مقدمه
قرآن تنها کتاب آسمانى است که عین وحى است و هیچ گونه تصرفى در آن نشده و از مبدأ اعلى به قلب پیامبر نازل شده است. در طول چهارده سده از زمان نزول قرآن تاکنون هیچ فرد یا گروهى نتوانسته است مشابه آن یا حتى یک آیه مثل آن را بیاورد.۲ این مصونیت تا پایان جهان از سوى خداوند تضمین شده است.۳ نسخه شفابخش فرد و اجتماع بوده ، تمسک بدان موجب رستگارى و عدم تمسک موجب گمراهى است.از جمله ، موضوع امنیت در قرآن که نیاز فرد و اجتماع و شاید بعد از نیازهاى زیستى مهمترین نیاز انسان و جامعه است.
ویژگىهاى امنیت
با فرض آشنایى با هستىشناسى و معرفتشناسى از دیدگاه قرآن و سنتهاى الهى ، ویژگىهاى انسان و تبارشناسى امنیت و عدم امنیت انسان در قرآن ، ویژگىهاى امنیت از دیدگاه قرآن در چهار بخش و به شرح ذیل بیان مىشود.
اول) عوامل ایجاد امنیت
براى ایجاد امنیت باید اقداماتى صورت گیرد که عبارتند از:اطاعت از فرمان الهى و وجود نبى در امت سبب امنیت عمومى و عدم نزول عذاب است.۴ استغفار و توجه به خدا سبب نزول برکات آسمانى و ازدیاد قوت و نیرو و شکر نعمت موجب ازدیاد نعمت و امنیت عمومى است.۵ ایمان موجب دفاع خداوند از مؤمنین مىگردد (امنیت دفاعى)۶
دوم) موانع یا تهدیدات امنیت
با مطالعه آیات الهى متوجه مىشویم که بعضى از پدیدهها سبب زوال امنیت است:مخالفت با خدا و رسولش سبب عذاب مهین و ذلت است. عدم اطاعت از رسول (حضرت موسى) موجب فسق و سرگردانى چهل ساله در بیابان است. عدم اطاعت از خدا و رسول باعث از بین رفتن رایحه ، و عدم اجراى احکام الهى و تبعیت هوى موجب فسق و بروز مصائب مىگردد. دورى از یاد خدا موجب نسیان آیات الهى و اسراف و سبب تنگى معیشت و عذاب الهى در آخرت است. عدم اجراى فرامین الهى مانند جنگ با کفار موجب فتنه در زمین و فساد بزرگ مىشود. کفر و عصیان و تعدى و ترک نهى از منکر موجب لعنت و دورى از رحمت و سخط الهى و پذیرش ولایت کفار (اعم از پدران و برادران و…) موجب ظلم است. پذیرش ولایت یهود و نصارى موجب ظلم و فرد از آنها محسوب مىگردد. نهى از پذیرش ولایت کسانى که دین را مسخره مىکنند و بازیچه مىپندارند. خمر ، میسر ، انصاب ، ازلام ، رجس و پلیدى از اعمال شیطان و سبب دشمنى و عداوت و انحراف از یاد خدا مىشود. طغیان در مصرف نعمتها سبب حلول غضب الهى و خوارى است. کفران نعم الهى بعد از وفور نعمت و امنیت و رزق همه جانبه موجب پوشش گرسنگى و ترس مىگردد.۷
سوم) انواع تهدیدات یا مصائب
آن چه از مصائب به انسان مىرسد دست آورد خود انسان به شمار مىرود؛ علاوه بر این که خدا از اغلب آنها در گذشته است. هر مصیبتى که وارد مىشود به اذن خداست و هر کس به خدا ایمان آورد هدایت مىشود. همه مصائب نوشته شده است تا تأسف براى از دست دادنها نخورید و خوشحال براى به دست آوردنها نشوید. خداوند قادر است بر شما عذابى از بالاى سر یا زیر پایتان وارد کند یا بپوشاند شما را… . اگر خدا براى قومى بدى را بخواهد هیچ کس نمىتواند آن را برطرف کند.۸از مفهوم این آیات برداشت مىشود که مصائب و مشکلات ۳ نوع است: نوع اول ، آن چه دستآورد بشر و ناشى از عملکرد بشر است و نوع دوم ، آن چه به طور طبیعى رخ مىدهد، مثلاً فوت بستگان و نزدیکان انسان که در مورد دومى خداوند مىفرماید این روند خلقت است و بىتاب مشوید و اینها ثبت شده و محاسبه شده است و نوع سوم که بشر مستحق عذابهاى مختلفى به دلیل عملکرد بدش است که خداوند به سبب رحمتش از آنها درگذشته و عفو فرموده است و الّا بشر آرامش نداشت.
چهارم) تعریف امنیت
بعد از آن که بعضى از ابعاد امنیت در قرآن روشن گردید مىتوان بر اساس آیات قرآن تعریفى از امنیت ارائه داد:کسانى که ایمان آوردهاند و آن را به ظلم نیالایند براى آنها امنیت و ایمنى است.۹ در این آیه، واحد امنیت فرد است؛ یعنى اگر در جامعهاى ولو یک نفر ایمان بیاورد و به وظایفش عمل کند و ظلم به خود و دیگران نکند در امنیت است و خداوند در قصصِ اقوام قبلى نشان داده وقتى عذابى بر قومى نازل شده، مؤمنین را نجات داده است. در جریان بشارت فرزنددار شدن حضرت ابراهیمعلیه السلام از سوى دو فرشته الهى، مىگویند رحمت و برکات الهى بر شما اهل بیت است؛ یعنى انواع امنیت مادى و معنوى مخصوص مؤمنین است و در آیه دیگر کسانى که از آیین و روش ابراهیم روى گردانند سفیه شمرده شدهاند. در آیه دیگر حضرت ابراهیمعلیه السلام به مردم مىگوید چگونه من از آن چه شما شریک خدا (اعم از نمرود و بتها) قرار دادهاید بترسم در حالى که شما از شریک قائل شدن براى خدا نمىترسید با آن که هیچ برهان و حجتى بر آن شرک ندارید، آیا کدام یک از ما به ایمنى و امنیت سزاوارتریم.۱۰ در این آیه نیز بیان مىکند هر کس یا جامعهاى که به خداوند ایمان داشت و از او ترسید در امنیت است و مثال آیه حضرت ابراهیمعلیه السلام است که وقتى او را در آتش مىافکنند خداوند آتش را بر او امن و سرد و سلام مىکند و هستى در جهت او قرار مىگیرد.
انواع امنیت از جهت مرجع یا واحد
در این فصل، آیات الهى را از حیث مرجع امنیت (فرد ، خانواده، جامعه و جهان) به چهار بخش دستهبندى مىکنیم:
اول) امنیت فردى
در امنیت فردى به روح ، جسم ، روان و محیط فرد توجه شده و بعضى از ابعاد آن نیز در بخش امنیت روانى آمده است. بخشى از آیات به شرح ذیل تبیین مىگردد:عدم آلودگى ایمان به ظلم11، امنیت مهاجرین که امروزه در حقوق بینالملل مطرح مىگردد و قرآن مىفرماید: حتى اگر زنى از دارالکفر به دارالاسلام هجرت نمود یا پناهنده شد پس از امتحان وى، او را به دارالکفر برنگردانید و مىتوانید با پرداخت مهریه با وى ازدواج کنید و معیشت وى را تأمین کنید و بر عکس براى زنان کافره امنیتى قائل نیست ولو همسرشان مسلمان باشد و مىفرماید آنها را نگهدارى نکنید یا در مورد فرزندان حضرت یعقوب وقتى فضاى امنیتى خانواده به هم ریخته است فرزندان به پدر مىگویند چرا به ما اطمینان ندارى و از جانب ما تأمین نیستى یا پدر به آنها مىگوید از دروازههاى متعدد وارد مصر شوید تا دچار چشم زخم نشوید (امنیت روانى) یا مأموران مصرى پى به ماهیت و ارتباط شما با یکدیگر نبرند (رعایت نکات ایمنى در سفر) یا وقتى حضرت یوسف آنها را به مصر دعوت مىکند مىفرماید وارد مصر شوید ان شاء اللَّه در امنیت و آسایش کامل12 و امنیت تازه وارد به دین را در واقع تضمین مىنماید تا هیچ گونه نگرانى از حیث (مسکن ، معیشت ، تفاوت نژادى ، زبانى و قومى و دینى) نداشته باشند. یا ترس حضرت موسى هنگام مار شدن عصایش که خداوند مىفرماید: نترس تو در امنیت هستى13 یا وقتى حضرت موسى در مقابل تأثیر سحر ساحران بر روى مردم و عدم ایمان آنها مىترسد خداوند مىفرماید نترس تو برترى ، و حضرت موسى را دلدارى و آرامش مىدهد. (آرامش روانى)
دوم) امنیت در خانواده
پس از امنیت فرد که به منزله یک سلول در ارگانیسم جامعه است آن گاه به خانواده که واحد بزرگتر و به مثابه ملکول در ارگانیسم بدن اجتماع است، مىرسیم و نقشى که خانواده (ملکولها) در ساختمان یک جامعه (ارگانیسم یا بدن) دارند آشکار و تأثیر آن در جامعه محرز مىشود و این که حلقه اتصال فرد و جامعه و محل تربیت افراد است. آیات فراوانى در این زمینه وجود دارد که براى راحتى در ادراک ، آن را به مراحل مختلف دستهبندى مىکنیم:
الف) بىفرزندى
یکى از موارد ناامنى، زن و شوهرى هستند که فرزند ندارند و احساس امنیت و آرامش نمىکنند. این مهم توسط مکانیسمى در نظام آفرینش تأمین شده است تا این افراد با فرزند خواندگى ایتام، هم نیاز خود را تأمین کنند هم یک معضل اجتماعى را حل نمایند. مثلاً آسیه، همسر فرعون در مورد بچه از آب گرفته شده (موسى) مىگوید: این بچه چشم روشنى من و تو (فرعون) است، او را نکشید شاید از او منتفع شویم یا او را به فرزندى بگیریم.۱۴
ب) کودک
هنگامى که کودک به دنیا مىآید خداوند غذاى او را قبلاً در سینه مادر تأمین نموده است و بچه امنیت غذایى و عاطفى دارد. چنان چه خداوند به مادر موسى با الهام مىفرماید: کودک (موسى) را شیر بده 15 یا در سوره لقمان مىفرماید دو سال بچه را شیر دهید و سایر آیاتى که در این رابطه است.
ج) جوان
مرحله بعدى دوران جوانى است که تکالیفى براى وى و والدین تعیین شده است تا امنیت هر یک و بالطبع امنیت خانواده تأمین گردد، از قبیل تشکر از والدین ، احسان به والدین و گفتار مناسب و کریمانه با آنها و نگهدارى والدین و عدم اذیت آنها و گشودن بالهاى رحمت براى والدین و دعا براى والدین ، با اجازه وارد محل استراحت والدین شدن تا امنیت و آسایش آنان تأمین گردد و فقط در امر شرک ورزیدن ، محرمات و ترک واجبات نباید از والدین اطاعت نمود۱۶٫ از طرفى به والدین مىگوید از ترس تنگدستى فرزندان را نکشید و این خطاى بزرگ است و ما آنها را روزى مىدهیم. که امنیت حیاتى یا حق حیات فرزندان را بدین وسیله تأمین مىنماید. تأمین معیشت والدین از کار افتاده توسط فرزندان مانند دختران حضرت شعیب و فرزندان حضرت یعقوب بُعد دیگرى از امنیت خانواده است.حتى مىتوانند در تأمین امنیت خواهران و برادران خود مؤثر باشند ، مانند فرزندان حضرت یعقوب یا سبب ناامنى آنان شوند، مثل نقشه برادران یوسف علیه وى (یوسف) یا تلاش خواهر موسى که با رعایت نکات امنیتى وارد کاخ فرعون شد و آنها را به مادر موسى به طور ناشناخته هدایت کرد.۱۷
د) رعایت حریم محرم و نامحرم
رعایت حریم محرم و نامحرم و روابط پسر و دختر نیز اثر مهمى در امنیت روانى فرد و خانواده و حتى جامعه دارد و نمونههاى قرآنى، آن را برجسته مىسازد مانند رفتار دختران حضرت شعیب با حضرت موسى که کوتاهترین عبارت را از طرف پدرشان و در نهایتِ رعایت حیا و عفت مىگویند۱۸ که در قرآن تعبیر (على الاستحیاء) نیز آمده است. یا در جریان حضرت یوسف و زلیخا تنها بودن زن و مرد نامحرم را موجب فساد و حداقل اتهام مىداند و شیطان از آنان دستبردار نیست مگر این که مانند حضرت یوسف اخلاص داشته باشد تا نجات یابد.
ه) ازدواج
خداوند ازدواج را از آیات خود مىشمارد که سبب تسکین و آرامش مىگردد و خداوند بین زن و شوهر مودّت و رحمت قرار داده است19 و خداوند دستور به ازدواج مىدهد و مىفرماید: اگر فقیر بودند خداوند از فضل خویش آنها را غنى مىکند و اگر کسى وسیله ازدواج نیافت عفت ورزد تا خداوند از فضلش او را غنى کند و نهى مىفرماید که کنیزان را به زنا وادارند. در آیات دیگر داستان خواستگارى حضرت شعیب از حضرت موسى را براى ازدواج با یکى از دخترانش با مهریه خاص بیان مىفرماید. حضرت لوط نیز دخترانش را جهت ازدواج به قومش پیشنهاد مىکند که قوم فاسد نمىپذیرند و گرفتار عذاب الهى به دلیل همجنسگرایى مىشوند.
و) فرزند
پس از ازدواج موضوع فرزنددارى مطرح مىگردد. زیرا یکى از نیازهاى بشر است که سبب حفظ نسل مىگردد و نیازهاى روحى و جسمى والدین نیز بدین وسیله برطرف مىگردد. در خانوادههاى بىفرزند مشکلاتى وجود دارد، لذا حضرت ابراهیم و حضرت زکریا از خداوند تقاضاى اولاد صالح دارند. قرآن به نحوه فرزنددار شدن حضرت مریم و واکنش مردم به وى و ویژگىهاى فرزندش اشاراتى دارد.۲۰ادامه دارد …
پى نوشت ها :
۲٫ هود (۱۱) آیه ۱۳٫۳٫ یوسف (۱۲) آیه ۶۳٫۴٫ انفال (۸) آیه ۳۳٫۵٫ مائده (۵) آیه ۱۰٫۶٫ حج (۲۲) آیه ۳۸٫۷٫ نحل (۱۶) آیه ۱۱۲٫۸٫ رعد (۱۳) آیه ۱۱٫۹٫ انعام (۶) آیه ۸۲٫۱۰٫ همان، آیه ۸۱ .۱۱٫ همان، آیه ۸۲ .۱۲٫ یوسف (۱۲) آیه ۹۹٫۱۳٫ قصص (۲۸) آیه ۳۱٫۱۴٫ همان، آیه ۹٫۱۵٫ همان، آیه ۷٫۱۶٫ لقمان (۳۱) آیه ۱۵٫۱۷٫ قصص (۲۸) آیه ۱۱ و ۱۲٫۱۸٫ همان، آیه ۲۵٫۱۹٫ روم (۳۰) آیه ۲۱٫۲۰٫ مریم (۱۹) آیه ۲۷ و ۲۸٫
منبع: فصلنامه علوم سیاسی ، شماره ۳۳

















هیچ نظری وجود ندارد