تبیین کلام الهی (۲)
روایات تابعان
روایات تفسیری دیگری که در کتب اهل سنت دیده می شود، روایاتی است که سند آن ها به یکی از تابعان می رسد. تابعان به کسانی گفته می شود که خود از رسول خدا(ص) خبری نشنیده اند بلکه به نقل از صحابه پرداخته اند؛ به عبارت دیگر ایشان شاهد تفسیر قرآن توسط پیامبر نبوده و در زمان نزول آیات حضور نداشتند بلکه شاگرد صحابه بوده و تفسیر و سنت را از آن ها آموخته اند. از جمله تابعان می توان از مجاهد سعیدبن جبیر، عکرم، ضحاک، حسن بصری، عطاء بن ابی رباح، ابوالعالیه، محمدبن کعب قرظی، قتاده، عطیه، زیدبن اسلم و طاوس یمانی نام برد. (طباطبایی، قرآن در اسلام، ص۷۴)مجاهد می گوید: عرضت المصحف علی ابن عباس، اوقفه عند کل آیه منه، و اسأله عنها: مصحف را بر ابن عباس عرضه داشتم، وی مرا از (تفسیر) هر آیه ای آگاه نمود، و من درباره ی آن آیه از او سؤال می کردم. اکثر مفسران اهل سنت، اقوال تابعان را به عنوان روایات معتبر در کتاب های خود نقل کرده اند، و گاه نیز تفسیر تابعان را به دلیل این که علوم خود را از صحابه گرفته اند، به تفسیر مأثور ملحق می دانند. (العک، ص۱۱۱) سیوطی از ابن تیمیه نقل می کند: داناترین مردم به تفسیر اهل مکه هستند، زیرا شاگردان ابن عباس بوده اند. (سیوطی، الاتقان، ج۵۹۶،۲)تابعان علاوه بر آن چه از صحابه در تفسیر قرآن اخذ کرده بودند، به رأی و اجتهاد اصحاب نیز اعتماد نمودند و حتی خود نیز در تفسیر آیات قرآن به اجتهاد دست زدند. (العک، ص۱۱۸) این مسأله، در کنار اعتماد صحابه به اهل کتاب در تفسیر قرآن کریم، باعث ایجاد مشکلاتی در فهم اسلام گردید. (حکیم، ص۱۲۲) اسرائیلیات توسط تعدادی از علمای یهود و نصاری که اسلام را اختیار کرده و در بین مسلمانان رفت و آمد داشتند، نقل و به تدریج منتشر گردید. آیات قرآن بر اساس آیین تحریف شده یهود مورد تفسیر قرار گرفت و یهودیان عقاید باطل خود را در قالب تفسیر قرآن به مسلمانان تحمیل نمودند، ضمن آن که بین این افراد نیز اختلافاتی وجود داشت که باعث کثرت اختلافات بین تفسیر آن ها شده است. (ذهبی، ج۱،ص۱۳۴و۱۳۵و۱۵۷)به عبارت دیگر، با مسلمان شدن برخی از بزرگان اهل کتاب، اسرائیلیات و نصرانیات در تفسیر قرآن کریم داخل گردید؛ ضمن آن که تابعان بیشتر از این گونه افراد از جمله از عبدالله بن سلام، کعب الاحبار، وهب بن منبه و عبدالملک بن عبدالعزیزبن جریح روایت کرده اند و این مسأله موجب ضعف روایات مأثور شده است. (ذهبی، ج۱،ص۱۳۳)البته واژه اسرائیلیات، به قصه و داستان هایی اطلاق می گردد که از مصادر یهودی اخذ و نقل شده، سپس معنای وسیع تری پیدا کرد و در اصطلاح مفسران به هر گونه افسانه و حکایتی اطلاق گردیده که از منابع دینی یهود و نصاری یا هر منبع قدیمی دیگر اقتباس شده باشد. (معارف، ص۱۰۳- با تلخیص)در مجموع باید گفت: روایات وارده از تابعان در تفسیر قرآن غالباً اظهار نظرهای صحابه و یا روایات وارده از تورات تحریف شده و نیز خود تابعان می باشد. چنانکه ذهبی می گوید: تابعان در تفسیر کتاب خدا بر آن چه در خود کتاب آمده و آن چه از صحابه از رسول خدا(ص) روایت شده و نیز آن چه صحابه فی النفسه در معنی آیه بیان کرده اند، وآن چه از تورات گرفته شده، اعتماد کردند و گاه خود نیز به اجتهاد در تفسیر کتاب خدا پرداختند. (ذهبی، ج۱،ص۱۰۵-با اندکی تلخیص)لذا برخی علما، تفسیر تابعان را تفسیر به رأی دانسته و آن را مرفوع به پیامبر(ص) به حساب نمی آوردند (زرقانی، ج۲،ص۲۵)زیرا آنان استماع حدیث از پیامبر ننموده اند، و لذا روایات آن ها را مورد قبول نمی دانند. (ذهبی، ج۱،ص۱۳۱) ابن تیمیه به نقل از شعبه بن حجاج اقوال تابعان را خالی از حجت ذکر کرده است. (ذهبی، ج۱،ص۱۳۲)از اواخر قرن دوم هجری، برخی از محدثان و مفسران اهل سنت به فکر تدوین روایات تفسیری افتادند و در داخل مجموعه های روایی، بخشی را به تفسیر اختصاص دادند که از جمله می توان به بخاری و محمدبن عیسی ترمذی اشاره کرد. سپس در قرن سوم و چهارم ابن جریر طبری به تدوین مفصلی از روایات تفسیری اقدام نمود. وی کتاب معروف جامع البیان را تالیف کرد و در تفسیر خود گاه در ترجیح میان اقوال اظهار نظر می نمود. (طباطبایی، قرآن در اسلام، ص۷۷) سپس برخی از مفسرین به اختصار سند احادیث اقدام کردند و روایات مأثور را با حذف سند از مفسران گذشته نقل نمودند (ذهبی، ج۱،ص۱۴۹)؛ به طوری که محققان تذکر داده اند که در این زمان اقوال بسیاری در تفاسیر داخل گردید. بسیاری از مفسران متاخر نیز این اقوال را در تفاسیرشان نقل نمودند و بدین ترتیب اسرائیلیات در کتب تفسیری به صورت حقایق ثابته درج گردید. (ذهبی، ج۱،ص۱۴۹)ورود اسرائیلیات به تفاسیر مأثورو حذف اساتید و کثرت اقوال، باعث ضعف حدیث گردید و ذهبی به تأثیر این سه مسأله اشاره کرده است. (ذهبی، ج۱،ص۱۶۱) در مجموع باید گفت: با وجود این که بسیاری از منقولات صحابه در تفسیر قرآن کریم حاصل اجتهادات آن ها و یا متأثر از اسرائیلیات است، چگونه می توان این منقولات را به عنوان اثر تفسیری معتبر شمرد و در طول روایات نبوی از آن استفاده کرد؟
بررسی ارزش روایات تفسیری اهل سنت
همان طور که گفته شد، اغلب روایات تفسیری اهل سنت از صحابه و تابعان نقل شده و به دلایل زیر این روایات دارای ارزش دینی نمی باشد.
۱٫ تاخیر در تدوین حدیث پیامبر(ص) و پیامدهای آن
همان طور که مؤلف کتاب تاریخ عمومی حدیث به تفصیل ذکر کرده، احادیث اهل سنت به فاصله یک قرن پس از وفات پیامبر(ص) به رشته تدوین کشیده شد و این مسأله به وضوح پیامدهای مختلفی از قبیل از بین رفتن بسیاری از روایات پیامبر صلی الله علیه و آله و یا وقوع جعل و تحریف و نقل به معنی در احادیث آن بزرگوار را به دنبال داشته است. طرح این مطلب درباره ی احادیث تفسیری پیامبر(ص) گرچه به معنی عدم حجیت این روایات نیست، اما روایات موجود پیامبر اکرم(ص)آیات قرآن را در بر نمی گیرد، ضمن آن که روایات موجود از ایشان تماماً دارای سند صحیح نمی باشد. (علامه طباطبایی، قرآن در اسلام، ص۷۳)نتیجه آن که، اکثر روایات تفسیری اهل سنت، نقل های تفسیری صحابه و تابعان می باشد، در صورتی که در تبیین آیات قرآن بعد از پیامبر اکرم(ص)، به منابعی نیاز است که همچون پیامبر اکرم(ص) دارای عصمت باشند تا در توضیح آیات دچار خطا و اشتباه نشوند و آن همانا وجود مبارک ائمه اطهار(علیهم السلام)- به سفارش قرآن کریم و روایات پیامبر(ص)-می باشد.
۲٫ نقل های اجتهادی صحابه و تابعان
همان گونه که اشاره شد، درصد زیادی از روایات تفسیری اهل سنت را نقل های صحابه و تابعان تشکیل می دهد و این نقل ها خالی از دیدگاه های شخصی آن ها و نفوذ اجتهاد نبوده و تحت تأثیر موارد گوناگونی، به تفسیر آیات قرآن پرداخته اند. اجتهاد و اظهار نظرهای آن ها در تفسیر آیات گاه متاثر از اصول فکری خاص آن ها و یا بینش سیاسی متفاوت آن ها، و گاه به دلیل عدم تعمیق در قرآن کریم بوده است. البته لازم به ذکر است که تفسیر آنان تمامی آیات را به طور یکسان از پیامبر دریافت نکردند، ضمن آن که خلوص و قرب آن ها به درگاه الهی در یک حد نبود؛ در نتیجه دارای درجات مختلفی بودند. اما امت بدون تمییز بین مخلصین و منافقین، تمامی آن ها را عادل دانسته و به اقوال همه آنان به یک اندازه اعتماد نمودند. (حکیم، ص۱۱۴)بنابراین باید گفت: اقوال صحابه در تفسیر آیات قرآن خالی از نقاط ضعف نبوده و از نظر شرعی دلیلی بر حجیت و اعتبار آن ها وجود ندارد.
۳٫ ورود اسرائیلیات به روایات تفسیری
چنان که ملاحظه گردید، یکی از مصادر نقل در کتب تفسیری اهل سنت، اقوال اهل کتاب از یهود و نصاری بود؛ در حالی که صحابه این تفصیلات را بدون اطلاع از ذات تورات و انجیل از تازه مسلمان شدگان اهل کتاب می گرفتند. قابل توجه است که برخی از اهل کتاب به اسلام تظاهر می نمودند، در حالی که در این عمل خالص نبودند (حکیم، ص۱۲۲) اما صحابه بدون توجه به این موارد، در تفسیر آیات قرآن کریم از اقوال آن ها بهره می جستند؛ به خصوص در روایاتی که در تفسیر قصص تاریخی و داستان زندگی انبیاء علیهم السلام از آن ها وارد شده بود. برخی از اهل سنت در توجیه این عمل می گویند: قرآن کریم در برخی مسائل با تورات متفق است، به خصوص در داستان پیامبران و آن چه درباره امت های گذشته ذکر شده است؛ با این تفاوت که قرآن کریم ذکر جزئیات ننموده است. (ذهبی، ج۱،ص۶۵)لذا در روایات صحابی بسیاری، از سخنان علماء یهود که مسلمان شده بودند- مانند کعب الاحبار- بدون ذکر اسناد یافت می شود (علامه طباطبایی قرآن در اسلام، ص۷۳) چنان که ذهبی اقوال اهل کتاب را به عنوان یکی از مصادر صحابه به شمار می آورد. (ذهبی، ج۱،ص۴۰)آنان سخن قرآن کریم و تورات تحریف شده را در برخی مسائل مانند قصص انبیاء علیهم السلام یکی دانستند! و متأسفانه در تفسیر قرآن از آن استفاده نمودند و بدین ترتیب باب استفاده از منقولات یهودیان در تفسیر قرآن باز شد؛ غافل از آن که قسمت هایی از تورات تحریف شده، کاملاً مخالفت با نص قرآن می باشد. به عنوان مثال می توان به حدیثی که ابوهریره به صورت مرفوع نقل کرده است اشاره نمود: لم یکذب ابراهیم الا فی ثلاث، قوله انی سقیم و قوله بل فعله کبیرهم و قوله لساره اختی: یعنی ابراهیم جز سه مورد دروغ نگفت، سخن وی در «انی سقیم» و «بل فعله کبیره» و سخن وی در مورد ساره که ادعا کرد او خواهر من است. در حالی که این حدیث را باید از اسرائیلیات دانست، چون ابراهیم علیه السلام را متهم به کذب کرده است؛ به ویژه آن که در قرآن ادعایی دال بر این که ساره خواهر ابراهیم معرفی شده باشد، نیامده است. (حکیم، ص۱۲۰) ضمن آن که بارزترین صفتی که در پیامبران و حاملان وحی الهی لازم و ضروری است صداقت می باشد، تا آن ها فرمان پروردگار را بی کم و کاست به بندگان خدا برسانند. (مکارم شیرازی، ج۱۳،ص۷۶) صدق در گفتار و اعمال انبیاء علیهم السلام، موجب ایجاد اطمینان و اعتماد مردم به پیام آوران الهی می شد و زمینه را برای پذیرش دعوت آن ها می گشود. علامه طبرسی می گوید: دلایل عقلی غیر قابل تاویل دلالت دارند بر این که پیامبران دروغ نمی گویند، گرچه قصدشان فریب و ضرر نباشد. (طبرسی، ج۴،ص۵۳)نکته دیگر اشاره صریح قرآن کریم به صداقت حضرت ابراهیم(ع) می باشد: و اذکر فی الکتاب ابراهیم انه کان صدیقاً نبیاً (مریم/۴۱): در این کتاب، ابراهیم را یاد کن که او بسیار راستگو و پیامبر (خدا) بود. چنانکه ملاحظه می شود صفت صداقت قبل از نبوت، گویا صداقت زمینه ساز نبوت می باشد؛ به عبارت دیگر، از این تقدیم و تأخیر استنباط می شود نبوت بر پایه صداقت استوار است؛ به علاوه صدیق کسی را گویند که در صدق مبالغه کند؛ یعنی آن چه را انجام می دهد می گوید و آن چه را می گوید انجام می دهد و میان گفتار و کردارش تناقضی نیست و ابراهیم(ع) چنین بود. (علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۴،ص۵۸) لذا روایات اهل سنت را که ابراهیم(ع) را کاذب می دانند، باید مردود و مخالف آیات قرآن کریم دانست. در ریشه یابی این روایات می توان نظر تورات را جویا شد که در سفر پیدایش چنین آمده است: ابرام به مصر فرود آمد تا در آن جا به سر برد؛ زیرا که قحط در آن زمین شدت می کرد و واقع شد که چون نزدیک به ورود مصر شد به زن خود سارای گفت این که می دانم که تو زن نیکو منظر هستی. همانا چون اهل مصر تو را ببینند گویند این زوجه اوست پس مرا بکشند و تو را زنده نگه دارند. پس بگو که تو خواهر من هستی تا به خاطر تو برای من خیریت شود و جانم به سبب تو زنده بماند. (کتاب مقدس، سفر پیدایش، باب یازدهم/۱۶)همان طور که ملاحظه گردید، به وضوح هماهنگی میان تورات و روایات اهل سنت در اعتقاد به کاذب بودن ابراهیم علیه السلام مشاهده می شود. به عبارت دیگر این روایات، تاثیر مستقیم تورات تحریف شده بر کتب روایی اهل سنت را می رساند. اعتماد صحابه و تابعان به اسرائیلیات در تفسیر قرآن باعث مفارقت بین اقوال آنان گردید؛ در حالی که تورات و انجیل فعلی، به دلیل تحریف، قابل اعتماد نیستند. قرآن کریم نیز تحریف این دو کتاب را در مواضع مختلف به صراحت بیان نموده و حتی به ذم اهل کتاب که به این تحریف قیام نموده اند، پرداخته است.
۴٫ اغراض سیاسی و شخصی
برخی صحابه به دلیل عدم ایمان و خلوص یکسان، گاه در تفسیر آیات قرآن به قصد استفاده ی سیاسی و یا شخصی، نظرات مختلفی در تفسیر قرآن وارد می کردند. بیشترین تفسیر قرآن از حضرت علی علیه السلام و کمترین آن از اباهریره وارد شده است، اما با مراجعه به کتب تفسیری و حدیثی اهل سنت عکس این موضوع دیده می شود، به عبارت دیگر روایات وارده از اباهریره در تفسیر آیات قرآن بیش از روایات وارده از حضرت علی علیه السلام می باشد! بدون شک این موضوع نشأت گرفته از عوامل سیاسی می باشد که متأسفانه در تفسیر قرآن اثر گذارده است.
۵٫ اهتمام نسبی در ضبط و نگهداری حدیث
اهتمام تمام صحابه در نگهداری و ضبط احادیث پیامبر یکسان نبود؛ چنان که گاه احادیث پیامر نقل به معنی شده و اختلافاتی در آن به وجود می آمد.
۶٫ فهم نسبی صحابه
صحابه از نظر درک و حافظه در یک سطح نبودند. (ذهبی، ج۱،ص۶۳) برخی صحابه بر برخی دیگر فضیلت داشتند؛ چنان که حضرت علی(ع) می فرماید: «تمام صحابه رسول خدا- صلی الله علیه و آله- از لحاظ فهم یکسان نبودند؛ برخی از آن ها سؤالی می کردند و مفهوم آن را درک نمی کردند.» (ابوطبره،ص۳۴) همان طور که در مورد ابن عباس گفته اند: وی صاحب فهم و شعور بالاتری بود و این امر به برکت دعای پیامبر(ص) درباره ابن عباس بود که فرمود: «اللهم فقهه فی الدین و علمه التاویل.» (ذهبی، ج۱،ص۶۲) به علاوه، گاه اختلافاتی بین تفاسیر آن ها در مورد یک آیه به وجود می آمد که نشان دهنده ی تاثیر افکار آنان بر تفسیر قرآن بوده و مشخص می سازد که فهم آن ها از قرآن یکسان نبود. (حکیم، ص۱۱۵) برخی از اهل سنت در توجیه این مسأله می گویند: «تفاوت صحابه در فهم معانی قرآن به جهت اختلاف شناخت آن ها نسبت به ادوات لغت، عادات عرب و قوه فهم و درک بوده است.» (ذهبی، ج۱،ص۶۳- با اندکی تلخیص) لذا آن ها به کمک این ابزارها، به تفسیر قرآن پرداخته و هر کدام رأی و سلیقه شخصی خود را- به نام اجتهاد- در تفسیر قرآن اعمال کردند.
علل تفاوت میان صحابه در شناخت و فهم آیات قرآن
الف. استفاده نسبی از محضر پیامبر
صحابه به صورت یکسان از وجود پیامبر بهره نبردند. گاه برخی از آن ها ساعتی از محضر پیامبر استفاده نموده و تنها یک حدیث از ایشان نقل کرده اند، (ابوطبره، ص۳۴) و برخی بیشترین مصاحبت را داشته اند. لذا تمام سؤالات آن ها به دلیل عدم استفاده ی یکسان از محضر پیامبر توسط ایشان پاسخ داده نشده و در نتیجه اقوال آن ها ارزش یکسان ندارد.
ب. دخول نسبی به اسلام
صحابه در زمان واحدی به اسلام وارد نشدند و تقدم و تاخر آن ها در ورود به اسلام باعث عدم مصاحبت یکسان آنان از محضر پیامبر(ص) شده است. لذا همگی آنان شاهد نزول تمامی آیات نبوده و تحت تعلیم یکسان توسط پیامبر(ص) قرار نمی گرفتند.
ج. شناخت نسبی لغات عربی
صحابه در معرفت لغات عربی یکسان نبودند (حکیم، ص۱۲۲) و گاه برای فهم لغات به شعر عرب و یا افراد بادیه نشین مراجعه می کردند. چنان که مجاهد از ابن عباس روایت کرده است: معنی «فاطر السموات»(فاطر/۱) را نمی دانستم تا این که دو تن از اعراب بادیه نشین برای مخامصه درباره چاهی به نزد من آمدند یکی از آن ها گفت: «انا فطرتها»؛ یعنی: من آن را ابتدا کردم.آن ها بدین طریق معنی لغات را درک می کردند و حتی در فهم برخی لغات ناموفق بودند. ابن جریر از سعیدبن جبیر روایت کرده است که درباره ی (و حنانا من لدنا» (مریم/۱۳) از او سؤال شد، گفت: از ابن عباس معنی این آیه را پرسیدم، جوابی به من نداد. سیوطی از طریق عکرمه از ابن عباس روایت کرده است که گفت: نه به خدا نمی دانم معنی «حنانا» چیست؟(سیوطی، الاتقان، ج۱،ص۳۶۸)منابع ومآخذ:الذهبی، محمدحسین. التفسیر و المفسرون. بیروت: دارالقلم [بی تا]الطبرسی، ابوعلی الفضل بن الحسن. مجمع البیان فی تفسیر القرآن. ترجمه احمد بهشتی و دیگران. تهران: انتشارات فراهانی، ۱۳۶۰-۱۳۵۰ش.ابوزهره، محمد. المعجزه الکبری القرآن. دارالفکر العربی. [بی تا]ابوطبره، هدی جاسم محمد. المنهج الاثری فی تفسیر القرآن الکریم. مطبعه الاعلام الاسلامی، ۱۴۱۴ق.العک، شیخ خالد عبدالرحمن. اصول التفسیر و القواعده. بیروت: موسسه و منقحه، ۱۴۰۶ق.القرآن الکریم. به ترجمه آیت الله مکارم شیرازی. قم: دارالقرآن الکریم و دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش.القمی، علی بن ابراهیم بن هاشم. تفسیر قمی. قم: موسسه دارالکتاب، ۱۴۰۴ق.شانه چی، کاظم مدیر، علم الحدیث. دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۲ش.سیوطی، جلال الدین عبدالرحمن. الاتقان فی علوم القرآن. ترجمه سید مهدی حائری قزوینی. تهران: امیر کبیر؛ انتشارات فقیه و کانون فرهنگی الست. [بی تا]سیوطی جلال الدین عبدالرحمن. تاریخ الخلفاء به تحقیق شیخ قاسم الشماعی الرفاعی و الشیخ محمد الشمانی. بیروت: لبنان، دارالقلم، ۱۴۰۶ق.حکیم، سید باقر. علوم القرآن. تهران: المجمع العلمی الاسلامی، ۱۴۰۳ق.زرقانی، محمد عبدالعظیم. مناهل العرفان فی علوم القرآن. بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۹ق.فیوضات، ابوالقاسم. منهاج النجاه فی تفسیر الصلوه. تهران: دارالکتب الاسلامیه، کتابخانه آستان قدس، ۱۳۳۳٫صالح، صبحی. مباحث فی علوم القرآن. بیروت: دارالعلم للملایین، چاپ ۱۶٫طباطبایی، سید محمد حسین. قرآن در اسلام. تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۵۳ش.المیزان فی تفسیرالقرآن. ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی. قم: انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۶۳ش.کتاب مقدس. به ترجمه انجمن کتاب مقدس. چاپ و صحافی فرهنگ، ۱۹۸۷م.کحاله، عمر رضا. علوم الدین الاسلامی. حجاز: دمشق، ۱۳۹۴ق.مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار. بیروت: موسسه الوفاء، ۱۴۰۴ق.معارف، مجید. تاریخ عمومی حدیث. تهران: انتشارات کویر، ۱۳۷۷ش.مکارم شیرازی، ناصر و دیگران. تفسیر نمونه (تفسیر) دارالکتاب الاسلامیه، ۱۳۶۶ش.منبع: فصلنامه آینه معرفت

















هیچ نظری وجود ندارد