بحرانى، همان، ج ۸، ص ۵۱ به نقل از: تفسیر القمى.۲۵٫ همان.۲۶٫ همان.۲۷٫ سید محمدحسین طباطبایى، همان، ج ۱۹، ص ۶۸۲-۶۸۳٫۲۸٫ همان، ص ۶۸۰ و سیدهاشم بحرانى، همان، ج ۸، ص ۴۹-۵۰ به نقل از: کلینى، کافى، ج ۶، ص ۱۳۴، ح ۱٫۲۹٫ محمد بن جریر طبرى، ترجمه تفسیر طبرى، ج ۷، ص ۱۸۹۶ ۱۸۹۷٫۳۰٫ محمود بن عمر زمخشرى، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التأویل، ج ۴، ص ۵۶۲ ۵۶۵؛ فخر رازى، التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص ۴۳٫ فخر رازى این مسئله را با استناد به روایتى از ابن عباس بیان مى کند.۳۱٫ زمخشرى، همان، ج ۴، ص ۵۶۲ ۵۶۳ و فخر رازى، همان، ج ۳۰، ص ۴۱، به نقل از: کشاف زمخشرى.۳۲٫ زمخشرى، همان، ج ۴، ص ۵۶۳؛ فخر رازى، همان، ج ۳۰، ص ۴۱؛ به نقل از: کشاف زمخشرى.۳۳٫ آلوسى بغدادى، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج ۲۸، ص ۱۴۶ و ۱۴۷٫۳۴٫ همان، ص ۱۴۶-۱۴۷٫۳۵٫ زمخشرى، همان، ج ۴، ص ۵۶۵٫۳۶٫ فخر رازى، همان، ج ۳۰، ص ۴۳٫۳۷٫ آلوسى، همان، ج ۲۸، ص ۱۵۰٫۳۸٫ زمخشرى، همان، ج ۴، ص ۵۶۵ و فخر رازى، همان، ج ۳۰، ص ۴۱ به نقل از: زمخشرى، الکشاف.۳۹٫ فخر رازى، همان، ص ۴۳٫۴۰٫ آلوسى، همان، ج ۲۸، ص ۱۵۰٫۴۱٫ همان، ص ۱۵۰٫۴۲٫ همان، ص ۱۴۷٫۴۳٫ همان، ص ۱۵۱٫۴۴٫ همان، ص ۱۵۱٫۴۵٫ همان.۴۶٫ سید محمدحسین طباطبایى، همان، ج ۱۹، ص ۶۸۱٫۴۷٫ مترجم محترم تفسیر شریف المیزان یا ناشر این کتاب، به اشتباه این کلمه را «حرام» آورده است که «حلال» صحیح است.۴۸٫ همان، ص ۶۸۲٫۴۹٫ همان، ص ۶۸۲-۶۸۳٫۵۰٫ همان، ص ۶۸۳-۶۸۴٫۵۱٫ همان، ص ۶۸۷٫۵۲٫ ناصر مکارم شیرازى، همان، ج ۲۴، ص ۲۷۲؛ به نقل از: صحیح، بخارى، ج ۱۶، ص ۱۹۴٫۵۳٫ همان، ص ۲۷۲؛ به نقل از: تفسیر قرطبى و فی ظلال القرآن.
کتاب نامه:۱٫ قرآن کریم.۲٫ بحرانى، سید هاشم، البرهان فى تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۹ ق / ۱۹۹۹ م.۳٫ طبرسى، ابوعلى فضل بن حسن، ترجمه تفسیر مجمع البیان، ترجمه على کرمى، تهران، انتشارات فراهانى، ۱۳۸۰٫۴٫ قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمى، تصحیح سید طیب موسوى جزائرى، نجف اشرف، منشورات مکتبه الهدى، ۱۳۸۷ ق.۵٫ طباطبایى، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، سید محمدباقر موسوى همدانى، قم، بنیاد علمى و فکرى علامه طباطبایى با همکارى مرکز نشر فرهنگى رجاء و مؤسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۳٫۶٫ مکارم شیرازى، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۸٫۷٫ آلوسى بغدادى، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، بیروت، دار احیاء التراث العربى، [بى تا].۸٫ زمخشرى، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التأویل، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق / ۱۹۸۷م.۹٫ فخر رازى، التفسیر الکبیر، بیروت، دار الکتب العلمیه، [بى تا].۱۰٫ طبرى، محمد بن جریر، ترجمه تفسیر طبرى، تصحیح حبیب یغمائى، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۴٫

نوشته قبلی

روش حکومت امام زمان علیه السلام

نوشته‌ی بعدی

نقد و بررسى دیدگاه هاى موجود درباره افشاى راز پیامبراعظم(۱)

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

نقد و بررسى دیدگاه هاى موجود درباره افشاى راز پیامبراعظم(۱)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا