12 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

نیمه پنهان بنی امیه(۱)

0
SHARES
8
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

بدعت گزاری در احکام دین
تاریخ نشان می دهد بنی امیه با ورود به عرصه خلافت و تکیه بر اریکه قدرت، تغییر در احکام دین را سرلوحه برنامه های خود قرار دادند و در راستای سیاست «دین ستیزی» از هیچ کوششی برای گسترش بدعت ها در سطح جوامع اسلامی فروگذار نکردند. برای نمونه می توان موارد ذیل را مورد اشاره قرار داد:
۱٫ اذان گفتن در نماز عید(فطر و قربان) شافعی می نویسد: «در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله، ابوبکر، عمر و عثمان برای نماز عیدین اذان گفته نشد تا اینکه معاویه آن را در شام بنا نهاد». (1) سیوطی نیز می گوید: «بنی مروان نخستین کسانی اند که سنت اذان در نماز عیدین را بنا نهادند». (2) به هر حال این رسم، بدعتی بود که بنی امیه آن را به نام خود ثبت کردند.
۲٫ ایراد خطبه عیدین پیش از نماز تمام فقهای مذاهب اسلامی اتفاق نظر دارند که اقامه خطبه پس از خواندن نماز عیدین است. (۳) اما بنی امیه بنا به دلایلی، خطبه را پیش از نماز ایراد می نمودند. ابن حزم می نویسد: « بنی امیه خطبه را پیش از نماز(عیدین) قرار دادند و دلیل آن را چنین بیان نمودند که مردم پس از نماز پراکنده می شوند و (فضیلت)خطبه را درک نمی کنند. در حالی که دلیل اصلی آن، این بود که علی بن ابی طالب علیه السلام را (در خطبه ها) دشنام می دادند و لذا مردم ( از شنیدن خطبه) فرار می کردند». (4)
۳٫ حلال نمودن ربا معاویه نخستین کسی است که ربا را رسماً بنام بر نظر خود، حلال شمرد و «بیع ربوی» را انجام داد.(۵) او پیمانه ای از طلا یا نقره را به بیش از ارزش وزنش فروخت، ابودرداء به او گفت: «از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که از چنین معامله ای (بیع ربوی) نهی می نمود مگر آنکه به قیمت همان وزن خود فروخته شود» . معاویه پاسخ داد: «اما من در این معامله اشکالی نمی بینم!».(6)
۴٫ تمام خواندن نماز در سفر ابن عباس می گوید: «اولین ایرادی که به عثمان گفتند، آن بود که وی در سال ششم خلافتش، نمازش را در منا(که حکم سفر داشت) تمام به جا آورد. این باعث شد که بسیاری از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله به او اعتراض کنند». (7)در نقل دیگری از ابن عباس آمده است که: «رسول خدا صلی الله علیه و آله»، ابوبکر، عمر و حتی عثمان در آغاز خلافتش هنگام سفر، نمازشان را قصر می خواندند اما عثمان پس از مدتی نماز سفر را چهار رکعتی به جا آورد و این عمل را بنی امیه ادامه دادند». (8)شایان ذکر است در میان مذاهب اسلامی، فقهای امامیه و حنفیه، نماز مسافر را متعین در قصر و دیگران، قصر و اتمام را جایز می دانند. (۹)
۵٫ حذف «بسم الله الرحمن الرحیم» درنماز شافعی می نویسد: « معاویه درمدینه نماز جماعت اقامه کرد اما «بسم الله الرحمن الرحیم» نگفت. پس از سلام نماز، مهاجرین و انصار فریاد زدند: «ای معاویه! از نمازت می دزدی؟ پس «بسم الله الرحمن الرحیم» چه شد؟ تکبیرت کجا رفت؟…» (10) شاید به همین خاطر است که میان مذاهب اسلامی در جزئیت «بسم الله» برای قرائت نماز، اختلاف است. حنفی ها آن را جزء سوره نمی دانند و برای جهر یا اخفاف آن هیچ استحبابی قائل نیستند. مالکی ها نیز آن را جزء ندانسته، اما ترک آن را برای یک بار مستحب می دانند. حنابله بسم الله را جزء سوره می دانند و می گویند باید آهسته خوانده شود. و بالاخره شافعی ها آن را جزء سوره دانسته ، معتقدند در نماز صبح و مغرب و عشا به جهر و در سایر نمازها آهسته خوانده شود. شیعه امامیه نیز به پیروی از پیشوایان معصوم علیهم السلام بسم الله را جزء سوره دانسته، ترک آن را به هیچ وجه جایز نمی دانند.(۱۱) برای آشکار نمودن آن اهمیت قائل است. امام صادق علیه السلام در خصوص رواج این بدعت فرمود:«کتموا بسم الله الرحمن الرحیم فنعم و الله الاسماء کتموها! کان رسول الله (صلی الله علیه و آله) اذا دخل الی منزله و اجتمعت علیه قریش یجهر ببسم الله ارحمن الرحیم و یرفع بها صوته فتولی قریش فرارا فأنزل الله عز وجل فی ذلک: (وَ اِذا ذَکَرَتْ رَبِّکَ فِی الْقُرآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلی اَدْبارِهِمْ‌نُفُوراً) (۱۲) ؛ (۱۳) «بسم الله الرحمن الرحیم»را پنهان نمودند. و به خدا سوگند، چه اسمائی را پنهان کردند! رسول خدا صلی الله علیه و آله هر گاه وارد منزلش می شد و قریش بر او اجتماع می کردند، با صدای بلند بسم الله الرحمن الرحیم را آشکار می نمود و قریش با شنیدن آن فرار می کردند. به همین سبب، خداوند آیه و چون تو در قرائت (نماز) خدایت را به یگانگی یاد کنی، کافران روی گردانیده و گریزان می شوند را نازل کرد».
۶٫ حذف تلبیه در مراسم حج سعید بن جبیر می گوید:«ابن عباس در عرفه به من گفت: ای سعید! چه شده صدای تلبیه مردم را نمی شنوم؟ به او گفتم: از معاویه می ترسند. ابن عباس از خیمه اش بیرون آمد و فریاد زد: «لبیک اللهم لبیک رغماً لانف معاویه! لبیک می گویم تا بینی معاویه به خاک مالیده شود! خدایا آنان را لعنت کن! چرا که سنت پیامبر صلی الله علیه و آله را به خاطر کینه ورزی با علی علیه السلام کنار گذاردند». (14)
سیاست بنی امیه بنی امیه برای از بین بردن اسلام و عقب راندن مردم به دوران سیاه جاهلیت، سیاست خود را بر پایه های ذیل استوار نمودند:
۱٫ دشنام دادن امیر مؤمنان علیه السلام ایجاد شکاف میان اهل بیت علیهم السلام و مردم و بدبین نمودن آنان به این خاندان پاک، سیاستی بود که بنی امیه به شدت آن را دنبال می کردند. معاویه نخستین کسی بود که در راستای تحقق این سیاست، علی علیه السلام را بر منبر دشنام داد و سپس با صدور بخشنامه ای به کارگزارانش، ضرورت لعن امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ها و منبرها و بدگویی از ایشان را مورد تأکید قرار داد. (۱۵) متاسفانه این بدعت در طول حکومت بنی امیه، نزدیک به یک قرن و به صورت بسیار گسترده ای ادامه یافت تا جایی که به نقل برخی، هفتاد هزار منبر لعن درآن دوران برای این شخصیت تابناک و فروزان تشکیل شد!(۱۶)طبری می نویسد: «معاویه هنگامی که مغیره بن شعبه را در سال ۴۱ق. حاکم کوفه نمود، او را نزد خود فراخواند و گفت: خواستم تو را به مسائل فراوان نصیحت کنم اما به دلیل اعتماد بر بصیرت و تیزبینی ات، از بیان آنها خودداری می کنم. مگر یک نصیحت که یادآوری آن را ضروری می دانم. هیچ گاه از دشنام و مذمت علی و ترحم بر عثمان و استغفار برای او دست بر ندار! بر یاران علی خرده گیر و آنان را تحقیر کن و به سخنانشان گوش مده! اما پیروان عثمان را پذیرا باش و آنان را به خود نزدیک ساز و سخنانشان را با دقت گوش کن!» (17)در چنین فضایی، اهل بیت علیهم السلام از موضع عزت و اقتدار با این بدعت شوم، مبارزه می کردند. امام حسن مجتبی علیه السلام هنگامی که دید معاویه بر منبر، حضرت علی علیه السلام را دشنام می دهد، برخاست و پس از اشاره به نسب معاویه، فرمود:«او انت تسب امیر المومنین علیه السلام و قد قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:«من سبّ علیاً فقد سبّنی، و من سبّنی فقدسبّ الله، و من سبّ الله ادخله الله نار جهنم خالداً فیها مخلدّاً و له عذاب مقیم؟؛ (۱۸)آیا تو امیر مؤمنان علیه السلام را دشنام می دهی؟ درحالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس علی علیه السلام را ناسزا گوید، مرا سب کرده و هر کس مرا دشنام دهد، خدا را سب نموده و آنکه خدا را دشنام دهد، او را به آتش جهنم وارد می کند در حالی که در آنجا جاویدان است و عذابی پایدار دارد!».همچنین روایت شده امام صادق علیه السلام در پاسخ به شخصی که ایشان درباره دشنام دهنده به امیر مؤمنان علیه السلام پرسیده بود؛ فرمود: «والله هو حلال الدم؛ (۱۹) به خدا سوگند، خونش مباح است».
۲٫ تخدیر فکری و فرهنگی جامعه سیاست فرهنگی بنی امیه بر این بود تا با مدیریت آموزش دینی، میزان آگاهی مردم را در حوزه معارف اسلامی محدود کنند و آن را در جهتی خاص و هماهنگ با حکومت خود، قرار دهند. از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: «ان بنی امیه اطلقوا للناس تعلیم الایمان و لم یطلقوا تعلیم الشرک لکی اذا حملوهم علیه لم یعرفوه؛ (۲۰) بنی امیه مردم را در فراگیری ایمان آزاد گذاشتند اما به آنان اجازه ندادند شرک را یاد بگیرند تا اگر خواستند آنان را به شرک وادار کنند، متوجه نشوند».معنایی که از حدیث فهمیده می شود، آن است که بنی امیه هیچ مخالفتی با فراگیری لوازم و ظواهر ایمان مانند: نماز، رفتن به مسجد و غیر اینها نداشتند و تنها نگرانی و حساسیت آنان، آگاهی مردم از معنای شرک و اعمال منتهی به آن بود. اینکه مردم بدانند زنا، شرب خمر، اطاعت از ستمگر و یا قتل اولیای خدا هم شرک محسوب می شود؛ به هیچ وجه با منافع حکومت بنی امیه سازگار نبود، لذا مردم را در این زمینه در جهل و بی خبری نگاه می داشتند.
۳٫ تبعید و ترور صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله طبقه فرزانه و نخبه از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله در حکومت اموی نه تنها دارای جایگاه و منزلت نبودند، بلکه امنیت جانی و آبرویی آنان مورد تهدید قرار می گرفت . صحابه به علت اعتراض به بدعت ها و اقدامات خلاف شرع بنی امیه، به سرعت ترور یا تبعید می شدند. امام حسین علیه السلام در پاسخی کوبنده و آتشین به نامه معاویه وضعیت پیش آمده را این گونه به تصویر می کشد:«الست قاتل حجر بن عدی اخی کنده و اصحابه الصالحین المطیعین العابدین کانوا ینکرون الظلم و یستعظمون المنکر و البدع و یؤثرون حکم الکتاب و لا یخافون فی الله لومه لائم فقتلتهم ظلما و عدوانا … او لست قاتل عمرو بن الحمق صاحب رسول الله، العبد الصالح الذی ابلته العباده فصفرت لونه و نحلت جسمه…؟؛ (۲۱) آیا تو قاتل حجر بن عدی و یاران صالح، عابد و فرمانبردارش نیستی؟ آنان به ظلم اعتراض می کردند، [خطر] بدعت ها و منکرات را بزرگ می شمردند و حکم قرآن را بر همه چیز مقدم می داشتند و [در این را] از سرزنش هیچ کس باکی نداشتند. پس تو آنان را از روی ظلم و دشمنی کشتی …و آیا تو قاتل عمرو بن حمق، صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله نیستی؛ همان عبد صالحی که رنگ رخسارش از عبادت، زرد و جسمش نحیف شده بود…؟».حجر و عمرو بن حمق، هر دو از بزرگان صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله و از یاوران امام علی علیه السلام بودند. (۲۲) حجر به دلیل اعتراض به عملکرد حاکمان اموی، و عمرو به اتهام شرکت در قتل عثمان، به دستور معاویه به قتل رسیدند. (۲۳) عمرو بن حمق پس از ظهور اسلام نخستین کسی بود که سرش را جدا نموده، آن را از سرزمینی به سرزمین دیگر منتقل کردند و برای معاویه فرستادند. (۲۴) ابوذر نیز صحابی جلیل القدر دیگری است که درحکومت بنی امیه- خلافت عثمان- مورد توهین و بی احترامی قرار گرفت و او را به خاطر انتقاد های فراوانش از ظلم ها و بی عدالتی ها به بیابان خشک «ربذه» تبعید نمودند. امام علی علیه السلام هنگام بدرقه ابوذر، موضع خود را درباره این اقدام دستگاه خلافت چنین بیان فرمود:«یا اباذر انک غضبت لله فارج من غضبت له ان القوم خافوک علی دنیاهم و خفتهم علی دینک فاترک فی ایدیهم ما خافوک علیه و اهرب منهم بما خفتهم علیه؛ (۲۵) ای اباذر! همانا تو برای خدا به خشم آمدی، پس امید به کسی داشته باش که به خاطر او غضبناک شدی. این مردم برای دنیای خود از تو ترسیدند و تو بر دین خویش از آنان ترسیدی. پس دنیا را که به خاطر آن از تو ترسیدند، به خودشان واگذار و با دین خود که برای آن ترسیدی، از این مردم بگریز».بی شک ادامه این سیاست، می توانست ارتباط نسل جوان را با مسلمانان دلسوز و انقلابی معاصر با عصر نزول وحی، قطع کند و آنان را از تاریخ مبارزات پیامبر صلی الله علیه و آله و اصحاب او با سران کفر و نفاق بی اطلاع گرداند.
۴٫ ایجاد رعب و وحشت بنی امیه هیچ گونه مخالفت و اعتراضی را برنمی تابیدند و آن را به شدت سرکوب می کردند. آنان برای آنکه هر گونه قیام و شورشی بر ضد حکومت را خیالی خام و واهی جلوه دهند، با شکنجه و کشتار بی رحمانه مردم- خصوصاً دوستداران اهل بیت علیهم السلام- فضایی مملو از اختناق، رعب و وحشت در جامعه به وجود می آوردند. ما در اینجا به بیان دو نمونه بسنده می کنیم:۱٫ بسر بن ارطاه: او یکی از خواص مورد اعتماد و فرماندهان نظامی معاویه بود. (۲۶) «بسر» از جانب معاویه سه ماموریت مهم بر عهده داشت: ترس و وحشت در دل های مردم بیفکند، اموال مردم را به تاراج برد و پیروان علی علیه السلام را به قتل برساند. (۲۷) او در اجرای این فرمان، ابتدا با سه هزار نیرو وارد مدینه شد (۲۸) و طی یک سخنرانی، اهالی آن سرزمین را مورد تحقیر و ناسزاگویی قرار داد و بعد از آن، خانه های بسیاری را به آتش کشید. (۲۹) سپس به سوی مکه روانه شد و در مسیر خود، اموال بسیاری را به غارت برد. هنگام ورود به مکه، تهدید نمود در صورت هرگونه مخالفت، اموالشان ضبط و بنیانشان برچیده خواهد شد. (۳۰) پس از آن به یمن یورش برد و سی هزار نفر را بی رحمانه کشت و برخی را نیز در آتش سوزاند. (۳۱) او در آن دیار، خردسال و کهنسال را با هم از تیغ شمشیرش گذراند. (۳۲) زنان مسلمان را اسیر نمود و آنان را در بازارها به معرض فروش گذاشت. (۳۳) جنایت و بی رحمی او به حدی بود که کودکان عبید الله بن عباس (عبدالرحمن وقثم) را وحشیانه سر برید. (۳۴) هنگامی که خبر جنایات هولناک «بسر» به امیر مؤمنان علیه السلام رسید، ناله بلندی سرداد و فرمود:«اللهم ان بسرا باع دینه بالدنیا و انتهک محارمک و کانت طاعه مخلوق فاجر آثر عنده مما عندک، اللهم فلا تمته حتی تسلبه عقله و لا توجب له رحمتک و لا ساعه من نهار، اللهم العن بسرا و عمرا و معاویه..؛ (۳۵) خدایا! بسر، دینش را به دنیا فروخته و حرام هایت را هتک کرده و بربندگی مخلوق تباهکاری (معاویه) کمر بسته است. خدایا! هر نعمتی که به او داده ای بگیر، و او را در حالی که خرد را از او گرفته ای، بمیران. رحمت خود را بر او مفرست و ساعتی از روز را توفیق نده. خدایا! بسر و عمر و معاویه را لعنت فرست…».2. حجاج بن یوسف ثقفی: او به سال هفتاد و پنج هجری از طرف عبد الملک بن مروان بن حکم، والی عراق شد. (۳۶)حجاج هنگام ورود به کوفه چهره اش را پوشاند و ناشناس وارد مسجد گردید. بر فراز منبر رفت و روی خود را گشود و این گونه آغاز سخن کرد:« سرهایی را می بینم که چون میوه رسیده، موقع چیدن آنها فرارسیده است و باید از تن جدا شود و خون هایی را می بینم که میان عمامه ها و ریش ها می درخشد».او سخنان تهدید آمیزش را ادامه داد و چنان مردم را ترساند که بی اختیار سنگ ریزه از دست مردی که می خواست او را سنگسار کند، بر زمین ریخت. (۳۷)حجاج، فردی بی رحم و خون ریز بود و توانست در سراسر عراق با کشتن انسان های بی گناه، حکومت وحشت برقرار سازد. او در بصره نمازگزاران را درون مسجد به قتل رساند و در بیرون مسجد نیز هر کس به آنجا گام می گذاشت، سرش از تن جدا می شد. (۳۸) در مدت فرمانروایی حجاج، تعداد کسانی که با شمشیر دژخیمان وی یا زیر شکنجه جان سپردند، صد و بیست هزار نفر گزارش شده است. (۳۹) شاید بتوان این فراز از دعای امام سجاد علیه السلام را نمایانگر گوشه ای از این شرایط تلخ و ناگوار آن دوره دانست:«فکم من عدو انتضی علیّ سیف عداوته و شحذ لی ظبه مدیته و ارهف لی شباحدّ ه و داف لی قواتل سمومه و سدّد نحوی صوائب سهامه و لم تنم عنّی عین حراسته و اضمر ان یسومنی المکروه و یجرّ عنی زُعاق مرارته…؛ (۴۰) پس چه بسیار از دشمنانم که شمشیر عداوتش را از غلاف بیرون آورده و تیغش را برای من تیز کرده است و تیغه تیزی آن را برایم صیقل داده و زهرهای کشنده اش را برای من مهیا ساخته و مرا آماج تیرها نافذش قرار داده و چشم مراقبتش نسبت به من خواب نگراییده و تصمیم گرفته است که شر و بدی به من برساند و تلخی و مرارت خود را به کام من بیفشاند…».
پی نوشت ها :

۱٫ کتاب الام، ج۱، ص۲۶۹٫۲٫ الغدیر، ج۱۰، ص۲۷۴، به نقل از الاوائل، سیوطی، ص۹٫۳٫ الفقه علی المذاهب الخمسه، ص۱۲۳٫۴٫ المحلی، ابن حزم، ج۵، ص۸۶٫۵٫ الغدیر، ج۱۱، ص۹۲٫۶٫ السنن الکبری، بیهقی، ج۵، ص۲۸۰؛ الرساله شافعی، ص۴۴۶؛ المجموع، نووی، ج۱۰، ص۳۰؛ الموطاء مالک، ج۲، ص۳۳؛ کتاب المسند، شافعی، ص۲۴۳٫۷٫ تاریخ طبری، ج۴، ص۱۶٫۸٫ المصنف، عبدالرزاق، ج۲، ص۵۱۸؛ کنز العمال، ج۸، ص۲۳۸٫۹٫ الفقه علی المذاهب الخمسه، ص۱۳۰٫۱۰٫ کتاب الام، ج۱، ص۱۳۰؛ المجموع، ج۳، ص۳۵۰؛ کتاب المسند، ص۳۷٫۱۱٫ الفقه علی المذاهب الخمسه، ص۱۰۸-۱۱۰٫۱۲٫ اسراء/۴۶٫۱۳٫ اصول کافی، ج۸، ص۲۶۶٫۱۴٫ السنن الکبری، ج۵، ص۱۱۳؛ سنن نسایی، ج۵، ص۲۵۳؛ صحیح ابن خزیمه، ج۴، ص۲۶۰؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۱، ص۴۶۵٫۱۵٫ الغدیر، ج۲، ص۱۵۹، به نقل از العقد الفرید، ج۲، ص۳۰۰٫۱۶٫ همان، به نقل از ربیع الابرار، زمخشری، ج۲، ص۱۸۶٫۱۷٫ تاریخ طبری، ج۴، ص۴۷۸٫۱۸٫ الاحتجاج، ج۲، ص۵۵٫۱۹٫ وسائل الشیعه، ج۲۸، ص۲۱۵٫۲۰٫ اصول کافی، ج۲، ص۲۱۵و۲۱۶٫۲۱٫ الاحتجاج، ج۲، ص۹۰٫۲۲٫اختیار معرفه الرجال، ج۱، ص۲۴۸و۲۵۳٫۲۳٫ الغدیر، ج۱۱،ص۵۰-۵۶٫۲۴٫ الاستیعاب، ج۲، ص۹۲٫۲۵٫ نهج البلاغه، خطبه ۱۳۰٫۲۶٫ الغدیر، ج۱۰، ص۴۱۰۲۷٫ همان،ج۱۱، ص۳۳، به نقل از الغارات، ص۴۱۱٫۲۸٫ همان.۲۹٫ همان، ص۳۴٫۳۰٫ همان، ص۳۶٫۳۱٫ همان، ص۳۹٫۳۲٫ همان، ص۳۰٫۳۳٫ همان، ص۳۱٫۳۴٫ همان، ص۳۷٫۳۵٫ همان، ص۲۷و۳۹٫۳۶٫ تاریخ الخلفاء ، ص۱۷۳٫۳۷٫ تاریخ طبری، ج۵، ص۲۹۸-۳۰۰٫۳۸٫ سیره پیشوایان، ص۲۴۸، به نقل از الامامه و السیاسه، ج۲، ص۳۲٫۳۹٫ همان، به نقل از مروج الذهب، ج۳، ص۱۶۶و۱۶۷٫۴۰٫ صحیفه کامله سجادیه، دعای چهل و نهم.منبع: فرهنگ کوثر ۸۱ادامه دارد…

 

نوشته قبلی

نیمه پنهان بنی امیه(۲)

نوشته‌ی بعدی

نگرشی به میراث علمی مسلمانان در اسپانیا

مرتبط نوشته ها

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

نگرشی به میراث علمی مسلمانان در اسپانیا

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا