11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

یک ذره ز آفتاب جمال محمد صلی الله علیه و آله و سلم

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

زیبایی و نشاط، مهربانی و صفا، بی تکلفی و صداقت، مجموعه ای از خوبی هایی بود که در آیینه جمال محمد صلی الله علیه و آله دیده می شد و این ویژگی ها، محمد صلی الله علیه و آله را پسند خاطر همگان، به خصوص جوانان، ساخته بود.عشق جوانان به او، آشکار و لبریز بود و محبت سرتاسر وجود یاران جوانش را در برگرفته بودجان گرامی دریغ نیست ز عشقشجان من و صد چو من فدای محمد (۱)شخصی می گفت: تا کنون ندیده بودم که کسانی آقای خویش را آن اندازه که اصحاب محمد صلی الله علیه و آله او را دوست می دارند، دوست داشته باشند. (۲)درنگی در سیما و سیره حضرت محمد صلی الله علیه و آله، صفابخش دل های همه دل باختگان اوست.هر دل که در هوای جمالش مجال یافتعنقای همتش، دو جهان زیر بال یافتهر جان که با بلای ولایش گرفت انساز نعمت و نعیم دو عالم، ملال یافتجبریل را تجلی شمع جمال اوپروانه وار سوخته، بی پر و بال یافت (۳)
سیماقامتی معتدل داشت و نسبت به جوانان دیگر، میانه بالاتر و همه اندامش، هموار و در یک سطح بود.پیکری ورزیده، سینه ای پهن، شانه هایی فراخ و مفاصل و استخوان بندی درشتی داشت.رنگ پوستش سپید آمیخته با سرخ بود.موهایش نه کاملا مجعد بود و نه صاف؛ بلکه چین و شکنی اندک داشت.دندان هایش زیبا و درخشان بود و در یک سطح قرار داشت.دارای چشمانی سیاه بود و پلک هایی پرمژه داشت. (۴)جمال بی مانندی داشت که از حسن یوسف پیشی می گرفت و خودش می گفت: «یوسف، خوبرو بود؛ ولی ملاحت من بیشتر است». (5) علی علیه السلام نیز بی همتا بودن سیمای محمد صلی الله علیه و آله را چنین حکایت می کند: «در زیبایی، هیچ کس را چون او ندیده ام؛ نه پیش از آن حضرعت و نه پس از او».(6)انس می گفت: خداوند، هر پیامبری فرستاد، گل چهره بود و پیامبر شما، خوش چهره ترین آنان بود. (۷)ماه بود عکسی از جمال محمدمشک، شمیمی ز زلف و خال محمد (۸)گام برداشتن او در حالی که همراه با فروتنی بود، تند انجام می گرفت و به هنگام راه رفتن، اندکی به جلو خم می شد؛ گویی در نشیب حرکت می کند.نگاهش متواضعانه بود و به زمین، بیشتر می نگریست؛ تا به آسمان.چنان شرم داشت که به چهره کسی، خیره نمی شد. شرم آن حضرت چنان بود که اگر ناگزیر به انتقاد از کسی بود، به صراحت نمی گفت و مقصود خویش را با کنایه بیان می داشت.سکوتش به درازا می کشید و بی ضرورت، لب به سخن نمی گشود. (۹)هر کس او را برای نخستین بار می دید، تحت تأثیر هیبت و شکوه او قرار می گرفت. (۱۰)هر گاه سخن می گفت، تبسم بر لبانش بود. (۱۱)امام علی علیه السلام می گوید: هیچ کس را ندیدم که بیش از رسول خدا صلی الله علیه و آله بر لبانش تبسم باشد. (۱۲)هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشمنبود بر سر آتش میسرم که نجوشمبه هوش بودم از اول که دل به کس نسپارمشمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم (۱۳)
خلق و خویقرآن، خلق و خوی اش را این گونه وصف می کند: «قطعا برای شما در (اقتدا به) رسول خدا، سرمشقی نیکوست؛ برای آن کس که به خدا و روز بازپسین، امید دارد و خدا را فراوان یاد می کند». (14)این تعبیر قرآن، یعنی در وجود پیغمبر، اسوه و تأسی ای است برای شما و وجود پیغمبر، کانونی است که ما از آن کانون، باید روش زندگی را استخراج کنیم؛ چون رفتار پیغمبر، آن قدر عمیق است که از جزئی ترین کار او، می توان قانون زندگی استخراج کرد. اخلاق و رفتار او قرآن بود؛ آن گونه که همسرش می گفت؛ «کان خلقه القرآن». (15)آن چه برای ما و شما مهم و الهام بخش است، آن که اخلاق نیک و رفتار پسندیده او، از دوران بعد از بعثت سامان نیافت؛ بلکه سیمای محمد صلی الله علیه و آله پیش از بعثت، ستودنی، نیک، بی مانند و قابل تأسی بود؛ محمدی که خدیجه، جوانی او را سرشار از نیک رفتاری و حسن خلق، ترسیم می کرد. (۱۶)حسن و جمال عالم اگر یافت آفتابیک ذره ز آفتاب جمال محمدست (۱۷)جلوه هایی از جمال محمد صلی الله علیه و آله را در نوع رفتار و تعامل با خدا، خود، خانواده و دیگران، به نظاره می نشینیم:
۱٫ با خدابنده خدا بود و هنگام نیایش، همچون مسکینان نیازمند، دست ها را بالا می گرفت (۱۸) و می فرمود: آفریدگار، با حیا و بخشنده است؛ وقتی مردی دست های خود را به سوی او بلند می کند، شرم دارد که آن را خالی و نومید باز گرداند. (۱۹)او آرامش کامل خویش را در عبادت و راز و نیاز با حق می یافت. عبادتش به منظور طمع بهشت و یا ترس از جهنم نبود؛ بلکه عاشقانه و سپاس گزارانه بود و به یاران خود توصیه می کرد که بهترین وقت ها را برای رابطه خود و پروردگار، اختصاص دهند. (۲۰)نماز را نور چشم خود می دانست و با اشتیاق تمام، وقت نماز را انتظار می کشید. (۲۱)بسیار روزه می گرفت و چون رمضان فرا می رسید، رنگ چهره اش دگرگون می گشت و نماز و نیایشش، بیشتر می شد. (۲۲)به علی علیه السلام می فرمود: روز رستاخیز، همه دیدگان، جز سه دیده، گریان است؛ دیده ای که در راه خدا بیدار خوابی کشیده، و دیده ای که بر حرام شده های الهی بر هم نهاده شده و دیده ای که از بیم خدا، بسیار گریسته است. (۲۳)
۲٫ با خودآسان و راحت زندگی می کرد. او خفیف المئونه بود؛ یعنی سادگی را در زندگی انتخاب کرده بود. ساده غذا می خورد. ساده لباس می پوشید و ساده حرکت می کرد. ساده زیستی، از اصول زندگی او بود. (۲۴)زیراندازش، غالبا حصیر بود. بر روی زمین می نشست و عبایی داشت که هر جا می رفت، آن را «دولا» می کرد و زیر خود می انداخت. در خانه را خود باز می کرد و با دست خود، گوسفندان را می دوشید. (۲۵)بر مرکب بی زین و پالان سوار می شد و از این که کسی در رکابش حرکت کند، به شدت، جلوگیری می کرد. قوت غالبش، نان جوین و خرما بود. (۲۶)در عین سادگی، طرفدار فقر نبود و مال و ثروت را به سود جامعه و برای صرف در راه های مشروع، لازم می شمرد و می گفت: «چه نیکوست ثروتی که از راه مشروع به دست آید؛ برای آدمی که شایسته داشتن ثروت باشد و بداند چگونه صرف کند» (27) و نیز می فرمود: «مال و ثروت، کمک خوبی است برای تقوا».(28) بر کارهایش، نظم حکم فرما بود. اوقات خویش را تقسیم می کرد و به دوستان خود می فرمود: «تقسیم وقت کنید و همه تلاش خود را به کار گیرید و کار هر روز را همان روز انجام دهید». (29)به نظافت و بوی خوش، علاقه داشت؛ هم خودش رعایت می کرد و هم به دیگران تأکید می کرد که تن خویش را پاکیزه و خوش بو نگه دارند. (۳۰)به آیینه یا آب، می نگریست و موهایش را شانه می زد و خود را برای یاران می آراست. (۳۱)همواره لباسش پاکیزه بود و می فرمود: از عوامل ارجمندی مومن نزد خدای والای، پاکیزگی لباس اوست.(۳۲)هنگامی که هیئتی بر او وارد می شد، زیباترین لباسش را می پوشید. (۳۳)لباس خشنی از پنبه یا کتان می پوشید و بیشتر لباس هایش سفید بود. لباس مخصوصی برای نماز جمعه داشت. (۳۴)امیرمومنان علیه السلام در وصفش می فرمود:پیامبر صلی الله علیه و آله، از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند و به دنیا، با گوشه چشم نگریست. دو پهلویش از تمام مردم، فرو رفته تر و شکمش، از همه خالی تر بود. دنیا را به او نشان دادند؛ اما نپذیرفت و چون دانست که خدا چیزی را دشمن می دارد، آن را دشمن داشت. چیزی را که خدا خوار شمرد، خوار انگاشت و چیزی را که خدا کوچک شمرد، کوچک و ناچیز دانست و همانا پیامبر صلی الله علیه و آله، بر روی زمین می نشست و غذا می خورد و چون برده، ساده می نشست و با دست خود، کفشش را وصله می زد و جامه خود را با دست خود می دوخت و بر الاغ برهنه می نشست و دیگری را پشت سر خود سوار می کرد. پرده ای بر در خانه او آویخته بود که نقش و تصویر در آن بود؛ به یک از همسرانش فرمود: «این پرده را از برابر چشمان من دور کن» و همواره دوست داشت تا جاذبه های دنیا، از چشمانش پنهان بماند و از آن، لباس زیبایی تهیه نکند و آن را قرارگاه دائمی خود نداند و امید ماندن در دنیا نداشته باشد؛ پس، یاد دنیا را از جان خود بیرون کرد و دل از دنیا برکند و چشم از دنیا پوشاند و چنین است کسی که چیزی را دشمن دارد، خوش ندارد که به آن بنگرد یا نام آن، نزد او بر زبان آورده شود. در زندگانی رسول خدا صلی الله علیه و آله، برای شما نشانه هایی است که تو را به زشتی ها و عیب های دنیا، راهنمایی می کند؛ زیرا پیامبر، با نزدیکان خود، گرسنه به سر می برد و با آن که مقام و منزلت بزرگی داشت، زینت های دنیا از دیده او دور ماند؛ پس پیروی کننده، باید از پیامبر صلی الله علیه و آله پیروی کند و به دنبال او راه رود و قدم بر جای قدم او بگذارد وگرنه از هلاکت، ایمن نمی باشد که همانا خداوند، محمد صلی الله علیه و آله را نشانه قیامت و مژده دهنده بهشت و ترساننده از کیفر جهنم قرار داد. او با شکمی گرسنه، از دنیا رفت و با سلامت جسم و جان، وارد آخرت شد. [برای خود] سنگی بر سنگی نگذاشت؛ تا جهان را ترک کرد و دعوت پروردگارش را پذیرفت.وه! چه بزرگ است منتی که خدا با بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله بر ما نهاده و چنین نعمت بزرگی، به ما عطا فرموده؛ رهبر پیشتازی که باید او را پیروی کنیم و پیشوایی که باید راه او را تداوم بخشیم». (35)
۳٫ با خانوادهدر خانواده، مهربان بود. انس می گفت: کسی با زن و فرزندش مهربان تر از رسول گرامی نبود. نسبت به همسران خود، هیچ گونه خشونتی نمی کرد و این، بر خلاف خلق و خوی مکیان بود. به حسن معاشرت با زنان توصیه می کرد و می گفت: همه مردم، دارای خصلت های نیک و بد هستند. مرد، نباید تنها جنبه های ناپسند همسر خویش را در نظر بگیرد و او را ترک کند؛ زیرا هر گاه از یک خصلت او ناراحت شود، خصلت دیگرش، مایه خشنودی اوست و این دو را باید با هم به حساب آورد. در کارهای خانه، به خانواده کمک می کرد.با فرزندان و فرزندزادگان خود، مهربان بود؛ به آنها محبت می کرد؛ آنها را روی دامن خویش می نشاند؛ بر دوش خویش سوار می کرد و آنها را می بوسید و اینها، همه بر خلاف خلق و خوی رایج آن زمان بود. چون صبح می شد، بر سر فرزندان و نوه هایش دست می کشید. روزی در حضور یکی از اشراف، یکی از فرزندزادگان خویش – حضرت مجتبی علیه السلام – را می بوسید. آن مرد گفت: من دو پسر دارم و هنوز حتی یک بار، هیچ کدام از آنها را نبوسیده ام. فرمود: «کسی که مهربانی نکند، رحمت خدا، شامل حالش نمی شود». (36)در خدمت کارهای خانه بود و از اهل خانه، نه غذایی می طلبید و نه علاقه اش به خوردنی را ابراز می کرد.(۳۷) اگر غذایش می دادند می خورد و آن چه می دادند، می پذیرفت و آن چه نوشیدنی می دادند، می نوشید و چه بسا خود، برای خوردن و نوشیدن بر می خاست و به خانواده اش غذای خوب می داد. (۳۸)
۴٫ با همهبا همه صمیمی بود و کسی که برای نخستین بار او را می دید، هیبتش او را می گرفت و هر کسی با او معاشرت می کرد، دوستی اش را به دل می گرفت. (۳۹)در معاشرت با مردم، مهربان و گشاده رو بود؛ به هر کسی می رسید، سلام می کرد و در سلام، به همه، حتی کودکان و بردگان، پیشی می گرفت.وقتی به کسی دست می داد، پیش از او، دست خویش را باز نمی کشید؛ همچنان که صورتش را از او بر نمی گرداند؛ مگر آن که او صورتش برگرداند. (۴۰)چون با دوستانش برخورد می کرد، دستانشان را می گرفت و می فشرد.می فرمود: سه چیز است که دوستی آدمی با برادر مسلمانش را زلال می سازد؛ هنگام دیدار با چهره ای گشاده با دوستش روبه رو می شود، زمان نشستن در مجلس، برایش جا باز کند و او را با محبوب ترین نامش بخواند. (۴۱)چهره ای گشاده داشت و تندخو، ملامت گر و فحاش و مزاح نبود؛ انس می گوید: ده سال خدمتش را کردم؛ نه هرگز دشنامم داد و نه کتکم زد؛ نه مرا از خود راند و نه به رویم اخم کرد. هر گاه در کاری که دستور فرموده بود، سستی می کردم، سرزنشم نمی کرد. (۴۲)برای خدا، خشمگین می شد؛ نه برای ارضای خویش. اهل انتقام گرفتن نبود؛ عفو می کرد و می گذشت.عذر عذرخواهنده را می پذیرفت و بر جفا و تندخویی دیگران، صبور و حلیم بود. می فرمود: خدا مرا به مدارا فرمان داده است؛ آن گونه که به نماز دستور داده است. مردم دار و خوش خلق بود و با یاران خود، حلقه وار می نشست. (۴۳)همگان را به خوش اخلاقی توصیه می کرد و می فرمود: «نزدیک ترین همنشین من در رستاخیر، خوش اخلاق ترین شما است و در ترازوی عمل کسی در روز قیامت، چیزی بهتر از خوش خلقی گذاشته نمی شود». (44) پای خود را جلوی هیچ کس دراز نمی کرد و در حضور کسی، تکیه نمی نمود. غالبا دو زانو می نشست. در مجالس، دایره وار می نشست تا مجلس، بالا و پایینی نداشته باشد و همه، جایگاه مساوی داشته باشند. (۴۵)از اصحابش، تفقد می کرد و اگر سه روز یکی از اصحاب را نمی دید، سراغش را می گرفت؛ اگر مریض بود، او را عیادت می کرد و اگر گرفتاری داشت، کمکش می نمود. (۴۶)در مجالس، تنها به یک فرد نگاه نمی کرد و یک فرد را طرف خطاب قرار نمی داد؛ بلکه نگاه های خود را در میان جمع، تقسیم می کرد. (۴۷)با هر مسلمانی که برخورد می کرد، مصافحه می کرد و دست خود را در دست او نگه می داشت تا طرف مقابل، دست خود را عقب بکشد. هرگاه کسی نزد او می نشست و با او کار داشت، نمازش را سریع تمام می کرد و به کار او می رسید. متواضع بود. در مجلس، هر جا که جا بود، می نشست و جای خاصی برای خود اختصاص نمی داد و دیگران را هم از این کار نهی می کرد. (۴۸) از همه خنده روتر بود. یارانش می گفتند: هیچ کس را ندیدیم که بیش از رسول خدا صلی الله علیه و آله بر لبانش تبسم باشد. (۴۹)ماه فروماند از جمال محمدسرو نباشد به اعتدال محمدسعدی اگر عاشقی کنی و جوانیعشق محمد بس است و آل محمد (۵۰)
پی نوشتها:

۱- عبدالرحمن جامی، دیوان کامل جامی، ص ۹۵٫۲- ابن سعد، طبقات الکبری، ج۲، ص۵۶٫۳- دیوان سلمان ساوجی.۴- محمدبن عیسی الترمذی، الشمائل النبویه، ص۵۱ – ۵۲؛ شیخ عباس قمی، سیمای پیامبر اسلام، ص ۱۱ -۱۲٫۵- همان.۶- الشمائل النبویه، ص ۴۹٫۷- صحیح ابن حبان، ج۱۴، ص۱۹۶٫۸- عبدالرحمن جامی.۹- جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج۲، ص۳۱۰؛ سنن ابی داود، ج۲، ص۱۹۵؛ ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج۱۱، ص۲۱٫۱۰- الشمائل النبویه، ص ۵۱ – ۵۲٫۱۱- محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۹۸٫۱۲- طبقات الکبری، ج۱، ص ۳۷۲٫۱۳- سعدی شیرازی، کلیات سعدی، ص ۵۶۰٫۱۴- احزاب، آیه ۲۱٫۱۵- ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۳۴۰٫۱۶- ابن اثیر، اسد الغابهف ج ۵، ص ۴۳۴٫۱۷- اهلی شیرازی، کلیات اشعار، ص ۴۲۴٫۱۸- ابن فهد حلی، عده الداعی، ص ۱۸۲٫۱۹- احمد بن علی امثنی، مسند ابی یعلی، ج۳، ۳۹۱٫۲۰- نعمان بن محمد تمیمی، دعائم الاسلام، ج۱، ص ۳۶۷٫۲۱- محمدحسین طباطبایی، سنن النبی، ص ۲۶۸٫۲۲- ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج ۱، ص۶۹٫۲۳- حرانی، تحف العقول، ص ۸٫۲۴- حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص ۵۴٫۲۵- شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ص ۷۹٫۲۶- مرتضی مطهری، مجموعه آثار (وحی و نبوت)، ج۲، ص ۲۵۴٫۲۷- فیض کاشانی، محجه البیضاء، ج۶، ص۴۴٫۲۸- وسائل الشیعه، ج۲، ص ۱۶٫۲۹- دعائم الاسلام، ج۱، ص ۳۶۷٫۳۰- ابونصر طبرسی، مکارم الاخلاق، ج۱، ص ۸۰-۸۲٫۳۱- همان، ص ۸۴٫۳۲- هیثمی، مجمع الزوائد، ج ۵، ص ۱۳۲٫۳۳- متقی هندی، کنزالعمال، ج۷، ص ۱۲۲٫۳۴- سنن النبی، ص ۱۷۳٫۳۵- نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰٫۳۶- مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، ج ۵، ص۱۱۴؛ مجموعه آثار، ج۲، ص ۲۵۴٫۳۷- بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۲۷٫۳۸- سنن النبی، ص ۱۷۳٫۳۹- بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۹۲٫۴۰- بحارالانوار، ج ۱۶، س ۲۳۷٫۴۱- بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۲۳؛ نوری، مستدرک الوسائل، ج۸، ص ۲۸۱٫۴۲- انساب الاشراف، ج۱، ص ۲۹۳٫۴۳- کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۹۹؛ طبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۷۲؛ بحارالانوار، ج۷، ص ۲۴۹؛ سنن النبی، ص ۱۰۳٫۴۴- اصول کافی، ج۲، ص ۹۹٫۴۵- مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۶۶٫۴۶- همان، ص ۵۵٫۴۷- بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۸۰٫۴۸- مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۴۷٫۴۹- محمد بن عیسی الترمذی، سنن الترمذی، ج۵، ص ۲۶۲٫۵۰- سعدی.منبع: نشریه پرسمان

 

برچسب ها: معصوم شناسی
نوشته قبلی

معراج جسمانی و روحانی

نوشته‌ی بعدی

پیامبر اعظم (ص) از دیدگاه دانشمندان جهان

مرتبط نوشته ها

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

پیامبر اعظم (ص) از دیدگاه دانشمندان جهان

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا