«اصحاب صفه» چه گروهی بودند؟
پاسخ اجمالی
«اصحاب صفه» یا «اهل صفه»، گروهی از مهاجران فقیر بودند که به دلیل نداشتن خانه و زندگی و یا فامیل در شهر مدینه، ناگزیر ابتدا بخشی از مسجد النبى(ص) را برای جا و مکان برگزیدند و در آنجا استراحت میکردند.[۱] و سپس صفّهای(سایبانی) برای آنان در کنار مسجد آماده شده و به آنجا منتقل شدند.
تعدادی از افراد معروف اهل صفه عبارت بودند از بلال، ابو عبیده، ابو یقظان، عمار بن یاسر، عبد اللّه بن مسعود، عتبه بن مسعود، مقداد بن اسود، عتبه بن غزوان، زید بن خطاب، ابو کبشه.[۲]
برخی از مورّخان و مفسّران تعداد آنها را نزدیک به چهار صد نفر،[۳] و برخی تا حدود هفت صد نفر نیز اعلام کردهاند.[۴]
نخستین فرد مهاجری که اسلام را پذیرفت و جایى در مدینه نداشت، جوانى از اهل یمامه به نام «جویبر» بود.[۵]
جویبر چون جایى براى زندگی در مدینه نداشت، پیامبر(ص) به او اجازه داد شبها در مسجد بخوابد، بعدها که تعداد مهاجران مسلمان بیشتر شد، و همگى در مسجد سکنا گزیده بودند، این امر وضع مسجد را از هر جهت دچار اختلال میکرد؛ لذا دستور داده شد که همه آنها را به خارج مسجد ببرند، و تمام درهایى که از خانه هاى اصحاب به سوى مسجد گشوده میشد، به فرمان پیامبر(ص) بسته شد، مگر در خانه على و فاطمه(س).[۶]
اینجا بود که پیامبر دستور داد محلى را در بیرون مسجد با شاخه درختان خرما مسقف کنند، و مهاجران و فقیران مسلمان در آنجا سکنا گزینند. آنها به دلیل سکونت در آن «صفه» به «اصحاب الصفه»، یا «اهل صفه» معروف شدند. و خود پیامبر(ص) شخصاً از آنها سرکشى میکرد، و نان، خرما و مواد غذایى دیگر براى آنها میبرد و مسلمانان نیز مراقب آنها بودند، و از طریق زکاه و انفاقهاى دیگر به آنها کمک میکردند.
آنان اهل ریاضت بودند که مستقیما از معدن نبوت کسب فیض میکردند؛ و در جنگهاى اسلامى شرکت کرده و مخلصانه جهاد مینمودند؛ از اینرو بعضى از آیات قرآن در فضیلت، صفا، پاکى و قداستشان نازل شده است.[۷]
مانند آیه شریفه ۲۷۳ سوره بقره که امام باقر(ع) فرمود؛ در مورد آنها نازل شده است: «لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ …»؛[۸] این صدقات از آن بینوایانى است که خود را در طاعت حق محصور کردهاند و در طلب قوت ناتوانند و آنچنان در پرده عفافاند که هر کس حال ایشان را نداند میپندارد که از توانگراناند. آنان را از سیمایشان میشناسى که به اصرار از کسى چیزى نخواهند.
برخی از اصحاب صفه به گونهای در مضیقه اقتصادی بودند که حتی لباس برای پوشش کامل بدن نداشتند.[۹] بر اساس برخی گزارشها حدود سی نفر از آنها با بالا تنه عریان پشت سر پیامبر نماز میگزاردند.[۱۰] همین فقر اصحاب صفه باعث شد تا گاهی از سوی اشراف انصار مورد تحقیر قرار گیرند. در همین راستا نقل میکنند؛ روزی مردی از انصار نزد پیامبر(ص) آمد و مشاهده نمود که فردی از اهل صفه، چسبیده به پیامبر و در کنار آنحضرت نشسته است، و پیامبر با او سخن میگوید. مرد انصاری وقتی این وضعیت را دید با فاصله از آنها نشست. پیامبر فرمود بیا جلو، اما مرد انصاری از این کار پرهیز کرد که رسول خدا(ص) فرمود: میترسی فقرش به تو سرایت کند؟! انصاری درپاسخ گفت: این افراد را از خود دور کن! در این هنگام بود که این آیه نازل شد:[۱۱] «وَ لا تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداهِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَیْکَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظَّالِمِینَ»؛[۱۲] کسانى را که هر بامداد و شبانگاه پروردگار خویش را میخوانند و خواستار خشنودى او هستند، از خود مران. نه چیزى از حساب آنها بر عهده تو است و نه چیزى از حساب تو بر عهده ایشان. اگر آنها را طرد کنى، در زمره ستمکاران خواهی بود.
به همین سبب بود که خداى تعالى در آیه ۲۷۳ سوره بقره به مسلمانان سفارش کرد تا مراقب وضع آنان باشند، و لذا آنان آنچه که از غذایشان زیاد میآمد، هنگام عصر براى اصحاب صفه میآوردند.[۱۳]
[۱]. جزری، ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج ۳، ص ۳۷، قم، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم، چاپ اول، ۱۳۶۷ش.
[۲]. سجادی، سید جعفر، فرهنگ معارف اسلامی، ج ۱، ص ۳۴۸، تهران، دانشگاه تهران، چاپ سوم، ۱۳۷۳ش.
[۳]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی، محمد جواد، ج ۲، ص ۶۶۶، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
[۴]. رشیدالدین میبدی، احمد بن ابی سعد، کشف الأسرار و عده الأبرار، تحقیق، حکمت، علی اصغر، ج ۵، ص ۶۸۰، امیر کبیر، تهران، چاپ پنجم، ۱۳۷۱ش.
[۵]. ر. ک: «جویبر سیاه پوست و ازدواج با دختر زیبای عرب»، ۲۶۷۲۵٫
[۶]. «در خانه حضرت علی(ع) و فاطمه(س)»، ۵۲۶۸۱٫
[۷]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص ۴۴۷- ۴۴۸، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
[۸] بقره، ۲۷۳٫
[۹]. مرعشی تستری، قاضی نور الله، احقاق الحق و إزهاق الباطل، ج ۲۲، ص ۹، قم، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۹ق؛ البلاذری، بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق، زکار، سهیل، زرکلی، ج ۱،ص ۲۷۲، ریاض، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
[۱۰]. ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۱۹۶، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق.
[۱۱]. بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۲، ص ۴۲۳، تهران، بنیاد بعثت، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
[۱۲]. انعام، ۵۲٫
[۱۳]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۲، ص ۶۶۶٫

















هیچ نظری وجود ندارد