تاسیس کوفه: شهر کوفه در سال ۱۷ ه.ق در حدود سه سال پس از خلافت عمر بن الخطاب در مدینه تاسیس شد پس از پیروزی های مسلمین در جنگهای قادسیه در سال ۱۵ ه خلیفه به سعد بن ابن وقاص فرمانده ارتش اسلام در عراق دستور داد تا در آنجا بماند. از اینرو سعد ارتش های عرب را در سرزمین تازه مفتوح شده پایتخت ساسانی مدائن مستقر گردانید ولی این مکان به دلیل شرایط محیطی و آب و هوائی نامناسب و کمبود مراتع، رضایت بخش نبود. پس از آن سعد با همکاری سلمان فارسی و حذیفه بن یمان فلاتی را که کنار غربی فرات بود. برگزیدند و دستور داد که چادر زنند و این شروع کوفه بود. از فرمان عمر بن الخطاب به سعد بن ابی وقاص که فرمان می دهد برای مسلمین محلی جهت مهاجرت و نیز مرکزی برای اداره جنگ انتخاب کن آشکار می گردد که در اندیشه عمر کوفه معنی یک پادگان شهری را می داد که گروهها در آن اقامت کنند و در کمال آمادگی در وقتی که لازم باشد در دسترس باشند. در کوفه تعداد افرادی که از نواحی دور دست آمده بودند در حدود پانزده هزار تا بیست هزار نفر بودند که ساخت و ترکیب قبیله ای فوق العاده ناهمگونی داشتند. سعد ناچار راه حلی برای تقسیم آنها به طوائف و یا قبایل فردی طبقه بندی وسیع تری با عنوان اعراب شمالی (نزاری) و اعراب جنوبی (یمنی) پیدا کرد؛ و سپس به هفت گروه تجدید سازمان کرد که این گروهها بر اساس نسب و قوم خویشی انجام گرفت که این گروه بندی از قبائل مدت نوزده سال ادامه داشت و تا زمانی که علی علیه السلام به کوفه آمد و تغییرات دیگری در آن داد. عمر به کوفه علاقه زیادی داشت و آنرا برج اسلام یا قبه الاسلام و مردم آن دیار را سرور مسلمین یا رأس اهل الاسلام توصیف می کرد، او همچنین عمار بن یاسر را به عنوان والی و عبدالله بن مسعود را به عنوان نائب و جانشین او برگزید. کوفه پایگاه فعالیت شیعیان: از زمانی که علی علیه السلام در سال ۳۶ ه. ق به کوفه نقل مکان کرد و یا حتی زودتر از آن، این شهر مرکز اصلی نهضتها، الهامات، امیرها و بعضی اوقات کوششهای هماهنگ شیعه شد. بسیاری از حوادث آشفته که تاریخ صدر تشیع را می سازد در کوفه و یا حوالی آن واقع شد، حوادثی چون تجهیز قوای علی علیه السلام برای جنگهای جمل و صفین، انتخاب و کناره گیری امام حسن علیه السلام از خلافت، قیام حجر بن عدی الکندی، قتل عام امام حسین علیه السلام و یارانش، نهضت توابین و قیام مختار از جمله این حوادث است. اهالی کوفه اولین کسانی بودند که با هدایت مالک اشتر با علی علیه السلام بیعت کردند حمایت این گروه به عنوان تهدیدی جدی برای امویان و همچنین قریش نمایان می شد. مکیان به سوی بصره که دیگر اردوگاه نظامی بود حرکت کردند تا حمایت قبیله ای را در آنجا بسیج کنند از این رو علی علیه السلام هیچ انتخاب دیگری جز ترک مدینه به سوی عراق و اعتماد بر حمایت کوفیان نداشت ایشان با هزار نفر از مدینه وارد کوفه شدند. آنان قسمت اعظم ارتش را در جنگ جمل تشکیل می دادند تا اینکه هم پیمانی مکی -بصری شکست خورد و علی علیه السلام بصره را به خوبی تحت سیطره خود درآورد. رهبرانی چون مالک اشتر، حجربن عدی با پیروانش ستون فقرات حامیان علی علیه السلام را تشکیل می دهند. و هسته اصلی شیعیان کوفه می باشند. از طرف دیگر نیرومندترین رهبران طائفه که خود را بر پایه توانایی قبیله ای ساخته بودند علاقه زیادی به علی علیه السلام نشان نمی دهند و تعارض شدید بین این دو گروه شکل می گیرد. رهبران شیعیان بر علی علیه السلام فشار می آوردند که با معاویه بجنگد، از طرف دیگر اکثر رهبران طائفه ای تمایلی به جنگ با معاویه از خود نشان ندادند و با روح بی تفاوتی به صفین رفته و با نشاط و شادمانی فراوان از صلح پیشنهادی بوسیله پیمان حکمیت استقبال کردند. از طرف دیگر مساوات و رعایت عدالت در تخصیص حقوقها در بین افراد و رؤسای قبایل برای اشراف قبایل توهین آمیز تلقی می شد از همین روی از علی علیه السلام کناره گرفتند. در خطبه ۲۷ نهج البلاغه امام علی علیه السلام در خطاب با مردم کوفه چنین می فرماید: « بدانید که من شما را شب و روز و آشکارا و پنهان برای مبارزه با این قدم (شامیان) خواندم و گفتم به جنگ با آنها پیشدستی کنید پیش از آنکه ابتکار جنگ به دست آنها افتد. به اختلاف خود مشغول شدید تا دشمن بر شما شبیخون زد، جای بسیار شگفتی دارد! بخدا سوگند که دل از اندوه آب می شود و غم و غصه هجوم می آورد وقتی مشاهده می شود که آنها در راه باطل چنین اتحاد محکمی دارند و شما در راه حق اینطور متفرق و دور از هم هستید. رویتان سیاه باد و دلتان غمگین و آزرده باد که چه به رایگاه هدف دشمن قرار گرفتید. در تابستان به جنگ دعوت کردم گفتید باشد که شدت گرما فرو نشیند و در زمستان به اینکارتان خواندم اظهار کردید که اکنون موقع طغیان سرماست و صبرکن تا سردی فروکش کند… . منبع: کتاب شیعه شناسی / تاریخ و جغرافیای شیعه

















هیچ نظری وجود ندارد