نمونه زن، آب و درخت
مقارنه اسطورهای
همانگونه که قرآن کریم و متون دینی از زن و آب و درخت سخن میگویند و از آنها بهرههای هدایتی برمیدارند، اسطورهها نیز، البته به زبان و با تصورات خود، از این مقولهها میگویند.
نگاهی به جایگاه رستنیها در تاریخ اسطورهای بشر
زندگی نباتات و قداست رستنیها برای انسان برزگر در زمان پیشین امری برونی نیست؛ بلکه وی در آنها شریک بوده و از آنها التماسها و تقاضاها داشته است. تاکنون باورها و آیینهای فراوانی، در مقیاس جهانی، مربوط به زمین و خدایانش و بهخصوص «میهن ـ مادر» یا «مام میهن» به دست ما رسیده است. زمین، که به یک معنا پایه و اساس کیهان محسوب میشود، دارای جایگاه مذهبی بااهمیتی است و بارها پرستیده شده است (الیاده، ۱۳۷۶الف: ۲۳۸ و ۳۱۳). Gaia، بهمعنای زمین، اولین زاده و یکی از ایزدبانوان یونان باستان است. این واژه با ریشههای گیاه، گیتی، گیهان،[۸] کیهان و جهان و نیز ریشه géo (به معنای زمین، در واژگانی چون géologie و géographie) و نیز ریشههای دیگر مرتبط به نظر میرسد (نک: Philibert, 1998: 105 و الیاده، ۱۳۷۶ الف: ۲۳۷). از حضرت خاتمالانبیاء(ص) روایت شده است: از زمین تحفظ کنید، زیرا آن مادر شماست (طالقانی، ۱۳۵۰: قسمت دوم جزء سیام، ۲۲۱). از دل این «مادر» درخت سر برمیکند که خود نقش و جایگاهی «مادرانه» دارد. درخت موجودی «بیریشه» نیست؛ بلکه برآمده از دانهای است که دو جوانه از آن سر برمیکند: یکی به سوی نور و هوا میرود و دیگری به ظلمات اعماق «خاک» در پی آب زندگانی فرو میرود؛ تنه درخت راست میماند و شاخههای آن به سوی نور عروج میکنند، هوای تازه و برتر را میطلبند و لطافت و طراوت اهدا میکنند. از «درخت» در بسیاری از اسطورهها با عنوان «مادر» یاد میشود. شاخههای این مادر بالا میرود تا آسمان را که «پدر» است، لمس کند. درخت بر خلاف سایر موجودات زنده، در سراسر دوران حیات خود رشد میکند و عمری چندصدساله و چندهزارساله مییابد. این موضوع درخت را به نمادی نیرومند از نامیرایی تبدیل میکند. از دید اسطورههای اسکاندیناویها، سوها، الگانکینها و ایرانیان، انسان از درخت زاده میشود و هنگامی که این درختها به انسان تبدیل میشوند، استعاره نیرومندی از «هبوط» به وجود میآید؛ زیرا درختان پیش از تبدیلشدن به انسان دارای ریشه بودهاند و میتوانستهاند به آسمان برسند، حال آنکه در مقام انسان از یکسو بیریشهاند و از سوی دیگر زمینگیر و هرگز نمیتوانند به آسمان دست یابند (نک: الیاده، ۱۳۷۶الف: ۱۱۷ـ۱۱۸؛ صفاری، ۱۳۸۳: ۴۴). در ادبیات پهلوی، ایزدان نگاهبانان گلهایند و هر گلی از آنِ ایزدی است. گیاهان مختلف اعم از درخت، میوه، دانه، گل، سبزی، الیاف، دانههای روغنی، دانهها و برگهای رنگین، و نیز گیاهان و دانههای معطر از جایگاه مشخصی در ردهبندی برخوردارند و خویشی گیاهان گوناگون با امشاسپندان مختلف در بندهش ایرانی و هندی، بر اساس نظامی مشخص و معین است (نک: بندهش، ۱۳۶۸: ۲۳۱، ۲۷۷، ۲۷۸). خدایان آب در ادبیات اساطیری جهان نیز مفاهیم زن و زایش و آب را به هم مرتبط مییابیم. هزاران فرسنگ دورتر از بینالنهرین، در باورهای شمار زیادی از مردم آمریکای لاتین، ایزدبانوی آب و ایزدبانوی باران را با همین نقشهای حیاتآفرین میبینیم. نقاشیهای معبد زراعت نشان میدهند که مردم برای ایزد باران، پیشکشهای (آب، رستنیها و سبزیها) فراوان میبردند و بر فراز قربانگاهها کندر میسوزاندند تا دود که مظهر ابرهای بارانزا بود، تولید گردد و جلب باران کنند (نک: الیاده، ۱۳۷۸: ۳۸-۴۱؛ کندری، ۱۳۸۲: ۶۲–63، ۹۷). در یسنای ۳۸ اوستا، آبها اهورارانی یا زنان اهورا خوانده شدهاند. آبانگان یا آبانگاه، روز دهم فروردین یا دهم آبان، نام فرشته موکل بر آب است و گویند اگر در این روز باران ببارد، آبانگاه زنان باشد و ایشان تن خویش بشویند و این عمل را شگون و مبارک شمارند (نک: اوستا ۲: ۸۹۳). آبانیشتِ اوستا ویژه ستایش ایزدبانوی آبها: ارِدویسوَراَناهیتا «رود نیرومند و بیآلایش» است (اوستا، ۲: ۸۹۳ و ۲: ۹۰۶ـ۹۰۷).[۹] کتاب مقدس هندوان، از اپسرا (Apsārā) بهمعنای رونده در آب یا «در میان آبهای ابرها» سخن میگوید. اپسراها دستهای از فرشتگان مؤنثاند که در آسمان زندگی میکنند و غالباً به زمین میآیند و میل مفرطی به آب دارند (راماین، ۱۳۵۱: ۲۷۴). در پهنهای بزرگ از کنارههای گنگ تا کرانههای مدیترانه به گونهای از اسطورهها برمیخوریم که در آنها، خدایانِ بارورکننده همسر یا تابعی از ایزدبانوی بزرگ آباند (بهار، ۱۳۶۸: ۳۴۴) و اولین آیینی که از شرق به غرب رفت و مورد پذیرش رومیان قرار گرفت نیز آیین یک الههـبانو بود (کومون، ۱۳۸۴: ۶۷). عقیده به پیدایش جهان از آب را نزد مصریان قدیم، پیدایش آن از دختر و آب را نزد اهالی فنلاند، از دریای پهناور را در ژاپن، و از عمقی پهناور و بیانتها که میان آن، چشمهای وجود داشت و از آن «دوازده چشمه»[10] جاری میشد را نزد مردم نورسی (اسکاندیناوی) میبینیم.[۱۱] نام ایزدان مختلف آب را در آیینهای کهن هندوـایرانی به فزونی و فراوانی مییابیم (نک: بویس، ۱۳۷۴: ۷۸). دیکسیونر فرانسویِ تعبیر خواب، رؤیای «آب» را «بهطور طبیعی، نشانه زن» میشمارد، دریا را نماد مادر میخواند و درخت را اشاره به حیات و تطور میداند (uyttenhove, 1982: 56, 133, 190).
ایزدبانوان و آفرینش درختی
انسان همپا با تحولات عمیق اجتماعی و اقتصادی به امنیت آب برای کشتزارها نیاز داشته است. این امر الهگان قدرتمند و بزرگِ مادر و خدایان آبها و گیاهان را پدید میآورده است. در جوامع کشاورزی، از هند تا مدیترانه، به گونهای از اساطیر برمیخوریم که در خدایان بارورکننده همسر یا تابعی از ایزدبانوی بزرگ آباند (بهار، ۱۳۸۱: ۲۴۶-۲۴۷ و صفاری، ۱۳۸۳: ۲۵). «دینشناسانی که میخواهند نمونههای زندهای از پرستش ایزدبانوان بیابند، به هندوستان روی میآورند که در آنجا هنوز عموماً خطاب و عنوان خداـمادر وجود دارد؛ اما به نظر روانکاوان، این شواهد را میتوان در بسیاری از جاها باز یافت» (وولف، ۱۳۸۶: ۴۵۱). «گیومرث که در فرهنگ دینی ایران باستان، انسان نخست است، از سپندارمذ (زمین) پدید میآید که خود همسر اورمزد، بانوی آسمان و مادر آفرینش است. وی در حقیقت مادر زمین است و تخمه گیومرث در حال مرگ مادرش به زمین میریزد و با گذشت زمان از آن تخمه نخستین زن و مرد یعنی مشیه و مشیانه از دل زمین به شکل گیاه ریباس میروید» (زنر، ۱۳۷۷: ۷۰-۷۱). نمونه دیگری از خدابانوان هندی را ایستاده در میان شاخههای انجیر مقدس[۱۲] میبینیم (ایونس، ۱۳۷۳: ۱۱).[۱۳] در وِداها، سَرسوَتی خدابانوی آب و نام رودی است که از هیمالیا و سرزمین کهن آریا به جانب غرب سرازیر میشود. میگویند در روزگار کهن، این رود و خدا بانوی آن به دلیل پاککنندگی، باروری و قدرت حاصلخیزی و زلالی و نیز جاری بودن به سوی دریا مورد حرمت و تکریم بوده است (ستاری، ۱۳۸۴: ۱۵۹). در پارهای از اسطورههای سرخپوستی، چهار جهانِ زیرزمینی هریک در زیر یکدیگر وجود دارد که این چهار، چهار زهدان زمیناند. در آغاز، انسانها در ژرفترین زهدان میزیستند. آنان از راه یک «چشمه آب» یا از راه بالا رفتن از گیاه تاک یا گیاه نی به سطح زمین آمدند. اسطوره ادامه پیدا میکند تا به مراحل پیدایی انسانهای امروزین و بریدهشدن طناب نامرئی او از مادر، بسان بند ناف او، میرسد (الیاده، ۱۳۷۶ب: ۱۶۱ـ۱۶۳). «در اسطورههای دیگر نیز از انتقال انسانها که در ژرفترین غارها به صورت کرم حشرات و در جمعیتهای انبوه و پرسروصدا میزیند، از غاری به غار دیگر و تاریکیهای متوالی[۱۴] سخن گفته میشود. فاصله این غارها بهتدریج از «ناف زمین» تا «جایگاه آبستنی» کاهش مییابد تا پس از پشت سرنهادن آن ظلمتها به نور برسد». (نمونههای متعدد از ملل دیگر را نک: الیاده، ۱۳۷۶الف: ۱۶۵ و ۱۷۴-۱۷۵). «اسطوره پیدایش و آفرینش گیاهان و جانوران در اسطوره زمینـمادر جای گرفته است. زمین بیش از هر چیز یک زاینده (genetrix) و یک پرستار جهانی است و از طریق پیوند مقدس با آسمان، قدرت زایش و آفرینش مییابد. تجلیهای فراوان و متنوعی از این اسطورهها را در آیینهای زمینـمادر (terra mater) میبینیم. آیینهایی که در آنها زنان نقش مهمی ایفا میکنند و شبیهسازی نمادین زن با زمین و نیز تشبیه عمل جنسی با کار کشاورزی در آنها واضح و همسو با سخن قرآن در سوره نوح (وَاللَّهُ أَنْبَتَکُمْ مِنَ الأرْضِ نَبَاتًا؛ نوح: ۱۷) است. این نمادپردازی، تا اندازهای، در همه جا و در همه فرهنگهای زراعی یافت میشود» (الیاده، ۱۳۷۶ب: ۱۹۰). التفات به جنبه گیاهی انسان و فرجام او را در یکی از سرودههای بسیار کهن مصری اینگونه میبینیم: آنک مرد تندخوی معبد، چونان درختی بالیده به جایی باز، یکباره چیده شودش شاخ و برگ، و گذارش به کارگاه کشتیسازی فِتَد، یا به دورْجایش برند، و زبانههای آتشاش کفن شود.[۱۵] لیک مرد فروتن، خویشتن جز این دارد، او چونان درختی است بالیده به بوستان میوه، شکوفاند و دوچندان شود و باشد به نزد صاحبش، میوهاش شیرین و سایهاش دلچسب، و فرجامْ او را باز به بوستان باشد (یاکوبسن، ۱۳۷۸: ۷۹). در باور پارهای از مردم ایران، زنان باید هنگام رؤیت هلال به سبزه، و اگر یافت نشد، به سینه خود بنگرند. علامه دهخدا چند بیت از انوری درباره زن نقل میکند که آغاز آن چنین است: «زنان چون درختاند سبز، آشکار» (دهخدا ۱۳۷۹: ۹۱۹). بهطور کلی در متون تاریخی نیز زن به سبب روح مشاهدهگر و ذهن تیز و نداشتن اشتغالات مردانهای چون تعقیب شکار و چرای دام، کاشف شیوه کشاورزی و اصول برزیگری شمرده شده است (الیاده، ۱۳۷۶الف: ۲۵۱).
زن به عنوان مبدأ و معاد در خوانش اسطورهای
نقش زن را در مبدأ و معاد اسطورهای نیز شاخص و پررنگ مییابیم. در خصوص مبدأ میبینیم که بخش مهمی از اسطورههای یونان باستان، عنوان اسطورههای مادرسالار را دارد و دِوی (Devi) یا مهادِوی یا ماهادِوی (Mahadevi) نیز خدابانوی بزرگ حاصلخیزی است (ستاری، ۱۳۸۴:۱۶۲؛ ویرسینگ، ۱۳۸۱: ۲۳). در باب معاد انسان نیز به نمونههایی از مصر باستان اشاره میکنیم که در آنها، ایزدبانوان متعددِ زایش هریک به نحوی با سرزمین مردگان و جهان زیرین ارتباط داشتند و در باور آن مردمان، امور آن روی دیگرِ هستی را تمشیت و تدبیر میکردند (Gallimard, 1964, 279؛ اباذری و دیگران، ۱۳۷۲: ۲/۱۱۰ـ۱۱۲).
نتیجهگیری
قرآن و متون مقدس، برای زن جایگاه ممتازی قائلاند. قرآن زن را مهد زاینده و نگاهدارنده و پرورنده جامعه انسانی میخواند. زن در اسطورههای کهنِ بازمانده از چهارگوشه جهان نیز دارای جایگاهی شاخص و همسو با تصاویر قرآنی است و با مبالغههایی که در زبان اساطیر وجود دارد، بسیاری از صفات زاینده و پرورنده خدایان به او داده شده و نقشهای مبدأ و معاد در چهره او دیده شده است. نام زن در قرآن و اسطورهها با مفاهیم آب و درخت که خود نمادهای روشناییاند گره خورده است. پرداختن قرآن کریم به این پدیدهها، به صورت مجازی و تنها در قالب آرایههای لفظی و بلاغی نیست. نشانهشناسیهای قرآنی در این باب، ظرفیت خوبی برای توسعه گفتمان و خطاب جهانیِ قرآنی و باب دیگری در رویکرد عصری و اجتماعی به قرآن کریم تواند بود. زن باید به جایگاه دینی و تاریخی و بلکه رسالت خود واقف باشد و باید در چارچوب حدود شرع و در حریمهای معینشده، نماد طرب و طراوت و نه افسردگیها و سرخوردگیهایی که امروز در میان زنان و دختران فراوان دیده میشود باشد. پی نوشتها: [۸]. گیهان (کیهان و جهان) را در اوستا میبینیم: زرتشت گفت: ای اهورهمزدا!… چگونه بود، هنگامی که تو و اَردیبهشت، گیهان روشن و درخشان و خانههای خورشیدسان را آفریدید؟ (یسنا ۳: ۲). [۹]. آیینهای مختلف دیگری را در گاهشماری ایران مرتبط با موضوع آب همچون آبریزکان، عیدالاغتسال و صبّالماء میبینیم (تقیزاده، ۱۳۵۷: ۱۹۱). [۱۰]. قابل مقایسه با دوازده چشمه بنیاسرائیل که از عصای چوبین موسی جاری شد (بقره: ۶۰ و اعراف: ۱۶۱). [۱۱]. آب پیوند رازآمیزی با مفاهیم مقدس، بسیار گستردهتر از آنچه گفته شده است، دارد و هنوز درباره آن کاوش کاملی نشده است (نگا. کوورجی: ۱۳۷۱، ۴۱). [۱۲]. درخت انجیر، درخت روشنشدگی بوداست. انجیر نام و آغازگر یکی از سورههای قرآن کریم است: سوره تین؛ سورهای گیاهی با گفتمان انسانی؛ سورهای که همراه سوره مجاور خود، از آفرینش انسان در «احسن تقویم» و پیدایش او از «علق» سخن میگوید. انجیر را برگهای بزرگی است و بهگفته تورات، آدم و حوا با برگهای این درخت خود را پوشاندند. [۱۳]. در خصوص ارتباط خداـ بانوان و درخت، رک. ستاری، ۱۳۸۴:۱۵۸٫ [۱۴]. این سخن قابل مقایسه با فحوای این آیه است: خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَهٍ… یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ خَلْقًا مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُمَاتٍ ثَلاثٍ(زمر: ۶). [۱۵]. این سخن با مضمون سوره «مسد» و وصفی که این سوره از زن ابولهب ارائه میکند، قابل مقایسه است. آن زن به جای آنکه زنی با جاذبههای مهر و مادری و کوثر سرشار طراوت و برکت باشد، لیف خشکیدهای از خرما برگردن افکنده و «حمّالهالحطب» شده است. کتابنامه الف) متون دینی و مقدس قرآن کریم انجیل برنابا (۱۳۶۲)، ترجمه حیدر قلیخان قزلباش (سردار کابلی)، مقدمه آیتالله سید محمود طالقانی، تهران: دفتر نشر کتاب. اوپانیشاد (۱۳۸۱)، ترجمه محمد داراشکوه فرزند شاهجهان، تهران: سازمان انتشارات جاویدان علمی. اوستا ـ کهنترین سرودهای ایرانیان (۱۳۸۲)، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، تهران: مروارید. بندهش هندی ـ متنی به زبان پارسی میانه (پهلوی ساسانی) (۱۳۶۸)، تصحیح و ترجمه رقیه بهزادی، تهران: مؤسسه مطالعات وتحقیقات فرهنگی. راماین ـ کتاب مقدس هندوان (۱۳۵۱)، به کوشش و پژوهش عبدالودود اظهر دهلوی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران. کتاب مقدس (۱۹۹۴)، انجمن پخش کتب مقدسه در میان ملل، بی¬جا. ب) متون فارسی آریانپور کاشانی، دکتر منوچهر(۱۳۸۴)، فرهنگ ریشه¬های هند و اروپایی در زبان فارسی، اصفهان: جهاد دانشگاهی دانشگاه. آقایی، سید مجتبی، «کشف کشاورزی و تحول جهانشناخت آدمی»، www.myths.ir. آموزگار، ژاله(۱۳۷۶)، تاریخ اساطیری ایران، تهران: سمت. اباذری، یوسف و دیگران(۱۳۷۲)، ادیان جهان باستان، تهران: موسسه مطالعات وتحقیقات فرهنگی. ابن هشام، ابومحمد عبدالملک(۱۳۵۵)، السیره النبویه، قاهره، مطبعه مصطفی البانی الحلبی. ابنمنظور، جمالالدین ابوالفضل محمدبنمکرّم(1408)، لسان العرب، بیروت: داراحیاء التراث العربی. اسماعیلپور، ابوالقاسم(۱۳۸۲)، زیر آسمانههای نور ـ جستارهای اسطورهپژوهی و ایرانشناسی، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور. اسمیت، برندا(۱۳۸۴)، مصر باستان، ترجمه آزیتا یاسائی، تهران: ققنوس. الیاده، میرچا(۱۳۷۶الف)، اسطوره، رویا، راز، ترجمه رویا منجم، تهران: فکر روز. ــــــــــ(۱۳۷۶ب)، رساله در تاریخ ادیان، تهران: سروش، چاپ دوم. ایونس، وُرونیکا(۱۳۷۳)، اساطیر هند، ترجمه باجلان فرخی، تهران: گیتی خودکار. بهار، مهرداد(۱۳۸۱)، پژوهشی در اساطیر ایران، چاپ چهارم، تهران: آگاه. بویس، مری(۱۳۷۴)، تاریخ کیش زرتشت، تهران: توس. پورخالقی، دکتر مهدخت(۱۳۸۱)، درخت شاهنامه ـ ارزشهای فرهنگی و نمادین درخت در شاهنامه، مشهد: آستان قدس رضوی. پیرنیا، حسن(۱۳۷۷)، عصر اساطیری تاریخ ایران ـ خطوط برجسته داستانهای ایران قدیم، ویراسته سیروس ایزدی، تهران: هیرمند. تقیزاده، سید حسن(۱۳۵۷)، گاهشماری در ایران قدیم، زیر نظر ایرج افشار، تهران: شکوفان. جفری، آرتور(۱۳۷۴)، واژگان دخیل در قرآن، ترجمه دکتر فریدون بدره¬ای، تهران: توس. جوادی، آملی(۱۳۷۶)، زن در آینه جلال و جمال، قم: اسرا. جواهری، محمدحسین و دیگران (۱۳۸۴)، اسطوره و ادبیات، تهران: سمت. حسندوست، محمد (۱۳۸۳)، فرهنگ ریشه¬¬شناختی زبان فارسی، زیر نظر بهمن سرکاراتی، تهران: فرهنگستان زبان جمهوری اسلامی ایران. الحسینی، محمدعلی (۱۴۱۷ق)، علم اللغه التوحیدی بین النظریه و التطبیق. تهران: مؤسسه التوحید للنشر الثقافی. خالقی مطلق، جلال (۱۳۵۶)، اساس اشتقاق فارسی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران. رازی، ابوالفتوح، حسینبن علیبن احمدخزاع نیشابوری (۱۳۷۱)، روض الجِنان و روح الجَنان فی تفسیر القرآن، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی. رضی، هاشم (۱۳۸۱)، دانشنامه ایران باستان ـ عصر اوستایی تا پایان دوران ساسانی، تهران: سخن. رکس، وارنر(۱۳۸۶)، دانشنامه اساطیر جهان، تهران: اسطوره. رواسانی، پرفسور شاپور (۱۳۸۶)، اتحادیه مردم شرق (جامعه بزرگ شرق، پایگاه تاریخی)، تهران: امیرکبیر. زنر، آر. سی. (۱۳۷۷)، تعالیم مغان ـ گفتاری چند در معتقدات زرتشتیان، ترجمه دکتر فریدون بدرهای، تهران: توس. ستاری، جلال (۱۳۸۴)، اسطوره و رمز در اندیشه میرچا الیاده ـ جهان اسطورهشناسی، چاپ دوم، تهران: مرکز. شاکر، دکتر محمدکاظم (۱۳۸۱)، روشهای تأویل قرآن، قم: بوستان کتاب. شریعتی، دکتر علی (۱۳۷۸)، تاریخ تمدن (۱)، چاپ ششم، تهران: قلم. صفاری، نسترن (۱۳۸۳)، موجودات اهریمنی در شاهنامه فردوسی، مشهد: جام گل. ضیمران، محمد (۱۳۷۹)، گذر از جهان اسطوره به فلسفه، تهران. طالقانی، آیتالله سید محمود (۱۳۵۰)، پرتوی از قرآن، تهران: شرکت سهامی انتشار. طباطبایی، سیدمحمدحسین ()، المیزان فی تفسیر القرآن، قم: انتشارات اسلامی جامعه مدرّسین، [بیتا]. طبرسی، فضلبنحسن (1416)، مجمع البیان فی علوم القرآن، بیروت: دارالمعرفه. فردوسی، حکیم ابوالقاسم (۱۳۸۶)، شاهنامه، به کوشش جلال خالقی مطلق، کانون فردوسی، تهران: مرکز پژوهش حماسههای ایرانی وابسته به مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی. فیشر، رابرت (۱۳۸۷)، داستانهایی برای فکر کردن، ترجمه سید جلیل شاهرودی لنگرودی، تهران. کاسیرر، ارنست (۱۳۷۸)، فلسفهی صورتهای سمبلیک ـ جلد دوم: اندیشهی اسطورهای، ترجمه یدالله موقن، تهران: هرمس. کومون، فرانتس (۱۳۸۴)، ادیان شرقی درکافرکیشی رومی، ترجمه تیمور قادری، تهران: امیرکبیر. کوورجی، کویاجی (۱۳۷۱)، پژوهشی در شاهنامه، گزارش و ویرایش جلیل دوستخواه، تهران: زندهرود. مصطفوی، سید محمد (۱۴۲۴)، الافهوم القرآنی و نظریات تشکل الخطاب، الحیوه الطیبه ـ مجله فصلیه متخصصه تعنی بقضایا الفکر و الاجتهاد الاسلامی، بیروت: مؤسسه الحوزات و المدارس العلمیه. معرفت، محمد هادی (۱۴۱۸)، التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، مشهد: دانشگاه علوم اسلامی رضوی. الملوحی، مظهر و دیگران (۲۰۰۴)، قرائه صوفیه فی انجیل یوحنّا، بیروت: دارالجیل. المنجد فی اللغه العربیه المعاصره (۲۰۰۱)، بیروت: دارالمشرق. میرمصطفی، تامر (۱۹۹۴)، بشائر الاسفار بمحمدٍ و آله الاطهار، مشهد: التوحید للنشر. نفیسی، سعید (۱۳۷۱)، فرهنگ فرانسه ـ فارسی، تهران: مرکز یادگارهای سعید نفیسی. واحددوست، مهوش (۱۳۷۹)، نهادینههای اساطیری در شاهنامه فردوسی، تهران: سروش. وارنر، رکس (۱۳۸۶)، دانشنامه اساطیر جهان، تهران: اسطوره. وولف، دیوید ام. (۱۳۸۶)، روانشناسی دین، ترجمه دکتر محمد دهقانی، تهران: رشد. ویرسینگ، دارام (۱۳۸۱)، آشنایی با هندوییزم، ترجمه مرتضی موسوی ملایری، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی. ۷۷٫ یاحقی، دکتر محمدجعفر (۱۳۷۲)، فرهنگ اساطیر، تهران: سروش. یاکوبسن، ثرکیلد و جان ا. ویلسن (۱۳۷۸)، کهنترین سرودهها، ترجمه عسکر بهرامی، تهران: بهدید. ب) متون لاتین Anne, Jean Bouffartigne (1988), Nouveau Dictionnaire étymologique et Historique, Paris: Larousse. Baumgartner, Emmanuèle & P. Ménard (1996), Nouveau Dictionnaire étymologique et Historique de la langue française, Paris: Librairie Generale Française. Bloch, Oscar (1964), Dictionnaire étymologique de la langue française, Paris: Presse universitaire de France. Cotton, Gérard (1961), Vocabulaire raisonné latin – français, Paris: H. Dessain liège. Dubois, Jean, Henri Mitterand & Albert Dauzat (2005), Grand dictionnaire étymologique et historique du français, Paris: Larousse. Dundes, Alan (2003), Fables of the ancients – Folklore in the Qur’an, New York: Rowman & Littelfield Publishers. Gallimard (1969), Collection Unesco d’œuvres représentatives – Série d’Égypte ancienne: Textes sacrés et textes profanes de l’ancienne Égypte des Pharaons et des hommes, Traductions et commentaires par Claire Lalouette, Préface de Pierre Grimal, Paris: Unesco. Léon-Dufour, Xavier et les autrres (1974), Vocabulaire de théologie biblique, Les éditions du Cerf, troisième édition, Paris. Onions, C. T. (1983), The oxford dictionairy of English etymology. Philibert, Mariyam (1998), Dictionnaire illustré des mithologies celtique, égyptienne, gréco-latine, germano-scandinave, mésopotamienne, France: Moréna. Picoche, Jacqueline (1999), Nouveau dictionnaire étymologique de la langue Française, Paris: Hachette -Tchoue. Platon (2004), La république, Traduction et présentation par George Leroux, GF Flammarion, Paris. Robert, Paule (1981), Le Robert-Dictionnaire alphabétique et analogique de la langue française, ouvrage couronné par l’Académie française, Paris: Société du nouveau littré le Robert. Uyttenhove, Luc (1982), Le dictionnaire marabout des rêves, Belgique: Verviers. منبع:www.urd.ac.ir

















هیچ نظری وجود ندارد