جریانهاى تکفیرى و نقض حقوق زنان
محبوبه کوهستانى*[۱]
طرح موضوع
مسئله زنان و کاستىها و بایستههاى آن از دیرباز در جوامع مختلف مورد توجه اندیشمندان بوده است، و میزان قابل ملاحظهاى از اندیشهها و آراى اجتماعى، در زمینه مسائل و محدودیتهاى زنان در حوزههاى مختلف به رشته تحریر درآمده است. زنان در طول اعصار، قربانى انواع اعمال خشونتآمیز، بهوسیله مردان قرار گرفتهاند و همواره جنبشهاى متعددى براى مقابله با این خشونتها و تبعیضات جنسیتى در جریان بوده است. دامنه این اعمال به زمان صلح و جنگ گسترش یافته است و متاسفانه در زمان جنگ و درگیرى شاهد افزایش چشمگیر آنها علیه زنان هستیم.
در این نوشتار رابطه میان بنیادگرایى، جریانهاى تکفیرى و استفاده ابزارى از زنان بررسى شده است. بررسى این موضوع که بنیادگرایى درباره زنان چه مىگوید، چه تأثیرى بر سرنوشت آنها دارد و چگونه جریانهاى بنیادگرا، زنان را قربانى کنشهاى ایدئولوژیک خود قرار مىدهند. اشکال گوناگون استفادههاى ابزارى از زنان بهوسیله این گروهها را تحت چند عنوان مىتوان بررسى کرد. یک حالت به عضویت در آوردن این زنان در گروه و استفاده از آنها به عنوان عاملین فعال اقدامات تروریستى و عملیات شهادتطلبانه است. دیگرى اعمال انواع محدودیتها بر زنان مسلمان و غیرمسلمان تحت قلمرو خود مىباشد، که عمدتاً با محرومکردن آنها از حقوق انسانى و اجتماعى، مانند: حق تحصیل و اشتغال و بهطورکلى منع از حضور در عرصه اجتماع نمود پیدا مىکند. در نهایت، مىتوان به اشکال گوناگون بهرهکشى جنسى از زنان که به شکل ازدواج اجبارى، تجاوز جنسى و دادن خدمات جنسى به جهادىها صورت مىگیرد، اشاره کرد. بهطورکلى مىتوان گفت که هر روزه زنان به اشکال گوناگون آماج ابعاد گوناگون و جدیدى از اعمال خشونت بهوسیله این جریانها قرار مىگیرند و این رویه همچنان ادامه دارد.
رفتارهاى غیرانسانى جریانهاى بنیادگرا در مواجه با زنان، بر چند فرض گوناگون استوار است.
از سویى پیروان این جریانها زنان را نیروى مولد و مؤثر در چرخه اقتصادى نمىدانند و از اینرو دلیلى براى توسعه توانایىهاى فردى و اجتماعى آنها و یا ادامه تحصیل و حق برخوردارى از آموزش نمىیابند. براساس این اندیشه، وظیفه اساسى و اصلى زن اطاعت کامل از همسر و فراهم کردن رضایت او و فرزندآورى و پرورش فرزندان است. از سوى دیگر، بسیارى از رهبران و پیروان این جریانها، زنان را عاملین فتنه و فساد مىدانند و ازاینرو با اعمال انواع محدودیتها براى جلوگیرى از حضور آنان در محیطهاى اجتماعى، تلاش آنها بر این است که مانع از گسترش فساد و فحشا شوند و به فرامین اسلام بنا به تعبیر خودشان عمل کرده باشند و بدینطریق یک جامعه صددرصد اسلامى را بنیانگذارى کنند. این درحالى است که در سوى دیگر به جاى نگاه منفعل به زنان، عدهاى از رهبران این گروهها معتقدند زنان با مشارکت در این نوع فعالیتها چه به شکل خدمات جنسى به جهادىها و چه به شکل مشارکت فعال در عملیات این گروهها، به سعادت اخروى دست خواهند یافت.
در این مقاله ابتدا به شرح مختصرى از نمونههاى اینگونه اقدامات گروههاى بنیادگرا در نقض حقوق زنان مىپردازیم، سپس به بررسى اسناد بینالمللى و تحلیل این مسئله در نظام بینالملل حقوق بشر از منظر حقوق بینالملل کیفرى خواهیم پرداخت و در نهایت نقش مراجع بینالمللى و اقداماتشان براى مقابله با این اعمال را بررسى خواهیم کرد.
واژگانکلیدى: بنیادگرایى، تروریسم، تکفیرىها، زنان، حقوق بینالملل، نقض حقوق زنان، خشونت جنسى.
گفتار اول: تکفیرىها
گفتمان تکفیر: تاریخچه این اندیشه
بنیادگرایى، یعنى بازگشت به بنیادهاى مذهبى و نفى تاریخ جهان اسلام به مثابه تاریخ اسلام. تکفیرىها اصطلاحى است براى اشاره به گروههاى اسلامى که جمعى از مسلمانان را کافر مىدانند. تکفیر که از واژه کفر مشتق شده است؛ به معناى نسبت دادن کفر و شرک به مسلمانى دیگر است. در ادبیات سیاسى، تکفیرىها اشاره به گروههاى تندروى اسلامى دارد که براساس یک قرائت رادیکال از اسلام، عدهاى از مسلمانان را که از آن قرائت فاصله گرفتهاند، کافر مىپندارند و براى خود حق مجازات این افراد را محفوظ مىدانند و به خود اجازه مىدهند علیه این افراد اعلام جنگ کنند. همچنین تکفیرىها معتقدند استفاده از خشونت و ترور براى برکنارى رهبرانى که به گفته آنها براساس اسلام حقیقى حکومت نمىکنند، یک وظیفه اسلامى است. ایده تکفیر فراورده گفتمانى است که سه عنصر بنیادین دارد: «حاکمیت خدا»، «جاهلیت جهان و جهانى بودن اسلام» و «جهاد».
براساس این گفتمان، هر شخص، جامعه یا دولتى که از عمل به احکام شریعت سرباز زند، در عصر جاهلیت و به سنت پیش از اسلام زندگى مىکند و کافر قلمداد مىشود مسلمانان باید حکومت «جاهلى» را براندازند و حکومت اسلامى بنیاد نهند که قواى مجریه، مقننه و قضائیه آن، بر پایه اصل شورا، احکام شریعت را موبهمو اجرا کنند.[۲] از منظر جهانى و سازمانهاى بینالمللى، این گروهها به دلیل اعمال خشونتآمیز، به عنوان گروههاى تروریستى شناسایى مىشوند.
سید قطب ۱۹۰۶- ۱۹۶۶ م. را آموزگار گفتمان تکفیر در سده بیستم خواندهاند. معناى حقیقى توحید- از نگاه قطب- جز با حاکمیت یگانه خداوند برروى زمین تحقق نمىیافت. حاکمیت خدا تجلى سیاسى توحید بود که در زندان و آزادى، در سرزمینهاى اسلامى و غیراسلامى، سیاست داخلى و روابط بینالملل، همیشه و همهجا باید روى مىداد.
براین اساس، اصل «حاکمیت خدا» باید سرشت حکومت را تعیین مىکرد و مرزهاى لازم براى آزادىهاى فردى و اجتماعى را قرار مىداد. براى سید قطب، روشن بود که حاکمیت خدا بدون پاىبندى فرد، جامعه و دولت به یکایک احکام شریعت (فقه) ممکن نبود. او با تأکید بر جدایىناپذیر بودن جهاد از اسلام، اعتقاد داشت که آنهایى که اسلام آوردهاند کسانى هستند که با جان و دل در راه خدا و براى اعتلا حق حقیقتاً مىجنگند، تا ستم از بین برود. سید قطب تمام اروپا و غرب را در یک صف در برابر جهان اسلام مىدانست.
التزام به شریعت از نگاه قطب نباید محدود به مسلمانان یا دولت اسلامى باشد. جهان سراسر ازآنِ خداست و حاکمیت تنها او را سزاست. در ضرورت عمل به شریعت هیچ استثنایى روا نیست. مشروعیت دولت، به شریعتمدارى آن بستگى دارد و اگر دولتى شریعت را نادیده بگیرد، مسلمانان واقعى حق- و حتى وظیفه- دارند علیه آن بهپا خیزند و جهاد کنند.
بسیارى از گروههاى تکفیرى که بر مبناى این اندیشه شکل گرفتهاند، به دلیل اقدامات خشونتبار و غیرانسانى به عنوان گروههاى تروریستى شناخته مىشوند. در این میان وزارت امور خارجه آمریکا لیستى از گروههاى تروریستى در مناطق مختلف جهان منتشر کرده که بسیارى از آنها بهوسیله شوراى امنیت سازمان ملل و نهاد اروپایى حقوق بشر نیز در لیست گروههاى تروریستى آمدهاند. لیست اعلام شده به شرح زیر مىباشند:
سازمان ابونیدال (آنو)
گروه ابوصیاف (اى اس جى)
تیپ شهداى الاقصا (اى اى ام بى)
القاعده (اى کیو)
القاعده در شبه جزیره عربى (اى کیو اى پى)
القاعده در ایران (اى کیو آى)
القاعده در مغرب اسلامى (اى کیو آى ام)
الشباب (اى اس)
انصار الاسلام
اسباط الانصار
ام شینرىکیو (ام)
سرزمین پدرى و آزادى باسک (اى تى اى)
حزب کمونیست فیلیپین/ ارتش نوین خلق (سى پى پى/ ان پى اى)
ارتش تداوم جمهورى ایرلند (سى آى آر اى)
جماعه الاسلامیه (آى جى)
حماس
حرکه الجهاد الاسلامى (اچ یو جى آى)
حرکه الجهادى الاسلامى/ بنگلادش (اچ یو جى آى- ب)
حرکه المجاهدین (اچ یو ام)
حزب الله
اتحاد جهاد اسلامى (آى جى یو)
جنبش اسلامى ازبکستان (آى ام یو)
جیش المحمد (جى اى ام)
جماعه اسلامیه (جى آى)
جندالله
کاهانه چاى
کتایب حزب الله (کى اچ)
حزب کارگران کردستان (پ ک ک)
لشکر الطیبه (ال تى)
لشکر جهنگوى (ال جى)
ببرهاى آزادى خواه تامیل ایلم (ال تى تى اى)
گروه مبارزه اسلامى لیبى (ال آى اف جى)
گروه مبارزان اسلامى مراکش (جى آى سى ام)
ارتش آزادىخواه ملى (اى ال ان)
جبهه آزادىبخش فلسطین- حزب ابوعباس (پیالاف)
جهاد اسلامى فلسطین- حزب شقاقى (پیآیجى)
جبهه خلق براى آزادى فلسطین (پى اف ال پى)
جبهه خلق براى آزادى فلسطین- فرماندهى عمومى (پى اف ال پى- جى سى)
آى آر اى واقعى (آر آى آر اینیروهاى مسلح انقلابى کلمبیا (فارک)
سازمان انقلابى ۱۷ نوامبر (۱۷ ان)
حزب/ جبهه آزادىبخش خلق انقلابى (دى اچ کى پى/ سى)
مبارزه انقلابى (آر اس)
راه درخشان (اس ال)
تحریک طالبان پاکستان (ت ت پ)
نیروهاى متحد دفاع شخصى کلمبیا (اى یو سى)
بررسى خشونت علیه زنان و دختران
در پى اقدامات خشونتبار این جریانها، گروههاى متفاوت اجتماعى، قربانى این جنایات مىشوند. افراد غیرنظامى یکى از قربانیان اصلى اقدامات تروریستى هستند. در این میان زنان یکى از گروههایى هستند که حقوق انسانى آنها مکرراً و به اشکال گوناگون نقض مىشود. آنها قربانیان اصلى خشونتهاى جنسى و تجاوز هستند. در این بخش به بررسى آمار موجود در ارتباط با این جنایات خواهیم پرداخت. ابتدا به بررسى پارهاى ازموارد تجاوز به زنان در منازعات مىپردازیم و در ادامه به بررسى موردى موارد نقض حقوق زنان بهوسیله جریانهاى تکفیرى که در رسانهها بازتاب یافته، خواهیم پرداخت.
الف) نگاهى کوتاه به آمار و بررسى موردى چند رخداد
در سال ۱۹۹۳ م.، مرکز ثبت جنایات جنگى و نسلکشى زنیکا، ۴۰۰۰۰ مورد تجاوز به عنف در زمان جنگ را در بوسنى هزرگوین ثبت کرد.
در یک مطالعه که در سال ۱۹۹۹ م. درباره زنان رواندا انجام شد، ۳۹ درصد گزارش کردند که در جریان نسلکشى سال ۱۹۹۴ م. در روندا، به آنها تجاوز شده و ۷۲ درصد اظهار داشتند که آنها افراد دیگرى را مىشناسند که مورد تجاوز قرار گرفته بودند.
به طور تقریبى تخمین زده شده است که ۲۳۲۰۰ تا ۴۵۶۰۰ نفر از زنان آلبانى کوزو بیان داشته اند بین آگوست ۱۹۹۸ م. تا آگوست ۱۹۹۹ م. در اوج جنگ با صربستان، مورد تجاوز قرار گرفتهاند.
در سال ۲۰۰۳ م.، از یک نمونه تصادفى از ۳۸۸ زن پناهنده لیبریا که در کمپ سیرالئون ساکن بودند ۷۴ درصد اظهار داشتند که پیش از آوارگى، در لیبریا مورد آزار و اذیت جنسى قرار گرفته بودند و ۵۵ درصد نیز اظهار داشتند که درطى این جابهجایى مورد آزار و اذیت جنسى واقع شدهاند.
به دنبال حمله شورشیان در سال ۱۹۹۸ م. در پایتخت برازاویل در جمهورى کنگو، از میان حدودا ۲۰۰۰ زن که به دلیل خشونتهاى جنسى، به دنبال درمانهاى پزشکى بودند، ۱۰ درصد حامگى ناشى از تجاوز را گزارش کردند. براساس تخمین مقامات رسمى سازمان ملل متحد، تعداد واقعى زنانى که در پى این موج از خشونت در برازاویل مورد تجاوز واقع شدند، نزدیک به ۵۰۰۰ نفر بودند.
براساس نتایج یک پژوهش که در سال ۲۰۰۰ م. صورت گرفت، محققان نتیجهگیرى کردند که ۵۰۰۰۰ تا ۶۴۰۰۰ زن آواره داخلى در منازعات مسلحانه طولانى در سیرالئون، قربانى آزارهاى جنسى شدهاند. ۱۹ درصد از ۱۵۷۵ زن بوروندى در مطالعهاى که بهوسیله صندوق جمعیت سازمان ملل صورت گرفت، به آنها تجاوز شده است و ۴۰ درصد از این جمعیت، درباره تجاوز به دیگران شنیده بودند و یا شاهد آن بودهاند.
از ۴۱۰ زن کلمبیایى آواره در کارتاهنا (ناحیهاى واقع در اسپانیاى جنوبى) که در سال ۲۰۰۳ م. مورد بررسى قرار گرفتند، ۸ درصد بعضى از اشکال آزار جنسى قبل از جابهجایى و ۱۱ درصد آزارهاى جنسى در طى جابهجایى را گزارش کردند.
سازمان پزشکان بدون مرز بین اکتبر ۲۰۰۴ م. و فوریه ۲۰۰۵ م.، پانصد قربانى تجاوز در دارفور در سودان را درمان کردند. از آن زمان، موارد تجاوز ادامه یافته و این سازمان معتقد است تعداد زنانى که به آنها تجاوز شده، بسیار بیشتر از زنانى است که براى درمان پزشکى دررابطه با تجاوز قرار گرفتند.[۳]
این آمار همگى نشاندهنده فاجعه انسانى تعرض و تجاوز به زنان در جریان منازعات و مخصامات مسلحانه است. اصولا از تجاوز جنسى به عنوان روشى براى تضعیف دشمن نیز استفاده مىشود.
ب) بررسى موردى نقض حقوق زنان بهوسیله چند گروه تروریستى
طالبان
یکى از مشهورترین گروههاى بنیادگرا که به عنوان یک گروه تروریستى نیز شناسایى شدهاند، گروه طالبان در افغانستان بود که حضور زنان را در محیطهاى عمومى منع کرده و انواع اقدامات جنایتبار و اعمال خشونتآمیز را در طى دوران حکومت خود بر زنان روا داشتند. طالبان با تکیه بر این تفکر که وظیفه زن فقط نگهدارى از فرزندانش است، کلیه حقوق سیاسى- اجتماعى زنان را سلب، و با ممنوعیت اشتغال زنان مشکلات بىشمارى براى نظام ادارى افغانستان ایجاد کردند. براساس برداشت غلط این گروه از اسلام، معلمان و اساتید زن حق کار و آموزش نداشتند و دختران از حضور در کلاسهاى درسى منع مىشدند. در افغانستان نهتنها زنان در معرض کشتار، آدمربایى و اسارت بهدست گروههاى طالبان بودند، بلکه به عنوان غنایم جنگى استفاده مىشدند.[۴]
طالبان در پاکستان
ملاله یوسفزى یا گل مکئى متولد سال ۱۹۹۷ م. در ولسؤالى سوات پاکستان، دختر چهارده سالهاى است که در دفاع از حق آموزش بهوسیله طالبان مورد هدف گلوله قرار گرفت، او فعال حقوق بشر و حقوق کودکان و عضو کمپین تحصیل دختران در پاکستان است. وى، روز سهشنبه ۱۹ اکتبر ۲۰۱۲ م. در منطقه موسوم به سیدوى شریف، در مرکز ولسؤالى سوات هنگام بازگشت از مکتب در راه خانه، هدف حمله مسلحانه قرار گرفت. ملالى از سال ۲۰۰۹ م. به اینسو همواره براى پیشرفت تعلیم و آموزش دختران تبلیغ کرده و جایزههاى بینالمللى نیز بهدست آورده است. طالبان پاکستان مسئولیت حمله به ملاله یوسفزى را برعهده گرفتند. احسان الله احسان که خود را سخنگوى طالبان معرفى کرد، در تماس با رسانهها مسئولیت حمله مسلحانه به ملاله یوسفزى را بهعهده گرفته بود گفت که وى را بهسبب داشتن افکار ضدطالبان مورد حمله قرار دادهاند. سخنگوى طالبان اضافه کرده بود که افکار ملاله یوسفزى غیراسلامى و برضد طالبان است. ملاله یوسفزى، با انتقاد از طالبان گفته بود «دختران در زمان تسلط طالبان مىترسیدند که بهصورتشان اسید پاشیده شود یا بهوسیله این شبهنظامیان دزیده شوند؛ در آن زمان که طالبان بر منطقه سوات پاکستان، تسلط داشتند، دختران بدون پوشیدن یوینفورم با لباس معمولى و بهصورت پنهانى به مدرسه مىرفتند، درحالىکه کتابهایشان را در زیر شالهایشان پنهان مىکردند». سخنگوى طالبان بهنام سراجالدین احمد، توضیح داد که طالبان سهبار بهصورتجدى به یوسفزى و خانواده او هشدار داده است، که اگر از فعالیتهاى ضدطالبان و تبلیغ فرهنگ غربى در سوات دست برندارد، او را خواهند کشت. ملاله یوسفزى بیشتر از هرچیز، براى حق تحصیل و مدرسهرفتن دختران دره سوات تلاش مىکرد. طالبان رفتن دختران به مدرسه و خارج شدن آنها از منزل را حرام مىدانند و معتقدند حتى اگر لازم است زنان از خانه خارج شوند، حتماً باید یکى از محارم آنها همراهشان باشد.
داعش
داعش، یک جریان سلفى سنى است که در سال ۲۰۰۴ م. و تحت عنوان «القاعده عراق» و بهدست «ابومصعب زرقاوى» شکل گرفت. هدف این گروه ایجاد یک امارت اسلامى است که محدوده آن بخشهایى از عراق و قسمتهایى از سوریه مىشود. رابطه این گروه با القاعده، طى سالهاى گذشته، دستخوش تغییراتى شده است.
فرماندهان گروه تروریستى داعش بعد از حمله به عراق و تصرف چند شهر، جدولهایى زمانبندى شده براى انجام جهاد نکاح بین اعضاى خود منتشر کردهاند. خبرگزارى «نون» عراق، در این زمینه سندى را که در یکى از مخفىگاههاى داعش به وسیله نیروهاى امنیتى عراق پیدا شده است، منتشر کرد. این سند تصویرى نشان مىدهد که بدعت جهاد نکاح با حساسیت و زمانبندى ویژهاى از سوى عناصر این گروه تروریستى دنبال مىشود و نام افرادى که قرار است این نوع جهاد تکفیرى را انجام دهند، با ساعت دقیق آن ثبت شده است. این جدول نامهایى را از گردان تروریستى موسوم به الفاروق براى نکاح با زنانى که «زنان مجاهد نکاح» نامیده شدهاند، در خود جاى داده است. با اینوجود، تروریستهاى داعش تنها به جهاد نکاح اکتفا نکردهاند. پیشازاین، چهار عنصر گروه تروریستى داعش در دو حادثه جداگانه در تلاش براى هتک حرمت به دو زن موصلى، پیش از هر اقدامى بهوسیله طرف مقابل به هلاکت رسیدند. منابع خبرى پیشتر، از اقدام به هتک حرمت ۱۴ زن موصلى توسط عناصر گروه تروریستى داعش خبر داده بودند. گزارشهاى دیگرى نیز از اجبار زنان این شهر به جهاد نکاح با تروریستهاى داعش انتشار یافته بود.[۵] خبر دیگرى حاکى از آن است که نیروهاى «داعش» پس از اشغال موصل به چهار زن تجاوز کردند. قربانیان پس از این حادثه، خودکشى کردند.
به نقل از خبرگزارى مهر، گروه تروریستى دولت اسلامى عراق و شام موسوم به داعش در نهمین روز اشغال موصل، دومین شهر بزرگ عراق، با انتشار بیانیهاى از ساکنان این شهر خواست که دختران خود را براى جهاد نکاح تسلیم داعش کنند. در این بیانیه آمده است که هر کس از این فرمان سرپیچى کند، طبق قوانین این گروه تروریستى مجازات خواهد شد.
خبرى دیگر حاکى از آن است که شبه نظامیان داعش همزمان با مبارزه با ارتش عراق، در استان بیجى منزل به منزل رفته و درباره تعداد زنان مجرد و متأهل سؤال مىپرسند.[۶]
بوکو حرام
گروه بوکوحرام در سال ۲۰۰۲ م. بهوسیله محمدیوسف که سلفى بود و حتى کروى بودن زمین را نیز زیر سؤال برده است، در نیجریه پایهگذارى شده و از سال ۲۰۰۹ م. تاکنون بیش از صدها هزار نفر را در حملات تروریستى کشته است. نام این گروه «بوکوحرام» به معنى تحصیل غربى حرام یا کتابخوانى حرام است مىباشد. چنانچه از نام این گروه بر مىآید، آنها مخالف تحصیلات هستند، بهویژه زمانىکه مسئله درسخواندن زنان مطرح شود، مسلماً این حرام تشدید خواهد یافت.
بوکوحرام بیش از ۲۵۰ دانشآموز دبیرستان را در ۱۴ آوریل از یک روستاى دورافتاده در شمال شرقى نیجریه ربود و تهدید کرد که آنها را به عنوان برده خواهد فروخت.[۷] گروه تروریستى بوکوحرام خواهان تشکیل حکومت اسلامى در نیجریه است.
ابوبکر شیکاو، رهبر این گروه پس از ربودن دختران دانشآموز از مدرسه شبانهروزى، در یک پیام ویدیویى ظاهر شده و با پذیرش مسئولیت این حمله، اعلام کرد که این دختران را بهعنوان برده معامله خواهد کرد و یا به زور به ازدواج مردان درخواهد آورد. وى همچنین در این ویدیو گفته است که خودش نیز با دو تن از این دختران، یکى ۹ ساله و دیگرى ۱۲ ساله ازدواج خواهد کرد. براساس برخى گزارشات تصدیق نشده، این دختران با قیمتى حدود ۱۲ دلار در کشورهاى همسایه فروخته مىشوند.
همچنین، دیدهبان حقوق بشر در سال ۲۰۰۳ م. گزارشى در ۱۷ صفحه از وضعیت دختران جوان و زنان در عراق و خطر تجاوز جنسى به آنها تهیه و منتشر کرد. دختران را در عراق مىدزدیدند و به خانههاى امن منتقل مىکردند و پس از تجاوز به آنها، آنها را به بردگى جنسى مىفروختند. مأموران انتظامى هم در این ماجراها دخیل بودند. این درحالى است که زنان عراقى اگر مورد تجاوز جنسى قرار بگیرند، معمولًا به حکم عرف و به دلایل مذهبى و خانوادگى سکوت مىکنند. به این جهت تاکنون در طى جنگهایى که در این کشور اتفاق افتاده، آمار قابل اتکایى از قربانیان تجاوز جنسى در دست نیست.
گفتار دوم: بررسى اسناد بینالمللى
اسناد بینالمللى در زمینه خشونت علیه زنان
در سطح بینالملل اسناد متعددى در زمینه زنان و موضوعات مرتبط با آنها و متناسب با چالشهاى موجود به تصویب رسیده است. همچنین جنبشهاى متعددى در سراسر دنیا براى حمایت از زنان در مخاصمات مسلحانه و نزاعها نیز شکل گرفته که تمرکز اصلىشان بر مسئله آزار و اذیت جنسى زنان و تجاوز است.
بهطور کلى به نظر مىرسد از دو منظر مىتوان به بررسى و تحلیل این مطلب پرداخت: ۱٫ افراطىگرى و خشونت از منظر حقوق بشر نسبت به زنان، ۲٫ افراطىگرى و خشونت از منظر حقوق بشردوستانه درباره زنان.
برایناساس، برخى از مهمترین اسناد بینالمللى که مستقیم و یا غیرمستقیم به موضوع خشونت علیه زنان پرداختهاند، عبارتند از: اعلامیه جهانى حقوق بشر، میثاق بینالمللى حقوق مدنى و سیاسى، میثاق بینالمللى حقوق اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى، کنوانسیون رضایت در ازدواج، حداقل سن ازدواج و ثبت ازدواج، کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، نظریه تفسیرى شماره ۱۹ کمیته محوکلیه اشکال تبعیض علیه زنان، پروتکل اختیارى کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، اعلامیه حمایت از زنان و کودکان در وضعیت اضطرارى و مخاصمه مسلحانه، پروتکل کنوانسیون علیه جرایم سازمان یافته درباره قاچاق زنان و کودکان، اصول راهنما درباره حقوق بشر و قاچاق انسان، کنوانسیون مقابله با قاچاق انسان و استثمار از طریق فحشاى دیگران، اعلامیه محو خشونت علیه زنان، کنوانسیون ژنو درباره حمایت از قربانیان در زمان جنگ، پروتکل الحاقى به کنوانسیونهاى ژنو در رابطه با حمایت از قربانیان در مخاصمات غیر بینالمللى. علاوه براسناد بینالمللى گفتهشده، در سطح منطقهاى نیز اسنادى مرتبط با موضوع خشونت علیه زنان به تصویب رسیده، که کنوانسیون شوراى اروپا درباره پیشگیرى و مقابله با خشونت علیه زنان و خشونت خانگى ۲۰۱۰ م. و کنوانسیون آمریکایى پیشگیرى، مجازات و محو خشونت علیه زنان مهمترین آنها هستند.
یکى از مراجعى که در سطح بینالملل، در جهت رسیدگى به این اقدامات جنایتبار و تروریستى مىتوان به آنها اشاره کرد، شوراى امنیت به عنوان یکى از ارکان سازمان ملل و دیگرى دیوان بینالمللى کیفرى است. سازمان ملل قطعنامههاى متعددى در جلوگیرى از نقض حقوق زنان به تصویب رسانده، که در این میان مىتوان به قطعنامه شماره ۱۳۲۵ شوراى امنیت اشاره کرد.
قطعنامه شماره ۱۳۲۵ شوراى امنیت
قطعنامه ۱۳۲۵ در نشست ۴۲۱۳- مورخ ۳۱ اکتبر سال ۲۰۰۰ م.، شوراى امنیت صادر شده است. محور قطعنامه مذکور زنان، صلح و امنیت و تعهد به فعالکردن مشارکت زنان در تمام مراحل ایجاد و حفظ صلح، و پیشگیرى از درگیرى است. شوراى امنیت براى تصویب این قطعنامه از قطعنامههاى ۱۲۶۱، ۱۹۹۹ م؛ ۱۲۶۵، ۱۹۹۹؛ ۱۲۶۹، ۲۰۰۰؛ ۱۳۱۴، ۲۰۰۰ م. استفاده کرده است. مفاد قطعنامه ۱۳۲۵ شورا در ارتباط با اتخاذ نگاه جنسیتى است که نیازهاى ویژه دختران در بازگشت به وطن و اسکان مجدد، توانبخشى، استقرار مجدد و بازسازى پس ازجنگ را شامل مىشود. این اولین سند رسمى و قانونى شوراى امنیت سازمان ملل متحد است که تأکید مىکند طرفین درگیر باید به حقوق زنان احترام بگذارند و حمایت از مشارکت آنها در مذاکرات صلح و بازسازى پس از جنگ را یک نیاز مىشناسد. این قطعنامه بهوسیله دهها سازمان فعال زنان و صندوق توسعه براى زنان سازمان ملل متحد و … به اتفاق آرا تأیید شد. همچنین در آن از همه طرفها خواسته شده بهکارگیرى اقدامات ویژه براى محافظت از زنان و دختران در مقابل خشونت مبتنى بر جنسیت، بهویژه تجاوز جنسى و دیگر سوءاستفادههاى جنسى در درگیرىهاى مسلحانه بپردازند. شوراى امنیت سازمان ملل متحد، سعى کرده در مصوبات بعدى خود این قطعنامه را یادآورى کند، ازجمله دهمین سالگرد این قطعنامه را در سال ۲۰۱۰ م. برگزار کرد. در خلال بزرگداشت دهمین سال تصویب آن، اعلام شد که باید گفتوگوهاى باز و فعالى درباره موضوع قطعنامه انجام شود. از همینرو در مقدمه قطعنامه دهمین سالگرد، اعلام شد که طى ۲۹ روز گفتوگوى باز و فعال، بیشتر از ۱۵۰۰ نفر از رهبران زنان محلى در سراسر جهان به ابراز نظرات خود درباره این موضوع با هدف سرعتبخشیدن به اجراى آن پرداختند. تاکنون یک سرى نشستهاى فوق العاده براى فعالکردن گفتوگوى مستقیم بین سازمان ایجاد صلح زنان و رهبران جامعه زنان و نمایندگىهاى ارشد سازمان ملل متحد در سطح ملى کشورها طراحى شده است. هدف این است که از دیدگاههاى زنان در بهبود اجراى قطعنامه ۱۳۲۵ استفاده شود. هماهنگى بین سازمانى براى اجراى آن بهمنظور حصول اطمینان از همکارى و هماهنگى در کلیت سیستم ملل متحد، شبکه سازمانى بین زنان تأسیس شده که بهوسیله مشاور ویژه درباره مسائل جنسیتى اداره مىشود. بنابر آمار سازمان ملل متحد، هر سال ۱۵۰ میلیون زن در جهان و ۷۰ میلیون مرد و نوجوان در جنگهاى منطقهاى مورد تجاوز جنسى قرار مىگیرند. در قطعنامه شماره ۱۳۲۵ سازمان ملل که در سال ۲۰۰۰ م. تصویب شد، بر ضرورت رعایت حقوق زنان در جنگها و بحرانهاى منطقهاى تأکید شده است. در بند ۱۰ آن، از دولتها دعوت شده است که: «اقدامات ویژهاى را براى حمایت از دختران و زنان در برابر خشونتهاى مبتنى بر جنسیت بهویژه تجاوز به عنف و سایر اشکال سوءاستفاده جنسى در وضعیت مخاصمات مسلحانه اتخاذ کنند».
الف) افراطىگرى و خشونت از منظر حقوق بشر درباره زنان
در این قمست به تحلیل اعمال خشونتآمیز جریانهاى تکفیرى و تندرو، از منظر حقوق بشر مىپردازیم و مباحثى همچون: جهاد النکاح و حق ازدواج آزادانه، حق تحصیل و دسترسى به اطلاعات، حق اشتغال، آزادى رفتوآمد و مسئله شکنجه را در اسناد حقوق بشرى بررسى مىکنیم.
-
حق ازدواج آزادانه
بر اساس اسناد بینالمللى حقوق بشر، زن و مرد از حقوق یکسانى براى ازدواج و تشکیل خانواده برخوردارند و استفاده از زور در این امر، مخالف موازین حقوق بشر است. بر همین اساس، بند ۲ از ماده ۱۶ اعلامیه جهانى حقوق بشر مقرر داشته است: «ازدواج باید با آزادى و رضایت کامل مرد و زن انجام گیرد».[۸] بهعلاوه در ماده ۱۰ میثاق حقوق اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى نیز به این مسئله تصریح شده که ازدواج باید با رضایت آزادانه طرفین که قصد آن را دارند، واقع شود.
همچنین، بر اساس ماده شانزدهم کنوانسیون، محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، زنان از حقوق برابر در امر ازدواج برخوردار هستند و دولتهاى عضو، متعهد به فراهمکردن شرایط لازم براى استیفاى این حقوق هستند. این ماده بیان مىدارد:
دولتهاى عضو به منظور رفع تبعیض از زنان در کلیه امور مربوط به ازدواج و روابط خانوادگى کلیه اقدامات مقتضى به عمل خواهند آورد و بهویژه براساس تساوى مردان و زنان موراد ذیل را تضمین خواهند کرد:
الف) حق یکسان براى ورود به ازدواج ب) حق یکسان در انتخاب آزادانه همسر و صورتگرفتن ازدواج تنها با رضایت کامل و آزدانه دو طرف ازدواج.[۹]
بر این اساس، جهاد النکاح که براساس آن زنان که با اعمال زور و بدون رضایت به عقد مردى در مىآیند ناقض حق آنها براى ازدواج آزادانه و از این جهت ناقض حقوق بشر است.
-
حق تحصیل و دسترسى به اطلاعات
حق تحصیل براى تمامى افراد بدون تبعیض از حیث جنسیت، مذهب و یا نژاد، در اسناد بینالمللى حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است. از جمله مىتوان به ماده ۲۶ اعلامیه جهانى حقوق بشر اشاره کرد که در بند اول آن بیان داشته: «هرکس حق تحصیل دارد. تحصیل لااقل در مراحل ابتدایى و پایه باید رایگان و اجبارى باشد. آموزشهاى فنى و حرفهاى باید در دسترس عموم قرار گیرد و آموزش عالى باید براى همه و براساس شایستگى در دسترس باشد».[۱۰] «این ماده مقرر مىدارد که آموزش باید در دسترس همه باشد و تمامى افراد فارغ از هرگونه تبعیض، از حق تحصیل برخوردارند. همچنین، بر اساس ماده ده کنوانسیون، محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، دولتهاى عضو متحد به فراهم کردن زمینه آموزش براى زنان و دختران جوان و تضمین حقوق مساوى زنان با مردان در امر آموزش هستند و موظفند اقدامات مقتضى براى رفع هرگونه تبعیض را به عمل آورند. بر این اساس، بند (ه) این ماده مقرر مىدارد: «دولتهاى عضو موظف به فراهمکردن امکانات مشابه جهت دستیابى به برنامههاى مربوط به ادامه تحصیلات، ازجمله برنامههاى علمى سوادآموزى بزرگسالان با هدف کاهش هرچه سریعتر شکاف آموزشى موجود بین زنان و مردان هستند.»[۱۱] حق بهرهمندى تمام افراد از آموزش و پرورش در سایر اسناد حقوق بشر، ازجمله ماده ۱۳ میثاق حقوق اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى نیز شناسایى شده است.
-
آزادى رفتوآمد
زنان همچون تمامى گروههاى اجتماعى از حق آزادى رفتوآمد برخوردارند و محرومکردن آنها از این حق برخلاف موازین بینالمللى حقوق بشر است. این حق در اسناد بینالمللى حقوق بشر از جمله: میثاق حقوق مدنى و سیاسى، کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، و ماده ۱۳ اعلامیه جهانى حقوق بشر، به رسیمت شناخته شده است. بند ۱ این ماده بیان مىکند: «هرکس حق دارد در محدوده مرزهاى هر کشور آزادانه رفتوآمد و اقامت کند.» بر این اساس، اقدامات گروههاى تندرو در محدود کردن آزادى رفتوآمد زنان در قلمرو تحت سلطه آنان، از موارد نقض موازین حقوق بشر شمرده مىشود.
-
حق اشتغال
بر اساس بند ۱ ماده ۱۳ اعلامیه جهانى حقوق بشر: هرکس حق کارکردن، انتخاب آزادانه شغل، برخوردارى از شرایط منصفانه و رضایتبخش براى کار و برخوردارى از حمایت دولت در برابر بىکارى را دارد. در همین راستا ماده ۱۱ کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان بیان، مىدارد: دولتهاى عضو باید اقدامات مقتضى را براى رفع تبعیض علیه زنان در زمینه اشتغال انجام دهند و اطمینان دهند که بر مبناى تساوى مردان و زنان، حقوق یکسان بهویژه در موارد زیر براى زنان رعایت مىشود:
الف) حق کار (اشتغال) به عنوان یک حق لاینفک حقوق انسانى؛
ب) حق امکانات شغلى یکسان، از جمله اجراى ضوابط یکسان در انتخاب شغل؛
ج) حق انتخاب آزادانه حرفه و شغل، حق ارتقاى مقام، برخوردارى از امنیت شغلى و تمام امتیازات و شرایط خدمتى و حق استفاده از دورههاى آموزشى حرفهاى و بازآموزى از جمله: کارآموزى و شرکت در دورههاى آموزشى و پیشرفته و آموزشى مرحلهاى.
د) حق دریافت مزد مساوى، استفاده از مزایا و برخوردارى از رفتار مساوى در مشاغل و کارهایى که ارزش یکسان دارند، همچنین رفتار مساوى در ارزیابى کیفیت کار.
همچنین در ماده ۶ میثاق حقوق اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى، این میثاق، حق کارکردن براى همهکس است به اینکه فرصت یابد بهوسیله و کارى که آزادانه انتخاب یا قبول مىکند معاش خود را تأمین کند، به رسمیت مىشناسند.
ب) افراطىگرى و خشونت از منظر حقوق بشردوستانه نسبت به زنان
حقوق بینالملل بشردوستانه به مجموعه اصول و قواعدى اطلاق مىشود که متکفل محدودکردن بهرهگیرى از زور و خشونت در مخاصمات مسلحانه بینالمللى و غیربینالمللى است. این اصول و قواعد از یکسو افراد غیرنظامى و همچنین نظامیانى را که درگیر جنگ در میدان نبرد نیستند، حمایت کرده و از سوى دیگر محدودیتهایى را در بهرهگیرى از روشها و سلاحها در میدان جنگ مقرر مىدارد. حمایت از بیماران و زخمیان در جنگ، سرنشینان و نیروهاى کشتىهاى حادثه دیده بر روى دریا، اسیران جنگى، قربانیان جنگها و مخاصمات بینالمللى و غیربینالمللى و حتى اموال فرهنگى ازجمله موضوعاتى است که حقوق بشردوستانه بینالمللى معاصر به آن مىپردازد.[۱۲]
فحشاى اجبارى
فحشاى اجبارى بهوسیله تعدادى از اسناد حقوق بشردوستانه بینالمللى منع شده است. نخستینبار، دیوان بینالمللى کیفرى فحشاى اجبارى را بهعنوان یک جرم مستقل علیه بشریت به رسمیت شناخته است. براساس آن، تحقق عنصر مادى این جنایت مستلزم آن است که مرتکب، یک یا چند نفر را به انجام اعمال جنسى از طریق اعمال زور با تهدید یا فشار مجبور کند. فحشاى اجبارى نوعاً با تعریف بردگى در زمان درگیرى مسلحانه مطابقت خواهد کرد. در این صورت، ایجاد فاحشهخانههاى اجبارى براى تقویت روحى سربازان است.
تجاوز جنسى
تجاوز جنسى شق (ز) بند اول ماده ۷ اولین گزاره اساسنامه دیوان بینالمللى کیفرى است که به تجاوز جنسى به عنوان جنایت علیه بشریت مىپردازد. این مقرره بر مبناى شق (ج) بند اول ماده ۲ قانون شماره ۱۰ شوراىکنترل، استوار است. هیچ تعریفى از جرم تجاوز جنسى در آغاز مذکرات مربوط به اساسنامه دیوان کیفرى بینالمللى وجود نداشت، تا اینکه سند عناصر جنایات براى نخستینبار تعریف ویژهاى از این رفتار بزهکارانه بیان کرد. عنصر مادى این جرم شامل تهاجم مرتکب، به جسم قربانى است که باید منجر به دخول گردد.[۱۳] بر این اساس، مردان و زنان مىتوانند قربانى این جرم شوند. تعریف این جرم مستلزم استفاده از خشونت یا تهدید به خشونت و یا زور نیز مىشود.
باردارى اجبارى
مطابق تعریف شق (و) بند دوم ماده ۷ اساسنامه دیوان بینالمللى کیفرى، باردارى اجبارى بهعنوان جنایت علیه بشریت شناخته شده و عنصر مادى آن، حبس غیرقانونى زنى است که اجباراً باردار شده است. براى تکمیل این جرم، کافى است مرتکب، زنِ زندانى را محبوس کند، هرچند آن زن بهوسیله شخص دیگرى باردار شده باشد.[۱۴]
-
کنوانسیونهاى چهارگانه ژنو
یکى از منابع در قلمرو حقوق بشردوستانه کنوانسیونهاى چهارگانه ژنو ۱۹۴۹ م. و پروتکلهاى الحاقى آن ۱۹۷۷ م. است. کنوانسیون چهارم ژنو بهطور مشخص حمایت از
غیرنظامیان را در دستور کارش قرار داده است. این عهدنامه مشتمل بر ۱۵۹ ماده است که انواع حمایتهاى حقوقى از غیر نظامیان را محور کار خود قرار داده و به شرح و بسط مصونیت غیرنظامیان از هرگونه تعرض در جنگ پرداخته است. براساس ماده ۳۲ این عهدنامه هرنوع آزار و اذیت جسمى و شکنجه ممنوع شده است. مقررات این کنوانسیونها در صورت بروز جنگ رسمى و یا مخاصمه مسلحانه که بین دو یا چند دولت متعاهد روى دهد، به موقع اجرا، گذارده خواهد شد. بهطور کلى مىتوان گفت در اسناد بینالمللى خشونت جنسى و تجاوز به عنوان هتک حرمت به شرافت و منزلت شخص قلمداد مىشود.
ماده ۲۷ کنوانسیون چهارم ژنو به اعمال قانون درباره آزار جنسى و تجاوز به زنان پرداخته و در آن به صراحت از زنان در مقابل تجاوز و آزار جنسى و فحشاى اجبارى حمایت کرده است. این ماده اعلام مىدارد: اشخاص مورد حمایت در هر مورد محق به احترام به خود، شرافت و حقوق خانوادگى مىباشند. در هر زمان با آنان به انسانیت رفتار خواهد شد و از جمله در مقابل هرگونه عمل خشونتآمیز یا تهدید حمایت خواهند شد. زنان بهویژه در مقابل هرگونه تخطى به شرافت از جمله: تجاوز به عنف، اجبار به فحشا و هرنوع هتک ناموس حمایت خواهند شد.
بهطورکلى در ماده ۴۸ الحاقى کنوانسیون ژنو، تمایز میان مردمان غیرنظامى با نظامیان به عنوان قاعدهاى بنیادى بهصراحت بیان و تأکید شده است که اقدامات جنگى تنها باید متوجه افراد نظامى باشد. همچنین در بند اول از ماده ۷۶ پروتکل اول و قسمت (ه) بند (۲) ماده ۴ پروتکل دوم صریحا تجاوز به عنف و فحشاى اجبارى و هتک ناموس را ممنوع کرده است.
-
جرایم علیه بشریت در منشور نورنبرگ
یکى از جرایمى که در حقوق بینالملل کیفرى رسیدگى مىشود جنایت علیه بشریت است، که جنایاتى است که به علت شدت قساوت، وجدان جامعه جهانى بر اثر وقوع آن جریحهدار مىشود. ازجمله جنایات علیه بشریت، مىتوان: قتل، به بردگىگرفتن، ریشهکنکردن، محبوسکردن، شکنجه، خشونتهاى جنسى، ناپدیدکردن اجبارى اشخاص، را نام برد. اولین استفاده تخصصى از اصطلاح جنایات علیه بشریت در بند ۳ ماده ۶ منشور نورنبرگ بود که مواردى ازجمله: قتل عمدى، ریشهکنکردن، به بردگىگرفتن، تبعید، یا هر عمل غیرانسانى دیگر که علیه مردم غیرنظامى قبل از جنگ یا درحین جنگ ارتکاب یافته باشد و یا تعقیب و آزار افراد به دلایل سیاسى، نژادى یا مذهبى در اجرا یا در ارتباط با یکى از جرایم مشمول صلاحیت دادگاه، در بر مىگرفت.
البته در سال ۱۹۴۵ در قانون شماره ۱۰، شوراى کنترل مواردى را به جنایات علیه بشریت اضافه کرد.
حبس، هتک ناموس، به بردگىگرفتن به عنف، شکنجه به دلایل سیاسى، نژادى و مذهبى از جمله این موارد است که به نظر مىرسد با وجود عبارت هر عمل غیرانسانى دیگر در منشور نورنبرگ، مىتوان این موارد را نیز مشمول همین عنوان دانست و تصریح به آنها نشان از اهمیت موضوع دارد.
همچنین طبق ماده ۷ دیوان بینالمللى کیفرى تجاوز جنسى، بردگى جنسى، فاحشگى اجبارى، حاملگى اجبارى، عقیمکردن اجبارى و هر نوع خشونت جنسى مشابه با آنها، از مصادیق جنایت علیه بشریت شناسایى شدهاند. جزء (ز) بند اول ماده ۷ اساسنامه دیوان بینالمللى کیفرى با دستهبندى جنایات خشونت جنسى، گام مهمى در تبیین و توضیح اشکال مختلف خشونت جنسى برداشته است.
-
جرایم ضدبشرى در اساسنامه دادگاه جزایى بینالمللى یوگسلاوى و رواندا
بر اثر جرایمى که از سوى صربها علیه مسلمانان بوسنىوهرزگوین در سرزمین یوگسلاوى سابق رخ داد، مانند: نسلکشى، کشتار جمعى، تجاوز جنسى و امثال آن، شوراى امنیت سازمان ملل بر اساس فصل هفتم منشور این سازمان مداخله کرد و دادگاهى را به نام «دادگاه بینالمللى» براى محاکمه افراد مسئول نقض شدید حقوق بشر دوستانه در سرزمین یوگسلاوى سابق بین سالهاى ۱۹۹۳- ۱۹۹۱ م. تأسیس کرد. ماده۵ اساسنامه دادگاه مزبور از جرایم ضد بشرى به عنوان یکى از جرایم مشمول صلاحیت این دادگاه یاد کرد. ماده مزبور مقرر مىدارد که:
این دادگاه صلاحیت دارد که افراد مرتکب جرایم ذیل، در خلال جنگهاى مسلحانه را پیگرد و محاکمه کند، این جنگها جنبه داخلى داشته باشد یا بینالمللى؛ مهم این است که اعمال مزبور علیه جمعیتى غیرنظامى انجام شده باشد. فهرست جرایم ضدبشرى در اساسنامه محکمه بینالمللى یوگسلاوى چنین ذکر شده است:
الف) قتل عمد؛
ب) ریشه کنکردن؛
ج) به بردگى گرفتن؛
د) اخراج؛
ه) زندانى کردن؛
و) شکنجه؛
ز) تجاوز جنسى؛
ح) اذیت و آزار افراد بنا به دلایل سیاسى، نژادى و مذهبى؛
ط) سایر اعمال غیر انسانى.
یکسال بعد، سال ۱۹۹۴ م. بر اثر فجایع و نسلکشىهایى که در کشور آفریقایى رواندا رخ داد، شوراى امنیت، دادگاه بینالمللى دیگرى را براى محاکمه افراد نقضکننده حقوقبشر دوستانه در جنگهاى داخلى رواندا تأسیس کرد. این جنگها بین دو قبیله «هوتوها» و «توتسىها» رخ داد و در خلال درگیرى مزبور هوتوها بدترین جنایات، مانند نسلکشى و تجاوز جنسى را در حق توتسىها روا داشتند. ازجمله جرایمى که دادگاه رواندا مشمول صلاحیت رسیدگى خویش قرار داد، جرایم ضدبشرى است. ماده ۳ اساسنامه محکمه یاد شده، به جرایم ضدبشرى مىپردازد. لازم به یادآورى است که فهرست جرایم یاد شده در این اساسنامه نسبت به اساسنامه محکمه بینالمللى یوگسلاوى تغییرى نکرده است و همان ۹ مورد در اینجا نیز عیناً ذکر شده است.
ماده ۵ اساسنامه دادگاه بینالمللى کیفرى براى یوگسلاوى سابق، تجاوز به عنف و ماده ۳ اساسنامه دادگاه بینالمللى کیفرى براى رواندا، تجاوز به عنف، فحشاى اجبارى و سایر اشکال هتک ناموس را تحت عنوان جنایت علیه بشریت آوردهاند.
نتیجه گیرى
خشونت جنسى علیه زنان و کودکان واقعیت تلخى است که در طول تاریخ فراوان شاهد اعمال آن بودهایم که موجب تخریب غرور و شرافت افراد و ورود انواع آسیبهاى جسمى و روانى به قربانیان آن مىشود. به نظر مىرسد اولین گام براى مقابله با گسترش شکلگیرى این گروهها، بررسى دقیق و علمى، عوامل و ریشههاى شکلگیرى آنها باشد. اینکه چگونه معضلات و مشکلات اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى در جوامع، زمینههاى شکلگیرى این گروههاى افراطى و پیوستن به آنها را فراهم مىکند و چگونه گفتمانهاى غالب با زدن برچسب تروریست به گروههایى از افراد، آنها را به سمت پیوستن به این جریانها سوق مىدهند. بهطور نمونه در بسیارى از جوامع غربى، مسلمانان را به چشم تروریست مىنگرند و جملگى آنها را پیرو اندیشههاى رادیکال مذهبى مىدانند. دوم، بررسى درک نادرست رهبران این جریانها و پیروانشان از مذهب است، که آنها را به سمت اینگونه اقدامات جنایاتبار و غیرانسانى سوق مىدهد. باید مبانى نظرى این اندیشهها را شناخت و تحلیل و نقد کرد. به نظر مىرسد علماى مذهبى در این حوزه مىتوانند نقش تأثیرگذارى را ایفا کنند. از سوى دیگر عدم وجود ضمانت اجراهاى قوى و کارآمد اجرایى در سطح بینالملل، عامل دیگرى است که منجر به گسترش مداوم این جریانها شده و مجازاتى را پیشروى عاملان این جنایات قرار نمىدهد.
از سوى دیگر، دولتها و محاکم بینالمللى کیفرى، باید ساز و کارى جهت فشار به عاملان این جنایات و مجازات آنها در نظر گیرند، که هزینه اینگونه اقدامات را بالا ببرد و از ابزارها و فشارهاى بینالمللى براى تعقیب و محاکمه این افراد استفاده شود.
همچنین، در بسیارى موارد، شاهد هستیم که در یک کشور، دولت و دستگاه قضایى توانایى مقابله با این جریانها را ندارد و نیازمند حمایتهاى بینالمللى است. بنابراین در سطح بینالملل نیازمند اقدامات مقتضى جهت پیشگیرى، مقابله و رفع آثار سوء که گریبانگیر قربانیان این جنایات مىشود، هستیم. یکى از این اقدامات را مىتوان قانونگذارى در هر کشور و در نظام بینالملل براى مقابله جدى با این اعمال در نظر گرفت. با وجود اینکه سالیانه زنان بسیارى قربانى آزارهاى جنسى و تجاوزات در مخاصمات مسلحانه و نزاعهاى داخلى مىشوند، ما شاهد این مسئله هستیم که هیچ کنوانسیون و یا قطعنامهاى مشخصاً به این مطلب اختصاص داده نشده و به بررسى ابعاد مختلف این فاجعه نپرداخته است.
همچنین آمار نشان مىدهد در بیشتر موارد زنان، قربانیان اصلى خشونتهاى جنسى و تجاوزات هستند، که اغلب مورد حمایت دولت متبوع خود قرار نمىگیرند و در قوانین داخلى آنها آزارهاى جنسى به دیده اغماض نگریسته مىشود و قربانیان این حوادث، تحت حمایتهاى حقوقى نیستند. در این موارد نخست باید به زنان آموزشهاى لازم داده شود که از مطرحکردن خشونتى که بر آنها رفته، ابایى نداشته باشند و ملاحظات مذهبى و یا فرهنگى را مانعى براى برخوردارى از انواع حمایتهاى پزشکى، اجتماعى و حقوقى نپندارند. همچنین دولتها موظف شوند که قوانین جامع و کاملى از خشونتهاى جنسى را در قوانین خود تعریف کرده و مجازاتهاى آن را تعیین کنند و با دادن خدمات پزشکى و روانى زمینه بازگشت این افراد را به زندگى اجتماعى فراهم آورند. در این موارد با تقویت سازمانهاى بینالمللى و نهادهاى خصوصى و انجمنهاى دفاع از حقوق زنان، مىتوان بسیارى از آنها را تحت پوششهاى حمایتى قرار داد. در پایان مىتوان اظهار داشت تا اراده قوى در سطح داخلى و بینالمللى براى مقابله با این اقدامات وجود نداشته باشد، شاهد ادامه اینگونه اعمال خشونتبار، علیه زنان خواهیم بود.
منابع
الف) فارسى:
-
اجتهادى، امیر مسعود، «عملکرد طالبان: نقض فاحش و همه جانبه حقوق بشر»، گزارشهاى دفتر مطالعات سیاسى و بینالمللى، شماره ۱۲۰، مهر و آبان ۱۳۷۷٫
-
خاک، روناک، «جرم انگارى خشونت جنسى در حقوق بین الملل کیفرى»، مجله حقوقى بینالمللى، نشریه مرکز امور حقوقى بینالمللى معاونت حقوقى و امور مجلس ریاست جمهورى، سال بیست و پنجم، شماره ۳۹، ۱۳۸۷٫
-
خبرگزارى ایرنا، کد خبر ۸۱۲۰۲۶۰۹ (۴۰۷۳۴۹۰)، خرداد ۹۳٫
-
خبرگزارى ایرنا، کد خبر ۸۱۱۶۷۱۹۹ (۴۰۲۰۱۴۳)، اردیبهشت ۹۳٫
-
خبرگزارى ایسنا، کد خبر ۱۹۵۳۵۵، تیر ۹۳٫
-
خلجى، مهدى، تکفیرىها؛ تاریخ ساسى و تبار فکرى، مهر ۱۳۹۲٫
-
فیرحى، داوود، «بنیادگرایى و مدرنیته»، بازتاب اندیشه، شماره ۶۳، ۱۳۸۴٫
-
فیرحى، داوود، ظهیرى، صمد، «تروریسم: تعریف، تاریخچه و رهیافتهاى موجود در تحلیل پدیده تروریسم»، فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسى، دوره ۳۸، شماره ۳، پاییز ۱۳۸۷٫
-
فیرحى، داوود، «ترور و عملیات شهادت طلبانه در مذهب شیعه»، شیعه شناسى، شماره ۶، تابستان ۱۳۸۳٫
-
عدالت بین الملل، ص ۲، کد خبر ۶۰، شهریور ۹۱٫
-
کار، مهرانگیز، رفع تبعیض از زنان، مقایسه کنوانسیون رفع تبعیض از زنان با قوانین داخلى ایران، قطره، ۱۳۷۹٫
-
ورله، گرهارد، مترجم: وکیل، امیرساعد، «جنایت علیه بشریت در حقوق بین الملل معاصر»، مجله حقوقى بینالمللى، سال بیست و پنجم، شماره ۳۹، ۱۳۸۷٫
ب) انگلیسى:
-
Ward, Jeanne, Marsh, Mendy, Sexual Violence Against Women and Girls in War and Its Aftermath: Realities, Responses, and Required Resources, UNFPA, European Commission, 6002.
-
Universal Declara tion of Human Rights
-
Interna tional Covenant on Civil and Political Rights
-
Declarat ion on the Elimina tion of Violence against Women
-
Convention on the Elimin ation of All Forms of Discri mination against Women
-
Committee for the Elimi nation of Discrimi nation against Women( CEDAW ), General recommen dation No. 91
-
Optional Protocol to the Convention on the Elimina tion of Discr imination against Women
-
Declara tion on the Protection of Women and Children in Emergency and Armed Conflict
-
Convention for the Suppr ession of the Traffic in Persons and of the Exploita tion of the Prostit ution of Others
-
Geneva Convention relative to the Protection of Civilian Persons in Time of War
[۱] * کارشناس ارشد حقوق بشر از دانشگاه مفید
[۲] . مهدى خلجى، تفکیرىها؛ تاریخ سیاسى و تبار فکرى، ص ۴٫
[۳]
. Ward, Jeanne, Marsh, Mendy, Sexual Violence Against Women and Girls in War and Its Aftermath: Realities, Responses, and Required Resources, UNFPA, European Commission, 6002.
[۴] . امیر مسعود، اجتهادى،« عملکرد طالبان: نقض فاحش و همه جانبه حقوق بشر»، گزارشهاى دفتر مطالعات سیاسى و بین المللى شماره ۱۲۰، ص ۶، مهر و آبان ۱۳۷۷٫
[۵] . خبرگزارى ایرنا، کد خبر( ۴۰۷۳۴۹۰) ۸۱۲۰۲۶۰۹، خرداد ۹۳٫
[۶] . ایسنا، کد خبر ۱۹۵۳۵۵، تیر ۹۳٫
[۷] . ایرنا، کد خبر ۸۱۱۶۷۱۹۹( ۴۰۲۰۱۴۳)، اردیبهشت ۹۳٫
[۸]. Article 61, Universal Declarat ion of Human Rights
[۹]. Article 61, Convention on the Elimin ation of All Forms of Discrimi nation against Women.
[۱۰. Article 62, Universal De claration of Human Rights.
[۱۱] . مهرانگیز، کار، رفع تبعیض از زنان، ص ۲۱۹٫
[۱۲] . عدالت بینالملل، ص ۲، کد خبر ۶۰، شهریور ۹۱٫
[۱۳] . گرهارد، ورله، جنایت علیه بشریت در حقوق بین الملل معاصر، مترجم: وکیل امیرساعد، ص ۸۵٫
[۱۴] . همان، ص ۸۷٫
منبع: مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام ؛ ج۵ ؛ ص۲۹۵-۳۲۰٫


















هیچ نظری وجود ندارد