مقدمهدشمنی ها و غرض ورزی هایی که در ادوار مختلف نسبت به امیرمؤمنان علیه السلام صورت گرفته ،موجب پدید آمدن برخی از گزارش های خلاف واقع شده است .از جمله اینها ،گزارش های مربوط به کاربرد کنیه ابوتراب توسط رسول خدا صلی الله علیه وآله برای امیرمؤمنان علیه السلام است .برخی از این گزارش ها ،اطلاق این کنیه را مربوط به غزوه ذات العشیره دانسته و برخی دیگر آن را مربوط به هنگامی دانسته اند که رسول خدا صلی الله علیه وآله ،امیرمؤمنان علیه السلام را در مسجد در حالی که روی خاک خوابیده بود ،از خواب بیدار کرد و با کنیه ابوتراب خطاب کرد .برخی از گزارش ها اطلاق کنیه را مربوط به زمانی دانسته اند که بین حضرت علی علیه السلام و همسرش اختلافی پیش آمد و بعد از آن رسول خدا صلی الله علیه وآله حضرت را در مسجد با این کنیه خطاب کرد ،وبرخی دیگر از گزارش ها ،این مسئله را مربوط به زمانی دانسته اند که پیامبر صلی الله علیه و آله بین مهاجرین و انصار ،عقد اخوت برقرار کرد و برای حضرت علی علیه السلام کسی را به عنوان برادر معین نکرد ،و آن حضرت از عمل پیامبر صلی الله علیه و آله خشمگین شد و از او کناره گیری کرد و میان شن ها و خاک ها خوابید .پیامبر صلی الله علیه و آله که این صحنه را مشاهده کرد ،چاره ای جز انتخاب حضرت علی علیه السلام به عنوان برادر خود نداشت ،از این رو هنگام خطاب کردن حضرت علی علیه السلام به ابوتراب ،او را به عنوان برادر خود معرفی کرد .همچنین در برخی گزارش ها اطلاق این کنیه مربوط به زمانی دانسته شده که حضرت علی علیه السلام بر سر و صورت خود خاک می ریخت و رسول خدا صلی الله علیه و آله آن حضرت را با چنین کنیه ای خطاب کرد .برای بازکاوی روایات یاد شده و دست یابی به گزارش صحیح باید به چند نکته مهم ،توجه کرد :الف.وجود مقام عصمت برای حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها ؛ب.اصول حاکم بر روابط اجتماعی افراد سلیم العقل که در اصول فقه از آن با عنوان «سیره عقلا »تعبیر می شود ؛ج.دشمنی ها و کینه ورزی های صورت گرفته نسبت به امیر مؤمنان علی علیه السلام که منشأ جعل احادیث فراوانی بر ضد آن حضرت شده است ؛د.توجه به تعارض موجود بین گزارش ها و ضعف سند آنها .
معنای کنیه ابوترابتراب به معنای خاک (۱)و نیز خود زمین (۲)آمده است .در کتاب التحقیق فی مفردات القرآن الکریم در مورد ماده «ترب »که اصل کلمه «تراب »می باشد ،چنین آمده است .این واژه در اصل به معنای مسکنت و خضوع کامل است و از آنجا که خاک ،زیر پاها قرار می گیرد و این با خضوع و افتادگی تناسب دارد به آن تراب گفته شده است .و أتراب (جمع ترب)به کسی گفته می شود که انقیاد و اطاعت محض دارد ،از این رو در قرآن کریم برای حور العین چنین وصفی به کار رفته است ؛زیرا حورالعین نسبت به همسرش اطاعت و انقیاد محض دارد :و عندهم قاصرات اتراب ؛[همسرانی از حوران هم سال که جز به شوهرخویش نظر ندارند ،گرداگرد آنهاست .](ص:۵۲)؛(۳)اما کنیه «ابوتراب»در مفهوم لغوی به معنای پدر خاک یا پدر زمین است .این کنیه را اولین بار ،پیامبر صلی الله علیه و آله برای امیرمؤمنان علیه السلام به کاربرد .اما علت نام گذاری حضرت به این کنیه می تواند موارد ذیل باشد :الف.در یک روایت ،رسول خدا صلی الله علیه و آله خود و حضرت علی علیه السلام را به منزله والدین امت اسلام معرفی فرموده است .(۴)این بدان معنا است که این دو وجود مقدس ،منشأ پیدایش و بقای اسلام و امت اسلامی هستند .کنیه ابو تراب نیز می تواند بدین معنا باشد که امیرمؤمنان علیه السلام به منزله پدرانسانی است که منشأ او از خاک است .ب.چنان که گذشت ،یکی از معنای ابو تراب ،تواضع و فروتنی است ،پس ابوتراب ،یعنی کسی که صاحب چنین خصلتی است ،زیرا گاهی عرب ها آب را در معنای دارا و واجد چیزی بودن به کار می برند .ج.تراب در این کنیه می تواند به معنای زمین (کره خاکی )باشد .بنابراین ابوتراب ،یعنی کسی که صاحب زمین و حجت خداوند در آن است .این معنا در کلام شیخ صدوق چنین آمده است :چون علی علیه السلام صاحب زمین و حجت خداوند بر اهلش می باشد و به واسطه ایشان زمین باقی می ماند و به خاطر ایشان زمین آرام می گیرد و پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده اند :روزی که قیامت برپا شود و کافر ببیند چقدر اجر و ثواب و کرامت برای شیعیان علی علیه السلام آماده کرده است می گوید ،ای کاش من خاک بودم [یعنی از شیعیان علی بودم ]و همین قسمت اشاره به کلام خداوند متعال است که می فرماید :«و یقول الکافر یا لیتنی کنتی تراباً»(5)به هر حال ،هر یک از این معانی که مراد باشد ،این کنیه بر مدح حضرت بوده است و همین امر موجب آن شده که آن حضرت بر این کنیه علاقمند باشد .
کنیه ابوتراب در روایات فریقینگزارش های مربوط به کنیه ابوتراب در منابع اهل سنت ،به گونه های مختلفی نقل شده است .بیشتر این گزارش ها اشاره دارد که امام علی علیه السلام به این کنیهعلاقه داشته است .البته در برخی از گزارش ها -چنان که خواهیم دید -مفهومی منفی و مذمت آمیز به چشم می خورد ،در ادامه به بررسی این گزارش ها پرداخته خواهد شد :
الف)گزارش های مدح آمیز بنابر روایات متعدد،رسول خدا صلی الله علیه وآله در غزوه ی ذات العشیره ،در سال دوم هجری (۶)آن حضرت را با کنیه ابوتراب خطاب کرد.این جریان ،توسط ابن اسحاق ،از عمار بن یاسر چنین نقل شده است :من و علی ،کنارهم در غزوه ذات العشیره بودیم .وقتی پیامبر به ذات العشیره رسید و اقامت گزید دیدیم افرادی از قبیله بنی مدلج در کنار نخلستان و چشمه خود مشغول به کار هستند .علی علیه السلام به من گفت آیا می خواهی نزد این قوم برویم و ببینیم چه کار می کنند ؟گفتم :برویم .سپس نزد آنها رفتیم و مدتی به کار آنها نظاره کردیم .دراین موقع ،خواب بر چشمانمان غالب شد.سپس من و علی علیه السلام در کنار نخل ها مدت کوتاهی خوابیدیم .به خدا قسم ،کسی به غیر از پیامبر صلی الله علیه وآله به ما توجه نکرد در حالی که ما را با تکان دادن پایش بیدار کرد و ما در حالی که خاک را از لباس هایمان پاک می کردیم ،پیامبر به علی علیه السلام اشاره کرد و فرمود :تو را چه شده یا اباتراب ؟چون مشاهده کرد مقداری خاک بر سر و روی وی است .سپس فرمود :آیا می خواهی شقی ترین مردم را به شما معرفی کنم ؟گفتیم :بله یا رسول الله فرمود :احمیر ثمود که شتر را پی کرد و کسی که به تو ضربت می زند …به گونه ای که این قسمت [ظاهراً اشاره به سر حضرت امیر نموده اند ]با خونت آغشته می شود .(۷)این روایت با مضامینی مشابه ،در دیگر منابع نیز آمده و مکان و زمان اطلاق این کنیه را برحضرت علی علیه السلام ذات العشیره دانسته اند .(۸)در گزارش دیگری از ابن اسحاق ،زمان و زمینه اطلاق این کنیه متفاوت از نقل قبل آمده است.متن گزارش چنین است :روزی شخصی نزد سهل بن سعد آمد و گفت :این امیر مدینه است که علی را نزد منبر یاد می کند [منظور به بدی است ]سؤال کرد :چه چیزی درباره ایشان می گوید ؟گفت به او می گوید :اباتراب .سهل خندید و گفت :به خدا قسم نام گذاری نکرد به این نام مگر پیامبر صلی الله علیه و آله و هیچ اسمی محبوب تر از این نام برایش نبود .من از سهل سؤال کردم :یا اباالعباس چگونه این کنیه به ایشان اطلاق شده است ؟در جواب گفت :روزی علی علیه السلام بر فاطمه سلام الله علیها وارد شد ،سپس از نزد وی خارج شد و به مسجد رفت و در مسجد خوابید ،پیامبر صلی الله علیه و آله از فاطمه سلام الله علیها سؤال کرد ،پسر عمویت کجاست ؟فرمود :در مسجد. پیامبر صلی الله علیه و آله به سمت مسجد رفت و دید عبای علی علیه السلام از دوشش افتاده و پشتش خاکی شده است ،پس خاک ها را از پشتش پاک کرد و فرمود بنشین یا اباتراب.(۹)سؤال این است که کدام یک از این دو خطاب مقدم بر دیگری است ؟به نظر می رسد اطلاق کنیه در ذات العشیره مقدم بر دیگری واقع شده است ،زیرا غزوه ذات العشیره قبل از بدر رخ داده و ازدواج (زفاف )حضرت فاطمه سلام الله علیها و علی علیه السلام پس از واقعه بدر رخ داده است .(۱۰)بنابراین ،می توان چنین گفت که این کنیه ،اولین بار در غزوه ذات العشیره بر امیرمؤمنان علی علیه السلام اطلاق شد و پس از آن ،رسول خدا صلی الله علیه و آله در مواضع دیگری نیز با این کنیه علی علیه السلام را مورد خطاب قرار داده است .
ب)گزارش های نکوهش آمیز برخی از گزارش های مخالفان ،حاکی از مفهومی ملامت آمیز در اطلاق این کنیه به حضرت علی علیه السلام است .پیش از بازگویی و نقد این گزارش ها به نکته ای اشاره می شود که در ارزیابی روایاتی که در پی می آید ،نقش مهمی دارد .آن نکته این است که براساس شواهد تاریخی ،(۱۱)امیر مؤمنان علیه السلام به این کنیه علاقه داشته است .تنها گزارشی که به خشم حضرت امیر هنگام خطاب به این کنیهاشاره دارد ،(۱۲)روایت عبدالله بن عمراست که به سبب عدم مقبولیت عبدالله بن عمر از نگاه علمای شیعی و نیز مخالف بودن این گزارش با بسیاری از گزارشهای فریقین که اشاره به محبوبیت این کنیه دارد ،این گزارش پذیرفته نمی شود .به هر حال ،گزارش های نکوهش آمیز مخالفان عبارت اند از :
۱٫اطلاق کنیه ابوتراب و ریختن خاک بر سر ابن اسحاق پس از گزارشی که پیش تر گذشت ،گزارش دیگری را به نقل از بعض اهل علم آورده است که به آن اشاره می شود :رسول خدا صلی الله علیه و آله علی را ابوتراب نامید ،زیرا هر گاه علی ،زهرا را سرزنش می کرد ،با وی سخن نمی گفت تا آنکه مقداری خاک بر سرش می ریخت ! و وقتی پیامبر چنین می دید،متوجه می شد که ایشان فاطمه را عتاب کرده است ،در این هنگام پیامبر به علی می گفت چه شده ابوتراب !(۱۳)این گزارش به دلایلی پذیرفته نمی شود :
نقد متن اولاً بر اساس آیه تطهیر و دیگر ادله ،حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها بهره مند از مقام عصمت اند و صدور چنین رفتارهایی از آنان امکان پذیر نیست .ثانیاً :ابن اسحاق درباره زمان اطلاق کنیه ابوتراب ،دو گونه گزارش دارد که گزارش اول او به صورت مسند نقل شده و مربوط به غزوه ی ذات العشیره است و عاری از لوازم خلاف عقل بوده و پذیرفتنی است .اما گزارش دیگر او همین روایت می باشد که به صورت مرسل نقل شده و معلوم نیست که «بعض اهل علمی که در این روایت آمده »چه کسانی هستند !ثالثاً این نوع برخورد (ریختن خاک بر سر )رفتاری کودکانه و غیر عقلانی است که از شخصیتی چون علی علیه السلام صادر نمی شود .رابعاً چنانکه گذشت ،امیر مؤمنان علیه السلام به این کنیه علاقه داشته است ،حال آنکه بر اساس این داستان ،زمینه صدور این خطاب ،جریانی بوده که نه مطلوب پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است و نه محبوب علی علیه السلام !خامساً :این خبر در منابع دیگر به گونه های مختلفی گزارش شده است که این ،خود موجب ضعف روایت می شود .برای مثال ،طبق بعضی از گزارش ها پیامبر صلی الله علیه و آله از موضوع اختلاف آنها آگاه نیست و بعد از دیدن ناراحتی فاطمه سلام الله علیها نزد حضرت علی علیه السلام به مسجد می رود و حضرت را در مسجد با کنیه خطاب می کند .(۱۴)در برخی از گزارش ها،بعد ازآگاهی پیامبر صلی الله علیه و آله از اختلاف آنها ،در جست وجوی علی علیه السلام به مسجد می رود و حضرت را در حالی که روی خاک ها خوابیده بود ،یافته و بیدار می کند و با این کنیه مورد خطاب قرار می دهد .(۱۵)گفتنی است گزارش های اخیر نیز علاوه بر اشکال های متنی ،ضعف سندی نیز دارد ،چون قتیه بن مسلم در اولین حلقه روایت ابن بطریق وجود دارد که در منابع شیعه (۱۶) سنی (۱۷)مجهول (۱۸)است (۱۹)همچنین قاسم بن عبدالله بن عبدالرحمن همدانی ،در آغاز سند روایت ابن شاهین وجود دارد که در منابع رجالی فریقین مهمل (۲۰)است .همین طور دومین راوی ،یعنی احمد بن محمد بن سعید نیز در منابع شیعه و اهل سنت توثیق نشده است .(۲۱)همچنین روایت محیی الدین نووی نیز مرسل بوده و پذیرفته نمی شود .
۲٫)رابطه اخوت با کنیه ابوتراب بنا بر برخی نقل ها ،گویا ضمن پیمان برادری که رسول خدا صلی الله علیه و آله بین مردم برقرار کرد ،برای امیرالمؤمنین علیه السلام برادری تعیین نکرد ،از این رو ،علی علیه السلام از رفتار پیامبر صلی الله علیه وآله خشمگین شد و این موجب شد که رسول خدا صلی الله علیه و آله ،علی علیه السلام را برادر خود معرفی کند .گزارش این چنین است :ابوالقاسم بن حصین از ابو محمد حسن بن عیسی بن مقتدراز ابوالعباس احمد بن منصور یشکری از صولی از ابوعلی هشام بن علی عطار از عمر بن عبدالله عیمی از حفص بن جمیع از سماک بن حرب چنین نقل می کند :به جابر گفتم :برخی از مردم از من می خواهند که علی را دشنام دهم .جابر گفت :من دوست ندارم به این کنیه دشنام دهم ،به خدا قسم کنیه ای محبوب تر از ابوتراب برای علی نبود آن گاه که پیامبر بین مردم برادری برقرار کرد و برای علی برادری قرار نداد پس علی با حالت غضب خارج شد و کنار تپه شنی رفت و خوابید .پیامبر صلی الله علیه وسلم نزد ایشان آمد و در حالی که خاک را از بدنش تکان می داد ،فرمود :بلند شو ابوتراب ،آیا خشمگین شدی از این که برای تو برادری قرار ندادم ؟علی در جواب فرمود :بله .پیامبر فرمود :تو برادر منی و من بردار تو هستم .(۲۲)این روایت هم از نظر سند و هم از نظر متن اشکالاتی دارد .اما از نظر سند ابوالقاسم بن حصین در کتاب های رجالی سنی مجهول (۲۳)و در کتب رجالی شیعه ،مهمل است .همچنین حسن بن عیسی بن مقتدر و نیز احمد بن منصور یشکری در کتاب های رجال شیعی مهمل می باشد .نیز احمد بن منصور در کتاب های رجال اهل سنت مجهول است .
نقد متن اولاً آیا کسی که نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله خشم و غضب نمود ،مستحق برادری با ایشان است ؟اگر مستحق چنین کنیه ای بود که با خشم ناسازگار است ،و اگر مستحق نبود ،چگونه پیامبر علی علیه السلام را به کنیه ای که مستحق آن نیست خطاب کرد ؟ثانیاً طبق بسیاری از نقل حضرت بعد از اینکه دید بین بقیه اصحاب عقد برادری بسته شد ،اشک از چشمانش سرازیر شد (۲۴)و از اینکه برادری برای وی باقی نمانده بود غمگین شد (۲۵)که پیامبر خود را برادر حضرت در دنیا و اخرت (۲۶)معرفی کرد ،بدون اینکه حضرت امیر علیه السلام نسبت به پیامبرصلی الله علیه و آله خشمگین باشد .بنابراین ،اگرکنیه ابوتراب در این ماجرا به ایشان عطا شده باشد درحقیقت در یک مجلس ،حضرت مفتخر به دو فضیلت شده است :فضیلت برادری با رسول خدا صلی الله علیه وآله و فضیلت دریافت کنیه ابوتراب از نبی گرامی اسلام صلی الله علیه وآله.روایت دیگری را طبرانی از محمود بن محمد مروزی از جریر از لیث از مجاهد از ابن عباس درباره خشم حضرت نسبت به پیامبر صلی الله علیه وآله نقل کرده است (۲۷)که جدای از اشکال محتوایی ،اشکال سندی هم دارد چون محمود بن محمد مروزی در کتاب های رجال شیعه، مهمل و در کتاب های رجال اهل سنت از روایات ضعیف شمرده شده است .(۲۸)بنابراین در متن های قدیمی ،سخنی از خشم علی علیه السلام نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله گزارش نشده است ،بلکه حضرت علاقمند بود که پیامبر شخصی را برای ایشان به عنوان برادر معرفی کند و چون نیت پیامبر این بود که علی علیه السلام را به عنوان برادر خود معرفی نماید ،اخوت ایشان را به آخر انداخت ،و حتی اگر پیامبر چنین نیتی نیز نداشت ،حضرت امیر علیه السلام کاملاً مطیع پیامبر بود و از اوامر ایشان سرپیچی نمی کرد و تا آن زمان کمترین نافرمانی از وی دیده نشده بود که طبق این گزارش ،این مورد ،نافرمانی دوم حضرت از پیامبر باشد .واقعیت این است که نقل چنین خبرهایی به منظور زیر سؤال بردن فضیلتبرادری امیرمؤمنان علیه السلام با پیامبر صلی الله علیه و آله می باشد تا به این وسیله ،رابطه خوب حضرت امیرعلیه السلام و پیامبر صلی الله علیه وآله را زیر سؤال ببرند و در حقیقت،جعل این گونه احادیث از روش نقل جعلیات در قالب برخی از گزارش های حقیقی است تا امر را بر مردم مشتبه کنند ،در حالی که سفارشات پیامبر نسبت به علی به حدی است که نمی توان با این گونه گزارش ها آنها را زیر سؤال برد.

















هیچ نظری وجود ندارد