نقش بی‌بدیل محدّثان در عصر غیبت کبری

به‌مناسبت سالروز ارتحال علامه مجلسی اعلی الله مقامه
گفتاری از مرحوم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره

*بسم الله الرحمن الرحیم*

پس از عصر ائمّه علیهم السلام همواره حاملان حدیث بودند که می‌توانستند سره را از ناسره، و بدعت را از سنّت تشخیص دهند، و مردم را از گمراهی‌هایی که در نتیجه غور در فلسفه، و گرایش به عرفان مصطلح، و مکتب‌های الحادی مطرح می‌گردید نجات دهند، و بالأخره تا این اواخر، یعنی عصر صفویّه – که در آن رسمیت تشیّع تجدید گردید – اعلان می‌شد به‌واسطه عوامل خاصّی که بعد از سلطنت شاه طهماسب اوّل پیش آمد، رفته رفته گرایش به فلسفه، و افکار صوفیانه و مشارب غیر شرعی قوّت گرفت، تا حدی که در اصفهان، خانقاه‌ها برپا شده، و مثل عالم جلیل آقاحسین خوانساری را به جای القاب اسلامی، به عقل حادی‌عشر می‌خواندند، و نهایت ظهور علوم اهل‌بیت علیهم السلام آن بود که محقّق داماد در قالب اصطلاحات فلسفی مطرح می‌کرد، و خلاصه، زبان اهل‌بیت علیهم السلام، و احادیث آنها، در غربت افتاده بود، که به إذن الله تعالی شخصیتی مثل علامه مجلسی رحمه الله ظاهر شد، و حدیث را دوباره چنان احیا و مطرح کرد که احادیث اهل‌بیت علیهم السلام را نه فقط در مدارس و در معرض توجّه و دقّت علما قرار داد، بلکه شاید خانه‌ای در بلاد ایران نماند که از خواندن کتاب بهره نداشته باشد، مگر آن‌که احادیث اهل‌بیت علیهم السلام به صورتی و ذیل عنوانی، در آن وارد شد.
خانقاه‌های اصفهان، همه تعطیل شد و افکار صوفیانه از میان رفت و زبان حدیث و استدلال به ظواهر قرآن و احادیث و زبان ائمّه معصومین علیهم السلام، زبان علما و حوزه‌ها شد.

بدون شکّ، باید گفت: ظهور علامه مجلسی در آن عصر، موجب بازگشت تشیّع به عصر ائمّه علیهم السلام و اصحاب آنها، امثال زراره بن اعین‌ها، و محمّد بن مسلم‌ها، و صاحبان اصول گردید.

نمی‌خواهم بگویم عصر قبل از آن، همانند عصر ائمّه علیهم السلام نبود، ولی این را هم نمی‌توانم بگویم که همانند عصر آنان بود، زیرا اصطلاحات و الفاظ اسلامی کم و بیش عوض شده بود و بحث درس و تألیف و تصنیف چنان که باید، بر محور کتاب و سنّت و احادیث اهل‌بیت علیهم السلام دور نمی‌زد.
هر طور بود و هر گونه بود، به ظاهر اگر مجلسی رحمه الله ظهور نکرده بود، و وضع حوزه‌ها به آن‌گونه که داشت، جلو می‌رفت، شریعت ارسطویی و اسلام ابن سینایی و صدرایی و ابن عربی پابرجا می‌شد، و خدا می‌داند که باب تأویل و توجیه آیات و احادیث، و حمل آنها با تکلّف بر بیانی خاصّ تا کجا گسترده می‌گشت!

این علامه مجلسی بود که حوزه ها را به معارف اصیل دین، و تشیّع بازگرداند، و قرآن و سنّت را مافوق همه مکتب‌ها قرار داد. شکر الله سعیه وجزاه الله عن هذا الدّین والکتاب والسنّه خیر جزاء المحسنین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.