۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home دو بال شیعه

چگونه از سیر تکاملی جهان به بطلان عقیده تناسخ پی می بریم۱ (نقد نظریه تناسخ ۱)

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter
پاسخ تفصیلی: همه مى دانیم که موجودات زنده در این جهان یک لحظه آرام نیستند، و دائماً از حالى به حال دیگر، و از مرحله اى به مرحله کاملتر قدم مى گذارند.
در حقیقت عقربه همه دگرگونیها و تحوّلات حیاتى در موجودات زنده جهان، متوجّه به سمت تکامل و مراحل عالیتر حیات است.
نطفه اى که از ترکیب یک «اسپرم» و یک «اوول» به وجود مى آید، شب و روز در حرکت است؛ در آغاز به زحمت با چشم دیده مى شود و کمترین شباهتى به یک انسان ندارد، ولى به زودى دورانهاى تکاملى خود را یکى پس از دیگرى پشت سر مى گذارد و در پایان، صورت انسان کاملى به خود مى گیرد.
چیزى که هرگز در این قانون امکان پذیر نیست، بازگشت به عقب و ارتجاع است. هرگز طفل یک ماهه به حال نطفه یک روزه برنمى گردد، و طفل تکامل یافته، به صورت علقه سابق در نمى آید.
سپس هنگامى که دوران تکامل جنینى به نهایت خود رسید و دیگر جنین نتوانست استفاده اى از رحم کند، با یک فرمان طبیعى که از مبدأ آفرینش صادر مى شود، اخراج مى گردد، و همانند میوه رسیده اى که از درخت مى افتد، از رحم جدا مى شود.
همانطور که آن سیب هرگز به درخت باز نمى گردد، این جنین نیز دوباره به رحم باز نخواهد گشت!
حتّى اگر جنین بر اثر برخورد به موانع و عللى نتواند دوران تکامل خود را طى کند و ماندن در رحم اثرى براى او نداشته باشد و بالاخره بطور ناقص سقوط کند، باز برگشتن او به رحم ـ همانند بازگشت میوه کالى که از درخت افتاده ـ دیگر ممکن نیست.
این قانون در گیاه، حیوان، انسان و بطور کلّى در سراسر جهان حیات و زندگى، عمومیّت دارد و هرگز موجود زنده اى پس از طىّ یک دوران تکاملى ـ اگرچه این دوران به صورت ناقص انجام پذیرد ـ به عقب باز نمى گردد، و دورانى که پشت سر گذاشته شد، براى همیشه پشت سر گذاشته شده است.
فلاسفه پیشین، گاهى همین حقیقت را در لباس دیگر بیان مى کردند و مى گفتند: هر موجودى که از «قوّه» به «فعلیّت» برسد، دیگر به حال اوّل (قوّه) بازنخواهد گشت. – دقّت کنید!-
نظریّه یک فیلسوف مشهور
ملاّصدراى شیرازى در کتاب مشهور خود «اسفار» ضمن دلائل فراوان بر محال بودن نظریّه تناسخ چنین مى گوید:
روح در آغاز پیدایش خود استعداد و قوّه محض است و در هیچ قسمت به مرحله فعلیّت نرسیده است; همانطور که بدن نیز در آغاز چنین مى باشد، یعنى همه چیز او در مرحله استعداد نهفته است.
این دو (روح و بدن) دوش به دوش یکدیگر پیش مى روند و آنچه در آنها بصورت «قوّه و استعداد» نهفته است تدریجاً به مرحله «فعلیّت و ظهور» مى رسد.
همانطور که جسم پس از رسیدن به یک مرحله از «فعلیّت» محال است دوباره به حال «استعداد و قوّه» بازگردد و مثلاً هرگز یک جنین کامل، به مرحله «نطفه» یا «علقه» تنزّل نمى کند، و یا پس از تولّد، به رحم باز نمى گردد، همچنین روح پس از رسیدن به یک مرحله از فعلیّت، محال است دومرتبه بازگشت به «قوّه» نماید; زیرا حرکت این دو (روح و جسم) از «قوّه» به «فعل» از نوع «حرکت جوهرى» است که در ذات اشیاء صورت مى گیرد و بازگشت در حرکت جوهرى امکان پذیر نیست.
حال اگر فرض کنیم روح پس از رسیدن به مرحله «فعلیّت»، بازگشت به بدنى که در حال جنینى، یعنى استعداد و قوّه محض است، بنماید، لازمه آن این مى شود که دو چیز متضاد با هم متّحد گردند، یعنى بدنى که در حال استعداد و قوّه است با روحى که به مرحله فعلیّت و ظهور رسیده، متّحد شود. تردیدى نیست که چنین اتّحادى محال مى باشد.(۱)
ولى عقیده به تناسخ، درست برخلاف این قانون مسلّم است.
این عقیده مى گوید: انسان مى میرد و روح او بسان میوه رسیده یا کالى (به اختلاف پرورش تکاملى) از بدن جدا مى گردد، ولى بزودى به بدن دیگرى بازگشته، همان مراحل را از نو شروع مى کند.
نخست در درون یک نطفه و سپس به صورت جنین کاملى درمى آید.
مجدّداً متولّد مى شود.
مجدّداً دوران طفولیّت را با همه مشکلات و تلخی ها و شیرینی هایش پشت سر مى گذارد.
روحى که سابقاً بلد بود حرف بزند، راه برود، غذا بخورد، فکر کند و احتمالاً بخواند و بنویسد، همه چیز را فراموش کرده و دوباره باید مادر، او را پا به پا ببرد تا «شیوه راه رفتن» را بیاموزد، و کم کم یک حرف و دو حرف بر زبانش بگذارد تا غنچه لب شگفتن گیرد و به سخن گفتن آشنا شود.
دوباره طرز لباس پوشیدن را فراگیرد، کم کم به مدرسه برود، از نو الفبا، از نو «بابا نان داد و مامان آب داد» و از نو همه چیز به او یاد بدهند.
این یک ارتجاع روشن، یک عقب گرد به تمام معنى، و یک گام بزرگ به سوى مراحل گذشته خواهد بود.
این سخنى است که هیچ فیلسوف، هیچ دانشمند و عالم طبیعى، هیچ محقّقى نمى تواند آن را بپذیرد…
وانگهى، یک نفر خداپرست که معتقد است نظام کائنات جهان هستى، مطابق یک اراده ازلى، و بر طبق یک سلسله قوانین صحیح اداره مى شود، چگونه ممکن است این عمل احمقانه را به مبدأ بزرگ جهان آفرینش نسبت بدهد، و بگوید: او، پس از آن که موجودى، همه مراحل تکاملى خود را ـ بطور کامل یا ناقص ـ طى کرد، دومرتبه او را به حال نخست برمى گرداند و از «صفر» شروع مى کند؟!
آیا اگر کسى دانشجوئى را از دانشگاه ـ هر قدر دانشجو ضعیف باشد ـ به کلاس اوّل دبستان برگرداند و او را وادار به خواندن الفبا و «بابا نان داد مامان آب داد» بکند، بر او نمى خندند؟!
چطور مى توان این عمل مضحک را به خدا نسبت داد؟!
حق این است که روح پس از جدائى از بدن، دیگر به این جهان و به درون رحم باز نخواهد گشت، و بازگشت به زندگى رستاخیز، نیز در یک مرحله عالیتر و در یک جهان دیگر و برتر صورت مى گیرد.
و در حقیقت همانطور که «این جهان» نسبت به «جهان کوچک رحم» یک مرحله عالى تکاملى محسوب مى شود، «جهان دیگر» نیز به همین نسبت، مرحله تکاملى این جهان خواهد بود، و این جهان در برابر آن، در حکم فضاى کوچک رحم مى باشد.
به هر حال، اعتقاد بازگشت روح به زندگى جدید در این جهان یک عقیده به تمام معنى ارتجاعى است.(۲)
پی نوشت: (۱). این بود خلاصه گفتار این فیلسوف معروف با توضیح مختصرى از ما ; به جلد نهم اسفار (چاپ جدید) صفحه ۲ و ۳ رجوع شود.
(۲). گرد آوری از کتاب: ارتباط با ارواح‏، آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى، نسل جوان‏، قم، ‏۱۳۸۶ ه. ش‏، ص ۲۹٫
نوشته قبلی

بررسی رجعت امام حسین در روایات

نوشته‌ی بعدی

فلسفه صلح امام حسن(ع) و قیام امام حسین(ع)

مرتبط نوشته ها

دو بال شیعه

مصادره قافله تجاری یزید توسط اصحاب امام حسین (ع)؟!

رحلت حضرت زینب سلام الله علیها
دو بال شیعه

رحلت حضرت زینب سلام الله علیها

زندگی و شخصیت ام البنین: مادر شجاع و فداکار اهل بیت
دو بال شیعه

زندگی و شخصیت ام البنین: مادر شجاع و فداکار اهل بیت

سیره پیامبر(ص) در تبلیغ اسلام
دو بال شیعه

سیره پیامبر(ص) در تبلیغ اسلام

آیا چشم زخم هم با اذن پروردگار است؟
دو بال شیعه

آیا چشم زخم هم با اذن پروردگار است؟

یاد مرگ در زندگی چه تاثیراتی دارد ؟
دو بال شیعه

یاد مرگ در زندگی چه تاثیراتی دارد ؟

نوشته‌ی بعدی
بررسی رجعت امام حسین در روایات

فلسفه صلح امام حسن(ع) و قیام امام حسین(ع)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

واژه شناسی شیعه و تشیّع

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا