12 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

نیمه پنهان بنی امیه(۲)

0
SHARES
13
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

۵٫ تولید و نشر احادیث ساختگی حکومت ننگین بنی امیه به منظور مشروع جلوه دادن حکومت غاصبانه خویش، توجیه اقدامات خلاف شرع حاکمان و سرکوب نمودن مخالفان خود به ویژه اهل بیت علیهم السلام، سیاست «حدیث سازی» را در پیش گرفت. آغاز این پدیده شوم و اندهبار، در زمان معاویه رخ داد و پس از او نیز این خط مشی در دوران دیگر امویان ادامه و گسترش یافت. مهمترین محورهای جعل حدیث در آن روزگار سیاه را می توان چنین نام برد:
فضائل بنی امیه:معاویه به دلیل پیشینه زشت خود و خاندانش، به جعل احادیثی روی آورد تا خودش را امین و از مقربان پیامبر صلی الله علیه و آله و کاتب قرآن معرفی کند. در یکی از این احدیث جعلی، جبرئیل خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله می گوید: «یا محمد لیس لک ان تعزل من اختاره الله لکتابه وحیه، فاقره انه امین؛ ( ۱) ای محمد! تو نباید کسی را که خداوند به عنوان کاتب وحی اش برگزیده، عزل نمایی. او را ابقا کن چرا که امین وحی است».ابن ابی الحدید در رد ادعای کتابت وحی، می گوید: «محققان بر آنند که وحی را علی علیه السلام، زید بن ثابت و زید بن ارقم می نوشته و معاویه حنظله نامه ها، نیازهای مردم و زکات و تقسیم آن را می نوشته اند». ( 2)
فضیلت شام: معاویه- بنیان گذار حکومت اموی- برای مقبول جلوه دادن پایتخت خود در افکار عمومی، با جعل حدیث به تقدیس شام و مردمان آن پرداخت. یکی از آن احادیث ساختگی، این است: «عن عمرو بن العاص قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله یقول: انا فی منامی اتتنی ملائکه فحملت عمود الکتاب من تحت وسادتی فعمدت به الی الشام، الا فالایمان حین تقع الفتن بالشام؛ ( ۳) من خواب بودم که فرشتگان به خوابم آمدند و عمود کتاب (قرآن و ایمان) را از زیر تشکم به سوی شام بردند. هوشیار باشید که هنگام پیش آمدن فتنه ها، ایمان در شام است».این در حالی است که امام علی علیه السلام در وصف شامیان فرمود: «جُفاهُ طَغَامُ، وش عَبِیدُ اقْزَامُ جُمِعُوا مِنْ کُلِّ اوْبِ، وَ تُلُقِّطُوا مِنْ کُلِّ شَوْبِ، مِمَّنْ‌یَنْبَغی انْ یُفَقَّهَ وَ یُوَدَّبَ؛ ( ۴) شامیان درشت خویان پست و بردگانی فرمایه اند که از هر گوشه ای گرد آمده و ازگروه های مختلفی ترکیب یافته اند؛‌ مردمی که سزاوار بود احکام دین را بیاموزند و تربیت شوند…».
فضیلت سازی برای خلفا:معاویه به کارگزارانش فرمان داد تا روایتگران فضائل عثمان و پیروانش را ارج نهند، و پس از فراوان شدن این دست از احادیث، دستور داد تا درباره دیگر صحابه – به ویژه خلفای نخستین- حدیث جعل نمایند. ( ۵) او برای کمرنگ نمودن فضائل امام علی علیه السلام، از جاعلان حدیث خواست اخبار جعلی را مشابه با احادیث اصلی بسازند. برای نمونه در برابر حدیث مشهور پیامبر صلی الله علیه و آله «انا مدینه العلم و علی بابها فمن اراد المدینه فلیاتها من بابها؛ ( ۶) من شهر دانشم و علی علیه السلام دروازه آن، پس هر کس قصد ورود به شهر را دارد، از درش در آید»، حدیث «انا مدینه العلم و ابوبکر اساسها و عمر حیطانها و عثمان سقفها و علی علیه السلام بابها؛ من شهر دانشم و ابوبکر پایه آن، عمر دیوار آن، عثمان سقف آن و علی علیه السلام دروازه آن است» ساخته شد. ( ۷)
لزوم پیروی از حاکمان ستمگر:حکومت اموی برای استواری پایه های خود، به اطاعت مردم نیاز داشت و لازم می دید تمامی فرمان هایش بی چون و چرا اجرا شوند تاریخ حدیث از روایاتی خبر می دهد که توجیه گر «استبداد سیاسی» بنی امیه بود. صحیح مسلم روایتی را در این زمینه به رسول خدا صلی الله علیه و‌ آله نسبت می دهد که فرمود: «یکون بعدی ائمه لا یهتدون بهدای و لا یستنون بسنتی و سیقوم فیهم رجال قلوبهم قلوب الشیاطین فی جثمان انس. قال: قلت: کیف اصنع یا رسول الله ان ادرکت ذلک؟ قال: تسمع و تطیع للامیر و ان ضرب ظهرک و اخذ مالک فاسمع و اطع؛ ( ۸) پس از من حاکمانی هستند که راه مرا نمی پویند و به سنت من عمل نمی کنند. مردمانی از میان آنان بر می خیزند که صورت انسانی و دل شیطانی دارند. (راوی می گوید) پرسیدم: اگر آن روزگار را درک کردم، چه کنم؟ فرمود: گوش به فرمان و مطیع فرمانروایت باش حتی اگر بر پشتت زد و دارایی ات را گرفت، باید گوش به فرمان باشی و اطاعت کنی».امان معصوم علیه السلام در برابر این افترای بزرگ، جبهه ای مخالف تشکیل دادند. امام علی علیه السلام به نقل احادیثی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله که معاویه آنها را مسکوت گذاشته بود، پرداخت و فرمود: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله فی وصیته لی: یا علی اربعه من قواصم الظهر امام یعصی الله و یطاع امره…؛ ( ۹)رسول خدا صلی الله علیه و آله در وصیتش به من فرمود: یا علی! چهار چیز، شکننده کمر انسان است: (نخست) امامی که خدا را معصیت می کند و اطاعت می شود…».اوج مبارزه سرسختانه با این باور شرک آلود، در «قیام سرخ حسینی» دیده می شود. امام حسین علیه السلام در آن محیط وحشت و اختناق، شجاعانه با فریادی رسا و آشکار فرمود: «یا ایها الناس ان رسول الله صلی الله علیه و آله قال: من رای سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ناکثا عهده مخالفا لسنه رسول الله صلی الله علیه و آله یعمل فی عباد الله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل و لا قول کان حقا علی الله ان یدخله مدخله …؛ (۱۰) مردم! پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر مسلمانی با سلطان زور گویی مواجه گردد که حرام خدا را حلال نموده و پیمان الهی را در هم می شکند و با سنت و قانون رسول خدا صلی الله علیه و آله از در مخالفت درآمده و در میان بندگان خدا راه گناه و معصیت و دشمنی در پیش می گیرد و او در مقابل چنین حاکمی با عمل و یا گفتارش اظهار مخالفت ننماید، بر خداوند است که این فرد(ساکت) را به محل همان طغیانگر در آتش جهنم داخل کند…».
جواز شکنجه:حاکمان اموی برای توجیه انواع شکنجه های جسمی و روحی مخالفانشان، دست به دامان انس بن مالک شدند و به دروغ به رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت دادند که ایشان افزون برقطع دست و پا، بر چشمان مفسدان «عرینه» میل داغ کشید و آنان را با این وضعیت دردناک دردره ای رها کرد تا جان دادند. (۱۱) امام سجاد علیه السلام در برابر این نسبت ناروا، موضع گیری نمود و فرمود: «لا و الله ما سمل رسول الله عینا و لا زاد اهل اللقاح علی قطع ایدیهم و ارجلهم؛ (۱۲) به خدا سوگند! رسول خدا صلی الله علیه و آله به هیچ چشمی میل نکشید و درباره مفسدان عرینه بیش از آنچه قرآن (۱۳) فرمان داده بود، عمل نکرد و تنها دست و پایشان را برید». در حدیث دیگری از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود: «ان اول ما استحل الامراء العذاب لکذبه کذبها انس بن مالک علی رسول الله صلی الله علیه و آله سمر ید رجل الی الحائط و من ثم استحل الامراء العذاب؛ (۱۴) نخستین چیزی که حاکمان(بنی امیه) آن را حلال شمردند، شکنجه بود؛ به خاطر دروغی که انس بن مالک به رسول خدا صلی الله علیه و آله بست (آن افترا این بود): پیامبر صلی الله علیه و آله دست مردی را با میخ به دیوار کوفت».
اتهام شرک به ابوطالب علیه السلام :بنی امیه در راستای تخریب چهره درخشان امیر مؤمنان علیه السلام و منحرف کردن افکار عمومی نسبت به پیشینه خاندان اموی، با جعل حدیثی به رسول خدا صلی الله علیه و آله ایمان ابوطالب را نشانه رفتند و وی را فردی جهنمی و مشرک معرفی نمودند. حدیث جعلی این بود: « انه صلی الله علیه[و آله] و سلم ذکر عنده عمه ابوطالب فقال: لعله تناله شفاعتی یوم القیامه فیجعل فی ضحضاح من نار یبلغ کعبیه یغلی منها دماغه؛ (۱۵) نزد پیامبر صلی الله علیه و آله درباره عمویش ابوطالب سخن به میان آمد، فرمود: شاید در روز قیامت شفاعت من به او(ابوطالب) سودی رساند. پس در گودالی از آتش قرار می گیرد که گودی آن تا برآمدگی پاهای وی می رسد به طوری که مغز او به جوش می آید».این روایت از ساخته ها و افتراءات مغیره بن شعبه، استاندار معاویه د رکوفه است؛ (۱۶) همان کسی که در کینه ورزی و دشمنی با خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله زبانزد بود. او زمان حاکمیتش در کوفه، دشنام به امیر مؤمنان علیه السلام را به حدی رسانیده بود که زید بن ارقم، صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله در اعتراض به او گفت: «آیا نمی دانی پیامبر صلی الله علیه و آله از بدگویی به اموات نهی نموده است؟چرا علی علیه السلام را در حالی که از دنیا رفته، سب می کنی؟» (17) روشن است که چنین اتهامی تا چه اندازه می تواند همسو و هماهنگ با سیاست بدبین ساختن مردم نسبت به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله باشد. برخی روایات نشان می دهد تاریخ این اتهام و افترا، دوران حیات امام علی علیه السلام بوده است. از امام صادق علیه السلام نقل شده: شخصی به امام علی علیه السلام عرضه داشت:«ای امیر مؤمنان ! چگونه ممکن است تو دارای منزلتی باشی که خداوند به تو داده در حالی که پدرت در آتش دوزخ معذب است؟» علی بن ابی طالب علیه السلام در پاسخ فرمود: «مه فضّ الله فاک! و الذی بعث محمدا بالحق نبیا لو شفع ابی فی کل مذنب علی وجه الارض لشفعه الله فیهم. أابی معذب فی النار و ابنه قسیم الجنه و النار؟ و الذی بعث محمدا بالحق نبیا ان نور ابی یوم القیامه لیطفیء انوار الخلائق کلهم الا خمسه انوار: نور محمد و نوری و نور الحسن و نور الحسین و نور تسعه من ولد الحسین، فان نوره من نورنا خلقه الله تعالی قبل ان یخلق آدم علیه السلام بالفی عام؛ (۱۸)ساکت شو! خدا دهانت را خرد کند! سوگند به آن خدایی که به حق، محمد صلی الله علیه و آله را به پیامبری بر انگیخت! اگر پدرم برای تمام گناهکاران روی زمین شفاعت کند،خداوند شفاعت او را درباره آنان می پذیرد. آیا پدرم در آتش دوزخ است در حالی که پسرش جدا کننده بهشتیان و جهنمیان است؟ سوگند به خدایی که محمد صلی الله علیه و آله را برحق به پیامبری بر انگیخت! نور پدرم در قیامت نور تمام خلایق را خاموش می کند به جز پنج نور: نور محمد صلی الله علیه و آله، نور من، نور حسن علیه السلام، نور حسین علیه السلام و نور نه فرزند از فرزندان حسین علیه السلام، همانا نور او (ابوطالب) از جنس نور ماست؛ همان نوری که خداوند متعال دو هزار سال پیش از خلقت آدم علیه السلام آفرید».
۶٫ ایجاد تفرقه بین مسلمانانبرهم زدن یکپارچگی امت اسلامی و ایجاد شکاف میان صفوف به هم پیوسته مسلمانان، سیاستی بود که نخستین بار امویان آن را در پیش گرفتند و توانستند با این شیوه، جهان اسلام را تا به امروز گرفتار معصیت«غفلت و پراکندگی» نمایند. این سیاست، به سه شکل صورت پذیرفت:
الف) تفرقه عقیدتی- مذهبی:بنی امیه پس از شهادت امام علی علیه السلام با حمایت از فرقه ای به نام «مرجئه» انشعاب مذهبی در جامعه اسلامی به وجود آوردند. آنان با تقویت این فرقه، مردم را از نظر فکری دچار «خیال پردازی» و از نظر عملی گرفتار «رخوت و سستی» می نمودند و همین امر باعث تفرقه عقیدتی مسلمانان می شد. گروه «مرجئه» بر خلاف «خوارج» معتقد بودند که اصل، «ایمان و عقیده» است و گناه، هیچ تاثیر منفی در ایمان ندارد. به همین جهت «عمل»برایشان بی ارزش و بی اهمیت بود. آنان می گفتند: اگر امام یا خلیفه مرتکب گناه کبیره شود، از ایمان خارج نیست و واجب الاطاعه است و می توان در نماز به او اقتدا کرد. همچنین باور آنان درباره حکومت امویان، این بود که فرمانروایی ایشان به خواست خدا بوده و به همین جهت، حکومت ایشان مشروع است حتی اگر گناهانی مرتکب شده باشند. حجاج بن یوسف-حاکم عراق- پشتیبان مرجئه بود و آنان را در مسئولیت های حساس قرار می داد. خلافت عمربن عبدالعزیز نیز فرصت خوبی برای تقویت این فرقه بود. خلاصه آنکه اعتبار «مرجئه » ارتباط مستقیمی با حکومت بنی امیه داشت؛ به طوری که با برچیده شدن بساط دولت اموی، «مرجئه» نیز از اهمیت و اعتبار افتاد. (۱۹) از امام صادق علیه السلام درباره خطر این فرقه و ضرورت مقابله با آن، روایت شده که فرمود:«بادروا احداثکم بالحدیث قبل ان تسبقکم الیهم المرجئه؛ (۲۰) نوجوانان خود را پیش از آنکه مرجئه به سراغ آنان بروند، حدیث بیاموزند».
ب) تفرقه سیاسی:نفوذ امویان در میان برخی چهره های نخبه و شاخص از راه تطمیع و ایجاد تردید، شکل دیگری از تفرقه افکنی آنان بود؛ چرا که «خواص» می توانست یک نظام سیاسی را از درون دچار بحران دودستگی و از هم گسیختگی کند و زمینه را برای براندازی فراهم نماید. در میان حاکمان اموی، معاویه خریط و کارکشته اجرای این سیاست شمرده می شود. او توانست با این شیوه، حکومت نوپای امام حسن علیه السلام را در میدان جنگ به زانو درآورد. معاویه از یک سو، شایعه نمود امام حسن علیه السلام و برخی فرماندهان نظامی با او صلح کرده اند و از سویی دیگر، با ارسال نامه تطمیع و تهدید به چهره های سرشناسی مانند عبید الله بن عباس تلاش کرد تا آنان را به سوی خود بکشاند. متاسفانه عبیدالله بن عباس با وجود آنکه دو کودک خردسالش وحشیانه به دست بسر بن ارطاه کشته شده بودند؛ اما شبانه همراه با هشت هزار نفر به اردوی معاویه پیوست! (۲۱) نتیجه این دو اقدام معاویه، آن بود که سپاهیان امام حسن علیه السلام دچار سردرگمی، بدبینی، بی نظمی و پراکندگی شوند و به شکست تلخ تن دهند.
ج) تفرقه قومی-نژادی:شهید مطهری (ره) در تبیین این مطلب که اموی ها از دامن زدن به آتش تعصبات نژادی حمایت می کردند؛ به نقل از جرجی زیدان می نویسد: «در نظر بنی امیه، مردم سه دسته می شدند: اول فرمانروایان که خود عرب ها بودند، دوم موالی یعنی بندگان(مسلمانان آزاد شده) آنان، سوم ذمّی ها؛ چنانکه معاویه راجع به مردم مصر می گوید: اهل آن کشور سه دسته ناس، نسناس و یا لاناس (جانور) می باشند». (22)طبیعی است که این گونه طبقه بندی مردم جامعه و متفاوت بودن هریک از آنان در میزان بهره مندی از مزایا و حقوق اجتماعی، تاثیر فراوانی در بروز اختلافات و دشمنی های قومی بر جای می گذاشت.
نتیجهبنی امیه، جریانی دین ستیز بود که با شناسنامه ای جعلی و پشتیبانی خلفا، به مراکز حساس حکومتی نفوذ نمود. نقطه مشترک اموی ها با دستگاه خلافت، آن بود که هیچ رغبتی به خروج اهل بیت علیهم السلام از انزوای سیاسی نداشتند.تفرقه و دوری از مکتب اهل بیت علیهم السلام، دردناک ترین و شکننده ترین آسیبی بودکه از سوی بنی امیه بر پیکر امت اسلامی وارد شد و پیامدهای زیانبار آن تا به امروز جهان اسلام را گرفتار نموده است.شناخت سیاست ها و بدعت های حکام اموی، می تواند مسلمانان را به اسلام ناب و اتحاد اسلامی بر محور قرآن و عترت علیهم السلام باز گرداند.
پی نوشت ها :

۱٫ سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۱۲۹٫۲٫ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۳۳۸٫۳٫ مسند احمد بن حنبل، ج۴، ص۱۹۸٫۴٫ نهج البلاغه، خطبه ۲۳۸٫۵٫ شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۴۴-۴۶٫۶٫ عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج۱، ص۷۲؛ خصال، ص۵۷۴؛ الامالی، صدوق(ره)، ص۴۲۵؛ الامالی، طوسی(ره)، ص۵۵۹؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۲۶-۱۲۷؛ المعجم الکبیر، ج۱۱، ص۵۵؛ الفائق فی غریب الحدیث، ج۲، ص۱۶؛ الجامع الصغیر، ج۱،ص۴۱۵؛ فیض القدیر، ج۱، ص۴۹و ج۳، ص۶۰٫۷٫ وضع و نقد حدیث، ص۷۱، به نقل از الصواعق المحرقه، ص۳۴٫۸٫ صحیح مسلم، ص۸۳۰، ح ۱۸۴۷٫۹٫ الخصال، ص۲۰۶٫۱۰٫ تاریخ طبری، ج۴، ص۶۰۵؛ کلمات الامام الحسین علیه السلام، ص۳۶۰و۳۶۱؛ سخنان حسین بن علی علیه السلام از مدینه تا کربلا، ص ۱۵۲و ۱۵۳٫۱۱٫ صحیح مسلم، ص۷۳۵، ح۱۶۷۱؛ صحیح بخاری، ج۵، ص ۷۱، ج۷، ص۲۰ و ج۸، ص۱۹٫۱۲٫ کتاب الام، ج۴، ص۲۵۹٫۱۳٫ مائده/۳۳٫۱۴٫ علل الشرایع، ج۲، ص۷۲۲و۷۲۳، ح۱۸٫۱۵٫ صحیح بخاری، ج۴، ص۲۴۷؛ صحیح مسلم، ص۱۱۴، ح۲۱۰٫۱۶٫ منی الراغب فی ایمان ابی طالب علیه السلام، ص۱۹۰و۱۹۱٫۱۷٫ الغدیر ، ج۱۰، ص۳۶۹٫۱۸٫ الاحتجاج، ج۱، ص۵۴۶٫۱۹٫ فرهنگ فرق اسلامی، خ۴۰۱-۴۰۶٫۲۰٫ تهذیب الاحکام، ج۸، ص۱۱۱، ح۳۸۱٫۲۱٫ الغدیر، ج۲، ص۱۳۵؛ صلح سبز، ص۳۴٫۲۲٫ حماسه حسینی، ج۳، ص۷۸٫ منبع: فرهنگ کوثر ۸۱

 

نوشته قبلی

آشنایی با کشور یمن(۱)

نوشته‌ی بعدی

نیمه پنهان بنی امیه(۱)

مرتبط نوشته ها

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

نیمه پنهان بنی امیه(۱)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا