۲۷ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home نهضت حسینی

از آغاز حرکت امام حسین(ع) از مکه تا روز عاشورا، چه گروه‌ها و افرادی ایشان را ترک کردند؟

از آغاز حرکت امام حسین(ع) از مکه تا روز عاشورا، چه گروه‌ها و افرادی ایشان را ترک کردند؟
0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

از آغاز حرکت امام حسین(ع) از مکه تا روز عاشورا، چه گروه‌ها و افرادی ایشان را ترک کردند؟

پرسش
شنیده ایم در شب عاشورا امام حسین علیه السلام با یاران خود صحبت نموده و به آنها فرمود این لشکر غیر از کشتن من منظوری ندارند، بنابراین از تاریکی شب استفاده کرده و پراکنده شوید . لطفا پاسخ فرمایید آیا در شب عاشورا کسانی بودند که حضرت را تنها گذارده و رفته باشند ؟
پاسخ اجمالی
هدف ظاهری امام حسین(ع) در حرکت به سمت کوفه، تشکیل حکومت بوده است. همین امر سبب طغیان طمع در میان برخی شد. در نتیجه افراد بسیاری به ظاهر پیرو حضرتشان شده و به امید رسیدن به نان و نوایی، همراهی ایشان را برگزیدند. چنین افرادی که در آرمان و عقیده، وابستگی چندانی به رهبر قیام نداشته و تنها بر مدار منفعت و دنیاطلبی حرکت می‌کردند، هرگاه که به این نتیجه می‌رسیدند که همراهی با امام نفعی برای دنیایشان ندارد، از کاروان حضرتشان جدا می‌شدند.
بیشترین ریزش همراهان پس از شنیدن خبر شهادت مسلم بن عقیل و عبدالله بن یَقطُر رخ داده است. برخی گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که در ادامه نیز، فراس بن جعده بن هبیره مخزومی در سرزمین کربلا، و فرزند محمّد بن بشر حضرمى در شب عاشورا و ضحاک بن عبدالله مشرقى همدانى در روز عاشورا، امام را رها کردند.

پاسخ تفصیلی
امام حسین(ع) مکه را به مقصد کوفه ترک کردند. در این‌که هدف واقعی از این حرکت چه بوده است؛‌ بحث‌های بسیاری در میان محققان، شکل گرفته است.[۱] در هر صورت، بسیاری از مردم گمان می‌کردند که این حرکت به تشکیل حکومتی جدید خواهد انجامید. همین باور سبب طغیان طمع در میان گروهی شد و افراد بسیاری به ظاهر پیرو حضرتشان شده و به امید رسیدن به نان و نوایی، همراهی ایشان را برگزیدند تا جایی که در تاریخ نقل شده است که قافله امام از هیچ آبادی گذر نمی‌کرد، مگر این‌که گروهی بر کاروانشان افزوده می‌شد.[۲]
اما در ادامه مسیر، این همراهان دنیاطلب هرگاه به این نتیجه می‌رسیدند که همراهی با امام نفعی برای دنیایشان ندارد، از کاروان حضرتشان جدا می‌شدند.
قبل از پرداختن به ذکر برخی ریزش‌ها، لازم است به این نکته توجه داشت که در منابع تاریخی تنها دو مورد برای فرار و ترک دسته‌جمعی همراهان امام حسین(ع) گزارش شده است. البته این احتمال نیز وجود دارد که این دو مورد – با توجه به وجود شباهت‌های بسیار در جزئیات گزارش شده – در واقع به یک حادثه برگشت کند، و به عبارتی تنها یک ریزش گروهی در میان کاروانیان پدید آمد.
در هر صورت، با جست‌وجویی که در منابع تاریخی و روایی انجام شد؛ چندین گزارش از ریزش‌های فردی و گروهی وجود دارد که در ذیل بیان می‌شود:
۱٫ جداشدن گروهی پس از اعلام خبر شهادت مسلم بن عقیل
در پاره‌ای از منابع آمده هنگامى که خبر شهادت مسلم و هانى به امام حسین(ع) رسید؛ پسرش على اکبر(در سخنی نه از روی ترس، بلکه برای آنکه همراهان به وضعیت موجود آگاه‌تر شوند) گفت: «پدر جان! برگَرد که کوفیان اهل کدورت، مکر و بی‌وفایند و براى تو وفادارى نخواهند کرد». اما فرزندان عقیل به حسین(ع) گفتند: اینک هنگام بازگشت نیست. و امام را به حرکت تشویق کردند. امام حسین(ع) ضمن تأیید ضمنی سخنان فرزندشان به همراهان فرمود: «خود می‌بینید که براى ما چه پیش آمده است و من این قوم را چنین می‌بینم که ما را به زودى خوار می‌سازند و یارى نخواهند داد، هر کس دوست ‏دارد که برگردد؛ برود». در این هنگام افرادی که میان راه به حسین(ع) پیوسته بودند؛ برگشتند.[۳]
۲٫ برگشتن برخی کاروانیان پس از اعلام خبر شهادت عبدالله بن یَقطُر
هنگامی که مسلم بن عقیل بعد از رسیدن به کوفه و در ابتدای کار با ارسال نامه‌ای، وفاداری اهل کوفه را به اطلاع حضرتشان رساند، امام حسین(ع) برادر رضاعی خویش به نام عبدالله بن یقطُر را با نامه‌ای به سمت کوفه فرستاد. عبدالله در میانه راه توسط حُصَیْن بن نُمَیْر دستگیر شده و به کوفه برده شد و پس از وقایعی به شهادت رسید.[۴]
زمانی که خبر شهادت عبدالله به امام رسید؛ حضرتشان فرمودند: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏. خبر دلخراش شهادت مسلم و هانى و عبدالله به ما رسید و معلوم شد شیعیان ما از طریق فریب‌کاری وارد شدند و ما را ذلیل ساختند. اینک هر یک از شما که می‌خواهد با کمال میل و رغبت برگردد، از طرف ما هیچ‌گونه نگرانى نداشته باشد». کاروانیان که از این خبر مطلع شدند؛ دسته دسته به طرف راست و چپ حرکت کرده و پراکنده شدند و جز افرادی که از مدینه ملتزم رکاب بوده و جز تعداد اندکی از افرادی که در میانه راه به کاروان پیوسته بودند، همراه دیگری باقی نماند.[۵]
ممکن است پرسیده شود که امام همواره به دنبال جذب نیرو بود. حال که احتمال نبرد میان امام و سپاه کوفه قوی‌تر شد؛ چرا حضرتشان با تعابیری ناامید کننده؛ راه را برای فرار همراهان فراهم می‌کند؟! به نظر می‌رسد علت این امر چنین بود که امام می‌دانست این جمعیت از آن نظر پا به پاى او حرکت می‌کنند و آهنگ پیروى دارند که گمان می‌کنند چون به شهرى برسند؛ همه مردم سر اطاعت فرود ‌آورده و مطیع اوامر امام خواهند شد و آنان نیز از این گذر، به ناز و نعمتی می‌رسند!
امام حسین(ع) مناسب نمی‌دید اصحابش را بدون اطلاع از چنین پیش‌آمدى به چنگال دشمن بیندازد. به همین جهت آنان را از بی‌وفایى کوفیان باخبر ساخت تا هر کس خواست به مقصد خود روانه شود.[۶]
به هر حال، غیر از دو مورد اشاره شده، گزارش معتبر دیگری از جدایی دسته جمعی برخی کاروانیان – از جمله در شب عاشورا – نیافتیم.
۳٫ جدایی فراس بن جعده بن هبیره مخزومی در سرزمین کربلا
فراس بن جعده بن هبیره مخزومی همراه امام حسین(ع) بود و گمان می‌کرد که مخالف جدی در مقابل امام وجود ندارد. اما بعد از رسیدن به سرزمین کربلا زمانی که با واقعیت‌ها روبرو شد و احساس خطر کرد؛ از امام اجازه خواست تا ایشان را رها کند. امام اجازه داد و او نیز شب هنگام رفت.[۷] البته برخی این گزارش «بلاذری» را با دیده تردید نگریسته‌اند؛ زیرا او تنها فردی است که این ماجرا را نقل کرده و شخصیتی به این نام در هیچ کتاب‌ تاریخی و رجالی دیگری وجود ندارد.[۸]
۴٫ جداشدن فرزند محمّد بن بشیر حضرمى در شب عاشورا به توصیه امام
(در شب عاشورا) به محمّد بن بشیر حضرمى خبر رسید که فرزندت در مرزهای منطقه رى اسیر شده است. واکنش او این بود که گفت: با این‌که مایل نبودم که من زنده باشم و فرزندم اسیر گردد، این مشکل او و خودم را به خداوند واگذار می‌کنم. امام حسین(ع) با مشاهده این واکنش قهرمانانه او فرمود: «رحمت‏خدا بر تو باد. تو از قید بیعت من رها هستی [و می‌توانی بروی]، برو و برای آزادى فرزندت از بند اسارت تلاش کن»، محمّد بن بشیر گفت: درّندگان مرا زنده زنده بخورند اگر از تو جدا شوم. امام(ع) فرمود: «پس این لباس‌ها را به فرزندت بده تا آنها را هزینه آزادى برادرش کند». سپس پنج قطعه لباس به ارزش هزار دینار به محمّد بن بشر عطا فرمود.[۹]
از فحوای این گزارش تاریخی می‌توان نتیجه گرفت که فرزند محمد بن بشیر به دستور امام و پدرش، سرزمین کربلا را در شب عاشورا ترک کرده است و در پی آزادی برادرش روانه شد.
۵٫ جدایی ضحاک بن عبدالله بعد از اندکی نبرد (در روز عاشورا)
ضحاک بن عبدالله مشرقى همدانى می‌گوید؛ من به همراه مالک بن نضر ارحبى نزد حسین بن علی(ع) رفتیم و پس از سلام، نشستیم. ایشان سلام ما را جواب داده و پس از خوش آمدگویی؛ پرسید که براى چه آمده‌ایم؟
گفتیم: آمده‌ایم به تو سلام گوییم و از خدا براى تو سلامتی خواهیم، دیدار تازه کنیم و خبر این مردمان را با تو بگوییم؛ به تو می‌گوییم که آنها به جنگ علیه شما اتفاق نظر دارند؛ لذا در کار خویش تجدید نظر کن. حسین(ع) گفت: «حسبی الله و نعم الوکیل؛ خدا مرا بس است و نیکو تکیه‌گاهى است. … شما چرا مرا یارى نمی‌کنید؟» مالک بن نضر گفت: از طرفی قرض بر گردنم است و همچنین زن و فرزند نیز دارم. من نیز گفتم: قرض دارم و نانخوار، با این حال؛ با شما بیعت می‌کنم؛ به این شرط که وقتى دیدم وجود من، نه سودی به شما رسانده و نه بلایی را از شما دفع می‌کند؛ بیعتتان را از من بردارید!؛ امام با این شرط موافقت فرمود و من نیز با وى همراه شدم.[۱۰]
این همراهی تا ظهر عاشورا ادامه یافت. ضحاک خود نقل می‌کند: زمانی که دیدم یاران حسین(ع) کشته شده‌اند و نوبت وى و خاندانش رسیده و جز سوید بن عمرو خثعمى و بشیر بن عمرو حضرمى، فردی با او باقی نمانده، به او گفتم: اى پسر پیامبر خدا! می‌دانى قرار میان من و شما چه بود؟!؛ این بود که تا وقتى جنگاورى باشد در کنارتان می‌جنگم و چون جنگاورى نماند و سودی برایتان نداشتم؛ اجازه دارم بروم! امام در پاسخ فرمود: «راست می‌گویى، اما چگونه می‌توانی از این معرکه بیرون روی؟ اگر توان بیرون رفتن را داری، از طرف من اجازه دارى!». ضحاک نقل می‌کند: زمانی که دیده بودم؛ اسب‌های یاران ما را از پاى می‌اندازند، اسبم را در خیمه یکى از یارانمان مخفی کرده بودم و پیاده به جنگ می‌پرداختم و پیش روى حسین(ع) دو فرد از دشمنان را کشتم و دست یکى دیگر را نیز قطع کردم و حسین(ع) بارها به من گفت: «دستت از کار نیفتد، خدا دستت را نبرد، خدایت از جانب خاندان پیامبر(ص) پاداش نیک دهد». بعد از این نبردها و هنگامی که ایشان اجازه رفتن داد؛ اسب مخفی شده‌ام را از خیمه در آورده و بر آن نشستم آن‌گاه زدمش و آن‌را میان قوم تاختم که راه گشودند. پانزده نفر از آنها به تعقیب من آمدند. تا این‌که به کنار دهکده‌اى نزدیک ساحل فرات رسیدیم و چون به من رسیدند سوى آنها تاختم. تعدادی از آنها مرا شناختند و گفتند: این ضحاک بن عبدالله مشرقى است، این پسر عموى ما است(از قبیله ما است)، شما را به خدا دست از او بدارید. در نهایت دیگران نیز از کشتن من منصرف شدند و خدا مرا نجات داد».[۱۱]
در پایان باید گفت در مورد آنچه که در برخی کتب متأخر نقل شده است که شب عاشورا بعد از اتمام حجت امام، بخش زیادی از سپاهیان حضرت، از ایشان جدا شدند،‌ گزارش معتبری نیافتیم.

[۱]. ر. ک: «عدم موفقیت امام حسین(ع) در تشکیل حکومت اسلامی، هدف قیام امام حسین»، سؤال ۱۶۸۶٫
[۲]. «کان الحسین لا یمر بماء من میاه العرب إلا اتبعوه»؛ ابن کثیر دمشقی‏، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۱۶۸، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
[۳]. ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، تحقیق، تدمری، عمر عبدالسلام، ج ۵، ص ۱۱، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق؛ ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، تحقیق، عطا، محمد عبدالقادر، خامسه ۱، ص ۴۶۳، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
[۴]. فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضه الواعظین و بصیره المتعظین، ج ۱، ص ۱۷۷، قم،‌ انتشارات رضی، چاپ اول، ۱۳۷۵ش.
[۵]. ابومخنف کوفی، لوط بن یحیی، وقعه الطف، محقق، یوسفی غروی، محمدهادی‏، ص ۱۶۶،‌ قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ سوم، ۱۴۱۷ق؛ شیخ مفید، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج ۲، ص ۷۵، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
[۶]. وقعه الطف، ص ۱۶۶؛ الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج ۲، ص ۷۵٫
[۷]. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق، زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، ج ۳، ص ۱۸۰، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
[۸]. ر. ک: جمعى از نویسندگان‏، مع الرکب الحسینی‏، ج ۴، ص ۱۰۴ – ۱۰۵، قم، تحسین‏، چاپ دوم‏، ۱۴۲۸ق.
[۹]. سید بن طاوس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص ۹۳- ۹۴، تهران، نشر جهان، چاپ اول، ۱۳۴۸ش.
[۱۰]. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق، ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج ۵، ص ۴۱۸- ۴۱۹، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
[۱۱]. همان، ج ‏۵، ص ۴۴۴- ۴۴۵٫

http://yon.ir/529RR

برچسب ها: عاشوراامام حسین علیه السلام
نوشته قبلی

روز دوم محرم الحرام روز دوم محرم الحرام

نوشته‌ی بعدی

تقویم شیعه سوم محرم

مرتبط نوشته ها

رویکردهای عاشورا با تکیه بر رویکرد انسانی
نهضت حسینی

رویکردهای عاشورا با تکیه بر رویکرد انسانی

مذهب شیعه از خلافت معاویه تا قرن چهاردهم
نهضت حسینی

عرفان و آزادى در آینه عاشورا

آرمان ‌شناسى قیام‌ هاى شیعى
نظام ولایت فقیه

بررسی مبانی فقهی ـ کلامی عاشورا و تأثیر آن بر انقلاب اسلامی

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین
نهضت حسینی

حسین بن علی (ع) مظهر عزت

فرهنگ عاشورایی در زیارت های شیعی
نهضت حسینی

فرهنگ عاشورایی در زیارت های شیعی

عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی
نهضت حسینی

عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی

نوشته‌ی بعدی
تقویم شیعه سوم محرم

تقویم شیعه سوم محرم

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا