۲۷ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home نهضت حسینی

پیامدهای قیام امام حسین (ع)

پیامدهای قیام امام حسین (ع)
0
SHARES
34
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

پیامدهای قیام امام حسین علیه السلام

[۱٫اولین طغیان علیه دستگاه اموی (۱)][امام حسین علیه السلام] شک نداشت که با همین شهید شدن پیروز شد. شک نکرد که روز عاشورا پایان این است که باید هر چه دارد در راه خدا بدهد، یعنی پایان کشت است، و از روز عاشورا آغاز بهره برداری از این نهضت است. همان گونه که همین طور هم شد. ما می بینیم که کشته شدن حسین علیه السلام همان، و پیدا شدن جنبش ها و حرکت ها و همدردی ها و همدلی ها و طغیان ها علیه دستگاه اموی همان. اولین کسی که این کار را کرد، یک زن بود، زن یکی از لشکر کفار. در عصر عاشورا وقتی که دید لشکر می خواهند به طرف خیمه های حرم حسین بن علی حمله کنند، دوید و چوب خیمه ای را برداشت و در جلوی خیمه ها ایستاد، قبیله ی بکر بن وائل را صدا زد: یا ال بکر بن وائل! قبیله ی من! خویشاوندان من! کجائید؟ بیائید! کار به اینجا کشیده است که می خواهند لباس از تن حرم پیغمبر بکنند! (۲)

[۲٫ قیام عبدالله بن حنظله (۳)][مردم مدینه]روزی فهمیدند یزید چه کسی است و خلافت یزید یعنی چه که حسین بن علی کشته شده بود، بعد تکان خوردند که چرا حسین بن علی کشته شد؟!یک هیئت از اکابر مردم مدینه را که در رأسشان مردی بنام «عبدالله حنظله ی غسیل الملائکه» بود، به شام فرستادند. وقتی فاصله ی میان مدینه و شام را طی کردند و به دربار یزید رفتند و مدتی در آنجا ماندند. تازه فهمیدند قضیه از چه قرار است. هنگامی که به مدینه برگشتند، از آنها پرسیدند چه دیدید؟ گفتند: همین قدر ما به شما بگوئیم که درمدتی که در شام بودیم، می گفتیم: خدا نکند که از آسمان بر سر ما سنگ ببارد! گفتند: چه خبر بود؟ گفتند: ما با خلیفه ای روبرو شدیم که علنا شراب می خورد، قمار می کرد، سگ بازی و یوزبازی و میمون بازی می کرد، حتی با محارم خود هم زنا می کرد!!!عبدالله بن حنظله ی غسیل الملائکه هشت پسر داشت، به مردم مدینه گفت: چه شما قیام کنید، چه نکنید من قیام می کنم ولو با این هشت پسر خودم. همین طور هم شد، در «قیام حره» (۴) علیه یزید هشت پسرش را قبل از خودش فرستاد و شهید شدندو بعد خود این مرد شهید شد. عبدالله بن حنظله ی غسیل الملائکه، دو یا سه سال پیش از این که اباعبدالله از مدینه خارج شود و در هنگام خروج بگوید:« و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید»… (۵)کجا بود؟ آن روز آگاه نبود. باید حسین کشته بشود، جهان اسلام تکان بخورد، تازه عبدالله بن حنظله ی غسیل الملائکه و صدها نفر مثل او در مدینه و کوفه و در جاهای دیگر چشمشان باز شود و بگویند حسین علیه السلام حق داشت که چنین حرفی زد!

[۳٫ تفکیک حساب خلفا از اسلام (۶)]یکی از بزرگترین آثار قیام حسینی این بود که مجزا کرد بین قیام علیه خلفا و قیام علیه اسلام را . همان طوری که قبلا گفتیم اگر امام حسین علیه یزید قیام نمی کرد ممکن بود خرابکاری ها و سوء سیاست یزید منجر به قیامی از طرف عناصری بشود که به اسلام هم علاقه ای نداشتند. اکنون می گوئیم اگر چه در تاریخ اسلام قیام های زیادی می بینیم که علیه دستگاه خلفا است و در عین حال جنبه ی حمایت از اسلام را دارد مثل قیام ایرانیان علیه امویان، ولی باید دانست که این امام حسین بود که اولین بار قیام دسته جمعی مسلحانه علیه دستگاه خلافت کرد و او بود که حساب اسلام را از حساب متصدیان امر جدا کرد بلکه راه قیام علیه دستگاه را از نظر اسلامی باز کرد و قیام آن حضرت نمونه و سرمشق دیگران قرار گرفت، دیگر نقش خلفا به عنوان حامیان اسلام باطل شد، اسلام در طرف مخالف قرار گرفت.قبل از امام حسین هم قیامهائی فردی یا دسته جمعی انجام شد. آنها یا مسلحانه و فردی بود یا جمعی و غیر مسلحانه. ولی قیام و شورش دسته جمعی و مسلحانه را امام حسین آغاز کرد. (قیام علیه عثمان نیز نوعی تفکیک بین اسلام و خلافت بود) .مقام خلافت در آن روز عالی ترین مقام روحانی و سیاسی بود و چنانکه می دانیم باز هم تا اندازه ای خلفای عباسی مقام روحانی خود را حفظ کردند و کسی که این قسمت را برای آخرین بار در هم شکست که دیگر به پا نخاست « خواجه نصیر الدین طوسی » بود که از علماء بزرگ شیعه است. خواجه با هلاکو همکاری کرد برای این که دستگاه جبار خلافت را از میان بردارد. اما «سعدی» در مرثیه ی مقام خلافت می گوید:آسمان را حق بود گر خون بباردزمین از برای قتل مستعصم امیرالمؤمنینمعلوم می شود سعدی هم حتی ( تحت) تأثیر جلال روحانی مقام خلافت بوده [است].

[۴٫احیای شخصیت جامعه ی اسلامی (۷)]لازم است ما از خود سؤال بکنیم که چه رابطه ای میان شهادت حسین بن علی و نیرو گرفتن اسلام و زنده شدن اصول و فروع دین وجود دارد؟ زیرا می دانیم صرف این که خونی ریخته بشود،منشأ این امور نمی شود. بنابراین میدان قیام و نهضت و شهادت حسین بن علی و این آثاری که ما می گوئیم مدعی آن هستیم و واقعا تاریخ هم نشان می دهد که حقیقت دارد، چه رابطه ای وجود دارد؟این رابطه را ما وقتی می توانیم درک بکنیم که موضوع گفته شده در دو گفتار پیشین را (۸) [که عبارتند از: دو چهره ی حادثه ی کربلا ومقدس بودن حماسه ی نهضت حسینی] کاملا در نظر بگیریم.اگر شهادت حسین بن علی صرفا یک جریان حزن آور می بود، اگر صرفا یک مصیبت می بود، اگر صرفا این می بود که خونی به ناحق ریخته شده است و به تعبیر دیگر، صرفا نفله شدن یک شخصیت می بود ولو شخصیت بسیار بزرگی، هرگز چنین آثاری را به دنبال خود نمی آورد. شهادت حسین بن علی، از آن جهت این آثار را به دنبال خود آورد که به تعبیری که عرض کردیم، نهضت او یک حماسه ی بزرگ اسلامی و الهی بود، از این جهت که این داستان وتاریخچه، تنها یک مصیبت و یک جنایت و ستمگری از طرف یک عده ای جنایتگر و ستمگر نبود، بلکه یک قهرمانی بسیار بسیار از طرف همان کسی بود که جنایت ها را بر او وارد کردند.شهادت حسین بن علی حیات تازه ای در عالم اسلام دمید… [که] اثر و خاصیت یک سخن یا تاریخچه و یا شخصیت حماسی این است که در روح، موج به وجود می آورد، حمیت و غیرت به وجود می آورد، شجاعت و صلابت به وجود می آورد. در بدن ها، خون ها را به حرکت و جوشش در می آورد. و تن ها را از رخوت و سستی خارج می کند، و آنها را چابک و چالاک می نماید.

چه بسیار خون ها در محیط هایی ریخته می شوند که چون فقط جنبه ی خونریزی دارد، اثرش مرعوبیت مردم است، اثرش این است که از نیروی مردم و ملت می کاهد و نفس ها بیشتر در سینه هاحبس می شود.اما شهادت هائی در دنیا هست که به دنبال خودش روشنایی و صفا برای اجتماع می آورد. شما در حالت فرد امتحان کرده و دیده اید که بعضی از اعمال است که قلب انسان را مکدر می کند، ولی بعضی دیگر از اعمال است که قلب انسان را روشن می کند، صفا و جلال می دهد. این حالت عینا در اجتماع هم هست. بعضی از پدیده های اجتماعی، روح اجتماع را تاریک و کدر می کند، ترس و رعب در اجتماع به وجود می آورد، به اجتماع حالت بردگی و اسارت می دهد، ولی یک سلسله پدیده های اجتماعی است که به اجتماع صفا می دهد، نورانیت می دهد، ترس اجتماع را می ریزد، احساس بردگی و اسارت را از او می گیرد، جرأت و شهامت به اومی دهد.بعد از شهادت امام حسین یک چنین حالتی به وجود آمد، یک رونقی در اسلام پیدا شد. این اثر در اجتماع از آن جهت بود که امام حسین علیه السلام با حرکات قهرمانانه ی خود روح مردم مسلمان را زنده کرد، احساسات بردگی و اسارتی را که از اواخر زمان عثمان و تمام دوره ی معاویه بر روح جامعه ی اسلامی حکمفرما بود، تضعیف کرد و ترس را ریخت، احساس عبودیت را زایل کرد. و به عبارت دیگر به اجتماع اسلامی شخصیت داد.

[۵٫ انقراض بنی امیه (۹)]حسین علیه السلام را یک روز کشتند و سر او را از بدن جدا کردند، اما حسین که فقط این تن نیست، حسین که مثل من و شما نیست، حسین یک مکتب است و بعد از مرگش زنده تر می شود. دستگاه بنی امیه خیال کرد که حسین را کشت و تمام شد، ولی بعد فهمید که مرده ی حسین از زنده ی حسین مزاحم تر است، تربت حسین کعبه ی صاحبدلان است. زینب هم به یزید همین را گفت. گفت اشتباه کردی:کد کیدک، واسع سعیک، ناصب جهدک، فوالله لاتمحوا ذکرنا، ولا تمیت وحینا. (۱۰)هر نقشه ای که داری بکار ببر ولی مطمئن باش تو نمی توانی برادر مرا بکشی و بمیرانی، برادر من زندگیش طور دیگر است ، او نمرد، بلکه زنده تر شد.در آن وقت مرثیه گوها مثل مرثیه گوهای حالا نبودند. «کمیت» مرثیه گو بود، «دعبل خزائی» مرثیه گو بود. همان دعبل خزائی که گفت: پنجاه سال است که من دار خودم را بدوش کشیده ام. او طوری مرثیه می گفت که تخت خلفای اموی و عباسی را متزلزل می کرد.او که محتشم نبود، شعرای ما چرخ و فلک را مسؤول شهادت حسین دانسته اند، « کمیت» که این جور نبوده، یک قصیده که می گفت دنیا را متزلزل می کرد، ولی با تاریخچه ی حسین، با نام حسین، با مرثیه ی حسین.دیدند عجب! قبر حسین هم مصیبتی برای ما شده است، تصمیم گرفتند که قبرش را از بین ببرند، قبرش را خراب کردند، تمام آثار آن را محو کردند، پستی و بلندیهای زمین را یکسان کردند، به محل قبر، آب انداختند بطوری که احدی در آن سرزمین نفهمد که قبر حسین در کدام نقطه بوده است، اما مگر شد؟ حتی روی آوردن مردم به آن بیشتر هم شد.خود متوکل یک سر مغنیه (۱۱) دارد، یک وقتی با او کار داشت و سراغ او را گرفت، گفتند: نیست. گفت: کجاست؟ گفتند: به مسافرت رفته است بعد از مدتی که آمد، متوکل از او سؤال کرد کجا رفته بودی؟ جواب داد: برای زیارت به مکه رفته بودم، متوکل گفت: الآن که وقت زیارت مکه نیست، نه ماه ذی الحجه است که وقت حج باشد، و نه ماه رجب است که وقت عمره باشد، و اصرار کرد که باید بگوئی کجا رفته بودی، بالأخره معلوم شد این زن به زیارت حسین بن علی رفته بود که متوکل آتش گرفت، فهمید نام حسین را نمی شود فراموشاند.

[یکی از موارد پیش بینی اباعبدالله در روز عاشورا این بود که فرمود: (۱۲)] بعد از کشتن من، اینها دیگر نخواهند توانست به حکومت خودشان ادامه دهند، آل ابی سفیان دیگر رفتند. آل ابوسفیان که خیلی زود رفتند، بلکه آل امیه نتوانستند به حکومت خود ادامه دهند چرا که بعد، بنی العباس بر همین اساس آمدند و خلافت را از آنها تصاحب کردند و پانصد سال خلافت کردند، و حکومت بنی امیه بعد از قضیه ی کربلا، دائما متزلزل بود. چه اثری از این بهتر و بیشتر که در میان خود بنی امیه مخالف پیدا کرد. اینها نیروی معنویت را می رساند.همین ابن زیاد با آن شقاوت، برادری دارد به نام «عثمان بن زیاد» عثمان آمد به برادرش گفت: برادر! من دلم می خواست تمام اولاد زیاد به فقر و ذلت و نکبت و بدبختی دچار می شدند و چنین جنایتی در خاندان ما پیدا نمی شد. مادرش مرجانه یک زن بدکاره است . وقتی که پسرش چننی کاری را کرد، به او گفت: پسرم! این کار را کردی ولی بدان که دیگر بویی از بهشت به مشامت نخواهد رسید.«مروان حکم» آن شقی ازل و ابد، برادری دارد به نام «یحیی بن حکم». یحیی در مجلس یزید به عنوان یک معترض از جا بلند شد، گفت: سبحان الله! اولاد سمیه، ( یعنی اولاد مادر زیاد)، دختران سمیه باید محترم باشند، ولی آل پیغمبر را تو به این وضع در این مجلس حاضر کرده ای؟! آری، ندای حسینی از درون خانه ی اینها بلند شد.داستان «هند» زن یزید را هم شنیده اید که از اندرون خانه ی یزید حرکت کرد و به عنوان یک معترض به وضع موجود به سوی او آمد و یزید مجبور شد اصلا تکذیب بکند، بگوید اصلا من راضی به این کار نبودم، این کار را من نکردم، عبیدالله زیاد از پیش خود کرد.آخرین پیش بینی امام حسین علیه السلام این بود: یزید می میرد. یزید آن دو سه سال بعد را با یک نکبتی حکومت می کند و بعد می میرد. پسرش « معاویه بن یزید» که خلیفه و ولیعهد اوست و معاویه این اوضاع را برای اینها تأسیس کرده بود، بعد از چهل روز رفت بالای منبر و گفت:ایها الناس! جد من معاویه با علی بن ابی طالب جنگید و حق با علی بود نه با جد من ، پدرم یزید با حسین بن علی جنگید و حق با حسین بود نه با پدرم، و من از این پدر بیزاری می جویم. من خودم را شایسته ی خلافت نمی دانم و برای این که مثل گناهانی که جد و پدرم مرتکب شدند، مرتکب نشوم، اعلان می کنم که از خلافت کناره گیری می کنم.[او به گفتار خود عمل کرد و از خلافت] کنار رفت. این نیروی حسین بن علی علیه السلام بود، نیروی حقیقت بود، در دوست و دشمن اثر گذاشت.

[۶٫ قیام توابین (۱۳)کوفه بعد از مدت سه سال [از حادثه ی کربلا] انقلاب کرد و پنج هزار نفر «تواب» از همین کوفه پیدا شد و سر قبر حسین بن علی رفتند و در آنجا عزاداری کردند، گریه کردند وبه درگاه الهی از تقصیری که کرده بودند توبه کردند و گفتند: ما تا انتقام خون حسین بن علی را نگیریم. از پای نمی نشینیم. یا باید کشته بشویم، یا انتقام بگیریم. و عمل کردند و قتله ی کربلا را همین ها کشتند و شروع این نهضت از همان عصر عاشورا و از روز دوازدهم محرم بود. چه کسی این کار را کرد؟ حسین بن علی. [فلسفه ی زنده نگهداشتن نهضت حسینی (۱۴)]

فلسفه ی این دستور از طرف پیشوایان دین، که موضوع قیام امام حسین برای همیشه باقی بماند و زنده بماند و فراموش نشود چیست؟ فلسفه ی این که سنت عاشورا زنده بماند چیست؟مطابق عقیده ی ما که شیعه هستیم هیچ دستوری از دین خالی از حکمت و فلسفه نیست این … باید معلوم بشود. اگر این …. معلوم شد آن وقت معلوم خواهد شد که این دستور، چه دستور بزرگی است و چقدر باید از حادثه ی عاشورا و از دستوری که درباره ی آن رسیده استفاده کرد.چرا ائمه ی اطهار (۱۵) (حتی از پیغمبر اکرم روایت است) گفتند: که این نهضت باید زنده بماند، فراموش نشود، مردم برای امام حسین بگریند؟ هدف آنها از این دستور چه بوده است؟ما آن هدف واقعی را مسخ کردیم . گفتیم: فقط بخاطر این است که تسلی خاطری برای حضرت زهرا علیها السلام باشد! با این که ایشان در بهشت همراه فرزند بزرگوارشان هستند، دائما بی تابی می کنند تا ما مردم بی سر و پا یک مقدار گریه کنیم تا تسلی خاطر پیدا کنند! آیا توهینی بالاتر از این، برای حضرت زهرا پیدا می کنید؟ …عده ای دیگر گفتند: اما حسین در کربلا به دست یک عده مردم تجاوزکار، بی تقصیر کشته شد [ خونش هدر رفت]، پس این تأثر آور است!

من هم قبول دارم امام حسین بی تقصیر کشته شد .. اما چه کسی گفته … خون حسین بن علی هدر رفت؟ اگر در دنیا کسی را پیدا کنید که نگذاشت یک قطره خونش هدر برود، حسین بن علی است. اگر در دنیا کسی پیدا کنید که نگذاشت یک ذره از شخصیتش هدر برود، حسین بن علی است. او برای قطره قطره ی خونش آن چنان ارزش قائل شد که نمی توان آن را توصیف کرد. اگر ثروتهای دنیا را که برای او مصرف می شود تا دامنه ی قیامت حساب کنیم، برای هر قطره ی خونش میلیاردها تومان بشر پول خرج کرده است. آدمی که کشته شدنش سبب شد که نام او پایه ی کاخ ستمکاران را برای همیشه بلرزاند، نفله شد؟! خونش هدر رفت؟!…. حسین بن علی کسی است که:ان لک درجه عند الله، لن تنالها الا بالشهاده. (۱۶)آیا حسین بن علی سلام الله علیهما که آرزوی شهادت می کرد، آرزوی نفله شدن را می کرد؟ آنها که توصیه کردند که عزای حسین بن علی باید زنده بماند، برای این بوده که هدف حسین بن علی مقدس بود. خواستند (۱۷) مکتب حسین در دنیا باقی بماند، شهادت حسین بن صورت یک مکتب، مکتب مبارزه ی حق با باطل برای همیشه باقی بماند؛ و الا چه فایده به حال امام حسین که ما گریه بکنیم یا نکنیم و بلند شویم و برویم.ائمه دین خواستند قیام امام حسین به صورت یک مکتب و به صورت یک مشعل فروزان همیشه باقی بماند. این یک چراغی است از حق، حقیقت دوستی، از حقیقت خواهی. این یک ندائی است از حق طلبی، از حریت، از آزادی. این مکتب حریت و این مکتب آزادی و این مکتب مبارزه با ظلم را خواستند برای همیشه باقی بماند.هرگز (۱۸) نمونه ای از یک مکتب عملی در دنیا پیدا نمی کنید که نظیر مکتب حسین بن علی سلام الله علیهما باشد. اگر شما نمونه ی حسین بن علی را پیدا کردید، آن وقت بگوئید چرا ما هر سال باید او را تجدید کنیم؟!

نظیر آنچه که در حسین بن علی در حادثه ی عاشورا، در آن ابتلاء و مصیبت پیدا شد، از توحید، از جلوه ی ایمان، از جلوه ی خداشناسی، از ایمان کامل به جهان دیگر، از رضا و تسلیم، از صبر، از مردانگی، از طمأنینه نفس، از ثبات و استقامت، از عزت و کرامت نفس، از آزادی خواهی و آزادی طلبی، از این که در فکر انسان ها باشد، از این که در خدمت انسان ها باشد، اگردر دنیا نمونه ای پیدا کردید، آن وقت بگوئید چرا ما نام حسین بن علی را زنده کنیم؟ (بدیل ندارد، مثل ندارد) زنده کردن نام ونهضت او برای این است که پرتوی از روح حسین بن علی بر روح ما و شما بتابد.در زمان (۱۹) خود ائمه ی اطهار که این دستور صادر شد، سبب شد که جریانی زنده و فعال و انقلابی به وجود آید. نام امام حسین شعار انقلاب علیه ظلم گشت. یک عده شاعر انقلابی به وجود آمد: «کمیت اسدی» به وجود آمد، «دعبل خزاعی» به وجود آمد. دعبل خزاعی می دانید کیست؟ کمیت اسدی می دانید کیست؟ اینها دو نفر روضه خوان اند اما نه مثل روضه خوانی من. دو نفر شاعرند مرثیه گو اما نه مثل مرثیه گوئی های محتشم و غیره.دلم می خواهد شما اشعار کمیت اسدی، اشعار دعبل خزاعی و اشعار ابن الرومی و اشعار ابوفراس حمدانی که به عربی است با همین اشعار محتشم که هزار تا خواب برایش نقل می کنند مقایسه کنید و ببینید آنها کجا و اینها کجا! آنها دارند مکتب حسین را نشان می دهند. کمیت اسدی با همان اشعارش از یک سپاه بیشتر برای بنی امیه ضرر داشت. این مرد کی بود؟ یک روضه خوان بود. اما چه روضه خوانی؟ آیا روضه خوانی بود که بیاید چهار تا شعر مفت بخواند و پول بگیرد و برود. شعر می گفت که تکان می داد دنیا را، تکان می داد دستگاه خلافت وقت را.عبدالله بن حسن بن [حسن بن] علی معروف به عبدالله محض، تحت تأثیر شعرهای کمیت قرار گرفت، به عنوان صله ی آن ابیات جاندار، سند مزرعه خود را آورد داد به کمیت، کمیت گفت: محال و ممتنع است که بگیریم، من مرثیه خوان سیدالشهداء هستم، من برای خدا مرثیه گفته ام، پول نمی گیریم، اصرار فوق العاده ای کرد. بالأخره گرفت.

بعد از مدتی آمد پیش عبدالله بن حسن بن [حسن بن] علی و گفت من خواهشی دارم ازتو آیا قبول می کنی؟ گفت: البته قبول می کنم اما من که نمی دانم چیست. گفت: اول باید قول بدهی که عمل می کنی، بعد می گویم. قول داد و شاید قسم هم خورد. همین که قول از او گرفت سند را آورد پس داد، گفت: من نمی توانم این را بگیرم.وقت دیگر بنی هاشم برایش پول جمع کردند و دادند، هر کاری کردند قبول نکرد و گفت: محال و ممتنع است که بگیرم.این مرد به خاطر همین اشعار و همین نوع مرثیه خوانی چه سختی ها کشید و چه روزگارها دید و به چه وضع او را کشتند! این مرد را گرفتند و در خانه ی «یوسف بن عمر ثقفی» که حاکم آن روز کوفه بود هشت نفر ریختند به سرش، شمشیرها به بدنش زدند. آخرین حرفی که در آخرین نفس گفت این بود: « اللهم آل محمد، اللهم آل محمد» خدایا اهل بیت پیغمبر، خدایا اهل بیت پیغمبر، این آخرین کلمه ای بود که به زبان این مرد آمد.«دعبل بن علی خزاعی» را آیا می شناسید؟ خودش می گفت ۵۰ سال است که دار خودم را روی دوش گرفته ام و راه می روم. ببینید ارزش ادبی این دو نفر مرثیه گو که ائمه ی دین اینها را درست کردند چه بوده …. یک قصیده ی آنها به اندازه ی یک سلسله مقالات که یک نفر مفکر انقلابی بنویسد اثر دارد. اینها در زیر چتر مرثیه ی سالار شهیدان امام حسین علیه السلام چه انتقادهایی لاذع و گزنده ای از بنی امیه و از بنی عباس کردند و چه ها بر سر آنها آوردند!شما می شنوید « متوکل» دستور داد قبر حسین بن علی را آب بندند و کسی نرود به زیارت حسین بن علی، اگر کسی می رود دستش را ببرند، اگر کسی اسم حسین بن علی را ببرد چنین و چنان بکنند. لابد خیال می کنید این آدم یعنی متوکل فقط گرفتار یک عقده ی روحی بود، یک دشمنی و یک کینه ی بی منطقی با نام حسین بن علی داشت. نه آقا، آن روز نام حسین بن علی در اثر توصیه و تأکیدهای ائمه به عزاداری، ودر اثر به وجود آمدن امثال کمیت ها ودعبل بن علی ها، پدر متوکل را در می آورد. متوکل می دید هر یک از اینها به اندازه ی یک سپاه علیه او مؤثر هستند، می دید نام حسین مرده از خود حسین زنده برای او و امثال او کمتر مزاحم نیست. چون ائمه دین در اثر همین توصیه و دستورها نگذاشتند حسین بن علی بمیرد، به صورت یک فکر، به صورت یک ایده، به صورت یک عقیده ی مبارزه با ظلم، حسین را زنده نگه داشتند.متوکل هم در حساب خودش خوب حساب کرده بود، حساب کرده بود بلکه بتواند این فکر را و این ذکر را و این ایده را و این عقیده را از بین ببرد، و الا خیلی هم آدم عاقلی بود، آدم مقدس مآبی هم بود، هیچ عقده ی روحی و شخصی نداشت درباره ی حسین بن علی، ولی می دید حسین با همین مرثیه خوانی ها به صورت یک مکتب در آمده است که دیگر متوکل نمی تواند متوکل باشد.

پی نوشت‌:

۱- حماسه ی حسینی، ج ۲، صص ۱۷۴- ۱۷۳٫۲- [عقاد] راجع به نتایج این حرکت [می گوید]… یزید نتوانست آب خوشی از گلویش فرو برد. حادثه ی مدینه دنبال حادثه ی کربلا بود. «عبدالله بن زبیر » وسیله ی تبلیغاتی خوبی یافت و قضیه ی مکه واقع شد. بعدها «یا لثارات الحسین» شعاری بود که در تمام مدت شصت ساله ی بعدی بنی امیه همواره حکومت اموی را می لرزانید. لهذا بعضی ها مثل «مارتین آلمانی» سیاست حسینی را از اول متوجه همین هدفها می دانند.[حماسه ی حسینی، ج ۳، صص ۱۵۶- ۱۵۵]. (گردآورنده)[عقاد در ] صفحه ۲۱۶ [می نویسد]:«لقد کانت ضربه کربلا و ضربه مدینه و ضربه البیت الحرام اقوی ضربات امیه لتمکین سطانهم و تثبیت بنیانهم و تغلیب ملکهم علی المنکرین و المنازعین، فلم ینتصر علیهم المنکرون و المنازعون بشی ء کما انتصروا علیهم بضربات ایدیهم، و لم یذهبوا ضاربین حقیقه حتی ذهبوا بها مضروبین الی آخر الزمان، و تلک جریره یوم واحد هو یوم کربلا فاذا بالدوله العریضه تذهب فی عمر رجل واحد مدید الایام».( و شاید اگر حادثه ی کربلا نبود به اندازه ی ملک بنی العباس دوام پیدا می کرد تحقیقا ضرباتی که بنی امیه در کربلا و مدینه و مکه وارد ساختند نیرومندترین ضرباتی بود که برای پایداری حکومت و تثبیت بنیان و چیرگی حکومتشان بر مخالفان خود وارد ساختند و مخالفان هرگز نتوانستند از آنان انتقام کشند بمانند ضربات دست خود آنان، و بنی امیه در واقع زننده نبودند، بلکه ضربه ای خوردند که تا پایان روزگار ادامه دارد . و همین جنایت یک روزه که در کربلا واقع شد. موجب گشت که یک دولت عریض و طویل آن چنانی تنها به اندازه ی عمر یک شخص عمر کند). [حماسه ی حسینی، ج ۳، صص ۱۶۹-۱۶۸). (گردآورنده) .۳- حماسه ی حسینی، ج ۱، صص ۷۵-۷۳ و هم چنین برای اطلاعات بیشتر ر.ک به: همان، ج ۲، ص ۸۵٫۴- مروج الذهب، ج ۳، ص ۶۹٫۵- اللهوف، ص ۱۱ و فی رحاب الائمه اهل البیت، ج ۳، ص ۷۴٫۶- حماسه ی حسینی، ج ۳، صص ۹۸- ۹۷٫۷- همان، ج ۱، صص ۱۶۳- ۱۶۱٫۸- برای اطلاعات بیشتر ر.ک به : همان، صص ۱۵۷-۱۱۱٫ ( گردآورنده)۹- حماسه ی حسینی، ج ۱، ص ۱۲۶- ۱۲۵٫۱۰- بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۳۵؛ اللهوف، ص ۷۷٫۱۱- سر مغنیه یعنی یک خانم خواننده ی رقاصه که سایر رقاصه ها را تهیه می کند و رئیس آنهاست.۱۲- حماسه ی حسینی، ج ۲، صص ۸۷-۸۵٫۱۳- همان، ج ۱، ص ۱۷۱٫۱۴- ده گفتار، صص ۲۴۸-۲۴۷ و هم چنین برای اطلاعات بیشتر ر.ک. به: همان، ج ۳، صص ۹۴-۹۰٫۱۵- حماسه ی حسینی، ج ۱، صص ۸۰-۷۸٫۱۶- نفایس الاخبار، ص ۲۱ به نقل از ابن شهر آشوب۱۷- ده گفتار، ص ۲۵۱٫۱۸- حماسه ی حسینی، ج ۱، ص ۸۰٫۱۹- ده گفتار، صص ۲۵۴-۲۵۱٫

منبع: کتاب تاریخ اسلام در آثار شهید مطهری (۲)

http://shiastudies.com/fa

برچسب ها: امام حسین علیه السلام
نوشته قبلی

آنگاه هدایت شدم / ۳

نوشته‌ی بعدی

آزادی از دیدگاه امام حسین(ع)

مرتبط نوشته ها

رویکردهای عاشورا با تکیه بر رویکرد انسانی
نهضت حسینی

رویکردهای عاشورا با تکیه بر رویکرد انسانی

مذهب شیعه از خلافت معاویه تا قرن چهاردهم
نهضت حسینی

عرفان و آزادى در آینه عاشورا

آرمان ‌شناسى قیام‌ هاى شیعى
نظام ولایت فقیه

بررسی مبانی فقهی ـ کلامی عاشورا و تأثیر آن بر انقلاب اسلامی

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین
نهضت حسینی

حسین بن علی (ع) مظهر عزت

فرهنگ عاشورایی در زیارت های شیعی
نهضت حسینی

فرهنگ عاشورایی در زیارت های شیعی

عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی
نهضت حسینی

عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی

نوشته‌ی بعدی
آزادی از دیدگاه امام حسین(ع)

آزادی از دیدگاه امام حسین(ع)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

کاروان اموال از قم و امام عصر (عج‌الله فرجه)

راویان قم در عصر امام (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا