۳ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

نقش‏ آفرینى عاشورا در رویدادهاى سیاسى اجتماعى قرن نخست (۴)

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

۶٫ جنبش مختار در کوفه
از دیگر تحولاتى که در کوفه به وقوع پیوست و در زمره پیامدهاى قیام امام حسین(ع)محسوب مى‏شود، قیام مختار است. مختار فرزند ابوعبیده بن مسعود ثقفى سردار اسلامدرجنگ جسر بود که در شمار شیعیان سرشناس کوفه به شمار مى‏رفت. در آغازقیام‏امام‏حسین(ع)، مسلم بن عقیل فرستاده امام(ع) به کوفه در خانه مختار سکونتگزیدومختار با وى بیعت کرد. پس از شهادت مسلم، مختار به دست نیروهاى عمروبنحریث‏دستگیر و به فرمان عبیدالله بن زیاد زندانى گشت و در تمام مدتى که واقعهکربلارخ‏داد او در زندان بود تا این‏که با وساطت شوهر خواهرش، عبدالله بن عمر آزادشدوبه‏حجاز رفت. در واقع ابن‏زیاد دستور داد تا مختار کوفه را ترک کند زیرا ازتحریکات‏اوعلیه امویان بیم داشت. در مکه به عبدالله بن زبیر پیوست[۶۲] زیرا درپاره‏اى‏اهداف از جمله‏مخالفت با امویان متحد بودند، حتى در جریان محاصره مکهتوسطسپاه شام، مختارنیز در کنار دیگران از حرم دفاع کرد. ولى این اتحاد به زودى از همگسست و مختار درپى خواسته‏هاى خود از ابن‏زبیر جدا شد و به کوفه رفت. قبل از آن وى با محمدبن‏حنَفیه دیدار کرد و نقشه خود مبنى بر خونخواهى امام‏حسین(ع) و انتقام گرفتناز قاتلان آن حضرت را با او در میان گذاشت. مختار سکوت‏محمدبن‏حنفیه را براى خود اجازهتلقى کرد و در کوفه مردم را به قیام همراه خود فرا خواند و گفت:«…. محمد بن على مرا به سوى شما فرستاده که من مورد اعتماد و وزیر و برگزیده و امیر اوهستم و به من فرمان داده که با بى‏دینان بجنگم و به خونخواهى خاندان وى و دفاع ازمحرومان قیام کنم».[63]آمدن مختار به کوفه مصادف با قیام توابین در این شهر بود. تلاشها و تبلیغات مختار اگرچه در صف شیعیان اختلافى ایجاد کرد و گروهى از توابین بدو پیوستند لیکن در جلبشیعیان کوفه موفقیت‏آمیز نبود زیرا بیشتر شیعیان با سلیمان بن صرد بوده و حتى برخىادعاى او را مبنى بر رابطه‏اش با محمدبن‏حنفیه را مورد انکار قرار دادند.[۶۴]پس از خروج توابین از کوفه، اشراف هوادار نظام اموى که از مختار و برنامه‏هایشوحشت داشتند با بزرگ جلوه دادن خطر وى، حاکم زبیرى کوفه، عبدالله بن یزید را واداشتندتا او را زندانى کند. مختار در زندان بود که قیام توابین به پایان رسید و بقایاى آنها به شهربازگشتند. وى از زندان به بزرگان شیعه نامه‏اى نوشت و خود را قاتل ستمگران و انتقامگیرنده از دشمنان و قاتلان معرفى کرد و آنان را به کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) وخونخواهى اهل‏بیت و دفاع از ضعیفان و نبرد با منحرفان دعوت کرد.[۶۵]مختار بار دیگر با وساطت عبدالله بن عمر از زندان آزاد شد و پس از آزادى بهسازماندهى و فراهم آوردن زمینه قیام خود پرداخت و شیعیان را به همراهى خود دعوتکرد. در همان اثنا به فرمان ابن‏زبیر، عبدالله بن یزید از امارت کوفه معزول و به جاى اوعبدالله بن مطیع قرشى که از هواداران سرسخت ابن‏زبیر بود گماشته شد.[۶۶] مختار لازم بودکه هر چه زودتر و پیش از آن‏که مأموران والى جدید او را تحت مراقبت قرار دهند، موضعىمناسب برگزیند. گویند مختار ابتدا صلاح دید با امام زین‏العابدین(ع) رابطه برقرار سازد و اورا در جریان امر نهد ولى امام پاسخ مثبتى به او نداد.[۶۷] از این رو او به ابن حنفیه روى آورد.[۶۸]وى نمایندگانى به سوى محمدبن‏حنفیه فرستاد و او بنا به دلایلى به ویژه موقعیتش در میانشیعیان و نیز مراقبت سخت او از سوى ابن‏زبیر نتوانست پاسخ قاطعى به فرستادگان مختاربدهد. ولى از پاسخ مبهمى که به ایشان داد مى‏توان دریافت که وى با قیام مختار مخالفتىنداشته است:«از این که خدا ما را به وسیله هر که از بندگانش یارى دهد، مخالفتى نداریم».[69]موضع ابن‏حنفیه در قبال مختار، در اوضاع عمومى کوفه اثر نهاد زیرا نظر شیعیان به سوىابن‏حنفیه که تا آن روز چندان شهرتى نداشت، جلب گردید ونیز مختار زعامت شیعیان را بهدست گرفت و تعدادى از بزرگان شیعه که او را شایسته رهبرى مى‏دانستند به گردش جمعشدند و به نفع مختار به تبلیغ پرداختند. در این میان، گروهى از بزرگان شیعه در کوفه در بارهنمایندگى مختار از طرف محمدبن‏حنفیه تردید داشتند. اینان به حجاز نزد محمدبن‏حنیفهرفتند و از او استفسار کردند. پاسخ محمدبن‏حنفیه به منزله پشتیبانى و همراهى با مختار تلقىشد و در نتیجه شیعیان کوفه به گرد مختار فراهم آمدند و زمینه قیام وى فراهم شد.[۷۰] با اینحال چند مانع بر سر راه مختار وجود داشت: یکى کینه‏توزى شدید اشراف کوفه نسبت به اوبود. دیگر این‏که ابراهیم فرزند مالک‏اشتر از بزرگان قبیله مذحج در پیوستن به او تردیدداشت. او همچون پدرش، اخلاص شدیدى نسبت به حضرت على(ع) و خاندانش داشت وبا امویان سخت دشمن بود ولى دیدگاهش با دیگر شیعیان متفاوت بود. از این رو در قیامتوابین شرکت نجست و با قیام مختار با احتیاط برخورد کرد. زیرا قیام شیعه را فاقد یکبرنامه منظم و اهداف روشن مى‏دید. لذا همواره با زعماى شیعه به ویژه با ابن حنفیه در تماسبود. مختار به پیشنهاد یاران خود براى جذب ابراهیم و استفاده از نیروى شیعى بسیار قبیلهمذحج نزد وى رفت و سرانجام با اصرار زیاد او را موافق خود ساخت و گویا نامه‏اى که مختاربدو نشان داد که از طرف محمدبن‏حنفیه خطاب به او نوشته شده و گواهى همراهان مختار کهشهادت دادند محمد خود این نامه را نوشته، ابراهیم را به این امر متقاعد ساخت، متن نامهچنین بود:«… به ابراهیم بن مالک‏اشتر، من وزیر و فرد مورد اعتماد خویش را به سوى شما فرستاده‏ام واز وى خواسته‏ام با دشمنانم بجنگد و به خونخواهى خاندانم قیام کند. تو و عشیره‏ات وپیروانت او را یارى کنید».