یکی از لایههای کمتر دیدهشده در جنگ ۴۰ روزه اخیر، نه در میدان نظامی، بلکه در عرصه عملیات رسانهای و روانی شکل گرفته است؛ جایی که دو طرف تلاش کردند بر ذهن و ادراک افکار عمومی جهانی اثر بگذارند.
برخلاف تصور اولیه بسیاری از تحلیلگران که این میدان را بهطور سنتی در اختیار قدرتهای رسانهای غربی میدانستند، در این جنگ ایران توانست فراتر از انتظار ظاهر شود و در همین زمین نابرابر، ابتکار عمل را در دست بگیرد و در تولید و جهتدهی روایتها اثرگذارتر از آمریکا عمل کند.
اساساً جنگ رسانهای–روانی در سطح بینالمللی، یک خاکریز واقعی و تعیینکننده در ساختار جنگهای مدرن است. به بیان دیگر، همانگونه که در میدان نظامی حفظ مواضع اهمیت دارد، در میدان ادراکی نیز کنترل روایتها میتواند معادلات را تغییر دهد.
در این میان، یکی از مهمترین محورهای عملیات رسانهای-روانی ایران، نقشآفرینی شبکه سفارتخانهها و نمایندگیهای دیپلماتیک کشورمان در فضای مجازی بود. ظرفیتی که پیشتر در قالب فعالیتهای رسمی و کلاسیک دیپلماتیک شناخته میشد، اما در جریان جنگ ۴۰ روزه، به یک شبکه فعال و هماهنگ در جنگ روایتها تبدیل شد.
حسابهای نمایندگیهای جمهوری اسلامی ایران در شبکههای اجتماعی، از جمله ایکس، اینستاگرام، فیسبوک، یوتیوب، تلگرام، تیکتاک و سایر بسترهای نوین، روندی تصاعدی در تولید محتوای تخصصی و هدفمند را تجربه کردند و بهتدریج به بازیگری فعال در عرصه افکار عمومی جهانی بدل شدند.
با آغاز جنگ تجاوزکارانه دشمن آمریکایی-صهیونی علیه کشورمان، مجموعهای از اقدامات هماهنگ برای راهبری بهرهبرداری حداکثری از ظرفیت شبکههای اجتماعی، برای طرح و تثبیت روایت جمهوری اسلامی ایران از جنگ، به اجرا درآمد.
این اقدامات صرفاً به انتشار بیانیههای رسمی محدود نبود، بلکه شامل تولید محتوای اقناعی، تبیینی و چندلایه در قالبهای متنوع رسانهای میشد؛ از متن و تصویر گرفته تا محتوای کوتاه، کنایهآمیز و حتی طنز سیاسی هدفمند.
محتوای تولیدشده توسط نمایندگیهای جمهوری اسلامی ایران در دنیا، بر محورهایی چون نقض حقوق بینالملل، آغازگری جنگ، ترور مقامات و فرماندهان، حملات به زیرساختهای غیرنظامی، مشروعیت پاسخ ایران و همچنین افشای عملیاتهای «دستکاری روایت» و «دروغپردازی سازمانیافته» از سوی دشمن متمرکز بود.
در کنار روایت رسمی، استفاده از تاکتیکهای غیرمتعارفتر، مانند ترولینگ هدفمند، میمهای سیاسی و پیامهای کنایهآمیز نیز بهطور چشمگیری افزایش یافت؛ امری که به شکلگیری محتوای وایرال و نفوذ آن در گفتمان رسانهای غرب کمک کرد.
نقطه آغاز این روند، بهطور مشخص با فعالیت سفارت ایران در آفریقای جنوبی برجسته شد. این سفارتخانه با انتشار دو پیام کوتاه اما ساختارشکن در شبکه اجتماعی ایکس، بهطور مستقیم سیاستهای دونالد ترامپ و رویکردهای یکجانبهگرایانه آمریکا را هدف قرار داد. همین پیامهای بهظاهر ساده، به دلیل لحن متفاوت و ساختار غیرکلیشهای، بازتاب گستردهای در فضای مجازی پیدا کرد و تعاملات قابلتوجهی از کاربران بینالمللی را به همراه داشت.
پس از این نقطه آغاز، موجی از همراهی دیپلماتیک در فضای مجازی شکل گرفت. سفارتخانههای ایران در کشورهایی همچون زیمبابوه، هند، افغانستان، ژاپن، چین، بلغارستان، اسپانیا، پاکستان، انگلیس، اندونزی، تونس، کویت، غنا، تایلند، نیوزیلند، آلمان، لبنان، هلند، سیرالئون، موریتانی، ارمنستان، عراق، یونان، لهستان، کنیا و چندین کشور دیگر، بهسرعت وارد این فضا شدند. هر یک از این نمایندگیها با توجه به موقعیت جغرافیایی و مخاطبان خود، به نقد سیاستهای آمریکا و بازنمایی روایت ایران پرداختند.
نتیجه این همافزایی، شکلگیری نوعی دفاع و تهاجم دیپلماتیک در فضای مجازی بود که توانست در مدت کوتاهی، موجی گسترده در شبکههای اجتماعی ایجاد کند.
این موضوع بهگونهای پیش رفت که حتی در سطح رسانههای جریان اصلی جهان نیز بازتاب یافت و حسابهای رسمی سفارتخانههای ایران، بهتدریج به یکی از منابع تولید روایت درباره تحولات جنگ تبدیل شدند.
در واقع، یک شبکه منسجم روایتساز توانست انحصار رسانهای سنتی غرب را، حداقل در جنگ علیه ایران، به چالش بکشد.
اهمیت این روند زمانی بیشتر شد که واکنش دشمن نیز آشکار گردید. بهعنوان مثال، وزیر امور خارجه آمریکا به سفارتخانهها و کنسولگریهای این کشور دستور داد تا برای مقابله با عملیات رسانهای ایران، با واحدهای عملیات روانی ارتش آمریکا همکاری کنند.
این دستور نشاندهنده آن بود که سطح اثرگذاری این موج رسانهای، بهعنوان یک تهدید ادراکی جدی در ساختار تصمیمگیری آمریکا تلقی شده است.
حتی رئیسجمهور آمریکا نیز در اظهاراتی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال»، به نوعی به این فضا واکنش نشان داد و از نقش ایران در استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی و حتی هوش مصنوعی در جنگ روایتها انتقاد کرد.
دونالد ترامپ ایران را به بهرهگیری از هوش مصنوعی بهعنوان «سلاح اطلاعات نادرست» متهم کرد؛ اتهامی که خود نشاندهنده حساسیت بالای طرف آمریکایی نسبت به تغییر توازن در میدان رسانهای بود.
ایران توانست با بهرهگیری از ظرفیت شبکهای سفارتخانهها، تولید محتوای چندلایه و استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی، نهتنها در برابر جریان غالب رسانهای مقاومت کند، بلکه آن را به چالش بکشد و حتی به شکلگیری موجهای جدید روایت کمک کند.
منبع: روزنامه اینترنتی صدای ایران


















هیچ نظری وجود ندارد