۲۹ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ویژه جنگ رمضان

۵ بازنده‌ی نظم جدید در نبرد با ایران

سید محمدحسین راجی

۵ بازنده‌ی نظم جدید در نبرد با ایران
0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، فراتر از ابعاد نظامی، به مثابه زلزله‌ای است که گسل‌های امنیتی و اقتصادی جبهه متحد غرب را فعال کرده است. در حالی که تبلیغات رسمی سعی در پنهان کردن ابعاد واقعی خسارات دارند، تحلیل مکانیسم‌های تخریب نشان می‌دهد که این نبرد به شکلی نامتقارن، در حال فروپاشی ساختارهایی است که بقای آن‌ها به ثبات و هژمونی واشینگتن وابسته بود.

۱. سرمایه‌داران و بازارهای مالی: بحرانِ عدم قطعیت و سقوط ارزش سهام

در اقتصاد سیاسی مدرن، بازارهای مالی بر پایه «انتظارات مثبت» استوارند. وقوع یک درگیری مستقیم، این انتظارات را به «ریسک گریزِ مطلق» تبدیل می‌کند.تزلزل در شاخص‌های بورس جهانی:با آغاز تنش، شاخص‌های مهمی نظیر S&P 500 و Dow Jones به دلیل وابستگی شدید صنایع به قیمت انرژی، با ریزش ناگهانی مواجه می‌شوند. سرمایه‌داران کلان که در صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک (ETF) فعال هستند، با خروج سریع نقدینگی، باعث ایجاد «حباب منفی» در بازارها می‌شوند.کاهش ارزش سهام شرکت‌های انرژی‌بر: شرکت‌های بزرگ خودروسازی، هواپیمایی و صنایع سنگین (که بخش بزرگی از سبد سهام سرمایه‌داران را تشکیل می‌دهند) به دلیل جهش قیمت سوخت و اختلال در زنجیره تأمین، شاهد سقوط ارزش سهام خود خواهند بود. در حالی که قیمت نفت ممکن است بالا برود، اما بی‌ثباتی کلی، سودآوری شرکت‌های پایین‌دستی را به شدت کاهش می‌دهد.فلج شدن بازارهای بورس منطقه‌ای: بورس‌های منطقه (نظیر بورس دبی، ابوظبی و تل‌آویو) به دلیل نزدیکی به کانون بحران، با پدیده «فروش وحشت‌زده» (Panic Selling) روبرو می‌شوند. این وضعیت منجر به از دست رفتن تریلیون‌ها دلار ارزش بازار (Market Cap) در بازه زمانی بسیار کوتاه می‌شود که برای سرمایه‌گذارانی که روی ثبات میان‌مدت منطقه حساب کرده بودند، غیرقابل جبران است.فرار به دارایی‌های امن (Safe Havens): این بهم‌ریزی باعث کوچ اجباری سرمایه‌ها از بخش‌های مولد اقتصاد به سمت دارایی‌هایی مثل طلا یا اوراق قرضه کوتاه‌مدت می‌شود که عملاً به معنای توقف چرخه رشد اقتصادی و ضرر مستقیم سهامداران در بخش‌های صنعتی و تکنولوژی است.

۲. نهادهای بین‌المللی: سقوطِ اعتبار و مرگِ نمادینِ «حقوق بین‌الملل»

جنگ فعلی علیه ایران، بیش از هر چیز، ویترینی از بی‌اعتباری نهادهایی است که مدعی حفظ صلح و امنیت جهانی هستند. این بحران ثابت کرد که ساختارهای بین‌المللی نه تنها مستقل نیستند، بلکه به ابزاری برای توجیه قدرت سخت تبدیل شده‌اند.بی‌اعتباری آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA): سکوت و انفعال آژانس در قبال حملات مستقیم به مراکز هسته‌ای ایران (به عنوان عضو رسمی NPT)، تیر خلاصی بر اعتبار فنی و حقوقی این نهاد است. وقتی یک قدرت اتمی (آمریکا) به راحتی به زیرساخت‌های هسته‌ایِ تحت نظارتِ آژانس حمله می‌کند و این نهاد به جای محکومیت قاطع، صرفاً به ابراز نگرانی بسنده می‌کند، عملاً فلسفه وجودیِ نظارت‌های بین‌المللی و معاهدات عدم اشاعه (Non-Proliferation) را زیر سوال می‌برد.استانداردهای دوگانه سازمان ملل:برخورد گزینشی سازمان ملل در مقایسه جنگ فعلی با بحران‌هایی نظیر اوکراین، بن‌بستِ اخلاقی این سازمان را آشکار کرد. در حالی که در موارد مشابه، قطعنامه‌های تند و محکومیت‌های جهانی صادر می‌شد، در قبال تجاوز آشکار به ایران، سازمان ملل با سکوت یا انفعال خود، عملاً به متجاوز چراغ سبز نشان داده است. این تبعیض، مفهوم «عدالت جهانی» را در ذهن افکار عمومیِ جنوب جهانی (Global South) برای همیشه دفن کرد.
جنایات جنگی و نقض حقوق بشردوستانه:هدف قرار دادن سیستماتیک زیرساخت‌های غیرنظامی از جمله مدارس، بیمارستان‌ها، زندان‌ها، مراکز مسکونی و ترور دانشمندان، مصداق بارز جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت است. سکوتِ مدعیانِ حقوق بشر در برابر این حجم از کشتار غیرنظامیان و تخریب زیرساخت‌های حیاتی (آب و برق)، ثابت کرد که واژگانی چون «حقوق بشر» صرفاً ابزاری سیاسی برای فشار به کشورهای مستقل است و در زمانِ لزوم، به راحتی توسط خودِ مدعیان ذبح می‌شود.پایانِ عصرِ نظمِ توافقی:این جنگ ثابت کرد که نظمِ جهانیِ پس از جنگ جهانی دوم که بر پایه «حقوق بین‌الملل» ادعایی بنا شده بود، جای خود را به «آنارشی مطلق» داده است. بازنده اصلی در اینجا، تمامِ بشریت و صلح جهانی است که دیگر هیچ سنگر قانونی و حقوقی برای مقابله با زورگویی‌های فراقانونی ندارد.

۳. کشورهای حامی آمریکا در منطقه: فرسایش زیرساختی و بحران مشروعیت

این کشورها (نظیر عربستان سعودی، امارات و بحرین) به دلیل پیوند عمیق امنیت ملی خود با حضور نظامی ایالات متحده، در یک وضعیت «آسیب‌پذیری مضاعف» قرار می‌گیرند.آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی:مدل توسعه این کشورها بر پایه تأسیسات متمرکز و فوق‌مدرن (پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌های شیرین‌سازی آب و بنادر هوشمند) بنا شده است. با توجه به توانمندی‌های موشکی و پهپادی ایران در نبردهای نامتقارن، این زیرساخت‌ها به اهدافی با ریسک بالا تبدیل می‌شوند. اصابت به این مراکز، نه تنها صادرات انرژی را مختل می‌کند، بلکه زیست شهری و تأمین نیازهای اولیه (مانند آب آشامیدنی) در این کشورها را با بحران فوری مواجه می‌سازد.بحران مشروعیت و شکاف دولت-ملت:در اختیار گذاشتن پایگاه‌های نظامی و حریم هوایی برای عملیات‌های آمریکا، چالش‌های جدی در افکار عمومی داخلی ایجاد می‌کند. این اقدام، به ویژه در میان لایه‌های مذهبی و ملی‌گرا، به عنوان همکاری در تهاجم علیه یک کشور مسلمان تلقی شده و می‌تواند منجر به موجی از نارضایتی‌های مدنی و بی‌ثباتی سیاسی شود. حکومت‌ها در این شرایط با پارادوکس «حفظ اتحاد با واشینگتن» در مقابل «از دست دادن پایگاه اجتماعی» روبرو می‌شوند.ناپایداری مدل اقتصادی «امنیت اجاره‌ای»:وقوع جنگ ثابت می‌کند که چتر حمایتی آمریکا توانایی حفاظت کامل از زیرساخت‌های اقتصادی این کشورها را ندارد. این مسئله منجر به خروج دائمی سرمایه‌گذاران خارجی می‌شود که پیش از این، این منطقه را یک «واحه امن» Safe Haven می‌پنداشتند. بازنده اصلی در اینجا، برنامه‌های بلندمدت توسعه (مانند چشم‌انداز ۲۰۳۰) است که تحقق آن‌ها بدون امنیت پایدار و اعتماد بین‌المللی غیرممکن خواهد بود.

۴. اسرائیل: فرسایش مدلِ «امنیت مطلق» و بحران موجودیتی

اسرائیل بازنده بزرگ این درگیری است، زیرا دکترین امنیتی آن بر پایه «بازدارندگی» و «جنگ‌های کوتاه در زمین حریف» بنا شده است؛ درگیری مستقیم با ایران، هر دوی این ستون‌ها را ویران می‌کند.فروپاشی دکترین بازدارندگی:وقوع یک جنگ مستقیم و گسترده به معنای پایان قطعی دوران «امنیت مطلق» است. بازنده در اینجا اعتباری است که اسرائیل سال‌ها برای پدافندهای خود (مانند گنبد آهنین یا پیکان) تبلیغ کرده است. عبور حتی درصد اندکی از پرتابه‌ها از این لایه‌ها و اصابت به مراکز حساس، پیامی قاطع به جامعه و سرمایه‌گذاران می‌دهد که این منطقه دیگر جای امنی برای زندگی و فعالیت اقتصادی نیست.فلج شدن اقتصادِ «تکنولوژی‌محور»:اقتصاد اسرائیل به شدت به بخش فناوری‌های پیشرفته (High-tech) وابسته است که بیش از ۵۰ درصد صادرات آن را تشکیل می‌دهد. این بخش به ثبات و نیروی کار متخصص وابسته است. در شرایط جنگی، فراخوان نیروهای احتیاط (که بدنه اصلی این شرکت‌ها هستند) از یک سو، و توقف پروازهای بین‌المللی و فرار سرمایه‌های خطرپذیر (Venture Capital) از سوی دیگر، موتور محرک اقتصاد را برای مدت طولانی از کار می‌اندازد.بحران «مهاجرت معکوس» و شکاف اجتماعی:اسرائیل بر اساس ایده «پناهگاه امن برای یهودیان» بنا شده است. وقتی کل این جغرافیا به هدف مستقیم تبدیل شود، انگیزه برای ماندن در میان نخبگان علمی و اقتصادی به شدت کاهش می‌یابد. بازندگی در اینجا به شکل «فرار مغزها» و مهاجرت معکوس به اروپا و آمریکا بروز می‌کند که ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به ساختار جمعیتی و توان رقابتی آن در آینده خواهد بود.
هزینه‌های کمرشکن دفاعی:مقابله با حملات انبوه و طولانی‌مدت، هزینه‌ای نجومی به بودجه عمومی تحمیل می‌کند. در حالی که تولید ناخالص داخلی (GDP) به دلیل توقف گردشگری و صنعت کاهش می‌یابد، هزینه‌های نظامی چندین برابر می‌شود که منجر به کسری بودجه مزمن و سقوط رتبه اعتباری این کشور در سطح بین‌المللی خواهد شد.

۵. آمریکا: فرسایش راهبردی و فرارسیدن «لحظه سوئز»

برای واشینگتن، درگیری مستقیم با ایران به معنای پذیرش شکست قطعی در پروژه‌ای است که از سال ۲۰۰۱ آغاز شده و اکنون به بن‌بست کامل رسیده است.سوخت رفتن سرمایه‌های تریلیونی:طبق آمارهای رسمی و پژوهش‌هایی نظیر «هزینه‌های جنگ»، آمریکا از سال ۲۰۰۱ تاکنون بالغ بر ۸ تا ۹ تریلیون دلار در منطقه هزینه کرده است. درگیری جدید نه تنها این سرمایه‌گذاری عظیم را بی‌اثر می‌کند، بلکه هزینه‌های سرسام‌آور نبرد اخیر را نیز به بودجه عمومی آمریکا تحمیل می‌سازد؛ هزینه‌ای که با توجه به وضعیت بدهی‌های داخلی آمریکا، یک فشار خردکننده بر اقتصاد این کشور خواهد بود.شکست کامل اهداف کلان: بازندگی آمریکا در این واقعیت نهفته است که پس از دهه‌ها فشار، به هیچ‌یک از اهداف خود نرسیده است. نه تنها «تغییر رژیم» محقق نشده، بلکه توانمندی‌های «هسته‌ای»، «موشکی» و نفوذ منطقه ای ایران (محور مقاومت) به بالاترین سطح تاریخی خود رسیده است. ورود به جنگ جدید، اعتراف رسمی به شکست تمام این سیاست‌های چنددهه‌ای است.بحران اعتبار و امنیت متحدان: آمریکا بازنده است چون ثابت می‌شود حضور نظامی‌اش در منطقه نه تنها امنیتِ کشورهای میزبان پایگاه‌ها را حفظ نمی‌کند، بلکه آن‌ها را به «سیبل حملات» و «طرف‌های اجباری جنگ» تبدیل می‌کند. این مسئله منجر به یک خلاء اعتماد بی‌سابقه می‌شود که متحدان قدیمی را به سمت تنوع‌بخشی به شرکای امنیتی (مانند چین و روسیه) سوق می‌دهد.تصویر «قدرت بی‌منطق» در افکار عمومی جهان: اصرار بر مسیر نظامی در برابر ایران، آمریکا را در سطح بین‌المللی به عنوان یک قدرتِ بدون منطقِ دیپلماتیک بازنمایی می‌کند که تنها ابزارش «جنگ» است. این موضوع باعث انزوای اخلاقی و سیاسی واشینگتن حتی در میان متحدان اروپایی می‌شود.
فرارسیدن «لحظه سوئز» برای هژمونی آمریکا: مشابه بحران سوئز در سال ۱۹۵۶ که پایان امپراتوری بریتانیا را رقم زد، جنگ با ایران می‌تواند «لحظه سوئز» برای آمریکا باشد. درگیر شدن در یک نبرد فرسایشی و نامتقارن که نتیجه‌ای جز عقب‌نشینی نخواهد داشت، به دنیا ثابت می‌کند که دورانِ «تک‌قطبی» به پایان رسیده و آمریکا دیگر توانِ مدیریت و تحمیل اراده خود بر قلب تپنده جهان (خاورمیانه) را ندارد.
جمع‌بندی:
جنگ جاری ثابت کرد که «قدرت سخت» و «تاب‌آوری ساختاری» ایران، معادلات طراحی شده در اتاق‌های فکر غربی را به بن‌بست کشانده است. بازندگان این نبرد، جبهه‌ای هستند که بقای خود را بر پایه نظمی بنا کرده بودند که اکنون دیگر وجود خارجی ندارد.
برچسب ها: جنگ رمضانسید محمد حسین راجی
نوشته قبلی

شهادت امام صادق علیه السلام

نوشته‌ی بعدی

راویان قم در عصر امام (ع)

مرتبط نوشته ها

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید
ویژه جنگ رمضان

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

شگفتانه‌های جنگ رمضان
ویژه جنگ رمضان

شگفتانه‌های جنگ رمضان

جهش ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران
ویژه جنگ رمضان

جهش ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران

هندسه استیصال و اهرم جادویی تنگه هرمز
ویژه جنگ رمضان

هندسه استیصال و اهرم جادویی تنگه هرمز

چرا رسانه‌ها، اندیشکده‌ها و سیاسیون دنیا روایتگر پیروزی ایران شده‌اند.
ویژه جنگ رمضان

چرا رسانه‌ها، اندیشکده‌ها و سیاسیون دنیا روایتگر پیروزی ایران شده‌اند.

مأموریت مشترک میدان، خیابان و دیپلماسی
ویژه جنگ رمضان

مأموریت مشترک میدان، خیابان و دیپلماسی

نوشته‌ی بعدی
کاروان اموال از قم و امام عصر (عج‌الله فرجه)

راویان قم در عصر امام (ع)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

امام علی علیه السلام و عدالت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا