15 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

پیامبر در آثار امام‌ راحل(ره)

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

۱٫ مقدمه‌ یکی‌ از ویژگی‌های‌ انحصاری‌ پیامبراعظم‌9 خاتمیت‌ و پایان‌ بخشی‌ به‌ سلسله‌ نبوت‌ است‌. با این‌ توضیح‌ که‌: بعثت‌ پیامبران‌ از سوی‌ خداوند بزرگ‌، نیازهای‌ بشر را در طول‌ تاریخ‌ تأمین‌ کرده‌ است‌. گرچه‌ نیاز به‌ دین‌ و شریعت‌ آسمانی‌ نیز از نیازهای‌ انسان‌ به‌ شمار می‌رود و چیزی‌ جای‌ آن‌ را نمی‌گیرد، اما تجدید نبوت‌ها ضرورت‌ ندارد. اگر راز تجدید نبوت‌ها را در مسایلی‌ مانند: تحریف‌ تعالیم‌ پیامبران‌ و شریعت‌ سابق‌ از سوی‌ مخالفان‌ و حاکمان‌ زر و زور و تزویر، تحولات‌ جوامع‌ بشری‌ از ابتدای‌ تاریخ‌ و نیازمندی‌ به‌ قوانین‌ جدید، وجود کلیات‌ در بعضی‌ از شرایع‌ گذشته‌ و نیاز به‌ تطبیق‌ آن‌ در جزئیات‌، محدودیت‌ عمر پیامبران‌ و عدم‌ فرصت‌ کافی‌ برای‌ تبیین‌ شریعت‌، محدودیت‌ امکان‌ ارتباط‌ با همه مردم‌ و یا محدودیت‌ زمانی‌ و مکانی‌ مأموریت‌ پیامبران‌ و… بدانیم‌، این‌ عوامل‌ و زمینه‌های‌ نیازمندی‌ به‌ نبوت‌، به‌ دلایل‌ زیر در مورد دین‌ اسلام‌ وجود ندارد: ۱ـ دلایل‌ دینی‌ و غیردینی‌ ثابت‌ می‌کند که‌ قرآن‌ کریم‌ از تحریف‌ مصون‌ مانده‌ و همواره‌ به‌ عنوان‌ معجزه جاوید برای‌ دین‌ جاودانه‌ باقی‌ است‌؛ ۲ـ اتمام‌ و تطبیق‌ قوانین‌ با سنت‌ صحیح‌ و امامت‌ پیشوایان‌ معصوم‌: صورت‌ پذیرفته‌ و هم‌چنان‌ با اجتهاد درست‌ ادامه‌ دارد؛ ۳ـ مبانی‌ کلی‌ فقه‌ اسلام‌ و قواعد عامه‌ در فقه‌ اسلامی‌، قابل‌ دست‌رسی‌ است‌؛ ۴ـ تبیین‌ کلیات‌ احکام‌ اسلامی‌ از سوی‌ خود پیامبر و سپس‌ امامان‌ معصوم‌: انجام‌ پذیرفت‌؛ ۵ـ با نشر سریع‌ اسلام‌ در جهان‌، ضعف‌های‌ مربوط‌ به‌ محدودیت‌ امکان‌ ارتباط‌ با همه مردم‌ حل‌ شده‌ است‌؛ ۶ـ با اعتباربخشی‌ به‌ عقل‌ و حجیت‌ آن‌، بخشی‌ از احکام‌ مورد نیاز تأمین‌ می‌شود؛ ۷ـ با توجه‌ به‌ اصل‌ مصالح‌ و مفاسد و اختیارات‌ حاکم‌ اسلامی‌، برخی‌ دیگر از نیازها برآورده‌ شده‌، تطبیق‌ و اجرای‌ قوانین‌ آسان‌ خواهد بود. با ظهور اسلام‌، خاتمیت‌ نبوت‌ از سوی‌ خداوند اعلام‌ گردید. آیات‌ گوناگون‌ قرآن‌ کریم‌، به‌ ویژه‌ آیه ۴۰ سوره احزاب‌ و روایات‌ بسیاری‌ از آن‌ حضرت‌ و سایر پیشوایان‌ معصوم‌: در این‌ مورد وجود دارد که‌ مورد قبول‌ همه مسلمانان‌ است‌. از این‌ رو، مسئله‌ خاتمیت‌، سابقه‌ای‌ دیرین‌ در عقاید و کلام‌ اسلامی‌ دارد، ولی‌ از آن‌ جهت‌ که‌ در گذشته‌، در این‌ باره‌، اختلاف‌ نظری‌ در اصل‌ مسئله‌ و تفسیر و تبیین‌ آن‌ در میان‌ مسلمانان‌ وجود نداشت‌، در کتاب‌های‌ کلامی‌ قدیم‌، مورد بحث‌ و گفت‌وگو قرار نگرفت‌، اما در دوران‌ اخیر، با ظهور برخی‌ از مسالک‌ و مذاهب‌ ساختگی‌ در میان‌ جوامع‌ اسلامی‌ و ادعای‌ آوردن‌ شریعت‌ جدید و تعالیم‌ آسمانی‌ نو، از یک‌ سو، و ارائه تفسیرهای‌ جدید از «خاتمیت‌» توسط‌ برخی‌ از نظریه‌ پردازان‌، از سویی‌ دیگر، سبب‌ شد متکلمان‌ اسلامی‌ و مدافعان‌ اعتقادات‌ دینی‌، آن‌ را به‌ عنوان‌ یکی‌ از موضوعات‌ مهم‌ کلامی‌ بررسی‌ نموده‌ و تحقیق‌ و تحلیل‌ بیشتری‌ در این‌ باره‌ انجام‌ دهند. از آن‌جا که‌ حضرت‌ امام‌ خمینی‌؛ به‌ عنوان‌ فقیه‌، متکلم‌، عارف‌ و فیلسوف‌، آموزه‌های‌ دینی‌ را تفسیر، تبیین‌ و تحلیل‌ نموده‌ و به‌ نظریه‌پردازی‌ در مورد آن‌ها پرداخته‌ است‌، در این‌ نوشتار سعی‌ شده‌ است‌ مسئله‌ جامعیت‌ دین‌ اسلام‌ و خاتمیت‌ نبوت‌ پیامبراعظم‌9 در آثار علمی‌ مکتوب‌ و منطوق‌ وی‌ پی‌گیری‌ شود. ۲٫ خاتمیت‌ نبوت‌ علاوه‌ بر دلایل‌ نقلی‌ فراوان‌ از کتاب‌ و سنت‌، اجماع‌ مسلمانان‌ هم‌ بر خاتمیت‌ نبوت‌ و شریعت‌ اسلام‌، استوار است‌. از آن‌جا که‌ تفسیری‌ نادرست‌ از خاتمیت‌ و «خاتم‌ النبیین‌» قرآن‌، دستاویز برخی‌ از صاحب‌ مسلکان‌ جدید شده‌ است‌، ابتدا این‌ مسئله‌ به‌ اجمال‌ مطرح‌ می‌شود، سپس‌ تبیینی‌ از «خاتم‌ النبیین‌» ارائه‌ می‌گردد و با اشاره‌ به‌ حدیث‌ نبوی‌ «… لا نبی‌ بعدی‌»، سخن‌ حضرت‌ امام‌؛ بیان‌ خواهد شد. الف‌) تفسیر نادرست‌ «رسول‌»، «نبی‌» و «خاتم‌ النبیین‌»؛ واژه‌ها و اصطلاحات‌ در متون‌ دینی‌، بار معنایی‌ ویژه خود را دارند و تفسیر نادرست‌ آن‌ها، به‌ تغییر و تحریف‌ تعالیم‌ دینی‌ می‌انجامد. از اشتباهات‌ فاحشی‌ که‌ مدعیان‌ مسلک‌های‌ جدید مرتکب‌ شدند و برای‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ خود به‌ توجیه‌ ناصحیح‌ دست‌ زدند، تفسیر آنان‌ از واژه‌ «نبی‌» و «رسول‌» است‌. برخی‌ از آنان‌ گفته‌اند: «مقصود از «رسول‌» کسی‌ است‌ که‌ من‌ عندالله‌، مأمور تشریع‌ شرع‌ جدید باشد و «نبی‌» کسی‌ است‌ که‌ مأمور به‌ ترویج‌ و نگاهبانی‌ شریعت‌ قبل‌ باشد. به‌ عبارت‌ دیگر گوییم‌: «رسول‌» آن‌ است‌ که‌ دارای‌ کتاب‌ باشد و «نبی‌» آن‌ است‌ که‌ کتابی‌ از طرف‌ خدا بر او نازل‌ نشود… بحث‌ رسول‌ و نبی‌ صاحب‌ شریعت‌ ختم‌ نشده‌، بلکه‌ ظهور انبیای‌ تابع‌ و غیر مستقل‌ که‌ در خواب‌ ملهم‌ شوند، ختم‌ گردیده‌ است‌… بنابراین‌، جمله «خاتم‌ النبیین‌» دلالت‌ بر ختم‌ و انقطاع‌ بَعْث‌ رسول‌ ندارد؛ زیرا هر رسولی‌، نبی‌ نیست‌ تا از ختم‌ نبوت‌، ختم‌ رسالت‌ هم‌ لازم‌ آید. (روحی‌ روشنی‌، بی‌تا، ص‌ 33). البته‌ تفاسیر نادرست‌ دیگری‌ هم‌ نسبت‌ به‌ واژه‌های‌ «نبی‌»، «رسول‌» و «خاتمیت‌» از سوی‌ فرقه‌های‌ غیر مسلمان‌ ارائه‌ شده‌ است‌ که‌ این‌ مقاله‌ در صدد نقل‌ و نقد و بررسی‌ همه‌ آن‌ها نیست‌ و به‌ همین‌ مختصر بسنده‌ می‌نماید. برای‌ پاسخ‌ به‌ این‌ تفسیر نادرست‌، لازم‌ است‌ با واژه‌شناسی‌ «نبی‌» و «رسول‌» با استفاده‌ از آیات‌ قرآن‌ کریم‌، به‌ تحلیل‌ و بررسی‌ آن‌ بپردازیم‌. ب‌) واژه‌شناسی‌ «نبی‌» و «رسول‌»؛ توهمی‌ که‌ در معنای‌ واژه «نبی‌» و «رسول‌» برای‌ مخالفان‌ خاتمیت‌ پیش‌ آمده‌، موجب‌ گردیده‌ که‌ مدعی‌ شوند چون‌ در قرآن‌ واژه «خاتم‌ المرسلین‌» و مشابه‌ آن‌ نیامده‌ است‌، از این‌ رو آمدن‌ رسول‌ دیگر پس‌ از پیامبر اسلام‌9 نفی‌ نشده‌ است‌. برای‌ رفع‌ این‌ توهم‌، نکاتی‌ در واژه‌شناسی‌ «نبی‌» و «رسول‌» یادآوری‌ می‌شود: ۱٫ کلمه «نبی‌» در لغت‌، به‌ «الانباء عن‌ الله‌» معنا شده‌ است‌؛ یعنی‌ کسی‌ که‌ از طرف‌ خداوند خبر دهد، چه‌ خبردهنده‌ دارای‌ شریعت‌ مستقل‌ باشد یا از شریعت‌ دیگری‌ پیروی‌ کند؛ زیرا ملاک‌ در صدق‌ نبوت‌ او، اخبار از ناحیه خداوند از طریق‌ وحی‌ است‌. 2. نبوت‌، صفت‌ خاص‌ پیغمبران‌ است‌ و به‌ غیر آنان‌ اطلاق‌ نمی‌شود، ولی‌ «رسول‌» شامل‌ هر فرستاده‌ می‌شود. در قرآن‌، به‌ فرشتگان‌ (انعام‌ / 61 و اعراف‌ / 37) و جبرییل‌ (تکویر / ۱۹) و دو نفر از فرستادگان‌ حضرت‌ مسیح‌7 به‌ انطاکیه‌ – که‌ از حواریون‌ آن‌ حضرت‌ بودند – (یس‌ / 14) «رسول‌» اطلاق‌ شده‌ است‌. از این‌ رو، برای‌ اعلام‌ انقطاع‌ وحی‌، باید از واژه «خاتم‌ النبیین‌» استفاده‌ کرد و نه‌ «خاتم‌ الرسل‌»؛ زیرا در کلمه «نبی‌»، معنای‌ وحی‌ و نبوت‌ لحاظ‌ شده‌ است‌، ولی‌ در کلمه «رسول‌» این‌ معنا وجود ندارد. هم‌چنین‌ بر اساس‌ کاربرد قرآن‌ کریم‌، «نبی‌»، وصف‌ «رسول‌» آمده‌ است‌، مانند: آیات‌ 157 و ۱۵۸ سوره اعراف‌: «… وَ رَسُوله‌ النِّبی‌َّ …» و «… الرِّسُول‌َ النِّبی‌ِّ …». 3. در قرآن‌ کریم‌، به‌ تعدادی‌ از پیامبران‌ که‌ دارای‌ کتاب‌ و شریعت‌ مستقل‌ نبوده‌اند، «رسول‌» اطلاق‌ شده‌ است‌، مانند: حضرت‌ لوط‌ (صافات‌/ 133)، حضرت‌ الیاس‌ (صافات‌123/)، حضرت‌ یونس‌ (صافات‌/ 139) و حضرت‌ اسماعیل‌ (مریم‌/ 54). 4. هرگاه‌ کلمه «رسول‌» و «نبی‌» در جمله‌ای‌ کنار هم‌ قرار گیرند، مانند: آیه‌ 52 سوره حج‌ «وَ ما اَرْسَلْنا من‌ْ قَبْلک‌َ من‌ْ رَسُول‌ٍ وَ لا نَبی‌ٍّ …» ممکن‌ است‌ از «رسول‌» و «نبی‌»، دو معنای‌ متفاوت‌ اراده‌ شده‌ باشد، ولی‌ دلیلی‌ وجود ندارد که‌ در این‌ موارد، مقصود از آن‌، همان‌ معنایی‌ باشد که‌ برخی‌ از نویسندگان‌ (پیش‌ از این‌) گفته‌اند، بلکه‌ تفاوت‌ آن‌ها در مقام‌ و مراتب‌ رسالت‌ و نبوت‌ است‌ که‌ بر حسب‌ روایات‌، مقام‌ و مرتبه‌ رسالت‌ برتر از منزلت‌ نبوت‌ است‌. در روایت‌ آمده‌ است‌ که‌ سیصد و سیزده‌ تن‌ از انبیا، دارای‌ مقام‌ رسالت‌ بوده‌اند و از آنان‌ به‌ «رسل‌» تعبیر می‌شود. (مجلسی‌، ج‌ 11، ص‌ 32). پس‌ این‌ تفاوت‌، از ناحیه مفهوم‌ لفظ‌ «نبی‌» و «رسول‌» نیست‌. به‌ این‌ ترتیب‌، پیامبرانی‌ که‌ از هر دو مقام‌ برخوردار بودند، بر سایر پیامبران‌ برتری‌ معنوی‌ و منزلت‌ ویژه‌ دارند. ۵٫ تخصیص‌ وحی‌ رؤیایی‌ به‌ انبیای‌ تابع‌ و مستمسک‌ قرار دادن‌ این‌ مسئله‌ برای‌ تأویل‌ «خاتم‌ النبیین‌» (در آیه ۴۰ سوره احزاب‌) اشتباه‌ است‌؛ زیرا آیه صد و یکم‌ سوره صافات‌ که‌ درباره حضرت‌ ابراهیم‌7 است‌: «قال‌َ یا بُنَی‌ِّ انَّی‌ آری‌ فی‌ الْمَنام‌ اَنَّی‌ اَذْبَحُک‌َ…» تصریح‌ دارد که‌ در خواب‌، به‌ حضرت‌ ابراهیم‌7 وحی‌ شد و آن‌ حضرت‌ به‌ قربانی‌ فرزندش‌ اسماعیل‌ مأمور گردید؛ این‌ در حالی‌ است‌ که‌ حضرت‌ ابراهیم‌7 دارای‌ شریعت‌ مستقل‌ بود و شریعت‌ پیش‌ از خودش‌ را نسخ‌ کرده‌ بود. پس‌ این‌ سخن‌ که‌ بعد از پیامبر اسلام‌9 پیامبر صاحب‌ شریعت‌ مستقل‌ نخواهد آمد، ولی‌ آمدن‌ رسول‌ برای‌ تبلیغ‌ شریعت‌ گذشته‌ اشکال‌ ندارد، سخن‌ صحیحی‌ نیست‌. 6. ختم‌ نبوت‌، مستلزم‌ ختم‌ رسالت‌ و شریعت‌ است‌؛ با این‌ توضیح‌ که‌ نبوت‌، عبارت‌ است‌ از این‌ که‌ از جانب‌ خداوند، به‌ فردی‌ وحی‌ شود که‌ او به‌ مقام‌ نبوت‌ برگزیده‌ شده‌ است‌ و نیز معارف‌ و احکام‌ الهی‌ که‌ بیان‌ کننده اصول‌ و فروع‌ دین‌ است‌، به‌ او وحی‌ گردد. و رسالت‌، به‌ این‌ معنا است‌ که‌ از میان‌ کسانی‌ که‌ به‌ مقام‌ نبوت‌ برگزیده‌ شده‌اند، برخی‌ از جانب‌ خداوند، مأموریت‌ ویژه‌ای‌ یافته‌اند تا معارف‌ و احکام‌ الهی‌ را در سطحی‌ وسیع‌تر، به‌ بشر ابلاغ‌ کنند و با کوشش‌ در جهت‌ اجرای‌ آن‌ها در جامعه بشری‌، بشریت‌ را به‌ سوی‌ کمال‌ و سعادت‌ هدایت‌ نمایند. البته‌، پیامبران‌ الهی‌، هر دو مقام‌ را داشته‌اند؛ یعنی‌ هم‌ حامل‌ وحی‌ و شریعت‌ آسمانی‌ بوده‌اند و هم‌ مسئولیت‌ ابلاغ‌ و اجرای‌ آن‌ احکام‌ را در جامعه بشری‌ بر عهده‌ داشته‌اند. از این‌ رو، قرآن‌ کریم‌، آن‌ جا که‌ از نبوت‌ عامه‌ سخن‌ گفته‌، گاهی‌ از پیامبران‌ با واژه «النبیین‌» تعبیر آورده‌ است‌ که‌ مسئولیت‌ «بشارت‌» و «انذار» مردم‌ را برعهده‌ داشتند، مانند: آیه ۲۱۴ سوره‌ بقره‌: «فَبَعَث‌َ اللّه‌ُ النِّبیَّین‌َ مُبَشَّرین‌َ وَ مُنْذرین‌َ» و گاهی‌ با واژه «رسلنا» از آنان‌ نام‌ برده‌ است‌، مانند: آیه ۳۵ سوره حدید: «لَقَدْ اَرْسَلْنا رُسُلَنا بالْبَیَّنات‌ …»؛ گویا آنان‌ به‌ خاطر گستردگی‌ کار، چه‌ بسا نیاز داشتند از «بیّنات‌» و «معجزات‌» بیشتری‌ استفاده‌ کنند. با این‌ بیان‌، مطلب‌ دیگری‌ هم‌ به‌ دست‌ می‌آید و آن‌ این‌ که‌ می‌توان‌ فرض‌ کرد که‌ کسی‌ در شرایطی‌ دارای‌ مقام‌ نبوت‌ باشد، ولی‌ هنوز به‌ مقام‌ رسالت‌ دست‌ نیافته‌ باشد و در زمان‌ بعد، به‌ عنوان‌ رسول‌ برگزیده‌ شود، ولی‌ عکس‌ آن‌، یعنی‌ برگزیده‌ شدن‌ به‌ مقام‌ رسالت‌، بدون‌ این‌ که‌ دارای‌ مقام‌ نبوت‌ باشد و شریعت‌ الهی‌ به‌ وی‌ وحی‌ شده‌ باشد، نامعقول‌ است‌. ج‌) استدلال‌ و تفسیر «خاتم‌ النبیین‌»؛ یکی‌ از ادله «خاتمیت‌»، آیه چهلم‌ سوره احزاب‌ است‌ که‌ به‌ صراحت‌ و با واژه «خاتم‌»، ختم‌ سلسله‌ نبوت‌ توسط‌ پیامبر اسلام‌9 را اعلام‌ کرده‌ است‌: «ما کان‌َ مُحَمِّدٌ اَبا اَحَدٍ من‌ْ رجالکُم‌ْ وَ لکن‌ْ رَسُول‌َ اللّه‌ وَ خاتَم‌َ النِّبیَّین‌َ وَ کان‌َ اللّه‌ُ بکُل‌َّ شَی‌ْءٍ عَلیماً». از جمله‌ نکاتی‌ که‌ در این‌ آیه‌ مورد توجه‌ است‌، نحوه تلفظ‌ لفظ‌ «خاتم‌» در «خاتم‌ النبیین‌» و معنای‌ آن‌ است‌. لفظ‌ «خاتم‌» را در آیه‌ به‌ چند صورت‌ می‌توان‌ خواند، ولی‌ اختلاف‌ در تلفظ‌ آن‌، کوچک‌ترین‌ اثری‌ در مفاد و معنای‌ آن‌ پدید نمی‌آورد. احتمال‌های‌ مختلف‌ آن‌ چنین‌ است‌: 1. «خاتم‌ْ» بر وزن‌ «حافظ‌» به‌ صورت‌ اسم‌ فاعل‌، که‌ به‌ معنای‌ ختم‌کننده‌ است‌؛ ۲٫ «خاتَم‌ْ» به‌ فتح‌ «تاء» بر وزن‌ «عالَم‌» که‌ معنای‌ آن‌ «آخر» و «آخرین‌» است‌؛ ۳٫ خاتَم‌» بر وزن‌ «عالَم‌»، به‌ معنای‌ چیزی‌ که‌ با آن‌ اسناد و نامه‌ها را مهر می‌کنند؛ ۴٫ «خاتَم‌َ» به‌ فتح‌ «تاء» و «میم‌» بر وزن‌ «ضارَب‌َ» فعل‌ ماضی‌ از باب‌ مضاربه‌، به‌ معنای‌ کسی‌ که‌ پیامبر الهی‌ را ختم‌ کرد. نتیجه‌ این‌ که‌: لفظ‌ «خاتم‌» را به‌ هر صورت‌ تلفظ‌ کنیم‌، معنای‌ آیه‌ این‌ می‌شود که‌ حضرت‌ محمد۹ پیامبر الهی‌ است‌ و پیامبری‌ و نبوت‌، با آمدن‌ او ختم‌ شده‌، و پس‌ از او پیامبر، کتاب‌، شریعت‌ و دین‌ دیگری‌ نخواهد آمد. علاوه‌ بر کاربرد این‌ لفظ‌ در آیات‌ دیگر قرآن‌ (مانند: مطففین‌ / 25 و ۲۶، جاثیه‌/ 23 و بقره‌/ 7) شواهد گویای‌ دیگری‌ بر این‌ مطلب‌ است‌. رایج‌ترین‌ معنایی‌ که‌ واژه‌ شناسان‌ عرب‌ برای‌ کلمه «خاتم‌» گفته‌اند، این‌ است‌ که‌ «خاتم‌» به‌ معنای‌ «ما یختم‌ به‌» (وسیله ختم‌ و پایان‌ یافتن‌ چیزی‌) است‌، مانند «طابع‌» که‌ وسیله طبع‌ کردن‌ چیزی‌ است‌. در این‌ معنا تفاوتی‌ میان‌ خاتم‌ (بر وزن‌ ناظم‌) و خاتَم‌ (بر وزن‌ آدم‌) نیست‌. بیشترین‌ کاربردهای‌ این‌ واژه‌ به‌ معنای‌ «آخر» و «پایان‌» یا «آخرین‌» است‌. بر همین‌ اساس‌، «خاتمیت‌» مشتق‌ از «خاتم‌» و ریشه آن‌ «ختم‌» به‌ معنای‌ «پایان‌» و «خاتم‌ الانبیاء» که‌ یکی‌ از القاب‌ پیامبر اسلام‌9 است‌ به‌ معنای‌ آخرین‌ پیامبر الهی‌ است‌ که‌ به‌ وسیله او، پیامبری‌ پایان‌ یافته‌ است‌. روشن‌ است‌ که‌ این‌ دو معنا، با هم‌ ملازمه‌ دارند و در نتیجه‌، مفاد خاتمیت‌، این‌ است‌ که‌ رسول‌ اکرم‌9 آخرین‌ پیامبر الهی‌ است‌، و پس‌ از وی‌ کسی‌ به‌ عنوان‌ «پیامبر»، از جانب‌ خداوند برگزیده‌ نخواهد شد. چنین‌ دلالتی‌، مورد قبول‌ مفسّران‌ فریقین‌ است‌ و اجماع‌ مسلمانان‌ بر خاتمیت‌ پیامبر اعظم‌9 استوار است‌. علاوه‌ بر این‌ آیه‌، آیات‌ دیگری‌ مانند: فرقان‌/ 1، فصّلت‌/ 42-41، انعام‌/ 19، سبأ/ ۲۸ و… نیز دلالت‌ بر خاتمیت‌ نبوت‌ پیامبر اسلام‌9 دارند و نیز روایات‌ متعدّد و متواتری‌ که‌ از فریقین‌ نقل‌ شده‌، جای‌ شک‌ و شبهه‌ای‌ برای‌ حق‌ جویان‌ باقی‌ نگذاشته‌ است‌. امام‌ خمینی‌؛ با توجه‌ به‌ آیه ۴۰ سوره احزاب‌، می‌فرماید: «در این‌ آیه‌، خدا ختم‌ پیغمبری‌ را به‌ پیغمبر اسلام‌ اعلام‌ کرده‌؛ پس‌ قانون‌ آسمانی‌ و دستور خدایی‌ که‌ باید به‌ وسیله پیغمبران‌ بیاید دیگر برای‌ بشر نخواهد آمد… قانون‌ اسلام‌ که‌ آخرین‌ قوانین‌ خدایی‌ است‌، به‌ حکم‌ این‌ آیه‌ برای‌ همیشه‌ و همه توده بشر خواهد بود…» (امام‌ خمینی‌، کشف‌ الاسرار، ص‌ 307). جاودانگی‌ و همگانی‌ بودن‌ اسلام‌ از ویژگی‌های‌ دین‌ اسلام‌، عدم‌ محدودیت‌ در قلمرو زمانی‌، مکانی‌ و مخاطبان‌ است‌. اسلام‌ برای‌ همه‌ بشر در همه‌ مکان‌ها و زمان‌ها است‌، برخلاف‌ سایر ادیان‌ آسمانی‌ که‌ اختصاص‌ به‌ گستره‌ زمانی‌ و مکانی‌ ویژه‌ای‌ داشتند و پیامبران‌ آن‌ها به‌ تبلیغ‌ در میان‌ قومشان‌ مأمور بودند و قوانین‌ عملی‌ آنان‌ هم‌ بر مقتضای‌ زمانشان‌ بود. با ظهور آخرین‌ دین‌ آسمانی‌، با خطاب‌ یا ایهاالناس‌، همه‌ کس‌ در همه‌ جا و برای‌ همیشه‌ مورد توجه‌ قرار گرفتند و احکام‌ و مقررات‌ عملی‌ برای‌ همگان‌ قرار داده‌ شد. امام‌ خمینی‌؛، با دلیل‌ قرآنی‌ و عقلی‌ به‌ بیان‌ جاودانگی‌ و همگانی‌ بودن‌ اسلام‌ می‌پردازد. وی‌ در مورد دلیل‌ قرآنی‌، به‌ ذکر آیاتی‌ از قرآن‌ پرداخته‌ است‌ که‌ قرآن‌ و احکام‌ اسلام‌ را برای‌ همیشه‌ و همه توده بشر دانسته‌ است‌. این‌ آیات‌ و استدلال‌ مختصر به‌ آن‌ چنین‌ است‌: 1. سوره فصّلت‌، آیه‌ 42: «وَ انِّه‌ُ لَکتاب‌ٌ عَزیزٌ * لا یَاْتیه‌ الْباطل‌ُ من‌ْ بَیْن‌ یَدَیْه‌ وَ لا من‌ْ خَلْفه‌ تَنْزیل‌ٌ من‌ْ حَکیم‌ٍ حَمیدٍ؛ همانا این‌ قرآن‌ کتابی‌ است‌ گرامی‌ که‌ نه‌ در زمان‌ خود و نه‌ پس‌ از خود خط‌ باطل‌ بر آن‌ کشیده‌ نمی‌شود و قانونی‌ آن‌ را باطل‌ نمی‌کند. چطور چنین‌ نباشد در حالی‌ که‌ این‌ قانون‌ را خدای‌ حکیم‌ فرو فرستاده‌». 2. آیات‌ 44، ۴۵ و ۴۷ از سوره مائده‌، که‌ به‌ بیان‌ این‌ قانون‌ کلی‌ می‌پردازد که‌ هیچ‌ کس‌ حق‌ ندارد غیر از احکامی‌ که‌ خدا نازل‌ کرده‌ است‌، حکم‌ نماید. بنابراین‌ قوانینی‌ که‌ مردم‌ وضع‌ می‌کنند، اگر مخالف‌ قوانین‌ خدایی‌ باشد، به‌ موجب‌ این‌ آیات‌، وضع‌کننده آن‌ کافر و فاسق‌ و ظالم‌ است‌. 3. آیه‌ 85 از سوره آل‌ عمران‌: «وَ مَن‌ْ یَبْتَغ‌ غَیْرَ الاْسْلام‌ دیناً فَلَن‌ْ یُقْبَل‌َ منْه‌ُ وَ هُوَ فی‌ الاْخرَه من‌َ الْخاسرین‌َ؛ و هرکس‌ غیر از اسلام‌ دینی‌ را اختیار کند، هرگز از وی‌ پذیرفته‌ نیست‌ و او در آخرت‌ از زیان‌کاران است‌». اگر دین‌ دیگری‌ غیر از اسلام‌ می‌آمد این‌ آیه‌ صحیح‌ نبود. ۴٫ آیه‌ 43 از سوره فاطر: «وَ لَن‌ْ تَجدَ لسُنِّه اللّه‌ تَبْدیلاً؛ هرگز از برای‌ دستور خدا تبدیل‌ و تغییری‌ نمی‌یابی‌»؛ و این‌ دلیل‌ همیشگی‌ سنت‌ و دستور خدایی‌ است‌. 5. آیه یکم‌ از سوره فرقان‌: «تَبارَک‌َ الِّذی‌ نَزِّل‌َ الْفُرْقان‌َ عَلی‌ عَبْده‌ لیَکُون‌َ للْعالَمین‌َ نَذیراً؛ بزرگوار است‌ خداوندی‌ که‌ قرآن‌ را بر بنده خالص‌ خود نازل‌ فرمود تا اهل‌ عالم‌ را متذکر و خداترس‌ گرداند». 6. آیه‌ 90 از سوره انعام‌: «قُل‌ْ لا اَسْئَلُکُم‌ْ عَلَیْه‌ اَجْراً ان‌ْ هُوَ الاّ ذکْری‌ للْعالَمین‌َ؛ بگو من‌ از شما هیچ‌ مزدی‌ بر این‌ (رسالت‌) نمی‌طلبم‌. این‌ (قرآن‌) جز تذکری‌ برای‌ جهانیان‌ نیست‌». 7. آیه‌ 107 از سوره انبیاء: «وَ ما اَرْسَلْناک‌َ الاّ رَحْمَهً للْعالَمین‌َ؛ و ای‌ رسول‌، ما تو را نفرستادیم‌ مگر آن‌که‌ رحمت‌ برای‌ جهانیان‌ باشی‌». در این‌ آیات‌ و بسیاری‌ از آیات‌ دیگر که‌ به‌ این‌ مضمون‌ وارد شده‌ است‌، خداوند پیغمبر اسلام‌ را بیم‌ دهنده‌ و رحمت‌ برای‌ تمام‌ جهانیان‌ و قرآن‌ را تذکره‌ و قانون‌ همه جهانیان‌ خوانده‌ است‌. پس‌ به‌ موجب‌ این‌ آیات‌، پیغمبر برای‌ همه‌ قانون‌ آورده‌ و اسلام‌ قانون‌ همه جهانیان‌ است‌. اگر قانون‌ برای‌ یک‌ زمان‌ یا یک‌ گروه‌ باشد، تخلف‌ از آن‌ برای‌ دیگر مردم‌ بیمی‌ ندارد، و عمل‌ کردن‌ به‌ آن‌ از نیکی‌ها نیست‌ تا پیغمبر بیم‌ دهنده همه جهانیان‌ و رحمت‌ برای‌ همه عالمیان‌ و قرآن‌ تذکره‌ برای‌ همه عالم‌ باشد. (پیشین‌، ص‌ 309-307). چنان‌ که‌ از مجموعه‌ استدلالات‌ به‌ آیات‌ قرآن‌ کریم‌ به‌ دست‌ آمد، پیامبر اسلام‌9 مأموریت‌ جهانی‌ دارد و «اسلام‌ برای‌ یک‌ کشور، برای‌ چند کشور، برای‌ یک‌ طایفه‌، حتی‌ برای‌ مسلمین‌ نیست‌، اسلام‌ برای‌ بشر آمده‌ است‌. خطاب‌های‌ اسلام‌ «یا ای‌ها الناس‌» است‌، گاهی‌ «یا ای‌ها المؤمنون‌»، و الا «یا ای‌ها الناس‌» است‌ و همه بشر را اسلام‌ می‌خواهد زیر پوشش‌ عدل‌ خودش‌ قرار بدهد». (امام‌ خمینی‌، صحیفه نور، ج‌ 11، ص‌ 29-28). خاتمیت‌ در آینه‌ روایات‌ گرچه‌ آیات‌ قرآنی‌ بر خاتمیت‌ پیامبر اعظم‌9 و جاودانگی‌ شریعت‌ اسلام‌، دلالت‌ تام‌ دارند، اما اشاره‌ به‌ روایات‌ در این‌ موضوع‌، خالی‌ از لطف‌ نیست‌. بسیاری‌ از روایات‌ مربوط‌ به‌ خاتمیت‌، در حقیقت‌ تذکر و توضیح‌ معنای‌ خاتمیت‌ در آیه شریفه‌ است‌. الفاظی‌ که‌ در روایات‌ آمده‌، چنین‌ است‌: «خاتم‌ المرسلین‌»، «لیس‌ بعدی‌ رسول‌»، «أختم‌ به‌ انبیائی‌ و رسلی‌»، «و ختم‌ به‌ الوحی‌»، و «خاتم‌ رسله‌»، «و ختم‌ بکتابکم‌ الکتب‌ فلا کتاب‌ بعده‌ أبداً» و «لا نبی‌ بعدی‌» و… -۴ – مجموعه این‌ روایات‌ با تکیه‌ بر منابع‌ و مصادر روایی‌ در کتاب‌هایی‌ که‌ در این‌ موضوع‌ نوشته‌ شده‌، جمع‌آوری‌ گردیده‌ است‌. به‌ عنوان‌ نمونه‌ ر.ک‌: سبحانی‌، مفاهیم‌ القرآن‌، ج‌3 و خاتمیت‌ از نظر قرآن‌ و حدیث‌ و عقل‌. حضرت‌ امام‌؛ در این‌ مورد به‌ «حدیث‌ منزلت‌» استناد نموده‌ و می‌فرماید: «پیغمبر۹ به‌ امیرالمؤمنین‌7 فرمود: «أنت‌ منی‌ بمنزله هارون‌ من‌ موسی‌ الا انه‌ لا نبی‌ بعدی‌» (صحیح‌ بخاری‌، ج‌3، ص‌1359، «کتاب‌ فضایل‌ الصحابه‌»، «باب‌ مناقب‌ علی‌»، ج‌ 3، ص‌ 350) یعنی‌: «منزلت‌ تو پیش‌ من‌ منزلت‌ هارون‌ است‌ به‌ موسی‌، لکن‌ تو پیغمبر نیستی‌، زیرا پس‌ از من‌ دیگر پیغمبری‌ نمی‌آید». این‌ حدیث‌ از طرق‌ شیعه‌ و سنی‌ از متواترات‌ احادیث‌ است‌، و معنی‌ «تواتر» آن‌ است‌ که‌ به‌ قدری‌ راویان‌ آن‌ زیاد است‌ که‌ یقین‌ داریم‌ آن‌ از پیغمبر وارد شده‌ است‌. متواتر بودن‌ این‌ حدیث‌ پیش‌ شیعه‌ معلوم‌ است‌ و نزد سنیان‌ نیز متواتر است‌. چنان‌که‌ «حاکم‌ نیشابوری‌» که‌ از بزرگان‌ و مشایخ‌ اهل‌ سنت‌ است‌، و «سیوطی‌» که‌ از محققان‌ نامدار آن‌ طایفه‌ است‌ تصریح‌ به‌ تواتر آن‌ کرده‌ است‌، و «تنوخی‌» که‌ از مشایخ‌ بزرگ‌ سنیان‌ است‌، کتابی‌ مخصوص‌ در اثبات‌ آن‌ نوشته‌ و این‌ حدیث‌ را در صحیح‌ بخاری‌ و صحیح‌ مسلم‌ و صحیح‌ ترمذی‌ و صحیح‌ ابن‌ داوود و صحیح‌ ابن‌ ماجه‌، معروف‌ به‌ سنن‌ ابن‌ ماجه‌ و صحیح‌ نسائی‌، معروف‌ به‌ سنن‌ نسائی‌ و در مسند احمد بن‌ حنبل‌، امام‌ سنیان‌ نقل‌ نموده‌ و در نزد شیعه‌ این‌ حدیث‌ از متواترات‌، بلکه‌ فوق‌ آن‌ است‌ و در این‌ حدیث‌ مسلّم‌، پیغمبر اسلام‌9 نیامدن‌ پیغمبر دیگر و ختم‌ شدن‌ قانون‌ الهی‌ را به‌ همین‌ قانون‌ اسلام‌ اعلان‌ نموده‌. پس‌، هر کس‌ پیغمبری‌ او را باور دارد، خاتمیت‌ او را نیز باید باور کند». (امام‌ خمینی‌، کشف‌الاسرار، ص‌310). در دیدگاه‌ امام‌ راحل‌؛، ضرورت‌ بقای‌ قانون‌ اسلام‌ و خاتمیت‌ حضرت‌9 به‌ قدری‌ روشن‌ است‌ که‌ نیازمند به‌ دلیل‌ و برهان‌ نیست‌ و چنان‌ که‌ نبوت‌ پیامبر اسلام‌، از ضروریات‌ و واضحات‌ است‌ و احکام‌ ضروری‌ و واضح‌ به‌ برهان‌ نیاز ندارد، مسئله‌ خاتمیت‌ پیغمبر اعظم‌9 نیز چنان‌ روشن‌ است‌ که‌ هیچ‌ مسلمانی‌ در آن‌ شک‌ ندارد، پس‌ وقت‌ صرف‌ کردن‌ برای‌ چنین‌ امر روشنی‌، جز ضایع‌ کردن‌ وقت‌، حاصلی‌ ندارد. (ر.ک‌: پیشین‌، ص‌ 309). 5. دلیل‌ عقلی‌ بر جامعیت‌ و جاودانگی‌ قوانین‌ اسلامی‌ علاوه‌ بر نگاه‌ درون‌ دینی‌ به‌ گستردگی‌ قوانین‌ اسلامی‌ و جاودانگی‌ آن‌، بانگاه‌ برون‌ دینی‌ به‌ کمک‌ عقل‌ و خرد، می‌توان‌ به‌ خوبی‌ به‌ دست‌ آورد که‌ قانون‌ اسلام‌، بدون‌ مرز و زمان‌ و مکان‌ است‌ و برای‌ تمام‌ بشر قانون‌ به‌ شمار می‌رود و همگان‌ باید به‌ آن‌ گردن‌ نهند. نحوه استدلال‌ عقلی‌ اندیش‌مندان‌ اسلامی‌ در این‌ موضوع‌ یکسان‌ نیست‌. استدلال‌ امام‌ خمینی‌؛ مبتنی‌ بر تأکید بر بدیهیات‌ و اصول‌ مسلّم‌ عقلی‌ است‌، به‌ گونه‌ای‌ که‌ برای‌ عموم‌ مخاطبان‌ قابل‌ فهم‌ است‌. وی‌ می‌گوید: «پس‌ از آن‌که‌ به‌ حکم‌ روشن‌ عقل‌ برای‌ بشر قانون‌ لازم‌ است‌ و جهان‌ و جهانیان‌ نیازمند به‌ دستور و قانون‌اند، و کشورهای‌ جهان‌ را بدون‌ قانون‌ اداره‌ نتوان‌ کرد، می‌گوییم‌: خدای‌ جهان‌ آیا حق‌ قانون‌گذاری‌ برای‌ بشر دارد یا ندارد؟ اگر بگویید ندارد، علاوه‌ بر آن‌که‌ بر خلاف‌ حکم‌ خرد سخن‌ راندید و خدا را بی‌ ارج‌ شمردید، می‌گوییم‌: پس‌ چرا در قرآن‌ و دیگر کتاب‌های‌ آسمانی‌ برای‌ بشر قانون‌فرستاد و برخلاف‌ وظیفه خود رفتار کرد؟ ناچار باید بگوییم‌ خدا حق‌ قانون‌گذاری‌ دارد، در این‌ صورت‌ آیا او بهتر می‌تواند قانون‌گذاری‌ کند یا بشر؟ ناچار باید گفت‌: او. در این‌ صورت‌ آیا قانونی‌ که‌ در اسلام‌ گذاشته‌ برای‌ همه بشر و در این‌ زمان‌ عملی‌ است‌ یا نه‌؟ اگر عملی‌ نیست‌، چرا تکلیف‌ بشر را در زمان‌های‌ پیش‌ معین‌ کرده‌، و در این‌ زمان‌ آن‌ها را سرخود نموده‌؟ چه‌ دوستی‌ای‌ با مردمان‌ سابق‌ داشته‌ و چه‌ دشمنی‌ای‌ با ماها دارد که‌ برای‌ آن‌ها قرآن‌ با آن‌ همه‌ قوانین‌ بزرگ‌ فرستاده‌ و تکلیف‌ آن‌ها را در تمام‌ زندگی‌ معین‌ کرده‌، ولی‌ ما را به‌ خود واگذاشته‌ تا هر کار می‌خواهیم‌ بکنیم‌ و از هر راهی‌ می‌خواهیم‌ برویم‌؟… این‌ها همه‌ برخلاف‌ قانون‌ خرد است‌، پس‌ ناچار باید گفت‌ این‌ قانون‌، که‌ پس‌ از او به‌ حکم‌ ضرورت‌ قانونی‌ نیامده‌، امروز هم‌ برای‌ همه بشر قانون‌ است‌ و باید عملی‌ باشد.» (پیشین‌، ص‌ 311). حضرت‌ امام‌؛ پس‌ از این‌ بیان‌، قضایای‌ تاریخی‌ را همانند احکام‌ عقلی‌ به‌ دو دسته‌ «ضروری‌» و «نظری‌» دسته‌بندی‌ کرده‌، جامعیت‌ و جاودانگی‌ قوانین‌ اسلامی‌ را جزء ضروریات‌ و قضایای‌ روشن‌ تاریخ‌ اسلام‌ دانسته‌، به‌ گونه‌ای‌ که‌ هیچ‌ مسلمانی‌ در آن‌ شک‌ نداشته‌ و در اعتقاد به‌ آن‌ – به‌ واسطه‌ شدت‌ وضوح‌ و روشنی‌ آن‌ – نیازمند به‌ دلیل‌ جداگانه‌ نیست‌. 6. ضرورت‌ جامعیت‌ کتاب‌ خاتم‌ از نزد عرفا، دلیل‌ خاتمیت‌ نبوت‌ آن‌ است‌ که‌ تمام‌ مراحل‌ و منازلی‌ که‌ انسان‌ باید بپیماید، برای‌ پیامبر اسلام‌9 به‌ صورت‌ یک‌ جا کشف‌ شده‌ است‌. به‌ عبارت‌ دیگر، سلسله‌ نبوت‌ سیر صعودی‌ را به‌ مرحله‌ نهایی‌ رسانده‌ و از اولین‌ پیامبر تا آخرین‌ آن‌ها، هر پیامبری‌ که‌ آمده‌، منزلی‌ از حقیقت‌ برای‌ انسان‌ آشکار شده‌ است‌ و با آمدن‌ پیامبر اسلام‌، تمام‌ حقیقت‌ به‌ صورت‌ یک‌جا برای‌ بشر آشکار شده‌ و به‌ همین‌ دلیل‌ دیگر به‌ پیامبر جدیدی‌ نیاز نیست‌. حضرت‌ امام‌؛ خاتمیت‌ را حاصل‌ کشف‌ مطلق‌ انسان‌ کامل‌ دانسته‌ است‌: «پس‌، انسان‌ کامل‌ در تحت‌ اسم‌ جامع‌ اعظم‌ کشف‌ مطلق‌ اعیان‌ ثابته‌ و لوازم‌ آن‌ ازلاً و ابداً بر او گردد، و کشف‌ حالات‌ و استعداد موجودات‌ و کیفیت‌ سلوک‌ و نقشه وصول‌ آن‌ها بر او گردد و خلعت‌ خاتمیت‌ و نبوت‌ ختمی‌ که‌ نتیجه کشف‌ مطلق‌ است‌، بر قامت‌ زیبای‌ مستقیمش‌ راست‌ آید و دیگر پیغمبران‌ هر یک‌ به‌ مناسبت‌ اسمی‌ که‌ از آن‌ مظهریت‌ دارند و به‌ مقدار حیطه‌ و سعه دایره آن‌، کشف‌ اعیان‌ تابعه آن‌ اسم‌ کنند و باب‌ کمال‌ و نقص‌ و اشرفیت‌ و غیر آن‌ و سعه‌ و ضیق‌ دایره دعوت‌ از آن‌جا شروع‌ شود و به‌ تبعیت‌ اسمای‌ الهیه‌ رجوع‌ کند.» (امام‌ خمینی‌، چهل‌حدیث‌، ص‌ 591). وقتی‌ خاتمیت‌ در انسان‌ کامل‌ تجلی‌ کند و در اعلی‌ مراتب‌ آن‌ ظهور یابد، آثار و تجلیات‌ آن‌ هم‌ از هر حیث‌ جامع‌ و تام‌ خواهد بود. در دیدگاه‌ عرفانی‌ امام‌راحل‌؛ جاودانگی‌ رسالت‌ پیامبراعظم‌9 با جامعیت‌ قوانین‌ و شریعت‌ همراه‌ است‌. به‌ عبارت‌ دیگر، لازمه خاتمیت‌ برخورداری‌ از کتابی‌ است‌ که‌ جامعیت‌ داشته‌باشد وگرنه‌، خاتمیت‌ تحقق‌نمی‌یابد. حضرت‌امام‌ در تبیین‌ ضرورت‌ جامعیت‌ کتاب‌ خاتم‌ می‌نویسد: «چون‌ نبوت‌ ختمیه‌ و قرآن‌ شریف‌ و شریعت‌ آن‌ سرور، از مظاهر و مجالی‌ یا از تجلیات‌ و ظهورات‌ مقام‌ جامع‌ احدی‌ و حضرت‌ اسم‌ الله‌ الاعظم‌ است‌، از این‌ جهت‌ محیط‌ترین‌ نبوات‌ و کتب‌ و شرایع‌ و جامع‌ترین‌ آن‌هاست، و اکمل‌ و اشرف‌ از آن‌ها تصور نشود و دیگر از عالم‌ غیب‌ به‌ بسیط‌ طبیعت‌، علمی‌ بالاتر یا شبیه‌ به‌ آن‌ تنزل‌ نخواهد نمود؛ یعنی‌ آخرین‌ ظهور کمال‌ علمی‌ که‌ مربوط‌ به‌ شرایع‌ است‌ همین‌ و بالاتر از این‌ امکان‌ نزول‌ در عالم‌ ملک‌ ندارد؛ پس‌ خود رسول‌ ختمی‌ اشرف‌ موجودات‌ و مظهر تام‌ اسم‌ اعظم‌ است‌ و نبوت‌ او نیز اتم‌ نبوات‌ ممکنه‌ و صورت‌ دولت‌ اسم‌ اعظم‌ است‌ که‌ ازلی‌ و ابدی‌ است‌؛ و کتاب‌ نازل‌ به‌ او نیز از مرتبه غیب‌ به‌ تجلی‌ اسم‌ اعظم‌ نازل‌ شده‌ و از این‌ جهت‌، از برای‌ این‌ کتاب‌ شریف‌ احدیت‌ جمع‌ و تفصیل‌ است‌ و از «جوامع‌ کلم‌» است‌، چنان‌چه‌ کلام‌ خود آن‌ سرور نیز از جوامع‌ کلم‌ بوده‌؛ و مراد از «جوامع‌ الکلم‌» بودن‌ قرآن‌، یا کلام‌ آن‌ سرور، آن‌ نیست‌ که‌ کلیات‌ و ضوابط‌ جامعه‌ را بیان‌ فرمودند – گرچه‌ به‌ آن‌ معنی‌ نیز احادیث‌ آن‌ بزرگوار از جوامع‌ و ضوابط‌ است‌، چنان‌چه‌ در علم‌ فقه‌ معلوم‌ است‌ – بلکه‌ جامعیت‌ آن‌ عبارت‌ از آن‌ است‌ که‌ چون‌ برای‌ جمیع‌ طبقات‌ انسان‌ در تمام‌ ادوار عمر بشری‌ نازل‌ شده‌ و رافع‌ تمام‌ احتیاجات‌ این‌ نوع‌ است‌ و حقیقت‌ این‌ نوع‌، چون‌ حقیقت‌ جامعه‌ است‌ و واجد تمام‌ منازل‌ است‌ از منزل‌ اسفل‌ ملکی‌ تا اعلا مراتب‌ روحانیت‌ و ملکوت‌ و جبروت‌، و از این‌ جهت‌ افراد این‌ نوع‌ در این‌ عالم‌ اسفل‌ ملکی‌ اختلافات‌ تامه‌ دارد و آن‌قدر تفاوت‌ و اختلافی‌ که‌ در افراد این‌ نوع‌ است‌ در هیچ‌ یک‌ از افراد موجودات‌ نیست‌ – این‌ نوع‌ است‌ که‌ بعضی‌ از افراد آن‌ از جمیع‌ انواع‌ حیوانات‌ پست‌تر و بعضی‌ افراد آن‌ از جمیع‌ ملائکه‌ مقربین‌ اشرف‌ است‌ – بالجمله‌، چون‌ افراد این‌ نوع‌ در مدارک‌ و معارف‌، مختلف‌ و متفاوت‌اند، قرآن‌ به‌ طوری‌ نازل‌ شده‌ که‌ هر کس‌ به‌ حسب‌ کمال‌ و ضعف‌ ادراک‌ و معارف‌ و به‌ حسب‌ درجه‌ای‌ که‌ از علم‌ دارد از آن‌ استفاده‌ می‌کند.» (امام‌ خمینی‌، آداب‌ الصلوه، ۱۳۷۰، ص‌ 310-309). اینک‌ که‌ ذکری‌ از انسان‌ کامل‌ به‌ میان‌ آمد، شایسته‌ است‌ دیدگاه‌ امام‌ راحل‌ در موضوع‌ انسان‌ کامل‌ (که‌ متجلّی‌ در پیامبر اعظم‌ است‌) و سپس‌ حقیقت‌ محمدیه‌ که‌ حقایق‌ عالم‌ را در خود جای‌ داده‌، بیان‌ شود. انسان‌ کامل‌، پیامبر خاتم‌ جامعیت‌ و خاتمیت‌ در انسان‌ کامل‌ تجلّی‌ می‌یابد و غیر او شایسته‌ این‌ مقام‌ نخواهد بود. با این‌ توضیح‌ که‌ در عرفان‌ اسلامی‌، بالاترین‌ مقامی‌ که‌ انسان‌ می‌تواند به‌ آن‌ دست‌ یابد مرتبه انسان‌ کامل‌ یا همان‌ مرتبه فناء فی‌ الله‌ است‌. به‌ عبارت‌ دیگر، انسان‌ کامل‌ عبارت‌ است‌ از جمیع‌ مراتب‌ الهیه‌ و کونیه‌ از عقول‌ و نفوس‌ کلی‌ و مراتب‌ طبیعی‌ تا آخر تنزّلات‌ وجود. (قیصری‌، ص‌ 10). عرفا به‌ اتفاق‌، رسول‌ اکرم‌9 را انسان‌ کامل‌ حقیقی‌ می‌دانند که‌ خلاصه موجودات‌ و رحمت‌ عالمیان‌ و سپهسالار قافله هستی‌ است‌ و دیگران‌ پیرو و تابع‌ و شاگردان‌ مکتب‌ اویند. حضرت‌ امام‌ خمینی‌؛، انسان‌ کامل‌ را مظهر اسما و صفات‌ خداوند دانسته‌ و می‌فرماید: «از آن‌جا که‌ هر چه‌ در عالم‌ وجود هست‌، علامت‌ و نشانی‌ از آن‌چه‌ در عالم‌ غیب‌ است‌ می‌باشد، بالضروره باید برای‌ حقیقت‌ عین‌ ثابت‌ انسانی‌، یعنی‌ عین‌ ثابت‌ محمدی‌9 و حضرت‌ اسم‌ اعظم‌، نیز مظهری‌ در عالم‌ عین‌ وجود داشته‌ باشد تا احکام‌ ربوبیت‌ را ظاهر سازد و بر اعیان‌ خارجی‌ حکومت‌ کند؛ همان‌ حکومتی‌ که‌ اسم‌ اعظم‌ بر سایر اسما و عین‌ ثابت‌ انسان‌ کامل‌ بر سایر اعیان‌ دارد. پس‌ هر موجودی‌ که‌ دارای‌ این‌ صفت‌، یعنی‌ صفت‌ الهیت‌ ذاتی‌ باشد، در این‌ عالم‌ خلیفه‌ خواهد بود، همان‌طور که‌ اصل‌ نیز همین‌ گونه‌ بوده‌ است‌». (امام‌ خمینی‌، مصباح‌ الهدایه الی‌ الخلافه و الولایه، ص‌ 82). در دیدگاه‌ امام‌ راحل‌، انسان‌ کامل‌ در ظهور به‌ مرتبه جامعیت‌، خلیفه خدا است‌ و این‌ خلیفه‌ سزاوار شریعت‌ جامع‌ و خاتم‌ خواهد بود. انسان‌ کامل‌ ولی‌ مطلق‌ است‌ و صاحب‌ مقام‌ مشیّت‌ مطلقه‌ است‌ که‌ موجودات‌ به‌ واسطه آن‌ ظهور یافته‌اند و حقایق‌ و ذوات‌ به‌ واسطه آن‌ محقق‌ گردیده‌اند، پس‌ او همانند ریشه‌ است‌ و دیگر مخلوقات‌ به‌ منزله شاخه‌های‌ او هستند و او بر جمیع‌ مراتب‌ وجود و منازل‌ غیب‌ و شهود احاطه‌ دارد. «انسان‌ کامل‌ مثال‌ اعلای‌ خدا و آیت‌ کبرای‌ اوست‌ و کتاب‌ مستبین‌ حق‌ و بناء عظیم‌ بوده‌ و بر صورت‌ حق‌ آفریده‌ شده‌ است‌ و با دو دست‌ قدرت‌ او وجود یافته‌ و خلیفه خداوند بر مخلوقاتش‌ و کلید باب‌ معرفت‌ حق‌ می‌باشد، هر که‌ او را بشناسد خدا را شناخته‌ است‌. او با هر صفتی‌ از صفات‌ و تجلی‌ای‌ از تجلیاتش‌ آیتی‌ از آیات‌ خداوند است‌ و از زمره نمونه‌های‌ بلند مرتبه‌ و گران‌قدر و برای‌ شناخت‌ کامل‌ خالقش‌ می‌باشد». (امام‌ خمینی‌، شرح‌ دعای‌ سحر، ۱۳۷۰، ص‌ 56). از این‌ رو، رجوع‌ به‌ انسان‌ کامل‌ رجوع‌ به‌ «الله‌» است‌، زیرا انسان‌ کامل‌ فانی‌ مطلق‌ و باقی‌ به‌ بقاء الله‌ است‌ و از خود، تعیّن‌ و انیّت‌ و انانیّتی‌ ندارد بلکه‌ خود از اسمای‌ حسنی‌ و اسم‌ اعظم‌ است‌. انسان‌ کامل‌ احاطه علمی‌ بر جمیع‌ موجودات‌ عوالم‌ دارد. مصداق‌ اتم‌ّ انسان‌ کامل‌، وجود نازنین‌ پیغمبر گرامی‌ اسلام‌9 است‌. تعبیر امام‌ راحل‌ در این‌ باره‌ چنین‌ است‌: «اسم‌ اعظم‌ به‌ حسب‌ حقیقت‌ عینیه‌، همان‌ انسان‌ کامل‌ است‌ که‌ خلیفه الله‌ در دو جهان‌ است‌ و او حقیقت‌ محمدیه‌9 است‌». (پیشین‌، ص‌ 77). ظهور نبوت‌ ختمی‌ در حقیقت‌ محمدیه‌ «حقیقت‌ محمدیه‌» در اصطلاح‌ عرفا، معنای‌ خاصی‌ دارد که‌ در این‌جا مجال‌ بسط‌ آن‌ نیست‌. برخی‌ (همانند لاهیجی‌) حقیقت‌ محمدی‌ را عقل‌ اول‌، که‌ روح‌ اعظم‌ است‌، می‌دانند و بر اساس‌ احادیث‌ «اوّل‌ ما خلق‌ الله‌ العقل‌» و «اوّل‌ ما خلق‌ الله‌ نوری‌» و «اوّل‌ ما خلق‌ الله‌ روحی‌» چنین‌ نتیجه‌گیری‌ کرده‌اند و صورت‌ محمدی‌ را صورتی‌ دانسته‌اند که‌ روح‌ اعظم‌ به‌ تمامیت‌ اسماء و صفات‌ در او ظاهر شده‌، پس‌ اول‌ به‌ حقیقت‌ و آخر به‌ صورت‌ آن‌ حضرت‌ بوده‌ و باقی‌ انبیا مظهر بعضی‌ از کمالات‌ حقیقت‌ آن‌ حضرت‌اند. (ر.ک‌: لاهیجی‌، ۱۳۷۱، ص‌20). امام‌ راحل‌؛ حقیقت‌ محمدی‌ را چنین‌ تعریف‌ کرده‌ است‌: «حقیقت‌ محمدی‌ نزد من‌ همانا صورت‌ اسم‌ جامع‌ الله‌ است‌ برای‌ احدیت‌ جمیع‌ اسما، هم‌چنان‌ که‌ آن‌ جامع‌ است‌ برای‌ احدیّت‌ جمیع‌ اعیان‌». (تعلیقه‌ بر مصباح‌ الانس‌، ص‌ 309ـ۳۰۸). چنان‌که‌ پیش‌ از این‌ گفته‌ شد، عین‌ ثابت‌ انسان‌ کامل‌، حقیقت‌ محمّدی‌9 است‌ (پیشین‌، ص‌108). امام‌ راحل‌؛ قوس‌ نزول‌ را لیله القدر محمدی‌ و قوس‌ صعود را یوم‌ القیامه احمدی‌ نامیده‌ و دلیل‌ این‌ امر را آن‌ می‌داند که‌ این‌ دو قوس‌ مدّ نور فیض‌ منبسط‌ است‌ که‌ حقیقت‌ محمدی‌ است‌. (ر.ک‌: امام‌ خمینی‌، آداب‌ الصلوه، ص‌ 328). و از قول‌ استاد خود – مرحوم‌ شاه‌آبادی‌ ـ نقل‌ می‌کند که‌ ایشان‌ ضمیر «ها» را در آیه مبارکه «انا انزلناه‌ فی‌ لیله القدر» اشاره‌ای‌ به‌ حقیقت‌ غیبی‌ می‌داند که‌ بر وجود حضرت‌ محمد۹ نازل‌ شده‌ است‌، و فرموده‌ که‌ حقیقت‌ لیله القدر همان‌ حقیقت‌ محمدی‌ است‌. (ر.ک‌: امام‌ خمینی‌، مصباح‌ الهدایه الی‌ الخلافه و الولایه، ص‌ 53) و در نهایت‌، حضرت‌ امام‌ در مورد حقیقت‌ محمدیه‌9 این‌ گونه‌ اظهارنظر فرموده‌ است‌: «پس‌ حقیقت‌ محمدیه‌ بود که‌ در همه عوالم‌ از عالم‌ عقل‌ گرفته‌ تا عالم‌ هیولی‌ تجلّی‌ کرد و جهان‌ سرا پا ظهور آن‌ حقیقت‌ و تجلّی‌ آن‌ است‌ و هر ذرّه‌ای‌ از مراتب‌ وجود تفصیل‌ این‌ صورت‌ است‌ و این‌ است‌ همان‌ اسم‌ اعظمی‌ که‌ به‌حقیقت‌ خارجی‌ خود عبارت است‌ از ظهور مشیّتی‌ که‌ خود بی‌تعیّن‌ است‌ ولی‌ حقیقت‌ هر حقیقت‌مندی‌ به‌ واسطه آن‌ است‌ و تعیّنی‌ است‌ که‌ همراه‌ است‌ با هر چیز متعیّن‌، چنان‌چه‌ در روایت‌ است‌: «خدا همه‌ چیز را با مشیّت‌ آفرید و مشیّت‌ را با خود مشیّت‌ آفرید» و این‌ ساختمان‌ وجودی‌ که‌ نامش‌ محمد بن‌ عبدالله‌9 است‌ و از عالم‌ علم‌ الهی‌ برای‌ نجات‌ زندانیان‌ عالم‌ طبیعت‌ به‌ عالم‌ ملک‌ نازل‌ شده‌ است‌، مجمل‌ آن‌ حقیقت‌ کلیّه‌ است‌ و همه مراتب‌ در نهاد اوست‌، همان‌گونه‌ که‌ عقل‌ تفصیلی‌ در نهاد عقل‌ بسیط‌ اجمالی‌ منطوری‌ است‌» (امام‌ خمینی‌، شرح‌ دعای‌ سحر، ص‌114). پس‌ امکان‌ ندارد که‌ پس‌ از نبوت‌ او، نبوتی‌ دیگر بیاید، و پس‌ از شریعت‌ وی‌، شریعتی‌ دیگر ظاهر گردد؛ نبوت‌ او خاتم‌ نبوت‌ها و شریعت‌ او جامع‌ شرایع‌ خواهد بود؛ چون‌ «عین‌ ثابت‌ انسان‌ کامل‌ در مرحله ظهور به‌ مرتبه جامعیت‌ و اظهار صورت‌های‌ اسمائی‌ در نشئه علمی‌ خلیفه اعظم‌ الهی‌ است‌؛ زیرا اسم‌ اعظم‌ چون‌ جامع‌ جلال‌ و جمال‌ و ظهور و بطون‌ است‌ امکان‌ آن‌ نیست‌ که‌ با مقام‌ جمعی‌اش‌ برای‌ عینی‌ از اعیان‌ تجلی‌ کند، زیرا: (او بزرگ‌ است‌ و در آئینه کوچک‌ ننماید) و او صفا دارد و آئینه‌ کدورت‌، پس‌ ناچار باید آئین‌های‌ وجود داشته‌ باشد که‌ با صورت‌ آن‌چه‌ در آئینه‌ منعکس‌ می‌شود تناسب‌ داشته‌ باشد و امکان‌ انعکاس‌ نور او در آن‌ آئینه‌ باشد تا عالم‌ فضای‌ الهی‌ ظهور یابد و اگر عین‌ ثابت‌ انسان‌ نبود هیچ‌ یک‌ از اعیان‌ ثابته‌ ظهور نمی‌یافت‌ و اگر ظهور عین‌ انسان‌ نمی‌بود هیچ‌ یک‌ از اعیان‌ خارجی‌ ظهور نمی‌یافت‌ و درهای‌ رحمت‌ الهی‌ باز نمی‌شد». (تعلیقات‌ علی‌ شرح‌ فصوص‌ الحکم‌ و مصباح‌ الانس‌، ص‌ 70ـ۶۹). خدای‌ بزرگ‌ رحمت‌ خود را در پرتو حقیقت‌ محمدیه‌ گسترانید و با ظهور وی‌، نبوت‌ ختم‌ شد و جامعیت‌ شریعت‌ جاودانگی‌ یافت‌ و در عالم‌ وجود، کمال‌ دین‌ به‌ اتمام‌ رسید و خلافت‌ مطلق‌ الهی‌ در وجود خاتم‌ النبیین‌9 تجلّی‌ یافت‌. آن‌چه‌ که‌ بیان‌ شد، بخشی‌ از دیدگاه‌های‌ حضرت‌ امام‌ بود که‌ تفصیل‌ و تبیین‌ بیشتر آن‌، مجال‌ دیگری‌ می‌طلبد. منابع‌ و مآخذ ـ قرآن‌ کریم‌. ـ آشتیانی‌، جلال‌الدین‌، شرح‌ مقدمه قیصری‌ بر فصوص‌ الحکم‌، مرکز انتشارات‌ دفتر تبلیغات‌ اسلامی‌ حوزه‌ علمیه‌، قم‌، ۱۳۷۰٫ ـ ابن‌ فارس‌، احمد، معجم‌ مقاییس‌ اللغه‌، ج‌2، تحقیق‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، دار الکتب‌ العلمیه، قم‌، بی‌تا. ـ ابن‌ منظور، لسان‌ العرب‌، ج‌4، تحقیق‌: علی‌ شیری‌، دار احیاء التراث‌ العربی‌، چاپ‌ اول‌، بیروت‌، ۱۴۰۸ ه. . ـ امام‌ خمینی‌، روح‌الله‌، آداب‌ الصلوه، مؤسسه‌ تنظیم‌ و نشر آثار امام‌ خمینی‌1، چاپ‌ اول‌، ۱۳۷۰٫ ـ تعلیقات‌ علی‌ شرح‌ فصوص‌ الحکم‌ و مصباح‌ الانس‌، مؤسسه‌ پاسدار اسلام‌، دفتر تبلیغات‌ اسلامی‌، قم‌، ۱۴۱۰٫ ـ شرح‌ چهل‌ حدیث‌، مؤسسه‌ تنظیم‌ و نشر آثار امام‌ خمینی‌، چاپ‌ اول‌، تهران‌، ۱۳۷۱٫ ـ شرح‌ دعای‌ سحر، ترجمه‌: سید احمد حمزی‌، نشر اطلاعات‌، تهران‌، چاپ‌ اول‌، ۱۳۷۰٫ ـ صحیفه‌ نور، (مجموعه‌ 22 جلدی‌)، وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌، چاپ‌ اول‌، ج‌ 11، تهران‌، بی‌تا. ـ کشف‌ الاسرار، انتشارات‌ مصطفوی‌، قم‌، بی‌تا. ـ مصباح‌ الهدایه الی‌ الخلافه و الولایه، با مقدمه: سید جلال‌ الدین‌ آشتیانی‌، مؤسسه تنظیم‌ و نشر آثار حضرت‌ امام‌، تهران‌، چاپ‌ سوم‌، ۱۳۷۶٫ ـ مصباح‌ الهدایه الی‌ الخلافه و الولایه، ترجمه‌: سید احمد حمزی‌، انتشارات‌ پیام‌ آزادی‌، تهران‌، ۱۳۶۸٫ ـ جوهری‌، مختار الصحاح‌، المکتبه العصریه للطباعه و النشر، بیروت‌، ۱۴۲۲ ه. . ـ رحیمی‌، امین‌، امام‌ خمینی‌ و عرفان‌ اسلامی‌، پژوهشکده‌ امام‌ خمینی‌1 و انقلاب‌ اسلامی‌، تهران‌، چاپ‌ اول‌، ۱۳۸۵٫ ـ روحی‌ روشنی‌، خاتمیت‌، بی‌نا، بی‌تا. ـ سبحانی‌، جعفر، خاتمیت‌ از نظر قرآن‌ و حدث‌ و عقل‌، ترجمه‌: رضا استادی‌، انتشارات‌ توحید، قم‌، بی‌تا. ـ مفاهیم‌ القرآن‌، انتشارات‌ توحید، قم‌، بی‌تا. ـ فیروزآبادی‌، قاموس‌ اللغه‌، ج‌4، دار الکتب‌ الاسلامیه، قم‌، بی‌تا. ـ لاهیجی‌، شمس‌الدین‌ محمد، شرح‌ گلشن‌ راز، تصحیح‌: محمدرضا برزگر خالقی‌ و عفت‌ کرباسی‌، انتشارات‌ زوّار، تهران‌، چاپ‌ اول‌، ۱۳۷۱٫ ـ مجلسی‌، محمدباقر، بحارالانوار، دار احیاء التراث‌ العربی‌، چاپ‌ سوم‌، بیروت‌، ۱۴۰۳٫ منبع: مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی
 
 

برچسب ها: معصوم شناسی
نوشته قبلی

اخلاق انسانی رسول پاکی ها (۱)

نوشته‌ی بعدی

نحوه ی ارتباط شیطان با امت پیامبر (ص)

مرتبط نوشته ها

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

نوشته‌ی بعدی

نحوه ی ارتباط شیطان با امت پیامبر (ص)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا