شواهدی از خطبهها و نامههای امام حسین×
خطبهها، نامهها و سخنان امام×، قبل از قیام کربلا ـ در سالهاى آخر حكومت معاويه ـ ، در مكه و در جمع نخبگان و دانشمندان ساير شهرهاى اسلامى، انگيزههاى رياستطلبانه و دنياخواهانه از اقدامات و فعاليتهاى خويش عليه نظام حاكم اموى را رد میکند.
امام حسین× بعد از شهادت امام مجتبی× شروع به براندازی حکومت طاغوتی امویان مینماید و صریحاً در مقابل معاویه اعلام موضع میکند، همچنین اهداف قیامش را از مدینه تا کربلا برای عموم مردم بیان کرده است که به مواردی از آنها اشاره میکنیم تا ماهیّت قیام آن حضرت روشن گردد:
الف) خطبه امام حسین× در منی
اَللّهُمَّ اِنَّكَ تَعْلَمُ انَّهُ لَمْ يَكُنْ ما كان مِنّا تَنافُسا في سُلطان، ولا التماسا من فُضول الحُطام، ولكن لِنُرِیَ (لِنَرُدَّ) المَعالمَ من دينك، ونُظهِر الاصلاحَ في بلادك، ويَأمَنَ المظلومونَ من عِبادك، ويُعمَلَ بِفَرائِضِكَ وسُنَنِك واَحكامِكَ.([1])
خدايا! تو مىدانى آنچه از طرف ما انجام گرفته است (از سخنان و اقدامات عليه حاكمان اموى) به خاطر سبقتجويى در فرمانروايى و افزونخواهى در متاع ناچيز دنيا نبوده است، بلكه براى اين است كه نشانههاى دينت را (به مردم) نشان دهيم (برپاكنيم) و اصلاح در شهرهايت را آشكار كنيم. مىخواهيم بندگان ستمديدهات در امان باشند و به دستورات و سنن و احكامت عمل شود.
اهداف امام در خطبهی مزبور
- احياى مظاهر و نشانههاى اسلام اصيل و ناب محمدى|؛
- اصلاح و بهبودى در وضع شهروندان؛
- مبارزه با ستمگران اموى جهت تأمين امنيت براى مردم ستمديده؛
- فراهم ساختن بسترى مناسب براى عمل به احكام و واجبات الهى.
ب) وصیت نامه امام حسین× به محمدبن حنفیه هنگام خروج از مدینه
انِّي لَمْ اَخْرُجْ اَشِراً وَلا بَطِراً ولا مُفْسِداً وَلا ظالِماً، وَاِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ في اُمةِ جَدِّي محمد| اُريدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْروفِ واَنْهی عَنِ المُنْكَرِ و اَسيرَ بِسيرةِ جَدِّي محمد| و اَبي عَليبنِ اَبِيطالِبٍ×.([2])
من از روى سرمستى و گستاخى و تبهكارى و ستمگرى از مدينه خارج نشدم، بلكه براى طلب اصلاح در امت جدّم خارج شدهام و مىخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيرهی جدّم حضرت محمد| و پدرم علىبن ابى طالب× عمل كنم.
اهداف امام در وصيتنامه
- طلب اصلاح در امور امت پيامبر|؛
- امر به معروف و نهى از منكر؛
- عمل به سيرهی رسول خدا| و اميرالمؤمنين×.
پ) خطبه امام حسین× پس از برخورد با حر در محلی به نام بَیْضَه
اَيُّهَا الناس! اِنَّ رَسُولَ اللهِ قالَ: مَنْ رَأی سُلْطانا جائِراً مُسْتَحِلاً لِحُرُمِ الله، ناكِثاً لِعَهْدِ الله، مُخالِفاً لِسُنةِ رَسُولِ اللهِ|، يَعْمَلُ في عِبادِاللهِ بِالاِثْمِ وَالْعُدْوانِ، فَلَمْ يُغَيِّر عَلَيْهِ بِفِعْلٍ وَلاقَوْلٍ، كانَ حَقَّا عَلَی اللهِ اَنْ يُدْخِلَهُ مُدْخَلَهُ. اَلا وَاِنَّ هؤلاءِ قَدْ لَزِمُوا طاعَةَ الْشَيْطانِ وَتَرَكُوا طاعَةَ الْرحْمنِ وَاَظْهَرُوا الْفَسادَ وَعَطَّلُوا الْحُدُودَ وَاسْتَأثَرُوا بِالْفَىْءِ وَاَحَلُّوا حَرامَ اللهِ وَحَرَّمُوا حَلالَهُ وَاَنَا اَحَقُّ مَنْ غَيَّرَ.([3])
اى مردم! رسول خدا| فرمودند: كسى كه فرمانرواى ستمگرى را ببيند كه حرام خدا را حلال كرده و پيمان الهى را شكسته و با سنّت رسول خدا| مخالفت ورزيده و در ميان بندگان خدا با گناه و تجاوزگرى رفتار مىكند، ولى در برابر او با كردار و گفتار خود برنخيزد، حق خداست كه او را در جايگاه (پست و عذابآور) آن ستمگر قرار دهد. هان (اى مردم!) بدانيد كه اينها تن به فرمانبرى از شيطان داده و اطاعت از فرمان الهى را رها كرده و فساد را نمايان ساخته و حدود خدا را تعطيل نمودهاند، درآمدهاى عمومى (بيتالمال) مسلمين را به خود اختصاص دادهاند و حرام خدا را حلال و حلالش را حرام كردهاند و من شايستهترين فرد براى تغيير دادن (سرنوشت و امور مسلمانان) هستم.
علل قیام امام در خطبهی مذکور
- یزید و یزیدیان فرمانبرى خدا را رها كرده و به اطاعت از شيطان رو آوردهاند؛
- فساد را (در زمين) آشكار كردهاند؛
- حدود الهى را تعطيل كردهاند؛
- بيتالمال را به خود اختصاص دادهاند؛
- حرام خدا را حلال و حلال الهى را حرام كردهاند.
ت) خطبه امام حسین× خطاب به اصحابشان هنگام رویارویی با عمر سعد
ذهبی در «سیر اعلام النبلاء» مینویسد:
امام حسین× در سرزمین کربلا فرمودند:
اَلا تَرَوْنَ الْحَق لايَعْمَل بِهِ وَالْبٰاطِل لا يَتَناهِی عَنْه، لِيَرغَب المُؤمِن في لِقٰاءَ الله، فَاِنّي لا أریٰ الْمَوت اِلا السَّعٰادة وَالْحَيٰاةَ مَعَ الظّالِمينَ إلا برما.([4])
آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل دست برنمیدارند؟ به طوری که مؤمن حق دارد (با شهادتش) به دیدار خداوند مشتاق باشد، به راستی من چنین مرگی را جز سعادت و زندگی در کنار ستمکاران را جز ننگ و ملامت نمیبینم.
اهداف قیام امام× در فرمایش بالا
- عمل به حق؛
- ترک باطل؛
- لقاء پروردگار؛
- مرگ با عزّت.
ث) نامه امام حسین× به بزرگان بصره
اَنَا اَدْعُوكُمْ اِلی كِتابِ اللهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ فَاِنَّ الْسُنَّةَ قَدْ اُميتَتْ وَ اِنَّ الْبِدْعَةَ قَدْ اُحْيِيَتْ.([5])
من شما را به كتاب خدا و سنّت پيامبرش مىخوانم، همانا سنّت پيامبر| از بين رفته و بدعت زنده شده است.
اهداف قیام امام در نامه به بزرگان بصره
- دعوت و عمل به كتاب خدا و سنّت پيامبر|؛
- احياى سنّت پيامبر| كه از بين رفته است و برپايى مظاهر حق و حقيقت؛
3. از بين بردن بدعتها (كه جايگزين احكام خدا و سنّت پيامبر| شده است).
[1]) ابن شعبه حرانى، حسن، تحف العقول، ص243.
[2]) مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج44، ص329؛ ابن اعثم، ابومحمد احمد، الفتوح، ج5، ص21؛ خوارزمى، ابوالمؤيد موفق، مقتل الحسين×، ج1، ص273.
[3]) طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم والملوک، ج6، ص229؛ ابن اثیر، علی، الکامل فی التاریخ، ج4، ص48؛ ابن اعثم، احمد، الفتوح، ج5، ص81.
(بلاذری بخشی از این خطبه را در کتاب انساب الاشراف، ج3، ص171 نیز آورده است).
[4]) ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، ج3، ص310؛ ذهبی، محمد، تاریخ اسلام، ج5، ص12؛ طبرانی، سلیمان، معجم کبیر، ج3، ص115؛ هیثمی، علی، مجمع الزواید، ج9، ص23؛ ابن عساکر، علی، تاریخ مدینه دمشق، ج14، ص217.
[5]) طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم والملوک، ج6، ص200.


















هیچ نظری وجود ندارد