۴ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

تقریر استدلال شیعه و اهل تسنن درباره آیه خیر البریه

تقرير استدلال شيعه و اهل تسنن دربارة آيه خير البريه
0
SHARES
44
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

تقریر استدلال شیعه و اهل تسنن درباره آیه خیر البریه

آیه خیر البریه

خدای تعالی در قرآن مجید می‌فرماید:

﴿إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ، جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ﴾.[۱]

«قطعاً کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند آن‌ها همان بهترین مردم هستند. پاداش آن‌ها نزد پروردگارشان، بهشت‌های جاودان است که از زیر آن‌ها، رودها جاری است، در آن همیشه و ابدی خواهند بود. خداوند از آن‌ها راضی است و آن‌ها از خدا راضی هستند، آن برای کسی است که از پروردگارش بترسد».

در این آیه شریفه خدای تعالی دو ویژگی مهم را برای افرادی که خیر البریه یعنی بهترین مردم هستند را بر می‌شمرد؛ یکی ایمان و دیگری عمل صالح.

سپس در آیه بعد به نتیجه این دو عمل که تحصیل بهشت جاودان و کسب رضایت الهی و رسیدن به مقام خشیت است اشاره فرموده است.

بنابراین باید مقصود خدای تعالی از ایمان و عمل صالح که شخص را بهترین مردم می‌نماید و پاداش آن چنانی که در بالا ذکر شد که بهترین پاداش هاست را در بر دارد مشخص شود. زیرا خدای تعالی در آیه دیگری می‌فرماید:

﴿وَعَدَ اللهُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ جَنّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَ مَسَاکِنَ طَیّبَهً فِی جَنّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوَانٌ مِنَ اللهِ أَکْبَرُ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ﴾.[۲]

«خداوند به مردان و زنان با ایمان، بهشت‌هایی که از زیر آن نهرها جاری است و در آن همیشه خواهند بود و مسکن‌های پاکیزه در بهشت‌های جاودان وعده داده است، و[لی] رضایت و خشنودی خدا بزرگ‌تر است. آن همان رستگاری بزرگ است».

این مطلب در ادامه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

روایات شیعه در (شأن نزول) و تفسیر آیه خیر البریه

روایاتی که در ذیل این آیه شریفه در منابع شیعه نقل شده، رسول اکرم از حضرت علی و شیعیان آن حضرت به خیر البریه تعبیر فرموده‌اند که به چند روایت در این مورد اشاره می‌گردد:

  1. از امام باقر نقل شده که رسول خدا فرمودند:

من الخیر لعلی بن أبی طالب ما لم یقله لاحد قال ﴿إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ﴾ [أنت وشیعتک یا علی خیر البریّه] فعلى والله خیر البریّه بعد رسول الله’.[۳]

برای علی بن ابی طالب از خیر و خوبی چیزی است که برای هیچ کس آن مطلب گفته نشده است. سپس حضرت فرمودند: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾، [تو و شیعیان تو ای علی بهترین مردم هستید]. پس به خدا قسم! علی خیر البریه بعد از رسول خدا است.

  1. از امام باقر نقل شده که پیامبر اکرم فرمودند:

یا [هیا] على ﴿إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ﴾، أنت و شیعتک ترد علیّ أنت و شیعتک راضین مرضیین.[۴]

ای علی! ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾؛ تو و شیعیان تو هستید که [در روز قیامت] بر من در حالی که شما از خدا راضی هستید و خدا هم از شما راضی، وارد می‌گردید.

  1. از ابو ایوب انصاری نقل شده که رسول خدا فرمودند:

لما اسری بی الی السماء و انتهیت الی سدره المنتهى سمعت وهبت منها ریح بقتها فقلت لجبرئیل ما هذا فقال هذه سدره المنتهی اشتاقت إلی ابن عمک حین نظرت الیک فسمعت منادیاً ینادی من عند ربی محمّد خیر الأنبیاء و امیرالمؤمنین علی خیر الأولیاء [الأوصیاء] و أهل ولایته خیر البریه جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها ابداً رضی الله عن علی و أهل ولایته [نبیته] هم المخصوصون برحمه الله الملبسون نور الله المقربون إلی الله طوبى لهم ثم طوبى لهم یغبطهم الخلائق یوم القیامه بمنزلتهم عند ربهم.[۵]

زمانی که به آسمان رفتم و به سدرهًْ المنتهی رسیدم، بوی گیاهی را استشمام کردم که به جبرئیل گفتم: این چیست؟ گفت: این سدره المنتهی است که مشتاق دیدار پسر عمویت شد، هنگامی که به شما نگاه کرد. پس صدای منادی را شنیدم که از جانب پروردگارم ندا می‌کرد: محمد بهترین پیامبران و امیرالمؤمنین علی، بهترین اولیاء [اوصیاء] و اهل ولایت او بهترین مردم‌اند، جزای آن‌ها نزد پروردگارشان، بهشت‌های جاودانی است که از زیر آن‌ها نهرها جاری است، همیشه در آن خواهند بود. خداوند از علی و اهل ولایتش راضی است. رحمت خدا مخصوص آن‌ها خواهد بود و نور خدا آن‌ها را خواهد پوشاند و مقرب خدا هستند. خوشا به حال آن‌ها! سپس خوشا به حال آن‌ها! همه خلایق روز قیامت به مقام و منزلت آن‌ها در نزد پروردگارشان غبطه خواهند خورد.

  1. مردی نزد رسول خدا عرض کرد:

یا رسول الله، علمنی شیئا ینفعنی الله به. قال: >علیک بالمعروف، فانه ینفعک فی عاجل دنیاک وآخرتک<، إذ اقبل علی، فقال: >یا رسول الله، فاطمه تدعوک<. قال: نعم. فقال الرجل: من هذا یا رسول الله؟ قال: هذا من الذین انزل الله فیهم ﴿إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ﴾.[۶]

ای رسول خدا! چیزی به من یاد بده که به وسیله آن خدا به من عنایت فرماید. رسول خدا فرمودند: به معروف عمل کن که آن در زندگی زودگذر دنیا و همچنین در آخرتت به تو نفع می‌دهد. در این هنگام علی به طرف رسول خدا آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! فاطمه سلام الله علیها شما را خواسته است. پیغمبر فرمودند: می‌آیم. مرد عرض کرد: ای رسول خدا! این کیست؟ پیغمبر فرمودند: این از کسانی است که خدای تعالی درباره آن‌ها این آیه را نازل کرده است: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾.

  1. از امام باقر نقل است که پیامبر بدون مقدمه به علی فرمودند:

﴿إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ﴾ أنت و شیعتک، و میعادی و میعادکم الحوض إذا حشر الناس جئت أنت و شیعتک شباعا مرویین، غرا محجلین.[۷]

منظور از «قطعا کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، آن‌ها همان بهترین مردم‌اند»؛ تو و شیعیانت هستید و وعده‌گاه من و شما حوض (کوثر) است. هنگامی که مردم محشور شوند، تو و شیعیانت در حالی که سیر و سیراب هستید و پیشانی نورانی دارید وارد می‌شوید.

  1. در کتاب سعد السعود، ابن کاووس از کتاب محمد بن عباس بن مروان در تفسیر فرمایش خدای تعالی که می‌فرماید:

﴿أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ آمده است که منظور از خیر البریه؛ مولای ما علی و شیعیان آن حضرت هستند. مصنف کتاب این روایت را از بیست و شش طریق که بیشتر آن‌ها از رجال (اهل تسنن) هستند نقل نموده است. و ما تنها یک طریق آن را با عبارت روایت ذکر می‌کنیم:

حدثنا احمد بن محمد المحذور قال: حدثنا الحسن بن عبید بن عبدالرحمن الکندی قال: حدثنی محمد بن مسکین قال: حدثنی خالد بن السری الأودى قال: حدثنی النضر بن الیاس قال: حدثنی عامر بن واثله قال: خطبنا امیرالمؤمنین على المنبر بالکوفه و هو اجیرات مجصص فحمد الله و اثنى علیه و ذکر الله بما هو اهله و صلى على نبیه ثم قال: ایها الناس سلونی فو الله لا تسألونی عن آیه من کتاب الله الا حدثتکم عنها متى نزلت بلیل أو أنهار أو فی مقام أو فی سفر أم فی سهل أم فی جبل و فیمن نزلت أفی مؤمن أو منافق و ما عنى بها أخاص أم عام و لئن فقدتمونی لا یحدثکم احد حدیثی، فقام إلیه ابن الکوا فلما بصر به قال بتعنت لا تسأل تعلما هات سل: فإذا سئلت فاعقل ما تسأل عنه فقال یا امیرالمؤمنین اخبرنی عن قول الله عزوجل ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ فسکت امیرالمؤمنین فأعادها ثانیه ابن الکوا فسکت فأعادها الثالثه فقال علی و رفع صوته: ویحک یا ابن الکوا اولئک نحن و اتباعنا یوم القیامه غرا محجلین رواه مرویین یعرفون بسیماهم.[۸]

احمد بن محمد محذور از حسن بن عبید بن عبدالرحمن کندی از محمد بن مسکین از خالد بن سری اودی از نضر بن الیاس از عامر بن واثله نقل می‌کند که گفت: امیرالمؤمنین، علی، بر منبر کوفه خطبه‌ای برای ما خواند.

سپس حمد و ثنای خدای تعالی را فرمود و خداوند را به آنچه شایسته‌اش بود، یاد نمود و بر پیامبر صلوات فرستاد، سپس فرمود: ای مردم! از من سؤال کنید که از آیه‌ای از کتاب خدا از من سؤال نمی‌کنید جز اینکه به شما از آن خبر می‌دهم که چه وقت نازل شده است؛ در شب یا روز؛ در وطن یا در سفر؛ در دشت یا در کوه و درباره چه کسی نازل شده است؛ آیا درباره مؤمن است یا درباره منافق و منظور از آن چیست؛ آیا خاص است یا عام و اگر مرا از دست بدهید هیچ کس از این مطالب من به شما خبر نمی‌دهد.

ابن کواء برخاست. وقتی چشمان علی به او افتاد فرمود: به جهت امتحان و آزمایش سؤال نکن بلکه به جهت یاد گرفتن سؤال کن و هنگامی که سؤال می‌کنی عقلت را به کار بینداز که از چه چیز سؤال می‌کنی!

عرض کرد: ای امیرالمؤمنین! به من از فرمایش خدای عزوجل که می‌فرماید: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾؟ خبر بده (که منظور از خیر البریه کیست؟)

امیرالمؤمنین ساکت ماند.

بار دوم ابن کوا سؤال خود را تکرار نمود، باز امیرالمؤمنین ساکت ماند.

دفعه سوم که ابن کوا سؤال خود را تکرار نمود، حضرت علی با صدای بلند فرمودند: وای بر تو ای ابن کوا! آن‌ها ما و پیروان ما هستیم که روز قیامت با پیشانی نورانی و سیراب حاضر می‌شویم. آن‌ها با چهره شان شناخته می‌شوند.

  1. از جابر روایت شده که وقتی آیه ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ نازل شد، پیامبر فرمودند:

«علی خیر البریه» و فی روایه جابر: کان اصحاب رسول الله اذ اقبل علی، قالوا: جاء خیر البریه.[۹]

علی بهترین مردم است.

و در ذیل روایت آمده: این جریان به قدری شهرت یافته بود که وقتی علی را می‌دیدند می‌گفتند: بهترین مردم آمد.

  1. ابو نعیم اصفهانی در «ما نزل من القرآن فی علی» از علی نقل کرده که آن حضرت فرمودند:

نحن اهل بیت لا نقاس بالناس، فقام رجل فأتى ابن عباس، فأخبره بذلک، فقال: صدق علی، النبی لا یقاس بالناس. و قد نزل فی علی: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾.[۱۰]

ما اهل بیتی هستیم که با مردم مقایسه نمی‌شویم. مردی بلند شد و نزد ابن عباس رفت و او را از این مطلب خبر داد. ابن عباس گفت: علی راست گفته است، پیامبر با مردم مقایسه نمی‌شود و درباره علی نازل شده است که: قطعاً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند آنها همان بهترین مردم‌اند.

  1. از امام صادق روایت شده که فرمودند:

دخل علی على رسول الله’ وهو بیت ام سلمه، فلما رآه، قال: کیف أنت یا علی إذا جمعت الأمم، و وضعت الموازین، و برز لعرض خلقه، و دعى الناس إلى ما لابد منه. قال: فدمعت عین امیرالمؤمنین، فقال رسول الله’: ما یبکیک یا علی، تدعى و الله أنت و شیعتک غرا محجلین، رواء مرویین، مبیضه وجوههم، و یدعى بعدوک مسوده وجوههم، اشقیاء معذبین، اما سمعت إلى قول الله: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ أنت و شیعتک، و ﴿الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْـرِکینَ فی‏ نارِ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّهِ﴾، عدوک یا علی.[۱۱]

علی بر رسول خدا در خانه ام سلمه داخل شدند. رسول خدا وقتی علی را دیدند، فرمودند: ای علی! چگونه خواهی بود هنگامی که مردم جمع شوند و میزان‌ها نصب گردد و خدای تعالی در مقام حسابرسی خلقش قرار بگیرد و مردم برای حسابرسی آورده شوند؟ چشم امیرالمؤمنین اشک آلود شد.

رسول خدا فرمودند: ای علی! چه چیز تو را به گریه انداخت؟ به خدا قسم! تو و شیعیانت (در آن روز) خوانده می‌شوید در حالی که پیشانی‌تان نورانی است، سیرابید، و صورت‌هایتان سفید است و دشمنان تو با صورت‌های سیاه، بدبخت و معذب خوانده می‌شوند. آیا سخن خدای تعالی را نشنیده‌ای که: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ بهترین مردم (خلق)، تو و شیعیانت هستید و کسانی که کافر شده و آیات ما را تکذیب می‌کنند، آن‌ها بدترین مردم (خلق) هستند، که منظور دشمن تو ای علی می‌باشد.

  1. حضرت علی به اهل شورای ۶ نفره فرمودند:

انشدکم بالله هل تعلمون یوم أتیتکم و أنتم جلوس مع رسول الله’ فقال: هذا أخی قد أتاکم، ثم التفت إلى الکعبه، قال: و ربّ الکعبه المبنیه، ان علیا و شیعته هم الفائزون یوم القیامه، ثم اقبل نحوکم و قال: أما انه أولکم ایمانا و اقولکم بأمر الله و أوفاکم بعهد الله و اقضاکم بحکم الله و أعد لکم فی الرعیه و أقسمکم بالسویه و اعظمکم عند الله مزیه، فأنزل الله سبحانه: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ فکبر رسول الله’ و کبرتم و هنأتمونی بأجمعکم، فهل تعلمون ان ذلک کذلک؟ قالوا: اللهمّ نعم.[۱۲]

شما را به خدا قسم می‌دهم! آیا یادتان می‌آید روزی که با رسول خدا نشسته بودید و من پیش شما آمدم و آن حضرت فرمودند: این برادر من است که به سوی شما آمد، سپس به سمت کعبه متوجه شدند و فرمودند: قسم به پروردگاری که این کعبه را ساخت؛ قطعاً علی و شیعیانش روز قیامت رستگارند. سپس رو به شما کردند و فرمودند: آگاه باشید که قطعاً او اولین کسی از میان شماست که ایمان آورد و از همه شما درباره فرمان خدا بیشتر سخن گفته است و از همه شما به عهد خدا وفادارتر است و از همه شما قضاوتش به حکم خدا بهتر و بالاتر است (علم بیشتری نسبت به آن دارد) و عدالتش درباره رعیت از همه شما بیشتر است و حقوق را از همه شما بهتر به مساوات تقسیم می‌کند و مقام و منزلتش نزد خدا از همه شما بیشتر است.

پس خدای تعالی این آیه را نازل فرمود که: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ و پیامبر تکبیر گفتند و شما هم تکبیر گفتید و همه شما به من تبریک گفتید. آیا تصدیق می‌کنید که این مطلب همان گونه است که من گفتم؟ گفتند: به خدا قسم بله!

  1. از انس بن مالک نقل شده که گفت:

﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا﴾ نزلت فی على، صدق اول الناس برسول الله’ ﴿وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ﴾ تمسکوا بأداء الفرائض ﴿أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ یعنی علیّا افضل الخلیقه بعد النبی’ إلى آخر السوره.[۱۳]

کسانی که ایمان آوردند، درباره علی نازل شد، زیرا اولین کسی بود که رسول خدا را تصدیق کرد و کارهای شایسته انجام دادند یعنی واجبات را انجام دادند و آن‌ها همان بهترین مردم‌اند؛ یعنی علی با فضیلت‌ترین خلق بعد از پیامبر است.

روایات اهل تسنن درباره آیه خیر البریه

  1. از امام باقر روایت شده که:

﴿أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ فقال النبی صلی الله علیه[و آله] و سلم: «أنت یا علی وشیعتک».[۱۴]

پیامبر صلی الله علیه[و آله] و سلم درباره «آن‌ها همان بهترین مردم (خلق) هستند»، فرمودند: منظور تو و شیعیان تو ای علی هستید.

  1. سیوطی در «الدر المنثور» از ابن عساکر از جابر بن عبدالله نقل کرده است که گفت:

کنا عند النبی صلی الله علیه [و آله] و سلم فاقبل علی[] فقال النبی صلی الله علیه [و آله] و سلم: و الّذی نفسی بیده أن هذا و شیعته لهم الفائزون یوم القیامه و نزلت ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ فکان اصحاب النبی صلی الله علیه[و آله] و سلم إذا أقبل على[] قالوا جاء خیر البریه.[۱۵]

نزد پیامبر صلی الله علیه[و آله] و سلم بودیم که علی[] تشریف آورد. پیامبر صلی الله علیه[و آله] و سلم فرمودند: قسم به آن که جانم در دست اوست؛ قطعاً این شخص و شیعیان او، روز قیامت رستگارانند و این آیه نازل شد که: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾. از آن هنگام اصحاب پیامبر صلی الله علیه[و آله] و سلم هرگاه علی[] وارد می‌شد، می‌گفتند: خیر البریه آمد.

  1. ابن عدی و ابن عساکر از ابی سعید نقل کرده‌اند که:

علی خیر البریه.[۱۶]

علی[] بهترین مردم (خلق) است.

  1. ابن عدی از ابن عباس نقل کرده که گفت:

لما نزلت ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ قال رسول الله صلی الله علیه [و آله] و سلم لعلی هو أنت و شیعتک یوم القیامه راضین مرضیین.[۱۷]

هنگامی که آیه ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ نازل شد، رسول خدا صلی الله علیه[و آله] و سلم به علی[] فرمودند: منظور تو و شیعیانت هستید که روز قیامت در حالی که شما از خدا راضی و خدا هم از شما راضی است، وارد می‌شوید.

روایاتی که از کتاب «الدر المنثور» سیوطی نقل گردید، در کتاب فتح القدیر، توسط شوکانی ـ که البانی او را از علمای سلف همطراز ابن تیمیه می‌داند ـ نیز روایت شده است.[۱۸]

این امر نشان می‌دهد که این روایات در نزد شوکانی به عنوان روایات تفسیری می‌باشد. قنوچی در مورد تفسیر مزبور می‌نویسد:

تا آن جایی که من می‌دانم از نیکوترین تفاسیری که بین روایت و درایت جمع کرده است، تفسیر امام حافظ قاضی محمد بن علی بن محمد شوکانی یمنی است.[۱۹]

  1. ابن مردویه از علی روایت آورده است که:

قال لی رسول الله صلی الله علیه [و آله] و سلم ألم تسمع قول الله ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ أنت و شیعتک و موعدی و موعدکم الحوض إذا جئت الامم للحساب تدعون غرا محجلین.[۲۰]

رسول خدا صلی الله علیه[و آله] و سلم به من فرمودند: آیا فرمایش خدای تعالی که می‌فرماید: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ را نشنیده‌ای؟ منظور تو و شیعیانت هستید و وعده‌گاه من و شما حوض (کوثر) است. هنگامی که امت‌ها برای حساب وارد شوند، شما با پیشانی‌های نورانی خوانده می‌شوید.

در مورد تفسیر سیوطی که روایت فوق از آن ذکر گردید، سخن بسیار است که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:

شوکانی در مقدمه «فتح القدیر» می‌نویسد:

و قد اذکر الحدیث معزوا إلى راویه من غیر بیان حال الاسناد لانی اجده فی الأصول التی نقلت عنها کذلک کما یقع فی تفسیر ابن جریر و القرطبی و ابن کثیر و السیوطی و غیرهم و یبعد کل البعد ان یعلموا فی الحدیث ضعفا و لا یبینونه … و اعلم ان التفسیر السیوطی المسمی بالدر المنثور قد اشتمل على غالب ما فی تفاسیر السلف من التفاسیر المرفوعه إلى النبی’ و تفاسیر الصحابه و من بعدهم و ما فاته الا القلیل النادر.[۲۱]

من در این کتابم، حدیث را منسوب به راویش بدون بیان حال اسنادش کرده‌ام زیرا من این روایات را در اصول معتبر که از آن جا نقل شده پیدا کرده‌ام. همچنان که این روایات در تفسیر ابن جریر و قرطبی و ابن کثیر و سیوطی و غیره واقع شده‌اند و بسیار بعید است که آن‌ها بدانند حدیثی ضعیف است و آن را مشخص نکرده باشند… و بدان که تفسیر سیوطی به نام «الدر المنثور» شامل اغلب آنچه در تفاسیر سلف شامل تفاسیر مرفوعه به پیامبر’ و تفاسیر صحابه و بعد از آن‌هاست بوده و فقط مقدار بسیار کمی را نیاورده است.

مشابه این مطلب را قنوچی نیز بیان کرده است.[۲۲]

  1. حاکم حسکانی در شواهد التنزیل از محب طبری در ریاض النضره آورده است که گفت: علی بن نعیم بصری می‌گوید که ابن عمر گفت:

على من اهل البیت لا یقاس بهم احد، على مع رسول الله صلی الله علیه[و آله] و سلم فی درجته ان الله عزوجل یقول: ﴿وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُمْ‏ بِإیمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُم﴾ فاطمه مع رسول الله’ فی درجته و على مع فاطمه. و ممّا یدل على صدق هذا المعنى ما رواه ابی نعیم کما فی الفصل: (۲۱) من خصائص الوحی المبین ص۱۳۱ و الحدیث ۷۷ من کتاب النور المشتعل ص۲۷۷ قال: و فیما اخبرنی ابو اسحاق بن المروزی قال: حدثنی عبدالحکیم بن میسره، عن شریک بن عبدالله، عن ابی اسحاق: عن الحارث قال: قال لی علی نحن أهل البیت لا نقاس [بالناس].

فقام رجل فأتى عبدالله بن عباس [فذکر له ما سمعه من علی] فقال ابن عباس: صدق على أو لیس کان النبی’ لا یقاس بالناس ثم قال ابن عباس: نزلت هذه الآیه فی علی: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾.

و یدل علیه أیضاً ما رواه السیوطی فی کتاب اللئالی: ج۱، ص ۱۹۸، بطرق ثلاثه أو اربعه.[۲۳]

علی[] از اهل بیتی است که هیچ کس با آن‌ها مقایسه نمی‌شود. علی[] در درجه رسول خدا صلی الله علیه[و آله] و سلم است، زیرا خدای تعالی می‌فرماید: «و کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان در ایمان از آن‌ها پیروی نمودند، فرزندانشان را به آن‌ها ملحق می‌کنیم؛ فاطمه[] در درجه رسول خدا صلی الله علیه[و آله] و سلم است و علی[] با فاطمه[] است. و از مطالبی که بر درستی این معنا دلالت می‌کند مطلبی است که آن را ابی نعیم روایت کرده است، همان گونه که در فصل ۲۱ از «خصائص الوحی المبین»، صفحه ۱۳۱ و حدیث ۷۷ از کتاب «نور مشتعل»، صفحه ۲۷۷ می‌گوید:

در آنچه ابو اسحاق بن مروزی خبر داده گفته است که: عبدالحکیم بن میسره از شریک بن عبدالله از ابی اسحاق از حارث برایم نقل کرده‌اند که گفت: علی به من فرمود: ما اهل بیتی هستیم که [با مردم] مقایسه نمی‌شویم.

پس از آن مردی بلند شد و نزد عبدالله بن عباس رفت [و آنچه را از علی شنیده بود نقل کرد] ابن عباس گفت:

علی[] درست گفته است؛ آیا این چنین نیست که پیامبر’ با مردم مقایسه نمی‌شود؟ سپس ابن عباس گفت: این آیه درباره علی[] نازل شده است که: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾.

بر این مطلب آنچه سیوطی در کتاب «اللئالی»، جلد ۱، صفحه ۱۹۸ به سه یا چهار طریق روایت کرده، دلالت می‌کند.

  1. حاکم حسکانی از یزید بن شراحیل انصاری، کاتب حضرت علی[] نقل کرده که گفت:

سمعت علیا یقول حدثنی رسول الله’ و أنا مسنده إلى صدری فقال: یا علی أما تسمع قول الله عزوجل: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ هم أنت و شیعتک، و موعدی و موعدکم الحوض، إذا اجتمعت الأمم للحساب تدعون غرا محجلین.[۲۴]

از علی شنیدم که می‌فرمود: رسول خدا’ در حالی که سرش را به سینه‌ام تکیه داده بودم فرمود: ای علی! آیا فرمایش خدای تعالی را نشنیده‌ای که: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ آن‌ها تو و شیعیان تو هستید و وعده‌گاه من و شما حوض (کوثر) است. هنگامی که مردم برای حساب جمع شوند، شما با پیشانی‌های نورانی خوانده می‌شوید.

  1. از ابن عباس روایت شده که گفت:

لما نزلت هذه الآیه: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ قال النبی’ لعلی[]: هو أنت و شیعتک یوم القیامه راضین مرضیین و یأتی عدوک غضابا مقمحین.[۲۵]

وقتی آیه ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ نازل شد، پیامبر’ به علی فرمودند: منظور تو و شیعیانت هستید که روز قیامت در حالی که شما از خدا راضی و خدا از شما راضی است وارد می‌شوید و دشمن تو در حالی که خشمگین رانده می‌شود وارد می‌شود.

  1. از ابی بریده از پدرش روایت شده که:

تلا النبی’ هذه الآیه: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ فوضع یده على کتف على و قال: هو أنت و شیعتک، یا علی ترد أنت و شیعتک یوم القیامه رواء مرویین و یرد عدوّک عطاشا مقمحین.[۲۶]

پیامبر’ آیه ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ را تلاوت کردند و دستشان را بر کتف علی گذاشتند و فرمودند: منظور از این آیه، تو و شیعیان تو هستید، ای علی! تو و شیعیانت روز قیامت سیراب وارد می‌شوید در حالی که دشمنت تشنه بوده و به زور وارد می‌گردد.

  1. از امام باقر درباره فرمایش خدای تعالی که:

﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ روایت شده که آن حضرت فرمودند: «هم علی و شیعته؛[۲۷] آن‌ها علی و شیعیان آن حضرت هستند».

  1. جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید:

کنا جلوسا عند رسول الله’ اذ أقبل علی بن أبی طالب، فلما نظر إلیه النبی قال: قد أتاکم أخی. ثم التفت إلى الکعبه فقال: و رب هذه البنیه ان هذا و شیعته [هم] الفائزون یوم القیامه ثم اقبل علینا بوجهه فقال: اما و الله انه اولکم ایماناً بالله و أقومکم بأمر الله و اوفاکم بعهد الله و اقضاکم لحکم الله و أقسمکم بالسویه و اعدلکم فی الرعیه و اعظمکم عند الله مزیه. قال جابر: فأنزل الله ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ فکان علی إذا أقبل قال أصحاب محمد’: قد أتاکم خیر البریه بعد رسول الله’.[۲۸]

نزد رسول خدا’ نشسته بودیم که علی بن ابی طالب وارد شد. وقتی چشم پیامبر’ به آن حضرت افتاد، فرمودند: برادرم نزد شما آمد.

سپس متوجه کعبه شدند و فرمودند: به پروردگار این خانه قسم که قطعاً این شخص و شیعیانش در روز قیامت رستگارند. آن گاه صورتشان را به طرف ما کردند و فرمودند: آگاه باشید، به خدا قسم! قطعاً او نخستین کسی از میان شماست که به خدا ایمان آورد و پابرجاترین شما در امر خدا و وفادارترین شما به عهد او و بهترین قضاوت کننده در میان شما به حکم خداست. و بهتر از همه شما اموال را به مساوات بین مردم تقسیم می‌کند و عادل‌ترین شما درباره رعیت بوده و نزد خدا از همه شما مزیت و مقام بزرگ‌تری دارد.

جابر می‌گوید: سپس خدای تعالی این آیه را نازل فرمود که: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾. پس از آن هرگاه علی[] به طرف اصحاب پیغمبر[] می‌آمد، آن‌ها می‌گفتند: نزد شما بهترین مردم بعد از رسول خدا[] آمد.

  1. عامر بن واثله می‌گوید:

خطبا امیرالمؤمنین على منبر الکوفه و هو مجصص فحمد الله و اثنى علیه و ذکر الله لما هو أهله و صلى على نبیه ثم قال: ایها الناس سلونی سلونی فو الله لا تسألونی من آیه من کتاب الله الا حدثتکم عنها متى نزلت [ظ] بلیل أو بنهار أو فی مقام أو فی سهل أو فی جبل، و فیمن نزلت أفی مؤمن أو منافق و ما عنی بها أخاص أم عامه و لئن فقدتمونی لا یحدثکم أحد حدیثی.

فقام إلیه ابن الکواء فلما بصر به قال: متعنتا لا تسأل تعلیما هات سل فإذا سألت فاعقل ما تسأل عنه. فقال [ابن الکواء]: یا امیرالمؤمنین اخبرنی عن قول الله جل وعز ﴿[إِنّ] الّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾.

فسکت امیرالمؤمنین فأعادها علیه ابن الکواء فسکت فأعادها ثلاثاً فقال علی و رفع صوته: ویحک یا ابن الکواء اولئک [هم] نحن واتباعنا یوم القیامه غرا محجلین رواء مرویین یعرفون بسیماهم.[۲۹]

امیرالمؤمنین، علی بر منبر کوفه خطبه‌ای برای ما خواند.

پس حمد و ثنای خدای تعالی را فرمود و خداوند را به آنچه شایسته‌اش بود، یاد نمود و بر پیامبر صلوات فرستاد، سپس فرمود: ای مردم از من سؤال کنید که از آیه‌ای از کتاب خدا از من سؤال نمی‌کنید جز اینکه از آن خبر می‌دهم به شما که چه وقت نازل شده است؛ در شب یا روز؛ در وطن یا در سفر؛ در دشت یا در کوه و درباره چه کسی نازل شده است؛ آیا درباره مؤمن است یا درباره منافق و منظور از آن چیست؛ آیا خاص است یا عام و اگر مرا از دست بدهید هیچ کس از این مطالب من به شما خبر نمی‌دهد.

ابن کوا برخاست. وقتی چشمان علی به او افتاد فرمود: به جهت امتحان و آزمایش سؤال نکن بلکه به جهت یاد گرفتن سؤال کن و هنگامی که سؤال می‌کنی عقلت را به کار بینداز که از چه چیز سؤال می‌کنی؟!

عرض کرد: ای امیرالمؤمنین! به من از فرمایش خدای عزوجل که می‌فرماید: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ خبر بده (که منظور از خیر البریه کیست؟)

امیرالمؤمنین ساکت ماند.

بار دوم ابن کوّاء سؤال خود را تکرار نمود، باز امیرالمؤمنین ساکت ماند.

دفعه سوم که ابن کوّاء سؤال خود را تکرار نمود حضرت علی با صدای بلند فرمودند: وای بر تو ای ابن کوّاء! آن‌ها ما و پیروان ما هستیم، روز قیامت با پیشانی نورانی و سیراب حاضر می‌شویم. آن‌ها با چهره‌شان شناخته می‌شوند.

به جهت آشکارتر شدن حقیقت و ممانعت از ایراداتی که بعضی از معاندین ممکن است نسبت به احادیث مذکور یا مثلاً نویسنده کتاب شواهد التنزیل وارد کنند، روایاتی که در تفسیر آیه خیر البریه در کتب دیگر اهل تسنن آمده است، در ذیل ذکر می‌گردد که هم مدعای ما با قوت بیشتری اثبات می‌گردد و هم روشن می‌شود که روایاتی که در کتبی مانند شواهد التنزیل که مورد ایراد معاندین است، مخصوص این کتب نمی‌باشد بلکه در منابع دیگر اهل تسنن نیز آمده است؛

  1. طبری در تفسیرش چنین بیان می‌کند:

و قد حدثنا بن حمید قال ثنا عیسی بن فرقد عن أبی الجارود عن محمد بن علی ﴿أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ فقال النبی’ أنت یا علی و شیعتک.[۳۰]

امام باقر می‌فرمایند:

پیامبر اکرم’ در مورد آیه ﴿أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ فرمودند: ای علی! منظور تو و شیعیانت هستید.

  1. ابن عطیه اندلسی نیز به این روایت طبری اعتماد کرده و در تفسیرش می‌گوید:

و روى حدیث عن النبی صلى الله علیه [و آله] وسلم انه قرأ هذه الآیه ﴿أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ ثم قال لعلی بن أبی طالب رضی الله عنه: أنت یا علی و شیعتک من خیر البریه، ذکره الطبری.[۳۱]

از پیامبر’ روایت شده که آیه ﴿أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ را قرائت کردند و سپس به علی بن ابی طالب رضی الله عنه فرمودند: ای علی! تو و شیعیانت از خیرالبریه (بهترین مردم) هستید. این روایت را طبری آورده است.

ابن تیمیه در جواب این سؤال که:

ای التفاسیر اقرب إلى الکتاب و السنه؟ الزمخشری؟ أم القرطبی؟ أم البغوی؟ أو غیر هؤلاء؟

کدام یک از تفاسیر به قرآن و سنت پیامبر’ نزدیک‌تر است؟ تفسیر زمخشری یا قرطبی یا بغوی یا دیگران؟ می‌گوید:

و أما التفاسیر التی فی ایدی الناس، فاصحها تفسیر محمد بن جریر الطبری؛ فانه یذکر مقالات السلف بالأسانید الثابته، و لیس فیه بدعه، و لا ینقل عن المتهمین.[۳۲]

و اما تفاسیری که در دست مردم است، پس صحیح‌ترین آن‌ها، تفسیر محمد بن جریر طبری است؛ زیرا سخنان گذشتگان را با سلسله سندهای ثابت و محکم آورده است و در آن بدعتی وجود ندارد و از متهمین (به کذب و تحریف و…) روایت نقل نمی‌کند.

با این مطلب ابن تیمیه، احتیاجی به توضیح در صحت و حجیت حدیث فوق وجود ندارد.

  1. صدیق حسن خان قنوچی در تفسیر «فتح البیان» چنین می‌گوید:

و عن جابر بن عبدالله قال: کنا عند النبی صلى الله علیه [و آله] و سلم، فأقبل على فقال النبی صلى الله علیه [و آله] و سلم: و الذی نفسی بیده أن هذا و شیعته لهم الفائزون یوم القیامه و نزلت ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا﴾ الآیه فکان اصحاب محمد صلى الله علیه [و آله] و سلم، إذا أقبل قالوا قد جاء خیر البریه، أخرجه ابن عساکر.

و عن ابن عباس قال: لما نزلت هذه الآیه قال رسول الله[’] لعلی[] هو أنت و شیعتک یوم القیامه راضین مرضیین. أخرجه ابن مردیه، و أخرج الضیاء عن على مرفوعاً نحوه.

و أخرج ابن عدی و ابن عساکر عن أبی سعید مرفوعاً «علی خیر البریه».[۳۳]

از جابر بن عبدالله نقل شده که گفت: نزد پیامبر صلی الله علیه [و آله] و سلم بودیم که علی[] وارد شد؛ پیامبر صلی الله علیه [و آله] و سلم فرمودند: قسم به آن‌که جانم در دست اوست! این شخص و شیعیانش روز قیامت رستگارند و آیه ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا﴾ نازل شد. از آن به بعد اصحاب پیغمبر صلی الله علیه [و آله] و سلم وقتی علی[] می‌آمد می‌گفتند: تحقیقا خیر البریه آمد.

ابن عساکر این روایت را نقل کرده است.

از ابن عباس روایت شده که گفت: هنگامی که این آیه نازل شد، رسول خدا’ به علی فرمودند: منظور تو و شیعیانت هستید که روز قیامت راضی و مرضی خواهید بود.

این روایت را ابن مردویه آورده است و ضیاء (مقدسی) آن را از علی به صورت مرفوع آورده است.

ابن عدی و ابن عساکر نیز از ابی سعید به صورت مرفوع آورده‌اند که: «علی[] بهترین مردم (خلق) است».

در باب اعتبار صدیق حسن خان قنوچی، عبارت البانی در «السلسلهًْ الصحیحه» کفایت می‌کند که نام او را در زمره سلفی‌ها آورده و رتبه او را هم رتبه احمد بن حنبل و ابن تیمیه ذکر کرده است. البانی در واکنش به سخنان شخصی به نام ابو عبدالرحمن ایهاب بن حسین اثری که ابتدا انحراف و جهل او را توضیح می‌دهد، می‌گوید:

و مع ذلک فهو مغرور بعلمه، معجب بنفسه، لا یقیم وزنا لائمه السلف الذین قالوا بخلاف عنوانه کالامام احمد و ابن تیمیه و ابن القیم و الطبری و ابن کثیر و القرطبی و الامام الشوکانی و صدیق حسن خان القنوجی و یرمیهم بالتقلید.[۳۴]

با این وجود (یعنی با وجود جهل و انحراف)، وی مغرور به علمش بوده و دارای عُجب است و برای ائمه سلفی که بر خلاف او سخن گفته‌اند مانند امام احمد و ابن تیمیه و ابن قیم و طبری و ابن کثیر و قرطبی و امام شوکانی و صدیق حسن خان قنوچی ارزشی قائل نیست و آن‌ها را متهم به تقلید می‌کند.

مشاهده می‌شود که البانی، صدیق حسن خان قنوچی را هم رتبه احمد بن حنبل و ابن تیمیه آورده است.

وجود این روایات در تألیف صدیق حسن خان قنوچی از این جهت مهم و قابل توجه می‌باشد که وی در بحث روایات سخت‌گیر بوده و درباره تفسیر وی معروف است که:

تفسیر سلفی اثری خال من الاسرائیلیات و الجدلیات المذهبیه و الکلامیه یغنی عن جمیع التفاسیر و لا تغنی جمیعها عنه.

تفسیری سلفی و خالی از هرگونه اسرائیلیات و مجادلات مذهبی و کلامی که از همه تفاسیر بی‌نیاز است ولی هیچ تفسیری از آن بی‌نیاز نیست.

ابن عساکر در «تاریخ مدینهًْ دمشق» از جابر بن عبدالله آورده است که گفت:

کنا عند النبی’ فاقبل علی بن أبی طالب، فقال النبی’: >قد اتاکم اخی< ثم التفت الی الکعبه فضربها بیده، ثم قال: و الذی نفسی بیده ان هذا و شیعته لهم الفائزون یوم القیامه. ثم قال: انه اولکم ایمانا معی و اوفاکم بعهد الله و اقومکم بأمر الله و اعدلکم فی الرعیه و اقسمکم بالسویه و اعظمکم عند الله مزیه. قال: و نزلت ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾. قال: فکان اصحاب محمد إذا اقبل علی، قالوا: قد جاء خیر البریه.[۳۵]

خدمت پیامبر’ بودیم که علی بن ابی طالب وارد شد. پیامبر’ فرمودند: برادرم نزد شما آمد. سپس متوجه کعبه شدند و دستشان را به آن زدند سپس فرمودند: قسم به آن که جانم در دست اوست، این شخص و شیعیانش روز قیامت رستگارند. پس از آن فرمودند: قطعاً او نخستین کس از میان شماست که همراه من ایمان آورد و وفادارترین شما به عهد خدا و پابرجاترین شما در امر اوست. و عادل‌ترین شما درباره رعیت بوده و بهتر از همه شما، اموال را به مساوات بین مردم تقسیم می‌کند و نزد خدا از همه شما مزیت و مقام بزرگ‌تری دارد.

جابر می‌گوید: سپس خدای تعالی این آیه را نازل فرمود که: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾. پس از آن هرگاه علی به طرف اصحاب پیغمبر’ می‌آمد، آن‌ها می‌گفتند: نزد شما بهترین مردم بعد از رسول خدا’ آمد.

این روایات از اصحاب دیگر پیامبر مانند ابی سعید خدری[۳۶] و ام سلمه[۳۷] نیز روایت شده است.

ابن حجر مکی در «الصواعق المحرقه» این روایت را در باب آیات نازل شده در شأن اهل بیت آورده است. وی می‌نویسد:

الآیه الحادیه عشره قوله تعالی: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾.

اخرج الحافظ جمال الدین الزرندی عن ابن عباس رضی الله عنهما ان هذه الآیه لما نزلت قال النبی’ لعلی: هو أنت و شیعتک تأتی أنت و شیعتک یوم القیامه راضین مرضیین و یأتی عدوک غضابا مقمحین. قال و من عدوی؟ قال: من تبرأ منک و لعنک.[۳۸]

آیه یازده، فرمایش خدای تعالی است که: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾.

حافظ جمال الدین زرندی از ابن عباس رضی الله عنهما آورده است هنگامی که این نازل شد، پیامبر صلی الله علیه [و آله] و سلم به علی[] فرمودند: منظور تو و شیعیانت هستید که روز قیامت در حالی که شما از خدا راضی هستید و خدا هم از شما راضی است وارد می‌شوید، ولی دشمنت در حال غضب و به زور وارد می‌گردد. [حضرت علی] عرض کرد: چه کسی دشمن من است؟ پیغمبر فرمودند: کسی که از تو تبری بجوید و تو را لعنت کند.

اخطب خطبای خوارزم، موفق بن احمد خوارزمی حنفی در کتاب «المناقب» نیز این روایت را به چندین سند بیان کرده است؛

عن عطیه، عن ابی سعید، عن النبی’ قال: خیر البریه علی.[۳۹]

از عطیه از ابی سعید از پیامبر’ نقل شده که فرمودند: بهترین مردم (خلق)، علی است.

همچنین وی از جابر آورده است که گفت:

کنا عند النبی’ و اقبل علی بن أبی طالب فقال رسول الله’: قد أتاکم أخی، ثم التفت إلی الکعبه فضربها بیده ثم قال: و الّذی نفسی بیده ان هذا و شیعته هم الفائزون یوم القیامه، ثم قال: انه اولکم ایماناً معی و أوفاکم بعهد الله تعالى و اقومکم بأمر الله و اعدلکم فی الرعیه و اقسمکم بالسویه و اعظمکم عند الله مزیه قال و نزلت فیه: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾. قال: فکان اصحاب النبی’ إذا أقبل علی قالوا: قد جاء خیر البریه.[۴۰]

خدمت پیامبر’ بودیم، علی بن ابی طالب وارد شد. رسول خدا’ فرمودند: برادرم نزد شما آمد. سپس متوجه کعبه شدند و دستشان را به آن زدند و فرمودند: قسم به آن که جانم در دست اوست این شخص و شیعیانش روز قیامت رستگارند. پس از آن فرمودند: قطعاً او نخستین کس از میان شماست که همراه من ایمان آورد و وفادارترین شما به عهد خدا و پابرجاترین شما در امر اوست. و عادل‌ترین شما درباره رعیت بوده و بهتر از همه شما، اموال را به مساوات بین مردم تقسیم می‌کند و نزد خدا از همه شما مزیت و مقام بزرگ‌تری دارد.

جابر می‌گوید: سپس خدای تعالی این آیه را نازل فرمود که: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾. پس از آن هرگاه علی به طرف اصحاب پیغمبر’ می‌آمد، آن‌ها می‌گفتند: نزد شما بهترین مردم بعد از رسول خدا’ آمد.

همچنین خوارزمی این روایت را نقل می‌کند که:

یزید بن شراحیل الانصاری کاتب علی قال: سمعت علیا یقول: حدثنی رسول الله و انا مسنده الی صدری فقال: أی علی الم تسمع قول الله تعالی: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ انت و شیعتک و موعدی و موعدکم الحوض اذا جئت الأمم للحساب تدعون غرا محجلین.[۴۱]

یزید بن شراحیل انصاری، کاتب علی، گفت:

از علی شنیدم که می‌فرمود: رسول خدا’ در حالی که سرش را به سینه‌ام تکیه داده بودم فرمود: ای علی! آیا فرمایش خدای تعالی را نشنیده‌ای که: ﴿إِنّ الّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّهِ﴾ آن‌ها تو و شیعیان تو هستید و وعده‌گاه من و شما، حوض (کوثر) است هنگامی که مردم برای حساب جمع شوند، شما با پیشانی‌های نورانی خوانده می‌شوید.

گنجی شافعی نیز از خوارزمی در کتابش این روایات را نقل کرده است.[۴۲]

بنابراین روایت اهل تسنن نیز مصداق خیر البریه و بهترین مردم و خلق خدا را حضرت علی و شیعیان آن حضرت می‌دانند.

روایات هم‏ مضمون

روایات دیگری به مضمون روایات بالا در مصادر حدیثی اهل تسنن یافت می‏شود که به برخی از آن‏ها اشاره‏ می‌شود:

  1. ابن حجر از امّ سلمه ـ رضی الله عنها ـ نقل کرده:

کانت لیلتی و کان النبی عندی فأتته فاطمه فتبعها علی رضی الله عنهما فقال النبی یا علی أنت وأصحابک فی الجنه أنت و شیعتک فی الجنه.[۴۳]

نوبت من بود که رسول خدا نزد من باشد، فاطمه‏ به سراغ حضرت آمد و به دنبال او علی آمد. پیامبر فرمود: ای علی! تو و اصحابت در بهشت می‏باشید، تو و شیعیانت در بهشت خواهید بود.

  1. ابن مردویه در ذیل آیه ﴿وَمِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّهٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یَعْدِلُونَ﴾[۴۴] از امام علی نقل کرده که آن حضرت فرمودند:

تفترق هذه الأُمّه على ثلاث و سبعین فرقه، ثنتان و سبعون فی النّار، و واحده فی الجنّه و هم الّذین قال الله عزّ وجلّ: ﴿وَمِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّهٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یَعْدِلُونَ﴾، و هم أنا و شیعتی.[۴۵]

این امت هفتاد و سه فرقه خواهند شد که هفتاد و دو تای آن‌ها در آتش هستند و یکی در بهشت است و آن‌ها کسانی هستند که خدای عزوجل می‌فرماید: و از کسانی که خلق کرده‌ایم، عده‌ای هستند که به حق هدایت می‌کنند و به آن (حق) عدالت را اجرا می‌نمایند، که مقصود از آن‏ها من و شیعیان من می‏باشند.

  1. ابن مغازلی به سندش از انس بن مالک نقل کرده که رسول خدا فرمود:

دخل من أُمّتی الجنّه سبعون ألفاً لا حساب علیهم، ثمَّ التفَتَ إلى عِلیّ فقال: هم مِنْ شیعتک و أنت إمامُهم.[۴۶]

از امّتم هفتاد هزار نفر بدون حساب وارد بهشت می‏شوند. آن‏گاه به علی توجه کرده و فرمودند: اینان شیعیان تواند و تو امام آنان هستی.

  1. از ابوسعید خدری نقل شده که:

نظر النبی صلی الله علیه [و آله] و سلم إلى علی فقال هذا و شیعته هم الفائزون یوم القیامه.

رسول خدا به علی نظر کرده و فرمود: این (علی) و شیعیان او در روز قیامت رستگارند.[۴۷]

  1. خوارزمی از پیامبر اکرم نقل کرده که خطاب به علی فرمود:

… وان شیعتک على منابر من نور، و ان الحق على لسانک و فی قلبک و بین عینیک.

قطعا شیعیان تو بر منبرهایی از نورند، و به طور قطع، حقّ بر زبان تو و در قلب تو و در مقابل چشمان تو است.[۴۸]

  1. ابن عساکر به سندش از امام علی نقل کرده که رسول خدا به آن حضرت فرمود:

أنت وشیعتک فی الجنه.[۴۹]

تو و شیعیانت در بهشت هستید.

  1. خطیب بغدادی به سند خود از رسول خدا نقل کرده که خطاب به علی فرمود:

أنت و شیعتک فی الجنّه.[۵۰]

تو و شیعیانت در بهشت خواهید بود.

  1. علامه مناوی از امّ سلمه ـ رضی الله عنها ـ نقل کرده که رسول خدا فرمود:

علی و شیعته هم الفائزون یوم القیامه.[۵۱]

علی و شیعیان او همان رستگاران روز قیامتند.

مطلق بهترین فرد بعد از رسول اکرم

خوشبختانه شیعه برای اثبات خلافت و ولایت بلافصل حضرت علی بعد از رسول خدا، متمسک به دلایل بسیار متقنی شده است که وقتی بسیاری از اهل تسنن و مخصوصاً علمای آن‌ها با دیده انصاف با این دلایل روبرو می‌شوند، هیچ چاره‌ای جز پذیرش حقانیت ولایت و خلافت و امامت بلافصل حضرت علی ندارند و آن را با جان و دل می‌پذیرند و در مسلک اهل بیت قرار می‌گیرند.

گرچه روایات فوق، حجت را بر محققین و پژوهشگران تمام می‌کند و مصداق واقعی امام و ولی و سرپرست جامعه اسلامی را بعد از رسول خدا، وجود مقدس حضرت امیرالمؤمنین علی معرفی می‌نماید، ولی به جهت توضیح بیشتر و اطمینان خاطر افرادی که اهل تحقیق بوده و به دنبال حق و حقیقت هستند و تا آن را بیابند با جان و دل می‌پذیرند، در ادامه به روایاتی از منابع اهل تسنن اشاره می‌شود که کاملاً روایات خیر البریه را تأیید و تأکید نموده و مصداق آن را حضرت علی می‌داند.

در این روایات از علی به خیر البشر، خیر من اترکه بعدی، خیر الرجال، خیر الناس و… اشاره شده و رسول اکرم برای امت اسلامی بیان می‌فرمایند که اگر حق را می‌خواهید و اگر به دنبال بهترین فرد بعد از من هستید که من او را تأیید و معرفی نمایم، کسی جز علی نیست.

براستی رسول اکرم آیا با بیانی واضح‌تر از این هم می‌شد مردم مسلمان را به راه حق و هدایت و صراط مستقیم راهنمایی کنند؟ پس چرا هنوز هم عده زیادی از مردم مسلمان از پذیرش آن اکراه دارند و به بهانه‌های مختلف آن را رد می‌کنند و دیگران را بر علی ارجح می‌دانند؟!!

بهرحال حقیقت این است که:

من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم میمنمیمی‌گویم

  تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال

الف: روایاتی که حضرت علی در آن‌ها به عنوان «خیر البشر»؛ یعنی بهترین انسان و بشر معرفی شده‌اند:

  1. عن عقبه بن سعد العوفی قال: دخلنا على جابر بن عبدالله و قد سقط حاجباه علی عینیه فسألناه عن علی، قال فرفع حاجبیه بیده فقال: ذاک من خیر البشر. اخرجه احمد فی المناقب.[۵۲]

از عقبه بن سعد عوفی روایت شده که گفت: بر جابر بن عبدالله وارد شدیم در حالی که ابروهایش روی چشمانش قرار گرفته بود (بسیار پیر شده بود) و از او درباره علی سؤال کردیم.

جابر در حالی که ابروهایش را با دستش بالا زد، گفت: آن حضرت از بهترین بشر است.

این روایت را احمد در مناقب هم آورده است.

  1. خطیب از جابر روایت کرده که:

علی خیر البشر، فمن أبی فقد کفر.[۵۳]

علی بهترین بشر است، کسی که از این مطلب ابا کند و آن را نپذیرد، تحقیقاً کافر است.

  1. ابن حبان از سالم بن أبی جعد روایت کرده که گفت:

سئل جابر بن عبدالله عن علی فقال ذاک خیر البشر من شک فیه فقد کفر.[۵۴]

از جابر بن عبدالله درباره علی سؤال شد؛ گفت: ایشان بهترین بشر است، کسی که درباره او شک کند، تحقیقاً کافر شده است.

  1. جرجانی در «الکامل» از قول شریک بن عبدالله آورده است که می‌گوید:

علی خیر البشر فمن ابی فقد کفر.[۵۵]

علی بهترین بشر است کسی که آن را نپذیرد، تحقیقاً کافر است.

جرجانی این روایت را از حذیفه از پیامبر نیز آورده است.

  1. خطیب بغدادی از جابر نقل کرده که گفت:

قال رسول الله صلى الله علیه [و آله] وسلم: علی خیر البشر فمن امتری فقد کفر.[۵۶]

رسول خدا صلی الله علیه [و آله] وسلم فرمودند: علی بهترین بشر است، پس کسی که درباره او شک کند، تحقیقاً کافر شده است.

  1. ابن عساکر از حذیفه روایت آورده که رسول خدا فرمودند:

علی خیر البشر من أبی فقد کفر.[۵۷]

علی بهترین بشر است، کسی که آن را نپذیرد تحقیقاً کافر شده است.

  1. ابن عساکر از شریک بن عبدالله روایت می‌کند که گفت:

علی خیر البشر فمن أبی فقد کفر.[۵۸]

علی بهترین بشر است، پس کسی که از این مطلب ابا کند و آن را رد نماید، تحقیقاً کافر شده است.

در ادامه ابن عساکر روایت «علی خیر البشر فمن امتری فقد کفر»[۵۹] را از قول رسول اکرم نیز می‌آورد.

همچنین از عطیه عوفی آورده که:

قلت لجابر کیف کان منزله علی فیکم قال کان خیر البشر.[۶۰]

به جابر گفتم: منزلت علی[] در میان شما چگونه است؟ گفت: ایشان بهترین بشر است.

باز از عطیه از قول جابر آورده است که:

علی خیر البشر لا یشک فیه الا منافق.[۶۱]

علی[] بهترین بشر است، در این موضوع کسی جز منافق شک نمی‌کند.

ابن عساکر از اعمش از عطا روایت کرده که گفت:

سألت عائشه عن علی رضی الله عنهما فقالت ذاک خیر البشر لا یشک فیه الا کافر.[۶۲]

از عایشه درباره علی[] سؤال کردم، گفت: او بهترین بشر است، جز کافر درباره او شک نمی‌کند.

  1. ابن عساکر از ابو زبیر روایت می‌کند که:

قلت لجابر کیف کان علی فیکم قال ذاک من خیر البشر ما کنا نعرف المنافقین الا ببغضهم علیا.[۶۳]

به جابر گفتم: علی[] در میان شما چگونه بود؟ گفت: او از بهترین بشر بود، ما منافقین را جز به خاطر بغض‌شان با علی[] نمی‌شناختیم.

  1. ابن حجر در «لسان المیزان» می‌نویسد:

حدثنا صالح بن أبی الأسود عن الأعمش عن عطیه قال قلت لجابر کیف کان منزله علی رضی الله عنه فیکم قال کان خیر البشر.[۶۴]

صالح بن اسود از اعمش از عطیه برای ما روایت کرد که: به جابر گفتم: منزلت علی رضی الله عنه در میان شما چگونه بود؟ گفت: بهترین بشر بود.

ب) روایاتی که در آن‌ها حضرت علی به عنوان «خیر الناس»؛ یعنی بهترین مردم معرفی شده‌اند.

  1. خطیب بغدادی از ابن مسعود از حضرت علی روایت آورده که آن حضرت فرمود:

قال رسول الله صلى الله علیه [و آله] وسلم: من لم یقل علی خیر الناس فقد کفر.[۶۵]

رسول خدا صلی الله علیه [وآله] وسلم فرمودند: کسی که قائل نباشد علی بهترین مردم است، تحقیقاً کافر شده است.

  1. ابن مغازلی به اسنادش از نافع غلام ابن عمر نقل می‌کند که گفت:

قلت لابن عمر: من خیر الناس بعد رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلم؟ قال: ما أنت و ذاک لا أم لک، ثم قال: استغفر الله! خیرهم بعده من کان یحل له ما کان یحلّ له، و یحرم علیه ما کان یحرم علیه. قلت: مَن هو؟ قال: علی. سد الابواب المسجد و ترک باب علی و قال له: لک فی هذا المسجد مالی و علیک فیه ما علی. و أنت وارثی و وصیی، تقضی دینی و تنجز عداتی و تقتل علی سنتی، کذب من زعم انه یبغضک و یحبّنی.[۶۶]

به ابن عمر گفتم: چه کسی بعد از رسول خدا بهترین مردم است؟ گفت: تو را چه به این مطلب ای حرام‌زاده! سپس گفت: از خدا طلب بخشش می‌کنم! بهترین مردم بعد از رسول خدا کسی است که آنچه برای رسول خدا حلال است برای او هم حلال است و آنچه بر رسول خدا حرام است بر او نیز حرام است. گفتم: او کیست؟ گفت: علی[]؛ پیغمبر  همه درهای (خانه‌ها به) مسجد را بست ولی درب خانه علی را نبست و به او فرمود: برای تو در این مسجد آنچه برای من جایز است، جایز می‌باشد و آنچه بر من جایز نیست بر تو هم جایز نیست. و تو وارث و وصی من هستی، دَینم را ادا می‌کنی و به وعده‌هایم عمل می‌نمایی و بر اساس سنت و روش من جنگ می‌کنی. دروغ می‌گوید کسی که بغض تو را دارد و فکر می‌کند مرا دوست دارد.

  1. طبرانی به اسناد خودش از ابن مسعود نقل می‌کند که گفت:

قرأت علی رسول الله صلّی الله علیه [و آله] و سلم سبعین سوره و ختمت القرآن على خیر الناس علی بن أبی طالب رضی الله عنه.[۶۷]

نزد رسول خدا صلی الله علیه [وآله] وسلم، هفتاد سوره خواندم و قرآن را نزد بهترین مردم، علی بن ابی طالب رضی الله عنه، ختم نمودم.

  1. از امام باقر از پدران بزرگوارشان روایت شده که:

انه سئل رسول الله عن خیر الناس. فقال: خیرها و اتقاها و افضلها و اقربها الى الجنه اقربها منی و لا (فیکم) اتقی و لا اقرب الیّ من علی‌بن أبی طالب.[۶۸]

از رسول خدا درباره بهترین مردم سؤال شد؛ آن حضرت فرمودند: بهترین و با تقوی‌ترین و با فضیلت‌ترین و نزدیک‌ترین آن‌ها به بهشت، نزدیک‌ترین آن‌ها به من است و در میان شما با تقواتر و نزدیک‌تر به من از علی بن ابی طالب وجود ندارد.

پ) روایاتی که در آن‌ها حضرت علی، از جانب رسول اکرم به عنوان «خیر من اترکه بعدی»؛ بهترین کسی که بعد از خودم باقی می‌گذارم معرفی شده‌اند:

  1. رسول خدا فرمودند:

خیر من اترکه بعدی علی.[۶۹]

بهترین کسی که او را بعد از خودم باقی می‌گذارم، علی است.

همچنین آن حضرت می‌فرمایند:

اخی و وزیری و خیر من اترکه بعدی یقضی دینی و ینجز وعدی علی ابن أبی طالب.[۷۰]

برادرم و وزیرم و بهترین کسی که بعد از خودم باقی می‌گذارم که دَیْن و بدهی مرا می‌پردازد و به وعده‌ام عمل می‌نماید، علی بن ابی طالب[] است.

  1. ابی سعید خدری از سلمان نقل می‌کند:

قلت یا رسول الله لکل نبی وصی فمن وصیک؟ فسکت عنی! فلما کان بعد رآنی فقال یا سلمان! فأسرعت الیه، قلت لبیک، قال: تعلم من وصی موسی؟ قلت: نعم! یوشع بن نون. قال لِمَ؟ قلت: لأنه کان اعلمهم. قال: فان وصیی و موضع سری و خیر من اترک بعدی و ینجز عدتی و یقضی دینی علی بن أبی طالب.[۷۱]

عرض کردم: ای رسول خدا! برای هر پیامبری وصیی است، وصی شما کیست؟ پیامبر جواب مرا ندادند. پس از مدتی که مرا دیدند، فرمودند: ای سلمان! من سریع به سوی آن حضرت دویدم و عرض کردم: لبیک (بله در خدمتم)! فرمودند: آیا می‌دانی وصی موسی که بود؟ عرض کردم: بلی! یوشع بن نون. فرمودند: چرا (یوشع بن نون وصی موسی شد)؟ عرض کردم: زیرا او عالم‌ترین مردم آن زمان بود.

رسول اکرم فرمودند: بنابراین وصی و محل سر من و بهترین کسی که بعد از خودم باقی می‌گذارم که وعده من را عمل می‌کند و دَین و بدهی مرا می‌پردازد، علی بن ابی طالب است.

  1. ابی رافع می‌گوید: نزد اباذر در ربذه رفتم تا با او وداع کنم؛ هنگامی که خواستم برگردم، اباذر به من و مردمی که با من بودند گفت: به زودی فتنه‌ای به پا می‌شود، از خدا بپرهیزید و بر شما باد به علی‌بن ابی‌طالب که از او پیروی کنید، زیرا از رسول خدا شنیدم که به علی می‌فرمود:

أنت أول من آمن بی، و أول من یصافحنی یوم القیامه، و أنت الصدیق الأکبر و أنت الفاروق الّذی یفرق بین الحق و الباطل و أنت یعسوب المؤمنین و المال یعسوب الکافرین و أنت أخی و وزیری و خیر من أترک بعدی، تقضی دینی و تنجز موعدی.[۷۲]

تو اولین کسی هستی که به من ایمان آوردی و اولین کسی هستی که روز قیامت با من مصافحه می‌کنی و تو صدیق اکبر و فاروقی هستی که بین حق و باطل را جدا می‌کنی و تو سرور مؤمنانی ولی سرور کافران، مال است. و تو برادر و وزیر من و بهترین کسی هستی که بعد از خودم باقی می‌گذارم، دَینم را می‌پردازی و وعده‌ام را عملی می‌نمایی.

  1. پیامبر فرمودند:

ان وصیی و موضع سری و خیر من أترک بعدی و ینجز عدتی و یقضی دینی علی بن أبی طالب.[۷۳]

قطعا وصی و محل سر من و بهترین کسی که بعد از خودم باقی می‌گذارم که وعده مرا عمل می‌کند و دین و بدهی‌ام را می‌پردازد، علی بن ابی طالب است.

  1. پیامبر فرمودند:

ان اخی و وزیری و خلیفتی من اهلی و خیر من اترک بعدی یقضی دینی و ینجز موعدی علی بن أبی طالب.[۷۴]

قطعاً برادرم و وزیرم و جانشینم از اهلم و بهترین کسی که بعد از خودم باقی می‌گذارم که دَیْنم را می‌پردازد و وعده‌ام را عمل می‌نماید، علی‌بن ابی‌طالب است.

همچنین در روایت دیگر به جای اخی «خلیلی» آمده است.[۷۵]

  1. انس از رسول اکرم روایت می‌کند که آن حضرت فرمودند:

علی أخی و صاحبی و ابن عمی و خیر من اترک بعدى یقضی دینی و ینجز موعدی.[۷۶]

علی برادر و دوست و پسر عموی من و بهترین کسی است که بعد از خودم باقی می‌گذارم که دَیْن و بدهی‌ام را می‌پردازد و وعده‌ام را عمل می‌کند.

ت) روایاتی که در آن‌ها رسول اکرم از حضرت علی به عنوان «خیر اخوتی»؛ بهترین برادرم، یاد نموده‌اند؛

  1. سیوطی از رسول اکرم نقل نموده که آن حضرت فرمودند:

خیر اخوتی علی.[۷۷]

بهترین برادرم علی است.

  1. رسول اکرم فرمودند:

علی اخی، رفیقی، خیر اخوتی، اخی فیالدنیا والآخره.[۷۸]

علی برادرم، رفیقم، بهترین برادرم و برادرم در دنیا و آخرت است.

ث) روایاتی که در آن‌ها علی به عنوان بهترین کسی که خورشید بر او طلوع و غروب کرده، عنوان شده است؛

رسول اکرم فرمودند:

علی خیر من طلعت علیه الشمس و غربت بعدی.[۷۹]

علی بهترین کس بعد از من است که خورشید بر او طلوع و غروب کرده است.

ج) روایاتی که در آن‌ها حضرت علی به عنوان بهترین امت بعد از پیامبر معرفی شده‌اند.

این روایات که در کتاب «احقاق الحق» توسط آیت الله مرعشی نجفی جمع آوری شده، طبق عبارت کتاب آورده می‌شود:

«ما رواه جماعه من اعلام القوم منهم العلامه ابوبکر مؤمن الشیرازی المتوفى ۳۸۸ فی رساله الاعتقاد» علی ما فی مناقب الکاشی ۱ ص ۲۹۵ مخطوط) قال: قال رسول الله: «خیر هذه الامه من بعدی علی و فاطمه و الحسن و الحسین، من قال غیر هذا فعلیه لعنه الله».

ومنهم الحافظ ابوبکر بن موسى بن مردویه المتوفى ۴۱۰ فی کتابه «المناقب» (علی ما فی الدر الثمین مخطوط).

سئل حذیفه عن علی[]؛ قال: خیر هذه الامه بعد نبیها، و لا یشک فی ذلک الاّ منافق.

و منهم العلامه القاضی عضد الدین عبدالرحمن بن احمد الایجی الشافعی المتوفى سنه ۷۵۶ فی «المواقف» (ج ۲ ص ۶۱۵ ط الآستانه من شرح الشریف الجرجانی) قال:

الثالث قوله فی ذی الثدیه؛ یقتله خیر الخلق، وفی روایه خیر هذه الامه وقد قتله علی[].[۸۰]

آنچه که عده‌ای از بزرگان اهل تسنن که از جمله آن‌ها علامه ابوبکر مؤمن شیرازی (متوفی ۳۸۸) است، در «رسالهًْ الاعتقاد» بنابر آنچه در «مناقب الکاشی»، صفحه ۲۹۵ خطی آمده است، می‌گوید: رسول خدا فرمودند: بهترین این امت بعد از من، علی و فاطمه و حسن و حسین هستند، کسی که غیر از این اعتقاد داشته باشد، لعنت خدا بر او باد.

همچنین حافظ ابوبکر بن موسی بن مردویه (متوفی ۴۱۰) در کتابش «المناقب» بنابر آنچه در «الدر الثمین» خطی آمده است، می‌گوید:

از حذیفه درباره علی[] سؤال شد؛ گفت: بهترین این امت بعد از پیامبر است و در این مطلب کسی جز منافق شک نمی‌کند.

یکی دیگر از بزرگان اهل تسنن که روایت (فوق) را نقل کرده، قاضی عضد الدین عبدالرحمن بن احمد ایجی شافعی (متوفی ۷۵۶) در کتاب «المواقف، جلد ۲، صفحه ۶۱۵، چاپ آستانه» از شرح شریف جرجانی است که می‌گوید: سوم قول پیامبر[] درباره ذی الثدیه است که فرمودند: بهترین خلق او را می‌کشد و در روایت دیگری آمده است: بهترین این امت که او را می‌کشد علی است.

فضائل حضرت علی در شورای ۶ نفره

در طول تاریخ اسلام، بارها و بارها حجت بر افراد مختلف تمام شده و عده‌ای که شرح صدر داشته و قلبشان را به روی حق و حقیقت باز گذاشته و دنبال هدایت الهی بوده‌اند، آن را با جان و دل پذیرفته و از آن پیروی نموده‌اند. ولی عده‌ای هم بوده‌اند که به دلایل مختلف که جای بحث آن نمی‌باشد، آن را قبول نکرده و در بعضی موارد با آن عناد هم نموده‌اند.

یکی از مهم‌ترین موقعیت‌هایی که حجت بر افرادی که خلافت بلافصل حضرت علی را قبول نکردند، تمام شد، در شورای شش نفره‌ای بود که عمر برای تعیین جانشین خودش تشکیل داد و عثمان جانشین او گردید.

پس از تعیین خلیفه، امیرالمؤمنین، لب به سخن گشودند و مطالبی را بیان کردند که حتی مخالفین نیز اگر عناد نورزند، اقرار خواهند کرد که افضل و بهترین مردم و صحابه، کسی جز علی نبود و با وجود ایشان کسی لیاقت جانشینی رسول خدا را نداشت.

این مطالب که از یکی از منابع معتبر اهل تسنن نقل می‌شود را مورد دقت قرار دهید.

در ضمن تذکر این نکته بد نیست که تمام فرازهایی که در این فرمایش، حضرت امیرالمؤمنین به آن اشاره می‌کنند، با روایات فراوان دیگری که در منابع اهل تسنن وجود دارد، مورد تأیید قرار می‌گیرد و در کنار تحقیق از آن‌ها، فضائل بسیار دیگری از آن وجود مقدس برای پژوهشگران آشکار خواهد شد.

روایت این چنین است:

قال علی‌بن أبی طالب یوم الشوری و الله لأحتجن علیهم بما لا یستطیع قرشیهم و لا عربیهم و لا عجمیهم رده و لا یقول خلافه ثم قال لعثمان بن عفان و لعبد الرحمن بن عوف و الزبیر و لطلحه و سعد و هم أصحاب الشورى و کلهم من قریش و قد کان قدم طلحه.

أنشدکم بالله الذی لا إله ألا هو أفیکم أحد وحد الله قبلی قالوا اللهم لا!

قال أنشدکم بالله هل فیکم أحد صلى لله قبلی وصلى القبلتین قالوا اللهم لا!

قال أنشدکم بالله أفیکم أحد أخو رسول الله (صلى الله علیه وسلم) غیری إذ آخى بین المؤمنین فآخی بینی و بین نفسه و جعلنی منه بمنزله هارون من موسى إلا أنی لست نبی قالوا لا!

قال أنشدکم بالله أفیکم مطهر غیری إذ سد رسول الله (صلی الله علیه وسلم) أبوابکم و فتح بابی و کنت معه فی مساکنه و مسجده فقام إلیه عمه فقال یا رسول الله غلقت أبوابنا و فتحت باب علی قال نعم الله أمر بفتح بابه و سد أبوابکم قالوا اللهم لا!

قال نشدتکم بالله أفیکم أحد أحب إلى الله و إلى رسوله منی إذ دفع الرایه إلی یوم خیبر فقال لأعطین الرایه إلى من یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله و یوم الطائر إذ یقول اللهم ائتنی بأحب خلقک إلیک یأکل معی فجئت فقال اللهم و إلى رسولک اللهم و إلى رسولک غیری قالوا اللهم لا!

قال نشدتکم بالله أفیکم أحد قدم بین یدی نجواه صدقه غیری حتى رفع الله ذلک الحکم قالوا اللهم لا!

قال نشدتکم بالله أفیکم من قتل مشرکی قریش و العرب فی الله و فی رسوله غیری قالوا اللهم لا!

قال نشدتکم بالله أفیکم أحد دعا رسول الله (صلى الله علیه وسلم) له فی العلم و إن یکون أذنه الواعیه مثل ما دعا لی قالوا اللهم لا!

قال نشدتکم بالله هل فیکم أحد أقرب إلى رسول الله (صلى الله علیه و سلم) فی الرحم و من جعله رسول الله (صلى الله علیه وسلم) نفسه و أبناءه أبناءه و نساءه نساءه غیری قالوا اللهم لا!

قال نشدتکم بالله أفیکم أحد کان یأخذ الخمس مع النبی (صلی الله علیه وسلم) قبل أن یؤمن أحد من قرابته غیری و غیر فاطمه قالوا اللهم لا!

قال نشدتکم بالله أفیکم الیوم أحد له زوجه مثل زوجتی فاطمه بنت رسول الله (صلی الله علیه وسلم) سیده نساء عالمها قالوا اللهم لا!

قال نشدتکم بالله هل فیکم أحد له ابنان مثل ابنی الحسن والحسین سیدی شباب أهل الجنه ما خلا النبیین غیری قالوا اللهم لا!

قال نشدتکم بالله أفیکم أحد له أخ کأخی جعفر بالله أفیکم أحد له عم مثل عمی أسد الله و أسد رسوله سید الشهداء حمزه غیری قالوا اللهم لا!

قال نشدتکم بالله أفیکم أحد ولیٌّ غمض رسول الله (صلی الله علیه وسلم) مع الملائکه غیری قالوا اللهم لا!  

قال نشدتکم بالله أفیکم أحد ولیٌّ غسل النبی (صلى الله علیه وسلم) مع الملائکه یقلبونه لی کیف أشاء غیری قالوا اللهم لا!

قال نشدتکم بالله أفیکم أحد کان اخر عهده برسول الله (صلى الله علیه وسلم) حتى وضعه فی حفرته غیری قالوا اللهم لا!

قال نشدتکم بالله أفیکم أحد قضی عن رسول الله (صلی الله علیه وسلم) بعده دیونه و مواعیده غیری قالوا اللهم لا!

قال و قد قال الله عز وجل: ﴿وَ إِنْ أَدْری‏ لَعَلَّهُ‏ فِتْنَهٌ لَکُمْ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حین﴾‏.[۸۱]و[۸۲]

علی بن ابی طالب در روز شوری فرمود: به خدا قسم! با مطالبی بر آن‌ها احتجاج نمایم که هیچ قریشی و عرب و عجمی توانایی رد نمودن آن‌ها را نداشته باشد و قائل به خلاف آن نباشد. پس به عثمان بن عفان و عبدالرحمن بن عوف و زبیر و طلحه و سعد که اصحاب شوری و همگی از قریش بودند و طلحه بر آن‌ها مقدم شده بود، فرمود:

شما را به خدایی که جز او خدایی نیست قسم می‌دهم! آیا در میان شما کسی هست که قبل از من خدا را به یکتایی پذیرفته باشد؟ گفتند: نه به خدا قسم!

فرمود: شما را به خدا قسم می‌دهم! آیا در میان شما برادر رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم غیر از من وجود دارد زمانی که بین مؤمنین برادری ایجاد نمود پس بین من و خودش برادری برقرار کرد و مرا به منزله هارون نسبت به موسی قرار داد، جز اینکه من پیامبر نیستم؟ گفتند: نه!

فرمود: شما را به خدا قسم می‌دهم! آیا در میان شما فرد مطهر و پاکی غیر از من وجود دارد که زمانی که رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم درها(ی خانه‌ها) را (به مسجد) بست، درب خانه مرا باز گذاشت و من همراه آن حضرت در محل زندگی و مسجدش بودم، پس عموی ایشان برخاست و عرض کرد: ای رسول خدا! درب خانه‌های ما را بستی و درب خانه علی[] را باز گذاشتی؟ آن حضرت فرمودند: بله! خدای تعالی دستور بازگذاشتن درب خانه او و بستن درب خانه‌های شما را داد. گفتند: نه به خدا قسم!

حضرت فرمود: شما را به خدا قسم می‌دهم! آیا در میان شما کسی محبوب‌تر نزد خدا و رسولش غیر از من وجود دارد به این دلیل که پیغمبر در روز جنگ خیبر، پرچم را به من داد و فرمود: پرچم را به کسی می‌دهم که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش هم او را دوست دارند و در روزی که روز طائر (طیر مشوی)[۸۳] بود، عرض کرد: خدایا! محبوب‌ترین خلق در نزد خودت را پیش من بفرست تا همراه من (از این مرغ) بخورد، پس من آمدم. سپس رسول خدا به خدای تعالی عرض کرد خدایا! (متشکرم) آن شخص را به سوی رسالت فرستادی، خدایا! (متشکرم) آن شخص را به سوی رسولت فرستادی، گفتند: نه به خدا قسم!

فرمود: شما را به خدا قسم می‌دهم! آیا در میان شما کسی غیر از من وجود دارد که برای صحبت با پیغمبر صدقه می‌داد تا اینکه خدای تعالی آن حکم را برداشت؟ گفتند: نه به خدا قسم!

فرمود: شما را به خدا قسم! آیا در میان شما کسی غیر از من وجود دارد که به خاطر خدا و رسولش مشرکین قریش و عرب را کشته باشد؟ گفتند: نه به خدا قسم!

فرمود: شما را به خدا قسم می‌دهم! آیا در میان شما کسی وجود دارد که رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم برای او درباره علم دعا کند، مثل آنچه برای من دعا کرد؟ گفتند: نه به خدا قسم!

فرمود: شما را به خدا قسم می‌دهم! آیا در میان شما کسی نزدیک‌تر به رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم از جهت رَحِم و اینکه رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم او را نفس خودش و فرزندانش را فرزندان خودش و زنانش را زنان خودش قرار دهد، غیر از من وجود دارد؟ گفتند: نه به خدا قسم!

فرمود: شما را به خدا قسم می‌دهم! آیا در میان شما غیر از من و فاطمه کسی هست که با پیامبر صلی الله علیه [و آله] و سلم ـ قبل از اینکه کسی از نزدیکانش ایمان بیاورد ـ خمس گرفته باشد؟ گفتند: نه به خدا قسم!

فرمود: شما را به خدا قسم می‌دهم! آیا امروز در میان شما کسی برای او همسری مانند همسرم؛ فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم، سیده زنان عالمش، وجود دارد؟ گفتند: نه به خدا قسم!

فرمود: شما را به خدا قسم می‌دهم! آیا در میان شما کسی غیر از من هست که برای او دو پسر مانند پسرانم حسن و حسین، آقایان جوانان اهل بهشت، به جز پیامبران، وجود داشته باشد؟ گفتند: نه به خدا قسم!

فرمود: شما را به خدا قسم می‌دهم! آیا در میان شما کسی غیر از من وجود دارد که برای او برادری مانند برادرم جعفر باشد و عمویی مانند عمویم شیر خدا و شیر رسول خدا، سید الشهداء حمزه، وجود داشته باشد؟ گفتند: نه به خدا قسم!

فرمود: شما را به خدا قسم می‌دهم! آیا در میان شما ولیی غیر از من وجود دارد که همراه ملائکه چشمان رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم را (هنگام شهادت) بسته باشد؟ گفتند: نه به خدا قسم!

فرمود: شما را به خدا قسم می‌دهم! آیا در میان شما ولیی غیر از من وجود دارد که پیامبر صلی الله علیه [و آله] و سلم را همراه ملائکه غسل داده باشد و ایشان را آن‌گونه که می‌خواهد جابجا نماید؟ گفتند: نه به خدا قسم!

فرمود: شما را به خدا قسم می‌دهم! آیا در میان شما کسی غیر از من وجود دارد که در آخر عمر رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم با آن حضرت باشد تا اینکه آن حضرت را در قبرش قرار دهد؟ گفتند: نه به خدا قسم!

فرمود: شما را به خدا قسم می‌دهم! آیا در میان شما کسی غیر از من وجود دارد که دیون و وعده‌های رسول خدا صلی الله علیه [و آله] را بعد از آن حضرت ادا کرده باشد؟ گفتند: نه به خدا قسم!

فرمود: به تحقیق خدای عزوجل می‌فرماید: و من نمی‌دانم، شاید آن آزمایشی برای شما باشد و تا مدتی بهره‌ای داشته باشد.

جواب مأمون به اهل تسنن در رابطه با «خیر هذه الامه»

در بسیاری از کتب اهل تسنن از امیرالمؤمنین علی نقل شده که: «ان خیر هذه الامه بعد نبیها ابوبکر ثم عمر»[۸۴]؛ قطعاً بهترین این امت بعد از پیامبر، ابوبکر و سپس عمر است.

این مطلب در مجلسی که مأمون با حضور ۴۰ تن از علمای اهل تسنن تشکیل داده بود، از طرف علما مطرح گردید و گفته شد: علی []، خود در منبر گفت: بهترین افراد این امت پس از پیامبرش ابوبکر و عمر می‌باشند!

مأمون گفت:

این نیز [مانند مطالب دیگر که در این مناظره طولانی آمده است] محال است، زیرا اگر پیغمبر می‌دانست که اینان از همه افضلند، یک بار عمرو بن عاص و یک بار اسامه بن زید را بر آنان امیر و ولی نمی‌کرد. و از چیزهایی که این خبر را تکذیب می‌کند گفتار خود علی[] است پس از رحلت پیغمبر که در سخنی فرمود: «و من به جانشینی او نزدیک‌تر بودم از خودم به پیراهنم؛ لکن ترسیدم از اینکه اختلاف ایجاد شود و مردم تازه مسلمان از اسلام باز گردند و کافر شوند، و گفتار دیگرش که فرمود:

از کجا آن دو از من بهترند در حالی که من قبل از آنان تنها خدا را می‌پرستیدم و پس از آنان نیز.[۸۵]

البته مطالب بسیار محکم‌تری بر این ادعا که حضرت علی بهترین امت بعد از پیامبر است وجود دارد که بعضی از آن‌ها در قسمت‌های قبلی ذکر گردید، ولی از آن جهت که مأمون دشمن اهل بیت بود و امام رضا را به شهادت رساند، ولی در عین حال چنین جواب قانع کننده‌ای را (از باب ظاهرسازی و عوام فریبی) داد، قابل توجه است.

در ضمن مشروح این مناظره که مأمون کلیه مطالبی که علمای اهل تسنن در ارتباط با خلافت ابی بکر و عمر مطرح می‌کنند را جواب داده است در کتاب عیون اخبار الرضا، صفحات ۴۳۴ تا ۴۷۹ آمده است.

جمع‌بندی روایات

از مجموع روایات فوق که از کتب و منابع اهل تسنن جمع آوری شده است به این نتیجه می‌رسیم که بهترین خلق، بهترین مردم، بهترین امت، بهترین کسی که پیامبر بعد از خود باقی گذاشته‌اند و در یک جمله بهترین شخص بعد از بهترین و بزرگ‌ترین پیامبر خدا، حضرت علی است.

البته لازم به تذکر است که روایاتی که در بالا آورده شد با انتخاب کلمه «خیر» ارائه گردید، ولی باید اذعان نمود که فضائل امیرالمؤمنین علی حتی در کتب اهل تسنن آن قدر زیاد است که ابن ابی الحدید معتزلی از محققین اهل تسنن در مقدمه شرح نهج البلاغه می‌نویسد:

چه بگویم درباره بزرگ مردی که دشمنانش به فضیلت او اقرار کرده‌اند و برای آنان امکان منکر شدن مناقب او فراهم نشده است و نتوانسته‌اند فضایل او را پوشیده بدارند و تو (خواننده) می‌دانی که بنی‌امیه در خاور و باختر (شرق و غرب) جهان بر پادشاهی چیره شدند و با تمام مکر و نیرنگ در خاموش کردن پرتو علی کوشیدند و بر ضد او تشویق کردند و بر همه منبرها او را لعن کردند و حتی از نامگذاری کودکان به نام علی منع کردند و همه این کارها بر برتری و علو مقام او افزود.[۸۶]

فیض رحمه الله در «الوافی» گوید: عتایقی در شرح خویش بر نهج البلاغه از مدائنی آورده است که وی در کتاب «الاحداث» گوید:

معاویه به دست نشاندگان خود بخشنامه نوشت که مردم را به روایت گویی در فضائل صحابه فرا خوانند و هیچ خبری را که کسی درباره (حضرت) ابوتراب (علی) نقل می‌کند ترک نکنند، مگر آن‌که به نقیض و بر رد آن خبری درباره صحابه برای من بسازند، به این ترتیب بسیاری اخبار ساختگی و عاری از حقیقت (از کارخانه دروغ سازی و حدیث تراشی آنان) روایت شد تا آن‌ها را بر منابر باز گویند.

ابن ابی الحدید آورده است که معاویه به یکی از صحابه (پیامبر) مال هنگفتی داد تا حدیثی در نکوهش علی جعل کند و آن را (اینجا و آنجا) باز گوید و وی چنین کرد.

از ابن عرفه معروف به نفطویه روایت شده است که بیشتر احادیث ساختگی در فضائل صحابه، در روزگار بنی‌امیه و برای تقرب به آنان که می‌پنداشتند با جعل چنین احادیثی، بنی‌هاشم را منکوب می‌سازند، ساخته و پرداخته شده است.[۸۷]

متأسفانه این غرض ورزی و کتمان فضایل اهل بیت مخصوصا حضرت علی بعدها نیز ادامه پیدا کرد و وجود مقدس امیرالمؤمین در مهجوریتی دردناک و اسف‌بار قرار داده شدند و باید اعتراف نمود که این مهجوریت و مظلومیت تا زمان ظهور آقازاده بزرگوارشان، حضرت ولی عصر ارواحنا فداه ادامه پیدا خواهد کرد.

استاد محمود ابو ریه از علمای الازهر مصر در کتاب «اضواء علی السنهًْ المحمدیه» (ص ۲۰۴، باب ما رواه کبائر الصحابه چاپ ۱۹۵۸) پس از شرح مبسوطی که در مناقب امیر المؤمنین دارد می‌نویسد: این علی است با این همه فضائل گوناگونش و با این همه تقریب و محبوبیتش در نظر رسول خدا که اگر وی هر روز فقط یک حدیث از رسول اقدس اخذ و ضبط می‌فرمود، با توجه به این که در سراسر عمر نبوت ۲۳ ساله پیغمبر، از اهل بیت و ملازمان نزدیک ایشان بود می‌بایست در کتب حدیث اهل تسنن بیش ار هشت هزار حدیث از علی نقل شده باشد و این در صورتی است که ما قناعت ورزیم به روزی یک حدیث؛ در حالی که به خوبی همه می‌دانیم و کسی نیز منکر نیست که علی آنچه را از پیغمبر اسلام شنیده در حافظه خدا دادیشان ثبت و ضبط نموده و روایت کرده است و اگر با این قیاس بخواهیم میزانی از احادیث علی به دست آوریم باید رقم سر شاری را نام ببریم، اما با همه این احوال می‌بینیم که از آن حضرت در کتب حدیث عامی بیش از پنجاه حدیث صحیح روایت نمی‌کنند، تازه مسلم و بخاری سی حدیث این پنجاه حدیث را نیز مقبول نمی‌شمرند.

آیا تعجب نمی‌کنید که امام علی بن ابی طالب که از آغاز طفولیت تا ساعت پایان رحلت پیامبر از نزدیک‌ترین ملازمان و اصحاب بوده، پنجاه حدیث از او در کتب اهل تسنن نقل شود، اما از ابی هریره که در حدود سه سال از جمله اصحاب رسول خدا به شمار می‌رفت و در این سه سال نیز هر روز و هر ساعت در محضر رسول اکرم حضور نداشته، ۵۳۷۴ حدیث در کتب حدیثی اهل تسنن نقل نمایند؟

اگر سه سال ابی هریره و این مقدار حدیث را با مقدار زمان امام علی تطبیق دهیم و بسنجیم، باید از آن حضرت بیش از سی هزار حدیث در مجموعه‌های حدیثی عامه روایت شده باشد.[۸۸]

حقیقت خیر البریه

خیر البریه چه به معنای بهترین مردم و چه به معنای بهترین خلق باشد، آنچه برای ما مهم است این است که حضرت علی توسط خدای تعالی به این عنوان معرفی شده است.

زیرا زمانی مثلاً یک پدر از بین چند فرزند خود، یکی را به عنوان بهترین انتخاب می‌کند و می‌گوید: او بهترین فرزند من است. زمانی این انتخاب ممکن است در یک کلاس یا حتی یک مدرسه صورت بگیرد و دانش آموزی به عنوان بهترین دانش آموز انتخاب شود و زمانی ممکن است در یک شهر یا حتی در یک کشور چنین انتخابی صورت بگیرد.

زمانی ممکن است یک شخص به عنوان بهترین مدیر، بهترین معلم و… انتخاب شود. چند نکته در این انتخابات قابل توجه و دقت است.

یکی اینکه انتخاب توسط چه کسی صورت بگیرد.

دوم اینکه کدام صفت مد نظر این شخص به عنوان بهترین صفت است که شخص مورد نظر را بهترین انتخاب می‌کند مثلاً در مورد فرزند، پدری ممکن است بهترین معدل را مد نظر داشته باشد و پدر دیگر بهترین اخلاق و تدین را و… .

سوم اینکه افرادی که از نظر صفات درونی به عنوان بهترین انتخاب می‌شوند آیا واقعاً انتخاب صحیح صورت می‌گیرد.

پر واضح است هرچه شخصیتی که فردی را به عنوان بهترین در یک موضوع انتخاب می‌کند بالاتر باشد ارزش آن انتخاب بیشتر است، مثلاً اگر یک معلم، دانش آموزی را به عنوان بهترین دانش آموز انتخاب کند تا اینکه رئیس مدرسه، رئیس آموزش و پرورش آن شهر تا می‌رسد به وزیر آموزش و پرورش او را به این عنوان انتخاب کنند ارزش یکسانی نخواهد داشت و ممکن است کمتر دانش آموزی موفق به کسب این عنوان از طرف وزیر گردد.

موضوع دیگر اینکه هرچه شخصیتی که انتخاب توسط او صورت می‌گیرد، از نظر عقلی و روحی بالاتر باشد، مسلماً انتخاب فردی به عنوان بهترین، به واقعیت نزدیک‌تر است و یک فرد ممکن است بهترین دانش آموز را دانش آموزی بداند که بالاترین معدل را کسب کرده است، ولی فرد دیگر در همان موقعیت، بهترین دانش آموز را دانش آموزی بداند که بهترین اخلاق و اعتقادات و آداب دینی و اسلامی را رعایت می‌کند و تمام وظایف فردی و اجتماعی‌اش را حتی الامکان با مراعات کامل جنبه‌های شرعی و دینی به انجام می‌رساند.

چنین دانش آموزی قطعاً به خاطر تقید به انجام وظایف دینی‌اش، در انجام تکالیف و دروسش نیز موفّق خواهد بود، ولی به دلایلی ممکن است دانش آموز دیگر که چنین تدینی ندارد، معدل بالاتری از او کسب کند.

بالاخره چون باطن هر انسانی بر انسان‌های دیگر معمولاً مخفی است و اشخاص می‌توانند با ظاهرسازی خود را موجه جلوه دهند، انتخاب صحیح در مورد بهترین فرد بسیار مشکل و در مواردی غیر ممکن است مگر شخصی که بر درون افراد کاملاً آگاه باشد.

در اینجا برای تأیید مطالب فوق پاسخ حضرت ولی‌ عصر ارواحنا فداه به سعد بن عبدالله قمی ذکر می‌گردد؛

وی می‌گوید: از امام عصر ارواحنا فداه در حالی که در دامن پدر خود نشسته بودند (یعنی در سنین کودکی بودند)، سؤال کردم: ای مولای من! به چه دلیل مردم اختیار ندارند که برای خودشان امام تعیین کنند و از این کار منع شده‌اند؟

آن حضرت فرمودند: امام صالح یا امام فاسد؟ عرض کردم: امام صالح. فرمودند: آیا امکان دارد که انتخاب آنها بر شخص فاسدی قرار بگیرد چون از دل او از جهت صلاح و فساد خبر ندارند؟ عرض کردم: بله! فرمودند: این همان دلیلی است که با استدلال برای تو بیان نمودم و عقلت آن را قبول می‌کند. عرض کردم صحیح است.

حضرت فرمودند: نظرت درباره‌ی پیامبرانی که خداوند آنها را برگزید و بر آنها کتاب نازل نمود و به وسیله وحی و عصمت تأییدشان کرد و آنها با شخصیت‌ترین و هدایت‌یافته‌ترین مردم بودند (که می‌توانستند انتخاب کنند) ـ اگر قدرت انتخاب به آنها داده شود ـ که از جمله آنها، موسی و عیسی‘ هستند، آیا با کمال عقل و علم زیادی که دارند، امکان دارد که انتخاب این‌ دو پیامبر نسبت به شخصی که گمان می‌کردند مؤمن است، منافق در بیاید؟ عرض کردم: نه، فرمودند: این موسی کلیم الله است که با کمال عقل و علم فراوان و نزول وحیی که (به او) می‌شد، از افاضل و بهترین‌های قومش و فرماندهان لشکرش، هفتاد نفر را برای زمان ملاقات با پروردگارش انتخاب کرد و این‌ها افرادی بودند که حضرت موسی هیچ شکی در ایمان و اخلاصشان نداشت، ولی انتخاب او بر منافقین قرار گرفت و همه آنها منافق از کار در آمدند. خدای عزوجل می‌فرماید: «موسی از میان قومش هفتاد مرد را برای زمان وعده‌ی ما انتخاب کرد…»[۸۹]

تا آنجا که خدای تعالی از قول آن‌ها می‌فرماید: «ما هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم تا خدا را آشکارا ببنیم، پس صاعقه به خاطر ظلمشان آنها را فرا گرفت».

بنابراین وقتی که می‌بینیم انتخاب کسی که خداوند او را به پیامبری برگزید، بر فاسد قرار گرفت نه بر صالح، متوجه می‌شویم که اختیار و انتخابی برای کسی که از قلبها آگاه نیست و از درون اشخاص خبر ندارد و باطن افراد از او مخفی است، وجود ندارد و اختیار و انتخاب مهاجرین و انصار بعد از اینکه انتخاب انبیاء بر اهل فساد قرار گرفت، در حالی که اراده افراد صالح را نموده بودند، هیچ ارزش و اهمیتی ندارد.[۹۰]

این مطالب از آن جهت عنوان شد که وقتی شخصیتی مانند حضرت علی به عنوان بهترین فرد یا بهترین خلق از سوی خدای تعالی انتخاب می‌شود، موضوع از نهایت درجه اهمیت برخوردار است؛

زیرا این انتخاب از جانب خدای تعالی صورت گرفته که موجودی بالاتر از او در عالم هستی وجود ندارد و تمام پیروان ادیان آسمانی سعی بر این دارند که خود را دوست خدا و مقرب او و حتی جزء اولیاء او معرفی نمایند که اگر در واقع نیز چنین شد، سعادت و حقانیت آن‌ها حتمی خواهد بود و خدای تعالی آن را تأیید خواهد نمود، ولی افرادی که به دروغ خود را چنین معرفی می‌کنند، از جانب خدای تعالی رسوا و مفتضح خواهند شد. همان‌گونه که خدای تعالی می‌فرماید:

﴿قُل یَا أَیّهَا الّذِینَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنّکُمْ أَوْلِیَاءُ للهِ‏ِ مِن دُونِ النّاسِ فَتَمَنّوُا الْمَوْتَ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ * وَلاَ یَتَمَنّوْنَهُ أَبَداً بِمَا قَدّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَاللهُ عَلِیمٌ بِالظّالِمِینَ﴾.[۹۱]

«بگو: ای کسانی که یهودی شده‌اید، اگر گمان می‌کنید که شما اولیاء خدا غیر از مردم هستید، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می‌گویید، و هرگز به خاطر آنچه پیش فرستاده‌اند، آرزوی مرگ نمی‌کنند و خدا به ستمگران بسیار داناست».

در آیات دیگر نیز خدای تعالی، عالمان و راهبان مسیحی که باعث گمراهی مردم می‌شوند را مورد توبیخ قرار داده و اعمال زشتشان را برای مردم بازگو می‌کند.

ولی در مورد حضرت علی، خدای تعالی، آیات بسیاری از جمله آیه خیر البریه را نازل می‌فرماید و آن حضرت را به عنوان بهترین خلق معرفی می‌نماید. نقطه امتیاز و برگ برنده شیعه همین مطلب است که از شخصی پیروی می‌کند که خدای تعالی او را بهترین خلق و مردم معرفی کرده است. و مسلم است که خدای تعالی وقتی شخصی را به عنوان بهترین خلق انتخاب می‌فرماید وی حداقل در آنچه شایسته یک انسان است و انسان را به مقام والای انسانیت می‌رساند و در یک کلمه انسان کامل آن صفات را دارد، بهترین است. به همین جهت است که وقتی از رسول خدا درباره بهترین مردم سؤال می‌شود، می‌فرمایند: بهترین و باتقواترین و بافضیلت‌ترین و نزدیک‌ترین مردم به بهشت، نزدیک‌ترین آن‌ها به من است و نزدیک‌تر و باتقواتر از علی بن ابی طالب به من، در میان شما وجود ندارد.

آری! علی بن ابی طالب است که در فضائل، هیچ کس با آن حضرت حتی مقایسه نمی‌شود و در سیاست، حکومت و رهبری نیز از همه مردم عالم‌تر است، زیرا خدای تعالی علم همه چیز را به او عنایت فرموده است، همچنان که می‌فرماید:

﴿وَکُلّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ﴾.[۹۲]

«و علم هر چیزی را در امام مبین قرار دادیم».

 

[۱]. سوره بینه (۹۸)، آیات ۷ ـ ۸٫

[۲]. سوره توبه (۹)، آیه ۷۲٫

[۳]. تفسیر فرات الکوفی، ص‌۵۸۳٫

[۴]. همان، ص‌۵۸۴٫

[۵]. همان، صص‌۵۸۶ ـ ۵۸۷٫

[۶]. البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، سید هاشم، ج‌۵، ص‌۷۲۲٫

[۷]. همان، ج‌۵، ص‌۷۲۲؛ تفسیر نور الثقلین، حویزی، عبد علی بن جمعه، ج‌۵، ص‌۶۴۵٫

[۸]. تفسیر نور الثقلین، حویزی، ج‌۵، ص‌۶۴۵؛ تفسیر کنز الدقائق وبحر الغرائب، قمی مشهدی، محمد بن محمد رضا، ج‌۱۴، ص‌۳۸۰٫

[۹]. البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، سید هاشم، ج‌۵، ص‌۷۲۲ ـ ۷۲۳٫

[۱۰]. همان، ج‌۵، ص‌۷۲۲٫

[۱۱]. همان، ج‌۵، ص‌۷۲۰٫

[۱۲]. بحار الانوار، ج‌۶۵، ص‌۵۵٫

[۱۳]. بحارالانوار، ج۳۸، ص۸٫

[۱۴]. جامع البیان فی تفسیر القرآن، طبری، ج‌۳۰، ص‌۱۷۱٫

[۱۵]. الدر المنثور فی تفسیر المأثور، سیوطی، ج‌۶، ص‌۳۷۹٫

[۱۶]. همان.

[۱۷]. همان. این روایت با مختصر تفاوتی در عبارت در روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج‌۱۵، ص‌۴۳۲ نیز آمده است.

[۱۸]. فتح القدیر الجامع بین فنی الروایهًْ والدرایهًْ من علم التفسیر، شوکانی، محمد بن علی بن محمد، ج‌۵، ص‌۴۷۷، ذیل تفسیر سورهًْ البینهًْ، باب الآثار الواردهًْ فی تفسیر الآیات وسبب النزول.

[۱۹]. فتح البیان فی مقاصد القرآن، قنوچی، مقدمه مؤلف، ج‌۱، ص‌۲۰٫

[۲۰]. الدر المنثور فی تفسیر المأثور، سیوطی، جلال الدین، ج‌۶، ص‌۳۷۹٫

[۲۱]. فتح القدیر الجامع بین فنی الروایه والدرایه من علم التفسیر، شوکانی، ج‌۱، ص‌۱۳٫

[۲۲]. فتح البیان فی مقاصد القرآن، قنوچی، صدیق حسن خان، مقدمه مؤلف، ج‌۱، ص‌۲۲٫

[۲۳]. شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، حاکم حسکانی، ج‌۲، ص‌۲۷۱٫

[۲۴]. همان، ج‌۲، ص‌۴۵۹٫

[۲۵]. همان، ج‌۲، ص‌۴۶۱٫

[۲۶]. همان، ج‌۲، ص‌۴۶۴٫

[۲۷] . همان، ج۲، ص۴۶۶٫

[۲۸]. همان، ج‌۲، صص ۴۶۷ ـ ۴۶۸٫

[۲۹]. همان، ج۲، ص۴۷۳، ق۲۰۷: و من سورهًْ القارعهًْ، ح۱۱۴۹٫

[۳۰]. جامع البیان فی تفسیر القرآن، طبری، ابوجعفر، محمد بن جریر، ذیل تفسیر سوره البینه.

[۳۱]. المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ابن عطیه اندلسی، عبدالحق بن غالب، ج‌۵، ص‌۵۰۸، ذیل سورهًْ البینه: الآیات ۶ الی ۸٫

[۳۲]. مجموع فتاوی ابن تیمیه (التفسیر)، ج‌۱۳، ص‌۳۸۵، فصل فی حکم اجراء القرآن علی الظاهر.

[۳۳]. فتح البیان، حسینی قنوجی نجاری، ابوالطیب صدیق بن حسن بن علی، ج‌۷، ص‌۵۲۰، ذیل سوره ۹۸ (البینه)، آیه شماره ۵ الی ۸؛ فتح القدیر، شوکانی، ج۵، ص۴۷۷، ذیل سوره بینه.

[۳۴]. السلسله الصحیحه، البانی، ج‌۶، ص‌۹۹۹٫

[۳۵]. تاریخ مدینه دمشق و ذکر فضلها و تسمیه من حلها من الاماثل، شافعی، ابی القاسم علی بن الحسن ابن هبه الله بن عبدالله معروف به ابن عساکر، ج‌۴۲، ص‌۳۷۱٫

[۳۶]. همان، ابن عساکر، ج۴۲، ص‌۳۳۳؛ جزء ابن غطریف، جرجانی، صص ۸۱ ـ ۸۲٫

[۳۷]. همان، ابن عساکر، ج۴۲، ص۳۳۳؛ فوائد ابن اخی میمی الدقاق، بغدادی، ابو الحسن، ص‌۴۵۷٫

[۳۸]. الصواعق المحرقه علی اهل الرفض والضلال والزندقه، ابن حجر هیتمی، ابو العباس احمد بن محمد بن علی، ص‌۱۶۱، الباب الحادی عشر، الفصل الأول؛ نظم درر السمطین، زرندی حنفی، ص‌۹۲٫

[۳۹]. المناقب، خوارزمی، موفق بن احمد بن محمد مکی، ص‌۱۱۱، الفصل التاسع: فی بیان انه افضل الاصحاب.

[۴۰]. همان.

[۴۱]. همان، ص‌۲۶۶، الفصل السابع عشر: فی بیان ما نزل من القرآن فی شأنه.

[۴۲]. کفایه الطالب فی مناقب علی بن أبی طالب، گنجی شافعی، محمد بن یوسف بن محمد، صص ۲۴۵ ـ ۲۴۷، فصل فی مناقب علی بن ابی طالب.

[۴۳]. الصواعق المحرقه، ابن حجر هیتمی، ص‌۱۶۱، الباب الحادی عشر، الفصل الاول.

[۴۴]. سوره اعراف (۵)، آیه ۱۸۱٫

[۴۵]. مناقب علی بن ابی طالب، ابن مردویه، ص۲۴۴، ذیل سوره اعراف.

[۴۶]. مناقب علی بن ابی طالب، ابن مغازلی، ص‌۲۳۲، قوله() یَدْخُلُ الجَنَّهَ مِنْ أُمَّتی سَبْعُونَ ألْفاً…، ح۳۰۱٫

[۴۷]. تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۴۲، ص۳۳۳٫

[۴۸]. المناقب، خوارزمی، ص‌۱۵۹، الفصل الرابع عشر، ح۱۸۸٫

[۴۹]. تاریخ مدینهًْ دمشق، ابن عساکر، ترجمهًْ امام علی، ج‌۴۲، ص‌۳۳۵، رقم ۴۹۳۳٫

[۵۰]. تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج‌۱۲، ص‌۲۸۹٫

[۵۱]. کنوز الحقائق، مناوی، ص‌۹۸٫

[۵۲]. الریاض النضره فی مناقب العشره، ابی جعفر احمد، مشهور به محب طبری، ج‌۳، ص‌۱۹۹، ذیل ذکر اخبار المصطفی| بانه مغفور له.

[۵۳]. کنز العمال فی السنن الأقوال والأفعال، هندی، علی متقی بن حسام الدین، ج‌۱۱، ص‌۶۲۵، فضائل علی رضی الله عنه، الاکمال، ح‌‌۳۳۰۴۵٫

[۵۴]. الثقات، ابن حبان، باب الیاء، ج‌۹، ص‌۲۸۱، ذیل یوسف بن عیسی مروزی.

[۵۵]. الکامل فی ضعفاء الرجال، جرجانی، ابی احمد عبدالله بن عدی، ج‌۴، ص‌۱۰، ذیل شریک بن عبدالله بن الحارث بن شریک النخعی.

[۵۶]. تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، احمد بن علی، ج‌۷، ص‌۴۳۳، ذیل الحسن بن محمد بن الحسن بن جبیر ابوسعید الصیرفی المخرمی.

[۵۷]. تاریخ مدینهًْ دمشق، ابن عساکر، ج‌۴۲، ص‌۳۷۲٫

[۵۸]. همان.

[۵۹]. همان، ص‌۳۷۳٫

[۶۰]. همان.

[۶۱]. همان.

[۶۲]. همان، ص‌۳۷۴٫

[۶۳]. همان.

[۶۴]. لسان المیزان، ابن حجر، ج‌۳، ص۱۶۶٫

[۶۵]. تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، تحقیق: عطا، مصطفی عبدالقادر، ج‌۳، ص‌۴۰۹، ذیل حرف الکاف من آباء المحمدین محمد بن کثیر، ابو اسحاق؛ کنز العمال، متقی هندی، ج‌۱۱، ص۶۲۵، ذیل الاکمال، ح‌‌۳۳۰۴۶؛ تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج‌۴۲، ص‌۳۷۱؛ فرائدالسمطین، ج‌۱، ص‌۱۵۴، رقم۱۱۶ و….

[۶۶]. مناقب علی بن أبی طالب، ابن مغازلی، ص‌۲۱۲، ذیل حدیث سد الابواب، ح۲۷۷، در پاورقی این حدیث چنین آمده است:

روی الحافظ ابو عبدالله النجاری فی صحیحه ۵/۱۹ ط الأمیریه بالاسناد إلى سعد بن عبیدهًْ قال: جاء رجل إلى ابن عمر سیأله عن على فذکر محاسن عمله، قال: هو ذاک بیته وسط بیوت النبی صلى الله علیه وآله وسلم، ثم قال: لعل ذاک یسوؤک؟ قال: اجل. قال: فأرغم الله بأنفک، انطلق فاجهد على جهدک.

وروی الحافظ النسائی فی الخصائص ۲۸ بالأسناد إلى سعید بن عبید، قال: جاء رجل إلى ابن عمر فسأله عن على، قال: لا احدثک ولکن انظر إلى بیته من بیوت رسول الله. قال: فانى ابغضه، به ابغضک الله.

وروى ایضاً بطرق المختلفه عن العلاء بن العرار انه قال: سألت عبدالله بن عمر، قلت: الا تحدثنی عن على وعثمان؟ قال: اما على فهذا بیته من بیوت رسول الله صلی الله علیه وآله ما فی المسجد بیت غیر بیته.

واخرجه ابن حجر فی لسان المیزان ۴/۱۶۵ من حدیث أبی اسحاق عن العلاء بن عرار ولفظه قال: تسأل عن على وقد رأیت مکانه من رسول الله انه سد الأبواب الا باب على وهکذا اخرجه الحافظ الطبرانی فی معجمه الأوسط على ما فی مجمع الزوائد ۹/۱۱۵٫

وروی الترمذی فی جامعه الصحیح ۵/۳۳ بالرقم المسلسل ۳۸۱۱ و ط الصاوی ۱۳/۱۷۴ عن ابی السعید الخدری، قال: قال رسول الله لعلی: یا علی لا یحل لأحد أن یجنب فی هذا المسجد غیری وغیرک، وروى ابن وکیع فی اخبار القضاهًْ ۳/۱۴۹ عن أبی السعید الخدری، قال: قال رسول الله لعلی: یا علی لا یحل لأحد ان یجنب فی هذا المسجد غیری وغیرک، وروى ابن وکیع فی اخبار القضاهًْ ۳/۱۴۹ عن ابی السعید الخدری انه قال: لها سدت أبواب المسجد ذهب على لیخرج فأخذ النبی بیده فقال: ان هذا المسجد لا یحل لأحد ان یجنب فیه غیری وغیرک.

و روی البیهقی فی سننه ۷/۶۵ عن ام سلمه قالت: قال: رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم ألا ان مسجدی حرام على کل حائض من النساء وکل جنب من الرجال الا على محمد و أهل بیته: على و فاطمه و الحسن و الحسین. وفی لفظ: ألا لا یحل هذا المسجد لجنب و لا لحائض الا لرسول الله و على و فاطمه و الحسن و الحسین، ألا قد بینت لکم الاسماء أن لا تضلوا.

[۶۷]. المعجم الکبیر، طبرانی، ابی القاسم سلیمان بن احمد، ج‌۹، ص۷۶، ذیل من مناقب ابن مسعود، باب چهارم؛ مجمع الزوائد، هیثمی، ج‌۹، ص‌۱۱۶ ذیل باب مناقب علی بن أبی طالب (باب فی افضلیته رضی الله عنه) و ص‌۲۸۸ ذیل باب فی اسامه بن زید (باب ما جاء عبد الله بن مسعود رضی الله عنه)؛ المعجم الأوسط، طبرانی، ج‌۵، ص‌۱۰۱، ذیل عبید بن کثیر؛ تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج‌۴۲، ص‌۴۰۱، ذیل ترجمه علی بن ابی طالب، با عبارت … وختمت القرآن عند خیر الناس بعده فقیل له من هو قال علی بن أبی طالب؛ المناقب، خوارزمی، موفق بن احمد بن محمد مکی، ص‌۹۳، ح‌‌۹۰، ذیل الفصل السابع: فی بیان عزارهًْ علمه وانه اقضى الأصحاب.

[۶۸]. ینابیع الموده لذوی القربی، قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ذیل الموده الثالثه، ج‌۲، ص‌۲۷۵، ح۷۸۶٫

[۶۹]. المواقف، ایجی، ج‌۳، ص‌۶۲۵٫

[۷۰]. همان.

[۷۱]. المعجم الکبیر، طبرانی، ج‌۶، ص‌۲۲۱، باب السین، ذیل کعب بن عجزه عن سلمان؛ مجمع الزوائد، هیثمی، ج‌۹، ص‌۱۱۴، باب فی علمه [علی] رضی الله عنه، باب فتح بابه الّذی فی المسجد.

[۷۲]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج‌۱۳، ص‌۲۲۸، ذیل القول فی اسلام ابی بکر و علی و خصائص کل منه.

[۷۳]. کنز العمال، متقی هندی، ج‌۱۱، ص‌۶۱۰، الفصل الثانی، فضائل علی رضی الله عنه، الاکمال؛ شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، ج‌۱، ص‌۹۸٫

[۷۴]. شواهد التنزیل، ج‌۱، ص‌۴۸۸؛ ینابیع الموده، قندوزی، ج‌۲، ص‌۲۹۹، ذیل الموده السابعهًْ.

[۷۵]. شواهد التنزیل، ج‌۱، ص‌۴۸۸٫

[۷۶]. تاریخ مدینهًْ دمشق، ابن عساکر، ج‌۴۲، ص‌۵۷، ذیل موضوع علی بن ابی طالب رضی الله عنه.

[۷۷]. الجامع الصغیر، سیوطی، جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر، ج‌۱، ص‌۶۲۴، ذیل حرف الخاء، ح۴۰۴۹؛ کنز العمال، متقی هندی، ج‌۱۱، ص‌۶۰، ذیل فضائل [حضرت] علی رضی الله عنه، ح‌‌۳۲۸۹۳؛ فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج‌۳، ص‌۶۴۳، ذیل حرف الخاء مناوی؛ تاریخ مدینهًْ دمشق، ابن عساکر، ج‌۴۲، ص‌۶۲؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج‌۳، ص‌۷۲؛ ینابیع الموده القربی، ج‌۲، ص‌۹۲، قندوزی، ذیل روایات «الجامع الصغیر».

[۷۸]. مناقب علی بن ابی طالب وما نزل من القرآن فی علی ، ابن مردویه اصفهانی، ابی بکر احمد بن موسی، ص‌۹۹، الفصل الثامن: فی انّه اقرب الناس، ح‌‌۹۸٫

[۷۹]. لسان المیزان، ابن حجر، ج‌۶، ص‌۷۸، ح‌‌۲۸۱٫

[۸۰]. احقاق الحق وازهاق الباطل، ج‌۴، ص‌۲۵۱٫

[۸۱]. سوره انبیاء (۲۱)، آیه۱۱۱٫

[۸۲]. تاریخ مدینهًْ دمشق، ج۴۲، ص۴۳۲

[۸۳]. مرغ بریانی که برای رسول خدا آوردند و آن حضرت از خدا خواستند که محبوب‌ترین خلقش را نزد آن حضرت بفرست.

[۸۴]. مسند احمد، ج‌۱، ص‌۱۰۶ و ۱۵۵، ذیل مسند علی بن ابی طالب رضی الله تعالی عنه؛ المعجم الأوسط، طبرانی، ج‌۱، ص‌۲۹۸؛ کنز العمال، متقی هندی، ج‌۱۱، ص‌۵۶۷، ذیل فضائل ابی بکر و عمر، و…

[۸۵]. عیون اخبار الرضا، مترجم: مستفید، حمید رضا و غفاری، علی اکبر، ج‌۲، ص‌۴۴۰٫

[۸۶]. اثبات برتری حضرت امیر مؤمنان، مفید، محمد بن محمد، مترجم: بهار دوست، علی رضا و شمسایی، محمد حسین، صص ۱۵ ـ ۱۶، به نقل از شرح ابن ابی الحدید، ج‌۱، ص‌۱۶٫

[۸۷]. رهاورد خرد (ترجمه تحف العقول)، حسن بن علی، ابن شعبه، مترجم: اتابکی، پرویز، پاورقی ص۱۸۸٫

[۸۸]. آن‌گاه شیعه شدم، صلواتی، مرتضی، صص ۱۵۲ـ۱۵۳٫

[۸۹]. سوره اعراف (۷)، آیه‌ ۱۵۵٫

[۹۰]. کمال الدین و تمام النعمه، محمد بن علی بن بابویه، ج۱، صص۴۶۱ـ۴۶۲٫

[۹۱]. سوره جمعه (۶۲)، آیات ۶ ـ ۷٫

[۹۲]. سوره یس (۳۶)، آیه ۱۲٫

منبع: برگرفته از کتاب آیات ولایت جلد ۷؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی 

http://shiastudies.com/fa

برچسب ها: آیات ولایتآیه خیرالبریه
نوشته قبلی

همگونی تصوف با تشیع و کارکردهای اجتماعی و سیاسی آن در مازندران

نوشته‌ی بعدی

تحلیل آیه شر البریه

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

تعریف عدل تکوینی و تشریعی؟
بدون دسته ( پیشفرض)

تعریف عدل تکوینی و تشریعی؟

نوشته‌ی بعدی
تحلیل آیه شر البریه

تحلیل آیه شر البریه

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا