وحدت موضوعی سورهها در تفسیر «تسنیم» (1)
طرح مسأله
یکی از بحثهایِ تفسیری که توجه قرآنپژوهان معاصر را به خود معطوف ساخته،هدفمندی سورههاست. هرچند پیشینه یاجمالی این نظریّه، به سده های گذشته برمیگردد،(۱) اما تبیین، ترویج و نقد آن در عصر حاضر رونق یافته است.(۲) مفسّران معاصر در تفاسیر خود، کموبیش در رد، تأیید و تطبیق این نظریّه، بر سورههای قرآنکریم نکات دقیقی را گزارش کردهاند که از یک سو افقهای جدیدی را در تفسیر قرآنکریم گشوده و ازسوی دیگر، زوایای پنهان آن را آشکار و بر دامنه بحث به ویژه در حوزه مبانی، اصول، ضوابط، روشها و آثار افزوده است. یکی از مفسّرانی که در آثار تفسیری خویش، این نظریّه را با نگاه ویژهای دنبال کرده است؛ آیتالله جوادی آملی است. در این نوشتار، سعی خواهیم کرد با بررسی آثار ایشان، پاسخی برای سؤالات زیر در حدّ بضاعت علمی خویش فراهم سازیم. مبانیِ این نظریّه،براساس دیدگاه آیتالله جوادی آملی چیست؟ ایشان براساس چه اصولی به تبیینِ نظریّه هدفمندی سورهها پرداختهاند؟ روش و شیوه کشفِ هدفِ اصلی هر سوره براساس چه مدل و الگویی است؟
مبانی نظریّه
بیتردید،هر نظریّهای برپایه مبانیای استواراست که صحّت وسقم آن مبانی در درستی یا نادرستی نظریّه، تأثیر بسزایی دارد. از اینرو، به دست دادنِ هرگونه تجزیهوتحلیلی درباره نظریّهای از یک سو و به نقد نشستن و بررسی و داوری آن نظریّه ازسوی دیگر، وابسته به موشکافیِ علمیِ مبانیِ آن نظریّه در گام نخست و تحقیق در آثارِ آن در گام دوم است. بنابراین،مبانی، اصول و آثار هر نظریّهای، سه ضلع مثلثِ داوریِ عالمانه را شکل میدهد. نوشتار حاضر، به سه بخشِ مبانی، تبیین نظریه و نمونهها تقسیم شده است. حال، در ادامه به بررسی مبانی میپردازیم. برخی از مبانی نظریه هدفمندی سورهها در آثار مفسران و قرآنپژوهان آمده است(۳)، که آیتالله جوادی آملی در آثار خود به بعضی از آنها تصریح نکردهاند؛ از اینرو، پذیرش یا عدم پذیرش این مبانی، توسط ایشان روشن نیست. اما به دو مبنا یکی توقیفی بودن چینش آیات و دیگری که به نظر میرسد از نوآوریهای ایشان محسوب میشود، یعنی فضای نزول پرداختهاند که گزارش مختصری از این مبانی ارائه میگردد.
۱٫توقیفی بودن چینش آیات
یکی ازمبانی نظریه ی هدفمندی سورهها، توقیفی بودن چینش آیات قرآنکریم است. به دیگر سخن، هنگامی میتوانیم از هدفمندی سورهها سخن به میان بیاوریم که به توقیفی بودن چینش آیات هر سوره معتقد باشیم؛در غیراینصورت- اعتقاد به اینکه چینش آیات براساس دستور شخص پیامبراکرم«ص» نبوده است- هرگونه استدلالی درمورد دستهبندی آیات سورهها و ارتباط میان آیات و دستههای آیات یک سوره و درنتیجه، ارائه هدف سوره براساس آن استدلالها، با ناکامی مواجه خواهد شد. آنچه از فحوای گفتهها و نوشتههای آیتآلله جوادی آملی به دست میآید،این است که چینش آیات قرآنکریم در یک سوره وحیانی است و چینش آیات فعلی قرآنکریم به دستور پیامبراکرم«ص» تنظیم شده است، از اینرو، بین آیات یک سوره،پیوندی خاص وجود دارد که باید درصدد کشف آن برآمد. به بیان دیگر، برای هر سوره، حکمت و هدف ویژهای است که براساس آن، رسول مکرّم، آیات را درکنار هم قرار میداد؛ گرچه آن هدف، پیوند محتوایی نباشد بلکه حکمت و هدف دیگری غیر از ارتباط محتوا در کار باشد. آیتالله جوادی آملی درباره نحوه چینش آیات قرآنکریم نوشتهاند: «چینش آیات هر سوره و نحوه تنظیم آن به دستور پیامبر«ص» بوده و چنانکه از ابنعباس نقل شده: «وقتی بر پیامبر، وحی نازل میشد، نویسندگان وحی را احضار میکرد و به آنان میفرمود: این آیات را در کنار فلان آیه از فلان سوره قرار دهید» و اصحاب پیامبراکرم«ص» به همان ترتیبی که آن حضرت تعیین کرده بود، قرآن را حفظ و تدریس میکردند.» (تسنیم، ۴۲۳-۶/۴۲۲؛ همان، ۹/۵۰۳) این نکته نیز شایان توجه است که مفسران درباره انواع نزول آیات و ارتباط آن با تناسب آیات سوره و هدفمندی سوره، اختلافنظر دارند. درمیان مفسران به آن دسته از آیات که با یکدیگر و در یک مرحله نازل میشوند، «واحد نزول» گفته میشود. اگر سورهای دارای یک واحد نزول باشد، که اغلب سورههای قرآنکریم اینگونهاند، راه برای دستیابی به هدف سوره هموارتراست؛ اما هنگامیکه سورهای دارای دو یا چند واحد نزول باشد، دستیابی به هدف سوره درصورتی امکانپذیر است که نخست به اصل توقیفی بودن چینش آیات معتقد باشیم و در گام بعدی نیز به ارتباط و تناسب میان آیات با واحدهای نزولِ متفاوت بپردازیم تا راه برای دستیابی به هدف سوره هموارتر گردد. به نظر میرسد، آیتالله جوادی آملی درباره سورههایی که دارای دو یا چند واحد نزول هستند، باتوجه به پذیرشِ اصل توقیفی بودن چینش آیات درون سوره، به وجود تناسب و ارتباط میان آیات با واحدهای نزولِ متفاوت معتقدند و در مواردی به ذکر این تناسب پرداختهاند؛ اما در برخی موارد نیز از ذکر تناسب و ارتباط میان اینگونه آیات، خودداری کردهاند، با اینوجود، هدف سوره را ذکر کردهاند.
۲٫ فضای نزول
روشن است که هر متنی در جغرافیایِ خاصی شکل میگیرد که آن جغرافیا بر تعیین معنایِ آن متن اثرگذار است. حال اگر متنی بدون توجه به فضا(ها)ی خود، تفسیر شود، تفسیر ارائه شده از دایره تفسیر درست بیرون است. مفسران قرآنکریم، عنایت و اهتمام ویژهای به تبیین شأن و سبب نزول آیات قرآن نشان دادهاند و اغلب به یک یا دو فضا برای فهم متن قرآنکریم معتقدند، اما آیتالله جوادی آملی، به سه حوزه جغرافیایی برای فهم متن قرآنکریم معتقدند: جوّ نزول، فضای نزول و شأن نزول. جوّ نزول، مربوط به مجموع قرآنکریم است فضای نزول، مربوط به مجموع یک سوره است که عبارت است از بررسی اوضاع عمومی،اوصاف مردمی، رخدادها و شرایط ویژهای که در مدّت نزول یک سوره در حجاز و خارج آن وجود داشته است. به دیگر سخن،در طی مدّت نزول یک سوره در محدوده زندگی مسلمانان و جهان خارج حوادثی رخ داده و شرایطی خاص حاکم بوده است. کشف و پردهبرداری از این رخدادها و شرایط و تبیین آن در آغاز هریک از سورهها، ترسیم فضای نزول آن سوره خواهد بود. در فضا نزول سوره، سخن از تعامل و تعاطی (تأثیر دوجانبه) فضای بیرونی با نزول سوره است؛ بدین معنا که هم فضای موجود مقتضی نزول سوره بود و هم نزول سوره فضا را دگرگون ساخت، و شأن نزول نیز مربوط به یک یا چند آیه است. آنچه در اینجا با موضوعِ این پژوهش مرتبط است، فضای نزول است که مربوط به مجموع یک سوره است. آیتالله جوادی آملی، با تأکید بر این نکته که میان فضای نزول هر سوره و معارف آن سوره ارتباط تنگاتنگی برقرار است، مینویسند: «فضای نزول هر سوره با معارف آن تأثیر و تأثر متقابل و دوجانبه دارد… (تسنیم، ۲/۵۴). برای تبیین فضای نزول سوره که گاهی متصلاً و زمانی منفصلاً و درصورت تقطیع و انفصال، گاهی در کوتاهمدّت و زمانی در میانمدّت و هنگامی در درازمدّت انجام میشد، ضمن تحقیق مسائل گونهگون آن مدّت متصل یا منفصل، میتوان از یکسو از خطوط کلّی و عناصر محوری عصر نزول و ازسوی دیگر از جمعبندی شأن نزولهای مقطعی کمک گرفت. باید عنایت شود که یکی از پیامهای سودمند جوامعالکلم که به حضرت ختمی«ص» داده شد، و آن حضرت با دریافت قرآنکریم، خود را واجد آنها معرّفی کرد،جامعنگری درباره عناصر محوری سهگانه مزبور است؛یعنی معارف قرآن مجید، ضمن پاسخ به شأن نزول، خصوصیت فضای نزول را ازنظر دور ندارد، چنانکه درعین رعایت دو عنصر یاد شده، به دردهای جهانی و مُعضلات عالَمی و رنجهای عصر نزول تدریجی قرآنکریم نگاه دارد، بنابراین باید هر آیه از آیاتکریم طبق ظرفیتش تفسیر شود و سعه صدر مناسب با گستره وحی الهی لحاظ گردد.» (تسنیم، ۱۳/۴۳؛ همان، ۱/۲۳۶؛ همان، ۲/۳۸) آشنایی با فضای نزول هریک از سورههای قرآنکریم، راهگشای تفسیر آیات،تشخیص هدف سوره و تبیین پیوند آیات آن سوره با یکدیگر است. همانگونه که بررسی دقیق مفاهیم آیاتِ سوره، راهنمای مناسبی برای حدس به فضای نزول خواهد بود. بنابراین، هم آگاهی به فضای نزول از بیرون، شاهد خوبی برای استنباط دقیق مضامین سوره است، و هم اجتهاد کامل از درون، زمینه مساعدی برای حدس فضای نزول. هدف آنکه، فضای نزول سوره، مفسّر را در تبیین صحیح مطالب جامع و کلّی سوره یاری میکند.
تبیین نظریّه
آیتالله جوادی آملی در آثار خویش، به صورت مستقل در جایی به تبیین این نظریّه نپرداختهاند، بلکه به صورت پراکنده به زوایای گوناگون آن توجه دادهاند. در اینجا، با گزارش و تجزیه وتحلیلِ مطالب مربوط به این نظریّه، در آثار بیانی و بنانیِ آیتالله جوادی آملی، تصویری از چارچوب نظریّه هدفمندی سورهها از دیدگاه ایشان ارائه خواهیم داد. آیتالله جوادی آملی، همه قرآنکریم را مانند یک جمله میدانند. همچنانکه واژههای یک جمله با یکدیگر ارتباط لفظی و معنایی دارند، سورههای قرآنکریم نیز با یکدیگر ارتباط لفظی و معنایی دارند. باتوجه به فحوای گفتهها و نوشتههای ایشان، میتوان همین نکته را به سورههای قرآنکریم نیز تسری داد. با این توضیح که هر سورهای از قرآنکریم، در حکم یک جمله مستقل است. همچنانکه واژههای یک جمله با یکدیگر ارتباط آوایی، صرفی، نحوی، معنایی و… دارند و برای تأمین یک هدف در کنار یکدیگر قرار میگیرند، آیات یک سوره نیز با یکدیگر ارتباط آوایی، لفظی، معنایی، اسلوبی، محتوایی و… دارند، و برای برجستهسازی جهت سوره و دستیابی به یک هدف، در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. از اینرو، میتوان گفت همچنانکه واژه های یک جمله برای تأمین و رساندن یک هدف خاص درکناریکدیگر با نظم و ارتباط خاصی قرار میگیرند، آیات یک سوره نیز برای انتقال یک هدف ویژه با نظم و ارتباط خاصی در کنار یکدیگر قرارگرفتهاند.این مطلب را بیفزاییم که هرچند آیتالله جوادی آملی مستقیماً به جمله بودن یک سوره اشاره نکردهاند؛ اما همینکه به جمله بودن قرآنکریم اشاره کردهاند، برای برداشت این نکته- جملگیِ سوره- از آن بحث- جملگیِ قرآنکریم- کافی است. ایشان در توضیح این تعبیر قرآنشناسانه نوشتهاند: «تعبیربه اینکه همه قرآن مانند یک کلمه، یعنی یک جمله و همه ابعاض آن هماهنگ است، از لطیفترین تعبیرهای قرآنشناسانه است؛زیرا گاه از آیه سورهای برای تفسیر آیه سوره دیگر استفاده میشود و زمانی از آیه یک سوره برای آیه دیگر همان سوره بهرهبرداری میشود و گاهی از برخی الفاظ یک جمله برای روشن شدن الفاظ دیگر همانجمله استفاده میشود. پس پیوند مزبور، بهترین پیوند است؛ زیرا منسجمترین پیوند بین آیات قرآن که رقم آنها از ششهزار میگذرد و مدّت نزول آن از بیستسال افزون است به این کیفیّت است که مجموع قرآن، به منزله یک جمله است.» (تسنیم،۲۲-۳/۲۱) آیتالله جوادی آملی،معتقد است که هر سوره، فصلی از فصول قرآنکریم است. به دیگر سخن، قرآنکریم، کتابی است که به فصلهای گوناگونی تقسیم شده است و براساس این نکته که هر فصلی به تبیین یک موضوع خاصّ میپردازد و مطالب جمعآوری شده در آن بر محور یک موضوع کلیدی استوار است و همان محور و موضوع کلیدی، سبب همنشینی مطالب گوناگون در یک فصل شده است؛ هر فصلی، حاوی یک هدف واحد خواهد بود. آیتالله جوادی آملی در اینباره نوشتهاند: «آیات سوره بقره به تدریج نازل شده و بر موضوعات گوناگون مشتمل است و چون هر سوره به منزله فصلی از فصول قرآنکریم و درنتیجه دارای هدف و پیام واحد است، این سوره نیز دارای غرض واحد و جامع است.» (تسنیم، ۶/۴۲۲) آیتالله جوادی آملی، در جایی دیگر به پیوند نهفته میان آیات یک سوره توجه دادهاند و کشف آن را زمینهای برای دستیابی به هدف و پیام سوره دانستهاند: «بین آیات یک سوره، پیوندی خاصّ وجود دارد که باید درصدد کشف آن برآمد. به بیان دیگر، برای هر سوره حکمت و غرض ویژهای است… گرچه آن غرض، پیوند محتوایی نباشد، بلکه حکمت و غرض دیگری غیر از ارتباط محتوا در کار باشد.» (تسنیم، ۴۲۳-۶/۴۲۲)
فرآیند کشف
پس از تبیین این نکته که هر سورهای دارای یک هدف و جهت اصلی است، نخستین سؤالی که به ذهن متبادر میشود این است که چگونه و از چه راه و روشی میتوان به آن هدف و جهت واحد دست یافت؟ به دیگر سخن، فرآیند کشف هدفمندی یک سوره براساس چه شیوهای استوار است؟ مفسّران به این سؤال، پاسخهای گوناگونی دادهاند و از روشها مختلفی سخن به میان آوردهاند. آیتالله جوادی آملی، براساس روش جامعنگرانه تفسیریِ خویش، فرآیند کشف هدفمندی سوره را در گروِ پیمودن راههای متعددی بر میشمارد که از برآیندِ همه راهها میتوان به هدف و جهت واحد هر سوره دست یافت. ایشان در اینباره مینویسند: «تشخیص خطوط کلّی معارف هر سوره و دریافت پیام و هدف آن در گرو پیمودن راههای زیر است: الف: تعیین مکی یا مدنی بودن سوره و بررسی فضای نزول آن. ب: بررسی صدر و ذیل سوره؛ چون ذیل سوره از باب «ردّ العجز إلی الصدر» به منزله جمعبندی مضامین سوره است. ج: انسجام و پیوستگی مطالب و آیات سوره. د: تکرار برخی مطالب در مضامین سوره. هـ. بررسی غُرَر آیات (آیات برجسته) سوره که به منزله واسطه العقد آن سوره است. و: بررسی شأن نزول برخی از آیات و فضای نزولِ مجموع سوره. ز: رهنمود احادیث معتبر که در آگاهی دادن به سیر اصلیِ معارف سوره وارد شده است. (تسنیم، ۲/۳۱) ح:توجه به اسماء الحسنایِ به کار رفته در پایان آیات گوناگون یک سوره.» برخی از راههای مذکور به صورت کاربردی در نمونههای پایان مقاله مورد توجه قرار گرفتهاند، اما به لحاظ اهمیت برخی از راههای بالا، به صورت جداگانه به بررسی آنها پرداختهایم.
۱٫ اسماءالحسنی
یکی از راههایی که برای کشف هدف سوره مورد استفاده قرار میگیرد، توجه به اسماءالحسنای بکار رفته در سوره است. هرچند عرفا از دیرباز در آثار و سخنان خود، به تفصیل از اسماءالحسنی سخن گفتهاند، اما درباره ارتباط میان اسماء الحسنایِ سوره و هدف آن، به ندرت سخن به میان آوردهاند. پرداختنِ تفصیل به این موضوع، در این گزیده امکانپذیر نیست،بنابراین، به اختصار به اشاراتی اکتفاء میکنیم. مجموعه عالم هستی تجلیات اسماء جمال و جلال خداوند است. این تجلیات، گاه در قالب کثرت ظهور میکنند و گاه در قالب وحدت. قسم دوم، تنها ازطریق تنزّل به جامه کثرت درمیآید. قرآنکریم که از نوع دوم است، تنها با تنزّل فهمپذیر میشود و بدون تنزّل، نه قابل فهم خواهد بود و نه در دسترس قرار خواهد گرفت. به دیگر سخن، این تجلیات یا فرقانیاند و یا قرآنی. تجلیات قرآنی، تا زمانیکه تنزّل نکرده باشند، به لحاظ ویژگیِ وحدتیِ خود، تمام عالم هستی را در درون خویش دارند. ازسوی دیگر، اسماء الحسنایِ خداوند به سه قسمِ اسماء ذات، اسماء صفات و اسماء افعال تقسیم میشوند. تجلیات قرآنی، مظهرهمه اسماءاند و بر «سوره» که مظهر تجلیات همه اسماء خداوند متعال است، صدق میکند و تجلیات فرقانی مظهر اسمی از اسماء الحسنیاند که تبدیل به «آیه» میشوند. حال اگر این تجلیات اسمایی به نحو اعتدال ظهور یابند، مظهر همه اسماء الحسنی خداوند خواهند بود و اگر به نحو اعتدال ظهور نیابند، مظهر یک اسم از اسماء الحسنی خداوندند. البته، باید بیفزاییم که در این حالت نیز، مظهر همه اسماء الحسنی خداوند خواهند بود اما بالتبع و مظهر یک اسم بالإصاله. یعنی یک اسم از اسماء الحسنی خداوند بر این سوره به صورت اصلی حاکم است و بقیه اسماء الحسنی خداوند به صورت فرعی در آن تجلّی پیدا میکنند که در زیر سیطره آن اسم حاکم قرار دارند. از اینرو، برخی معتقدند که سوره «قدر» مظهر اسم «الولی» و سوره «توحید» مظهر اسم «احد» و سوره «حمد» مظهر اسم «واحد» است. حال، باتوجه به این توضیحات، به بررسی نظرات حضرت آیتالله آملی میپردازیم. آیتالله جوادی آملی، معتقد است که یکی از مهمترین و مطمئنترین راههای کشف هدف هر سورهای، بررسی اسماء الحسنای بکار رفته در آن سوره است. برای استفاده از این روش، چند گام باید پیموده شود. نخست لازم است مضمون هر آیه را بدست آوریم، سپس اسماء الحسنای آن آیه را کشف کنیم. از آنجا که اسماء الحسنای هر آیهای ضامن مضمون آن آیه است، قدر مشترک مضمون به دست آمده از آیه را با محک قدر مشترک اسماء الحسنای بکار رفته در آن آیه صیقل دهیم تا به قدر مشترک آیه دست یابیم. همین مراحل را برای سوره نیز طی کنیم. یعنی نخست مضمون سوره را بدست آوریم، سپس اسماء الحسنای سوره را نیز مدنظر قرار دهیم. در مرحله بعدی، قدر مشترک سوره را با قدر مشترک اسماء الحسنای سوره مطابقت دهیم تا به قدر مشترک سوره دست پیدا کنیم. این قدر مشترک، همان هدف و جهت سوره خواهد بود.(۴) آیتالله جواد آملی در تفسیر سوره بقره به صورت کلّی به دو نکته درباره اسماء الحسنای سورههای قرآنکریم اشاره کردهاند: «یکم. سورههای قرآنحکیم همانند اسمای حسنای الهی هریک گذشته از اشتمال بر معارف خاص خود، شامل مطالب سورههای دیگر نیزهستند. تفاوت سُوَر نظیر تمایز اسمای خدا، در ظهوروخفا و سرّ و عَلَن بودن، رهآورد آنهاست، از اینرو،تلخیص سوره، صَعْب، بلکه مُسْتَصْعَب است. دوم. همانطور که اسمای الهی ازنظرعظیم و اعظم بودن یکسان نیستند، معارف سورههای قرآنی نیز ازجهت مهمّ و اهمّ بودن، همتای هم نخواهند بود.» (تسنیم، ۱۲/۷۴۷) توجه به این نکته لازم است که از نگاه ایشان، الفاظی که کتاب و سنت در بیان اسمای الهی آورده است، اسمای حسنای خدا نیست، بلکه اسماء الأسماءند. برای اسمای الهی، آثار فراوانی ذکرشده است که مقصود از آن، حقایق عینی از یکسو و مظهر آن حقایق شدن ازسوی دیگر است؛ یعنی هرگز صرف لفظ یا مفهوم مؤثرنیست تا کسی با اجرای آن لفظ یا تصور آن مفهوم،مشکلی را حل کند. (تسنیم، ۱۲/۱۳۸). آیتالله جوادی آملی،هر اسمی از اسمای حُسنای الهی را سند کار معیّنی برشمردهاند و دلیل ذکر اسمای خاصی را در پایان آیه، سند محتوا و مضمون خود آن آیه دانستهاند. بنابراین اگر آیهای درباره آگاهی خدای سبحان از نهان و آشکار انسان سخن گفت، مشاهده میکنیم که در آخر آن آیه، اسماء حسنای متناسب با مضمون آیه یعنی «إنّه بکلّ شیءٍ علیم» بکار رفته است. یا مثلاً ذیل آیه۲۵۵ سوره بقره، جملهو هو العلیُّ العظیم آمده که مانند همه اسمای حسنایِ آمده در پایان آیات، به منزله تعلیل مفاد کلّ آیه است. بیان تعلیل در ذیل آیه- یعنی اینکه ذیل آیه دلیل محتوای آن است- شواهد فراوانی دارد؛ مانند اسم «غفور» و «رحیم» در پایان آیه۱۰۲ سوره توبه «وآخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صالحاً و آخر سیّئًا عسی الله أن یتوب علیهم إنّ الله غفورٌ رحیم» که دلیل دادن توفیق توبه به گنهکاران است.(۵) نیز بیفزاییم که این اختصاصی به پایان آیه ندارد در پایان سوره، آغاز سوره و آغاز آیه نیز همینطور است. گاهی آغاز آیه به اسمی از اسمای حُسنای الهی شروع میشود که این آغاز، عهدهدار تبیین محتوای آن آیه است. پس بین این امور چهارگانه، فرقی نیست، یعنی یا اول سوره یا آخر سوره،یا اول آیه یا آخر آیه اسمی از اسمای حُسنای الهی ذکر میشود که عهدهدار معارف آن سوره یا آن آیه است. آیتالله جوادی آملی در جای دیگری به هماهنگی بسمالله هر سوره با محتوای آن سوره اشاره کردهاند و این نکته را با اسمای بکار رفته در پایان آیات که با محتوای آیات هماهنگ است،متناظر ساختهاند و نوشتهاند: «اختلاف معنوی و اشتراک لفظی آیات «بسماللهالرحمنالرحیم» از آن روست که بسمالله هر سوره جزئی از آن سوره و با محتوای آن هماهنگ و به منزله عنوان و تابلو آن سوره است و چون مضامین و معارف سورههای قرآن با یکدیگر متفاوت است، معنای بسمالله نیز در سورهها مختلف خواهد بود و در هر سوره درجهای از درجات و شأنی از شئون الوهیت خدای سبحان و رحمانیت و رحیمیّت او را بازگو میکند و از اینجهت همانند اسمای خداوند در پایان آیات است که با محتوای آیات هماهنگ و به منزله برهانی بر محتوای آن است. بر این اساس،اگر محتوای سورهای به خوبی تبیین شود، تفسیر بسمآلله آن سوره نیز روشن خواهد شد. توضیح اینکه، در آیه کریمه «بسماللهالرّحمنالرّحیم» هم سخن از «الله» است که اسم جامع و اعظم خدای سبحان است و سایر اسمای حسنای الهی را زیر پوشش داشته،در هر سوره ظهوری خاصّ دارد و هم سخن از «رحمت رحمانیه» است که همه صفات خدای سبحان زیر پوشش آن است و در هر مظهری با اسمی خاصّ ظهور میکند؛ در سورههایی که محتوایی مهرآمیز دارد و اوصاف جمالیه خداوند را مطرح میکند، در چهره «جمال» و در سوری که مضامینی قهرآمیز دارد و غضب الهی را بازگو میکند، در چهره «جلال» تجلّی میکند و از اینرو، برخی گفتهاند: کلمه الرحمن نیز همانند کلمه الله اسم اعظم است. بنابراین، تفسیر «بسمالله…» به اختلاف سورهها متفاوت است.» (تسنیم، ۱/۲۹۱)
۲٫ غرر آیات
همانگونه که پیشتر اشارت رفت، یکی دیگر از راههای کشف هدفمندی سوره، بررسی آیات غررِ سوره است. به نظر میرسد آیتالله آملی با الهام از روش تفسیری استاد خود علامه طباطبایی، تنها مفسّری است که برای کشف هدف سوره به این مورد توجّه دادهاند. ایشان، آیات غرر را که اغلب آیات توحیدیاند، آیاتی دانسته که راهگشای بسیاری از آیات دیگر، بلکه پایه و میزان عدل و مصباح روشنی برای حلّ پیچیدگیهای بسیاری از احادیثاند.(۶) وی معتقد است، جمعبندی و عصاره اهداف و پیامهای خُرد هر سوره در آیات غرر آن سوره متبلور است. در هر سورهای، آیاتی کلیدی وجود دارد که بسان خورشیدی بر دیگر آیات آن سوره پرتوافشانی میکنند و پیوسته جهت و هدف کلّی آن سوره را به مخاطب القاء میکنند. به دیگرسخن، خود چونان سورهای است در درون سورهای دیگر. آیتالله جوادی آملی در کشف هدف سوره بقره، آلعمران و… از این روش بهره جستهاند. ایشان، هدف اصلی سوره آلعمران را براساس آیات غرر آن- آیات ۱ و۲ و۱۸ و۲۶ و۲۷-، «توحید حق و به ویژه توحید افعالی» دانستهاند، و آیات مذکور را که دارای برجستگی خاصیاند، در حکم واسطه العقد این سوره و تلخیص آیات گذشته برشمردهاند.(۷) آیتالله جوادی آملی در جای دیگری در اینباره افزودهاند: «محتوای آیاتی چون «شهد الله» و «قل اللّهمَّ مالک الملک» که از جایگاهی ویژه برخوردارند، میتواند خط اصلی حاکم بر این سوره و به سخن دیگر، هدف سوره را بشناساند، زیرا آیه «شهد الله» در این سوره مانند «آیهالکرسی» در سوره «بقره»، در برابر دیگر آیات به خوبی میتابد و نشان میدهد که خط اصلی در این سوره، بیان توحید حق، به ویژه توحید افعالی اوست؛یعنی حضور و ظهور خدای سبحان را در همه امور برمیشمرد.» (تسنیم، ۱۳/۵۴۹)
پی نوشت ها:
۱٫زرکشی در البرهان فی علومالقرآن(۱/۳۷) فصل کاملی را به این موضوع اختصاص داده و سیوطی نیز در الاتقان فی علومالقرآن(۲/۱۰۸) به این موضوع پرداخته است. ۲٫ جهت اطلاع بیشتر ر.ک: مستنصر میر، پیوستگی سوره تحولی در تفسیر قرآن در قرن بیستم، ترجمه محمدحسن محمدی مظفر، آینه پژوهش، ۱۰۸-۱۰۷، اسفند۱۳۸۶، ۹-۲٫ ۳٫جهت اطلاع بیشتر ر.ک: خامهگر، ساختار هندسی سورههای قرآن. ۴٫مذاکرات حضوری نگارنده با ایشان. ۵٫جهت اطلاع بیشتر ر.ک. تسنیم، ۱۲/۱۰۳٫ ۶٫جهت اطلاع بیشتر ر.ک. تسنیم، ۳/۳۴٫ ۷٫جهت اطلاع بیشتر ر.ک. تسنیم، ۳۴-۱۳/۳۲
منبع:نشریه پژوهشهای قرآنی،شماره ۵۷٫

















هیچ نظری وجود ندارد