12 ژوئن 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home نهضت حسینی

ورود به کربلا و اتفاقات رخ داده(۵)

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

آتش زدن خیمه ‏ها
امام حسین علیه‏السلام در روز جمعه دهم محرم سال ۶۱ هجرى بعد از نماز ظهر به شهادت رسید و در آن هنگام از سن مبارکش ۵۶ سال و چند ماه گذشته بود.(۱)بلاذرى نقل کرده است که: شهادت آن حضرت روز شنبه بوده است مصادف با عاشورا، و گفته شده که روز جمعه بوده است.(۲)و ابن شهر آشوب نیز روز شنبه دهم محرم را روز شهادت آن بزرگوار نقل نموده، سپس مى‏گوید: گفته شده است که روز جمعه بعد از نماز ظهر بوده، و گفته شده که روز دوشنبه بوده است.(۳)ابن شهر آشوب مى‏گوید: کمان آن حضرت و متعلقاتش را دحیل بن خثیمه جعفى بن شبیب حضرمى و جریر بن مسعود و ثعلبه بن اسود اوسى برداشتند، و انگشتر آن حضرت را بجدل بن سلیم کلبى برداشت و انگشت آن حضرت را با انگشتر قطع نمود! و این انگشتر غیر از آن انگشترى است که از ذخائر نبوت است زیرا آن را امام حسین علیه‏السلام آن طورى که شیخ صدوق از محمد بن مسلم نقل کرده است در دست حضرت على بن الحسین علیه‏السلام نمود.
تعداد زخم‌هاى امام علیه‏السلامروایت شده است که در پیراهن آن بزرگوار یکصد و چند نشانه از تیر و نیزه و شمشیر مشاهده شد، و از امام صادق علیه‏السلام نقل شده که: بر بدن امام حسین علیه‏السلام جاى سى و سه زخم نیزه و سى و چهار زخم شمشیر پیدا کردند.(۴)
پس از شهادتگفته‏اند: پس از شهادت امام علیه‏السلام، سپاه دشمن براى به یغما بردن لباس‌هاى امام از یکدیگر سبقت گرفتند.طبرى از ابو مخنف نقل کرده است که: لباس‌هاى امام را از بدن مبارکش بیرون آوردند! سراویل آن حضرت را بحر بن کعب تمیمى گرفت! (در الملهوف روایت نموده که او زمین‌گیر و پاهاى او خشک شد و از حرکت ماند)، و پیراهن او را اسحاق بن حیاه حضرمى برداشت و پوشید (پس موى او ریخت و پیسى گرفت)، و عمامه آن بزرگوار را احبش بن مرثد و یا جابر بن یزید بر سر بست (و دیوانه شد)، و برنس آن حضرت را که از خز بود مالک بن بشیر کندى به یغما برد و چون همسرش از این جریان آگاه یافت بین ایشان نزاع در گرفت (او نیز فقیر و مستمند باقیمانده عمرش ار زندگى کرد)، و زره «بترأ» آن بزرگوار را عمر بن سعد برداشت! و چون مختار او را کشت آن زره را به قاتل او ابى عمره واگذار نمود. و زره دیگر آن حضرت را مالک بن نمیر گرفت و پوشید (و مجنون گردید)، قطیفه آن بزرگوار را قیس بن اشعث برداشت که از جنس خز بود و پس از آن او را قیس قطیفه نامیدند (و خوارزمى نقل کرده است او به مرض جذام گرفتار شد و افراد خانواده‏اش از او کناره مى‏گرفتند و او را در مزبله انداختند تا این که مرد و سگ‌ها گوشت بدن او را قبل از مرگ خوردند). و کفش آن حضرت را مردى از قبیله بنى اود برداشت که او را اسود مى‏گفتند، و شمشیر او را مردى از قبیله بنى نهشل گرفت و پس از آن به دست حبیب بن بدیل افتاد، و در الملهوف آمده که این شمشیر به غارت رفته غیر از ذوالفقار است که آن از ذخائر نبوت و امامت است.ابن شهر آشوب مى‏گوید: کمان آن حضرت و متعلقاتش را دحیل بن خثیمه جعفى بن شبیب حضرمى و جریر بن مسعود و ثعلبه بن اسود اوسى برداشتند، و انگشتر آن حضرت را – آنگونه که در اکثر مقاتل آمده است – بجدل بن سلیم کلبى برداشت و انگشت آن حضرت را با انگشتر قطع نمود! و این انگشتر غیر از آن انگشترى است که از ذخائر نبوت است زیرا آن را امام حسین علیه‏السلام آن طورى که شیخ صدوق از محمد بن مسلم نقل کرده است در دست حضرت على بن الحسین علیه‏السلام نمود.محمد بن مسلم مى‏گوید: از امام صادق علیه‏السلام درباره خاتم امام حسین علیه‏السلام سؤال نمودم که بعد از ایشان به دست چه کسى رسید؟ و به امام عرض کردم که گویا انگشتر آن بزرگوار را دشمن برده است.فرمود: چنین نیست که مى‏گویند، به درستى که حسین علیه‏السلام به فرزندش على بن الحسین وصیت نمود و خاتم خود را در انگشت او نمود و امر را به او واگذار کرد.(۵)ابن زائده مى‏گوید: دیگر شهدا و اصحاب و اهل‌بیت آن بزرگوار را نیز سپاه کوفه عریان نموده و لباسشان را به یغما بردند!(۶)
غارت خیامدشمن در غارت خیمه‏هاى حسینى بر یکدیگر سبقت مى‏گرفتند به گونه‏اى که چادر از سر زنان مى‏کشیدند، دختران آل رسول از سراپرده خود بیرون آمده و همه مى‏گریستند و از فراق عزیزان و بزرگان خویش شیون مى‏کردند.حمیدبن مسلم روایت کرده است که: زنى را دیدم از قبیله بنى بکر بن وائل با شوهرش در سپاه عمر بن سعد بود و هنگامى که دید آن گروه بر زنان حسین و خیام آنها یورش برده و غارت مى‏کنند، شمشیرى به دست گرفت و به سوى خیام آمده قبیله خود را صدا زد و گفت: اى آل بکر بن وائل! آیا دختران رسول خدا را تاراج مى‏کنند؟ «لا حکم الا لله، یا لثارات رسول الله»؛ «هیچ فرمانى جز فرمان خداوند نیست، به خونخواهى رسول خدا برخیزید»، شوهرش او را گرفت و به جاى خود بازگرداند.عمر بن سعد به جهت امتثال فرمان ابن زیاد، در میان اصحابش فریاد برداشت: «کیست که دواطلب باشد و بر پیکر حسین اسب بتازد تا سینه و پشت او را زیر سم اسب‌ها لگدمال نماید؟!» شمر مبادرت نمود! و اسب بر بدن مطهر امام تاخت! و ده نفر دیگر از سپاه کوفه اجابت کردند که نام‌هاى آنها عبارت است از: اسحاق بن حویه، اخنس بن مرثد، حکیم بن طفیل، عمرو بن صبیح، رجأ بن منقذ، سالم بن خثیمه جعفى، واحد بن ناعم، صالح بن وهب، هانى بن ثبیت، اسید بن مالک. (لعنه الله علیهم )رواى گفت: سپاهیان عمر بن سعد زنان را از خیمه‏ها بیرون نموده و آتش در آن افکندند، که زنان به بیرون دویدند در حالى که جامه‏هایشان ربوده سر و پاى آنها برهنه بود!(۷) آنگاه یک مرد پستى از سپاه دشمن به ام‏اکلثوم یورش برد و گوشواره او را به در آورد! و آن خبیث در حالى که مى‏گریست متوجه فاطمه بنت الحسین گردید و خلخال از پایش کشید!دختر امام حسین علیه‏السلام با تعجب به او گفت: چرا گریه مى‏کنى؟!!او در پاسخ گفت: چگونه نگریم در حالى که اموال دختر رسول خدا را غارت مى‏کنم!فاطمه بنت الحسین چون این عطوفت را دید به او گفت: پس چنین مکن!آن مرد گفت: هراس دارم دیگرى آن را بردارد!(۸)پس آنچه در خیام از اموال و امتعه بود به یغما بردند. شمر قطعه طلائى را در خیام یافت و آن را به دخترش داد تا براى خود زیورى بسازد! آن طلا را نزد طلا ساز برد و چون آن طلا را در آتش گذاشت از بین رفت!(۹)حمید بن مسلم مى‏گوید: به خدا سوگند من دیدم که سپاهیان ابن سعد که به خیمه‏ها یورش برده بودند بر سر تصاحب جامه‏هاى زنان با آنها نزاع مى‏کردند تا این که مغلوب شده و جامه آنها را مى‏بردند.شمر با گروهى از پیاده نظام به خیمه على بن الحسین علیه‏السلام آمدند و او بر فراش خود خوابیده و به شدت بیمار بود، همراهان شمر به او گفتند که: این بیمار را به قتل نمى‌رسانى؟حمید بن مسلم مى‏گوید: من گفتم: سبحان الله! آیا نوجوانان(۱۰) هم کشته مى‏شوند؟ این کودک است و بیمارى او را بس است؛ پس من اصرار نمودم تا این که آنها را از کشتن او باز داشتم.(۱۱)شمر گفت: ابن زیاد مرا امر کرده است که فرزندان حسین را به قتل برسانم ولى عمر بن سعد در جلوگیرى از کشتن او مبالغه کرد؛ خصوصا چون زینب دختر امیرالمؤمنین از قصد شمر مطلع شد آمد و گفت: او هرگز کشته نشود تا من کشته نشوم، آنگاه دست از او کشیدند.(۱۲)فاطمه بنت الحسین علیه‏السلام مى‏گوید: مردى را دیدم که زنان را با سر نیزه خود تعقیب مى‏کرد، بعضى از آنان به بعضى پناه مى‏بردند! و جامه‏ها و زیور آنان را ربوده بودند! اما آن مرد چون مرا دید آهنگ من نمود، گریختم! او مرا دنبال نمود و با نیزه بر من حمله کرد که من بر صورت خود افتاده و بیهوش شدم! و چون به هوش آمدم عمه‏ام ام کلثوم را دیدم که بر بالین من نشسته و گریه مى‏کند.(۱۳)
حمیده دختر مسلمحضرت مسلم بن عقیل را دخترى بود که یازده سال داشت و نام او حمیده و مادرش ام‏کلثوم دختر على بن ابى طالب علیه‏السلام است، و بعضى نام او را عاتکه و مادر او را رقیه دختر على‌بن ابى طالب علیه‏السلام گفته‏اند، و عمرش هفت سال بود، و در روز عاشورا چون لشکر به خیمه‏ها هجوم بردند به شهادت رسید!(۱۴)
آتش زدن خیمه‏هادر این هنگام دشمن براى سوزاندن خمیه‏هاى اهل‌بیت علیهم ‏السلام اقدام نمود در حالى که زنان و فرزندان در خیام بودند، پس شعله‌هایى از آتش آوردند در حالى که یکى از آنها فریاد مى‏زد: «احرقوا بیوت الظالمین!!»؛ «سراپرده ظالمین را بسوزانید!!» و ایشان آتش در خیمه‏ها افکندند! دختران رسول خدا از خیمه‏ها خارج شده و مى‏گریختند در حالى که آتش آنها را از پشت سر تعقیب مى‏کرد! بعضى از کودکان یتیم دامن عمه را گرفته تا از آتش محفوظ بمانند و از ظلم دشمنان در امان باشند، و بعضى در بیابان متوارى و برخى به آن ستمگرانى که دل‌هایشان خالى از مهربانى و عطوفت بود استغاثه مى‏کردند.دشمن در غارت خیمه‏هاى حسینى بر یکدیگر سبقت مى‏گرفتند به گونه‏اى که چادر از سر زنان مى‏کشیدند، دختران آل رسول از سراپرده خود بیرون آمده و همه مى‏گریستند و از فراق عزیزان و بزرگان خویش شیون مى‏کردند.امام سجاد علیه‏السلام در طول حیاتش بعد از شهادت امام حسین علیه‏السلام هرگاه خاطره‏هاى تلخ روز عاشورا را به یاد مى‏آورد با اشک و اندوه فراوان مى‏فرمود: به خدا سوگند هیچ گاه به عمه‏ها و خواهرانم نظر نمى‌کنم جز این که بغض گلویم را مى‏گیرد و یاد مى‏کنم آن لحظات را که آنها از خیمه‏اى به خیمه دیگر مى‏گریختند و منادى سپاه کوفه فریاد مى‏زد که: خیمه‏هاى این ستمگران را بسوزانید!(۱۵)حمیدبن مسلم مى‏گوید: عمر بن سعد نزدیک خیمه‏هاى امام آمد، زنان برخاسته و رو در روى او فریاد بر آوردند و گریستند، پس او به اصحابش گفت: کسى حق ندارد که در خیمه‏هاى این زنان در آید و متعرض این جوان مریض (امام سجاد) شود. زنان از او خواستند تا لباس‌هاى غارت شده آنان را به ایشان باز گرداند تا خود را بپوشانند، عمر بن سعد گفت: کسى که از متاع این زنان چیزى برداشته بازگرداند؛ به خدا سوگند احدى از آن گروه چیزى را باز پس نداد، پس عمر بن سعد گروهى را به خیمه و سراپرده زنان گماشت و دستور داد آنها را نگهدارى کنند تا کسى از خیمه‏ها خارج نگردد و آنان را آزار ندهند، آنگاه عمر بن سعد به چادر خود بازگشت.(۱۶)مؤلف کتاب «معالى السبطین» نقل کرده است که: شامگاه روز عاشورا دو طفل در اثر دهشت و تشنگى جان سپردند، و چون زینب کبرى براى جمع عیال و اطفال جستجو مى‏کرد آن دو طفل را نیافت تا این که آنها را در حالى که دست در گردن یکدیگر داشتند پیدا کرد که آنها از دنیا رفته بودند.(۱۷)
درخواست جایزهپس سنان بن انس بر در خیمه عمر بن سعد آمد و با صداى بلند فریاد زد:انا قتلت الملک المحجبااوقر رکابى فضًْ و ذهباو خیرهم اذ ینسبون نسباقتلت خیر الناس امّاً و اباو خیرهم فى قومهم مرکبا(۱۸)عمر بن سعد گفت: گواهى مى‏دهم که تو دیونه‏اى! و هرگز عاقل نبوده‏اى! بعد دستور داد او را به درون خیمه آورند، و چون سنان بن انس وارد خیمه شد با چوبدستى خود بر او چند ضربه نواخت و گفت: اى احمق! این چنین سخن مى‏گویى؟! به خدا سوگند اگر ابن زیاد از تو بشنود گردن تو را خواهد زد!!(۱۹)
اوج بیدادگرىآنگاه عمر بن سعد به جهت امتثال فرمان ابن زیاد، در میان اصحابش فریاد برداشت: «من ینتدب للحسین؟!»؛ «کیست که دواطلب باشد و بر پیکر حسین اسب بتازد تا سینه و پشت او را زیر سم اسب‌ها لگدمال نماید؟!»شمر مبادرت نمود! و اسب بر بدن مطهر امام تاخت!(۲۰) و ده نفر دیگر از سپاه کوفه اجابت کردند که نام‌هاى آنها عبارت است از:اسحاق بن حویه، اخنس بن مرثد، حکیم بن طفیل، عمرو بن صبیح، رجأ بن منقذ، سالم بن خثیمه جعفى، واحد بن ناعم، صالح بن وهب، هانى بن ثبیت، اسید بن مالک. (لعنه الله علیهم )آنان با اسب بر بدن امام تاختند به گونه‏اى که سینه مبارک آن بزرگوار را در هم کوبیدند. پس این ده نفر آمدند و در برابر ابن زیاد ایستاده و جایزه طلب کردند، ابن زیاد گفت: شما کیستید؟ اسید بن مالک – یکى از اینان لعنهم الله – گفت:نحن رضضنا الصدر بعد الظهربکل یعبوبٍ شدید الاسر(۲۱)عبیدالله فرمان داد تا جایزه ناچیزى به آنها دادند!!(۲۲)امام سجاد علیه‏السلام در طول حیاتش بعد از شهادت امام حسین علیه‏السلام هرگاه خاطره‏هاى تلخ روز عاشورا را به یاد مى‏آورد با اشک و اندوه فراوان مى‏فرمود: به خدا سوگند هیچ گاه به عمه‏ها و خواهرانم نظر نمى‌کنم جز این که بغض گلویم را مى‏گیرد و یاد مى‏کنم آن لحظات را که آنها از خیمه‏اى به خیمه دیگر مى‏گریختند و منادى سپاه کوفه فریاد مى‏زد که: خیمه‏هاى این ستمگران را بسوزانید!همچنین نقل شده است که آنها سینه و کمر امام حسین علیه‏السلام را زیر لگد اسب‌ها کوبیدند.(۲۳)
حدیث جمّالچون امام علیه‏السلام به شهادت رسید ساربان آمد و بدن آن بزرگوار را بدون سر یافت، دست برد تا کمربند حضرت را بردارد، آن بزرگوار دست خود را آورد و کمربند را گرفت، پس جمّال، دست آن حضرت را قطع کرد، و سپس مجدداً خواست که کمربند را باز کند، امام علیه‏السلام با دست چپ کمربند را گرفت، جمّال دست چپ آن حضرت را نیز قطع کرد.(۲۴)
پی‌نوشت‌ها:
۱- مقاتل الطالبیین، ۷۸٫۲- انساب الاشراف، ۳/۱۸۷٫۳- مناقب ابن شهر آشوب، ۴/۷۷٫۴- الملهوفف ۵۴ / انساب الاشراف، ۳/۲۰۳٫۵- الامام الحسین و اصحابه، ۳۶۱٫۶- بحار الانوار، ۴۵/۱۷۹٫۷- الملهوفف ۵۵٫۸- امالى شیخ صدوق، مجلس ۳۱، حدیث ۲٫۹- حیاه الامام حسین، ۳/۳۰۱٫۱۰- گرچه امام سجاد علیه‏السلام در آن هنگام ۲۳ ساله بود ولى این تعبیر حمید بن مسلم براى جلوگیرى از قتل امام بوده است، چه آن که از مقررات جنگ‌هاى صدر اسلام این بود که کودکان را نمى‌کشتند.۱۱- ارشاد شیخ مفید، ۲/۱۱۲٫۱۲- مقتل الحسین مقرم، ۳۰۱٫۱۳- مقتل الحسین مقرم ،۳۰۰٫۱۴- معالى السبطن، ۱/۲۶۶٫۱۵- حیاه الامام الحسین، ۳/۲۹۸٫۱۶- ارشاد شیخ مفید، ۲/۱۱۳٫۱۷- وسیله الدارین، ۲۹۷٫۱۸- «شترم را از سیم و زر سنگین بار کن! که من پادشاه با فرّ و شکوهى راکشتم؛ بهترین مردم را از نظر پدر و مادر کشتم! و بهترین آنها از نظر نژاد و نسب؛ و والاترین آنها در میان قبیله خود!»19- انساب الاشراف، ۳/۲۰۵٫۲۰- حیاه الامام الحسین، ۳/۳۰۳٫۲۱- «ما سینه حسین را در هم کوبیدیم بعد از آن که پشت او را لگدمال کردیم، با اسبان قوى هیکل و تیز تاز»22- الملهوف، ۵۶٫۲۳- الامام الحسین و اصحابه، ۳۶۷٫۲۴- اثبات الهداه، ۲/۵۸۸٫

 

برچسب ها: shia
نوشته قبلی

ورود به کربلا و اتفاقات رخ داده(۴)

نوشته‌ی بعدی

عبقات الأنوار و علامه میر حامد حسین(۲)

مرتبط نوشته ها

حیاتِ الگویی امام حسین (ع)
نهضت حسینی

حیاتِ الگویی امام حسین (ع)

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)
نهضت حسینی

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

قیام امام حسین (ع) از دیدگاه وهابیّت
نهضت حسینی

قیام امام حسین (ع) از دیدگاه وهابیّت

عاشورا و امام حسین (ع) در آئینه احادیث
نهضت حسینی

عاشورا و امام حسین (ع) در آئینه احادیث

مهندسی فرهنگ عاشورا
نهضت حسینی

مهندسی فرهنگ عاشورا

عاشورا و هویت شیعی
نهضت حسینی

عاشورا و هویت شیعی

نوشته‌ی بعدی

عبقات الأنوار و علامه میر حامد حسین(۲)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ایران از فروپاشی آتش‌بس هراسی ندارد.

ایران از فروپاشی آتش‌بس هراسی ندارد.

مروری بر واقعه تاریخى مباهله

مروری بر واقعه تاریخى مباهله

امام حسن عسكرى (ع) و تصوّف

امام حسن عسكرى (ع) و تصوّف

بصیرت و مواطن آن در نهج البلاغه

بصیرت و مواطن آن در نهج البلاغه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا