۳۰ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home تاریخ شیعه

چگونگی برخورد خلفای معاصر امام حسن عسکری با آن حضرت و شیعیان

چگونگي برخورد خلفاي معاصر امام حسن عسکري با آن حضرت و شيعيان
0
SHARES
71
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

چگونگی برخورد خلفای معاصر امام حسن عسکری با آن حضرت و شیعیان

زندگانی امام حسن عسکری

از آنجا که پیشوای یازدهم به دستور خلیفه عباسی در «سامرا» در محله عسکر سکونت (اجباری) داشتند به همین جهت عسکری نامیده می‌شوند.([۱]) امام حسن عسکری در مدت کوتاه امامت خویش (۶ سال) با سه نفر از خلفای عباسی که هر یک از دیگری ستمگرتر بودند معاصر بودند، این سه تن عبارتند از:

  1. المعتزّ بالله (۲۵۲ـ۲۵۵)
  2. ۲٫ المهتدی بالله (۲۵۵ـ۲۵۶)
  3. ۳٫ المعتمد بالله (۲۵۶ـ۲۷۹)

دوران زمامداری سه خلیفه یاد شده، دوران اوج قدرت و سلطه ترکان بر مقدّرات کشور اسلامی بود. خلفا در این دوره نه تنها میدان دار نبودند، بلکه اسیر دست ترکان بودند، به گونه‌ای که اگر آنان می‌خواستند، خلیفه‌ای را بر مسند خلافت ابقا می‌کردند و اگر نمی‌خواستند او را برکنار یا به قتل می‌رساندند.

قدرت نمایی ترکان در دوران خلفای پیشین و خلیفه کشی آنان، بیم و وحشتی در دل «معتزّ» افکنده بود. در این میان از «بغای کوچک» بیشتر از همه بیمناک بود.([۲]) از سوی دیگر، کشته شدن دو تن از سران ترک به نامهای «وُصَیف» و «بُغا» به دستور معتزّ، خشم ترکان را علیه دستگاه خلافت بیش از پیش برانگیخت و آنان را مصمّم به قتل خلیفه کرد. سرانجام در سال ۲۵۵ هجری قمری، پس از آنکه خزانه معتز را خالی یافته و وجود وی را برای خود بی‌حاصل پنداشتند، بر او شوریدند و در بدترین شکل او را به قتل رساندند.([۳])

رفتار خلفای عباسی نسبت به امام حسن عسکری

خلفای عباسی معاصر امام حسن عسکری، آن حضرت را دشمن سرسخت و آشتی ناپذیر حکومت خود به شمار می‌آوردند، به ویژه با توجه به اطلاعاتی که درباره فرزند آن حضرت داشتند و می‌دانستند که مهدی موعود از نسل آن حضرت خواهد بود، از همان آغاز، آن بزرگوار را تحت نظر و مراقبت شدید گرفته، مورد اذیت و آزار قرار دادند.

معتزّ با آنکه دستش به خون دهمین خورشید امامت آلوده شده و آن حضرت را مسموم کرده بود، از ظلم و ستم نسبت به فرزند بزرگوارش فروگذار نکرد. «احمد بن محمد بن عیاش» می‌گوید:

معتزّ، امام حسن عسکری و ابوهاشم و گروهی از انقلابیون را در سال ۲۵۸ هجری قمری به زندان افکند.([۴]) و بر اساس نقل «ابن شهر آشوب»، امام را به «سعید حاجب» سپرد تا او را به کوفه ببرد و در بین راه به دور از چشم مردم به شهادت برساند.

این خبر وقتی به یاران امام رسید بسیار متأثر شدند. امام در نامه‌ای به آنان رفع نگرانی کرد و به آنها مژده داد که آن خبر ناگواری که شنیده‌اید، دامن‌گیر خود معتزّ خواهد شد. سه روز بعد، وی از خلافت برکنار و کشته شد.([۵])

خلافت مهتدی و برخورد او با امام حسن عسکری

مهتدی نیز به زعم زهد نمایی و بر پا کردن «قبهًْ المظالم» به منظور مبارزه با بیدادگری و گسترش عدالت، از پیشگامان بیدادگری و اجحاف نسبت به خاندان رسول خدا بود. بزرگترین ستم وی، غصب مقام خلافت و ایجاد تنگنا و محدودیت برای خلیفه واقعی رسول خدا بود.

در شرایطی که اصل نظام و تشکیلات رهبری آن، منحرف از اسلام، بلکه در ضدیت با آن است، بر پا کردن «قبهًْ المظالم» و رسیدگی به کار چند ستمدیده‌ای که بیشتر از سوی خود دولتمردان مورد ستم واقع می‌شوند، چه نقشی در اصلاح امور و بازگرداندن جامعه به دوران رسول خدا می‌تواند داشته باشد؟ به علاوه، این کارهای اصلاحی با این انگیزه انجام می‌شد که خلیفه دوست داشت در میان خلفای عباسی، همچون «عمر بن عبدالعزیز» در بین خلفای اموی باشد. انگیزه‌ی او از این کار این نبود که وی بر خلاف سایر خلفای بنی عباس خواهان اجرای دقیق احکام و دستورات اسلامی و عدالت اجتماعی باشد.([۶]) بلکه مهتدی هم از جمله خلفایی بود که نه عدالت اجتماعی را برقرار کرد و نه خود را از عباسیان و روش خلفای عباسی جدا می‌دانست، بلکه همان مسیری را انتخاب کرد که خلفای دیگر نیز در آن مسیر حرکت کرده بودند. مهتدی به این مقدار ستم نسبت به جانشینان به حق رسول خدا بسنده نکرد، بلکه برای تثبیت و تحکیم حکومت غاصبانه خود، امام حسن عسکری را به زندان افکند.

محمد بن اسماعیل علوی می‌گوید: امام حسن عسکری به علی بن اوتامش (یکی از سران ترک که نسبت به خاندان پیامبر دشمنی و کینه زیادی داشت و بر فرزندان ابوطالب [فرزندان حضرت علی] بسیار سخت می‌گرفت) سپرده شد تا او را به زندان بیفکند. یک روز بیشتر از اقامت امام  نزد وی نگذشت که در مقابل عظمت آن حضرت سر فرود آورد و آنچنان مبهوت عظمتش شده بود که همواره در برابرش سر به زیر بود و چون از آن حضرت جدا شد، از بهترین و بصیرترین افراد نسبت به آن حضرت گردید.([۷])

بر اساس نقلی دیگر، زمانی که امام در زندان «صالح بن وصیف» بود، عباسیان از رئیس زندان خواستند که بر آن حضرت سخت بگیرد. ولی وی به ناتوانی و درماندگی خود در برخورد با آن حضرت اعتراف کرد و با ناراحتی گفت: من با او چگونه برخورد کنم؟ دو نفر از شرورترین افراد به نامهای «علی بن بارمش» و «اقتامش» را بر او گماردم، ولی آنان در عبادت و نماز به مقام والا رسیدند، چندان که بر آستانش سر می‌سایند.([۸])

در این دو روایت گرچه از خلیفه‌ای که فرمان زندانی شدن امام را داده نام برده نشده است، ولی احتمال قوی می‌رود که مهتدی باشد، زیرا «صالح بن وصیف» گرداننده دستگاه خلافت وی بود.([۹]) علاوه بر آنکه وی پیش از روی کار آمدن معتمد، به دست نیروهای «موسی بن بغا» کشته شد.([۱۰])

نیرنگ و تزویر معتمد

معتمد، آخرین خلیفه معاصر امام حسن عسکری در برابر آن حضرت سیاستی جدید در پیش گرفت. زیرا وی در یک وضعیت بحرانی و ناپایدار قرار داشت و هر آن احتمال سرنگونی خود را می‌داد؛ از این رو بهترین راه را در این دید که در ظاهر خود را به امام نزدیک کند و در برابر آن حضرت اظهار کوچکی و تضرع نماید و از ایشان برای بقای سلطنت خود کمک بگیرد. معتمد از این جهت موقعیت مأمون را داشت؛ یعنی در شرایطی بود که برای ماندن در مقام خلافت به هیچ گروهی نمی‌توانست تکیه کند. نه به عباسیان، و نه به ترکان که قدرتمندترین جناح گرداننده دستگاه خلافت بودند.

فعالیت اختصاصی امام حسن عسکری

یکی از فعالیت‌های مهم ائمه معصومین مخصوصاً امام حسن عسکری، آماده کردن مردم برای غیبت امام مهدی بود. احادیث فراوانی که از پیامبر عظیم الشأن اسلام درباره جانشینان آن بزرگوار و تعداد آنان و حتی اسامی و مشخصات ایشان رسیده بود، کم و بیش در دسترس همگان قرار گرفته و مردم از مضمون آنها مطلع بودند. آنان دهان به دهان و نسل به نسل از زبان رسول خدا شنیده بوده که:

الأئمه بعدی اثنا عشر تسعه من صلب الحسین و التاسع مهدیهم.([۱۱])

پیشوایان پس از من دوازده نفرند. نه نفر آنان از نسل حسین می‌باشند و نهمی آنان مهدی است.

نقل این گونه احادیث در میان مردم، موجب شادمانی و امید و انتظار دوستان و علاقه‌مندان پیامبر و خاندان آن حضرت و بیم و وحشت دشمنان آنان به ویژه کاخ نشینان ستمگر می‌شد. زمامداران عباسی با توجه به اخبار رسیده از پیامبر می‌دانستند که ویران کننده کاخهای ستم از نسل امام حسن عسکری خواهد بود، به همین دلیل تلاش گسترده‌ای را آغاز کردند تا وجود مبارک آن حضرت را شناسایی کرده و به شهادت برسانند.

اینجاست که امام حسن عسکری در کنار همه رسالتهای مهم امامت که بقیه امامان نیز عهده‌دار آن بودند، به ایفای رسالت ویژه‌ای همت می‌گمارد که در زندگی دیگر امامان به چشم نمی‌خورد.

مظلومیت‌های شیعه در زمان معتمد

جمیعت شیعیان در زمان معتمد، همانند سایر خلفای عباسی، خفقان‌ها و مظلومیت‌های فراوانی را متحمل شدند که مهم‌ترین ستم‌های ناروای معتمد را می‌توان در چهار عنوان ذکر نمود:

الف) بازرسی منازل شیعیان

خلیفه عباسی به رغم آنکه جاسوسی، همچون جعفر در درون خانه امام داشت و او به موقع، موضوع فرزند امام حسن عسکری را به خلیفه گزارش می‌داد، در جریان بازرسی منزل امام موفق به دستگیری حضرت ولیعصر نشد.

این مسأله موجب فزونی نگرانی و وحشت وی شد، از این رو، پس از دفن امام و پراکنده شدن مردم، در اقدامی گسترده‌تر، دستور بازرسی منازل شیعیانی را که احتمال می‌رفت، حضرت ولیعصر در آنجا پنهان شده باشند را صادر کرد. احمد‌بن عبیدالله خاقان، فرزند وزیر معتمد، می‌گوید:

چون امام عسکری به خاک سپرده شد و مردم پراکنده شدند، پادشاه و درباریانش در جستجوی فرزند آن حضرت، سخت دچار اضطراب و نگرانی شدند و در پی آن جستجوی گسترده‌ای را در خانه‌های شعیان آغاز کردند.([۱۲])

ب) ایجاد فضای رعب و وحشت در میان شیعیان

دستگاه خلافت، برای دستیابی به حضرت مهدی هر چه تلاش کرد، به نتیجه نرسید. ناچار توجه خود را به شیعیان و یاران آن حضرت معطوف کرد تا شاید از این طریق بتواند ضمن ضربه زدن به جمع آنان به عنوان پایگاه‌های اجتماعی امامت و فروپاشیدن صفوفشان، به حضرت مهدی دسترسی پیدا کند. از این رو با همکاری جعفر کذاب که شیعیان را به خوبی می‌شناخت، تلاش گسترده‌ای را به منظور ایجاد فضای بیم، ترور، اذیت و آزار شیعیان و بستگان امام عسکری و حتی زنان و کنیزان خاندان آن حضرت آغاز کرد. شیخ مفید می‌نویسد: «جعفر بن، علی برادر امام عسکری، ترکه آن حضرت را تصاحب نمود و سعی در به زندان افکندن کنیزکان و به بند کشیدن همسران آن حضرت کرد. وی یاران امام را از آن جهت که به انتظار امام عصر نشسته و به وجود او قطع داشته و قائل به امامتش بودند، مورد سرزنش قرار می‌داد. او با آنان به ستیز برخاست، چندان که همگان را بیمناک و پراکنده ساخت و از این ناحیه بر بازماندگان حضرت عسکری مصیبت بزرگی وارد شد. از به بند کشیدن و زندان افکندن آنها گرفته تا تهدید و تحقیر و بی‌اعتنایی کردن به آنان. با این حال دستگاه خلافت از این همه سخت‌گیری و شکنجه طرفی نبست».([۱۳])

ج) پراکندگی شیعیان

از جمله رخدادهای اسف‌بار دوران امامت حضرت مهدی، اختلاف شیعیان بر سر مسأله امامت و پراکندگی آنان به گروه‌های مختلف بود. مسعودی در این زمینه می‌نویسد: شیعیان پس از رحلت امام عسکری درباره منتظَر از خاندان پیامبر دچار اختلاف گشته و به بیست گروه تقسیم شدند.([۱۴])

در آن شرایط بحرانی که شیعیان نیاز شدیدی به وحدت و همدلی داشتند تا بتوانند در مقابل حکومت وقت ایستادگی کنند، پراکندگی آنان فشار زیادی به آنها وارد آورد و مشکل جدیدی را برای خود به وجود آوردند که حکومت وقت آرزوی آن را داشت.

د) سفیران دروغین

همزمان با پیدایش و گسترش این اختلافات در میان جامعه اسلامی، عده‌ای از فرصت طلبان و دنیا دوستان، که به خاطر مشاغل و مسئولیت‌هایی که بعضی از آنان از سوی امامان پیشین داشتند، از چهره‌های برجسته و شناخته شده به شمار می‌رفتند، به دروغ از سوی امام زمان ادعای سفارت کردند و با این حرکت زهرآگین، فضای جامعه اسلامی را بیش از پیش مسموم کرده و موجب انحراف و گمراهی عده زیادی از مردم شدند. برخی از این مدعیان دروغین عبارتند از:

الف) ابومحمد شریعی ب) محمد بن نصیر نمیری ج) احمد بن هلال کرخی د) ابوطاهر، محمد بن علی بن بلال.

جریان‌ها و رخدادهایی که بدان‌ها اشاره کردیم، این دوره از تاریخ امامت را در وضعیتی بحرانی و حساس قرار داد که هم برای دشمنان مکتب امامت به ویژه سردمداران حکومت عباسی، مهم و سرنوشت ساز بود و هم برای امامان معصوم و دوستان آنان.

وضعیت ذریه حضرت علی در عصر معتمد

ذریه حضرت علی در زمان معتمد در شرایط سختی به سر می‌بردند و دائم زیر فشار، شکنجه و کشتار بودند و عده‌ی زیادی از آنها هم کشته شدند که به بعضی از بزرگان آنها اشاره می‌شود:

  1. احمد بن محمدبن عبدالله: احمد بن محمد بن عبدالله را «ابن طولون» در مصر به قتل رسانید و سرش را برای معتمد فرستاد؛ ۲٫ احمد بن محمد بن جعفر؛ ۳٫ عبیدالله بن علی: عبیدالله در جنگی که در طواحین میان احمد بن موفق و خماررویه فرزند احمد بن طولون اتفاق افتاد به قتل رسید؛ ۴٫ علی بن ابراهیم: علی بن ابراهیم را در سامرا بر دروازه جعفر بن معتمد کشته یافتند و قاتلش معلوم نشد؛ ۵٫ محمد بن احمد بن محمد: وی را عبدالعزیز بن أبی‌دلف در «آبه» که قریه‌ای است میان قم و ساوه، گردن زد؛ ۶٫ حمزهبن حسن؛ وی را «صلاب ترکی» گردن زد و بدنش را مثله کرد؛ ۷٫ حمزه بن عیسی: وی نیز در جنگی که میان صفار و حسن در طبرستان رخ داد به قتل رسید؛ ۸٫ محمد و ابراهیم فرزندان حسن بن حسن بن محمد بن اسماعیل بن عبدالله؛ ۹٫ محمد بن حسین: وی در زندان سامرا از دنیا رفت و… .

ظلم‌های خلفای عباسی در حق امام حسن عسکری

وقتی حضرت امام علی نقی به دستور متوکل به سامرا تشرف آوردند، از همان موقع، امام حسن عسکری را نیز همراه خود به سامرا آوردند و ایشان ۱۶ سال پایان عمر خویش را در سامرا زندگی کردند.

آغاز امامت امام حسن عسکری مصادف با عصر خلافت معتز بود که تا دوم شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری طول کشید و آخر رجب همین سال «مهتدی بالله» بر مسند خلافت نشست و خلافت او تا شانزدهم رجب سال ۲۵۶ هجری قمری، به طول انجامید و پس از او معتمد عباسی به خلافت رسید و خلافت او از ماه رجب سال ۲۵۶ هجری قمری، تا آخر رجب سال ۲۷۹ هجری قمری، یعنی ۲۳ سال به طول انجامید.([۱۵])

بنابراین دوران امامت امام حسن عسکری همزمان با حکومت سه خلیفه، یعنی: معتز، مهتدی و معتمد بوده و بیشتر دوران امامتش (حدود چهار سال از شش سال) در عصر معتمد عباسی گذشته است. آن بزرگوار از ناحیه هر سه خلیفه‌ متحمل ستم، شکنجه و زندانی‌های فراوان شدند که به بعضی از ‌آنها در صفحه بعد اشاره می‌شود.

سید بن طاووس می‌گوید: سه نفر از سلاطین زمان خواستند که امام حسن عسکری را به قتل برسانند، زیرا شنیده بودند که حضرت مهدی از صلب او به وجود خواهد آمد و چندین بار امام حسن عسکری را به زندان انداختتند و آن حضرت درباره بعضی از آنها نفرین کردند و آنها به سرعت به هلاکت رسیدند؛ مانند معتز که حدود سه سال و مهتدی که حدود یک سال خلافت کرده و مردند.([۱۶])

مظلومیت امام حسن عسکری و زندانی‌های گوناگون

حضرت امام حسن عسکری از ۶ سال امامتشان، سه سال در زندان تحت فشار و مراقبت سخت بودند و در این مدت با برخورد نیکو و حسن اخلاق، همراه با دانش و زهد با مردم ملاقات می‌کردند و بسیاری از اوقات مشغول عبادت بودند. خلفای معاصر آن حضرت، امام را در زندان‌های گوناگون شکنجه می‌دادند که به آنها اشاره می‌شود:

  1. ۱٫ معتز امام حسن عسکریرا با جمعی از طالبیون زندانی کرد. داوود بن‌قاسم می‌گوید: ما با تعدادی از افراد در زندان بودیم و زندانبان ما صالح بن وصیف بود. روزی دیدم که امام حسن عسکریرا وارد زندان کردند و در زندان شخص جاسوسی بود که خود را علوی معرفی می‌کرد.

امام حسن عسکری به ما فرمود: «اگر در میان شما بیگانه نبود، به شما خبر می‌دادم که در چه زمانی آزاد خواهید شد. آنگاه به آن شخص اشاره کرد که بیرون برود. او بیرون رفت و امام فرمود: این شخص از شما نیست. در مورد او احتیاط کنید و در لباس او کاغذی وجود دارد که گزارش کار شما را برای خلیفه نوشته است». یکی از افراد ما لباس او را جستجو کرد، همان گزارش را در آن یافت.([۱۷])

  1. گروهی از نزدیکان خلیفه عباسی نزد رئیس زندان (صالح بن وصیف) آمده و گفتند: در زندان، زندگی را بر ابو محمد (حسن عسکری) تنگ و سخت کن! صالح در پاسخ گفت: دو نفر را مأمور مخصوص او کرده‌ام تا بر او سخت بگیرند، ولی آن دو نفر آنچنان تحت تأثیر معنویت او قرار گرفته‌اند که در عبادت و نماز به مرحله عظیمی رسیده‌اند؛ سپس دستور داد آن دو نفر را احضار کردند و در حضور گروه عباسی به آنها گفت: وای بر شما درباره این مرد (امام حسن عسکری) چه می‌گویید و کارتان با او به کجا رسیده است؟ آن دو نفر در پاسخ گفتند: در مورد مردی که شب و روز را به عبادت و روزه به پایان می‌رساند و به جز عبادت به چیزی اشتغال ندارد، چه بگوییم وقتی که او به ما می‌نگرد، لرزه بر اندام ما می‌افتد و بی اختیار می‌شویم. وقتی گروه نزدیکان خلیفه چنین شنیدند سرافکنده شدند.([۱۸])
  2. امام حسن عسکریرا مدتی به شخصی با تجربه، سخت‌گیر و خشن به نام «نحریر» سپردند. او آن حضرت را شکنجه می‌داد و زندگی را بر ایشان سخت می‌گرفت. همسر او که بانویی با ایمان بود به او گفت: از خدا بترس، تو نمی‌دانی که چه شخصی در زندان توست. سپس آن زن پاره‌ای از عبادات و مقام ارجمند آن حضرت را برای شوهرش بیان کرد و ‌آنگاه نحریر گفت: سوگند به خدا او را در باغ وحش جلوی درندگان می‌افکنم. نحریر با اجازه مقامات بالا، همین کار را انجام داد، آن حضرت را به درون باغ وحش برد و هیچ‌گونه شکی نداشت که درندگان او را می‌خورند. پس از ساعتی آن حضرت را دیدند که نماز می‌خواند و درندگان در اطراف او آرام گرفته‌اند. آنگاه نحریر دستور داد تا آن حضرت را بیرون آورند.([۱۹])
  3. ۴٫ معتمد عباسی مدتی امام حسن عسکریرا تحت نظر علی بن جرین، زندانی نمود. او همواره از ابن جرین احوال حضرت را می‌پرسید و ابن جرین می‌گفت: آن حضرت روزها روزه می‌گیرد و شب‌ها نماز می‌خواند.([۲۰])
  4. بار دیگر امام حسن عسکریرا مدتی زیر نظر علی بن اوتاش زندانی کردند. او فردی بی‌رحم و خونخوار بود و از دشمنان سرسخت آل محمدبه شمار می‌آمد. به او دستور داده بودند هرگونه که خواست آن حضرت را مورد شکنجه و آزار قرار دهد؛ ولی حالت معنوی امام حسن عسکری به گونه‌ای بود که یک روز بیشتر طول نکشید تا علی بن اوتاش تحت تأثیر قرار گرفته و در برابرش زانوی عجز و تواضع به زمین زد و حتی به احترام حضرت چشمش را بلند نمی‌کرد و همین علی بن اوتاش وقتی که از حضور امام بیرون آمد، از نظر شناخت و معرفت و گفتار، یکی از بهترین انسان‌های مؤمن شده بود.([۲۱])

شهادت امام حسن عسکری

پیشوای یازدهم پس از حدود ۲۸ سال بندگی خدا و شش سال تلاش و مبارزه در مسند امامت، سرانجام در اوایل ماه ربیع الاول سال ۲۶۰ در بستر بیماری افتاد و در روز جمعه هشتم همان ماه به دیدار پروردگارش شتافت.([۲۲])

عبدالله بن خاقان، از سردمداران حکومت عباسیان، به محض آگاهی از بیماری امام توسط جعفر بن علی، برادر آن حضرت، نزد معتمد، خلیفه عباسی رفت و در حالی که پنج تن از جاسوسان خلیفه همراه او بودند، به سرعت بازگشت و به آنان دستور داد که در خانه امام باشند و اخبار و مسائل آنجا را گزارش کنند. وی چند نفر دیگر را نیز به عنوان پزشک مأمور کرد که روزی دوبار به امام سر بزنند و چون خبر رسید حال امام رو به وخامت است، دستور داد پزشکان نیز تمام وقت، ملازم خانه امام باشند. وی در اقدام سومی، از قاضی القضات خواست ده نفر از نیروهای مورد اعتماد خود را بر امام بگمارد و آنان شبانه روز در منزل امام باشند.([۲۳])

دستگاه خلافت عباسی از این اقدام حساب شده خود دو هدف مهم داشت:

نخست، کنترل دقیق اوضاع داخلی منزل امام و کسب اطلاع از جانشین آن حضرت و دستگیری ایشان. دومین هدف آنان، سرپوش گذاشتن بر جنایاتی بود که نسبت به آن حضرت مرتکب شده و آن حضرت را مسموم کرده بودند. دقت در همین جریان تاریخی و این اقدام دستگاه خلافت در جریان بیماری امام، ما را به این حقیقت رهنمون می‌سازد که آن حضرت به مرگ طبیعی از دنیا نرفته، بلکه به دست معتمد، مسموم شده است. البته محدثان و مورخان بزرگواری مثل شیخ صدوق([۲۴]) بر مسمومیت پیشوای یازدهم توسط «معتمد» تصریح کرده‌اند. علامه طبرسی می‌نویسد: امامان با شهادت از دنیا رفته‌اند و در این زمینه به روایتی از امام صادق مبنی بر اینکه هیچ یک از ما جز با قتل یا شهادت (به وسیله سم) از دنیا نرفته است، استدلال می‌کنند.([۲۵])

 

[۱]. صدوق، علل الشرایع، ج ۱، باب ۱۷۶، ص۲۳۰٫

[۲]. تاریخ الاسلام، حسن ابراهیم حسن، ج ۳، ص۹٫

[۳]. الکامل فی التاریخ، ج ۷، ص۱۹٫

[۴]. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۵۰، ص۳۱۱٫

[۵]. مناقب، ابن شهر آشوب، ج ۴، ص۳۳۱ـ۳۳۲٫

[۶]. الفخری، ص۲۴۶٫

[۷]. الارشاد، شیخ مفید، ص۳۴۲٫

[۸]. مناقب ابن شهر آشوب ج ۴ ص۴۲۹؛ ارشاد، ص۳۴۴٫

[۹]. مروج الذهب، مسعودی، ج ۴، ص۹۷٫

[۱۰]. مروج الذهب، مسعودی، ج ۴، ص۹۸٫

[۱۱]. کفایهًْ الأثر، ابو القاسم علی بن محمد بن علی خزاز قمی،‌ ص۲۳٫

[۱۲]. کمال الدین، شیخ صدوق، ج ۱، ص۴۳٫

[۱۳]. ارشاد، شیخ مفید، ص۳۴۵٫

[۱۴]. مروج الذهب، مسعودی، ج ۴، ص۱۱۰٫

[۱۵]. بحارالانوار، ج ۵۰، ص۲۳۶٫

[۱۶]. بحارالانوار، ج ۵۰، ص۲۳۷ـ۲۳۸٫

[۱۷]. انوار جاویدان و تاریخ چهارده معصوم، میر عظیمی، سید مختار، ج ۲، ص۳۳۸ـ۳۳۹٫

[۱۸]. منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج ۲، ص۲۹۳٫

[۱۹]. بحارالانوار، ج ۵۰، ص۲۶۸ و ۳۰۶٫

[۲۰]. بحارالانوار، ج ۵۰، ص۳۱۴٫

[۲۱]. بحارالانوار، ج ۵۰، ص۳۰۷٫

[۲۲]. ارشاد، شیخ مفید، ص۳۴۵٫

[۲۳]. بحار الانوار، ج۵۰، ص۳۲۷ـ ۳۲۸٫

[۲۴]. اعتقادات صدوق، ص۱۲۲٫

[۲۵]. طبرسی، اعلام الوری، ص۳۶۷٫

منبع: برگرفته از کتاب مظلومیت شیعه در عصر عباسیان؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای مشاهد کتاب اینجا را کلیک کنید.

http://shiastudies.com/fa

برچسب ها: حکومت عباسیانعباسیان
نوشته قبلی

چگونگی برخورد خلفای معاصر امام هادی با آن حضرت و شیعیان

نوشته‌ی بعدی

مروری بر وضعیت خلفای عباسی بعد از شهادت امام عسکری تا دوران المقتفی لأمرالله

مرتبط نوشته ها

حدیث سلسله الذهب
تاریخ شیعه

هجرت امام رضا (ع) به ایران

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول
تاریخ شیعه

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

طبرى و طرق حدیث غدیر
تاریخ شیعه

مظلومیت شیعه در تاریخ

کیفیت پیدایش و نشو و نماى شیعه
تاریخ شیعه

کیفیت پیدایش و نشو و نماى شیعه

تأثیر خلفا بر جریان سازی فکری و اجتماعی کوفه
تاریخ شیعه

تأثیر خلفا بر جریان سازی فکری و اجتماعی کوفه

هدف از قیام امام حسین (ع)
تاریخ شیعه

بررسی آغاز و منشأ پیدایش شیعه از دیدگاه مستشرقان

نوشته‌ی بعدی
مروري بر وضعيت خلفاي عباسي بعد از شهادت امام عسکري تا دوران المقتفي لأمرالله

مروری بر وضعیت خلفای عباسی بعد از شهادت امام عسکری تا دوران المقتفی لأمرالله

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

امام علی علیه السلام و عدالت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا