عقاید غلات و مذمت آنها
شیعیان امیرالمؤمنین علی همه، بندگان خالص حق تعالی و مطیع و فرمانبردار خداوند سبحان ـ جلّ و علا ـ و محمد ـ بنده و رسول او ـ میباشند و درباره علی بن ابی طالب نمیگویند و عقیده ندارند مگر آنچه پیغمبر درباره او فرمود.
ما علی را عبد صالح پروردگار و وصی و خلیفهی منصوص رسول الله میدانیم و هر کس غیر از این عقیده داشته باشد، او را مردود و از خود دور میدانیم، مانند غلات از مسلمین از قبیل: سبائیه و خطابیه و غرابیه و علیاویه و مخمّسه و بزیغیه و امثال آنها، مانند نصیریه که در قسمتی از شهرها و قرای ایران و سایر بلاد، مانند موصل و سوریا متفرق هستند به نام اهل حق.
عموم شیعیان از آنها بری هستند و آنها را کافر و مرتد و نجس میدانند و در تمام کتب فقهیه و رسایل عملیهی فقهای امامیه، غلات را در شمار کفار آوردهاند، به علت آنکه آنها دارای عقاید فاسدهی بیشمار میباشند؛ از قبیل آنکه میگویند:
«چون ظهور روحانی در هیکل جسمانی محال نیست چنانچه جبرئیل به صورت دحیهی کلبی بر پیغمبر ظاهر میگردید، لذا حکمت حکیمانه حق اقتضا کرد که ذات اقدسش در هیکل بشر آشکار گردد؛ فلذا به صورت و جسم علی ظاهر گردید!»
به همین جهت، مقام علی را بالاتر از مقام مقدس پیغمبر خاتم میدانند و از زمان خود آن حضرت ـ به اغوای شیاطین جن و انس ـ جمعی به این عقیده قائل بودند، و آن حضرت، خود جمعی از اهل هند و سودان را که آمدند و اقرار به الوهیت آن حضرت نمودند، هر چند آنها را پند داد فایده نبخشید؛ عاقبت امر فرمود آنها را در چاههای دود، به طریقی که در کتب اختبار ثبت است، هلاک ساختند؛ چنانچه شرح این قضیه تفصیلاً در مجلد هفتم «بحار الانوار»([۱]) تألیف علامهی جلیل القدر مرحوم ملا محمد باقر مجلسی قدّس سرّه القدوسی مسطور است.
حضرت امیرالمؤمنین و ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین آنها را لعن نموده و از آنها بیزاری جستهاند؛ مانند آنچه در کتب معتبره ما از([۲]) مولانا امیرالمؤمنین نقل شده که فرمود:
«اللهم انی بریء من الغلاه کبرائه عیسی بن مریم من النصاری. اللهم اخذلهم ابداً ولا تنصر منهم احداً.»
پروردگارا! من بیزارم از طایفه غلات، مثل بیزاری جستن عیسی از نصاری. خداوندا! مخذول و منکوب فرما ایشان را و یاری مفرما احدی از ایشان را.
و در خبر دیگر است([۳]) که آن حضرت فرمود:
«یهلک فیّ اثنان ولا ذنب لی: محبّ مفرط ومبغض مفرط. انا لنبرأ إلی الله ممن یغلوا فینا فوق حدنا کبرائه عیسی بن مریم من النصاری.»
هلاک میگردند درباره من دو طایفه و مرا گناهی نیست (یعنی چون به عمل آنها راضی نیستم لذا گنهکار نیستم): یک طایفه آنهایی هستند که در محبت من افراط مینمایند و غلو بسیار میکنند و طایفه دیگر کسانیاند که بغض و عداوت بیجهت به من دارند. به درستی که ما بیزاری میجوییم به سوی خداوند از کسانی که غلو مینمایند در حق ما و ما را از حد خودمان تجاوز میدهند، مانند بیزاری عیسی بن مریم از نصاری.
و نیز فرمود:([۴])
«یهلک فیّ اثنان: محبّ غال ومبغض قال.»
هلاک میگردند درباره من دو طایفه؛ یکی دوستی که از راه محبت، غلو مینماید و دیگری دشمنی که مرا از حد خودم فرود آورد.
به همین جهت جامعه شیعه امامیه اثنا عشریه، بیزاری میجویند از هر کس که نظماً و نثراً دربارهی علی امیرالمؤمنین و اهل بیت اطهارش غلو بنماید و در مقام تعریف، آنها را از مقامی که خدا و رسول برای آنها معین نمودهاند بالاتر ببرد و از عبودیت به ربوبیت برساند و کسانی که چنین عقیدهای داشته باشند از ما نیستند، بلکه از غلات و ملاعیناند. شما حساب جامعه شیعه امامیه اثنا عشریه را از آنها جدا بدانید؛ چه آنکه اجماع علمای امامیه بر کفر و نجاست غلات میباشد و اگر مراجعه نمایید به کتب استدلالیه فقهای شیعه، مانند «جواهر الکلام» و «مسالک» و غیره و رسایل عملیه، مانند «عروهًْ الوثقی» مرحوم آیت الله یزدی+ و «وسیلهًْ النجاهًْ» آیت الله العظمی اصفهانی مد ظله العالی علی رؤوس الانام در باب طهارت و باب زکات و باب ازدواج و باب ارث، فتاوای فقهای ما را بر کفر و نجاست آنها میبینید و مشاهده میکنید که همگی فتوا دادهاند که جایز نیست مداخله در غسل و دفن آنها و حرام است مزاوجت با آنها ـ با آنکه به طریق متعه مزاوجت اهل کتاب را جایز میدانند ـ و حق الارث مسلمان به آنها داده نمیشود و حتی از دادن صدقات و زکات به آنها منع گردیده.
و در کتب کلامیه و عقاید فرقه ناجیه شیعه مبسوطاً و مستدلاً بیان گردیده که این فرقه، فاسد و کافر و تبرّی و بیزاری از آنها بر هر مسلمانی خاصه شیعیان خالص العقیده لازم و واجب است.
و دلایل کامله محکمه از آیات و اخبار بر منع و ردّ غلات وارد است که به بعض از آنها اشاره نمودیم.
در آیه ۷۷ سوره ۵ (مائده) صریحاً میفرماید:
﴿قُل یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لاَ تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ غَیْرَ الْحَقّ وَلاَ تَتّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلّوا مِن قَبْلُ وَأَضَلّوا کَثِیراً وَضَلّوا عَن سَوَاءِ السّبِیلِ﴾.
«بگو (ای احمد) ای اهل کتاب در دین خود به ناحق غلو نکنید؛ غلو ناروا و باطل ـ مانند غلو نصاری درباره حضرت مسیح و یهود درباره عزیر ـ و از پی خواهشهای آن قومی که خودگمراه شدند، بسیاری را نیز گمراه کردند و از راه راست دور افتادند نروید.»
مرحوم علامه مجلسی+ در جلد سیم «بحار الانوار» (که دایرهًْ المعارف شیعه امامیه میباشد) اخبار بسیاری در مذمت آنها و دور بودن خاندان رسالت از مدعای آنها نقل نموده؛ از جمله نقل مینماید از امام به حق ناطق، کاشف اسرار حقایق، امام جعفر بن محمد الصادق که فرموده:
«وما نحن الا عبید الّذی خلقنا واصطفانا … والله ما لنا علی الله من حجه ولا معنا من الله برائه وانّا لمیّتون وموقوفون ومسئولون.([۵])
من أحبّ الغلاه فقد أبغضنا ومن أبغضهم فقد أحبنا.([۶])
الغلاه کفّار والمفوّضه مشرکون.([۷])
لعن الله الغلاه.»([۸])
خلاصهی معنی آنکه: ما بندگان خدایی هستیم که ما را آفریده و از میان خلق برگزیده. به درستی که ما میمیریم و در نزد پروردگار ایستاده و سؤال کرده میشویم؛ (یعنی ما هم بشری مانند شما هستیم). کسی که دوست بدارد غلات را دشمن ما میباشد و کسی که آنها را دشمن بدارد دوست ما میباشد. غلات کافر و مفوضه مشرکاند. لعن خدا بر غلات باد.
و نیز از آن حضرت (پیشوای بزرگ شیعیان) نقل کردهاند([۹]) که فرمود:
«لعن الله عبدالله بن سباء انه ادعی الربوبیه فی امیرالمؤمنین وکان والله امیرالمؤمنین عبداً لله طائعاً. الویل لمن کذب علینا وان قوماً یقولون فینا ما لا نقوله فی أنفسنا نبرء إلی الله منهم نبرء إلی الله منهم.»
لعنت خدا بر عبدالله بن سباء که ادعا نمود ربوبیت و خدایی را در حق امیرالمؤمنین. به خدا قسم که آن حضرت بنده مطیع خدا بود. وای بر کسانی که دروغ گفتند بر ما. طایفهای میگویند درباره ما چیزی را که نمیگوییم ما آن را در حق خودمان. آنگاه دو مرتبه فرمود: ما بیزاری میجوییم به سوی خدا از ایشان.
و در کتاب «عقاید صدوق»([۱۰]) ابو جعفر محمد بن علی بن الحسین بن موسیبن بابویه قمی& که از مفاخر فقهای شیعه امامیه است، خبری از زرارهًْ بن اعین که از موثقین روات شیعه و حافظ علم اهل البیت و از اصحاب حضرت باقر العلوم و صادق آل محمد سلام الله علیهم اجمعین بوده است، نقل نموده است که گفت: خدمت حضرت صادق (امام ششم) عرض کردم مردی از اولاد عبدالله بن سباء قائل به تفویض است، فرمودند تفویض چیست؟ عرض کردم میگوید:
«ان الله عزّوجلّ خلق محمداً وعلیاً ثم فوّض الأمر إلیهما، فخلقا ورزقا واحیا وأماتا».
خدای عزّوجلّ آفرید محمد و علی را؛ پس امور عباد را به ایشان سپرد؛ پس ایشاناند خالق و رازق و زنده کننده و میراننده.
حضرت فرمود: «کذب عدو الله»؛ دروغ گفته دشمن خدا. زمانی که برگشتی به سوی او، بخوان این آیه را که از سورهی رعد است:
﴿أَمْ جَعَلُوا للهِِ شُرَکَاءَ خَلَقُوا کَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِم قُلِ اللهُ خَالِقُ کُلّ شَیْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهّارُ﴾.([۱۱])
«آیا مشرکان برای خدای تعالی شریکانی قرار دادند که آنها هم مانند خدا چیزی خلق کردند و بر ایشان خلق خدا مشتبه گردید و ندانستند که آفریدهی خدا کدام است و آفریده شرکا کدام. بگو (ای محمد) (هرگز چنین نیست) بلکه تنها خدای متعال آفریننده همه چیزهاست و اوست یگانه در الوهیت که همه عالم مقهور اراده اوست.»
این آیه شریفه خود صراحت دارد بر توحید خدای تعالی.
زراره گفت وقتی نزد او رفتم و این آیه را که امام فرموده بود بر او خواندم، کأنّه سنگ بر دهانش افکندم، لال شد.
از این قبیل اخبار در کتب معتبره ما از ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین و پیشوایان به حق شیعه در طعن و لعن و سبّ طایفه غلات بسیار وارد شده، خوب است همان قسمی که ما کتابهای علمای شما را میخوانیم، شما هم کتب معتبرهی علمای شیعه را بخوانید، تا تفوّه به کلماتی ننمایید که باعث اغوای عوام بیچاره گردد و شما هم در محکمه عدل الهی گرفتار باشید.
از آقایان محترم انصاف میخواهم، آیا در صورتی که ائمه ما چنین بیاناتی برای راهنمایی شیعیان خود فرمودهاند و شیعیان واقعی (یعنی پیروان علی و آل علی) از موالی خود این اخبار را شنیده باشند، مع ذلک آنها را خدا یا در مقام خدا قرار میدهند؟
طایفه غلات به کلی از ما بر کنار هستند و ما از آنها بیزار و برکنار هستیم، ولو صورتاً دعوی تشیع نمایند. خدا و پیغمبر و علی و آل علی همگی از آنها بیزار و تمامی شیعیان هم از آنها بیزار و برکنار هستند؛ چنانچه مولای ما امیرالمؤمنین رئیس غلات (عبدالله بن سباء ملعون) را تا سه روز حبس نمود و امر به توبه فرمود، چون قبول نکرد، لاجرم او را به آتش سوزانید.([۱۲])
شما را به خدا خجالت ندارد که علمای شما روی تعصب و عادت و تبعیت از اسلاف بنویسند مؤسس اساس تشیع، این عبدالله ملعون بوده که به امر علی سوزانیده شده است؟ و حال آنکه علمای شیعه در تمام کتب مربوطه پیروی از ائمه خود نموده و عبدالله را ملعون خواندهاند. پس پیروان عبدالله هم ملعونند؛ چه آنکه از غلاتاند نه شیعیان خالص الولای آل محمد و عترت طاهرهی پیغمبر که از غلو درباره آن خاندان جلیل دور و بر کنارند.
اگر مؤسس اساس تشیع عبدالله ملعون بوده و شیعیان پیرو آن بودهاند ـ چنانچه متعصبین از علمای شما نوشته و دیگران هم کورکورانه تبعیت از آنها نموده و در مجالس نقل مینمایند ـ لااقل بایستی در یکی از کتب شیعه تمجیدی از او شده باشد.
اگر شما یک کتاب از علمای شیعهی امامیه نشان دادید که تمجیدی از عبدالله ملعون نموده باشند، داعی تسلیم به تمام گفتارهای شما میشوم و اگر نشان ندادید ـ و هرگز نمیتوانید نشان داد ـ پس بترسید از روز حساب و محکمه عدل الهی و شیعیان موحد پاک را پیروان عبدالله ملعون نخوانید و امر را بر عوام بیخبر مشتبه ننمایید.
و نیز از جنابعالی برادرانه تقاضا دارم چون اهل علم هستید، پیوسته روی قاعدهی علم و منطق و حقیقت صحبت کنید نه روی گفتار بیمنطق و حقیقت و شهرتهای بیاساس که اعادی در اطراف شیعیان عناداً و لجاجاً نسبت دادهاند.
حافظ: نصایح برادرانه شما مورد قبول و توجه هر عاقلی است، ولی اجازه بفرمایید حقیر هم من باب تذکر جملاتی به عرضتان برسانم.
داعی: بسیار ممنون میشوم، بفرمایید.
حافظ: شما در بیانات پیوسته میفرمایید ما غلو درباره امامان نمینماییم و غلات را مردود و ملعون و اهل آتش میدانید، ولی در این دو شب مکرر کلماتی از شما شنیده میشود درباره امامان، که روی قواعدی که خودتان بیان مینمایید، آنها راضی به این قبیل امور نیستند. ممکن است شما هم در موقع گفتار با ملاحظه باشید تا مورد طعن واقع نشوید؟
داعی: داعی خشک و جامد و متعصب و جاهل نمیباشم. خیلی ممنون میشوم که اگر لغزشی در گفتارم ظاهر شود یادآور شوید، چون انسان مرکز سهو و نسیان است. تمنّا میکنم آنچه در این دو شب ملاحظه فرمودید [اگر] بر خلاف رضای ائمه هدی گفته شده که مطابقت با علم و عقل و منطق نمیکند، بیان فرمایید.
حافظ: در این دو شب، مکرر از شما شنیدم در موقعی که نام امامان خود را میبرید، عوض آنکه بفرمایید رضی الله عنهم، سلام الله علیهم [یا] صلوات الله علیهم فرمودهاید و حال آنکه خود میدانید به حکم آیه شریفه سوره احزاب که میفرماید:
﴿إِنّ اللهَ وَمَلاَئِکَتَهُ یُصَلّونَ عَلَی النّبِیّ یَا أَیّهَا الّذِینَ آمَنُوا صَلّوا عَلَیْهِ وَسَلّمُوا تَسْلِیماً﴾.([۱۳])
«خدا و فرشتگانش بر روان پاک پیغمبر درود میفرستند. شما هم ای اهل ایمان بر او درود بفرستید و سلام گویید؛ و تسلیم فرمان او شوید».
سلام و صلوات فقط مخصوص رسول خدا میباشد و حال آنکه شما در بیانات خود صلوات و سلام را درباره امامان نیز میآورید. بدیهی است این عمل بر خلاف نص صریح قرآن مجید است، از جمله ایراداتی که به شما مینمایند همین موضوع است که میگویند این امر، بدعت [است] و اهل بدعت اهل ضلالتاند.
ا
[۱]. «عن مسمع أبی سیار عن رجل عن أبی جعفر قال: ان علیاَ لما فرغ من قتال اهل البصره اتاه سبعون رجلاً من الزط فسلموا علیه وکلّموه بلسانهم فردّ علیهم بلسانهم وقال لهم: انی لست کما قلتم، انا عبدالله مخلوق. قال: فأبوا علیه وقالوا له: أنت أنت هو. فقال لهم لئن لم ترجعوا عما قلتم فیّ وتتوبوا إلی الله تعالی لأقتلنّکم. قال: فأبوا أن یرجعوا أو یتوبوا، فامر أن یحفر لهم آبار فحفرت، ثم خرق بعضها إلی بعض، ثم قذفهم فیها، ثم طم رؤوسها، ثم ألهب النار فی بئر منها لیس فیها أحد، فدخل الدخان علیهم فماتوا». بحارالانوار، مجلسی، ۲۵/۲۸۷، ح ۴۳، کتاب الامامهًْ، باب نفی الغلو فی النبی والأئمهًْ.
[۲]. بحار الانوار، مجلسی، ۲۵/۲۸۴، ح ۳۲، کتاب الامامهًْ، باب نفی الغلو فی النبی والأئمه.
[۳]. عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ۲/۲۱۷، ح ۱، باب ۴۶٫ شیخ صدوق این حدیث را با اختلاف اندکی در الفاظ نقل کرده است.
[۴]. بحار الانوار، مجلسی، ۲۵/۲۸۵، ح ۳۶، کتاب الامامهًْ، باب نفی الغلو فی النبی والأئمه.
[۵]. این عبارات مضمون چند حدیث باشد.
ابتدای آن تا «وموقوفون و مسئولون» بخشی از حدیثی است که علامه مجلسی در بحار الانوار، ۲۵/۲۸۹، ح ۴۶، کتاب الامامهًْ، باب نفی الغلو فی النبی والأئمه به اضافه این جملات «و مقبورون و منشورون و مبعوثون» نقل کرده است.
[۶]. بحار الانوار، ۲۵/۲۶۶، ح ۸، کتاب الامامهًْ، باب نفی الغلو فی النبی والأئمه نقل کرده است، لکن با این تفاوت که به جای «من احب الغلاهًْ»، فمن أحبهم آمده است.
[۷]. بحار الانوار، ۲۵/۲۷۳ ح ۱۹، کتاب الامامهًْ، باب نفی الغلو فی النبی والأئمه.
[۸]. بحارالانوار، ۲۵/۲۷۳، کتاب الامامهًْ، باب نفی الغلو فی النبی والأئمه، قسمی از حدیث ۱۸٫ (محقق)
[۹]. بحار الانوار، علامه مجلسی، ۲۵/۲۸۶، ح ۴۰، کتاب الامامهًْ، باب نفی الغلو فی النبی والأئمه.
[۱۰]. «روی عن زراره انه قال: قلت للصادق: ان رجلاً من ولد عبدالله بن سبا یقول بالتفویض. فقال: وما التفویض؟ فقلت: یقول: ان الله عزوجل خلق محمداً وعلیا ثم فوّض الأمر الیهما فخلقا ورزقا وأحییا وأماتا، فقال کذب عدوّ الله إذا رجعت الیه فاقرأ علیه الآیه التی فی سوره الرعد {أَمْ جَعَلُوا للّهِِ شُرَکَاءَ خَلَقُوا کَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِم قُلِ اللّهُ خَالِقُ کُلّ شَیْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهّارُ}. فانصرفت الی الرجل فاخبرته بما قال الصادق فکأنّما ألقمته حجراً، أو قال: فکأنّما خرس». الاعتقادات، شیخ صدوق، ص۷۴، باب ۷۴٫
[۱۱]. آیه ۱۶ سوره ۱۳ (رعد).
[۱۲]. «عن عبدالله بن سنان عن أبیه عن أبیه جعفر ان عبدالله بن سباء کان یدّعی النبوّه ویزعم ان امیرالمؤمنین هو الله تعالی عن ذلک فبلغ ذلک امیرالمؤمنین فدعاه وسأله، فأقرّ بذلک وقال: نعم أنت هو وقد کان ألقی فی روعی إنک أنت الله وأنّی نبیّ، فقال له امیرالمؤمنین: ویلک قد سخر منک الشیطان فارجع عن هذا ثکلتک أمّک وتُب. فأبی، فحبسه واستتابه ثلاثه أیام، فلم یتب، فأحرقه بالنار وقال: ان الشیطان استهواه فکان یأتیه ویلقی فی روعه ذلک». بحارالانوار، علامه مجلسی، ۲۵/۲۸۶، ح ۳۹، کتاب الامامهًْ، باب نفی الغلو فی النبی والأئمهًْ.
[۱۳]. آیه ۵۶ سوره ۳۳ (احزاب).
منبع: برگرفته از کتاب شبهای پیشاور جلد۱؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
عقاید غلات و مذمت آنها. عقاید غلات و مذمت آنها. عقاید غلات و مذمت آنها. عقاید غلات و مذمت آنها. عقاید غلات و مذمت آنها. عقاید غلات و مذمت آنهاعقاید غلات و مذمت آنها. عقاید غلات و مذمت آنهاعقاید غلات و مذمت آنها.عقاید غلات و مذمت آنها. عقاید غلات و مذمت آنها عقاید غلات و مذمت آنها. عقاید غلات و مذمت آنها. عقاید غلات و مذمت آنها. عقاید غلات و مذمت آنها. عقاید غلات و مذمت آنها. عقاید غلات و مذمت آنها.


















هیچ نظری وجود ندارد