۲۷ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

فلسفه تاریخ

فلسفه تاريخ
0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

فلسفه تاریخ

نقش افراد در تاریخ

قرآن کریم، انسان‎ها را به تفکر و تدبر در تاریخ بشر فرا می‎خواند؛ زیرا تاریخ آینه تمام‎نمای زندگی انسان‎هاست. جوامع انسانی نیز تابع اصول و قواعدی هستند که در هر دوره بر اساس شرایط موجود، قابل تکرار خواهد بود. در این میان باید توجه داشت که گاه میان تاریخ مدون و تاریخ حقیقی، فاصله‎های فراوانی وجود دارد، به ویژه در مورد شخصیت‎هایی که مورد حب و بغض افراد گوناگون قرار گرفته‎اند.

نکته مهمی که در بحث جامعه‎شناسی تاریخ وجود دارد این است که آیا تاریخ شخصیت‎ها را می‎سازد و یا شخصیت‎ها تاریخ را می‎سازند‌؟

بشر در طول تاریخ حیات خود، فراز و نشیب‎ها، جنگ و ستیزهای بسیاری دیده است‌؛ تمدن‎های متعددی در نقاط مختلف زمین متولد شده و پس از چندی از بین رفته‌اند؛ امپراتوری‎‎های بزرگی به وجود آمده و سپس تجزیه شده‎اند. به راستی، عامل این راه دراز و پرپیچ و خم و تغییر و تحول بنیادین چیست؟ آیا می‎توان قانونی کشف کرد که بیان کننده این حرکتها باشد و ظهور و سقوط تمدنها و دولتهای گوناگون را توجیه و تفسیر کند؟([۱])

در کتاب «فلسفه تاریخ» چنین آمده است:

حوادث تاریخ دو گونه است: حوادث بی‎ارزش و حوادث باارزش. حوادث بی‎ارزش، حوادثی است که تأثیری در رویدادهای بعدی نداشته و در واقع بود و نبود آن تأثیری در حوادث بعدی ندارد. حوادث با ارزش حوادثی است که در اوضاع بعدی تأثیر داشته است.([۲])

در فلسفه تاریخ – به اعتقاد برخی – قانون یا قوانینی بر تاریخ حکومت می‎کند و به نظر عده‎ای همه حوادث و تطورات تاریخ اتفاقی است و از هیچ قانونی تبعیت نمی‎کند. اگر حکومت قانون را بر حرکت تاریخ بپذیریم، آن قانون چیست؟ چگونه می‌توان در ساختار تاریخ فردا از آن استفاده کرد؟

اگر تاریخ از یک سلسله امور جزئی تشکیل شده و هیچ عاملی این امور را با هم پیوند ندهد و همه رویدادها بر حسب اتفاق و تصادف به وجود آمده باشد، جستجوی یک قانون کلی برای حوادث تاریخی کار بیهوده‎ای است. پیدایش این نظریه که تاریخ هیچ‎گونه نظام و قانونی ندارد، از نظریه‌های غلط و یک بعدی در تفسیر حرکت تاریخ است!‌ مانند نظریه حرکت دوره‎ای و دایره‎ای تاریخ. بر طبق این نظریه تاریخ همیشه تکرار می‎شود؛ تمدنی متولد می‎شود و رشد می‎کند و سپس می‎میرد و جای خود را به تمدن جدیدی می‎دهد و آن نیز همین مراحل را طی می‎کند. جوامع بشری درست مانند یک انسان است که ابتدا مرحله تولد و کودکی و سپس مرحله جوانی و میانسالی و آنگاه دوران پیری را طی می‎کند و سرانجام به مرحله مرگ می‎رسد.([۳])

به یک اعتبار همه چیز در عالم، تاریخ دارد؛ زیرا تاریخ یعنی سرگذشت، وقتی که یک شئ حالت متغیری داشته باشد و از حالی به حالی و از وضعی به وضعی تغییر وضع و تغییر حالت بدهد؛ این همان سرگذشت و تاریخ است، برخلاف این که اگر یک شئ به یک وضع ثابتی باشد یعنی هیچ گونه تغییری در آن رخ ندهد، تاریخ هم ندارد. مثلاً ‌اگر ما معتقد باشیم که زمین از ابتدا که خلق شده و به وجود آمده به همین وضع بوده که هست، پس زمین تاریخ ندارد. اما اگر زمین تغییراتی داشته باشد. قبول کنیم که زمین یک سلسله تغییرات و تحولات داشته است، پس زمین تاریخ دارد.([۴])

نظریه‌هایی در تحوّل تاریخ:

نظریه اول: نوابغ، عامل مؤثر بوده‎اند؛

نظریه دوم: انباشته شدن دانش را عامل تحول تاریخ می‎داند؛

نظریه سوم: اختراع‌ها، نژادها، شرایط اقتصادی و مختصات جغرافیایی را عامل موثر در تاریخ می‌داند.

نظریه اول. اگر گفتیم نوابغ و بزرگان عامل موثر در تحول تاریخ بوده‎اند، این نظریه درست است این تحلیل بر می‎گردد به عوامل زیستی، یعنی در خلال تحولاتی که نوع انسان پیدا می‎کند افراد فوق‎العاده‎ای ظهور می‎کنند و این افراد فوق‎العاده منشأ تحول تاریخ می‎شوند و به عبارت دیگر این که افراد فوق‎العاده منشأ تحول تاریخ هستند به عوامل زیستی برمی‎گردد؛ پس در واقع ما عوامل زیستی را عامل تحول تاریخ می‌دانیم. وقتی می گوییم فلانی چرا نابغه شده است؟ حتماً یک عوامل خاص زیستی در او هست؛ مثلاً یک سری عوامل وراثتی و تربیتی در او وجود دارد. وی دارای یک مغز فوق العاده، یک اعصاب فوق‌العاده و یک اراده فوق العاده است([۵]).

اما عامل دیگر که او را از نظر تاریخ هم تکامل می‌بخشد این است که انسان می‎تواند تجارب و اندوخته‎های علمی خود را حفظ و نگهداری ‎کند و آن علم را به نسل دیگر منتقل کند که علم نسل قبل با علم نسل بعدی ـ که چیزی بر سرمایه نسل قبل می‎افزاید ـ روی همدیگر انباشته شده و دانش بشر تکامل می‌یابد.

در میان حیوانات، این انسان است که این خصوصیت نوعی را دارد که برگرفته از استعداد کتابت و نوشتن است: {عَلّمَ بِالْقَلَمِ * عَلّمَ اْلاِنْسانَ ما لَمْ یعْلَمْ}([۶]) و دیگر {عَلّمَهُ الْبَیانَ}([۷]) انسان از وقتی که انسان شده است این دو توانایی در او بوده است.

اگر بگوییم انباشته شدن دانش عامل تحول و تکامل تاریخ است، باید بگوییم که انسان دارای استعداد بیان و نوشتن است که به موجب این استعداد، دانش‎های بشری روی همدیگر انباشته می‎شود و این انباشته شدن دانش‎ها سبب تکامل بشر می‎شود.([۸])

از نظر قرآن مهم‎ترین انگیزه حرکت تاریخ و جامعه، سنت‎های الهی است.

همان‌طور که در بخش عوامل مؤثر در تحول تاریخ گفته‎ شد، افراد فوق‎العاده در تاریخ نقش مهمی برعهده‎ دارند. یکی از این افراد فوق‎العاده نوابغ، پیامبران و اولیاء الهی هستند که در تاریخ و تحول آن نقش دارند. حضرت رسول اکرم مبعوث به رسالت می‌شود. پیامبر اکرم بهتر از هر کس دیگری زمان و جامعه خودش را می‎شناسد و راه نجات مردم را می‌شناسد. او دارای خصلت‌ها و ویژگی‌های منحصر به فردی است که می‌تواند نیروهای دیگر را جذب نماید. او در اوج صفات برجستۀ انسانی قرار دارد؛ کمال ایثار، گذشت، فداکاری، تقوا و پاکی در رفتار و گفتار او تجلّی پیدا می‌کند. خداوند در قرآن مجید او را این‌گونه توصیف می‌کند: {إِنّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ}([۹]) این ویژگی‌ها سیر حرکت جامعۀ انسانی را تغییر می‌دهد و تاریخ را می‌سازد.

مردم زمان او ‌به خاطر تعصبات قومی یکدیگر را غارت می‎کردند؛ با همدیگر جنگ و نزاع می‎کردند اما او نیروهای خفته را بیدار می‎کند، نیروهایی را که انحرافی دارند در مسیر اصلی می‎اندازد و نیرویی تشکیل می‎دهد که جامعه را به جنبش در می‎آورد؛ قیام پیغمبران نه بر این اساس بوده که به مردم بگویند شما بروید در خانه‎هایتان بنشینید، (تنها من، با معجزه‎هایم می‎آیم کار می‎کنم) و نه برخلاف نیازهای واقعی جامعه بوده است،‌ برعکس: حرفشان این بوده که سخن من به دلیل این که حق و حقیقت است و با واقعیت منطبق است باقی می‎ماند؛

{یریدُونَ أَنْ یطْفِؤُا نُورَ اللّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یأْبَى اللّهُ إِلاّ أَنْ یتِمّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ، هُوَ الّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقّ‏ِ لِیظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ}([۱۰])

به دلیل (هُدی) بودن آن باقی می‎ماند، هدی یک واقعیت است. یعنی اگر راهی وجود دارد او آن راه را نشان می‎دهد نه اینکه راه را خلق می‎کند او راه را خلق نمی‎کند، بلکه هادی است. هادی یعنی راهنما، یعنی راهی که در ذات خودش وجود دارد را به مردم نشان می‎دهد؛ او روش حق و حقیقت (در مقابل باطل) است، به راهی نمی‎برد و آئینی نمی‎دهد که آخرش دست خالی و پوچی باشد.([۱۱]) بسیاری از جامعه شناسان و تحلیل‎گران تاریخ در بررسی سیر تحولات جوامع از یک حقیقت بزرگ که بر تمام حوادث تاریخی سایه افکنده و در شکل‎گیری بسیاری از جوامع بشری نقش تعیین کننده داشته است، غفلت کرده‎اند و آن نقش سرنوشت‎ساز پیامبران است،‌ بدین سان دچار خطایی شده‎اند که کمترین ضرر آن از دست دادن کلید فهم بسیاری از رویدادهای تاریخ بشری است.

در پیگیری افکار انبیاء و نقش تعیین کننده آن در رویدادها خواهیم دید که قسمت اعظم تاریخ را پیامبران رقم زده‎اند و بی‎اعتنایی به این مسأله نوعی خیانت به تاریخ است.([۱۲])

 

([۱]). تاریخ اسلام از منظر قرآن، یعقوب جعفری، ص۱۷٫

([۲]). فلسفه تاریخ، مرتضی مطهری، ج۱، ص۱۹٫

([۳]). همان، ج ۱، ص۱۸٫

([۴]). همان، ج ۱، ص۱۵٫

([۵]). بحث عوامل زیستی تنها محدود به ژنهای وراثتی نمی‌شود بلکه زمینه اصلی ایجاد شخصیت افراد مربوط به زمینه‌های تربیتی و اعتقادی و اخلاقی او است و چه بسا افرادی که زمینه‌های وراثتی خوبی نداشته‌اند اما در اثر تربیت صحیح دارای موفقیت‌های زیای شده‌اند که در تاریخ اسلام نمونه‌های زیادی وجود دارد.(محقق)

([۶]). علق/ ۵ ـ۴٫

([۷]). الرحمن/ ۴٫

([۸]). فلسفه تاریخ، مطهری، همان، ص۳۲-۳۰٫

([۹]). قلم/ ۴٫

([۱۰]). توبه/۳۲ و ۳۳٫

([۱۱]). فلسفه تاریخ، مطهری، مرتضی، ص ۵۳٫

([۱۲]). تاریخ اسلام از منظر قرآن، یعقوب جعفری، ص ۲۱ ـ ۲۰٫

برگرفته از کتاب مختار از دیدگاه اهل بیت؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای مشاهده کتاب اینجا را کلیک کنید.

نوشته قبلی

چه افرادی سر مقدس شهدای کربلا را بر سر نیزه‌ها کرده و به کوفه و شام بردند؟

نوشته‌ی بعدی

مختار در آینه تاریخ

مرتبط نوشته ها

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت
برگزیده ها

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید
ویژه جنگ رمضان

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا
امام حسین (ع)

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب
تاریخ شیعه

هجرت امام رضا (ع) به ایران

کاروان اموال از قم و امام عصر (عج‌الله فرجه)
علوم شیعه

راویان قم در عصر امام (ع)

۵ بازنده‌ی نظم جدید در نبرد با ایران
ویژه جنگ رمضان

۵ بازنده‌ی نظم جدید در نبرد با ایران

نوشته‌ی بعدی
مختار در آينه تاريخ

مختار در آینه تاریخ

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا