اهمّ مبانی تفسیر قرآن از منظر مفسران شیعه (۱)
مقدمه
قرآن کتاب هدایت بشر، راهنمای سلوک انسانیت، مربی نفوس، شفای امراض قلبی و نور بخش سیرالی الله است(امام خمینی، ۱۳۷۲، ص۱۸۴). قرآن کتابی جهانشمول و جامع همه قوانین، نیازها، موضوعات و همه مصالح و مراحل حرکت انسان به سوی کمال و روشنگر هر چیز و هر امری است: “نزّلنا علیک الکتاب تبیاناً لکلّ شیءٍ”(نحل:۸۹):ما بر تو قرآن را فروفرستادیم، در حالیکه روشنگر همه چیز است. بهرهمندی از قرآن و دریای معارف آن، مبتنی بر فهم و تفسیر آن است که خود دانشی مستقل در کنار دیگر علوم است.دانش تفسیر دارای مبانی، قواعد، روش ها و گرایش های متعدد و گوناگون است. آغاز دوره تفسیر قرآن را می توان همزمان با نزول نخستین آیات آن بر حضرت رسول(ص)دانست.از مهم ترین رسالت های پیامبر اسلام(ص)، تفسیر و تبیین آیات قرآن است.خداوند خود در قرآن می فرماید:”انزلنا الیک الذّکر لتبیّن للنّاس ما نزّل الیهم”(نحل: ۴۴):ما قرآن را برتو نازل کردیم تا آنچه به سوی مردم نازل شده، برای آنها روشن سازی. شناخت صحیح ویژگی های قرآن و پدید آورنده آن و نیز شناخت فرایند مهم و تبیین آیات، نقشی کلیدی در فهم قرآن دارد و راه یابی به تفسیر کامل و دریافت معانی آیات، نیازمند شناخت مقدمات تفسیر و متوقف بر اهتمام به تحلیل و تثبیت مبانی آن است.مفسران قبل از آغاز تفسیر یا به هنگام شروع آن، به تحلیل مقدمات و مبانی خود می پردازند و مبانیای همچون موارد یاد شده در “چکیده”را در تفسیر خود می پذیرند. کسی که پدید آورنده قرآن را حکیم و برخوردار از علم مطلق نداند، برخی از آیات به ظاهر متعارض را خطای پدید آورنده خواهد دانست و از فرایند فهم به دور خواهد ماند و کسی که از هدف نزول قرآن و غایت هدایتی آن بیبهره باشد، ارتباط آیات را در نخواهد یافت و به مرادهای ظاهری اکتفا خواهد کرد و یا کسی که به اعجاز فصاحتی و لفظی و معنوی قرآن معتقد نباشد، از درک لطایف آیات به دور می ماند؛ همچنان که اگر مفسری در فرایند تفسیر، به نسبیت فهم معتقد باشد و وصول به مراد خداوند را سیّال بداند، هیچ فهم ثابتی از قرآن نخواهد داشت و در رسیدن به مراد الهی دچار بحران و دگرگونی خواهد شد؛ همچنان که آگاهی کامل از ویژگی ها و فضای نزول آیات و بهرهمندی صحیح از منابع و علوم ابزاری، در تفسیر و تحلیل صحیح جایگاه و منزلت هر یک، به مفسر کمک شایانی می کند تا به تفسیر مطلوب دست پیدا کند. انتخاب و گزینش هر مبنای تفسیری، به انتخاب روش و قواعد تفسیر خاصی منتهی می گردد؛ بدین جهت، مفسران در اغلب موارد، بر اساس دیدگاه و مبانی خود، روش های تفسیری متفاوتی برمی گزینند و در نتیجه، تفاسیری متمایز و در مواردی ناسازگار با یکدیگر فراهم می آورند.انتخاب هر مبنای تفسیری نیز خود برخاسته از اختلاف در نگرش به دین، قرآن و پیامبر(ص)و…می باشد؛ همان چیزی که سبب پدیدآمدن فرقههای کلامی و مذهبی شده است. آنچه اهمیت دارد، انتخاب صحیح مبانی تفسیری است تا زیر ساخت ها و مقدمات تفسیر کامل تر شکل بگیرد و در نتیجه، هدایت بیشتر برای متدبرانه قرآن حاصل گردد؛ زیرا عدم آگاه از مبانی صحیح، مفسر را دچار خطای در تفسیر می کند. گفتنی است اغلب مفسران بزرگ شیعه، مانند شیخ طوسی در مقدمه التبیان فی تفسیر القرآن و یا امین الاسلام فضل بن حسن طبرسی در مقدمه مجمع البیان لعلوم القرآن و یا مفسر بزرگ، علامه طباطبایی در مقدمه تفسیر خودالمیزان فی تفسیر القرآن و یا ذیل تفسیر برخی از آیات، به بیان مبانی و روش ها و مقدمات تفسیری خود پرداختهاند؛ گرچه در مواردی آن مبانی از یکدیگر تفکیک نشدهاند. در دانش اصول فقه هم علما و بزرگان شیعه مباحث مهمی در خصوص مبانی تفسیر ارائه دادهاند؛ مثلاً شیخ طوسی در العده و سید مرتضی در الذریعه و…در مباحث اصولی، مطالعات مهمی در خصوص مبانی تفسیر، به ویژه بخش الفاظ و قواعد اسنباط از قرآن و سنت انجام داده اند. در بین متخصصان علوم قرآن نیز مبحث مبانی تفسیر، ار قدیم تاکنون مطرح بوده و بزرگانی از شیعه، همچون آیات عظام خویی، حکیم، معرفت و…در کتابهای خود به تحلیل و بررسی مبانی تفسیر پرداختهاند.در دوره معاصر نیز به علت پرسش های مفصلتر در خصوص مبانی تفسیر و چگونگی آنها، جمعی از محققان و قرآن پژوهان به تدوین آثاری مستقل در بررسی اهم مبانی تفسیر و یا تک نگاری هایی درباره برخی مبانی همت نمودهاند.حال، این مقاله در صدد است مهم ترین مبانی تفسیر قرآن، یعنی قدسی بودن قرآن، امکان و جوازتفسیر، ساختار چند معنایی قرآن، زبان قرآن و انسجام و پیوستگی آیات را از منظر مفسران شیعه بیان کرده، مورد تحلیل و بررسی قرار دهد.گفتنی است مبانی یاد شده از نظر عالمان اهل سنت نیز غالباً مورد قبول است، ولی با تحلیل دیگری.
۱٫قدسی بودن قرآن
قدسی بودن قرآن از نظر عالمان شیعه بدین معناست که تمامی الفاظ و محتوای آن از سوی خداوند بر پیامبر(ص)نازل شده، جبرئیل امین، واسطه نزول آن بوده است.مفسران شیعه با دلایل قطعی قرآنی، روایی و عقلی معتقدند: تمامی قرآن، وحی آسمانی است.خداوند در قرآن می فرماید:”نزل به الرّوح الامین*علی قلبک لتکون من المنذرین”(شعراء:۱۹۳-۱۹۴):روح الامین آن را بر قلب تو نازل کرده تا از انذارکنندگان باشی. در آیه یاد شده، از نزول قرآن به واسطه جبرئیل امین بر قلب پیامبر(ص) سخن به میان آمده است؛ فرشتهای که امین خداست و هیچ تغییری در وحی نداده و آن را بدون هیچگونه زیاده و یا نقصانی بر قلب محمد(ص)فرود آورده و قرآن در قلب پیامبر تثبیت شده است (طبرسی،[بی تا]، ج۷، ص۳۲۰).علامه طباطبایی در این خصوص می گوید:”قرآن مجید به لفظ خود، سخن خداست که به وسیله یکی از مقربین ملائکه که موجوداتی آسمانی هستند، به سوی پیغمبر اکرم فرستاده شد (طباطبایی، ۱۳۷۲، ص۷۲، ذیل عنوان”وحی قرآن”). همو در استناد به آیه “نزل به الرّوح الامین”معتقد است:قرآن سخن خداست که از راه تکلیم به پیامبر رسیده است(همان، ص۱۰۲، ذیل عنوان “کیفیت وحی”)و پیامبر(ص)آن را با تمام وجود دریافت کرده، نه از راه شنیدن تنها؛ زیرا خداوند می فرماید:”فاوحی الی عبده ما اوحی*ماکذب الفؤاد ما رأی*افتمارونه علی ما یری*(نجم۱۰-۱۲)خداوند انچه را که وحی کردنی بود ،به بنده اش وحی نمود .قلب او در انچه دیده بود ،هرگز دروغ نگفت .ایا با او در انچه دیده است ،مجادله می کنید؟ ایات دیگری نیز در این خصوص دریافت وحی بر پیامبر(ص)وجود دارد؛مانند«تنزیل من ربّ العالمین*ولو تقول علینا بعض الاقاویل*لا خذنا منه بالیمین *فما منکم من احد عنه حاجزین»”(حاقه:۴۳-۴۷):[قرآن]فروفرستاده از جانب پروردگار جهانیان است و اگر پیامبر(ص)بر ما برخی سخنان را می بست، دست راستش را می گرفتیم، سپس شاهرگش را می بریدیم، آنگاه هیچ یک از شما نمی توانست مرا از این کار بازدارد. قرآن برای اثبات قدسی بودن خود، مخاطبان خویش را به تحدّی و همانند آوری دعوت کرده است(ر.ک به آیات تحدی:هود:۱۳/یونس:۳۸/بقره: ۲۳-۲۴ واسراء:۸۸):”ام یقولون تقوّله بل لایومنون*فلیاتوا بحدیث مثله ان کانوا صادقین”(طور:۳۳-۳۴):یا می گویند خود آن را فرابافته است، نه، بلکه ایمان ندارند؛ پس اگر راست می گویند، گفتاری مانند آن را بیاورند. اثبات قدسی بودن قرآن نزد مفسران شیعه بسیار مهم بوده و هست؛ زیرا آنها در مقام تبیین و تفسیر کلام الهی هستند و می خواهند از متن قرآن، مراد و مقصود متکلم وحی، یعنی خداوند را دریابند و آن را منبع معارف و شناخت دین اسلام قرار دهند.بر مبنای همین اعتقاد است که مفسران شیعه در فهم قرآن تلاش فراوان می کنند تا مقاصد و اهداف آن را دریابند و بر اساس آن، بایدها و نبایدهای زندگی اسلامی را تعیین نمایند(مودب، ۱۳۸۶، ص۵۰-۵۱). برای تبیین “قدسی بودن قرآن”بررسی الهی بودن آن نیز ضروری می نماید:
۱-۱- الهی بودن قرآن
قرآن، وحی الهی است که برای بشر فرستاده شده و خداوند متعال الفاظ و عبارات آن را نازل کرده است.خداوند می فرماید:”وانّه لتنزیل ربّ العالمین*نزل به الرّوح الامین*علی قلبک لتکون من المنذری*بلسان عربّی مبین”(شعرا ۱۹۲-۱۹۵)؛ و به راستی این[قرآن]وحی پروردگار جهانیان است که روح الامین آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از[جمله] هشداردهندگان باشی؛ به زبان عربی روشن. همچنان که خداوند در خصوص جمع و حفظ کلمات الهی می فرماید این امر بر عهده ی ماست:”لاتحرّک به لسانک بتعجل به*انّ علینا جمعه و قرآنه”(قیامت: ۱۶-۱۷)؛ زبانت را به خاطر عجله برای خواندن آن(قرآن)حرکت مده؛ چرا که جمع کردن و خواندن آن بر عهده ماست. همچنین در این باره از پیامبر(ص)روایت شده است:برتری کلام خدا بر دیگر کلام ها، همچون برتری خود خدا بر مخلوقاتش می باشد:”فضل القرآن علی سائر الکلام کفضل الله علی خلفه”(مجلسی، ۱۴۰۳، ج۸۹، ص۱۹). در سخنان دیگر معصومان (ع)نیز بر این برتری تاکیده شده است.امام سجاد (ع)قرآن را نورالهی می داند که بر همه کتاب های دیگر همینه و فضیلت دارد:”انزلته نوراً و جعلته مهیمناً علی کلّ کتاب النزلته و فضّلته علی کلّ حدیث”(۱۳۸۴، دعای ۴۲، ص۲۰۶):قرآن را نازل کردهای، در حالی که نور است و آن را بر همه ی کتاب هایی که نازل کردهای هیمنه دادهای، و نسبت به هر سخنی آن را برتر ساختهای. امام صادق(ع)نیز در پاسخ به سوالی درباره ی جایگاه و منزلت قرآن، قرآن را کلام خدا و وحی الهی می داند که هیچ گونه باطل و سستی در آن راه ندارد. ایشان می فرمایند:”هوکلام الله و قول الله و وحی الله و تنزیله وهو الکتاب العزیز لا یاتیه الباطل من بین یدیه”(مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۸۹، ص۱۱۷و صدوق، ۱۳۸۰ق، ص۳۲۶). در حدیثی از حضرت زهرا(س)نیز قرآن مجید این گونه توصیف شده است: “کتاب الله النّاطق و القرآن الصّادق و النّور السّاطع و الضّیاء اللّامع، بیّنه بصائره، منکشفه سرائره، متجلّیه ظواهره”(اربلی، [بی تا]، ج۱، ص۴۸۳):قرآن کتاب گویای خدا، قرآنی صادق، نوری بلند، شعاعی بخش، دلایلی واضح، لطایف و اسراری آشکار و ظواهری روشن است. از این رو، عالمان شیعه در الهی بودن نصّ قرآن تردید ندارند و الفاظ و عبارات آن را از جانب خداوند متعال می دانند که برای هدایت بشر فرستاده شده است و آنها در ذیل آیات آغازین سوره نجم:”وما ینطق عن الهوی*ان هو الا وحی یوحی”(نجم: ۳-۴: او از سر هوی وهوس سخن نمی گوید، آن قرآن جزو وحیای نیست که بر او وحی می شود)، به مطالبی در این زمینه اشاره کردهاند. شیخ طوسی از نخستین و بزرگ ترین مفسران شیعه ذیل آیه ی شریفه یاد شده می فرماید:”آنچه پیامیر(ص)به عنوان قرآن می فرماید، وحی الهی است و او از پیش خود سخن نگفته است”(طوسی،[بی تا]، ج۹، ص ۴۲۱،ذیل آیه۳نجم). شیخ الاسلام طبرسی نیز می فرماید:”پیامبر(ص)هرچه از قرآن می گوید، وحی الهی است که به واسطه ی جبرئیل امین بیان می فرماید”(طبری، [بی تا]، ج۹، ص۲۶۱). علامه طباطبایی هم ذیل آیه ی یاد شده می فرماید:”به قرینه مقام در آیه که خطاب آیه به مشرکین است و آنها در صدد تکذیب پیامبر(ص)و قرآن بودند، خداوند در آیه شریفه، بیان می دارد که قرآن وحی الهی است که از سوی خداوند بر پیامبر(ص)نازل شده”(طباطبایی، ۱۳۹۳ق، ج۱۹، ص۲۷). آیت الله معرفت هم در بحث نزول جبرئیل بر پیامبر اسلام (ص)و چگونگی آن می فرمایند:”خداوند با واسطه ملک خود، وحی الهی را بر پیامبر(ص) نازل می کرد و آن حضرت مطالب وحی شده را با قلب خود دریافت می نمود و گاهی او را می دید و به او نزدیک می شد و میزان این نزدیکی با عبارت قاب قوسین او ادنی بیان شده است”(معرفت، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۶۱). بنابراین، وحی الهی از نظر عالمان شیعه به صورت کامل و با الفاظ و عبارات الهی در اختیار پیامبر(ص)قرار می گرفت و آن حضرت به هنگام دریافت وحی، همچون دیگر اوقات ،از عصمت برخوردار بوده، با سلامت کامل و به دور از هرگونه دخالت شیطان، آن را تلقلی می نموده است. منبع:فصلنامه شیعه شناسی شماره ۲۸

















هیچ نظری وجود ندارد