[71]همراهى ابراهیم چهره پرنفوذ و درخشان نظامى کوفه با مختار و رفت و آمد گستردهشیعیان با وى سبب شد تا عبدالله بن مطیع در صدد دستگیرى وى بر آید. ابن‏مطیع مأمورانامنیتى خود را به نواحى مختلف کوفه اعزام کرد تا از قیام مختار جلوگیرى نمایند ولى ایناقدامات، قیام مختار را یک روز به جلو انداخت. زیرا وقتى ابراهیم با تعدادى از یاران مسلحخود به سوى منزل مختار مى‏رفت به رئیس مأموران امنیتى خلیفه برخورد و مورد اعتراضوى قرار گرفت و ابراهیم نیز با نیزه‏اى او را کشت. از این رو مختار که تصمیم داشت فردا شبقیام کند از این موقعیت سود جست و به یاران خود دستور داد شامگاه سه شنبه ۱۲ ربیع‏الاولسال ۶۶ ه’.ق با شعار «یا لثارات الحسین» شیعیان را فراخوانند.[۷۲]بدین‏سان قیام آغاز گشت و سرانجام پس از سه روز جنگ و محاصره قصر عبدالله بنمطیع، وى فرار کرد و مختار و ابن‏اشتر بر اوضاع شهر مسلّط گشتند و فرمانده سپاه و اشرافرا سرکوب کردند. مختار سپس در مسجد بر فراز منبر رفت و برنامه سیاسى و اصلاحى خودرا اعلان داشت. محور این برنامه‏ها عدالت‏گسترى در میان توده‏ها و همزیستى مسالمت‏آمیزبا دیگر فرقه‏ها بود. او در خطبه خود خطاب به مردم گفت:«با من بر کتاب خدا و سنّت پیامبرش و خونخواهى خاندان رسول‏الله(ص) و جهاد با منحرفان ودفاع از ضعیفان پیروى کنید».[73]مردم نیز با وى بیعت کردند.عواملى چند در پیروزى مختار و تحقق آرزوى شیعیان در به حکومت رسیدن، مؤثر بود:۱٫ تکیه بر مردم تحت ستم امویان، چه عرب و چه غیر عرب (موالى) که از ستم امویان وطرفداران ابن‏زبیر به تنگ آمده بودند و آنها قیام مختار را وسیله‏اى براى تحقق آرمانهاىاصلاح طلبانه خود مى‏دانستند.۲٫ جنبش شیعه مختار را فردى مورد تأیید ابن‏حنفیه مى‏دانست و او را به عنوان یکسیاستمدار مبرز و جنگاور چیره‏دست مى‏پذیرفت.۳٫ حکومت زبیریان در کوفه هیچ تغییر سیاسى به جاى ننهاد و فاقد هرگونه برنامهاصلاحى بود.۴٫ همکارى کارگزار ابن‏زبیر با برخى از قاتلان حسین(ع) در حکومت و جنگ با مختاراثر بدى در صفوف نیروهاى ابن‏زبیر نهاد و گروههایى از ایشان به مختار پیوستند.۵٫ پیوستن ابراهیم بن‏اشتر به مختار، موقعیت را به نفع مختار تغییر داد. ابن‏اشتر همچنینبه دلیل نفوذ قبیله‏اى و موقعیت خاص در میان شیعیان و مقام برجسته نظامى خود در اینپیروزى سهم به سزا داشت.[۷۴]پیروزى مختار با خونریزى مفرط و فشار ظالمانه همراه نبود زیرا وقتى که اشرافازاوامان خواستند او پذیرفت. با این‏که مختار با سهولت به قدرت رسید ولىمشکلاتى‏برسر راه او به وجود آمد که حکومت نوپاى او را تهدید مى‏کرد. از یک طرف سپاه اموى به کوفه نزدیک مى‏شد و از سوى دیگر ابن‏زبیر همچنان پنجه بر نواحى جنوبى عراقافکنده بود.رسیدن ابن‏زیاد با سپاه اموى به موصل، دشوارترین مرحله قیام مختار بود. او براىجلوگیرى از یورش دشمن به کوفه، نیرویى را به مقابله آنها اعزام کرد که با درگذشت فرماندهنیروها، یزید بن انس که سالخورده و بیمار بود، ناچار هفت هزار نیرو را به فرماندهى ابراهیمبن‏اشتر فرستاد تا از پیشروى ابن‏زیاد در عراق جلوگیرى کند.[۷۵]علاوه بر پیکار بنى‏مروان با مختار، مشکل دیگر، طرح براندازى اشراف کوفه علیه مختاربود که از غیبت ابراهیم بن مالک اشتر سود جستند و گرد هم آمدند و یکدیگر را به جنگ بامختار فرا خواندند. حاکمیت مختار در کوفه، نفوذ قدرت وى و شیعیان، دفاع مختار ازمحرومان و موالى، خونخواهى خاندان پیامبر(ص)، اشراف کوفه را که در واقعه کربلا وشهادت مسلم بن عقیل دست داشتند به وحشت انداخت. در واقع حکومت شیعى در کوفه بهریاست مختار با منافع سیاسى و اقتصادى آنان ناهمساز بود. عدالت‏گسترى مختار در میانتوده‏هاى محروم به ویژه موالى و لغو امتیازات بى‏مورد اشراف آنها را نگران مى‏ساخت.اشراف به همراه هواداران خود محل فرمانروایى مختار را محاصره کردند، در نتیجه وى ازابراهیم بن مالک خواست که به کوفه برگردد و او نیز به یارى مختارآمد و توانست اشراف راسرکوب کند.[۷۶]
۱-۶٫ خونخواهى از قاتلان امام حسین(ع) مختار پس از سرکوبى قیام اشراف کوفه، به خونخواهى خاندان رسول خدا(ص)پرداخت و به یاران خود دستور داد کسانى را که در کشتار روز عاشورا دست داشتنددستگیرو به قتل رساندند. مختار اموال و مستمرى مقتولان را به ایرانیانى که در خدمتوى‏بودند مى‏بخشید.[۷۷] از جمله این کشته شدگان، شمربن‏ذى الجوشن، خولى بنیزیداصبحى، عمر بن سعد بن ابى‏وقاص و پسرش حفص بودند.[۷۸] برخى از اشراف بهبصره‏فرار کردند و برخى نیز در همان کوفه مخفى شدند. مختار سرهاى این قاتلان را بهمکه‏نزد محمدبن‏حنفیه فرستاد و او نیز از خداوند براى مختار پاداش نیکو خواست.[۷۹]گویند وقتى مختار سرهاى عمر بن سعد و فرزندش را به مدینه فرستاد تنها در آن روز بود کهامام على بن الحسین را خندان دیدند[۸۰] زیرا قبل از آن امام سجاد در اکثر اوقات گریه کرده وناراحت بود.این حوادث مرزبندى خاصى را ایجاد کرد، شیعیان به کلى از گروههاى دیگر جدا شدند،اگر مختار تا قبل از آن کوشش در جذب همه جناحها داشت اینک تنها پشتوانه‏اش «شیعیان»بودند، در مقابل آنها، علاوه بر کسانى که طرفدار «بنى‏امیه» بودند، و طرفداران «آل زبیر» نیزحضور داشتند، تعداد این افراد کم نبود،[۸۱] بسیارى به بصره رفتند[۸۲] و بسیارى نیز در انتظارفرصت نشسته بودند.
۲-۶٫ پیکار با عبیدالله بن زیاد مختار دو روز پس از سرکوبى اشراف کوفه، ابراهیم بن اشتر را روانه جنگ با عبیدالله بنزیاد کرد. دو سپاه در کنار رودخانه خازر (پنج فرسخى موصل) با یکدیگر رو به رو شدند.شیعیان با فداکارى و جانبازى بر سپاه شام یورش آوردند و توانستند شکست سختى بر سپاهمروانى وارد نمایند و بسیارى از آنان که فرار کردند در رودخانه غرق شدند. در این واقعه کهدر سال ۶۷ هجرى رخ داد برخى از مهم‏ترین رهبران شام که مدتها در جنگهاى مختلف برضد عراق شرکت کرده بودند، کشته شدند. عبیدالله بن زیاد، حصین بن نمیر سکونى،شُرَحبیل بن ذى‏الصلاح حمیرى از جمله این افراد بودند که کشته شدند. ابراهیم سرهاىفرماندهان سپاه شام را به کوفه نزد مختار فرستاد و او نیز سرها را به حجاز ارسال کرد و امامعلى بن حسین(ع) از دیدن آنها خوشحال شد. ابراهیم پس از آن به موصل رفت و تمامسرزمین جزیره از دیار ربیعه تا دیار مضر را تصرف کرد و بر همه شهرهاى جزیره والیانىگمارد و خراج آنها را جمع آورى کرد.[۸۳]
۳-۶٫ تلاش براى گسترش قلمرو مختار که پس از سرکوب اشراف و وابستگان به اموى‏ها و زبیرى‏ها، مشکل داخلى خودرا حل نموده بود به فکر توسعه مناطق تحت حکومت خود افتاد. بصره مأمن فراریان کوفه وپایگاه زبیریان در عراق، یکى از نقاط مورد توجه مختار بود که طبعاً کانون خطر نیز براى اومحسوب مى‏شد. اقدام مختار مى‏توانست در جهت جذب شیعیان اندک آن دیار نیز باشد.مختار، مثنى بن مخرّبه رهبر شیعیان بصره را به این شهر فرستاد تا مردم را علیه ابن‏زبیربشوراند لیکن در جنگى که درگرفت تعدادى از یارانش کشته شدند و خود به کوفه رفت و به مختار پیوست.[۸۴]نقطه دیگرى که مورد توجه مختار بود «حجاز» مقر اصلى ابن‏زبیر بود. مختار سعى داشت به بهانه کمک به ابن‏زبیر در دفع حمله سپاه شام به حجاز، مدینه را تحت تسلط خود درآورد. اما بادرگیرى نیروهاى اعزامى مختار با نیروهاى ابن‏زبیر، بسیارى ازآنها کشته و بسیارى نیز گریختند.[۸۵] از نامه‏اى که مختار براى محمدبن‏حنفیه فرستاده بر مى‏آید که هدف مختار از بین بردندشمنان اهل‏بیت(ع) و رها کردن سرزمین حجاز براى حاکمیت شیعى بوده است. اگر چه ابن‏حنفیه در پاسخ نامه او که از وى اجازه خواسته بود تا سپاه بى‏شمارى را به سوى مدینه گسیل کند، باتمجید از او و نیتش نوشت:«اگر من قصد جنگ داشتم مردمان زیادى بودند که به منملحق مى‏شدند اما من خود کناره‏گرفته‏ام».[86]مدتى بعد ابن‏زبیر، محمدبن‏حنفیه و جمعى از بنى‏هاشم را که به مکه رفته بودند، براى بیعت تحت فشار قرار داد و چون از اینکار سر باززدند ایشان را زندانى و حتى تهدید به آتش زدن نمود.ابن‏حنفیه طى نامه‏اى از مختار کمک خواست و او نیز با اعزام گروهى به مکه توانست آنها را آزاد نماید. این گروه با شعار «یالثارات الحسین» به طرف زمزم، محل زندان بنى‏هاشم رفته و آنهارا رها کردند. بین نیروهاى ابن‏زبیر و این گروه به دلیل عدم خونریزى در حرم درگیرى رخ نداد[۸۷] و از آنجا که یاران مختار باچوب (نه با شمشیر) وارد مکه شدند به نام «خشبیه»شهرت‏یافتند.
۴-۶٫ اتحاد اشراف کوفه و زبیرى‏ها علیه مختار سرکوبى اشراف کوفه و جستجوى مختار براى یافتنکشندگان خاندان رسول‏الله(ص) موجب فرار اشراف و برخى ازقاتلان به بصره شد. از جمله آنان محمد بن اشعث کندى و شبث بن رِبعى تمیمى بودند که با مصعب بن زبیر علیه مختار ائتلافکردند. آنها حتى افرادى را نیز فرستادند تا با تبلیغ، مردم را ازحمایت مختار باز دارند. تصرف سرزمین جزیره و گسترشاقتدار سیاسى و نظامى مختار و تشویق اشراف کوفه، مصعب بنزبیر را که از سوى برادرش والى بصره شده بود، مصمم به نبرد بامختار کرد. مصعب سپاهى از قبایل مختلف عرب و فراریان(اشراف) کوفه فراهم ساخت و به سوى کوفه حرکت کرد. مختارنیز سپاهى به شمار سى هزار نفر از اعراب و ایرانیان بسیج کرد وفرماندهى آن را به «احمر بن شمیط احمسى» واگذاشت، زیراابراهیم بن مالک از مختار کناره گرفته بود. او که اینک در موصلحاکمیت یافته بود حاضر به بازگشت به کوفه براى حمایت ازمختار نشد. دو سپاه در مَذار، واقع در میسان بین واسط و بصره،روبه‏رو شدند. مصعب یاران مختار را به کتاب خدا و سنتپیامبرش و بیعت با عبدالله بن زبیر به عنوان امیرالمؤمنین فراخواند. ابن‏شمیط نیز آنان را به کتاب خدا و سنت رسولش و بیعتبا امیر مختار و قرار دادن خلافت در خاندان رسول‏الله(ص) بهشورا، فرا خواند. مصعب به سپاه مختار حمله کرد و آنان راشکست داد. احمر بن شمیط به همراه بسیارى از یاران خود کشتهشدند و شمار زیادى از آنان فرار کردند. مصعب پس از پیروزىدر مَذار از راه خشکى و رودخانه فرات به سوى کوفه حرکت کرد.مختار نیز بقایاى سپاه خود را گرد آورد و به مقابله او رفت لیکن هنگامى که نبرد در گرفت مختار شکست خورد و بیشترفرماندهانش کشته شدند. مختار و بقیه یارانش به قصر پناه بردندو سرانجام با تعدادى از یاران خود از قصر بیرون آمدند وجنگیدند تا کشته شدند. مصعب به شش هزار نفر که داخل قصربودند امان داد و چون آنان بیرون آمدند به تحریک برخى ازهمراهان، دستور داد آنها را گردن زدند.[۸۸] پس از کشته شدن مختار، ابراهیم بن مالک نیز با تقاضاى مصعب بدون مقاومت و اعتراضى به کوفه آمد ومصعب او را به گرمى پذیرفت[۸۹] ولى هیچ‏گاه به مقام خود باز نگشت. با سقوط حکومتمختار در کوفه، عراق در قلمرو زبیریان قرار گرفت و هواخواهان ابن‏زبیر در عراق به رهبرىمصعب بن زبیر حکومت را به چنگ آوردند. در نتیجه مبارزات شیعیان که در عراق داراىاهمیت بسزا بود به دلیل عدم وجود فرماندهان لایق و جنگاوران تیز چنگ دوره‏اى از رکودنسبى را پشت سر نهاد ولى این بدان معنى نبود که شیعیان نقش پیشتازانه خود را در انقلاباتعراق فراموش کنند، بلکه مبارزات آنها تحت رهبرى‏ها و اهداف مختلف ادامه یافت.
پی‌نوشت‌ها:

[۶۲]. ر.ک: تاریخ طبرى، ج‏7، صص ۳۲۰۳ – ۳۲۰۱ و ۳۲۰۶٫ تاریخ یعقوبى، ج ۲، ص ۲۰۱٫[۶۳]. تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏3214، نیز تاریخ یعقوبى، ج‏2، ص‏201. در باره علت جدایى مختار از ابن‏زبیر،ر.ک: مروج الذهب، ج‏2، ص‏78.[64]. ر.ک: تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏3215 و ج‏8، ص‏3291.[65]. همان، ج‏7، ص‏3248.[66]. همان، ج‏8، ص‏3287. نیز بنگرید به: تاریخ یعقوبى، ج‏2، ص‏201.[67]. برخى محققان، عدم پاسخ مثبت امام سجاد (ع) را ناشى از لزوم حفظ جان اهل‏بیت(ع) مى‏دانند نه اینکهامام(ع) او را طرد کرده باشد.[۶۸]. مروج الذهب مسعودى، ج‏2، ص‏78.[69]. تاریخ طبرى، ج‏8، ص‏3293.[70]. ر.ک: تاریخ طبرى، ج‏8، صص‏3294 – 3291. تاریخ یعقوبى، ج‏2، ص‏201.[71]. تاریخ طبرى، ج ۸، صص ۹۷ – ۳۲۹۶٫ دینورى، اخبار الطوال، ص ۳۳۴٫[۷۲]. ابن‏اعثم، الفتوح، ج‏3، صص ۲۵۸ – ۲۵۷٫ تاریخ طبرى، ج ۸، ص ۳۳۰۱٫[۷۳]. تاریخ طبرى، ج‏8، ص ۳۳۱۷٫[۷۴]. ابراهیم بیضون، قیام توابین، صص‏71 – 70.[75]. ابن‏اعثم، الفتوح، ج‏2، ص‏286. تاریخ طبرى، ج‏8، ص‏3329. اخبار الطوال دینورى، صص‏338 – 337.[76]. تاریخ طبرى، ج‏8، ص‏3333. ابن‏اعثم، الفتوح، ج‏6، ص‏146، ۱۴۹ و ۱۵۱٫ دینورى، اخبار الطوال،صص‏345 – 344.[77]. دینورى، اخبارالطوال، ص‏344.[78]. براى مشروح قضیه ر.ک: تاریخ طبرى، ج‏8، صص‏3365 – 3323. اخبار الطوال دینورى، صص‏348 -343. ابن‏اعثم، الفتوح، ج‏6، ص‏119 و ۱۳۹٫[۷۹]. اخبار الطوال دینورى، ص‏340، ۳۴۵ و ۳۴۹٫ تاریخ طبرى، ج‏8، ص‏3353.[80]. ابن‏اعثم، الفتوح، ج‏6، ص‏123. تاریخ یعقوبى، ج‏2، ص‏203 (دراین کتاب سر عبیدالله بن زیاد ذکر شده[۸۱]. رسول جعفریان، تاریخ سیاسى اسلام، ج‏3، ص‏224.[82]. اخبار الطوال دینورى، ص‏345 و ۳۴۸٫[۸۳]. همان، صص ۳۴۱ – ۳۳۸٫ تاریخ طبرى، ج‏8، صص ۳۳۹۳ – ۳۳۸۴٫ بلاذرى، انساب الاشراف، ج‏5، ص۲۴۹ و ۲۵۰٫ ابن‏اعثم، الفتوح، ج‏3، ص ۳۱۵٫ تاریخ یعقوبى، ج ۲، ص ۲۰۲٫ مروج الذهب، ج ۲، ص ۱۰۰ و۱۰۱٫[۸۴]. تاریخ طبرى، ج‏8، صص‏3361 – 3359.[85]. تاریخ طبرى، ج‏8، صص‏3369 – 3367.[86]. همان، ص‏3370.[87]. همان، صص‏3373 – 3371. مروج الذهب مسعودى، ج‏2، صص‏82 – 81. بلاذرى، انساب الاشراف، ج‏2،تاریخ یعقوبى، ج‏2، صص‏207 – 205.[88]. مشروح آن در: تاریخ طبرى، ج‏8، صص‏3422 – 3394. اخبار الطوال دینورى، صص‏351 – 348. مروجالذهب، ج‏2، ص‏102.[89]. اخبار الطول دینورى، ص ۳۵۲٫ منبع: فصلنامه حکومت اسلامی شماره ۲۷

 

نوشته قبلی

نقش‏ آفرینى عاشورا در رویدادهاى سیاسى اجتماعى قرن نخست (۵)

نوشته‌ی بعدی

نقش‏ آفرینى عاشورا در رویدادهاى سیاسى اجتماعى قرن نخست (۳)

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

نوشته‌ی بعدی

نقش‏ آفرینى عاشورا در رویدادهاى سیاسى اجتماعى قرن نخست (۳)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا