اخلاق انسانی رسول پاکیها حجت الاسلام سید هاشم رسولی محلاتیمنظور از اخلاق انسانی در این مقاله، همان مکارم اخلاقی است که [پیامبر] بزرگوار فرمود: ((اِنَّما بُعِثْتُ لِاُتَمِمَّ مَکارِمَ الاَخْلاقِ)).[۱] ـ جز این نیست که من برانگیخته شدم تا مکارم اخلاق را کامل کنم.و یا روایت دیگری که مرحوم مجلسی در بحارالانوار از آنحضرت روایت کرده که فرمود: ((عَلَیْکُم بِمَکارِمِ الاَخْلاقِ فَانَّ اللهَ بَعَثنی بِها وَ اِنَّ مِنْ مِکارِمِ الاَخْلاقِ اَنْ یَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَه وَیُعْطی مَنْ حَرَمَه وَ یَصِلَ مَنْ قَطَعَهُ وَ اَنْ یَعُودَ مَنْ لایَعُودُه)).[۲]ـ بر شما باد به مکارم اخلاق که براستی خدا مرا بدان مبعوث فرموده و از مکارم اخلاق است که بگذرد از کسی که از او بریده و بازگردد بهسوی کسی که او را محروم کرده و پیوند کند به کسی که از او بریده، و بازگردد بهسوی کسی که به نزدش بازنگردد.[۳]ـ آنچه فهم آن در این مقدمه لازم است این مطلب است که مکارم اخلاق و اخلاق انسانی چیست؟ و با حسن خلق چه فرقی دارد؟ ـ مکارم جمع ((مکرمه)) است و مکرمه به اعتبار ریشه لغت آن که ((کَرَم)) باشد معمولاً به کار نیکی گفته میشود که نوعی گذشت و بزرگواری در آن باشد و به تعبیر دیگر فوقالعادگی داشته باشد، چنانچه به کارهای خارق العاده و معجزه گونهای که از بزرگان صادر شود، ((کرامت)) گویند.ـ راغب در مفردات گوید: کَرَم گفته نشود جز در کارهای نیکویی که بزرگ و فوقالعاده باشد و هر چیزی که در باب خود شرافت و بزرگی داشته باشد، به ((کرم)) توصیف شود.ـ و بدین ترتیب مکارم اخلاق چیزی بالاتر و برتر از محاسن اخلاقی است، اگرچه گاهی در روایات به جای یکدیگر استعمال شده و بکار رفته است…ـ ولی محاسن اخلاق و حسن خلق به حدّ اعتدال و متوسط اخلاقی که باید معمولاً در افراد تربیت یافته باشد، گفته میشود، اگر چه آن نیز مهم و پرفضیلت است ولی هر چه باشد در حدّ مکارم اخلاق که از ویژگی خاص و قدر و منزلت والاتری برخوردار است، نیست. و از اینرو در روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)نقل شده که فرمود: ((اَلخُلْقُ الحَسَنُ لا یُنزَعُ اِلاّ مِنْ وَلَدِ حَیْضَهٍ اَوَ وَلَدُ زَنْتَهٍ)).[۴]یعنی حسن خلق لازمه یک انسان پاک و سالمیاست که از نظر خلقت و فطرت اصلی پاک، خلق شده باشد… و از کسی جز زاییده حیض یا زنا گرفته نشود.و شاید به همین دلیل است که در روایات، برای ((خُلق حسن)) مراتب ذکر شده و هر کس خُلق بهتری داشته باشد و ((اَحْسنُ خُلقاً) باشد، ثواب بیشتری دارد، مانند اینکه فرمودهاند:((أکْمَلُ المُؤمِنینَ ایماناً اَحْسَنُهُم خُلْقاً)).[۵]- کاملترین مؤمنان از نظر ایمان کسی است که خُلقش نیکوتر باشد.((اِنَّ مِنْ اَحبِّکُم اِلیَّ اَحْسَنُکُم خُلْقاً)).[۶]- براستی محبوبترین شما نزد من کسی است که خلقش نیکوتر باشد.((خَیْرکُمْ اِسْلاماً اَحْسَنُکُم خُلْقاً)).[۷] – بهترین شما از نظر دارا بودن دین اسلام کسی است که خلقش نیکوتر باشد.و امثال این روایات…اما مکارم اخلاق، آن حدّ اعلای خلق نیک است که نام آنرا باید ((کرامت نفس)) و ((خلق کریمانه)) و بزرگوارانه و قهرمانانه و امثال آن گذارد که آن کار هرکس نیست، چنانچه در حدیثی از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده که فرمود: ((اَحْسَنُ الاَخْلاقِ ما حَمَلَکَ عَلَی المَکارِم)).[۸]- بهترین اخلاق آنست که تو را به مکارم وادارد.بهعنوان مثال یکی از محاسن اخلاقی، احسان و نیکی کردن به دیگران است و این مراتبی دارد؛ یک وقت است که کسی به شما نیکی میکند، در اینجا لازمه انسانیت و وظیفه اسلامیو انسانی و عرفی و هر نوع وظیفه دیگر شما است که در برابر احسان به او احسان کنید و قرآن کریم هم میفرماید: ((هَلْ جَزاءُ الاِحْسانِ اِلاّ اْلاِحسانُ)). [۹]در وصیتنامه حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام به هشام بن حکم که قسمتی از آنرا مرحوم کلینی (رحمت الله علیه) در اصول کافی روایت کرده و تمامیآنرا علی بن شعبه در تحف العقول نقل کرده، فراز جالبی است که میفرماید: ((یا هِشامُ قَوْلُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ ((هَلْ جَزاءُ الاِحْسانِ اِلاَّ الاِحْسانُ)) جَرَتْ فِی المُؤْمِنِ وَالکافِرِ وَ البِرِّ وَ الفاجِرِ، مَنْ صُنِعَ اِلَیْه مَعْروفٌ فَعَلَیهِ اَنْ یُکافِیءَ بِهِ، وَ لَیْسَتِ المُکافاهُ اَنْ تَصْنَعَ کَما صَنَعَ حَتی تَری فَضْلکَ، فَاِنْ صَنَعْتَ کَما صَنَعَ فَلَهُ الفَضْلُ بِالاِبتدَاءِ)).[۱۰]ـ ای هشام اینکه خدای عزّوجلّ فرموده: (( آیا پاداش نیکی جز نیکی است))، مطلبی اسـت که درمورد مؤمن وکافر،نـیکوکاروبدکارجریان دارد(ویک وظیفه همگانی است)که هرکس به کسی خیری رسانید، براو است که مکافات آنرا دهد (و معامله به مثل کند) و مکافات به این نیست که همانند او کاری انجام دهی تا آنکه آن طرف برتری تو را در پاداش ببیند وگرنه اگر تو همانند او عمل کردی او بهخاطر اینکه آغاز (به کار خیر) کرده بر تو فضیلت و برتری دارد. و گاهی یک مرتبه از این بالاتر است و آن این مرحله است که کسی به شما نیکی و احسانی نکرده، ولی شما روی وظیفه اخلاقی و انسانی خود بدون سابقه قبلی به او احسان میکنید، اگر مشکلی دارد درصدد رفع مشکل او برآیید، اگر نیازی دارد و شما میتوانید برطرف کنید و اساساً این احساس در هر انسانی هست که اگر افتادهای را ببیند، از او دستگیری کند و به قول سعدی: بنی آدم اعضای یکپیکرند، و چنانچه عضوی بهدرد آید، در عضوهای دیگر اثر بگذارد و اگر کسی در برابر درد دیگران احساس درد نکرد، شایسته نام آدمینیست…اما از اینها بالاتر که به مرحله مَکرَمت اخلاقی و کرامت نفس میرسد و مکارم اخلاقی نام دارد و میتوان آنرا یک عمل قهرمانانه نامید، آن است که کسی به شما بدی کرد و شما را آزار داد و شما از روی خوی حیوانی و بلکه حق اسلامی ـ انسانی خود میتوانید معامله به مثل و مقابله و قصاص کنید، اما شما بهجای بدی به او احسان کنید و نه تنها انتقام نگرفته و مقابله و قصاص نکنید، که از او بگذرید و بدی او را به نیکی پاسخ دهید و به تعبیر قرآن کریم: ((اِدْفَعْ بِالَّتی هِیَ اَحْسَنُ الَسِیئّه)).[۱۱] چنانچه آن شاعر گوید:بدی را بدی سهل باشد جزا اگر مردی((احسن الی من اساء))آن شاعر دیگر گوید:هیچ دانی که چیست غایت حلمهر که زهرت دهد شکر بخششکم مباش از درخت سایه فکنهر که سنگت زند ثمر بخششهر که بخراشدت جگر به جفاهمچو کان کریم دُر بخششاز صدف یادگیر نکته حلم آنکه بُرَدْ سرت گُهر بخشـشاز امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده است که فرمود: ((العَفْوُ تاجُ المَکارِمِ)).[۱۲]- عفو و گذشت تاج همه مکارم است.و شاید آیات زیر که در سوره مبارکه شوری است، شاهد خوبی برای آنچه گفتیم باشد، ضمن آنکه پاداش کرامت اخلاقی را نیز – پاداشی که فوق آن متصور نیست – بیان فرموده، خدای تعالی در سوره مزبور ضمن بیان نشانههای مردمان با ایمانی که به پروردگارشان توکل میکنند، فرموده: ((وَالَّذینَ اِذا اَصابَهُمُ البَغْیُ هُمْ یَنْتَصِرُونَ، وَ جَزاءُ سَیئهٍ سَیئهٌ مثلها فَمَنْ عَفا وَ اصْلَحَ فَاَجْرُهُ عَلَی اللهِ اِنَّهُ لایُحِبُّ الظّالِمین، وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَاُولئِکَ ما عَلَیْهِمْ مِنْ سَبیل… وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ اَنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الاُمُورِ)).[۱۳]- و آنها که چون ستمیبه آنها رسد انتقام گیرند، کیفر بدی بدی است همانند آن، و هرکس عفو کند و اصلاح (و روبراه) کند، پاداشش به عهده خدا است، که خداوند براستی ستمکاران را دوست نمیدارد و هرکس پس از ستم دیدن انتقام گیرد، راه تعرّضی بر آنها نیست…و کسی که صبر کند و چشم پوشی کند، این براستی از کارهای بزرگ و قهرمانانه است. از این آیه چند مطلب استفاده میشود:۱ – ستمدیده حق انتقام دارد؛ زیرا کیفر بدی بهحسب معمول بدی است…۲ – اما اگر عفو کند و بهدنبال آن اصلاح نماید (یعنی آثار بدی و ستم را هم در ظاهر و هم باطن از میان به برد)، پاداشش بر خدا است (که حدّ و مرزی ندارد).۳ – اگر ستمدیده خواست انتقام بگیرد و معامله به مثل کند، کسی حق تعرض براو ندارد… اما اگر صبر پیشه ساخت و گذشت کرده و ستمکار را آمرزید، کاری بزرگ و فوقالعاده و قهرمانانه کرده است.در اینجا برای اینکه یادی از استاد شهید آیه الله مطهری کرده باشیم، قسمتی از نوشته پرارج ایشان را در کتاب فلسفه اخلاق که در توضیح همین مطلب بیان داشتهاند، برای شما نقل کرده و بهدنبال سخن خود باز میگردیم:استاد بزرگوار مرحوم شهید مطهری (رحمت الله علیه) در کتاب نفیس فلسفه اخلاق خود در ذیل بحث ((فعل طبیعی و فعل اخلاقی))، تحقیق جالبی درباره معنای مکارم اخلاق دارد و قسمتی از دعای مکارم الاخلاق صحیفه سجادیه را در این باره نقل کرده که امام سجاد (علیه السلام) گوید: ((اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلی مَحَمَّدٍوَ آلِ مُحَمَّدٍوَ سَدِّدْنی اُعارِضَ مَنْ غَشَّنی بِالنُّصحِ)).- پروردگارا، درود فرست بر محمد و آل محمد و توفیق ده که معارضه کنم به نصیحت با آن کسانی که با من بهظاهر دوستی میکنند، ولی در واقع میخواهند با من بدی و دغلی کنند.((وَ اَجْزِیَ مَنْ هَجَرنی بِالْبِرِّ)).- خدایا، به من توفیق ده که جزا بدهم آن کسانی را که مرا رها کردهاند و سراغ من نمیآیند به احسان و نیکی.((وَ اُثیبَ مَنْ حَرَمَنی بِالْبَذْلِ)).- خدایا، به من توفیق ده که پاداش بدهم آن کسانی را که مرا محروم کردهاند به اینکه من به آنها بخشش کنم.((وَاُکافیَ مَنْ قَطَعَنیِ بِالصِّلَهِ))- خدایا، به من توفیق ده که مکافات کنم هر کس که با من قطع صله رحم یا قطع صله مودت میکند، مکافات من این باشد که من پیوند کنم.((وَ اُخالِفَ مَنْ اغْتابَنِی اِلی حُسْنِ الذِّکْرِ))- خدایا، به من توفیق ده که مخالفت کنم با آن کسانی که از من غیبت میکنند و پشت سر من بدگویی میکنند به اینکه پشت سر آنها همیشه نیکی آنها را بگویم.((وَ اَنْ اَشْکُرَ الْحَسَنَهَ وَ اُغْضِیَ عَنِ السَّیِّئَهِ)).- خدایا، به من توفیق ده که نیکیهای مردم را سپاسگزار باشم و از بدیهای مردم چشم بپوشم.[۱۴]سپس از خواجه عبدالله انصاری که مردِ عارف و وارستهای بوده، این جمله را نقل کرده که گفته است:((بدی را بدی کردن سگساری است، نیکی را نیکی کردن خرکاری است، بدی را نیکی کردن کار خواجه عبدالله انصاری است)).[۱۵]و شاهد بر آنچه گفته شد، حدیثهای زیر است که مرحوم کلینی در اصول کافی یکی را از ابوحمزه ثمالی از امام صادق علیه السلام روایت کرده: ((ثَلاثُ مِنْ مَکارِمِ الدُّنیا وَاْلاخِرَهِ: تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَکَ، وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَکَ،وَ تَحْلُمُ إِذا جَهِلَ عَلَیْکَ)).- امام صادق علیه السلام فرمود: سه چیز از صفات خوب دنیا و آخرتاند: گذشتن از کسیکه بهتو ستم کرده و پیوستن باآنکه از تو بریده و بردباری زمانیکه با تو نادانی کند.و دیگر حدیثهایی است که در این زمینه از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)روایت کرده است:((قالَ رَسوُلُ اللهِ صَل الله عَلیَه وَسَلَمْ فی خُطْبَتِهِ: ألَا اُخْبِرُکُمْ بِخَیْرِ خَلائِقِ الدُّنْیا وَاْلآخِرَهِ؟: اْلعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ، وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَکَ، وَ اْلاِحْسانُ إِلی مَنْ أساءَ إِلَیْکَ، وَ إِعْطاءُ مَنْ حَرَمَکَ)).- رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بهترین اخلاق دنیا و آخرت را بهشما خبر ندهم؟ گذشتن از کسی که بهتو ستم کرده و پیوستن باکسیکه از تو بریده و نیکی با کسیکه بتو بدی کرده و بخشیدن بهکسی که تورا محروم ساخته.((قالَ رَسُولُ اللهِ صَلی الله عَلیَه وَآله وَ سَلَّمْ، أَلأَ أَدُلُّکُمْ عَلی خَیْرِ أَخْلاقِ الدُّنْیا وَ اْلاخِرَهِ؟ تَصِلُ مَنْ قَطَعَکَ،وً تُعطی مَنْ حَرَمَکَ، وَ تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَکَ)).- رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: شما را به بهترین اخلاق دنیا و آخرت رهبری نکنم؟ پیوستن بکسی که از تو بریده و بخشیدن بهکسی که محرومت ساخته و گذشتن از کسی که بهتو ستم کرده.قبل از ورود در موضوع بحث، تذکر این مطلب نیز لازم است که براستی قلم و بیان از ویژگی اخلاق پیامبر بزرگواری که خدای سبحان در وصف اخلاق آنحضرت فرمود: ((اِنَکَّ لَعَلی خُلُق عَظْیمٍ))،[۱۶] عاجز و ناتوان است و آنچه در ذیل میآید، قطرهای از دریای محاسن و مکارم اخلاق آن پیامبر بزرگی است که خدای رحمان در جای دیگر قرآن کریم درباره او فرموده است: ((وَ ما اَرسَلناکَ اِلّا رَحمَه لِلْعالَمین)).[۱۷]و به گفته مرحوم محدث قمی (ره): ذکر اخلاق و اوصاف شریفه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)را نگارش دادن بدان ماند که کسی آب دریا را به پیمانه درآورد و یا بخواهد جِرم آفتاب را از روزنه خانه به کوشک خویش در آورد…..ولی بهگفته آن شاعر:آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید
پی نوشتها:[۱]ـ کنزالعمال، ج۳، حدیث ۵۲۱۷٫ مجمع البیان طبرسی، ج۱۰، ص۳۳۳٫[۲]ـ بحارالانوار، ج۷۱، ص۴۲۰٫[۳]ـ و ممکن است عیادت به معنای بازدید از بیمار باشد.[۴]ـ کنز العمال، ج ۳، ص ۳، حدیث ۵۱۳۶٫[۵]ـ بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۳۸۹٫[۶]ـ کنزالعمال، ج ۳، حدیث ۵۱۵۴ و ۵۱۷۱٫[۷]ـ همان مدرک.[۸]ـ غررالحکم، ج ۲، ص ۴۶۲٫[۹]ـ سوره الرحمن، آیه ۶۰٫[۱۰]ـ تحف العقول، ص ۳۵۹٫[۱۱]ـ سوره مؤمنون، آیه۹۶٫[۱۲]ـ غررالحکم، ج۱، ص ۱۴۰٫[۱۳]ـ سوره شوری، آیات ۳۹ الی ۴۳٫[۱۴]ـ صحیفه سجادیه، ص ۶۹٫[۱۵]ـ استاد در شرح این جمله گوید:اگر کسی بدی کند و انسان هم در برابر او بدی کند، این سگ رفتاری است؛ زیرا اگر سگی، سگ دیگری را گاز بگیرد، این یکی هم او را گاز میگیرد، نیکی را نیکی کردن خرکاری است، اگر کسی به انسان نیکی کند و انسان هم در مقابل او نیکی کند این کار مهمی نیست؛ زیرا یک الاغ وقتی که شانه یک الاغ دیگر را میخاراند، او هم فوراً شانه این یکی را میخاراند، بدی را نیکی کردن کار خواجه است.( فلسفه اخلاق، ص۲۱).[۱۶]ـ اصول کافی کتاب الایمان، باب حسن الخلق.[۱۷]ـ سوره انبیاء، آیه ۱۰۷٫

















هیچ نظری وجود ندارد