۷.مقاومت زید بن علی بن الحسین در سال ۱۲۱ هجری زید بن علی بن الحسین در شهر کوفه خود را برای انقلابآماده ساخت و در سال ۱۲۲ هجری قیام کرد؛ ولی انقلاب زید با مداخله سپاه شام که در عراق اردو زده بودند، در نطفه خفه شد.شعار انقلابیون طرفدار زید این بود:« ای اهل کوفه! از زیر بار ذلت در آیید و در زیر پرچم عزت و پیروزی دین و دنیا جمع گردید.»(1)انقلاب زید در بسیاری از مناطق اسلامی طرفداران فراوانی پیدا کرد و با استقبال دامنه دار مسلمانان در کوفه، بصره، واسط، موصل، خراسان، ری و گرگان روبرو شد.اگر قرار زید با پیروانش در مورد آغاز حرکت به هم نمی خورد، انقلابش پیروز می شد؛ اما حوادثی رخ داد که زودتر از موعدی که میان زید و مردم شهرهای پیش گفته، قرار داده شده بود، او را به اعلان انقلاب واداشت.(۲)نهضت زید با شکست روبرو شد؛ ولی در پرتو خیزش او شالوده ی یک سازمان انقلابی همیشگی پی ریزی شد که پیوسته آماده همکاری با هر اقدام انقلابی علیه حکومت های فاسد وقت بود و آن پیدایش فرقه زیدیه است که به اعتقادشان، امام و پیشوای « مفترض الطاعه» کسی است که با شمشیر قیام کرده، در برابر تجاوز ستمگران از حریم دین دفاع کند.برخی از تحلیلگران معاصر می نویسند:« پایان نهضت زید بسیار دلخراش بود، ولی در هر حال حادثه مهمی بود؛ زیرا همه انقلاب های ملی که پس از آن رخ داد و به سقوط نهایی حکومت شام انجامید، همگی با انقلاب زید ارتباط داشت؛ چون پس از وفات یحیی، چندان طول نکشید که ابومسلم قیامکرد تا انتقام خون او را بگیرد و قاتلانش را به کیفر اعمالش برساند.»(3)
بررسی و تحلیل مجموع این مطالب، تأثیر حماسه حسینی را در پرورش و گسترش روحیه مقاومت، به وضوح نشان می دهد؛ زیرا انقلاب زید جز فروغی از انقلاب جدش امام حسین در کربلا نبود!اینها نمونه هایی از همان آگاهی سیاسی و بیداری روح ستم ستیزی و مقاومت های مردمی است که انقلاب امام حسین آن را در میان ملت اسلامی گسترش داد و در پرتو آن هرگونه سستی و تسلیم و کرنش در برابر زمامداران ستمگر را ریشه کن ساخت و ملت اسلامی را تبدیل به یک نیروی آماده ی مبارزه کرد که پیوسته در انتظار شنیدن فرمان آتش باشند.از سوی دیگر پس از شهادت امام حسین حکومت امویان، با انقلاب های پی در پی در تمام دوران خود روبرو شد تا آنکه با قیام عباسیان برچیده شد. بدیهی است اگر انقلاب عباسیان از انقلاب کربلا الهام نمی گرفت یا متکی به موقعیت و محبوبیت قهرمانان کربلا نبود، به پیروزی نمی رسید.قیام عباسیان وضع مسلمانان را چندان بهبود نبخشید، بلکه اثری جز تغییر چهره های حاکم نداشت؛ ولی در هر حال این حرکت بیش از آنچه میل به انقلاب را افسرده سازد، به آن شدت و تحرک بخشید و سبب انقلاب های متوالی شد و با آنکه سلطنت عباسی سپری شد و دولت های دیگری سر کار آمدند، آتش انقلاب همچنان شعله ور ماند؛ به گونه ای که مسلمانان پیوستهبرای دفاع از حقوق و انسانیت خود که دستخوش تجاوز ستمگران شده بود، با زبان خشم انقلابی با آنان سخن می گفتند.
8. انقلاب ابی السرایا سرچشمه ی همه این نهضت ها و انقلاب های مردمی، درک واقعیت های تلخ و خشونت آمیز و حس انحطاط جامعه و تلاش برای اصلاح اوضاع نامطلوب و مبارزه با مفاسد آن بود.این انقلاب ها همان گونه که در قلمروی سلطنت اموی رخ می داد( چند نمونه آن بیان شد) در حوزه سلطنت عباسی نیز اتفاق افتاد. برای نمونه خوب است انقلاب ابی السرایا و محمد بن ابراهیم بن طباطبایی علوی حسینی علیه مأمون عباسی را به صورت گذرا مرور کنیم.محمد بن ابراهیم روزی در یکی از راه های کوفه چشمش به پیرزنی افتاد که دنبال بارهای خرما راه می رفت و دانه های خرما را که از روی بار شترها و حیوانات به زمین می ریخت، جمع آوری می کرد و در دامن لباس های کهنه خود می ریخت.محمد از وی پرسید: چه می کنی؟ پیرزن جواب داد: من بیوه زنی هستم که شوهر و سرپرستی ندارم که مخارج مرا بدهد و چند دختر دارم که توانایی تأمین نیازهای زندگی خود را ندارند. من این دانه های خرما را جمع می کنم تا گرسنگی خود و دخترانم را با آنها برطرف سازم!محمد از شنیدن این سخن به شدت گریست و گفت: وضع تو و امثال تو، مرا وادار می کند که فردا قیام کنم تا خونم ریخته شود و از همان روز بهفکر انقلاب افتاد.(۴)هنگامی که محمد قیام خود را آشکار ساخت، با سخنرانی در جمع مردم، از آنان خواست تا با وی بیعت کرده، رضایت خاندان پیامبر را به دست آورند و با عمل به کتاب خدا و روش نبوی، فریضه امر به معروف و نهی از منکر را پاس بدارند.دعوت محمد چنان با استقبال گرم مردم روبرو شد که عموم مردم با وی بیعت کردند. کثرت جمعیت به حدی بود که مردم به یکدیگر فشار آورده، تنه می زدند.(۵)محمدبن ابراهیم اندکی پس از وقوع انقلاب درگذشت؛ ولی آتش انقلاب فرو ننشست و پس از وی، علی بن عبیدالله علوی رهبری انقلاب را برعهده گرفت؛(۶) همچنین دامنه ی این انقلاب، عراق و شام و الجزایر و یمن را فرا گرفت.(۷)
بررسی و تحلیل هنگامی که انسان تاریخچه ی این انقلاب را ورق می زند، از اخلاق انسانی و خویشتنداری قهرمانان آن، شگفت زده می شود.این قهرمانان هنگام شکست دادن دشمن و تصرف سنگر و دژ آنها، فقط به حکم آنکه فرمانده شان از قتل و غارت نهی کرده بود، هیچ گونه تعرضی به اموال دشمن نکردند.مردم بغداد و سپاهیان دولتی، خطاب به انقلابیون فریاد می زدند:« ای اهل کوفه! همسران و خواهران و دختران خود را برای هم آغوشی ما آماده کنید! ما با ناموس شما چنین و چنان خواهیم کرد!»آنان همه این حرف های رکیک را بدون کوچک ترین شرم و حیا و بدون پرده پوشی بر زبان می آوردند؛ ولی در مقابل، قهرمانان انقلابی سرگرم یاد خدا و تلاوت قرآن بودند و فرمانده آنان هماره چنین می گفت:« به یاد خدا باشید و توبه کنید و به سوی او بازگردید و از او مدد بجویید و طلب آمرزش کنید. نیت های خود را خالص و دل های خود را پاک بگردانید و از خدا بخواهید شما را بر دشمنان خود پیروز گرداند. قدرت خود را نادیده بگیرید و نیرو را از منبع قدرت نامتناهی الهی بخواهید.»(8)در ادامه، به قیام و مقاومت مردم ایران و لبنان می پردازیم که تأثیرپذیری آنها از قیام شکوهمند حسینی محسوس و چشمگیر است.
پینوشتها:
۱.مقاتل الطالبین؛ ص ۱۳۵ و تاریخ طبری؛ ج ۷، ص ۱۸۴.۲. همان؛ ص ۱۳۲.۳. الدوله العربیه؛ ص ۲۷۱.۴.مقاتل الطالبین؛ ص ۴۲۶.۵. همان؛ ص ۴۲۸.۶. همان؛ ص ۴۳۴-۴۳۵.۷. همان؛ ص ۵۳۶-۵۳۷.۸.مقاتل الطالبین؛ ص ۴۳۰-۴۳۱. منبع:نشریه کنگره امام حسین (ع) و مقاومت، جلد۲.

















هیچ نظری وجود ندارد