مقدمهولایت بیتالغزل عرفان نظرى در محفل انس اهل معرفت و اوج قله تکامل انسان در قرب الهى وفصل ممیز حقیقت انسانى است شعاع درخشان ولایت رواق موضوعات مختلفى را نورافشانمىنماید؛ از نظر هستىشناسى و نظام آفرینش در بحث انسان کامل، فضاى عرفان نظرى راعطرافشان مىکند و جلوه آن در مسأله امامت و خلافت در حوزه باورهاى دینى زینتبخشبارگاه کلام است و نازلترین مرتبه ولایت در استقرار و تثبیت حکومت دینى، سیاست وحاکمیت را از ظلمت تیرگى جدایى از آموزههاى دینى رهانیده است.بنابراین ولایت زلال کوثر جوشانى است که از عالم غیب و نشئه ملکوت[۱] سرچشمه گرفته وتا سرزمینهاى استقرار نهاد حکومت دینى جارى است.در اندیشه و آثار عمیق و لطیف عرفانى سیاسى امام خمینى و مباحث و بیانات مقام معظم رهبرىگستره وسیع مفهومى ولایت از قلّه عرفان تا دامنه سیاست مشاهده مىشود. اکنون در این مقاله بهاختصار به مفهوم تعبیرات و مراتب، حقیقت و اسرار ولایت و نیز ولایت پیامبر، ائمه و ولى فقیهو جامعه ولایتمدار از نگاه امام و مقام معظم رهبرى مىپردازیم.
مفهوم شناسىدر اندیشه و آثار امام و رهبرى مفهوم ولایت آمیزهاى از معنى لغوى و آموزههاى دینى است.امام در متون عرفانى ولایت را به معنى قرب، محبوبیت، تصرف، ربوبیت، و نیابت آورده[۲] و دربیانات خود با استفاده از حدیث “ما نُودِىَ بِشَىْءٍ بِمِثْلِ ما نُودِىَ بِالْوِلایهِ “[۳] و حدیث غدیر خم،ولایت را به حکومت کردن معنا مىکند.[۴] مقام معظم رهبرى، اتصال، پیوند، محبت و حاکمیت رامعنى ولایت مىنامد و با اشاره به رویداد مهم و تاریخساز غدیر استحکام پیوند روحى و معنوىمسلمانان با حاکمان شایسته و صالح را تحقق معنى و مفهوم ولایت از جنبه سیاسى و حکومتىمىداند.[۵]
تعبیرات و مراتبدر آثار امام و رهبرى به تناسب مناسبتها و موضوعات عرفانى، سیاسى و اخلاقى تعبیراتى از برخىانواع، اقسام و مراتب ولایت بیان شده که در این قسمت به آنها اشاره مىشود.۱٫ ولایت کلیه الهیه: [۶] ولایت و خلافت الهى که والاترین مقام و شأن الهى و باب ابواب ظهورو کلید کلیدهاى غیب و شهود است و ریشه و سرآغاز و اصل خلقت بر آن بنا نهاده شده است. اینولایت در نظام هستى در ولایت پیامبر، انبیاء و ائمه معصومین ظهور مىکند.[۷]۲٫ ولایت تامه: [۸] عبارت است از فانى کردن رسوم عبودیت، پس این ولایت همان ربوبیتىاست که کنه عبودیت مىباشد.[۹] یعنى به مقام فنا رسیدن و از خود چیزى ندیدن است.۳٫ ولایت ظاهرى و باطنى: ولایت باطنى از نهایت قرب به حق حاصل مىشود و ولایتظاهرى اداره حکومت و اجتماع است که هر دو مخصوص پیامبر و ائمه معصومین است.[۱۰] ولایت ظاهرى پس از ائمه معصومین به ولى فقیه اختصاص دارد.[۱۱] البته دستیابى به مراتب نازلهولایت باطنى، با سیر و سلوک، تهذیب نفس و قرب فرائض و نوافل براى فقیهان مهذب و پارسادور از دسترس نیست.۴٫ ولایت تکوینى و اعتبارى: ولایت تکوینى از مقامات معنوى ائمه اطهار است که به موجبآن جمیع ذرات عالم در برابر ولى امر خاضع و مطیعند اما ولایت اعتبارى آن است که عقل یاشرع آن را وضع کرده باشد. مانند ولایت فقیه که از امور اعتبار عقلایى به شمار مىآید.[۱۲] و اعتبارشرعى آن به استمرار ولایت رسول الله(ص) و جعل الهى است.[۱۳]۵٫ ولایت الهى و ولایت شیطانى (طاغوتى): این تعبیر امام و رهبرى الهام گرفته از فرهنگقرآن است که مؤمنان را تحت ولایت خداوند و غیر مؤمنان را تحت سرپرستى شیطان معرفىمىکند. “اللّهُ وَلِی الَّذِینَ آمَنُوا یخْرِجُهُم مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ… “(بقره: ۲۵۷( البته ولایت الهى همان ولایت خاصه[۱۴] است و ولایت شیطانى یک امر عدمى است.برجستهترین شاخصه جامعه مؤمنان که تحت ولایت الهى هستند از دیدگاه امام و رهبرى عبارتنداز:۱٫ تقویت اراده ایمانى بر محور توحید و غلبه بر امیال و هواهاى نفسانى در حوزه اخلاق۲٫ عدالتگرایى، الفت، صمیمیت در حوزه اجتماعى۳٫ برائت از مشرکان و استکبار و حفظ روحیه تعهد دینى و معنوى در عرصه سیاسى نظاماسلامىو شاخصههاى شیطانى عبارتند از: بتپرستى مدرن، تعصبهاى جاهلى و قبیلهاى،نفسانیت، دنیاطلبى و خودمحورى. از نگاه این بزرگواران کشورهاى اسلامى یا دیگر رژیمهایىکه تحت سلطه استکبار و بیگانگان قرار دارند تحت ولایت شیطان هستند.[۱۵]یادآورى این مطلب ضرورى است که در فرهنگ اهل معرفت، ولایت به معنى قیام عبداست به حق چون فانى شود و آن با دوستى حق نسبت به او حاصل مىشود تا این که او را به مقامقرب و تمکین مىرساند.[۱۶] یعنى از راه دوستى حق، بنده فانى در خدا و به او باقى بماند. نکته دیگراین که ولایت کلیه الهیه و ولایت تامه و ولایت باطنى که امام در آثار خود به تناسب مباحث وموضوعات مطروحه از آنها سخن به میان آورده در اصل یک حقیقت هستند که با الفاظ گوناگوناز آنها نام برده است. ولایت تکوینى معصومین نیز از آثار ولایت تامه یا مطلقه آنان است. البتهپائینترین مرتبه ولایت، سیر الى الله سالک و فنا شدن او در حق و عالىترین مرتبه ولایت کهفیض الهى است مقام و مرتبه وجودى پیامبر(ص) و ائمه معصومین علیهمالسلام است که دراسرار ولایت به آن اشاره مىشود.
اسرار و حقیقت ولایتامام با استناد به آیه “فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتى فَطَر النَّاسَ عَلَیها “[۱۷] و برخى احادیث تفسیرى ذیل آیه فطرت،[۱۸]و تحلیل نظر استاد عرفان خود “آیتالله شاهآبادى “[۱۹] حقیقت ولایت را یک امر فطرى مىداندو مىفرماید: ولایت شعبه توحید است زیرا که حقیقت ولایت، فیض مطلق[۲۰] است و فیض مطلقظلّ وحدت مطلقه[۲۱] است و فطرت بالذات متوجه کمال اصلى است، و چون فطرت فناى در کمالمطلق را مىخواهد و حصول به کمال که حقیقت ولایت است، فناى در کمال مطلق است، پسحقیقت ولایت نیز از فطریات است.[۲۲] همچنین در شرح احادیث صراط مستقیم و محاسباتقیامت، حقیقت صراط را صورت باطن ولایت معرفى مىکند.[۲۳] و در ذیل آیه اِنَّا عَرَضْنَا الْاَمانَهَعَلَى السَّمواتِ وَالْاَرْضِ… .[۲۴] مىنویسد مراداز امانت الهى در مشرب اهل عرفان “ولایت مطلقه “[۲۵] است که غیر از انسان هیچ موجودىلایق آن نیست و در توضیح و مصادیق ولایت مطلقه چنین مىگوید: ولایت اهل بیت عصمت وطهارت، دوستى خاندان رسالت و عرفان مقام مقدس آنها امانت حق است.[۲۶] امام در یک بحثکوتاه عمیق و لطیف عرفانى درباره حقیقت ولایت و پیوستگى و در هم تنیدگى توحید، نبوت وولایت مىفرماید: “حقیقت خلافت و ولایت ظهور الوهیت است و آن اصل وجود و کمال آناست. و هر موجودى که حظّى از وجود دارد از حقیقت الوهیت و ظهور آن که حقیقت خلافت وولایت است حظّى دارد و لطیفه الهیه در سرتاسر کائنات از عوالم غیب تا منتهاى عالم شهادت برناصیه همه ثبت است و آن لطیفه الهیه حقیقت “وجود منبسط ” و “نفس الرحمن ” و “حقمخلوقُ به “[۲۷] است که بعینه باطن خلافت ختمیه و ولایت مطلقه علویه است. و از این جهت استکه شیخ عارف شاهآبادى دام ظله مىفرمود که شهادت به ولایت در شهادت به رسالت منطوى[۲۸]است، زیرا که ولایت باطن رسالت است. و نویسنده گوید که در شهادت به الوهیت، شهادتینمنطوى است جمعاً و در شهادت به رسالت آن دو شهادت نیز منطوى است، چنانچه در شهادت بهولایت آن دو شهادت دیگر منطوى است. “[۲۹]
حقیقت محمدى(ص) و ولایت علویبا توجه به آنچه گذشت اسرار و حقیقت ولایت در نظام هستى را باید در حقیقت وجودپیامبر(ص) و حضرت على(ع) جستجو نمود. و انگیزه نگارش کتاب گرانسنگ و عظیمالقدرمصباح الهدایه با قلم ژرفاندیشانه امام خمینى، پردهبردارى از این راز سر به مُهر هستى و کشفحقیقت محمدى و ولایت علوى است و بخشى از مضامین و تعابیر بلند آن در سالهاى بعد در دیگرتألیفات یا بیانات امام مشاهده مىشود که در این جا به اختصار بیان مىگردد.امام با تحلیل عمیق احادیث خلقت پیامبر به عنوان اولین جلوه الهى در نظام هستى[۳۰] و برترى اونسبت به حضرت آدم و انبیاء و تمام موجودات[۳۱] و این که روح رسول خدا(ص) و ائمه معصومیننخستین آفریده خدایى هستند[۳۲] مىنویسد: “پیامبر و ائمه واسطه بین حق و خلق و واسطه رحمترحمانیهاند و رحمت رحمانیه اصل وجود را افاضه مىکند، بلکه رحمت رحمانیه خود مقامولایت آنهاست. “[۳۳] و درباره رسالت و نبوت پیامبر مىگوید: “تمام دائره وجود از عوالم غیب وشهود تکویناً و تشریعاً وجوداً و هدایتاً ریزهخوار خوان نعمت آن سرور هستند. و آن بزرگوارواسطه فیض حق و رابطه بین حق و خلق است و اگر مقام روحانیت و ولایت مطلقه او نبود، احدىاز موجودات لایق استفاده از مقام غیب احدى[۳۴] نبود و فیض حق عبور به موجودى از موجوداتنمىکرد.[۳۵] از این رو امام وجود را سایه حقیقت ولایت مىداند، و آنچه در عالم تجلى کردهحقیقت محمدیه و ولایت علویه معرفى مىکند که در عالم امر و غیب با یکدیگر متحد بوده و درعالم خلق یکى در کسوت نبوت و دیگرى امامت ظاهر شده است و پیامبر در مقام ولایت کلیهعظمى و ولى الله مطلق بالاصاله و حضرت على باطن خلافت مطلقه کلیه و ولى الله مطلق و بالتّبعنامیده مىشود که اراده آنها فانى در اراده حق و از سوى دیگر ارادهشان ظل اراده حق است وعالم با تمام اجزایش در اختیار آنها قرار دارد.[۳۶] ایشان با اشاره به جمله حضرت على که با اشارهبه سینه مبارکشان فرمود: “ها اِنَّ هاهُنا لَعِلْماً جَمَاً. “[۳۷] به ناشناخته ماندن ابعاد و زوایاى پنهان و رموزکشف نشده ولایت تأسف مىخورد و مىگوید: “آن علومى که در سینه ایشان بود پیدا نکرداشخاصى که حَمَله آن علم باشند و بلااشکال آن علمى که ایشان حملهاش را پیدا نکرد، آن علماسرار ولایت، اسرار توحید است و باید همه عرفا تأسف بخورند بر این که مجال براى ایشان پیدانشد که آن اسرار را که باید افشا کند، افشا بفرماید. “[۳۸]
معیار سنجش و قبولى اعمالولایت معصومین(ع) از اصول کلى و اساسى اعتقادى و از ضروریات باورهاى دینى و شرط اصلى تحقق ایمان و صحت اعمال مؤمنین است. در میزان محاسبات الهى هم اعمال را با ترازوىولایت ائمه (علیهمالسلام) مىسنجند و با معیار ولایت محک مىزنند. امام باقر علیهالسلاممىفرماید:لَوْ اَنَّ رَجُلاً قام لَیلَهُ وَ صامَ نَهارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمیعِ مالِهِ وَ حَجَّ جَمیعَ دَهرهِ وَ لَمْ یعْرِفْ وِلایهَ وَلىِّ اللّهفَیوالِیهُ وَ یکُونَ جمیع اعمال بدلالته، ما کَانَ لَهُ عَلَى اللَّه حَقُّ فى ثَوابِهِ وَلا کانَ مِنْ اَهْلِ الْاِیمانِ.اگر مردى شبها به عبادت ایستد و روزها روزه گیرد و تمام مالش را صدقه دهد و تمام روزگار را حج کند وولایت ولى خدا را نشناسد تا موالات او کند و تمام اعمالش به راهنمایى او باشد خداوند تعالى براى اوثوابى در نظر نمىگیرد و از اهل ایمان نمىباشد.[۳۹]امام خمینى در چند بخش از شرح چهل حدیث به این مطلب اشاره دارند که قلبهاى خالى ازاعتقاد و ایمان به ولایت و اعمالى که بدون تطبیق با شریعت و ولایت انجام شده در قیامت هیچبهره نخواهد داشت زیرا بر طبق احادیث، اعتقاد به ولایت کلى پیامبر و امام معصوم(علیهمالسلام) همان صراط مستقیم است و در قیامت حضرت على(ع) صراط است و شیعیانىکه عملاً به ولایتش تمسک جستهاند به سلامت مىگذرند.[۴۰]
ولایت فقیهدر فرهنگ قرآنى و آموزههاى دینى و اندیشه و آثار امام و رهبرى ولایت و حاکمیت با تمامگستره مفهومى آن ذاتاً متعلق به خداوند متعال است که در حقیقتِ وجود پیامبر(ص) و ائمهمعصومین علیهم السلام تجلى یافته است. ولایت در عالم مُلک و نشئه ظاهرى خلقت درحکومت و فرمانروایى انبیاء، پیامبر(ص) و امامان (علیهمالسلام) نمود مىیابد. در عصر غیبتِمعصوم، ولى فقیه سکان هدایت و رهبرى جامعه اسلامى را به دست مىگیرد. از این رو امام معتقداست ولایت به معنى حکومت، شعبهاى از ولایت مطلقه رسول اکرم(ص) است که با تماماختیارات آن برعهده ولى فقیه قرار مىگیرد، پس ولایت فقیه استمرار ولایت رسول الله(ص) وولایتش شرعى و الهى است و مشروعیت نظام اسلامى رهین فرمانروایى ولایت فقیه است وفرامین و عزل و نصبهایش براى پیروان او و مسلمانان جامعه اسلامى لازم الاتباع است.[۴۱]در این بحث دو شبهه مطرح است اول: برخى افراد اختیارات حکومتى رسول الله(ص) رافراتر از اختیارات حکومتى حضرت على(ع) و یا اختیارات حکومتى حضرت على(ع) و سایرائمه را بیشتر از اختیارات ولى فقیه مىدانند. پاسخ امام این است که فضائل معنوى اختیاراتحکومتى را افزایش نمىدهد. همان اختیارات و ولایتى که حضرت رسول و دیگر ائمه صلواتالله علیهم در تدارک و بسیج سپاه، تعیین وُلات و استانداران، گرفتن مالیات، اجراى حدود الهىداشتند همان را حکومت فقیهان نیز دارد و معقول نیست که اختیارات یاد شده در رسولاکرم(ص) و امام معصوم(ع) یا فقیه فرق داشته باشد.[۴۲]دوم این که: بعضى مقام ولایى ولى فقیه را همطراز مقام معنوى و تکوینى پیامبر و ائمهمعصومین(ع) قرار مىدهند. پاسخ امام بر این شبهه نیز این است که ولایت کلیه الهیه و مقاممعنوى معصومین هیچگاه در عرض ولایت به معنى حکومت نیست، براى معصومین مقام معنوىو خلافت کلى الهى و تکوینى است که به موجب آن جمیع ذرات عالم در برابر آنها خاضع هستند واین مطلب جداى از وظیفه حکومت آنهاست، چنانکه حضرت زهرا(س) داراى چنین مقامى بودبا آن که آن حضرت نه خلیفه و قاضى و نه حاکم اسلامى بود. ایشان معتقد است که آیات وروایاتى وارد شده است که مخصوص به معصومین است و فقها و علماى بزرگ اسلام در آنشرکت ندارند و تولى امور در غیبت کبرى غیر از ولایت کبرى است که مخصوص به معصومیناست.[۴۳] امام با نقد قرآنى و عقلانى افکار علماى اهل سنت در پیروى از هر حاکمى تحت عنواناولوالامر، مىفرماید: “اولوا الامرى که در قرآن وارد شده است واضح است که کسى که تِلو]دنبال و پیرو[ رسول خداست.[۴۴] و با اشاره به انحرافات در جوامع اسلامى مىفرماید: “با اقامهولایت یعنى رسیدن حکومت به دست صاحب حق همه این مسائل حل مىشود، همه انحرافات از بینمىرود. “[۴۵] ایشان کسانى را که با توجه به لوازم اعتقادى و مفهومى دینى ولایت فقیه با علم و عمد،ولایت فقیه را انکار مىکنند و عملاً به مخالفت با آن برمىخیزند در حکم مرتد مىداند.[۴۶] مقام معظمرهبرى ولایت فقیه را ضامن اجراى احکام اسلام مىداند و مخالفان ولایت را همان مخالفان ولایتفقیه قلمداد مىکند.[۴۷]
نشانههاى جامعه ولایت محورولایتمحورى در اندیشه امام و رهبرى بدین معناست که کلیه برنامهها، سیستم و مجریان و مردمجامعه اسلامى تحت اشراف و دستورات یا سیره معصومان باشند و سیاستگذارىها باهدفگذارى آنان هماهنگ شود و تمام فعالیتهاى خود را با اساس دین یعنى پیامبر ومعصومان علیهمالسلام پیوند زنند.امام با تحلیل و تفسیر دقیق و لطیف قبولى اعمال با تمسک به ولایت به ادعاى دروغین وبىمحتواى برخى از کسانى که خود را پیرو ولایت مىدانند شدیداً انتقاد مىکند و معیارهاىصحیح ارزشى و دینى ولایت محورى را تبیین مىنماید.[۴۸] مقام معظم رهبرى با اسوه قرار دادنسیره حکومتى و اخلاقى حضرت على(ع) مىفرماید: “باید تلاش کنیم خودمان را به آن نمونهکامل نزدیک و شبیهتر کنیم، اگر حرکت به گونهاى باشد که در حال دور شدن از آن نمونه کاملباشیم این انحراف و خطاست. “[۴۹] اکنون به چند نمونه از برجستهترین شاخصههاى ولایتمدارىاشاره مىشود:
۱٫ اخلاقىگسترش فرهنگ دینى با سرمشق گرفتن از سیره اخلاقى معصومین برجستهترین نشانهولایتمحورى جامعهاى است که با پرهیز از ناهنجارىهاى اجتماعى و اخلاقى به سالمسازىجامعه و نهادینه کردن هنجارها و ارزشهاى دینى مىاندیشد.پیروى از ولایت معصومان در حوزه اخلاق فردى و اجتماعى یعنى این که شخص با ریاضاتشرعى منطبق با دستورات الهى و اولیاى دین با امیال و خواستههاى نفسانى مقابله کند و باوارستگى و عدم تعلق به مادیات خود را از زندان تاریک طبیعت رهایى بخشد و با پرهیز ازعیبجویى دیگران به خودسازى و رفع رذایل و جذب فضایل بکوشد و با اجتناب از محارمالهى، دورى از امور شبههناک به مراتب عالى تقوى و ورع دست یابد. نتیجه این که بنا بر گفتهمعصومان(ع)، پارساترین و متقىترین افراد جامعه اسلامى نزدیکترین انسانها به ولایتهستند. زیرا اراده الهى را بر خواستههاى نفسانى برگزیدهاند و کارکردهاى اخلاقى خود رابرمبناى آموزههاى ولایت تنظیم کردهاند.[۵۰]
۲٫ سیاسى – اجتماعىدر اندیشه سیاسى الهى امام خمینى(ره) جامعه ولایتمدار و پیرو حقیقى ولایت على بنابىطالب(ع) و ائمه معصومین براساس تکلیف شرعى و ملى خود براى دستیابى به اهدافمتعالى نظام اسلامى و احیاى ارزشهاى اسلامى تمام سختىها و فشارهاى روانى، سیاسى واقتصادى دشمن را تحمل مىکند و با فداکارى و ایثار جان و مال بر میثاق و عهد حفظ اسلام پایدارمىماند. و با حضور در عرصههاى سیاسى اجتماعى و آشنایى با شرایط سیاسى جهانى و منطقهاىبا حفظ وحدت و همدلى و حمایت از مسئولان خدمتگزار و ایستادگى در برابر توطئههاىاستکبار جهانى در جهت اعتلاى اقتدار و صلابت نظام مردمسالارى دینى مىکوشد.[۵۱] مقام معظمرهبرى شاخصه ولایتمدارى یک جامعه دینى را از نظر سیاسى چنین معرفى مىکند که “همهاجزاى آن به یکدیگر و به آن محور و مرکز جامعه اسلامى یعنى ولىّ متصل باشند و از درونداراى یک اتحاد و ائتلاف باشند. “[۵۲]
۳٫ مدیریتىپس از پیروزى انقلاب شکوهمند اسلامى تاکنون امام و مقام معظم رهبرى همواره بر تحقق سیرهمدیریتى علوى تأکید دارند. امام ولایتمحورى و تمسک به ولایت در حوزه اجرایى و مدیریتىرا از امور حکمت عملى مىداند که هیچگاه با لفظ حاصل نمىشود و مدیرانى را ولایتمحورىمىداند که فرایند سیاستگذارى و برنامهریزى، قانونگذارى و امور اجرائیشان براساس ترویج وتحقق عدالت در جامعه باشد؛ ایشان ارزش غدیر را به جهت اقامه عدل مىداند. و معتقد استتمسک به ولایت این است که اگر حکومت تشکیل شد باید به اندازه توانایى و امکاناتشبرنامههاى خود را در جهت عدالتى که حضرت على(ع) ترسیم نموده است به کار بندد و خدمت بهمحرومان جامعه را سرلوحه سیاستهاى اجرایى خود قرار دهد: “دولت واقعاً باید با تمام قدرتآنطورى که على -علیهالسلام – براى محرومین دل مىسوزاند، این هم با تمام قدرت دل بسوزاندبراى محرومین، مثل یک پدرى که بچههایش اگر گرسنه بمانند، چطور با دل افسرده دنبال اینمىرود که آنها را سیر بکند، یک دولت تابع امیرالمؤمنین باید اینطور باشد.[۵۳] نکته مهم دیگرى که امامبرجستهترین علامت ولایتمدارى مدیران نظام اسلامى مىداند پرهیز از تشریفات و تجملگرایى ومصرف صحیح بیتالمال مسلمین است. ایشان فرامین حضرت على علیهالسلام به مالک اشتر ودیگر والیان حکومت علوى را منشور حکومتى و مدیریتى براى مدیران تاریخ و آیندگانمىداند و به مسئولان سفارش مىکند در تعیین و مصرف بودجه بیتالمال، جذب نیروى انسانىو شکلدهى سیستمهاى ادارى و بهرهگیرى امکانات و استعدادهاى دولتى و اموال عمومىاهداف کلى نظام اسلامى در نظر گرفته شود و کلیه امکانات بیتالمال در جهت پیشبرد مشکلاتاجتماعى به کار گرفته شود نه منفعت شخصى.[۵۴] مقام معظم رهبرى سیستم مدیریتى را ولایتمدارمىداند که اهداف و برنامههایش را با هدفهاى غدیر تطبیق دهد. ایشان یکى از دلایل عظمتغدیر را، اهمیت اسلام به مدیریت جامعه مىداند و معتقد است کسى که ولایت جامعه اسلامى راعهدهدار مىشود باید پرتویى از ولایت الهى را تحقق ببخشد و عدالت اسلامى و رعایتارزشهاى اسلامى را اساس برنامهها قرار دهد. ایشان سالمسازى دستگاههاى دولتى، تبلوراخلاق، عدالت و ارزشهاى دینى در محیط مسئولیت، اجراى دقیق مأموریتها، و انتخابصحیح همکاران و مشاوران و رعایت بیتالمال مسلمین را معناى صحیح تمسک به ولایتمىنامد. و حضرت على(ع) را کاملترین الگو مدیریتى و فرماندهى مىداند.[۵۵] و در این بارهمىفرماید: “باید کارى کنیم که نظام و کشور و جامعه ما علوى باشد، اسم اسلام، اسم ولایت کافىنیست، بخصوص کسانى که مسئولیتى بر دوش دارند و مأموریتى در نظام الهى، عهده آنهاستچه در دستگاه قضایى، چه در دستگاه اجرایى، چه در دستگاه قانونگذارى، چه در دستگاهانتظامى و چه در نهادها و دستگاههاى مختلفى، زبان و بازو و راهکار باید زبان و بازو و سبک کار،]سیره[ امیر المؤمنین باشد.[۵۶]در اندیشه امام تبلور حقیقت ولایت در نظام اسلامى با تلاش همزمان در تمام حوزههاىسیاسى، مدیریتى، اخلاقى و اجتماعى به دست مىآید. ایشان درباره اخلاق، معنویت، وحدت،حماسهآفرینى و پیوند مردم با مسئولان و رهبرى نظام و خدمترسانى صادقانه کارگزاران ومدیران در دوران حساس دفاع مقدس مىفرماید: “اگر اینها به همین حال باشند، آن وقت یکپردهاى از مقام ولایت در این کشور جلوه پیدا کرده است. کوشش کنید بر این که، کوشش بکنندهمه جمعیتها و ارگانها و همه نهادهاى اسلامى در این که این تبعیت از مرام على – علیهالسلام -را حفظ کنند. “[۵۷]
آسیب شناسى گسست ولایتبنیان مستحکم ولایت همواره از سوى آفتهایى تهدید مىشود و شایسته است مؤمنانولایتمدار با مراقبت از اعمال و رفتار خود از این گنجینه و نعمت بزرگ الهى حراست کنند. دراین بخش با بهرهگیرى از شرح حدیثهاى اخلاقى امام به مهمترین و برجستهترین آفتهاىتهدید کننده ولایت اشاره مىنماییم.
۱٫ اخلاقى :علماى اخلاق براساس بیانات معصومین علیهمالسلام رذایل فراوانى را که هویتو حقیقتِ انسانى را تهدید مىکند نام بردهاند اما در میان این رذیلهها برخى امراض و آسیبهایىوجود دارد که قلمرو ولایت را تهدید مىکند که یکى از آنها حسد است. این رذیله همچونشعلههاى آتشى است که شاخسار درخت ایمان را مىسوزاند و بنیان فضایل معنوى را ریشهکنمىکند. در یک تحلیل عقلى حسود به مشیت و اراده الهى در تفاوت توانایىها و استعدادهااعتراض مىنماید و از دیدگاه روانشناسى چنین فردى بر اراده الهى همواره غضبناک است درنتیجه پیوندش با خداوند و معصومین(ع) گسسته و از حوزه ولایت آنان خارج مىگردد. آفتدیگر که متأسفانه رواج فراوان دارد بدگویى و غیبت مؤمنان است که در فرهنگ و آموزههاىدینى شدیداً از آن نهى شده است و یکى از گناهان کبیره به شمار مىآید؛ زیرا غیبت کننده هتکحرمت مؤمنین را نموده است که در پیشگاه خداوند تبارک و تعالى قدر و منزلتى دارند و چنینکسى ایمانش زایل و از ولایت الهى خارج و تحت ولایت و سرپرستى و ضلالت شیطان قرارمىگیرد.
۲٫ عبادى :نماز برگزیدهترین اعمال و عبادات بندگان، معراج مؤمن، نور چشم رسولخدا(ص) و وسیله رحمت حق است. کسانى که نسبت به رعایت حدود نماز، اقامه آن در اولوقت فضیلت، حضور قلب و سایر آداب آن سهلانگارى مىکنند از دین رسول خدا خارج شده وشفاعت معصومان شامل حالشان نمىشود.
۳٫ سیاسى – اجتماعى :از نگاه امام سرمشق قرار ندادن سیره جامع حضرت على(ع) و توجهبه الگوهاى غیر معصوم مصداق روشن خیانت به امانت الهى است و سرانجام به خروج از ولایتالهى منجر مىشود.[۵۸] دیگر آفت سیاسى که متأسفانه در دهه هفتاد در میان روشنفکرنماها رواجیافته توهین به مقدسات دینى است و امام تعصب و حساسیت خاصى نسبت به حفظ حرمتمقدسات داشتند. ایشان در روزهاى آغازین نهضت درباره توهین به مراجع تقلید به انقلابیونجوان هشدار دادند که “اگر چنانچه شَطْر ]کوچکترین [کلمهاى به یک نفر از مراجع اسلام، شطرکلمهاى اهانت بکند کسى به یک نفر از مراجع اسلام، بین او و خداى تبارک و تعالى ولایتمنقطع مىشود. “[۵۹] زیرا فقیهان فرزندان معنوى رسولاللَّه(ص) و جانشینان معصوم در عصرغیبت هستند و توهینکنندگان به مراجع در واقع غیر مستقیم به پیامبر و امامان توهین کردهاند.انقلاب اسلامى دستاورد ولایتمداریالگوپذیرى امام از سیره مبارزاتى و حکومت پیامبر(ص) و حضرت على(ع) و نیز اهداف قیامامام حسین(ع) در رهبرى نهضت علیه ظلم ستمشاهى و هدایت تودههاى میلیونى در مبارزه و نیزپیروى مردم از فرامین و رهنمودهاى امام و اسوه قرار دادن ائمه معصومان در صبر، استقامت وفداکارى و دشمنستیزى، نهال انقلاب اسلامى ایران را تنومند و بارور ساخت. مقام معظم رهبرىبا تحلیل رویداد جاودانه غدیر در تجلى حاکمیت اسلام و استقرار ولایت به معنى حکومت، ولایتامام خمینى را پرتویى از چشمه فروزنده غدیر مىداند که توانست از لحاظ مادى و معنوى ایرانرا بازسازى کند. از نگاه ایشان ولایتمحورى مردم و اطاعتپذیرى از فرامین امام، اصلىترینمؤلفه پیدایش، شتاب و پیروزى انقلاب اسلامى است، وحدت، پیوستگى با رهبرى، شکستتوطئههاى گوناگون دشمنان داخلى و خارجى و تکامل انقلاب اسلامى میوه شیرین درختولایتمدارى ملت ایران است؛ زیرا نظام تثبیت شده اسلامى برمبناى ولایت پدید آمده و عنایاتالهى و سرافرازى نظام در عرصه بینالملل و ظفرمندى در نبرد هشت سال دفاع مقدس، و رایحهعطر معنویت و اخلاق در جامعه دستاوردهاى گرانبهاى ولایتمحورى مردم و مسئولان نظاماسلامى در پیروى از خط انبیایى امام خمینى است و حفظ نظام نیز با استمرار پیمودن این راهامکانپذیر است.
سخن پایانیهستى براساس ولایت پدیدار است و عالم غیب و شهود مظهر حقیقت محمدى و ولایت علوىاست که جامع جمیع کمالات الهىاند. در عرفان نظرى ناب شیعى و اندیشه و متون عرفانى امام،توحید با ربوبیت، نبوت و ولایت آمیخته و در هم تنیده است. و اصولاً سیر الى الله و وصول بهمقام توحید و معرفت الله بدون نور ولایت پیامبر(ص) و ائمه معصومین علیهمالسلام که جلوه تام وتمام اسماء و صفات الهىاند مقدور هیچ احدى نیست.ائمه معصومین ظهور ولایت الهى را به کمال و تمام رساندهاند و حیات برین انسان که کرامتانسانى به آن اختصاص دارد و قلمرو خلافت الهى مختص به آن مىباشد با کوثر وحى و امامتتأمین مىشود و اهتمام به غدیر که تجلى امامت است به آن جهت است که این رویداد مهمسلسلهجنبان ولایت است.در اندیشه امام و رهبرى قوس صعود ولایت ذات خداوند تبارک و تعالى و اراده و مشیتاوست و پس از تجلى ولایت محمدى(ص) و ائمه معصومین؛ قوس نزول آن در حکومت وسیاست و اجراى احکام و قوانین الهى امتداد دارد. یعنى عالم غیب و ملکوت والاترین درجه ومرتبه و سیاست و حکومت صالحان و عالمان وارسته و عادل نازلترین درجه ولایت است. ازاین رو آمیختگى عرفان و سیاست در اقیانوس بىکران اندیشههاى امام موج مىزند و پس از آنمعنا و مفهوم جامع تبلور ولایت در سیاست و حکومت در اندیشه رهبرى مشاهده مىگردد ونکته مهم این که پاسداران انقلاب اسلامى براى شناخت صحیح و دقیق تفاوت قلمرو عرفان نابشیعى در موضوع ولایت در تمام ابعاد و گستره آن با نظرات ناصواب عارف نمایان و صوفیان وولایتىهاى منحرف باید بیش از این با متون اخلاقى، عرفانى و سیاسى امام و رهبرى آشنا باشندو بر این مبنا دیدگاههاى فرقهها و نحلههاى سیاسى مذهبى دور از اندیشه این بزرگواران که بعضاًبا هدایت دستهاى مرموز خارج از مرزها ولایت را منهاى امامت و خلافت یا ولایت را منفکّاز سیاستدر اندیشه امام و رهبرى قوس صعود ولایت ذات خداوند تبارک و تعالى و اراده و مشیتاوست و پس از تجلى ولایت محمدى(ص) و ائمه معصومین؛ قوس نزول آن در حکومت وسیاست و اجراى احکام و قوانین الهى امتداد دارد. یعنى عالم غیب و ملکوت والاترین درجه ومرتبه و سیاست و حکومت صالحان و عالمان وارسته و عادل نازلترین درجه ولایت است. ازاین رو آمیختگى عرفان و سیاست در اقیانوس بىکران اندیشههاى امام موج مىزند و پس از آنمعنا و مفهوم جامع تبلور ولایت در سیاست و حکومت در اندیشه رهبرى مشاهده مىگردد ونکته مهم این که پاسداران انقلاب اسلامى براى شناخت صحیح و دقیق تفاوت قلمرو عرفان نابشیعى در موضوع ولایت در تمام ابعاد و گستره آن با نظرات ناصواب عارف نمایان و صوفیان وولایتىهاى منحرف باید بیش از این با متون اخلاقى، عرفانى و سیاسى امام و رهبرى آشنا باشندو بر این مبنا دیدگاههاى فرقهها و نحلههاى سیاسى مذهبى دور از اندیشه این بزرگواران که بعضاًبا هدایت دستهاى مرموز خارج از مرزها ولایت را منهاى امامت و خلافت یا ولایت را منفکّاز سیاست و حکومت تعبیر مىکنند، نقد و تحلیل نمایند و از دامهاى نامرئى و تبلیغات غلط درویش مسلکان رهایى یابند و تلاشهاى گسترده ولایتىهایى را که با مبارزه و انقلاب و رهبرى امام مخالف بوده و در دوران حماسهساز دفاع مقدس خود را از معرکه آتش و خون دور نگهداشته و اکنون خود را پرچمدار حامیان ولایت مىدانند ، تحت نظر داشته و توطئههاى فرهنگىآنان را خنثى کنند و چهره مزوّرانه آنان را براى نسل جدید افشا نمایند.نتیجه سخن این که سیاستهاى فرهنگى و آموزشى بهگونهاى طراحى و اجرا شود که از نظر اعتقادى، اخلاقى، نظامى و سیاسى افراد جامعه برمبناىاندیشههاى امام و رهبرى که آشنا به مقام ولایت هستند تربیت شوند تا هم ولایت محورى درجامعه تقویت گردد و هم از انقلاب و نظام ولایتمحور به شایستگى پاسدارى شود.ان شاء الله
پی نوشت ها:
۱ . عالم غیب و مخصوص ارواح و نفوس است و باطن عالم مُلک گویند.۲ . مصباح الهدایت الى الخلافه والولایه، ص ۳۶، امام خمینى، مؤسسه نشر آثار امام، ۱۳۷۲٫۳ . کافى، ج ۲، ص ۱۸، “هیچ چیز به اندازه ولایت به آن دعوت نشده است. “۴ . ولایت فقیه، ص ۸۳، امام خمینى، مؤسسه آثار امام و صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۱۱۶ و ۱۱۷٫۵ . ر. ک. مجموعه سخنرانى مقام معظم رهبرى در موضوع “ولایت در قرآن ” سال ۵۳،نشریه ولایت، حزبجمهورى اسلامى، مهر ۶۰۶ . براساس آیه اِنَّما وَلیکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ والذین امنوا۷ . صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۴۵۶ و ۳۴۸؛ مصباح الهدایه، ص ۳۷ – ۳۴٫۸ . ولایتى است که مىتواند هرگونه تصرفى را در عالم هستى داشته باشد.۹ . تعلیقات على شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، امام خمینى، ص ۱۷۸ و ۱۷۹، مؤسسه پاسدار اسلام، ۱۴۰۶قمرى.۱۰ . براى آشنایى بیشتر به این مطلب از دیدگاه امام ر. ک. همان، ص ۱۷۹ – ۱۷۴، فص عُزیرى.۱۱ . ولایت فقیه، ص ۴۱ – ۴۰٫۱۲ . ر. ک. همان، ص ۴۴ – ۴۰٫۱۳ . صحیفه امام، ج ۱۰، ص ۳۰۸ – ۳۰۷٫۱۴ . این ولایت خداوند، مخصوص مؤمنانى است که به راه مستقیم ولایى هدایت شدهاند مقابل ولایت عامه است کهشامل ولایت خداوند بر تمام موجودات عالم است. ولایت اخص شامل مقربین بارگاه حق و ائمه معصومین)ع۱۵ . ر. ک. صحیفه امام، ج ۹، ص ۲۹۱؛ ج ۱۲، ص ۳۵۲ و ۳۵۵ و ۳۵۷؛ چهل حدیث، ص ۳۰۶ و ۳۰۷ و جزوه ولایت درقرآن، ص ۱۰۱، بیانات مقام معظم رهبرى، ۷۲ / ۳ / ۱۹٫ و نیز پیام حج، ۶۸ / ۴ / ۱۴٫۱۶ . شرح گلشن راز، شبسترى، ص ۲۳۵٫۱۷ . روم / آیه ۳۰٫۱۸ . ر. ک. تفسیر البرهان، ج ۳، ص ۲۶۳، سید هاشم بحرانى، قم، مؤسسه البعث، ۱۴۱۵ قمرى.۱۹ . ر. ک. رشحات البحار، محمدعلى شاهآبادى، ص ۳۹ ۱۴ و ۴۱٫۲۰ . در اینجا منظور، عنایات خاص الهى براى هستى و عالم خلقت است.۲۱ . در اینجا مراد، ذات واجب الوجود و خداوند تبارک و تعالى است.۲۲ . شرح حدیث جنود عقل و جهل، امام خمینى، ص ۱۰۰، مؤسسه چاپ و نشر عروج، ۱۳۷۷٫۲۳ . شرح چهل حدیث، امام خمینى، ص ۳۶۰، مؤسسه آثار امام، ۱۳۷۵٫۲۴ . احزاب / آیه ۷۲٫۲۵٫ براساس آیه هو الولى الحمید،۲۶ . شرح چهل حدیث، ص ۴۸۰ و ۶۳۵٫۲۷ . اولین صدور الهى و نور سارى و جارى در تمام موجودات را “وجود منبسط ” گویند. و فیض وجودى حق را “نفسالرحمن ” نامیدهاند. “حق مخلوقُ به ” اصطلاحى است که فلاسفه مانند صدرالمتألهین به کار بردهاند۲۸ . پیچیده و مشتمل۲۹ . آداب الصلوه، امام خمینى، ص ۱۳۹، مؤسسه آثار امام، ۱۳۷۸٫۳۰ . بحارالانوار، مجلسى، ج ۱۵، ص ۲۴، الوفاء، بیروت.۳۱٫ همان، ج ۱۶، ص ۴۰۲٫۳۲ . اصول کافى، ج ۱، ص ۴۴۱٫۳۳ . مصباح الهدایه، ص ۱۸۰٫۳۴ . مقام ذات خداوند تعالى است و مقام هویت ذات حق که از صفات و مفهومات عارى است.۳۵ . آداب الصلوه، ص ۱۳۷٫۳۶ . ر. ک. مصباح الهدایه۳۷ . نهجالبلاغه، حکمت ۱۴۷، دشتى، ص ۴۷۰٫۳۸ . صحیفه امام، ج ۱۸، ص ۱۵۳٫۳۹ . اصول کافى، ج ۲، ص ۱۹، کلینى، دار الصعب، بیروت.۴۰ . ر. ک. شرح چهل حدیث، ص ۵۳۲ ۴۴۱ ۳۶۰ و صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۱۱۵٫۴۱ . ر. ک. صحیفه امام، ج ۶، ص ۶۸، ج ۱۰، ص ۳۴۸ ۳۰۸ ۲۲۱ و ج ۲۰، ص ۴۵۲٫۴۲ . ولایت فقیه، امام خمینى، ص ۴۰ و ۴۱٫۴۳ . همان، ص ۴۲ و ۴۳ و نیز صحیفه امام، ج ۱۹، ص ۴۰۳٫۴۴ . صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۱۲۰٫۴۵ . همان، ص ۱۱۴٫۴۶ . صحیفه امام، ج ۱۰، ص ۲۲۳٫۴۷ . بیانات مقام معظم رهبرى، ۷۸ / ۱ / ۲۶ و ۸۰ / ۳ / ۱۴٫۴۱ . ر. ک. صحیفه امام، ج ۶، ص ۶۸، ج ۱۰، ص ۳۴۸ ۳۰۸ ۲۲۱ و ج ۲۰، ص ۴۵۲٫۴۲ . ولایت فقیه، امام خمینى، ص ۴۰ و ۴۱٫۴۳ . همان، ص ۴۲ و ۴۳ و نیز صحیفه امام، ج ۱۹، ص ۴۰۳٫۴۴ . صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۱۲۰٫۴۵ . همان، ص ۱۱۴٫۴۶ . صحیفه امام، ج ۱۰، ص ۲۲۳٫۴۷ . بیانات مقام معظم رهبرى، ۷۸ / ۱ / ۲۶ و ۸۰ / ۳ / ۱۴٫۴۸ . ر. ک. شرح چهل حدیث امام خمینى، شرح حدیث ۳۳٫۴۹ . بیانات مقام معظم رهبرى در جمع کارگزاران نظام اسلامى به مناسبت عید غدیر، ۷۱ / ۳ / ۳۰٫۵۰٫ ر. ک. چهل حدیث، ص ۵۷۷ ۵۷۶ ۵۷۵ ۴۷۵ و صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۲۲۷ و بیاناتمقام معظم رهبرى، ۷۲/ ۳ / ۱۹٫۵۱ . ر. ک. صحیفه امام، ج ۱۸، ص ۱۹۲ ۱۹۱ ۱۵۹ و ج ۱۹، ص ۶۶ و ۶۷٫۵۲ . حدیث ولایت، ج ۳، ص ۷۴٫۵۳ . ر. ک. صحیفه امام، ج ۱۸، ص ۱۵۹ – ۱۵۲٫۵۴ . ر. ک. همان، ج ۱۹، ص ۳۷۵ – ۳۷۴٫۵۵ . ر. ک. بیانات مقام معظم رهبرى، ۶۹ / ۴ / ۲۰ و ۷۹ / ۲ / ۲۴ و ۸۳ / ۱۱ / ۱۰ و ۷۱ / ۳ / ۳۰ و ۸۵/۱۰/۱۸٫۵۶ . بیانات رهبرى، ۶۹ / ۱۱ / ۱۰٫۵۷ . صحیفه امام، ج ۱۸، ص ۱۵۹٫۵۸ . ر. ک. شرح چهل حدیث امام خمینى، ص ۴۰۸ ۳۰۶ ۱۰۹ – ۱۰۸٫۵۹ . صحیفه امام، ج ۱، ص ۳۰۶ و ۳۰۷٫
منبع:نشریه حصون – شماره : ۱۵

















هیچ نظری وجود ندارد