مقدمه
اين گزارش مى کوشد تا به سه پرسش زير پاسخ مناسب دهد.1. آيا مراسم دعا با مراحل روان درمانى مقايسه شدنى است؟ چگونه؟2. آيا چگونگى و چندى سخن و واژه ها در قرآن کريم با آنچه در روان درمانى به کار مى رود همسانى دارد؟3. آيا شرايط پذيرش دعا در قرآن کريم، پيام هايى براى افزايش تأثيرپذيرى روان درمانى دارد؟
پرسش اوّل : آيا مراسم دعا با مراحل روان درمانى مقايسه شدنى است؟ چگونه؟
براى ارائه پاسخ مناسب به اين پرسش ابتدا از خود مى پرسيم : آيا دعا کردن همان نشانه هايى را دارد که در روان درمانى شناسايى شده است؟در پاسخ به اين سؤال بايد نخست روان درمانى و دعا کردن را نشانه يابى کنيم.دانش روان درمانى : روان درمانى دانشى بالينى است. دانش هاى بالينى در فضاهاى بالينى پيدا مى شوند، سپس گستردگى و ژرفا مى يابند.فضاى بالينى : هر فضاى بالينى از رويارويى يک انسان با انسان ديگر و يا يک انسان با يک چيز پيدا مى شود. بزرگترين واحد فضاى بالينى را مجتمع بالينى و کوچکترين را هنگامه بالينى مى ناميم.برخى از ويژگى هاى فضاهاى بالينى عبارت است از :هر هنگامه دربردارنده نشانه هاى تمام مجتمع است.در مجتمع ها و هنگامه ها، حالت ها، رفتارها و تلاشهاى انسان در داد و ستدى پوياست.اين رفتارها و حالت ها داراى چهار وضعيت است :1. حالت ها و رفتارهايى که به ديگران و چيزها نسبت مى دهند (برون فکني).2. حالت ها و رفتارهايى که به ديگران و چيزها نشان مى دهند (برون نمايي).3. حالت ها و رفتارهايى که به خود نسبت مى دهند (درون فکني).4. حالت ها و رفتارهايى که در خود نشان مى دهند (درون نمايي).تلاشها : واژه ها، سخن ها، حرکت ها، حرف ها، نگاه ها، سرودها، آواها، نشستن ها، برخاستن ها، سکوت ها، اشک ها، لبخندها، فريادها، زمزمه ها، آه ها، شتاب ها، کندى ها، تندى ها، نوشتن ها، خواندن ها، زانوزدن ها، خم وراست شدن ها، قربانى کردن ها،… هر يک تلاشى است و هر تلاش هنگامه اى و نمودى از پويايى روان است.روان : پيدايى روان در حالت ها و رفتارهايى است که با آزادى، آگاهى و خواست باشد : در باهمى، يکسانى و همزمانى اين سه است که روان، پويا و آفريننده مى شود.روان سالم : روان سالم در فردى است که آزادانه، آگاهانه و با خواست خود مى تواند در موقعيت هاى مختلف ابتکار عمل نشان دهد، بن بست هايى را که دارد بگشايد و با فرانگرى به تلاش هاى خود، گستردگى، ژرفا، معنى و جهت بخشد.روان ناسالم : روان ناسالم نمى تواند با آزادى، آگاهى و خودخواست رفتار کند. در کاربرد هر يک از اين توانايى ها در موقعيت هاى مختلف ضعف نشان مى دهد و از خلاقيت باز مى ماند.درمان : توانمندسازى آزادى، آگاهى و خواست، در درمانجوست تا به يارى آنها بتواند، در بن بست ها، تعارض ها،… ابتکار عمل نشان دهد، آفريننده شود، راهنما، مشاور و مشکل گشاى خود باشد.درمانگاه : جايگاهى است که مى توان آگاهانه، آزادانه، محرمانه و با خواست خود به آن مراجعه کرد : در آن پناهگاه امن، بدون دخالت و واسطه ديگرى، با درمانگر رابطه برقرار کرد و درمان خواست.فرانگرى : ناب ترين نشانه روان سالم، توانايى او در فرانگرى است. روان سالم، از درون و برون، به مشاهده تلاش هاى خود در جهان مى پردازد : از يک سو خود را در آنچه کرده، مى کند و خواهد کرد و از سويى خود را در جهان و در درگيرى هايش به پرسش مى گذارد و مى کوشد تا براى تلاش هاى خود، گستردگى، ژرفا، معنى و جهتى جاويدان بيابد. روان در آگاهى به خود فرانگر است : کاهش توان فرانگرى، کاهش آگاهى به خود و کاهش سلامت است. روان درمانى با افزايش آگاهى به خود، و توانمندسازى فرانگرى در درمانجو سلامت او را باز مى گرداند.روان درمانى : دانشى بالينى و هر دانش بالينى مجتمع روان فضاى پويايى است از تلاش هايى که با پشتوانه هاى خاص بروز مى کند، با نظريه هاى معين فرانگرى مى شود و با راهکارهاى مشخص، گستردگى، ژرفا، جهت، معنى و حساسيت پيدا مى کند؛ داده هاى آن در چند وضعيت بسته بندى و برداشت مى شود.
ويژگى هاى روان درمانى و دعا
ديدگاه ها : درمان با ديدگاه خاص درمانگر مانند روانکاوى، انسان گرايى، رفتارگرايى، پديده گرايى،…) ممکن است انجام گيرد و دعا نيز ممکن است با ديدگاه دينيِ اسلام، مسيحيت، يهود، زرتشتى،… برگزار شود.خاستگاه ها : خاستگاه و پشتوانه تمام احکام دين از جمله، نماز و دعا در آن است که فرد، عاقل، بالغ و مختار باشد و خدا را محرم اسرار خود و حاضر بداند و اين همان است که در درمان از درمانجو انتظار داريم که آزادانه، آگاهانه، خودخواست و محرمانه به درمانگر مراجعه کند.گستردگى و ژرفا : درمان با فراوانى پرسشها گستردگى پيدا مى کند و با ازدياد پاسخها ژرفا مى يابد. در دعا نيز هرچه خواست ها و امکان اجابت (پاسخها) بيشتر مى شود، تأثير آن گسترده تر و ژرفتر است.فرانگرى : دعاکننده، باور دارد که خداوند ناظر بر تمام اعمال و رفتار اوست. از آنچه بر او گذشته و مى گذرد و خواهد گذشت، آگاه است. با اين باور در موضعى فرانگرانه نسبت به ارتباط خود با خدا قرار مى گيرد و قبولى دعاى خويش را روشنتر مى بيند. او آرامش بيشترى دارد، مى داند که خداوند بر خاطرات گذشته او، بر خواسته هاى نگفته او، بر هنگامه هاى پرهيجان و برجسته زندگانى او و بر تغيير حالت ها و رفتار او آگاه است، در درمان نيز تلاش مى شود تا توان درمانجو به فرانگرى در خويشتن، در روابط خود با درمان و درمانگر، يا جهان و انسان هاى ديگر، افزايش يابد.راهکاريابى : درمانگر براى پاسخ يابى به پرسش ها، راهکارها، روش ها، شيوه ها، ابزارها، مکان ها و زمان هايى را انتخاب يا ابداع مى کند و آنها را انفرادى و يا گروهى به کار مى گيرد، دعاکننده نيز براى استجابت دعا و گرفتن پاسخ، طريقه اى، زمانى و مکانى را انفرادى يا گروهى برمى گزيند.معنادهى : درمانجو پاسخ هايى را که از درمانگر گرفته است و آگاهى هايى را که پيدا کرده است در رفتار و تلاشهاى روزانه، هفتگى و ماهانه خود به کار مى برد، گويى داروى سلامتْ بخشى را مصرف مى کند و با کاربرد آنها به روابط، رفتارها و تلاش هاى خود معنا و جهت مى بخشد. دعاکننده نيز روابط، رفتار و تلاش هاى خود را با خواست خداوند مطابق مى سازد و معنا و جهت مى دهد.دسته بندى و برداشت : تلاش هاى روان درمانى بر حسب ديدگاه هاى روان شناختى، آسيب هاى روانى، روش ها و شيوه هاى درمانى دسته بندى و برداشت مى شود. تلاش هاى دعا، نيز، بر حسب وضع و حال دعاکننده، ديدگاهى که از دين و زندگانى در جهان دارد، دسته بندى مى گردد.جهت دهى : در روان درمانى با ديدگاه هاى گوناگون به تعادل و کاهش هيجان ها، حل تعارض ها، هماهنگى خواست هاى آزادانه، آگاهانه، آرامش هاى تنى روانى، تنظيم روابط اجتماعى، فعال ساختن تلاش هاى شغلى، علمى و هنرى مى پردازيم. يافته هاى خود را براى نظريه پردازى، آزمون سازى و پيدا کردن ديدگاههاى تازه به کار مى گيريم. در دعا نيز با ديدگاه و باورهايى که از دين و خداوند داريم، براى خود، نزديکان، همسايگان، برادران، خواهران، ملت ها، جهانيان، گذشتگان، حاضران، آيندگان در روزها، ماه ها و سال ها، سعادت، سلامت و آرامش دو جهان را مى خواهيم. در کمى يا زيادى تأثير، شرايط، زمان، مکان، مراسم و شيوه هاى دعا نظريه پردازى مى کنيم.حساسيت بخشى : دعاکننده، در حالت خلوص نزد پروردگار آنچه را در زندگانى، گذشته و آينده مى انديشيده و تجربه کرده، آزادانه بيان مى کند، خواست هايى را که نگفته در قالب پرهيجان ترين واژه ها به زبان مى آورد و فرانگرانه به چگونگى بودن، تغيير حالت ها و رفتارهاى خود در محضر پروردگار توجه مى کند.در روان درمانى براى بالابردن اثر درمان، روشن ساختن زمينه هاى حساس سالم يا بيمار فرد، و افزايش توان فرانگرى، از درمانجو خواسته مى شود تا خاطره ها و حوادث زندگى را، آزادانه تداعى کند، آنچه را که مى خواسته و نگفته است بازگويد، پرهيجان ترين حوادث و خاطره هايى را که دارد روشن و متمايز سازد و به تغييراتى که در حالت ها و رفتارهايش در هر نشست درمانى پيدا شده است بينديشد.
پرسش دوّم : آيا چگونگى و چندى سخن و واژه ها در قرآن کريم با آنچه در روان درمانى به کار مى رود همسانى دارد؟
هر واژه يا سخن، هنگامه اى و تلاشى در مجتمع ميان درمانجو و درمانگر است. به درمانگر امکان مى دهد تا با طرح پرسش هايى مانند : (منظورت چيست؟ با چه احساس و حالتى همراه است؟ در چه وضعيتى است؟…) درمانجو را به برون فکنى، برون نمايى، درون فکنى، درون نماييِ حالت ها و رفتارهايش وا دارد. واژه ها و سخن ها، در قالب پرسش ها و پاسخ ها، وقتى درمان کننده است که ويژگى هاى زير را داشته باشد :1. واژه ها ساده، روشن و متمايز باشد.2. معناى هر واژه با يک يا چند واژه شناسايى شود.3. سخن کوتاه و با فعل گفته شود.4. سخن با قيد تأکيد، اجبار و زور (مانند : بايد، حتما، مى بايست) همراه نباشد.5 . سخن با خواست، آگاهى و آزادى مُراجع گفته شود.6 . در پرسش ها و پاسخ ها از کليت و ابهام سخن کاسته گردد و به جزئى و محسوس بودن نزديک گردد.7. واژه ها از ميان گفته ها، افکار، ارزش ها و عادت هاى مُراجع انتخاب شود و پرداخته خود او باشد.8 . سخن ها و واژه ها در يک يا چند نظرگاه معين معنادار شود و جهت پيدا کند.9. سخن ها و واژه ها با حالتها و رفتارهاى بدنى هيجانى همراه شود.10. سخن ها احساس و بار هيجانى مناسب داشته باشد (آهنگ و طنين دار باشد).11. سخن ها و واژه ها، سکوت و شروع، بلندى و کوتاهى دورى و نزديکى مناسب داشته باشد.12. نشانه هاى هر واژه در رفتارها و حالت هاى مُراجع مشاهده شدنى و به پرسش گذاشتنى باشد.13. منظور از هر واژه را از مراجع بخواهيم تا از کلى و مبهم به جزئى و روشن برسد.14. گزينه هاى پژوهشى، تشخيصى و درمانى را از ميان سخن هاى درمانجو انتخاب و همان ها را در پرسش ها، پاسخ ها و گزارشنامه ها به کار ببريم.
آيات دعا
نخست آياتى چند از قرآن کريم را مى آوريم آن گاه برداشت هاى خود را روشن مى سازيم.1. وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِى عَنِّى فَإِنِّى قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِى إِذَا دَعَانِى فَلْيَسْتَجِيبُوا لِى وَلْيُؤْمِنُوا بِى لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ (بقره، آيه 183).2. ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعا وَخُفْيَةً إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (اعراف، آيه 54).3. قُلْ أَمَرَ رَبِّى بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ کَمَا بَدَأَکُمْ تَعُودُونَ (اعراف، آيه 28).4. فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّى مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ (القمر، آيه 11).5 . رَبِّ اغْفِرْ لِى وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِى مُؤْمِنا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلاَ تَزِدْ الظَّالِمِينَ إِلاَّ تَبَارا (نوح، آيه 30).6. قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِى وَهَبْ لِى مُلْکا لاَ يَنْبَغِى لاَِحَدٍ مِنْ بَعْدِى إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ (ص،آيه35).7. هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِى مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّکَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ (سوره آل عمران، آيه 34).8 . لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لاَ يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْ ءٍ (الرعد، آيه 16).
برداشت از واژه ها و سخن هاى دعا در قرآن کريم
1. واژه ها و سخن در دعاهاى مستجاب شده، ساده، محسوس، کوتاه، بدون ابهام است؛ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ (سوره حمد، آيه 6).دعاى زکريا : رَبِّ هَبْ لِى مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً (آل عمران، آيه 34).دعاى سليمان : قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِى وَهَبْ لِى مُلْکا لاَ يَنْبَغِى لاَِحَدٍ مِنْ بَعْدِى (ص، آيه 35).2. واژه ها مبين خواست ها و نيازهاى شخصى دعاگو و سخن، ساخته و پرداخته خود اوست، همچنان که زکريا در دعا فرزندى پاک نهاد و سليمان، قلمرو سلطنتى بى مانند را خواسته است.3. با تکرار واژه هايى، متناسب با واژه هاى درخواست، پروردگار را مى ستايند و او را توانا براى برآوردن نياز خود مى دانند : زکريا مى گويد اِنَّکَ سميع الدعا و سليمان تأکيد مى کند : (انک انتَ الوهاب).4. سخن هاى دعا، درخواستى محرمانه است : (ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعا وَخُفْيَةً …) (اعراف، آيه 54).5 . واژه مستقيم با مخاطب حاضر، آماده، نزديک و در حالت رويارويى گفته مى شود : إِنِّى قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِي… (بقره، آيه 183).6. واژه هاى (انک، انت) ضمير مخاطب مفرد که نشانه نزديکى زياد و بى پرده و راحت بودن ارتباط خداوند با دعاکننده است.7. استجابت کننده دعا، خود را نزديک و آماده براى پاسخ دادن بداند و دعاکننده را از خود بداند و اطمينان دهد که در خواست را برآورده مى سازد :وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِى عَنِّى فَإِنِّى قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِى إِذَا دَعَانِى فَلْيَسْتَجِيبُوا لِى وَلْيُؤْمِنُوا بِى لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ (بقره، آيه 183).8 . واژه ها را با پاسخ به پرسش (منظورت چيست؟) هرچه بيشتر روشن و متمايز سازد (اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ، صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ … سوره حمد، آيه 6 و7) جمله صراط الذين… پاسخ پرسش مقدر است؛ (منظور چيست؟).
پرسش سوّم : آيا هنگامه هاى دعا و درمان پيام هايى براى يکديگر دارند؟
با اشاره به آنچه درباره روان درمانى و دعا آورديم پيام ها و پى آمدهاى آن را بازگو مى کنيم :ديدگاه : هنگامه هاى دعا و درمان در ديدگاه توحيدى اسلام و ديدگاه روان درمانى که ما به آن تکيه مى کنيم همخوانى و همسانى دارند.خاستگاه : آگاهى، آزادى و خواست در درمان و دعا، خاستگاه پذيرش و تأثيرگذارى هستند. دعا و درمانى که ناآگاهانه، بدون آزادى و ناخواسته باشد، درمان کننده و سالم ساز نخواهد بود.باور : هرچه ارزش ها و توانمندى هاى درمانگر و مرجع دعا بيشتر شناخته شوند و به باورى درمانجو و دعاکننده درآيند، اثر سلامت بخشى و برآورده شدن بيشترى دارد.رويارويى : هنگامه هاى دعا و درمان در رويارويى مستقيم، بدون واسطه و محرمانه است.پويايى : هنگامه هاى دعا و درمان در جايگاه ها، زمان ها، برنامه ها، واژه ها، سخن ها، فاصله ها، وضعيت ها و … پوياست. برحسب آمادگى هاى درمانجو و درمانگر، دعاکننده و مرجع دعا، امکانات و شرايط تغيير مى کند. درمان و دعا، در کوه، دشت، دريا، هوا و مسجد و در حالت هاى ايستاده، نشسته، خوابيده و اوقات صبح، ظهر و شب و در سرما و گرما و بيمارى و سلامت، کم يا زياد مى گردد.جايگاه : جايگاه دعا و نماز و درمان پاکيزه، عطرآگين، آرامش بخش، خوش نام، لباس ها خوشبو، آراسته، و دور از شبهه قانونى، اخلاقى و اجتماعى باشد. درمانجو و دعاکننده بتوانند محرمانه، آزادانه، آگاهانه و با خواست خود هر گاه بخواهند مراجعه کنند و در دسترس باشد.واژه و سخن : واژه ها و سخن ها، کوتاه، ساده، محسوس، مثبت، آهنگ دار، روشن باشد و تکرار شود و در گفتن، شتاب و هيجان نداشته باشد و به زبانى که دعاکننده و درمانجو سخن مى گويد و معنى آنها را درمى يابد باشد و خواست واقعى و روزانه او را نشان دهد.فرانگرى : توانايى فرانگرى در هنگامه هاى دعا به شهودى عارفانه و در هنگامه هاى درمان به بينشى دانشمندانه منجر مى شود در يک جا در خود و خدا و در جاى ديگر خدا را در خود مى يابيم.
چند پرسش براى انديشيدن
با نشانه هايى که از هنگامه هاى دعا و درمان داديم پرسش هايى چند براى انديشيدن داريم :آيا مى توان از دعادرمانى مانند روان درمانى سخن گفت : دعا کردن دانشى بالينى است، هر دانش بالينى داراى مجتمع بالينى و فضاى پويايى است. از تلاش هايى که با پشتوانه هاى خاص بروز مى کند، با نظريه هاى معين فرانگرى مى شود و با راه کارهاى مشخص گستردگى، ژرفا، جهت، معنى و حساسيت پيدا مى کند. داده هاى آن در چند وضعيت بسته بندى مى گردد و برداشت مى شود؟آيا دعاها آن طور که در رسانه ها، مساجد، منابر اجرا مى شود، بهداشتى و درمان کننده است؟آيا مى توان با توجه به آنچه در مراسم و برپايى نماز و دعا مى گذرد از آسيب شناسيِ دعا سخن گفت؟ چگونه؟آيا مى توان از دعا براى بهداشت روانى فردى و اجتماعى سود جست؟ چگونه؟
منابع
قرآن مجيد.

















هیچ نظری وجود ندارد