28 جولای 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

وهّابیّت و خداشناسى

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

یکی از مسایلی که ابن تیمیّه بنیان گذار فکری وهّابیّت، به نشر آن همّت گماشت اعتقاد به جسمانیت خداوند متعال و اثبات لوازم جسمانیّت مانند: قرار گرفتن بر روی کرسی، خندیدن، راه رفتن و مانند این‌ها برای حقّ تعالی بود.۱.ابن تیمیّه گفته است:ولیس فی کتاب اللّه ولا سنّه رسوله ولا قول أحد من سلف الأمّه وأئمّتها أنّه لیس بجسم وأنّ صفاته لیست أجساما وأعراضا؟! فنفی المعانی الثابته بالشرع والعقل بنفی ألفاظ لم‌ینف معناها شرع ولا عقل، جهل وضلال(۱)؛ در کتاب خدا و سنّت رسول اکرم [ صلی‌الله‌علیه‌وآله ] و هم‌چنین در گفتار سلف امّت (صحابه) و پیشوایان دینی نیامده که خداوند جسم نیست و صفات او از جسمانیّت و عَرَض بودن منزّه است. انکار یک معنایی که شرع و عقل آن را نفی نکرده، یک نوع نادانی و گمراهی است.او در ادامه می‌گوید:والکلام فی وصف اللّه بالجسم نفیا وإثباتا بدعه، لم یقل أحد من سلف الأمّه وأئمتها إنّ اللّه لیس بجسم، کما لم یقولوا إنّ اللّه جسم(۲)؛ نفی و اثبات جسمانیّت خداوند متعال بدعت است و کسی از بزرگان گذشته نگفته است که خداوند جسم نیست، همان‌گونه که گفته نشده او جسم است.در جای دیگر می‌گوید:فإسم المشبّهه لیس له ذکر بذمّ، فی الکتاب والسنّه ولاکلام أحد من الصحابه والتابعین(۳)؛ در قرآن و روایات، مذمتی از مشبهه به میان نیامده و سخنی هم از صحابه و تابعین در این باره نقل نشده است.۲. هیئت عالی افتای سعودی و جسمانیّت خداوند تعالی:هیئت عالی افتای سعودی در پاسخ به پرسش درباره جسمانیّت خداوند تعالی نوشته است:ونظرا إلی أنّ التجسیم لم یرد فی النصوص نفیه ولا إثباته فلا یجوز للمسلم نفیه ولا إثباته؛ لأنّ الصفات توقیفیّه(۴)؛ با توجّه به این که درباره جسمانیّت خداوند نفیا و اثباتا در روایات گفت‌وگو نشده است، بنابراین، نباید سخنی گفته شود؛ چون صفات خداوند توقیفی(۵) است.۳. خدای وهّابیّت می‌خندد:ابن تیمیّه در رساله عقیده الحمویّه می‌نویسد: خداوند می‌خندد و روز قیامت در حال خنده بر بندگان خود تجلّی می‌کند (۶).۴. خدای وهّابیّت از عرش به زیر می‌آید:ابن تیمیّه می‌گوید: خداوند هر شب هر گونه‌ای که بخواهد به آسمان دنیا فرود می‌آید و می‌گوید: آیا کسی هست که مرا بخواند تا اجابتش کنم و طالب مغفرتی هست که او را ببخشم … ؟ خدا این کار را تا طلوع فجر انجام می‌دهد.وی پس از نقل مطلب بالا می‌نویسد:فمن أنکر النزول أو تأوّل فهو مبتدع ضالّ(۷)؛ هر کس فرود آمدن خدا را به آسمان دنیا انکار یا توجیه کند، بدعت‌گذار و گمراه است.ابن بطوطه در سفرنامه خود می‌نویسد:ابن تیمیّه در مسجد جامع دمشق که من حضور داشتم، بر بالای منبر گفت: إنّ اللّه ینزل إلی السماء الدنیا کنزولی هذا؛ خداوند به آسمان دنیا فرود می‌آید، هم‌چنان که من از پلّه‌های این منبر فرود می‌آیم، سپس یک پلّه پایین آمد.ابن الزهراء، از فقهای مالکی اعتراض کرد و اظهارات وی را به اطّلاع ملک ناصر رساند، وی دستور داد تا او را زندانی کردند و در زندان از دنیا رفت(۸).۵. خدای وهّابیّت با چشم قابل رؤیت است:ابن تیمیّه در کتاب منهاج السنّه که ردّی بر کتاب منهاج الکرامه علاّمه حلّی است، می‌نویسد:در این که خداوند در قیامت با چشم قابل رؤیت هست، گفتار سلف و پیشوایان امّت اسلامی و جمهور مسلمانان از مذاهب چهارگانه می‌باشد و علمای حدیث، احادیث متواتر در این زمینه از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل کرده‌اند(۹).۶. خدای وهّابیّت نمی‌تواند همه جا باشد:از هیئت عالی افتای سعودی پرسیده شده: از نظر شرعی حکم کسی که معتقد است که خداوند همه‌جا وجود دارد چیست؟ و چگونه می‌شود به او پاسخ داد؟ هیئت عالی پاسخ داده:عقیده اهل سنّت این است که خداوند بالای عرش قرار گرفته و در درون جهان نیست؛ بلکه خارج از این عالم می‌باشد.و دلیل بر علوّ خداوند و بالا بودن او از مخلوقات، همان نزول قرآن از طرف اوست و مسلّم است که نزول همواره از بالا به پایین صورت می‌گیرد، همان گونه که در قرآن نیز آمده است: «وَأَنزَلْنَآ إِلَیْکَ الْکِتَـبَ بِالْحَقِّ …»(۱۰)؛ ما قرآن را به سوی تو به حقّ نازل نمودیم. تا آن جا که می‌نویسند:رسول گرامی [ صلی‌الله‌علیه‌وآله ] از کنیزی که می‌خواست او را آزاد نماید، پرسید: خداوند کجاست؟ پاسخ داد: در آسمان‌هاست. حضرت پرسید: من چه کسی هستم؟ پاسخ داد: پیامبر خدا.آن‌گاه حضرت به صاحب آن کنیز فرمود: او شخص باایمانی است و می‌توانی وی را در راه خدا آزاد نمایی.و هم‌چنین رسول اکرم [ صلی‌الله‌علیه‌وآله ] فرمود: من امین کسی هستم که در آسمان‌هاست و اخبار آسمان هر صبح و شب به اطّلاع من می‌رسد.آن گاه هیئت عالی افتای سعودی می‌نویسد:من اعتقد أنّ اللّه فی کلّ مکان فهو من الحلولیّه، ویردّ علیه بماتقدّم من الأدلّه علی أنّ اللّه فی جهه العلوّ، وأنّه مستو علی عرشه، بائن من خلقه، فإن انقاد لما دلّ علیه الکتاب والسنّه والإجماع، وإلاّ فهو کافر مرتدّ عن الإسلام؛ هر کس معتقد باشد که خداوند همه جا هست، قائل به حلول و دخول خداوند در درون عالم شده، باید به چنین فردی با دلیل ثابت کرد که خداوند بر بالای عرش قرار دارد و خارج از جهان می‌باشد و اگر نپذیرفت، او کافر و مرتدّ و خارج از اسلام است(۱۱).۷. خدای وهّابیّت می‌تواند بر روی پشه قرار گیرد:ابن تیمیّه می‌گوید:ولو قد شاء لاستقرّ علی ظهر بعوضه فاستقلّت به بقدرته ولطف ربوبیّته فکیف علی عرش عظیم(۱۲)؛ اگر خداوند بخواهد با قدرت خویش می‌تواند بر پشت یک پشه‌ای هم قرار گیرد، پس چگونه نتواند بر روی عرش استقرار بیابد؟۸. خدای وهّابیّت نوجوان و مو فرفری است:ابو یعلی از ابن عبّاس نقل کرده که پیامبر گرامی [ صلی‌الله‌علیه‌وآله ] فرمود:رأیت ربّی عزّ وجلّ، شابّ أمرد جعد قطط، علیه حلیه حمراء؛ خداوند را به صورت نوجوانی دیدم که هنوز موی صورتش در نیامده، سرش پرمو، پیچ پیچ (فرفری) و دارای زیور و آلات سرخ بود.ابو یعلی در کتاب دیگرش گفته:ابوزرعه دمشقی این روایت را صحیح شمرده … و احمد بن حنبل گفته: هذا حدیث رواه الکبّر عن الکبّر، عن الصحابه عن النبی [ صلی‌الله‌علیه‌وآله ] ، فمن شک فی ذلک أو فی شی‌ء¨ منه فهو جهمیّ لا تقبل شهادته ولا یُسلّم علیه، ولا یُعاد فی مرضه(۱۳)؛ این حدیث را بزرگان از بزرگان از صحابه روایت کرده‌اند و هر کس در صحّت این روایت شک نماید او جهمی و شهادت او پذیرفته نیست، به او نباید سلام داد و به هنگام بیماری از وی نباید عیادت کرد.۹. خدای وهّابیّت مبتلا به درد چشم می‌شود:شهرستانی متوفّای ۵۴۸، بعد از نقل خرافات مشبهه می‌نویسد:وزادوا فی الأخبار أکاذیب وضعوها ونسبوها إلی النبی ـ علیه الصلاه والسلام ـ وأکثرها مقتبسه من الیهود فإن التشبیه فیهم طباع حتّی قالوا: اشتکت عیناه فعادته الملائکه وبکی علی طوفان نوح حتّی رمدت عیناه(۱۴)؛ مشبهه احادیث دروغین ساخته و به پیامبر اکرم، علیه الصلاه والسلام، نسبت داده‌اند و اکثر این روایات ساختگی برگرفته از یهود می‌باشد، زیرا تشبیه، اساس آیین یهود است تا جایی که گفته‌اند: چشمان خداوند ـ تبارک وتعالی ـ به درد آمد و ملائکه به عیادت او رفتند و خداوند بر طوفان نوح که باعث نابودی انسان‌ها شد، به قدری گریه کرد که چشمانش به درد آمد و تار گردید.۱۰. خدای وهّابیّت با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله مصافحه می‌کند:بنا به نقل شهرستانی، مشبهه از پبامبر گرامی صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل می‌کنند که فرمود:لقینی ربّی فصافحنی وکافحنی ووضع یده بین کتفی حتّی وجدت برد أنامله(۱۵)؛ با خداوند ملاقات کردم و او با من مصافحه کرد و به من بوسه داد و دستش را میان شانه‌هایم نهاد و من سردی انگشتان خدا را احساس کردم.۱۱. خدای وهّابیّت غیر از ریش و عورت، همه چیز دارد:ابو بکر ابن عربی می‌گوید:فردی که مورد وثوق من بود نقل کرد که ابویعلی (امام و پیشوای ابن تیمیّه) می‌گوید: إذا ذکر اللّه تعالی وما ورد من هذه الظواهر فی صفاته، یقول: ألزمونی ماشئتم فإنّی ألتزمه، إلاّ اللحیه والعوره(۱۶)؛ نسبت به آن‌چه که در صفات حقّ گفته می‌شود، از قول من نقل کنید و هر عضوی را جز ریش و عورت، ملتزم می‌شوم.۱۲. پیامبر وهّابیّت در کنار خدای آنان جلوس می‌کند:ابن قیّم شاگرد ابن تیمیّه می‌نویسد:إنّ اللّه یجلس علی العرش، ویجلس بجنبه سیّدنا محمّد صلی‌الله‌علیه‌وآله وهذا هو المقام المحمود(۱۷)؛ خداوند بر روی عرش می‌نشیند و رسول اکرم [ صلی‌الله‌علیه‌وآله ] نیز در کنار او جلوس می‌کند و این همان مقام محمود و شایسته‌ای است که قرآن وعده داده است.۱۳. خدای وهّابیّت چهار انگشت بزرگ‌تر از عرش است:ابن عربی در تفسیر آیه شریفه «الرَّحْمَنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوَی(۱۸)» می‌گوید:«إنّه جالس علیه، متّصل به، وأنّه أکبر بأربع أصابع، إذ لایصحّ أن یکون أصغر منه، لأنّه العظیم، ولا یکون مثله لأنّه «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَی‌ءٌ »(۱۹) فهو أکبر من العرش بأربع أصابع؛ خداوند بر روی عرش می‌نشیند و چهار انگشت از عرش بزرگ‌تر (پهن‌تر) می‌باشد؛ زیرا خداوند عظیم است و نمی‌شود که با عرش یک‌سان باشد و از این روی، چهار انگشت از عرش بزرگ‌تر می‌باشد(۲۰). طبری در تفسیر خود در ذیل آیه شریفه «وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَوَاتِ وَالاْءَرْضَ(۲۱)» از عبد اللّه بن خلیفه از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل کرده که فرمود: وإنّه لیقعد علیه فما یفضّل منه مقدار أربع أصابع، ثمّ قال بأصابعه(۲۲)؛ خداوند بر روی کرسی می‌نشیند و از هر طرف به مقدارچهار انگشت از کرسی پهن‌تر می‌باشد، آن‌گاه حضرت فرمود: به مقدار چهار انگشت خداوند.دیلمی از عبد اللّه عمر نقل کرده که می‌گوید:إنّ اللّه عزّ وجل ملأ عرشه یفضّل منه کما یدور العرش أربعه أصابع بأصابع الرحمن عزّوجل(۲۳)؛ خداوند، عرش خود را پُر می‌کند به‌طوری که از هر طرف، چهار انگشت به اندازه انگشت خداوند، بیشتر می‌آید.۱۴. کرسی در اثر سنگینی خدای وهّابیّت ناله می‌کند:سیوطی با سندهای مختلف از عمر نقل می‌کند که گفت:زنی خدمت رسول اکرم [صلی‌الله‌علیه‌وآله] رسید و گفت: دعا کن خداوند مرا وارد بهشت سازد، رسول گرامی [صلی‌الله‌علیه‌وآله] خدا را به عظمت یاد کرد و فرمود: «إنّ کرسیّه وسع السماوات والأرض، وإنّ له أطیطا کأطیط الرحل الجدید إذا رکب من ثقله(۲۴)؛ کرسی خداوند، سراسر آسمان و زمین را فرا گرفته است و هنگامی که خداوند بر روی کرسی قرار می‌گیرد، در اثر سنگینی، از کرسی ناله‌ای همانند ناله شتر بچه خارج می‌شود.و هیثمی در کتاب مجمع الزوائد این روایت را صحیح دانسته است(۲۵).۱۵. خدای وهّابیّت دوان دوان راه می‌رود:از هیأت عالی افتای سعودی پرسیدند: «هل للّه صفه الهروله؟؛ آیا خداوند متصف به صفت هروله (دوان دوان رفتن) می‌باشد؟» پاسخ دادند:نعم! صفه الهروله علی نحو ما جاء فی الحدیث القدسی الشریف علی ما یلیق به قال تعالی: إذا تقرّب إلیّ العبد شبرا تقرّبت إلیه ذراعا، و إذا تقرّب إلیّ ذراعا تقرّبت منه باعا ، وإذا أتانی ماشیا أتیته هروله؛ رواه البخاری ومسلم(۲۶)؛ آری، صفت هروله (دوان دوان رفتن) خدا در حدیث قدسی که بخاری و مسلم نقل کرده‌اند آمده که خداوند فرموده: اگر بنده‌ای یک وجب به من نزدیک شود، من یک ذراع (نیم متر) به او نزدیک خواهم شد و اگر او یک ذراع به طرف من بیاید، من به قدر فاصله انگشتان دو دست که به صورت افقی باز شود (بیش از یک متر و نیم) به او نزدیک خواهم شد، اگر او قدم زنان به طرف من بیاید، من دوان دوان به طرف او خواهم رفت.پی نوشت:(۱) التأسیس فی ردّ أساس التقدیس، ج ۱، ص ۱۰۱.(۲) الفتاوی، ج ۵، ص ۱۹۲.(۳) بیان تلبیس الجهمیّه فی تأسیس بدعهم الکلامیه، ج ۱، ص ۱۰۹.(۴) فتاوی اللجنه الدائمه للبحوث العلمیّه والإفتاء، ج ۳، ص ۲۲۷.(۵) یعنی فقط آن‌چه را که در روایات و آیات آمده، می‌شود به زبان آورد.(۶) مجموعه الرسائل الکبری، رساله یازدهم، ص ۴۵۱.(۷) همان.(۸) رحله ابن بطوطه، ص ۱۱۳.(۹) «أمّا إثبات روءیه اللّه تعالی بالأبصار فی الآخره فهو قول سلف الأمّه وأئمّتها وجماهیر المسلمین من أهل المذاهب الأربعه وغیرها وقد تواترت فیه الأحادیث عن النبی [ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم [ عند علماء الحدیث،» منهاج السنّه ج۳ ص۳۴۱.(۱۰) مائده (۵) آیه ۴۸.(۱۱) فتاوی اللجنه الدائمه للبحوث العلمیّه والإفتاء، ج ۳، ص ۲۱۶ و ۲۱۸.(۱۲) التأسیس فی ردّ أساس التقدیس، ج ۱، ص ۵۶۸ .(۱۳) طبقات الحنابله، ج ۳، ص ۸۱، ح ۸۲ و أبو یعلی، إبطال التأویلات، ج ۱، ص ۱۴۱.(۱۴) ملل ونحل، ج ۱، ص ۱۵۳.(۱۵) الملل والنحل، ج ۱، ص ۱۰۰.(۱۶) العواصم من القواصم، ص ۲۱۰؛ الطبعه الحدیثه، ج ۲، ص ۲۸۳ و دفع شبه التشبیه بأکف التنزیه، ص ۹۵ و ۱۳۰ (حاشیه).(۱۷) بدائع الفوائد، ج ۴، ص ۳۹.(۱۸) طه (۲۰) آیه ۵.(۱۹) شوری (۴۲) آیه ۱۱. «هیچ چیز همانند او نیست».(۲۰) العواصم من القواصم، ص ۲۰۹.(۲۱) بقره (۲) آیه ۲۵۵.(۲۲) جامع البیان، ج ۳، ص ۱۶.(۲۳) فردوس الأخبار، ج ۱، ص ۲۱۹.(۲۴) قال السیوطی: وأخرج عبد بن حمید وابن أبی عاصم فی السنه والبزار وأبو یعلی وابن جریر وأبو الشیخ والطبرانی وابن مردویه والضیاء المقدسی فی المختاره عن عمر، «أنّ إمرأه أتت النبی [ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ] فقالت: أدع اللّه أن یدخلنی الجنّه، فعظمّ الرب تبارک وتعالی وقال : «إنّ کرسیّه وسع السماوات والأرض، وإنّ له أطیطا کأطیط الرحل الجدید إذا رکب من ثقله». درّ المنثور، ج ۱، ص ۳۲۸.(۲۵) هیثمی می‌گوید: «رواه البزار ورجاله رجال الصحیح». مجمع الزوائد، ج ۱، ص ۸۳.و در جای دیگر می‌گوید: «رواه أبو یعلی فی الکبیر ورجاله رجال الصحیح غیر عبد اللّه بن خلیفه الهمذانی وهو ثقه». مجمع الزوائد، ج ۱۰، ص ۱۵۹.(۲۶) فتاوی اللجنه الدائمه للبحوث والإفتاء، ج ۳، ص ۱۹۶، فتوای شماره ۶۹۳۲.

 

نوشته قبلی

ابن تیمیه و اهانت به خاندان پیامبر (ص) (۱)

نوشته‌ی بعدی

وهّابیّت از منظر عقل و شرع

مرتبط نوشته ها

احیای دین در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

احیای دین در عصر ظهور

فلسفه و علل مهدویت در اسلام
انقلاب مهدوی

فلسفه و علل مهدویت در اسلام

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

غلو از دیدگاه تشیع
بیراهه انحراف

غلو از دیدگاه تشیع

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

نوشته‌ی بعدی

وهّابیّت از منظر عقل و شرع

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

بیشتر بودن جمعیت اهل سنت از شیعه

بیشتر بودن جمعیت اهل سنت از شیعه

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

امام حسین (ع) از دیدگاه اندیشمندان جهان

امام حسین (ع) از دیدگاه اندیشمندان جهان

جهاد در فقه شیعه

سیلی دوبارۀ واقعیت بر گونۀ سرخ واشنگتن

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا