غريبانه ترين خاکسپاري براي حضرت زهرا ÷
بعد از وفات حضرت زهرا ÷، حضرت على × تمام سفارشات وصاياى او را انجام داد، او را در پيراهنش غسل داد و اسماء بنت عميس در غسل به آن حضرت کمک مى کرد، و دستور داد حسنين آب بياورند و غير از آنها و زينب و ام کلثوم و کنيزش فضه کسى ديگر آن جا نبود، او را در هفت پارچه کفن کرد و بر آن حضرت نماز خواند و پنج تکبير در نمازش گفت و در دل شب او را دفن کرد و قبرش را با خاک يکسان کرد و جز على و حسنين و گروهى از بنى هاشم و دوستان خاص و ويژه حضرت کسى ديگر در آن مراسم شرکت نداشت.[1] روايت شده: هنگامى که بدن حضرت زهرا ÷ سرازير قبر شد دستى بيرون آمد و او را گرفته و برگشت. [2]
گوشه اي از مظلوميت حضرت فاطمه زهرا ÷
از مسائل مهم و حزنانگيز زندگى فاطمه ÷كه در عين حال نكتهآموز و سازنده است مسأله مظلوميت فاطمه ÷است. او مظلومهاى است فداكار، و شهيدهاى است مظلوم. او و خاندانش از پدر و همسر عمرى براى مردم كار كردند و مردم را به سر و سامانى رساندند، از بدبختى نجات شان دادند و امروز توسط همان مردم صدمه خوردند . مردم آن روزگار قبل از اسلام چه داشتند؟ و امروز از مدنيت واخلاق و حتى زندگى چه دارند؟ و آنچه بود از بركت چه كسى بود؟ جز از بركت اسلام و قرآن؟ و جز از راه پدر و همسرش؟ و امروز سرنوشت فاطمه ÷ به جائى رسيد كه از همين مردم كتك مىخورد و به بستر مىافتد. از نظر ما فاطمه ÷ از على × هم مظلومتر است. زيرا او مرد بيرون بود و با صحابه راستينى چون ابوذر و سلمان و عمار و مقداد و كميل هم سخن و آشنا. آنها در بسيارى از موارد به پاخاسته و از حق دفاع مىكردند. اما درباره فاطمه ÷ مسأله چنين نبود. او در جامعه كمتر ظاهر مىشد. عزادار بود حامله بود. و كتك خوردن و به خاك افتادن او، آن هم در خانه خود مسأله دردناكى است. بويژه كه او نسبت به غيرت على × آگاه است و مىداند كه حضرت على× از تماشاى آن صحنه چقدر زجر مىكشد.[3]
مصائب وارده برحضرت فاطمه زهرا ÷
فاطمه در عمر كوتاهش با مصائب بسيار مواجه شده، مصائبى بودند كه اگر بر كوه وارد مىآمدند آنها را از هم مىپاشاند. ما را توان آن نيست كه مشكلات و مصائب او را ليست كنيم. ولى به عنوان ذكر مورد چند نمونه را معرفى مىكنيم:
[1] – در تذکره الخواص / ۳۱۹ آمده است که على غسل مى داد و اسماء بر آن آب مى ریخت
[2] – بحار ۴۳/ ۱118 ب
[3] – باشگاه خبرنگاران؛ مظلوميت حضرت فاطمه زهرا(س)، ۱۴ فروردين ۱۳۹۳
[4] – بنقل از عايشه.
[5] – بحار 22 ص 460



















هیچ نظری وجود ندارد