۲۹ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

نگاهى به حکومت امام مجتبى(علیه السلام)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

سال چهلم هجرى در حالى که خاندان وحى و امّت اسلامى در سوگ امیرمؤمنان على علیه‏السلام نشسته‏اند، کوفه، مرکز استقرار خلافت علوى، بار دیگر انتخاب و آزمایشى برزگ را تجربه مى‏کند. صبحگاه روز بیست و یکم ماه رمضان، ابن عباس به میان مردم آمده و مى‏گوید:
اى مردم! امیرمؤمنان به سراى دیگر سفر کرد و فرزندش را از براى شما به یادگار گذاشت. اگر دوست دارید، فرزندش به سوى شما آید!مردم گریستند و خواستار حضور امام مجتبى علیه‏السلام در میان خود شدند. حضرت، به مسجد کوفه آمد و پس از سپاس الهى و درود بر پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم چنین ادامه داد:«در این شب، مردى از دنیا رفت که پیشینیان بر او در عمل نیک سبقت نگرفتند و آیندگان توان رسیدن به او را نخواهند داشت. او همراه پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در راه خدا مى‏جنگید و جان خویش را سپر بلاى وى مى‏نمود. پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم پرچم خویش را به وى مى‏داد، در حالى که جبرئیل از طرف راست و میکائیل از جانب چپ، در کنار او بودند و از جنگ برنمى‏گشت تا خداوند پیروزى را به وى ارزانى مى‏داشت. او در شبى به عالم بقا رفت که حضرت عیسى علیه‏السلام در آن شب به آسمان عروج نمود؛ شبى که یوشع بن نون، وصىّ موسى علیهماالسلام از دنیا رفت. از طلا و نقره چیزى جز هفتصد درهم برایش باقى نماند که از بخشش‏هاى او زیاد آمده بود و مى‏خواست با آن پول، خادمى براى خانواده‏اش خریدارى کند.»پس از آن گریست و مردمان نیز گریه کردند، آنگاه فرمود:منم پسر بشارت دهنده «به رحمت خداوند». منم فرزند بیم دهنده «از عذاب الهى» منم پسر دعوت کننده به سوى خداوند به اذن او. منم پسر نور تابناک. منم از اهل بیتى که خداوند، ایشان را پاک و پاکیزه ساخت. و منم از خاندانى که خداوند در قرآن کریم محبّت ایشان را واجب ساخته و خطاب به پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فرموده است: «بگو از شما پاداشى جز دوستى اهل‏بیت خود نمى‏خواهم و هرکس کار نیکى انجام دهد، برنیکى‏اش مى‏افزاییم.»1 و این نیکى، دوستى ما اهل‏بیت علیهم‏السلام است.»2آنگاه نشست و مردم را غرق جذبه و نور معنویّت خویش نمود.بیعت با امام مجتبى علیه‏السلامپس از سخنرانى امام، ابن عباس برخاست و گفت:«معاشرالنّاس هذا ابنُ نبیّکم و وصىُّ امامکم فبایِعوه؛ اى مردم! این فرزند پیامبر شما و وصىّ امام شماست، با او بیعت کنید.»مردم گفتند: او را نیک دوست داریم و حقّ او را برخویش واجب مى‏شماریم.۳به عقیده طبرى، اوّلین کسى که با آن حضرت بیعت کرد، قیس بن سعد بن عباده بود. وى به هنگام بیعت، گفت: با تو بیعت مى‏کنم به حکم خدا و سنّت پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و جهاد با دشمنان خدا. امام مجتبى علیه‏السلام فرمود: بیعت کن به حکم خدا و سنّت پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم که در بردارنده تمامى شرط‏هاست. و او با این شرط بیعت نمود و مردم نیز با آن حضرت بیعت کردند.۴قیس بن سعد، اوّلین استاندار امیرمؤمنان على علیه‏السلام در مصر بود و در تمامى جنگ‏ها همراه آن حضرت شرکت داشت. وى تا آخر به پیمانى که با سبط اکبر علیه‏السلام بسته بود، وفادار ماند و زمانى که فرمانده بخشى از لشکریان امام شد، فریب وعده‏هاى معاویه را نخورد و در جواب وى نگاشت:«لا واللّه لا تَلْقانى ابداً الاّ بینى و بینک الرُّمح؛ سوگند به خدا! مرا دیدار نخواهى کرد، مگر آنگاه که بین من و تو نیزه باشد.»5دلائل انحصار خلافت در اهل‏بیت علیهم‏السلامپس از پایان یافتن بیعت، امام مجتبى علیه‏السلام دیگر بار در سخنانى، دلائل شایستگى خویش براى خلافت و انحصار آن را در اهل‏بیت علیهم‏السلام برشمرد و فرمود:«ماییم حزب پیروز خدا ماییم عترت پیامبر خدا که از هرکس به وى نزدیک تریم. ماییم اهل‏بیت رسالت که از گناهان و بدى‏ها معصوم و پاکیزه‏ایم. ماییم یکى از دو چیز گرانبها که پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در میان امت به یادگار گذاشت. ماییم تلاوت کنندگان قرآن که همه اشیا به تفصیل در آن بیان شده‏اند، کتابى که باطل از هیچ سو در آن راه نمى‏یابد.در تفسیر قرآن تنها مرجعِ مورد اعتماد، ما هستیم. در قرآن با یقین سخن مى‏گوییم و با گمان، تأویل آیات نمى‏نماییم. از ما اطاعت کنید؛ زیرا اطاعت ما، از جانب خدا بر شما واجب شده است و فرمانبرى ما را با اطاعت خود و رسول خویش همراه نموده و فرموده است: «یا ایّها الذّین آمنوا اطیعوا اللّه و اطعیوا الرّسول و اُولى الأمر منکم فَاِن تنازعتم فى شى‏ء فرُدّوه الى اللّه والرّسول»6؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوالأمر «اوصیاى پیامبر» را و هرگاه در چیزى نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم باز گردانید (و از آنها داورى بطلبید)و در آیه دیگر فرمود: «اگر آن را به پیامبر و اولى الأمر بازگردانند، از ریشه‏هاى مسائل آگاه خواهند شد.»7امام مجتبى علیه‏السلام در ادامه فرمود:«شما را از گوش دادن به سخنان شیطان برحذر مى‏دارم؛ زیرا او دشمن آشکار شماست، تا همانند سپاهیان کفر در جنگ بدر نباشید که شیطان به آنان گفت: «امروز هیچ کس از مردم بر شما پیروز نمى‏گردد، و من همسایه «و پناه دهنده» شما هستم؛ اما هنگامى که دو گروه (کافران و مؤمنانِ مورد حمایت فرشتگان) در برابر یکدیگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: من از شما بیزارم، من چیزى مى‏بینم که شما نمى‏بینید».8در این خطبه، دلایلى براى انحصار امامت در اهل‏بیت علیهم‏السلام وجود دارد، که در منابع اهل سنّت نیز مورد قبول واقع شده است؛ از جمله:۱٫ طهارت و عصمت اهل بیت علیهم‏السلام ؛ که قرآن کریم آن را در آیه تطهیر «انّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرّجس اهل البیت»، بیان داشته است.۲٫ آیه اولوالأمر؛ که منظور از آن، امامان معصوم علیهم‏السلام هستند.۳٫ حدیث ثقلین؛ که بین شیعه و سنّى متواتر است.امام علیه‏السلام در کلامى دیگر به حدیث پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم استناد مى‏کند و مى‏فرماید:«اَلستُ الّذى قال رسول اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم لى وَ لاِءخى: الحسن والحسین امامان قاما او قعدا؛ آیا من همان فرد نیستم که پیامبر گرامى در حقّ من و برادرم فرمود: حسن و حسین هردو امام هستند؛ چه قیام کنند و چه صلح.»9راهکارهاى حکومتى امام مجتبى علیه‏السلامپیشوا و رهبر، حلقه اتصال و سررشته‏دار امور مملکتى است که با فقدان او، نظام جامعه دچار از هم گسیختگى مى‏شود. بر این اساس امام حسن علیه‏السلام پس از شهادت امیرمؤمنان و عهده دارشدن خلافت، بدین امر اهتمام ورزید و در این راستا به اجراى راهکارهایى اقدام نمود که بدین شرح است:الف) تثبیت نظام مدیریّتىامام مجتبى علیه‏السلام پس از اوّلین سخنرانى خود، بعد از شهادت امیرمؤمنان، به اداره مملکت پرداخته و کارگزاران سابق را در یمن، حجاز، آذربایجان، خراسان، کرمان و فارس در کار خویش ابقا نمود و عبداللّه بن عباس را به بصره فرستاد.۱۰شیخ مفید مى‏نویسد: «فرتَّب العّمال و امَّرَ الاُمراء وانفذ عبداللّه بن عباس الى البصره و نظر فى الاُمور؛ کارگزاران خود را به اطراف و نواحى فرستاد و حکّام و امراء را در هر محلّ نصب کرد و عبداللّه بن عباس را به بصره فرستاد و به تدبیر امور پرداخت.»11بدین ترتیب امام حسن علیه‏السلام ساختار مدیریتى را، که از پیش به وسیله امیرمؤمنان علیه‏السلام پایه ریزى شده بود، حفظ و با همان آهنگ و مقصد بر استمرار آن راه تأکید نمود.ب) جلوگیرى از نفوذ دشمنپس از آنکه معاویه از بیعت مردم با امام حسن مجتبى۷ آگاه شد، توطئه‏هاى مختلفى را با هدف ایجاد نابسامانى و از هم گسیختن امور، تدارک دید که فرستادن جاسوس به سوى کوفه و بصره، از آن جمله است. البته به دستور حضرت، جاسوس معاویه در کوفه گردن زده شد و امام نامه‏اى به بصره براى ابن عباس نگاشت و از وى خواست جاسوس معاویه را دستگیر و او را نیز اعدام کند.۱۲ج) اتمام حجّت با معاویهمعاویه با بهانه‏هاى بى‏اساس، از تسلیم در مقابل حکومت امیرمؤمنان على علیه‏السلام سرباز زد. عملکرد معاویه، حتى طبق مبانى‏اهل سنت ـ که اتفاقِ اهل حلّ و عقد را براى امامت کافى مى‏دانند ـ نیز محکوم است. امام مجتبى علیه‏السلام با یادآورى این اصل، براى اتمام حجّت به معاویه نامه مى‏نویسد و او را از مخالفت با حکومت مرکزى بر حذر مى‏دارد. در بخشى از این نامه چنین آمده است:«همانا على علیه‏السلام ـ چون از جهان چشم فروبست، که رحمت خداى بر او باد، روزى که به شهادت رسید و روزى که خداوند بر او با انتخاب اسلام منّت نهاد و روزى که در قیامت بر انگیخته شود ـ پس از او مسلمانان مرا به خلافت و امامت برگزیدند. از خداوند خواستارم که عطایاى دنیوى او، چیزى از آنچه مایه کرامت ما، در آخرت است، کم نکند.آنچه مرا به ارسال این نامه واداشت، این است که برتو اتمام حجّت کنم و نزد خداوند معذور باشم؛ اگر بپذیرى، بهره‏اى بزرگ مى‏یابى و کارى به صلاح مسلمانان مى‏نمایى. پس باطل را رها کن و در آنچه دیگران از بیعت من وارد شدند، تو نیز داخل شو؛ زیرا خود نیک مى‏دانى که من، نزد خدا و نزد آنان که به سوى حق باز مى‏گردند و پیمان‏ها و احکام او را حفظ مى‏کنند، از تو شایسته‏تر به خلافت هستم.»13حوادث دوران حکومت امام مجتبى علیه‏السلام۱٫ ترور امام حسن علیه‏السلاممرحوم صدوق مى‏نویسد:معاویه جاسوسى را به سوى تعدادى از منافقان و خوارج مثل عمرو بن حریث، اشعث بن قیس، شبث ابن ربعى و… روانه ساخت و به هریک از آنها وعده داد که در صورت کشتن امام حسن علیه‏السلام دویست هزار درهم، به همراه فرماندهى بخشى از لشکریان شام اعطا کند. امام علیه‏السلام که از توطئه دشمنان آگاهى داشت، حتى در حال نماز از زره استفاده مى‏نمود. روزى یکى از مخالفان، در حال نماز به سوى حضرت تیراندازى کرد که با برخورد به زره، اثر نکرد. و نیز هنگامى که حضرت شبانه از ساباط مداین عبور مى‏کرد، یکى از منافقان خنجرى مسموم بر ران مبارکش زد که موجب شد حضرت در مداین بسترى و مورد معالجه قرار بگیرد.»142. خیانت فرماندهانیکى از حوادث اسفبار، که زمینه ساز تضعیف روحیه سپاهیان امام مجتبى علیه‏السلام شد، خیانت فرماندهان بود. یکى از آنان، فردى است به نام «حکم» که از بزرگان قبیله «کِندَه» بود. امام علیه‏السلام او را براى فرماندهى چهار هزار نفر، به شهر انبار گسیل داشت. معاویه در نامه‏اى او را تطمیع کرد و پانصد هزار درهم براى وى فرستاد . این فرمانده، دین خود را به دنیا فروخت و روانه شام شد.۱۵یکى دیگر از فرماندهان خائن، مردى است از قبیله «بنى‏مراد» که او نیز به همان شیوه ذکر شده فریفته شد.عبیداللّه بن عباس از دیگر فرماندهانى است که فریب معاویه را خورد. او که فرماندهى دوازده هزار نفر را عهده دار بود، شبانه به سوى معاویه گریخت. قیس بن سعد در نامه‏اى به امام مجتبى علیه‏السلام جریان پیوستن وى به معاویه را چنین شرح مى‏دهد:چون عبیداللّه بن عباس در قریه «حَبّونیَّه»، که مقابل اراضى «مِسکَن» است، سپاه را رو به روى لشکرگاه معاویه مستقر ساخت، معاویه فرستاده‏اى به نزد عبیداللّه روانه کرد و او را به سوى خود دعوت نمود و تعهّد کرد که به او یک میلیون درهم بپردازد؛ نصف آن را نقد و نصف دیگرش را پس از داخل شدن در کوفه. او، شبانه به سوى لشکر معاویه رفت و چون صبح شد، مردم امیر خود را نیافتند و با من (قیس بن سعد) نماز صبح را به جاى آوردند.۱۶۳٫ صلح با معاویهاز دیگر حوادث مهم، صلح امام مجتبى علیه‏السلام با معاویه است؛ صلحى که به تعبیر امام باقر علیه‏السلام «براى امت، از آنچه خورشید بر آن مى‏تابد، بهتر بود.»17 و همان گونه که خود فرمود: «بسان صلح حدیبیّه است.» و به نقل بسیارى از مفسران قرآن کریم امام حسن علیه‏السلام از این صلح به «فتح مبین» یاد مى‏کند: «انّا فتحنا لک فتحاً مبیناً». کتاب‏هاى بسیارى در باره صلح آن حضرت نگاشته شده و آن را از ابعاد مختلفى بررسى نموده‏اند. از آنجا که سخنان و پاسخ‏هاى امام علیه‏السلام در این موضوع، روشنى بخش تاریکى‏هاى شبهه‏آمیز است، به صورت اختصار، به بخشى از آنها اشاره مى‏شود:جواب اجمالى امام علیه‏السلامامام مجتبى علیه‏السلام خطاب به ابو سعید مى‏فرماید:«مگر من حجّت خدا بر خلق و امام بعد از پدرم نیستم! مگر من همان نیستم که پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در باره من و برادرم فرمود: «حسن و حسین هردو امام هستند، چه قیام کنند و چه صلح»؟ پس من، چه قیام کنم و چه صلح، امام خواهم بود. اى اباسعید! علت صلح من با معاویه همان علتى است که پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به خاطر آن با «بنى‏ضمره» و «بنى اشجع» و با اهل مکّه به هنگام بازگشت از «حدیبیّه» صلح نمود. آنان به صراحت حکم قرآن، کافر بودند و اینان به حکم تأویل قرآن کافر نیستند. آیا نمى‏دانى که خضر علیه‏السلام چون کشتى را سوراخ نمود و پسرى را کشت و دیوار را در محلّى که از اطعام آنان خوددارى کردند، تعمیر نمود، موسى علیه‏السلام خشمناک شد؛ ولى بعد از آگاهى به حکمت آن، قانع گردید؟ شما نیز این چنین هستید که به خاطر عدم آگاهى از حکمت صلح، ناخشنود هستید.»18جواب تفصیلى امام علیه‏السلامالف) حفظ شیعهامام علیه‏السلام در سخنى یادآور مى‏شوند:«وَ لَولا ما اَتَیتُ لَما تُرِکَ مِن شِیعتنا على وجهِ الأرض اَحَدٌ الاّ قُتِلَ؛ اگر صلح نمى‏کردم، هیچ کس از شیعیان ما باقى نمى‏ماند و همه آنان کشته مى‏شدند.»19و در پاسخ حُجر بن عدى فرمود:«و انّما فَعَلْتُ ما فَعَلْتُ ابقاءً علیکم؛ انجام صلح براى حفظ بقاى شما بود.»20ب) اندک بودن یاران صدّیقاگرچه در ظاهر، تعداد لشکریان امام علیه‏السلام زیاد بود؛ اما یاوران صدّیق و مقاوم اندک بودند. و این عده قلیل توان مقابله با سپاه معاویه را نداشتند. در آغاز وقتى حضرت، مردم را به جهاد دعوت کرد، پاسخى نشنید، در این حال عدىّ بن حاتم به پا خاست و گفت: سبحان اللّه! امام خود را اجابت نمى‏نمایید؟! بعد از آن بود که مردم، یکى پس از دیگرى براى جهاد اعلام آمادگى کردند.۲۱امام علیه‏السلام در خطبه‏اى این نکته را بیان داشته و در قسمتى از آن مى‏فرماید:«خداوند، هارون (وصىّ موسى علیه‏السلام ) را، هنگامى که بنى اسرائیل او را ناتوان ساخته و نزدیک بود وى را بکشند، به دلیل نداشتن یاور، در تنگنا نگذاشت. نیز به همین دلیل، پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم اجازه یافت که هجرت کند. و این چنین است کار من و پدرم زمانى که مردم، ما را رها نموده و با دیگرى بیعت نمودند و یاورى نیافتیم.اینها قوانین و سنّت‏هاى ناستوده‏اى است که یکى پس از دیگرى مى‏آید!»22در راستاى تأکید بر همین نکته، در نقل دیگرى مى‏خوانیم که حضرت در خطبه‏اى فرمود:«انّ معاویه قد دعا الى امرٍ لیس فیه عزٌّ و لا نَصِفهٌ فاِنْ اَرَدتُمُ الحیوهَ قَبلناه منه و اَغْضَینا على القَذى وَ اِن اَرَدْتُمُ المَوت بَذَلناهُ فى ذات اللّه و حاکمناه الى اللّه؛ معاویه به بیعتى دعوت کرده است که عزّت و انصافى در آن نیست. اگر زندگى و ماندن خویش را مى‏خواهید، ما قبول مى‏کنیم و پلک چشم بر خار فرو نهیم و اگر مرگ را بر زنده ماندن اختیار مى‏کنید، جان را در راه خدا تسلیم کنیم و داورى را از خدا بخواهیم.»در این هنگام لشکریان به اتقاق فریاد کردند که: ما زندگى و ماندن را مى‏خواهیم.۲۳در این هنگام امام علیه‏السلام خود را تنها و به ناچار پذیراى «صلح» گشت تا استمرار اسلام و تشیّع علوى را در امتداد تاریخ تضمین کند.
پى‏نوشت‏ها:۱٫شورى / ۲۳٫۲٫بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۶۱؛ مقاتل الطالبیین، ص ۲۰، چ قدیم؛ ناسخ التواریخ، ج ۱، حضرت امام حسن(علیه السلام)، ص ۱۷۸٫۳٫بحارالانوار، ج ؟، ص ۳۶۲٫۴٫تاریخ طبرى، ج ۴، ص ۱۲۱٫۵٫سفینه‏البحار، ج ۲، واژه «قیس».6.نساء / ۵۹٫۷٫ همان / ۸۳٫۸٫بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۶۰٫۹٫علل‏الشرایع، به‏نقل از بحارالانوار، ج ۴۴،ص۲٫۱۰٫بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۶۳٫۱۱٫ارشاد، شیخ مفید، ص ۱۶۸۱۲٫مقاتل‏الطالبیین،ص۲۲؛بحارالانوار،ج۴۴،ص۴۰٫۱۳٫بحارالانوار، ج ۴۴، ص۳۳٫٫۱۴٫اختیار معرفه الرّجال، ص ۱۱۳٫۱۵٫بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۴۸٫۱۶٫الروضه من الکافى، ص ۳۳۰، به نقل از بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۵٫۱۷مجمع البیان، ج ۹ـ۱۰، ذیل آیه.۱۸و ۱۹٫ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲ و ۱۹٫۲۰٫همان، ص۲۹۲۱٫سفینه‏البحار، ج ۲، ص ۱۷۰٫۲۲٫احتجاج، ج ۲، ص ۸، انتشارات مطابع نعمان، النجف.۲۳٫الکامل‏فى‏التاریخ،ج۳،ص۴۰۶؛اسدالغابه،ج۲،ص۱۳٫
منبع: ماهنامه کوثر
 
 

برچسب ها: shia
نوشته قبلی

دوراندیشى سیاسی

نوشته‌ی بعدی

شمه ای ازاخلاق امام حسن(علیه السلام)

مرتبط نوشته ها

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

امام مهدی و دنیای استکبار
برگزیده ها

امام مهدی و دنیای استکبار

نوشته‌ی بعدی

شمه ای ازاخلاق امام حسن(علیه السلام)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا