۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

نقدی بر ترتیب خلافت خلفای اربعه بر اساس قرآن

بر اساس قرآن
0
SHARES
12
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

نقدی بر ترتیب خلافت خلفای اربعه بر اساس قرآن

شیخ: در آیه ۲۹ سوره ۴۸ (فتح) صریحاً می‌فرماید:

﴿مُحَمّدٌ رّسُولُ اللهِ وَالّذِینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکّعاً سُجّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللهِ وَرِضْوَاناً سِیَماهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِنْ أَثَرِ السّجُودِ﴾.

محمّد فرستاده‌ی خداست و یاران و همراهانش بر کافران بسیار سخت‌دل و با یکدیگر بسیار مشفق و مهربان‌اند. آنان را بسیار در حال رکوع و سجود بنگری که فضل و رحمت خدا و خشنودی او را می‌طلبند. بر رخسارشان از اثر سجده نشانهای نورانیت پدیدار است.

این آیه شریفه از جهتی فضل و شرف ابی‌بکر رضی الله عنه را ثابت می‌کند و از جهت دیگر طریقه‌ی خلافت خلفای راشدین رضی الله عنهم را معین می‌نماید. به خلاف آنچه جامعه‌ی شیعه ادعا می‌نمایند که علی کرّم الله وجهه خلیفه‌ی اوّل می‌باشد این آیه صراحتاً علی را خلیفه‌ی چهارم معرّفی می‌نماید.

داعی: از ظاهر آیه‌ی شریفه چیزی که دلیل بر طریقه‌ی خلافت خلفای راشدین و فضل ابی‌بکر باشد، دیده نمی‌گردد. البته لازم است توضیح دهید که این صراحت در کجای آیه است که مکشوف نمی‌باشد.

شیخ: دلالت آیه بر فضیلت و شرافت خلیفه ابی‌بکر رضی الله عنه آن است که در اوّل آیه با کلمه ﴿وَالَّذینَ مَعَه﴾ اشاره به مقام آن مرد شریف شده که در لیلهًْ‌الغار با پیغمبر بوده است.

و اما طریقه‌ی خلافت خلفای راشدین در این آیه با کمال صراحت واضح است؛ زیرا مراد از ﴿وَالَّذینَ مَعَه﴾ ابی‌بکر رضی الله عنه است که در غار ثور [در] لیلهًْ الهجرهًْ با پیغمبر بوده است و مراد از ﴿أشِدّاءُ عَلَی الْکُفّار﴾ عمر بن الخطاب رضی الله عنه است که بسیار شدید العمل بر کفار بوده و ﴿رُحَماء بَیْنَهُم﴾ عثمان بن عفان رضی الله عنه است که بسیار رقیق القلب و رحم دل بوده و ﴿سیماهُم فی وُجُوهِهِم مِن أثر السُّجُود﴾ علی بن ابی طالب کرّم الله وجهه می‌باشد.

امیدوارم با نظر پاک شما موافقت نماید و تصدیق نمایید حق با ما است که علی را خلیفه‌ی چهارم می‌دانیم، نه خلیفه‌ی اوّل که خداوند هم در قرآن او را در مرتبه چهارم نام برده.

داعی: متحیرم چگونه جواب عرض نمایم که تصور غرض‌رانی نشود، ولی اگر با نظر انصاف بدون تعصّب بنگرید، تصدیق خواهید فرمود که غرضی در کار نیست، بلکه غرض، کشف حقیقت است.

گذشته از آنکه ارباب تفاسیر در شأن نزول آیه شریفه چنین بیانی ننموده‌اند، حتّی در تفاسیر بزرگ علمای خودتان ـ و اگر چنین آیه‌ای در قرآن راجع به امر خلافت بود، روز اوّل بعد از وفات رسول اکرم در مقابل اعتراضات علی و بنی‌هاشم و کبار از صحابه ـ که سرپیچی از بیعت نمودند ـ تمسّک به شاخ و برگهای بی‌مغز نمی‌نمودند.

بلکه با نقل آیه، جواب ساکت کننده به همه می‌دادند. پس معلوم است آیه را به این معنی که شما نمودید، دست و پاهایی است که بعدها تفسیر بما لا یرضی صاحبه نمودند؛ زیرا هیچ یک از اکابر مفسّرین خودتان، از قبیل طبری و امام ثعلبی و فاضل نیشابوری و جلال الدین سیوطی و قاضی بیضاوی و جار الله زمخشری و امام فخر رازی و غیرهم چنین معنایی ننمودند؛ پس شما از کجا می‌گویید و از چه وقت این معنی و به دست چه اشخاصی جلوه نموده نمی‌دانم. علاوه در خود آیه‌ی شریفه موانع علمی و ادبی و عملی در کار است که ثابت می‌کند هر کس قائل به این قول شده، دست و پای بی‌جایی زده و متوجّه نشده است به آنچه علمای بزرگ خودتان در اوّل تفاسیرشان([۱]) نقل از رسول اکرم نموده‌اند که فرمود:

«من فسّر القرآن برأیه فمقعده فی النار.»

هرکس تفسیر کند قرآن را برای خودش، پس نشمینگاه او در آتش است.

اگر بگویید تفسیر نیست، بلکه تأویل است، می‌گوییم شما که باب تأویل را مطلقاً مسدود می‌دانید. علاوه بر آنکه این آیه‌ی شریفه علماً و ادباً و اصطلاحاً بر خلاف مقصود شما نتیجه می‌دهد.

شیخ: انتظار نداشتم که جناب عالی در مقابل آیه‌ی با این صراحت هم استقامت کنید. البته اگر ایرادی به این آیه برخلاف حقیقت دارید بیان نمایید، تا کشف حقیقت شود.

نواب: قبله صاحب! خواهش می‌کنیم همان قسمی که تاکنون تقاضاهای ما را پذیرفته‌اید و مطالب را به قسمی ساده بیان نمودید که تمام جلسای مجلس و غائبین بهره‌مند شدند، اینجا هم خیلی بیشتر رعایت سادگی را در کلام بفرمایید که موجب امتنان همگی ما است؛ چون همین آیه است که پیوسته برای ما قرائت شده و همه ما را مجذوب و محکوم به حکم قرآن نموده‌اند.

داعی: اوّلاً عظمت آیه و نقل قول بازیگران چنان آقایان را مجذوب نموده که از توجّه به باطن و ضمایر آیه غافل شده‌اید و اگر خودتان مختصر توجّهی به ترکیبات نحوی و معانی ادبی آن می‌نمودید، بر خودتان معلوم می‌شد که با هدف و مراد شما ابداً مطابقت نمی‌دهد.

شیخ: متمنّی است خودتان ضمائر و ترکیبات را بیان نمایید، ببینید چگونه مطابقت نمی‌دهد.

داعی: امّا از جهت ترکیبی آیه شریفه خودتان بهتر می‌دانید که ترکیب این آیه ـ علی الاقوی ـ از دو حال خارج نیست؛ یا محمّد مبتداست و رسول الله عطف بیان و والذین معه عطف بر محمّد و اشداء، خبر آن و آنچه بعد از آن است، خبر بعد از خبر. و یا والذین معه مبتداست و اشدّاء خبر آن و آنچه بعد از آن است، خبر بعد از خبر.

روی این قواعد، اگر بخواهیم آیه را مطابق عقیده و گفته‌ی شما معنی بنماییم، دو قسم معنی ظاهر می‌شود: اگر محمّد مبتدا باشد والّذین معه معطوف بر مبتدا و آنچه بعد از آن است خبر بعد از خبر. آنگاه معنای آیه چنین می‌شود که محمد ابی‌بکر و عمر و عثمان و علی است.

و اگر والذین معه مبتدا باشد و اشداء خبر آن و آنچه بعد از آن است، خبر بعد از خبر آنگاه معنای آیه چنین می‌شود که ابی‌بکر و عمر و عثمان و علی است. بدیهی است هر طلبه‌ی مبتدی می‌داند که این نحوه‌ی از کلام، غیر معقول و خارج از نظم ادب است.

علاوه بر این، اگر مقصود از این آیه‌ی شریفه خلفای اربعه بودند، بایستی در فاصله کلمات «واو» عاطفه گذارده می‌شد، تا مطابقت با مقصود شما نماید و حال آنکه بر خلاف این معنی می‌باشد.

جمیع مفسّرین([۲]) خودتان این آیه شریفه را به حساب تمام مؤمنین آورده‌اند؛ یعنی می‌گویند اینها صفات تمام مؤمنین است.

و ظاهر آیه خود دلیل است که این معانی تماماً صفات یک نفر است که از اوّل با پیغمبر بوده‌اند نه چهار نفر ـ و اگر بگوییم آن یک نفر، علی امیرالمؤمنین بوده است، با مطابقت عقل و نقل اولی به قبول است تا دیگران.

[۱]. الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، ۱/۳۲، باب ما جاء من الوعید فی تفسیر القرآن بالرأی.

قرطبی حدیث را این‌گونه نقل می‌کند: «عن ابن عبّاس عن النبیّ قال: اتقوا الحدیث علیّ إلاّ ما علمتم. فمن کذب علیّ متعمداً فلیتبوّأ مقعده من النار ومن قال فی القرآن برأیه فلیتبوّأ مقعده من النار».

و نیز محمّد بن جریر طبری در تفسیر جامع البیان، ۱/۵۴، ح ۶۳، ذکر بعض اخبار التی رویت بالنهی عن القول فی تأویل القرآن بالرأی، حدیث را اینگونه نقل می‌کند: «عن ابن عبّاس انّ النبیّ قال: من قال فی القرآن برأیه فلیتبوّأ مقعده من النار».

[۲]. تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر دمشقی، ۴/۱۸۰، ذیل آیه ۲۹ سوره‌ی فتح.

ابن کثیر می‌نویسد: «﴿وَالّذِینَ مَعَهُ أشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ﴾ کما قال: یَأتِی اللهُ بِقَومٍ یحبّهُم ویُحبّونَهُ أذله عَلَی المؤمنین أعزّهً علی الکافرین وهذه صفه المؤمنین…».

و نیز قرطبی در الجامع لاحکام القرآن، ۱۶/۲۹۲، ذیل آیه ۲۹ سوره‌ی فتح، می‌نویسد: «وقیل المراد بـ«الذین معه».»

و واحدی نیشابوری در الوسیط، ۴/۱۴۶، ذیل همان آیه، می‌نویسد: «﴿وَالّذین معه﴾ قال یعنی اهل الحدیبیه وقال مقاتل والّذین آمنوا من المؤمنین …».

و فخر رازی در تفسیر الکبیر، ۲۸/۱۰۷، ذیل همان آیه می‌نویسد: «(والّذین معه) عطف علی محمّد وقوله (أشدّاء) خبره، کأنّه تعالی قال (والّذین معه) جمیعهم (اشدّاء علی الکفار رحماء بینهم)، لأنّ وصف الشده والرحمه وجد فی جمیعهم، أمّا فی المؤمنین فکما فی قوله تعالی: ﴿أذله علی المؤمنین أعزه علی الکافرین﴾ و أما فی حقّ النبیّ فکما فی قوله (واغلظ علیهم) وقال فی حقه (بالمؤمنین رؤوفٌ رحیم)».

شیخ: در آیه ۲۹ سوره ۴۸ (فتح) صریحاً می‌فرماید:

﴿مُحَمّدٌ رّسُولُ اللهِ وَالّذِینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکّعاً سُجّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللهِ وَرِضْوَاناً سِیَماهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِنْ أَثَرِ السّجُودِ﴾.

محمّد فرستاده‌ی خداست و یاران و همراهانش بر کافران بسیار سخت‌دل و با یکدیگر بسیار مشفق و مهربان‌اند. آنان را بسیار در حال رکوع و سجود بنگری که فضل و رحمت خدا و خشنودی او را می‌طلبند. بر رخسارشان از اثر سجده نشانهای نورانیت پدیدار است.

این آیه شریفه از جهتی فضل و شرف ابی‌بکر رضی الله عنه را ثابت می‌کند و از جهت دیگر طریقه‌ی خلافت خلفای راشدین رضی الله عنهم را معین می‌نماید. به خلاف آنچه جامعه‌ی شیعه ادعا می‌نمایند که علی کرّم الله وجهه خلیفه‌ی اوّل می‌باشد این آیه صراحتاً علی را خلیفه‌ی چهارم معرّفی می‌نماید.

داعی: از ظاهر آیه‌ی شریفه چیزی که دلیل بر طریقه‌ی خلافت خلفای راشدین و فضل ابی‌بکر باشد، دیده نمی‌گردد. البته لازم است توضیح دهید که این صراحت در کجای آیه است که مکشوف نمی‌باشد.

شیخ: دلالت آیه بر فضیلت و شرافت خلیفه ابی‌بکر رضی الله عنه آن است که در اوّل آیه با کلمه ﴿وَالَّذینَ مَعَه﴾ اشاره به مقام آن مرد شریف شده که در لیلهًْ‌الغار با پیغمبر بوده است.

و اما طریقه‌ی خلافت خلفای راشدین در این آیه با کمال صراحت واضح است؛ زیرا مراد از ﴿وَالَّذینَ مَعَه﴾ ابی‌بکر رضی الله عنه است که در غار ثور [در] لیلهًْ الهجرهًْ با پیغمبر بوده است و مراد از ﴿أشِدّاءُ عَلَی الْکُفّار﴾ عمر بن الخطاب رضی الله عنه است که بسیار شدید العمل بر کفار بوده و ﴿رُحَماء بَیْنَهُم﴾ عثمان بن عفان رضی الله عنه است که بسیار رقیق القلب و رحم دل بوده و ﴿سیماهُم فی وُجُوهِهِم مِن أثر السُّجُود﴾ علی بن ابی طالب کرّم الله وجهه می‌باشد.

امیدوارم با نظر پاک شما موافقت نماید و تصدیق نمایید حق با ما است که علی را خلیفه‌ی چهارم می‌دانیم، نه خلیفه‌ی اوّل که خداوند هم در قرآن او را در مرتبه چهارم نام برده.

داعی: متحیرم چگونه جواب عرض نمایم که تصور غرض‌رانی نشود، ولی اگر با نظر انصاف بدون تعصّب بنگرید، تصدیق خواهید فرمود که غرضی در کار نیست، بلکه غرض، کشف حقیقت است.

گذشته از آنکه ارباب تفاسیر در شأن نزول آیه شریفه چنین بیانی ننموده‌اند، حتّی در تفاسیر بزرگ علمای خودتان ـ و اگر چنین آیه‌ای در قرآن راجع به امر خلافت بود، روز اوّل بعد از وفات رسول اکرم در مقابل اعتراضات علی و بنی‌هاشم و کبار از صحابه ـ که سرپیچی از بیعت نمودند ـ تمسّک به شاخ و برگهای بی‌مغز نمی‌نمودند.

بلکه با نقل آیه، جواب ساکت کننده به همه می‌دادند. پس معلوم است آیه را به این معنی که شما نمودید، دست و پاهایی است که بعدها تفسیر بما لا یرضی صاحبه نمودند؛ زیرا هیچ یک از اکابر مفسّرین خودتان، از قبیل طبری و امام ثعلبی و فاضل نیشابوری و جلال الدین سیوطی و قاضی بیضاوی و جار الله زمخشری و امام فخر رازی و غیرهم چنین معنایی ننمودند؛ پس شما از کجا می‌گویید و از چه وقت این معنی و به دست چه اشخاصی جلوه نموده نمی‌دانم. علاوه در خود آیه‌ی شریفه موانع علمی و ادبی و عملی در کار است که ثابت می‌کند هر کس قائل به این قول شده، دست و پای بی‌جایی زده و متوجّه نشده است به آنچه علمای بزرگ خودتان در اوّل تفاسیرشان([۱]) نقل از رسول اکرم نموده‌اند که فرمود:

«من فسّر القرآن برأیه فمقعده فی النار.»

هرکس تفسیر کند قرآن را برای خودش، پس نشمینگاه او در آتش است.

اگر بگویید تفسیر نیست، بلکه تأویل است، می‌گوییم شما که باب تأویل را مطلقاً مسدود می‌دانید. علاوه بر آنکه این آیه‌ی شریفه علماً و ادباً و اصطلاحاً بر خلاف مقصود شما نتیجه می‌دهد.

شیخ: انتظار نداشتم که جناب عالی در مقابل آیه‌ی با این صراحت هم استقامت کنید. البته اگر ایرادی به این آیه برخلاف حقیقت دارید بیان نمایید، تا کشف حقیقت شود.

نواب: قبله صاحب! خواهش می‌کنیم همان قسمی که تاکنون تقاضاهای ما را پذیرفته‌اید و مطالب را به قسمی ساده بیان نمودید که تمام جلسای مجلس و غائبین بهره‌مند شدند، اینجا هم خیلی بیشتر رعایت سادگی را در کلام بفرمایید که موجب امتنان همگی ما است؛ چون همین آیه است که پیوسته برای ما قرائت شده و همه ما را مجذوب و محکوم به حکم قرآن نموده‌اند.

داعی: اوّلاً عظمت آیه و نقل قول بازیگران چنان آقایان را مجذوب نموده که از توجّه به باطن و ضمایر آیه غافل شده‌اید و اگر خودتان مختصر توجّهی به ترکیبات نحوی و معانی ادبی آن می‌نمودید، بر خودتان معلوم می‌شد که با هدف و مراد شما ابداً مطابقت نمی‌دهد.

شیخ: متمنّی است خودتان ضمائر و ترکیبات را بیان نمایید، ببینید چگونه مطابقت نمی‌دهد.

داعی: امّا از جهت ترکیبی آیه شریفه خودتان بهتر می‌دانید که ترکیب این آیه ـ علی الاقوی ـ از دو حال خارج نیست؛ یا محمّد مبتداست و رسول الله عطف بیان و والذین معه عطف بر محمّد و اشداء، خبر آن و آنچه بعد از آن است، خبر بعد از خبر. و یا والذین معه مبتداست و اشدّاء خبر آن و آنچه بعد از آن است، خبر بعد از خبر.

روی این قواعد، اگر بخواهیم آیه را مطابق عقیده و گفته‌ی شما معنی بنماییم، دو قسم معنی ظاهر می‌شود: اگر محمّد مبتدا باشد والّذین معه معطوف بر مبتدا و آنچه بعد از آن است خبر بعد از خبر. آنگاه معنای آیه چنین می‌شود که محمد ابی‌بکر و عمر و عثمان و علی است.

و اگر والذین معه مبتدا باشد و اشداء خبر آن و آنچه بعد از آن است، خبر بعد از خبر آنگاه معنای آیه چنین می‌شود که ابی‌بکر و عمر و عثمان و علی است. بدیهی است هر طلبه‌ی مبتدی می‌داند که این نحوه‌ی از کلام، غیر معقول و خارج از نظم ادب است.

علاوه بر این، اگر مقصود از این آیه‌ی شریفه خلفای اربعه بودند، بایستی در فاصله کلمات «واو» عاطفه گذارده می‌شد، تا مطابقت با مقصود شما نماید و حال آنکه بر خلاف این معنی می‌باشد.

جمیع مفسّرین([۲]) خودتان این آیه شریفه را به حساب تمام مؤمنین آورده‌اند؛ یعنی می‌گویند اینها صفات تمام مؤمنین است.

و ظاهر آیه خود دلیل است که این معانی تماماً صفات یک نفر است که از اوّل با پیغمبر بوده‌اند نه چهار نفر ـ و اگر بگوییم آن یک نفر، علی امیرالمؤمنین بوده است، با مطابقت عقل و نقل اولی به قبول است تا دیگران.

[۱]. الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، ۱/۳۲، باب ما جاء من الوعید فی تفسیر القرآن بالرأی.

قرطبی حدیث را این‌گونه نقل می‌کند: «عن ابن عبّاس عن النبیّ قال: اتقوا الحدیث علیّ إلاّ ما علمتم. فمن کذب علیّ متعمداً فلیتبوّأ مقعده من النار ومن قال فی القرآن برأیه فلیتبوّأ مقعده من النار».

و نیز محمّد بن جریر طبری در تفسیر جامع البیان، ۱/۵۴، ح ۶۳، ذکر بعض اخبار التی رویت بالنهی عن القول فی تأویل القرآن بالرأی، حدیث را اینگونه نقل می‌کند: «عن ابن عبّاس انّ النبیّ قال: من قال فی القرآن برأیه فلیتبوّأ مقعده من النار».

[۲]. تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر دمشقی، ۴/۱۸۰، ذیل آیه ۲۹ سوره‌ی فتح.

ابن کثیر می‌نویسد: «﴿وَالّذِینَ مَعَهُ أشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ﴾ کما قال: یَأتِی اللهُ بِقَومٍ یحبّهُم ویُحبّونَهُ أذله عَلَی المؤمنین أعزّهً علی الکافرین وهذه صفه المؤمنین…».

و نیز قرطبی در الجامع لاحکام القرآن، ۱۶/۲۹۲، ذیل آیه ۲۹ سوره‌ی فتح، می‌نویسد: «وقیل المراد بـ«الذین معه».»

و واحدی نیشابوری در الوسیط، ۴/۱۴۶، ذیل همان آیه، می‌نویسد: «﴿وَالّذین معه﴾ قال یعنی اهل الحدیبیه وقال مقاتل والّذین آمنوا من المؤمنین …».

و فخر رازی در تفسیر الکبیر، ۲۸/۱۰۷، ذیل همان آیه می‌نویسد: «(والّذین معه) عطف علی محمّد وقوله (أشدّاء) خبره، کأنّه تعالی قال (والّذین معه) جمیعهم (اشدّاء علی الکفار رحماء بینهم)، لأنّ وصف الشده والرحمه وجد فی جمیعهم، أمّا فی المؤمنین فکما فی قوله تعالی: ﴿أذله علی المؤمنین أعزه علی الکافرین﴾ و أما فی حقّ النبیّ فکما فی قوله (واغلظ علیهم) وقال فی حقه (بالمؤمنین رؤوفٌ رحیم)».

شیخ: در آیه ۲۹ سوره ۴۸ (فتح) صریحاً می‌فرماید:

﴿مُحَمّدٌ رّسُولُ اللهِ وَالّذِینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکّعاً سُجّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللهِ وَرِضْوَاناً سِیَماهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِنْ أَثَرِ السّجُودِ﴾.

محمّد فرستاده‌ی خداست و یاران و همراهانش بر کافران بسیار سخت‌دل و با یکدیگر بسیار مشفق و مهربان‌اند. آنان را بسیار در حال رکوع و سجود بنگری که فضل و رحمت خدا و خشنودی او را می‌طلبند. بر رخسارشان از اثر سجده نشانهای نورانیت پدیدار است.

این آیه شریفه از جهتی فضل و شرف ابی‌بکر رضی الله عنه را ثابت می‌کند و از جهت دیگر طریقه‌ی خلافت خلفای راشدین رضی الله عنهم را معین می‌نماید. به خلاف آنچه جامعه‌ی شیعه ادعا می‌نمایند که علی کرّم الله وجهه خلیفه‌ی اوّل می‌باشد این آیه صراحتاً علی را خلیفه‌ی چهارم معرّفی می‌نماید.

داعی: از ظاهر آیه‌ی شریفه چیزی که دلیل بر طریقه‌ی خلافت خلفای راشدین و فضل ابی‌بکر باشد، دیده نمی‌گردد. البته لازم است توضیح دهید که این صراحت در کجای آیه است که مکشوف نمی‌باشد.

شیخ: دلالت آیه بر فضیلت و شرافت خلیفه ابی‌بکر رضی الله عنه آن است که در اوّل آیه با کلمه ﴿وَالَّذینَ مَعَه﴾ اشاره به مقام آن مرد شریف شده که در لیلهًْ‌الغار با پیغمبر بوده است.

و اما طریقه‌ی خلافت خلفای راشدین در این آیه با کمال صراحت واضح است؛ زیرا مراد از ﴿وَالَّذینَ مَعَه﴾ ابی‌بکر رضی الله عنه است که در غار ثور [در] لیلهًْ الهجرهًْ با پیغمبر بوده است و مراد از ﴿أشِدّاءُ عَلَی الْکُفّار﴾ عمر بن الخطاب رضی الله عنه است که بسیار شدید العمل بر کفار بوده و ﴿رُحَماء بَیْنَهُم﴾ عثمان بن عفان رضی الله عنه است که بسیار رقیق القلب و رحم دل بوده و ﴿سیماهُم فی وُجُوهِهِم مِن أثر السُّجُود﴾ علی بن ابی طالب کرّم الله وجهه می‌باشد.

امیدوارم با نظر پاک شما موافقت نماید و تصدیق نمایید حق با ما است که علی را خلیفه‌ی چهارم می‌دانیم، نه خلیفه‌ی اوّل که خداوند هم در قرآن او را در مرتبه چهارم نام برده.

داعی: متحیرم چگونه جواب عرض نمایم که تصور غرض‌رانی نشود، ولی اگر با نظر انصاف بدون تعصّب بنگرید، تصدیق خواهید فرمود که غرضی در کار نیست، بلکه غرض، کشف حقیقت است.

گذشته از آنکه ارباب تفاسیر در شأن نزول آیه شریفه چنین بیانی ننموده‌اند، حتّی در تفاسیر بزرگ علمای خودتان ـ و اگر چنین آیه‌ای در قرآن راجع به امر خلافت بود، روز اوّل بعد از وفات رسول اکرم در مقابل اعتراضات علی و بنی‌هاشم و کبار از صحابه ـ که سرپیچی از بیعت نمودند ـ تمسّک به شاخ و برگهای بی‌مغز نمی‌نمودند.

بلکه با نقل آیه، جواب ساکت کننده به همه می‌دادند. پس معلوم است آیه را به این معنی که شما نمودید، دست و پاهایی است که بعدها تفسیر بما لا یرضی صاحبه نمودند؛ زیرا هیچ یک از اکابر مفسّرین خودتان، از قبیل طبری و امام ثعلبی و فاضل نیشابوری و جلال الدین سیوطی و قاضی بیضاوی و جار الله زمخشری و امام فخر رازی و غیرهم چنین معنایی ننمودند؛ پس شما از کجا می‌گویید و از چه وقت این معنی و به دست چه اشخاصی جلوه نموده نمی‌دانم. علاوه در خود آیه‌ی شریفه موانع علمی و ادبی و عملی در کار است که ثابت می‌کند هر کس قائل به این قول شده، دست و پای بی‌جایی زده و متوجّه نشده است به آنچه علمای بزرگ خودتان در اوّل تفاسیرشان([۱]) نقل از رسول اکرم نموده‌اند که فرمود:

«من فسّر القرآن برأیه فمقعده فی النار.»

هرکس تفسیر کند قرآن را برای خودش، پس نشمینگاه او در آتش است.

اگر بگویید تفسیر نیست، بلکه تأویل است، می‌گوییم شما که باب تأویل را مطلقاً مسدود می‌دانید. علاوه بر آنکه این آیه‌ی شریفه علماً و ادباً و اصطلاحاً بر خلاف مقصود شما نتیجه می‌دهد.

شیخ: انتظار نداشتم که جناب عالی در مقابل آیه‌ی با این صراحت هم استقامت کنید. البته اگر ایرادی به این آیه برخلاف حقیقت دارید بیان نمایید، تا کشف حقیقت شود.

نواب: قبله صاحب! خواهش می‌کنیم همان قسمی که تاکنون تقاضاهای ما را پذیرفته‌اید و مطالب را به قسمی ساده بیان نمودید که تمام جلسای مجلس و غائبین بهره‌مند شدند، اینجا هم خیلی بیشتر رعایت سادگی را در کلام بفرمایید که موجب امتنان همگی ما است؛ چون همین آیه است که پیوسته برای ما قرائت شده و همه ما را مجذوب و محکوم به حکم قرآن نموده‌اند.

داعی: اوّلاً عظمت آیه و نقل قول بازیگران چنان آقایان را مجذوب نموده که از توجّه به باطن و ضمایر آیه غافل شده‌اید و اگر خودتان مختصر توجّهی به ترکیبات نحوی و معانی ادبی آن می‌نمودید، بر خودتان معلوم می‌شد که با هدف و مراد شما ابداً مطابقت نمی‌دهد.

شیخ: متمنّی است خودتان ضمائر و ترکیبات را بیان نمایید، ببینید چگونه مطابقت نمی‌دهد.

داعی: امّا از جهت ترکیبی آیه شریفه خودتان بهتر می‌دانید که ترکیب این آیه ـ علی الاقوی ـ از دو حال خارج نیست؛ یا محمّد مبتداست و رسول الله عطف بیان و والذین معه عطف بر محمّد و اشداء، خبر آن و آنچه بعد از آن است، خبر بعد از خبر. و یا والذین معه مبتداست و اشدّاء خبر آن و آنچه بعد از آن است، خبر بعد از خبر.

روی این قواعد، اگر بخواهیم آیه را مطابق عقیده و گفته‌ی شما معنی بنماییم، دو قسم معنی ظاهر می‌شود: اگر محمّد مبتدا باشد والّذین معه معطوف بر مبتدا و آنچه بعد از آن است خبر بعد از خبر. آنگاه معنای آیه چنین می‌شود که محمد ابی‌بکر و عمر و عثمان و علی است.

و اگر والذین معه مبتدا باشد و اشداء خبر آن و آنچه بعد از آن است، خبر بعد از خبر آنگاه معنای آیه چنین می‌شود که ابی‌بکر و عمر و عثمان و علی است. بدیهی است هر طلبه‌ی مبتدی می‌داند که این نحوه‌ی از کلام، غیر معقول و خارج از نظم ادب است.

علاوه بر این، اگر مقصود از این آیه‌ی شریفه خلفای اربعه بودند، بایستی در فاصله کلمات «واو» عاطفه گذارده می‌شد، تا مطابقت با مقصود شما نماید و حال آنکه بر خلاف این معنی می‌باشد.

جمیع مفسّرین([۲]) خودتان این آیه شریفه را به حساب تمام مؤمنین آورده‌اند؛ یعنی می‌گویند اینها صفات تمام مؤمنین است.

و ظاهر آیه خود دلیل است که این معانی تماماً صفات یک نفر است که از اوّل با پیغمبر بوده‌اند نه چهار نفر ـ و اگر بگوییم آن یک نفر، علی امیرالمؤمنین بوده است، با مطابقت عقل و نقل اولی به قبول است تا دیگران.

[۱]. الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، ۱/۳۲، باب ما جاء من الوعید فی تفسیر القرآن بالرأی.

قرطبی حدیث را این‌گونه نقل می‌کند: «عن ابن عبّاس عن النبیّ قال: اتقوا الحدیث علیّ إلاّ ما علمتم. فمن کذب علیّ متعمداً فلیتبوّأ مقعده من النار ومن قال فی القرآن برأیه فلیتبوّأ مقعده من النار».

و نیز محمّد بن جریر طبری در تفسیر جامع البیان، ۱/۵۴، ح ۶۳، ذکر بعض اخبار التی رویت بالنهی عن القول فی تأویل القرآن بالرأی، حدیث را اینگونه نقل می‌کند: «عن ابن عبّاس انّ النبیّ قال: من قال فی القرآن برأیه فلیتبوّأ مقعده من النار».

[۲]. تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر دمشقی، ۴/۱۸۰، ذیل آیه ۲۹ سوره‌ی فتح.

ابن کثیر می‌نویسد: «﴿وَالّذِینَ مَعَهُ أشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ﴾ کما قال: یَأتِی اللهُ بِقَومٍ یحبّهُم ویُحبّونَهُ أذله عَلَی المؤمنین أعزّهً علی الکافرین وهذه صفه المؤمنین…».

و نیز قرطبی در الجامع لاحکام القرآن، ۱۶/۲۹۲، ذیل آیه ۲۹ سوره‌ی فتح، می‌نویسد: «وقیل المراد بـ«الذین معه».»

و واحدی نیشابوری در الوسیط، ۴/۱۴۶، ذیل همان آیه، می‌نویسد: «﴿وَالّذین معه﴾ قال یعنی اهل الحدیبیه وقال مقاتل والّذین آمنوا من المؤمنین …».

و فخر رازی در تفسیر الکبیر، ۲۸/۱۰۷، ذیل همان آیه می‌نویسد: «(والّذین معه) عطف علی محمّد وقوله (أشدّاء) خبره، کأنّه تعالی قال (والّذین معه) جمیعهم (اشدّاء علی الکفار رحماء بینهم)، لأنّ وصف الشده والرحمه وجد فی جمیعهم، أمّا فی المؤمنین فکما فی قوله تعالی: ﴿أذله علی المؤمنین أعزه علی الکافرین﴾ و أما فی حقّ النبیّ فکما فی قوله (واغلظ علیهم) وقال فی حقه (بالمؤمنین رؤوفٌ رحیم)».

منبع: برگرفته از کتاب شبهای پیشاور جلد۱؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

http://shiastudies.com/fa

برچسب ها: خلفای اربعه
نوشته قبلی

علی محبوب‌ترین مردان نزد پیغمبر

نوشته‌ی بعدی

استدلال به آیه غار و جواب آن

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

تعریف عدل تکوینی و تشریعی؟
بدون دسته ( پیشفرض)

تعریف عدل تکوینی و تشریعی؟

نوشته‌ی بعدی
استدلال به آیه غار و جواب آن

استدلال به آیه غار و جواب آن

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

واژه شناسی شیعه و تشیّع

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا