چرا نام ائمه در قرآن کریم نیامده است؟
بعضی بازیگران یا اشکال تراشها ایجاد شبهه نموده و در دسترس عموم قرار دادهاند که اگر ائمه اثنا عشر شیعیان بر حقند چرا اسامی آنها در قرآن مجید که سند محکم دیانت است ذکر نگردیده دیشب گذشته هم برادران عزیزم در مجلس خصوصی همین سؤال را از داعی نمودند چون وقت گذشته بود جواب را موکول به امروز نمودم اینک که به اصرار آقایان منبر آمدم و مقتضی موجود گردیده با توجهات خاصه پروردگار رفع اشکال مینمایم.
مقدمه عرض میکنم اشتباه بزرگی دامنگیر دستهای از مردمان قصیر الفکر گردیده که گمان میکنند جزئیات جمیع امور در قرآن مجید موجود است و حال آنکه قرآن مجید که کتاب محکم آسمانی است بسیار مجمل و مختصر و موجز نازل گردیده متعرض کلیات امور است ولی جزئیات امور را موکول به بیان مبین که رسول الله است نموده چنان چه در ایه ۷ سوره حشر میفرماید:
{وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}
(آنچه رسولحق به شما دستور دهند عطا کند) بگیرد و هر چه نهی کند شما را از آن واگذارید.)
فلذا وقتی به احکام و قوانین اسلام از طهارت تا دیات مینگریم میبینیم که در قران مجید کلیات آنها ذکر گردیده ولی شرح و بیان آنها را پیغمبر فرموده.
جواب اشکال
اولا آقایانی که اشکال تراشی میکنند و میگویند چون اسامی و عدد امامان اثنا عشر در قرآن مجید نیست ما قبول ندارم و اطاعت نمیکنیم چیزی را که در قرآن نمیباشد باید به آنها گفت که امر چنین باشد که هر چه در قرآن مجید نام برده نشده و صراحت ندارد و جزئیات او ذکر نگردیده باید متروک گردد.
پس آقایان باید ترک نمایند تبعیت و پیروی از خلفاء راشدین و خلفاء اموی و عباسی و غیرهم را چه آنکه در قرآن مجید آیهای که اشاره به مقام خلافت خلفاء راشدین (غیر از علی بن ابی طالب) و خلفاءاموی و عباسی و طریقه اجماع و اختیار امت در تعیین خلافت و عدد و اسامی آنها نیامده پس روی چه اصل وقاعده تبعیت از آنها نموده و مخالفین آنها را رافضی و مشرک و کافر میخوانند.؟!
و این ها گذشته اگر امر چنین باشد که هرچه در قرآن مجید ذکر و نامی از آنها نشده بایستی متروک گردد.
قطعا آقایان باید تارک جمیع عبادات و احکام گردند زیرا جزئیات هیچ یک از آنها در قرآن مجید ذکر نگردیده.
عدد رکعات و اجزاء نماز در قرآن نیامده
برای نمونه نماز را که اصل اولیه از فروع دین است که به اتفاق فریقین رسول اکرم سفارشات و تأکیدات بلیغه در آن باب نموده تا آنجا که فرموده:
«الصلاه عمود الدین ان قبلت قبل ما سواها و ان ردت رد ما سواها»
(نماز ستون و نگهبان دین است اگر نماز قبول شد ماسوای آن قبول و اگر نماز رد شد ماسوای آن هرچه که هست رد میگردد.)
مورد مطالعه قرار داده می بینیم در قرآن مجید ابدا ذکری از عدد رکعات نمازها و طریق اداء آنها از حمد و سوره و رکوع و سجود و ذکر و تشهد نشده پس بایستی نمازها را ترک کرد چون در قرآن مجید ذکری از اجزاء آن نیامده؟!
و حال آنکه این طور نیست در قرآن مجید فقط کلمه صلاه مجملا آمده اقم الصلاه – اقام الصلاه– اقیموا الصلاه ولی تعیین عدد رکعات و سایر ارکاناز واجبات و مستحباتش در بیان مبین است که رسول خدا میباشد.
همین قسم است سایر احکام و قوانین دین که کلیات آنها در قرآن مجید آمده و جزئیات و شرائط و دستورات آنها در بیان رسول خدا میباشد.
پس همان قسمی که کلمه صلاه موجزا در قرآن آمده ولی تشریح معانی صلاه و تعیین اعداد رکعات و سایر اجزاء و دستوراتش را پیغمبر داده و ما موظف عمل به آن دستورات هستیم.
همین قسم راجع به امامت وخلافت بعد از خاتم الانبیاء هم در قرآن مجید موجزا و مجملا فرموده و اولی الامر منکم یعنی بعد از اطاعت خدا و پیغمبر اطاعت کنید صاحبان امر را.
بدیهی است مفسرین مسلمین از شیعه سنی از پیش خود نمیتوانند اولی الامر را معنی کنند چنان چه کلمه صلاه را نمیتوانند به میل و اراده خود معنی کنند زیرا در حدیث روات فریقین است که رسول اکرم فرمود:
من فسر القرآن برأیه فمقعده فی النار
(هر کس قرآن را به رأی خود تفسیر کند پس نشیمنگاه او آتش خواهد بود.)
البته هر مسلمان عقالی باید مراجعه کند به بیان مبین قرآن بینید آیا از مبین قرآن مجید خاتم الانبیاء در معاین اولی الامر خبری رسیده از آن حضرت سؤالی شده یا نه اگر سؤالی شده و حضرت رسول اکرم که مبین قرآن مجید است جوابی داده بر جامعه امت واجب است ترک عادت و تعصب نموده تبعیت و اطاعت نمایند گفتارو بیان آن حضرت را.
مدت مدیدی است که تفاسیر و کتب اخبار شیعه و سنی را کاملا مطالعه نمودم به حدیثی که دلالت کند بر این که رسول اکرم فرموده باشد مراد از اولی الامر امراء و سلاطینند بر نخوردم ولی بر عکس اخبار بسیاری در کتب فریقین (شیعه وسنی) موجود است که نقل نمودهاند از رسول اکرم معانی اولی الامر را سؤال نمودند آن حضرت جوابهای کافی داده و فرمودند مراد از اولی الامر علی و یازده فرزند بزرگوار آن حضرتند الحال چند خبری به مقتضای وقت مجلس برای نمونه عرض میکنم البته متوجه باشید به اخبار متواتری که از طرق اکابر علماء شیعه از طریق عترت طاهره و صحابه خاص رسیده ابدا استشهاد نمینمایم.
فقط به ذکر چند خبر از اخبار بسیاری که از طرق آقایان اهل سنت و جماعت رسیده اکتفاء نموده قضاوت را به ضمیر پاک و روشن آقایان با علم و منطق و انصاف وا میگذاریم.
مراد از اولی الامر ، علی و ائمه از عترت طاهره هستند
۱- ابو اسحق شیخ الاسلام حموینی ابراهیم بن محمد در فرائد السمطین گوید آنچه از رسول خدا به ما رسیده مرا از اولی الامر در آیه شریفه علی بن ابی طالب و اهل بیت رسول خدا هستند.
۲- عیسی بن یوسف همدانی از ابی الحسن و از سلیم بن قیس از امیر المؤمنین علی روایت کرده که رسول اکرم فرمود: شریکان من کسانی هستند که خدای متعال اطاعت ایشان را مقرون به اطاعت خود نموده و در حق ایشان و اولی الامر منکم تنزیل فرموده باید از کلام ایشان بیرون نروید و فرمان بردار ایشان باشید و انقیاد از احکام و اوامر ایشان نمایید من چون این سخن را شنیدم عرض کردم یا رسول الله خبر ده مرا از اولی الامر که آنها چه کسانند فرمود: یا علی انت اولهم.
۳- محمد بن مؤمن شیرازی که از اعاظم علماء عامه و اهل تسنن بوده است در رساله اعتقادات رویات میکند که وقتی رسول اکرم امیر المؤمنین را در مدینه خلیفه قرار داد و آیه شریفه اولی الامر منکم نازل گردید در شأن علی بن ابی طالب.
۴- خواج کلان شیخ سلیمان بلخی حنفی در باب ۳۸ ینابیع الموده که مخصوص همین آیه قرار داده از مناقب نقل مینماید که تفسیر مجاهد است که ان هذا الآیه نزلت فی امیر المؤمنین علی حین خلفه رسول الله بالمدینه یعنی این آیه نازل شده در حق امیر المؤمنین علی زمانی که خلیفه قرار داد او را پیغمبر در مدینه و عرض کرد یا رسول الله مرا خلیفه قرار میدهی بر زنها و نو بچهها حضرت فرمود: اما ترضی ان تکون منی بمنزله هاورن موسی آیا تو راضی نیستی که تو از من به منزله هارون باشی از موسی – یعنی همان قسمی که هارون را خداوند خلیفه موسی قرار تو هم خلیفه من قرار داد.
۵- و از شیخ الاسلام حموینی نقل میکند به سند خودش از سلیم بن قیس هلالی که گفت: در دروه خلافت عثمان جماعتی از مهاجر و انصار را دیدم نشسته و فضائل خود را نقل میکنند و علی در میان آنها ساکت نشسته بود عرض کردند یا علی شما هم حرف بزنید حضرت فرمود: آیا این فضائلی که نقل میکنید خدای تعالی برای خودتان عطاء فرموده یا به وسیله غیر؟ عرض کردند خدا منت بر ما گذارده به وجود محمد مصطفی. فرمود: آیا نمیدانی که پیغمبر فرمود: من و اهل بیت من نوری بودیم که سعی مینمودیم بین قدرت خدای تعالی قبل از این که خلق کند آدم را به چهارده هزار سال پس چون آدم را خلق فرمود آن نور را در صلب او قرار داد که به زمین آمد و در پشت نوح قرار داد در میان کشتی و در صلب ابراهیم در میان آتش همین قسم از اصلاب پاک به رحمهای پاکیزه از پدرها و مادرهایی که یکی از آنها حرام نبودند سابقین از بدر و احد گفتند بلی ما شنیدیم از رسول خدا این جملات را. فرمود: شما را به خدا قسم میدهم میدانید که خداوند در قرآن مجید فضیلت داده است سابق را بر مسبوق و سبقت نگرفته است احدی بر من در اسلام. گفتند: بلی. فرمود: قسم میدهم شما را به خدا آیا میدانید وقتی نازل شد آیه شریفه {السابقون السابقون اولئک المقربون} (آنان که در ایمان بر همه پیشی گرفتند) (در اطاعت خداو رسول خدا مقام تقدم یافتند.) سؤال کردند رسول خدا را از سابقین و این که این آینه در چه چیز نازل گردیده فرمود:
«انزلها الله عزوجل فی الانبیاء و اوصیائهم فانا افضل الانبیاءو رسله و علی وصیی افضل الاوصیاء»
(نازل گردیده خدای عزوجل این آیه را در حق انبیاء و اوصیاء آنها پس من بهترین انبیاء و رسولان او هستم و علی وصی من بهترین اوصیاء میباشد.)
آنگاه فرمود شما را به خدا قسم آیا میدانید وقتی نازل شد آیه {أَطیعُوا اللّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْکُمْ} (اطاعت کنید خدا و اطاعت کنید رسول و فرمان داران (از طرف خدا و رسول را) که صاحبان امرند) و آیه {إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ} (جز این نیست که اولی به تصرف در امور شما خدا و رسول و آن مؤمنانی هستند که نماز به پا داشته و در حال رکوع زکاه میدهد (که به اتفاق مفسرین خاصه و عامه انفاق کننده در حال رکوع علی بوده) (رجوع شود به صفحه ۴۴۷ تا صفحه ۴۵۰ همین کتاب) آیه ۶۰ سوره مائده) و آیه {وَ لَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنینَ وَلیجَهً} ( و نگرفتند از غیر خدا و نه رسولش و نه مؤمنین دوست پنهانی آبه ۱۶ سوره توبه))
خدای متعال امر فرمود پیغمبرش را که معرفی مینماید ولات امر را و تفسیر نماید بر آنها ولایت را همان قسمی که تفسیر نمود برای آنها نماز و زکات و حج را پس نصب نمود مرا بر مردم در غدیر خم و فرمود: ایها الناس به درستی که خداوند جل جلاله مرا به رسالت فرستاد تنگ شد سینه من گمان کردم مرا تکذیب مینمایند آنگاه فرمود:
«اتعلمون ان الله عزوجل مولای و انا مولى المؤمنین و انا اولى بهم من انفسهم»
آیا می داندی که خدای عزوجل مولای من و من مولای مؤمنین هستم و من اولی به تصرف هستم به آنها از نفسهای آنها.
عرض کردند: بلی یا رسول الله. پس دست مرا گرفت و فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه الله و عاد من عاداه یعنی هر که من مولی و اولی به تصرف به او هستم پس علی مولی و اولی به تصرف در او میباشد.
عرض کردند: بیان نما برای ما اوصیاء خودت را. فرمود:
علی اخی و وارثی و وصیی و ولیّ کل مؤمن من بعدی ثم ابنی الحسنثم الحسین ثم التسعه من ولد الحسین. القرآن معهم و هم مع القرآن لا یفارقونه و لا یفارقهم حتی یردوا علی الحوض.
یعنی اوصیاء من عبارتند از علی برادر و وارث و وصی من و و لی هر مؤمن بعد از من پس فرزندان من حسن و حسین پسس از آن نه نفر از اولاد حسینند قرآن با آنهاست و آنها با قرآنند از هم جدا نمیشوند تا در کنار حوض (یعنی درقیامت) برمن وارد شوند.
و بعد از این خبر مفصل که قسمتی از آن را در اقتضای وقت مجلس عرض نمودم سه خبر دیگر از مناقب از سلیم بن قیس و عیسی بن السری و ابن معاویه نقل میکند که مراد از اولی الامر ائمه اثنا عشر و اهل بیت طهارتند.
گمان میکنم برای اثبات معانی اولی الامر همین چند خبر که ذکر نمودیم کافی باشد.
منبع: برگرفته از کتاب شب های پیشاور جلد ۳؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

















هیچ نظری وجود ندارد