کتابهاي نوشته شده عليه ابنتيميه
يکي از رايجترين روشهاي اعلام مخالفت و تبرئه از عقايد ابنتيميه، نوشتن کتاب عليه او بود که از زمان زندگي او تاکنون کتابهاي فراواني در مخالفت با او نوشته شده است. از این رو مناسب است به ذکر نام برخي از کتابها در اين زمينه از منابع اهل تسنن اشاره شود.
دکتر عبدالله محمّد صالح مينويسد:
علما و صاحبنظران اسلامي در طول تاريخ، بيش از دوهزار جلد کتاب و رساله بر ضد افکار ابنتيميه نوشتهاند. اکنون حدود چهارصد نسخه کتاب و رساله از آن مجموعه در دست داريم که در موزهها، کتابخانههاي ملي و دولتي و کتابخانهها و کلکسيونهاي شخصي و از «کلکته تا لندن» پراکنده هستند و متأسفانه به خاطر مشکلات مالي و غفلت مسلمانان، حتي در قرون اخير هم که براي چاپ و نشر کتاب، عصر طلايي به شمار ميآيد به چاپ و نشر آنها اقدام نشده است.([1])
با اين حال، دکتر صالح، 420 جلد از آن کتابها را با نام مؤلفان و سال نگارش و زمان چاپ و نشر آنها ياد کرده و ميگويد:
بسياري از آن کتابها را خود به صورت مستقيم مطالعه کرده و تعدادي را هم که خود نديدهام، در منابع معتبر ديگر با نام و مشخصات آنها آشنا شدهام.([2])
همچنين ميگويد:
علماي ديني و مسلمانان دلسوخته، آن کتابها را به زبانهاي مختلف از جمله زبانهاي اردو، انگليسي، ترکي و فارسي به نگارش درآوردهاند؛ ولي بيشتر آنها به زبان عربي نوشته شده است.([3])
دکتر محمّد صالح به محل نگهداري کتابهايي که در ردّ انديشه ابنتيميه نگارش يافته و هنوز به چاپ نرسيدهاند اشاره ميکند و ميگويد:
غنيترين منبع در اين زمينه، کتابخانههاي عمومي کلکته در هند و سپس کتابخانه مرکزي استانبول ترکيه ميباشد.([4])
دايرهًْالمعارفها و شرححالنگاران، از کتابهاي زيادي نام بردهاند که بر ضد ابنتيميه نگارش يافته و اکنون در دسترس مسلمانان قرار دارد.
مولي مصطفي کاتب چلپي (معروف به حاجي خليفه)، در کتاب معروف خود به نام «کشف الظنون عن اسامي الکتب والفنون» بيش از هفتاد جلد کتاب را به صورت مستقيم و غير مستقيم در ردّ افکار و عقايد ابنتيميه به ويژه کتاب «منهاجالسنّهًْ» وي نام برده است.([5])
عمر رضا کحاله در «معجم المؤلفين»، خيرالدين زرکلي در «الاعلام»، عمر عبدالسلام در «المخالفهًْ الوهابيهًْ للقرآن والسنّه»، خالد بن مرزوق در «التوسل بالنبي و بالصالحين» و تني چند از مؤلفان و مترجمان نيز در آثار و نوشتههايشان، از تعداد زیادی آثار مطبوع و منتشر شده عليه ابنتيميه خبر ميدهند که تعداد آن آثار از صد نسخه تجاوز ميکند.
9. نسخههاي قديمي کتابهای نگارش یافته عليه ابن تيميه
نخستين کتابي که از سوي صاحبنظران اهل تسنن عليه ابنتيميه پس از نوشتن «منهاجالسنّهًْ» او نگارش يافت؛ «المقالات العرضيهًْ في الرد علي ابنتيميه» بود که به قلم دانشمند معاصر او به نام محمّد اخنايي به رشتة تحرير درآمد.
محمّد اخنايي، عقايد و انديشههاي ابنتيميه را که در کتاب «منهاج السنّه» بيان شده به گونه تفصيلي و مستدل نقد کرده و بيشتر ادعاهاي او را مردود و مغاير با اسلام شمرده است.
هنگامي که کتاب محمّد اخنايي به دست ابنتيميه رسيد، در جواب او کتابي به نام «الرد علي الاخنايي» نوشت و در آن کتاب، محمّد اخنايي را تکفير کرده، جهاد عليه او و امثال او را واجب اعلام کرد.([6])
کتاب «المقالات العرضيه» و دهها عنوان کتاب ديگر که عالمان مجاور با ابنتيميه عليه او نوشتند، تنها از نوشتن کتاب عليه ابنتيميه در بلاد اسلامي خبر ميدهد، حال آنکه اين موج، فراتر از سرزمينهاي اسلامي را هم درنورديده است.
به گفتة «مها انور» (يکي از پژوهشگران هندي) قديمیترين کتاب را عليه ابنتيميه در اين سرزمين، جمعي از صاحبنظران در «دکن» به نگارش درآوردند که اکنون در کتابخانة عمومي کلکته نگهداري ميشود.([7])
دومين سند مکتوب چاپ نشده در اين زمينه، کتابي است که جمعي از علماي سرزمين هند در سال 964ق خطاب به اکبرشاه، پادشاه تيموري معروف وقت هند نوشتند. که در قسمتي از آن رساله آمده است:
ما را به يقين کامل و براهين قاطع ثابت شده است که اختلافانگيزترين و تفرقهجوترين مسلک، همان است که امروزه در بعضي جاها به نام مسلک ابنتيميه معروف است. اين مسلک اگرچه به معناي صحيح کلمه، مذهب نيست، ليکن چنان ادعاهايي بلندپروازانه دارد که گويي از همه مذاهب شناختهشده اسلامي برتر و عاليتر است و تمام مذاهب بزرگ اسلامي را تخطئه کرده، معتقدان به آنها را به بدعت و ضلالت نسبت ميدهد.
اين مسلک در برابر پيروان ساير مذاهب، بسيار خشن، بيرحم و انعطافناپذير است، بویژه نسبت به شيعيان که گويي هدف اصلي اين مسلک، دشمني و خصومت با آنهاست.
باني اين مسلک که از اهالي شام است، احمدبن عبدالحليم نام دارد و معروف به ابنتيميه ميباشد. کتاب چند جلدي قطوري به نام «منهاج السنّهًْ النبويهًْ» نوشته و در آن از باي بسم الله تا تاي تمّت، به مذمّت و ملامت شيعيان و به استهزاء گرفتن عقايد آنان پرداخته است. حق و انصاف اين است که در بسياري موارد اين کتاب، تهمتهاي ناروا به شيعه زده شده و يا عمل دستهاي از عوام آنها، عين اعتقاد اصوليشان به حساب آمده و مؤلف در اين کتاب، آنچنان خصومت و عداوت تند و مهارنشدني نسبت به شيعه اعمال کرده است که در مواردي فضايل مشهور علي× را انکار کرده و حتي در برخي موارد نسبت به ساحت مقدس ايشان اهانت کرده است و اين گونه قضاوت نسبت به نزديکترين فرد به رسول خدا| نيست، مگر به خاطر بغض و عداوت بيپايان نسبت به شيعيان و البته… .
پس از بحث و جدلهاي فراوان، صاحب اين کتاب که باني مسلک مورد بحث است، نتيجه گرفته که شيعيان خارج از فرقهها و نحلههاي اسلامي ميباشند و اين سخني است که هيچ يک از پيشوايان دين و علماي معتبر مسلمين نگفته است.([8])
[1]) صالح، عبدالله، العلماء الاسلاميون، موقفهم من الوهابيهًْ، ص273.
[2]) همان، ص347.
[3]) همان.
[4]) همان.
[5]) حاجي خليفه، کشف الظنون عن اسامي الکتب و الفنون، ج2، ص1872.
[6]) ابنتيميه، احمد، الرد علي الاخنايي، ص205.
[7]) مها انور، العلماء الاسلامي في الهند، ص121.
[8]) مها انور، العلماء الاسلامي في الهند، ص134.

















هیچ نظری وجود ندارد